close
تبلیغات در اینترنت
مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی

حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی
قالب وبلاگ
درباره وبلاگ

حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی
ورود کاربران

ورود به سایت

نام کاربری:
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
موضوعات وبلاگ
حکیم عسکری -
وجدان چیست ؟ انواع وجدان -
مجموعه مقالات وگفتمان های اقتصادی وبانکداری اسلامی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+بانظارت استادسعادت میرق -
آمار سایت
افراد آنلاین : 2 نفر
بازدیدهای امروز : 142 نفر
بازدیدهای دیروز : 179 نفر
كل بازدیدها : 85847 نفر
بازدید این ماه : 581 نفر
بازدید ماه قبل : 3008 نفر
نظرات : 2
كل مطالب : 308 عدد
تعداد اعضا : 845 نفر
امروز : چهارشنبه 23 آبان 1397
جستجوی مطالب

Google
hakim-askari.rozblog.com

 

 

 

حکیم عسکری

 

***نسیم معرفت***

 

 

به نام خدا

 

وِیژگی های شخصی وعلمی وفکری ومعنوی مرحوم حکیم عسکری گیلانی

 

 

1- ** باتقوی و باایمان و بااخلاص  و اهل توکل بود.

2- ** عالم ربانی بود.

3- ** استادی حاذق وماهر در تدریس علوم فلسفی وکلامی وعرفانی بود.

4- ** بیش از 30 سال تدریس کرد

5- ** مسلط بر متون فلسفی وکلامی وعرفانی بود

6- ** دوازده سال ازمحضردرس فلسفی وعرفانی حضرت علامه محمد حسین طباطبایی بهره برد

7- ** هشت سال از محضرحضرت امام خمینی استفاده نمود

8- ** پانزده سال ازمحضرحضرت آیت الله سیدمحمد رضا گلپایگانی بهره مند گشت

9- ** اهل دعا و مناجات وذکر بود.

10- ** اهل صفا و صداقت وصمیمیت بود.

11- ** طالب و تشنه حقیقت بود

12- ** اهل اندیشه و تفکر بود

13- ** فروتن و متواضع بود

14- ** اهل صبر و بردباری و شکیبایی بود

15- ** سختی ها و مرارت های دنیا و حوادث را لمس کرده بود

16- ** در هشت سالگی پدرش را از دست داد

17- ** باتجربه و کارآزموده بود

18- ** دلبستگی به مقام و منصب و شهرت و... نداشت

19- ** مرحوم علامه طباطبایی به ایشان توجه داشت

20- ** به تربیت طلاب وشاگردان اهتمام داشت

21- ** ژرف اندیش بود

22- ** به کیفیت درس توجه و اهتمام داشت

23- ** از کبر و غرور مبری بود

24- ** دارای ذهن باز و منبسط بود و از انجماد فکری و دُگم اندیشی  متنفر بود

25- ** اهل شب و تهجد بود

26- ** همیشه قبل از اذان صبح بیدار بود

27- ** ازنظر وضع معیشتی و اقتصادی ،متوسط بود

28- ** وابستگی مالی به هیچ جایی نداشت و مستقل بود

29- ** زهد عالمانه داشت

30- ** سنگین و متین و با وقاربود

31- ** دور اندیش بود

32- ** مجلس درسش ساده وبی آلایش بود

33- ** نکات واشعار زیادی از عرفاء و بزرگان  از حفظ بود و به زیبایی می خواند وبیان می کرد و قدرت بالایی در تمثیل داشت و مطالب سنگین فلسفی و عرفانی را با مثال های زیبا  تبیین می نمود .

34- ** نکته سنج و دقیق بود

35- ** اهل قلم بود

36- ** اهل نظم وبرنامه در زندگی  بود

37- ** تحت تأثیر این و آن قرار نمی گرفت

38- ** جوگیر و جوزده نمی شد

39- ** استقلال فکری داشت

40- ** مرید و مُحب امام خمینی ره بود و اکثر اوقات عشق و ارادت خود را به امام و نظام جمهوری اسلامی نشان می داد و اظهار می کرد

41- ** به عرفان حضرت امام خمینی ره خیلی اهمییت می داد

42- ** می فرمود حضرت امام خمینی از جمله عرفایی بود که یک امت را به سوی خدا حرکت داد

43- ** درمسائل عرفانی بیشتر متأثِّر از حضرت امام خمینی  وحضرت علامه طباطبایی بود

44- ** به تبلیغ اهمیت می داد

45- ** باجوانان و فرهیختگان و طلاب و فضلاءو دانشمندان و دانشجویان و اساتیدِ دانشگاه ارتباط داشت

46- ** بی تکلف و راحت بود

47- ** حریم برای خودش ایجاد نمی کرد که کسی جرئت نکند به ایشان نزدیک شود

48- ** تکبر علمی و اخلاقی نداشت

49- ** از گعده گیری ها بدش می آمد

50- ** از اِتلاف عمر ناراحت می شد

51- ** ازعقب ماندگی حوزه های علمیه از جامعه و زمان نگران بود

52- ** باتصوف بازی وصوفی گری مخالف بود

53- ** باانحرافات عقیدتی و اخلاقی برخورد عالمانه و قاطع برخورد می کرد

54- ** باانحرافات فکری در گیلان برخورد می کرد

55- ** در حال ساده زیستی تدریس می کرد

56- ** به بهداشت اهمیت خاصی می داد و از ژولیدگی بدش می آمد

57- ** می فرمود طلبه های گیلانی و مازندرانی خوش تیپ وخوش پوش هستند

58- ** ازاینکه عده ای رعایت بهداشت کوچه وخیابان را نمی کردند ،ناراحت می شد

59- ** معتقد بود که شریعت و طریقت و حقیقت یک چیز است و جدای از هم نیستند و خودش نیز هرسه را باهم داشت

60- ** دررابطه با مسائل دینی اهل تسامح و تساهل نبود

61- ** معتقد بود که در مسائل ومعارف دینی باید در حد بالا مطالعه داشته باشیم

62- ** بامردم و جوانان با گشاده رویی روبرو می شد

63- ** از صدای خوش و آهنگ زیبا در چهارچوب شرع خوشش می آمد

64- ** ازشتابزدگی در امور پرهیز می کرد و به اصطلاح  عجول نبود

65- ** اهل نظم در زندگی و در تد ریس بود

66- ** با پای پیاده به تدریس می آمدند

67- ** حالت درون گرایی داشتند

68- ** اهل ادعای فضل و کرامات نبود و از این کارها بیزاری می جُست

69- ** ایشان بااینکه مسلط به همه کتب عرفانی و فلسفی و کلامی و...بود ولی خود رانشان نمی دادند و بعدا افراد به شخصیت علمیش پی می بردند

70- ** از نظر شیوه تدریس متأثر از علامه طباطبایی بودند و به متن کتب علمی بسیار اهمیت می دادند و می فرمود مرحوم علامه مُلّامَتنی بود و به متن کتاب علمی اهمیت می داد

71- ** دنبال گنبد و بارگاه برای خودش بعد از مرگ نبود

72- ** به فکر اصلاح جامعه بود  روی این جهت به تبلیغ اهتمام می ورزید

73- ** به امور فرهنگی و معنوی اهمیت می داد

74- ** گمنام زندگی کرد

75- ** ازسن نوجوانی عشق و علاقه به معقول داشت ومی فرمود اگر واعظی در محل ما منبر می رفت هرگاه از معقول می گفت من به وجد می آمدم

76- ** می فرمود  شاخ و بال های اضافی علم را باید قیچی کرد و نباید طلبه را معطل کرد

77- ** روش فعلی و قبلی حوزه را نمی پذیرفت و معتقد بود که باید حوزه در همه زمینه ها متحول شود و تکامل پیداکند

78- ** ازاینکه طلاب بی انگیزه درس می خوانند  انتقاد می کرد و ناراحت می شد

79- ** می فرمود طلبه باید خودش را به یک استاد ماهر بسپارد که سال ها در خدمت آن استاد باشد تا ساخته شود

80- ** ایشان حتی روزهای تعطیلی هم گاهی برای بعضی از طلاب مُجِدّ درس می گذاشتند

81- ** مُوحِّد واقعی بود

82- ** اهل دروغ وحیله و مکرو نیرنگ و کلک نبود

83- ** به (لامُؤَثِّرَ فِی الوُجُودِ اِلَااللهُ) باور  داشت

84- ** به رزق مقدر اعتقاد و ایمان داشت

85- ** درس وتدریس را به جهت گرما و سرما و باران و باد و... تعطیل نمی کرد. در یک روز طوفانی و بارانی یکی از شاگردان از ایشان سؤال می کند اگر باران ادامه پیدا می کرد وخیابان آب می آمد بازهم به درس وکلاس تشریف می آوردید؟!! فرموده بود: اگر خیابان آب می گرفت قایق کرایه می کردم و از روی آب می آمدم و درس را تعطیل نمی کردم

86- ** به کیفیت غذا توجه داشت نه کمیت

87- ** از گوشت در حد نیاز استفاده می کرد و بیشتر از میوه جات مصرف می نمود

88- ** ناهار و شام و صبحانه بطور متعارف میل می فرمود

89- ** به تحصیل فرزندان اهمیت می داد

90- ** می فرمود روزگار ما روزگاری نیست که دختران بی سواد باشند. می فرمود الگوی ما در تحصیل علم ودانش حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها ) است

91- ** از تک بُعدی پرهیز می کرد و از آدم های تک بُعدی بدش می آمد

92- ** به منبر و  وعظِ عالمانه اهمیت می داد و از منبرهای کشکولی و جنگلی خوشش نمی آمد

93- ** می فرمود منبرها و خطابه ها باید نوآوری داشته باشد ودر شنونده تحول ایجاد کند

94- ** معتقد بود که طلاب و ارباب عَمائم(مُعمّمین) باید هدفمند درس بخوانند و هرکس استعداد و ذوق خود را بشناسد که چه کاره می خواهد بشود؟

95- ** از حرکات سبک وجاهلانه بعضی از اهل علم ناراحت می شد

96- ** می فرمود اهل علم اگر منکری را دیدند باید فورا تذکر دهند و ملاحظه اشخاص را نکنند

97- ** در کلاس درس  اجازه اشکال بی مورد به شاگردان نمی داد ومی فرمود اشکال بی مورد باعث اِتلاف وقت و تضییع حق دیگر شاگردان است

98- ** با وقار راه می رفت و از عجله و شتاب در راه رفتن پرهیز می کرد

99- ** می فرمود طلبه باید عزت نفس داشته باشد

100- ** می فرمود اهل علم باید حرّیت و کرامت خودشان را حفظ کنند

101- ** می فرمود بدون فلسفه و عرفان بسیاری و یا حداقل بخشی از روایات قابل تفسیر نیست

102- ** می فرمود حوزه باید درهمه عرصه های علمی از دنیا جلوتر باشد و یا لااقل عقب نباشد

103- ** می فرمود محال است که من قبل از اذان صبح بیدار نباشم و بعد از اقامه فریضه صبح دیگر نمی خوابید تا بعداز صرف ناهار

104- ** می فرمود سعی می کردم که وقتم را تلف نکنم

105- ** به طبیعت و باغ و بوستان علاقه داشت و می فرمود تابستان ها که به گیلان مسافرت می کردم یکی دو تا کتاب برمی داشتم و می رفتم در باغ کنار نهر آبی مطالعه می کردم

106- ** می فرمود با هرکس رفاقت نداشته باشید چون بعضی ها هم ضرر و هم ضِرارند

107- ** از جمع کردن کتاب مخالف بود و می فرمود طلبه نباید زیاد کتاب بخرد بلکه می بایست خود محقق باشد . جمع کتب انسان را از تحقیقات باز می دارد

108- ** در خانه اش یک کتابخانه کوچک داشت که بیشتر کتاب های منبع را شامل می شد.

109- ** خوش مجلس وخوش صحبت بود

110- ** به مطالعه کتاب های علمی و مفید اهمیت می داد

111- ** هرکتابی را که مطالعه می کرد بعد از فیش برداری و برگزیدن نکات لازم و مفید، آن را یا به کتاب فروشی ها و یا به افراد رد می کرد

112- ** به اشعار شعراء نامی توجه داشت مخصوصا اشعار حافظ شیرازی وجلال الدین مولوی

113- ** به قرآن و نهج البلاغه و کلمات معصومین  علیهم السلام بسیار و بسیار اهمیت می داد

114- ** می فرمود کلمات وسخنان بزرگان و عرفاء و فلاسفه را خشک به مردم تحویل ندهید چون برای مردم ثقیل و سنگین است  بلکه آنها را رنگ و لُعاب بزنید و به مردم بدهید

115- ** می فرمود هرشب قبل از خواب سه مرتبه سوره توحید را هدیه به روح استادم  مرحوم علامه طباطبایی میکنم

116- ** می فرمود آنهایی که به بزرگانشان توهین وبی حرمتی می کنند عاقبت خوبی ندارند

117- ** می فرمود بعضی ها حماری زیستند و حماری رفتند

118- ** می فرمود خیلی ها شهرت دارند ولی در معارف الهی کودک وعوام هستند

119- ** حرّاف و پرحرف نبود و به قدر نیاز صحبت می کرد

120- ** دهن بین و زودباور نبود

121- ** به ماست خیلی علاقه داشت

122- ** سرسفره از غذا و خورشت و چیزهای  نزدیک خود بر می داشت و در هنگام غذا از سخن گفتن و نگاه به دیگران پرهیز می کرد

123- ** در منزل حتی المقدور کارهای مربوط  به خویش را خودش انجام می داد

124- ** در حال تدریس در یکی از مدرس های فیضیه دچار عارضه قلبی شد که عصر همان روز به دیار باقی شتافت

به بنده (سید اصغر سعادت میرقدیم) می فرمود من به شما امیدوارم وشما آثارم را زنده می کنید

 

تهیه شده توسط سیداصغرسعادت میرقدیم در تاریخ 26/ 3/    1393

 

***مطالب فوق نکاتی است که بخشی از آن را بنده در ایشان یافتم ویا به اینجانب فرمودند وبخشی دیگر برگرفته از مصاحبه حجت الاسلام جناب آقای بهرام دلیرنقده ای و مصاحبه حجت الاسلام جناب آقای عبدالرحیم اباذری ونوشتاری ازحجت الاسلام جناب آقای جعفرمهدی پور لنگرودی ارباستانی ، می باشد.

سیداصغر سعادت

 

http://hakim-askari.rozblog.com/  


****************************************************


** کرامت چیست و کریم چه کسی است ؟(حکیم عسکری لشت نشایی گیلانی )

 

انسان مجموعه ای از جهان اثر حکیم عسکری گیلانی

***نسیم معرفت**

 

** از صفحه 19 تا ص 21 از کتاب ( انسان مجموعه ای از جهان ، اثر مرحوم علامه حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ) :

 

 به نام خدا

 

** کرامت چیست و کریم چه کسی است ؟

 
وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی‏ کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً (سوره اسراء آیه 70)

 
ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا ، ( بر مرکبهای راهوار ) حمل کردیم و از انواع روزیهای پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم ، برتری بخشیدیم.

کرامت هر موجودی بستگی دارد به مرتبه و خصوصیات وجودی و افعالِ شایسته و کمالِ لایق به آن .  موجود کریم کسی است که جامع انواع خیرات و فضائل و شَرَفِ مناسب با حال خودش باشد و یکی از اسماءالله ، کریم است . کرامت در ذات اَقدسِ اَحَدیَّت وجودا و صفاتا و اَفعالا به حدّ اعلای کمال و شَرَف و فضیلت موجود است . لذا هرموجودی به اندازه و  سِعه و حیطه وجودیش واجد کمالاتِ وجودی و صفاتی و افعالی بوده و به هر مقدار و پایه و اساس ،  جامعِ انحاءِ فضایل و خیرات و شَرَف بیشتر باشد ، آن موجود کریم تر و کرامتِ آن از سائرین بیشتر است . به عبارت اُخری نظام هستی مانند حَلَقات زنجیر به هم پیوسته و متصل و دارای مراتبی از کمال و نقصان و فعلیت و قوّه و شدت و ضعف است و هر موجودی که  ذاتا و وجودا صِرفِ کمال و بَحت (خالص و صرف) هستی و فاقدِ از نقصان باشد ، او گرامی ترین موجود هستی خواهد بود . به همین مناسبت و جهت ، خداوند مجید ، اَکرَمُ الأَکرَمین خوانده شده است .

مقصد و هدف اصلی و غرض اساسی و بحث و تحقیق مهم در این کتاب راجع به انسان است که در این اِقلیمِ ماده و طبیعت ، موجود اصیل و اَشرَف نامگذاری شده است . غرض ما در این کتاب ، بررسی و تحلیل در حالات و خواصّ انسان است که می خواهیم بدانیم  که امتیاز انسان با همنوعان خود و سایر موجوداتِ اِمکانی به چه چیز و چگونه است ؟

به طور مسموع و طبق تحقیقات زیست شناسی در حدود یک میلیون و دویست هزار نوع حیوان در دریا و روی زمین زندگی می کنند که انسان در رأس همه آنها قرار دارد .  انسان نسبت به سایر انواع ، گذشته از امتیازاتِ کمالی ، امتیاز فصلی هم دارد . در منطق ثابت شده است که برخورد فصول مُقَسِّمه ، اَجناس را حِصَّه حِصَّه می کند و از هر حِصَّه و تقسیم ، نوعی پیدا  و تشکیل می گردد و هر فصلی هم مُقَوِّمِ نوعِ خود خواهد بود . لذا فصل انسان با فصول سایر حیوانات متفاوت است .

فرق امتیازات کمالی انسان با سایر حیوانات بسیار فوق العاده است . البته مخفی نماند که منظور از کمال حیوان ، کمالات مخصوص آن نوع است نه کمالات تحمیلی که مربوط به آن نیست . مثلا ممکن است خرس راننده موتور بشود چنانچه در رسانه های تصویری دیده می شود  یا میمون ، راننده ماشین بشود لکن اینها کمالات حیوانی نیست بلکه کمالاتی است که به آنها تحمیل شده است و ما منکر تربیت حیوانات یا بعضی از آنها نیستیم . به طور مسلّم بعضی از حیوانات در بعضی از امور قابل تربیت اند . محل شک و تردید نیست که کمالِ مخصوصِ به هرنوعی از حیوان ، محدود و مربوط و مناسب با حال خود اوست و هرکدام از انواعِ حیوانات ، کمالاتِ اختصاصیِ خودشان را بالفطره و الغَریزه دارا می باشند و احتیاج به کسب و اُستاد ندارند . مثلا حیوانات ، دشمن خودشان را بِالفِطره می شناسند و (دراین رابطه ) لازم به تعلیم و تربیت نیستند .  گوسفند وقتی که شتر را می بیند فرار نمی کند اما به محض دیدن گرگ فرار را بر قرار ترجیح می دهد و سراسیمه می شود  در صورتی که حجم و وزن گرگ چندین برابر کمتر از وزن شتر است . مرغ خانگی با دیدن اسب و گاو فرار نمی کند ولی به محض  دیدن روباه فرار می کند . جوجه مرغابی و اردک در خشکی به دنیا می آید و به محض تولد بلافاصله به آب می افتد و شروع به شنا می کند  و حیوانات علف خوار ، علف سمّی را از عیر سمّی با شامّه تشخیص می دهند بدون اینکه علف را به دستگاه تشخیص بفرستند. زنبور های عسل همیشه لانه شان را یکنواخت می سازند بدون اینکه طرز لانه سازی را به مقتضای زمان و مکان تغییر بدهند . تمام این افعال و اعمال که از این حیوانات سرزده و یا می زند ، بِالفِطره است و اُستادِ اَزَل این موهبت عُظمی را در اینها به ودیعه گذاشت که در موقع لزوم و رفع احتیاج از خودشان و در مواقع ضروری ، کمالِ استفاده را از آنها بنمایند ، برخلاف انسان که خالی از همه چیز از مادر متولد می شود وبا دست تُهی از رَحِم مادر به دنیا می آید ، فاقد تمام کمالات است بالفعل .  و همه کمالات و فضائل در او مرکوز ( و مُستقَرّ ) است بالقوّه  یعنی باید اورا تعبیر به حیوان بالفعل و انسان بالقوّه کرد .

قوله تعالی :وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . سوره نَحل آیه 78 . و خدا شما را از بطن مادران بیرون آورد در حالی که هیچ نمی دانستید و به شما چشم و گوش و قلب عطا کرد تا شاید شکر ( این نعمت ها ) بجای آرید .

بنابرین هیچ نوع ازکمالات انسان فطری نیست بلکه همه اش را به توسط استاد و تجربه و ممارست و زحمت بدست  می آورد و کسب می کند  یعنی اگر انسان در دنیا تلاش نکند ، پیِ کسب و کار نرود و وجودش را معطّل نگه دارد ، چیزی نصیب و سهم و عاید او نخواهد شد و مانند معدنِ استخراج نشده ( اَلنَّاسُ مَعَادِنُ کَمَعَادِنِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ )  از این قَنطَره مَجاز که دنیا باشد می گذرد و ( خَسِرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةَ ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبینُ  سوره حج آیه 11) خواهد شد .  وصول به کمالات برای انسان مرهون سعی و تلاش و کوشش اوست ، و مُفت و رایگان به او داده نخواهد شد مگر شَذَّ وَ نَدَر – وَما خَرَجَ بِالدَّلیلِ .

قوله تعالی : وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی سوره نَجم آیه 39 .  نیست از برای انسان مگر آن چیزی را که با سعی و کوشش بدست آورد .

 

** از صفحه 19 تا ص 21 از کتاب ( انسان مجموعه ای از جهان ، اثر مرحوم علامه حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ) :


 **  استاد سیداصغر سعادت میرقدیم 

 

**********************************************************

 

 

انسان مجموعه ای از جهان اثر حکیم عسکری گیلانی

***نسیم معرفت***

 

** از صفحه21 تا ص 30 از کتاب ( انسان مجموعه ای از جهان ، اثر مرحوم علامه حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ) :

 

به نام خدا

 

** امتیازات وفرق های بین انسان وحیوان +( مرحوم حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی)

 

 

بی شک فرق و امتیازات زیاد وبسیاری از جهت خصوصیات و اطلاعات و بینش و آگاهی ها و اهداف و خواسته ها ، ما بین انسان و حیوانات موجود است . بنده با توجهاتِ خداوندِ مَنّان ، آن مقدار از امتیازات و تفاوت های بین این دو را که لازم است در اینجا بیان می کنم :

 

1-       انسان دارای عقل مُحیطی است که مُدرِکِ حقایق اشیاء ، به طور کلی و جزیی  است  لکن عقل حیوان اشیاء را فقط به نحو جزیی درک می کند و اصلا کلی و کلیت را نمی فهمد . درک و شناخت به امور کلی ندارد . 

 

2-       توحید انسان گذشته از اینکه فطری است ( قوله تعالی : فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ سوره روم آیه 30 . پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند ، انسانها را بر آن آفریده دگرگونی در آفرینش الهی نیست این است آیین استوار ولی اکثر مردم نمی دانند! )    ( قوله تعالی :  وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّی یُؤْفَکُونَ. سوره عنکبوت آیه 61 . و هر گاه از آنان بپرسی: «چه کسی آسمانها و زمین را آفریده ، و خورشید و ماه را مسخّر کرده است؟» می گویند: «اللَّه»! پس با این حال چگونه آنان را ( از عبادت خدا ) منحرف می سازند؟! ) .

 

  قدرت بر استدلالِ توحید و برهان و مکاشفه را هم دارد ، و  «اَلطُّرُقُ اِلَی اللّهِ بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلایِقِ »  به روی او باز است و به راه های مختلف می تواند به یگانگی ذاتِ اقدسِ اَحَدِیَّت راه پیدا کند و راه شناخت برای او به طُرُقِ متعدد امکان دارد ، برخلاف حیوانات که تمام راه ها به رویش بسته است و امکان رفتن از این راه های مختلف برایش میسّر و ممکن نیست جز توحید فطری و غریزی .

 

[محى الدین ابن عربى، در  الفُتُوحات المَکِّیَّة، ج: 2 ص: 317 و 411.  تصریح مى‏کند که این سخن (  اَلطُّرُقُ اِلَی اللّهِ بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلایِقِ) از جملات به کار رفته توسط «اَهلُ الله» است و جمله را نیز با اندکى تغییر با متن به صورت «اِنَّ الطُّرُقَ اِلَى اللِه عَلَى عَدَدِ اَنفاسِ الخَلائِقِ» نقل مى‏کند. اما عارف محقق سید حیدر آملى جمله را روایتى از پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) مى‏داند. جامع الاسرار و منبع الانوار، ص: 8 و 121 .]

 

3-       انسان دارای قوه تحلیل و بررسی است . می تواند قضایا و مشکلات و مسائل را موشکافی و تحلیل کند . غوامض امور و رموزِ مُهِمّات را با تفکر و اندیشه توضیح دهد و نظریات را بوسیله بدیهیّات  کشف و کسب نماید و ابزار زندگانی و وسایل حیاتی خویش و مسکن و آسایشِ خود را به دلخواهِ خویش تغییر و تحوّل دهد و هر روز زندگانی نو و جدیدی برای خود ایجاد نماید و موانع  وعویصه های لایَنحَلّ را دفعة و یا تدریجا به مرور ایام حل و آسان سازد . می تواند وسائل و آلات مصنوعی و پیوندی از قبیل دست و پای مصنوعی و پیوند قلب و کُلیه برای خود تهیه نماید و در مواقع لزوم و ضروری از آن استفاده کند برخلاف حیوان که هیچ نوع قدرتی براینها ندارد و تحلیل و بررسی در او مرده است و اینها را درک نمی کند . مثلا شیری که در دام بیفتد قدرت فکری و اندیشه برای رهایی از دام را ندارد و یا اگر شاخ گاو یا حیوان دیگری در جنگ شکسته شود هیچ نوع اندیشه برای چاره جویی ندارد که مثلا یک شاخ مصنوعی از آهن و غیره بسازد تا در مواقع اضطرار از خود دفاع نماید بلکه با بی شاخی و نقص عضو تا آخر عمر می سازد ، نه از کسی شکایت و نه به کسی حکایت می کند . 

 

4-       ابزار و مآخذ و وسائل برای اقتناص و اصطیادِ علوم و شبکه اطلاعاتی برای انسان باز و وسیع است و از طُرُق مختلف و راه های متعدد می تواند کسب دانش و معرفت کند اعم از حواس خمسه ظاهره و باطنه و عقل . به استثنای عقل که ابزاری است برای اطلاعات کلیّات ، مجموعا ده تا حسّ برای انسان شماره کرده اند که هرکدام از اینها پلیس و جاسوسانی هستند در امور جزیی برای آن و عهده دار اطلاعات بخصوص هستند . هیچ کدام از اینها هیچوقت از پیام رسانی و از پست وظیفه و محل کارشان تخطّی و تخلف نمی کنند و کارشان را کما هو حَقُّه انجام می دهند . یعنی در واقع و نفس الأمر ، انسان  ، محسوسات و معقولات را با ابزار حسی و عقلی درک می کند بخلاف حیوان که شبکه اطلاعاتیش مُضَیًّق و محدود و منحصر به حواس خمسه ظاهره و وهم و خیال است که درک جزییات می کند و از عالَم معنی و معقولات نزدش خبری نیست . حَیَوان را خبر از عالم انسانی نیست .

 

خفتگان را چه خبر زمزمه مرغ سحر؟

                      حَیَوان را خبر از عالم انسانی نیست

از شیخ اجلّ سعدی شیرازی

 

5-      انسان یا جهان صغیر دارای دوبُعد بوده و جهان یا انسان کبیر هم دوبُعد دارد و احکام اسلام برای تنظیم و اصلاح هردوبُعد آمده است بُعد ظاهری و بُعد باطنی ، حسّی و عقلی ، مادی و معنوی ، لکن دستورات الهی بُعد دنیا را قَنطره و وسیله و آلت و ابزار برای آخرت قرار داده و آخرت را هدف و مقصد و غایت . قوله تعالی : وَ ابْتَغِ فیما آتاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنْیا وَ أَحْسِنْ کَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدینَ. سوره قصص آیه 77 .  به هرچیزی که خدا به تو عطا کرده ( از قُوا و نعمت های دنیا ) بکوش تا سعادت دار آخرت تحصیل کنی و بهراه ات را هم از ( نِعَم) دنیا فراموش مکن و تا توانی نیکی کن چنانکه خدا به تو نیکویی و احسان کرده و هرگز در روی زمین فتنه برمینگیز که خدا مفسدان را دوست نمی دارد . و در حدیث است (اَلدُّنْیا مَزْرَعَةُ الآخِرَةِ) . خواسته های انسان دوبُعدی است و با هر دوبُعد پیش می رود بخلاف حیوان که خواسته هایش فقط یک بُعدی و بُعد مادی است که جز چریدن و نشخوار کردن و شکم پر کردن و شهوت و لذتِ فانیه و داثِره ، هدفی و مقصدی ندارد و به هیچ دارای آرمان و خواسته های خود نیست .

 

6-      نظر انسان ( براساس فطرت پاکش و ... )  در افاده و افاضه و نفع رسانی عمومی است . یعنی نظر بر رفاه عموم مردم دارد و قانون گذاریش برای عالَمِ ناس است و برای عموم وضع می شود و کلیت در وضع قانون منظور است برخلاف حیوان که قانونش قانون صحرا و جنگل است و نفعش بالذّات جزیی و فردی است ، دارای کلیت و عمومیت نیست و محدود و مربوط به محیط زیست و زندگانی مکانی و زمانی اوست و با بیرون از محیط زندگانی خود سر وکاری ندارد .

 

7-      انسان اصل و زیر بنا و به منزله مرکز جهان هستی و واسطه در فیض و ایجاد سایر موجودات امکانی است . در حدیث  قدسی  چنین آمده است :  "قال الله تبارک و تعالی : لَولاک لَما خَلَقتُ الأَفلاکَ . ( ای پیامبر ص) اگر تو نبودی هر آینه افلاک را خلق نمی کردم . ودر دعای عدیله راجع به حضرت مهدی ( علیه السلام) است :بِبَقَائِهِ بَقِیَتِ الدُّنْیَا وَ بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ وَ بِهِ یَمْلَأُ اللَّهُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً. به باقی بودن حضرت مهدی ( علیه السلام) باقی است دنیا و به یُمن مَیمنتش روزی داده می شود ماورای او و به واسطه وجودش ثابت و برقرار است زمین و آسمان و به  واسطه او پُر می کند خداوند زمین را از حیث عدل وداد بعد از اینکه پُرشد زمین از حیث ظلم و ستم . وایضا ( در حدیث آمده ) : لَوْ لَا الْحُجَّةُ لَساخَتِ الْأَرْضُ بِاَهْلِها. اگر نبود حجت ( اعم از انبیاء و اوصیاء  علیهم السلام ) هر آینه فرو می گیرد زمین اهلش را . و بقیه موجودات امکانی بالنسبه به انسان  رو بنا  و فرع اند و به منزله محیطِ مرکز جهان هستی به شما می آیند .

 


[ لَوْ لَا الْحُجَّةُ لَساخَتِ الْأَرْضُ بِاَهْلِها. به این مضمون در اصول کافی کتاب الحجه ص 177ـ179 هفده روایت نقل شده است از جمله این روایت: وَلَولا ما فِی الأَرضِ مِنّا لَساخَت بِأَهلِها: اگر از ما فردی در روی زمین نباشد، هر آینه زمین اهلش را فرو می‌برد.]

 

8-      علم و اطلاعات انسان به اشیاء از ظواهر آن می گذرد و به اعماق و بواطن آن نفوذ و گذر می کند و می خواهد به حقیقت و واقعیت اشیاء آن طور که هستند برسد . در حدیث نبوی (ص) است :  رَب‌ِّ اَرِنِی‌ الأشیاءَ کَما هِی‌َ . پیغمبر اسلام (ص) از خداوند مجید می خواهد و طلب می کند پروردگارا بنمایان به ما اشیاء را آن طوری که هستند- برخلاف حیوان که دانشش سطحی است و با رنگ و ظواهر اشیاء سر وکار دارد و از این مرحله تجاوز نمی کند .

 

9-      انسان اغلب اوقات ، اعمال و افعالش را از روی رویَّه(اندیشه ) و تدبیر و تفکر انجام می دهد ، قضایا و قیاساتی برآن مترتب می کند و نفع و ضرر و مآل آن را می سنجد و بررسی و عاقبت اندیشی می نماید ، مصلحت و غایت و فائده و عواقب کار را توجیه و تحلیل می کند و منظور دارد . چه بسا لذت اعمال و افعالش مرهون و معلول مصلحت و غایت کارش می باشد . برخلاف حیوان که در کار و عملش مصالح و مفاسد و غایت و فائده آن کار را منظور ندارد ، فقط به لذت آن کار نظر دارد و بس .

 

10- یکی از مراتب ما بین انسان و سایر حیوانات این است که خداوند مجید در باره انسان لفظ ( کَرَّمْنا ) را بکار برده و لفظ ( کَرَّمْنا ) در قرآن یک بار بیشتر نیامده ، آن هم در باره انسان .  قوله تعالی : وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی‏ کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً سوره اِسراء آیه 70  .  ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا ، ( بر مَرکب های راهوار ) حمل کردیم و از انواع روزیهای پاکیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم ، برتری بخشیدیم.   

 

در باره حیوانات چنین لفظی و آیه ای( در قرآن کریم) نیامده است  . کرامت بنی آدم یا بواسطه انتساب به حضرت آدم ( علیه السلام ) است که اولین پیامبر خدا است یا بواسطه عقل کلّی است که خداوند در اینها به ودیعه گذاشت . در هر صورت حیوانات ، فاقد این دو  و  واجد عقل جزیی می باشند کما اینکه گذشت .

 

11- یکی دیگر از امتیازات انسان نسبت به سایر حیوانات ، اموری است که حیوان فاقد آن ها می باشد . اوّلا : به انسان تعلیم ِ اسماء شد . قوله تعالی : وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلائِکَةِ فَقالَ أَنْبِئُونی‏ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ. قالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلیمُ الْحَکیمُ. سوره بقره آیه 31 و 32  . و (خداوند ) یاد داد به آدم همه اسماء را و آنگاه حقایق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود : اسماءِ اینان را بیان کنید اگر در ادعای خود صادقید . گفتند : منزّهی تو ما نمی دانیم جز آنچه را تو به ما تعلیم فرمودی ، تو دانا و حکیمی .    ثانیا : به انسان تعلیم قرآن و بیان شد . قوله تعالی  : الرَّحْمَنُ ?1? عَلَّمَ الْقُرْآنَ ?2? خَلَقَ الْإِنْسَانَ ?3? عَلَّمَهُ الْبَیَانَ ?4? . سوره الرحمن آیه  1  تا 4 . خدای مهربان تعلیم کرد قرآن را  ،  آفرید انسان را ، تعلیم کرد به انسان بیان را .   ثالثا :  به انسان شرح صدر داده شده .  قوله تعالی :  أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ  . سوره  انشراح آیه 1  آیا سینه ات را ( از علم و معرفت و ایمان ) توسعه و وسعت نبخشیدیم ؟   .   رابعا : انسان  مسجود ملائکه شد . قوله تعالی ..............

 

...............     ادامه دارد ...................         ادامه دارد ..........       ......................


  ** استاد سیداصغر سعادت میرقدیم 

 

***********************************************************

**امتیازات وفرق های بین انسان وحیوان

 

 ( سایت حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی)کلیک کنید

 

 

**منظور از اینکه «دنیا مزرعه آخرت است» چیست؟

 

 شرحی برحدیث الدنیا مزرعة الآخرة(رساله کوتاه از شهیدثانی)

 

 




درباره : مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : وِیژگی های شخصی وعلمی وفکری ومعنوی مرحوم حکیم عسکری گیلانی ,


نوشته شده در سه شنبه 09 تير 1394 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 113 |

به نام خدا

 

یادی از حکیم گیلانی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله:من ورّخ مؤمنا فکانما احیاه

سفینة البحار ج2 ص641

کسی که زندگی مؤمنی را شرح دهد وبنویسد یا بیان کند گویا اورا زنده کرده است.

 

عالم وزاهد وصوفی همه طفلان رهند

              مرداگرهست بجز عالم ربانی نیست

                                                          حافظ

درحکمت 139 از نهج البلاغه فیض الاسلام آمده است که  کمیل بن زیاد نخعی می گوید حضرت امیر المؤمنین علیه السلام دست مرا گرفته وبه صحراءبرد. چون به بیرون شهررسید ، آهی کشید همانند آه کشیدن اندوه رسیده. پس از آن در بارۀ دانش ودانشمندان چنین فرمود:

عَنْ كُمَيْلِ بْنِ زِيَادٍ ، قَالَ : أَخَذَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ بِيَدِي فَأَخْرَجَنِي إِلَى نَاحِيَةِ الْجَبَّانِ ، فَلَمَّا أَصْحَرْنَا جَلَسَ ثُمَّ تَنَفَّسَ ، ثُمَّ قَالَ : يَا كُمَيْلُ بْنَ زِيَادٍ ، " الْقُلُوبُ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا ، وَاحْفَظْ مَا أَقُولُ لَكَ : النَّاسُ ثَلاثَةٌ : فَعَالِمٌ رَبَّانِيٌّ ، وَمُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ ، وَهَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ ، يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ ، لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ ، وَلَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ ، الْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ الْمَالِ ، الْعِلْمُ يَحْرُسُكَ ، وَأَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ ، الْعِلْمُ يَزْكُو عَلَى الْعَمَلِ ، وَالْمَالُ تُنْقِصُهُ النَّفَقَةُ ، وَمَحَبَّةُ الْعَالِمِ دَيْنٌ يُدَانُ بِهَا ، الْعِلْمُ يُكْسِبُ الْعَالِمَ الطَّاعَةَ فِي حَيَاتِهِ ، وَجَمِيلَ الأُحْدُوثَةِ بَعْدَ مَوْتِهِ ، وَصَنِيعَةُ الْمَالِ تَزُولُ بِزَوَالِهِ ، مَاتَ خُزَّانُ الأَمْوَالِ وَهُمْ أَحْيَاءٌ ، وَالْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ ، أَعْيَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ ، وَأَمْثَالُهُمْ فِي الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ

كميل بن زياد نخعی گفت: امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام دستم را گرفت و به صحرا برد، چون به آنجا رسيد آهى كشيد چون آه اندوهناك، سپس فرمود: ای کمیل این دل ها ظرف های علوم وحقایق واسرار است وبهترین آن دل ها ، نگهدارنده ترین آنها است.....مردم سه دسته اند: عالم ربانی  وطالب علمی که از جهل ونادانی و... به راه نجات ورهایی یافتن است ومگسان وپشه ها ی( وحشرات) کوچک وناتوان که به هر سو روند واز روی جهل ونادانی به انواع زشتی ها آلوده اند. اینها از هر آوازکننده ای پیروی می نمایند باهربادی  میل وحرکت می کنند ودرست را از نادرست تمییز نمی دهند.نه از روشنایی دانش نور گرفتند  ونه  به پناهگاه استواری پناه بردند.... ای کمیل  گردآورندگان اموال ودارایی در واقع تباه وهلاک شده اند درحالی که به حسب ظاهر زنده اند ودانشمندان در حقیقت پایدار وماندگارند تامادامی که روزگار باقی است اگرچه به ظاهر دارای مکنت ومال نباشند. وجودشان با رحلت وکوچ از این دنیای فانی به ظاهر گم شده ولی آثار وفضائل وذکر جمیل ویاد وخاطرۀ نیکشان همیشه در دلها برقرار است.

جاهل بروز فتنه ره خانه گم کند

     عالم چراغ جامعه وچشم عالم است

 

یاد وخاطرۀ نیک نیک اندیشان واندیشمندان وبزرگان علمی ودینی از فقهاء عظام وحکمای عالیمقام را که به ظاهر در میان مانیستند برای همیشۀ ایام گرامی می داریم. یادآوری نام وآثار وآفکارشان ونیز یاد و مرور زندگی پربارعلمیشان پشتوانه ای سودمند وره توشه ای مفید وارزشمند برای همۀ ما می باشد. ذکر ویاد آنها سبب ترویج فکر وفرهنگ دینی ومعارف الهی وارزش های اسلامی وانسانی  وباعث خشنودی خدا ورسول وائمه علیهم السلام ونیز سبب خرسندی وخوشحالی آنان می شود.به راستی  که علماء راستین ما در همۀ اعصار وامصار وبلاد، چراغ ها ی هدایت برای جامعۀ  بشریت بودند وهستند وخواهند بود. این چراغ ها ومشعل های فروزان، در میدان ها وعرصه های مختلف روشنی بخشیدند وبه مشیت الهی برای همیشه نیز چه در حیات دنیوی وچه در حیات برزخی شان ، نور افشانی خ.اهند کرد.رسولخدا ص فرمودند:ان مثل العلماء فی الارض کمثل النجوم فی السماء(بحارالانوار ج2 ص25). همانگونه که ستارگان آسمان در شب های تار ،موجب هدایت گمگشتگان در صحرا وبیابان ودریاها می شود ، علماء وفقهاء وحکماء  نیک اندیش اسلامی وشیعی نیزروشنگران راه زندگی بشریتند.

مرحوم حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی یکی از شخصیت های بزرگی بود که عمرمبارک وشریف خویش را در علم  وحکمت وفلسفه وعرفان وکلام وقرآن وعلوم آل محمد علیهم السلام  وتدریس مستمر  بیش از 30 سال  با صبر ومناعت طبع وعزت نفس وزهد وپارسایی عالمانه ، سپری نمود. او با بهره مندی از اندوخته های پربار وسرشار از محضر بزرگانی چون علامه طباطبایی( به مدت 12 سال)  و حضرت امام خمینی ره  (به مدت 8 سال) وآیت الله گلپایگانی (15 سال) وآیت الله بروجردی (2سال) ،  سال های طولانی برکرسی تدریس نشست ومتواضعانه وصبورانه با همۀ مرارت ها وسختی ها  با روی گشاده در میدان های مختلف علمی( کلامی ، فلسفی ،عرفانی)به تربیت شاگردان پرداخت وسرزمین تشنۀ طالبان وجویندگان دانش و معرفت وحکمت را سیراب نمود وبه جان های شیفتگان معارف بلند الهی ، حیات معنوی بخشید ودر دوران عمر 76 سالۀ خود آثار وبرکات وثمرات ارزشمندی از خود بجای گذاشت. از جمله آثار وبرکات این استاد گرانمایه ،شاگردان زبده و ورزیده ای هستند که هرکدام آنها در عرصه های فرهنگی وعلمی و... مشغول خدمت ونور افشانی می باشند.

بخشی از فعالیت های علمی مرحوم حکیم عسکری به قرار زیر است:

1-تدریس کل مجموعه اسفار 9 جلدی که بعضی از مجلدات آن را چندین بار تدریس فرمودند.

2-تدریس فصوص ابن عربی در حدود 4 دور

3- چندین دوره تدریس الهیات شفای بوعلی سینا

4- چندین دور تدریس منظومه حکیم ملا هادی سبزواری

5-چندین دور تدریس تجرید العقائد

6-تدریس بعض کتب دیگر

7-آثار قلمی که یکی ازآنها  به نام (انسان مجموعه ای از جهان)در زمان حیاتشان چاب شد وبقیه  آثارشان  دستخط است که امیدواریم توسط برخی از شاگردان توانمندش با مساعدت وهمکاری فرزندان عزیزش به زیور طبع آراسته گردد.

مرحوم حکیم عسکری در صبح روز یکشنبه چهارم اردیبهشت 1384 برابر با پانزدهم ربیع الاول 1426 هق  در ایام خجسته میلاد پیامبر اسلام ص  در حین اشتغال به تدریس در فیضیه دچار عارضه قلبی شد ودر عصرآن روز در سن 76 سالگی در شهر قم  به دیار باقی شتافت.

پیکرمطهراین عالم ربانی و بزرگوار  واستاد بلند اندیش  پس از تشییع وطواف در حرم کریمه اهل بیت  علیهم السلام واقامه نمازمیت توسط حضرت آیت الله محفوظی ، بر اساس وصیتش  جهت تشییع وتدفین به  گیلان ولاهیجان منتقل شد و وپس از تشییع باشکوه در لاهیجان ، در قریۀ سیاهگوراب از توابع لاهیجان  ( محل ابوالزوجه وپدر عیالش) روبروی  امامزاده آسید محمد یمنی به خاک سپرده شد.

روحش شاد ویادش گرامی ونامش پاینده وافکارش تابنده وراهش پررهرو  باد .


تاریخ نگارش  12/  2 /  1384توسط سیداصغرسعادت میرقدیم




درباره : مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : نوشتاری از حجت الاسلام سیداصغرسعادت میرقدیم درباره مرحوم حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی ,


نوشته شده در سه شنبه 09 تير 1394 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 65 |

 

به نام خدا

 

شمه ای از زندگینامه مرحوم حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی (ره)

به قلم حجت الاسلام جعفر مهدی پور لنگرودی ارباستانی

زمان نگارش: 28 / 2 /  1384

*تذکر:جناب حجت الاسلام جعفر مهدی پور یکی از شاگردان مرحوم حکیم عسکری بود وبیشتر اوقات باهم بودند وارتباط خانوادگی داشتند.

 

*قال الله تبارک وتعالی:ومن یؤت الحکمة فقد اوتی خیرا کثیرا وما یذّکّر الا اولوا الالباب سوره بقره آیه 269

 *قال امیرالمؤمنین سید العارفین سلام الله وصلوات الله علیه:الزموا انفسکم بدوام جهادها

*قال المعصوم ع:اذا مات عالم الفقیه بکت الارض اربعین صباحا

سرزمین خطه گیلان ،سرزمین عالم خیزی است. مرحوم شهید مطهری ره می فرماید که اکثر فلاسفه از سرزمین گیلان ومازندران بوده. بسیاری از این بزرگانِ علماء وحکماء ،گمنام زیستند وگمنام مردند. یکی از علماء بزرگ گیلانی می فرمودند:درقدیم الایام اکثر ائمه جماعت رشت مجتهد بودند حتی در فن منبر مجتهد بودند. برای اطلاع باید رجوع شود به کتب مربوطه که در باره علماء بُلدان نگاشته اند. بعضی از علماء خطه گیلان که شهره عام وخاص  دارند عبارتند از میرزای قمی ره مدفون در قبرستان شیخان قم –میرزای املشی- حجت الاسلام شفتی مدفون در اصفهان- حضرت آیت الله العظمی بهجت ( کثرالله امثالهم)

یکی از حکمای گیلانی مرحوم حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی بوده واین حقیر شمه ای از حالات آن حکیم فرزانه وگمنام را(به درخواست حجت الاسلام سید اصغرسعادت میرقدیم) به رشته تحریر درآوردم تاشاید بتوانم اندکی از زحمات این استاد گرانمایه را جبران کنم اگرچه این بزرگان را باید از نزدیک دید وگرنه بانوشتن یا شنیدن نمی توان آنها رامعرفی کرد. دیدن ودرک محضر آن بزرگان لذت واثردیگری دارد. قوله تعالی: واذ قال ابراهیم رب ارنی کیف تحی الموتی قال اولم تؤمن قال بلی ولکن لیطئن قلبی (سوره بقره آیه 260)

ذات اقدس حق بندگان خود را با سلائق مختلف آفرید یعنی در هرکس ذوق وشوق مخصوص قرار داده است که کمالش به همان بستگی دارد.در نهاد مرحوم حکیم عسکری گیلانی گویا ذوق عرفان ومعقول تعبیه شده بود. ایشان می فرمودند: از سن نوجوانی علاقه به معقول داشتم. اگر واعظی در محل ما منبر می رفت هرگاه از معقول می گفت من به وجد می آمدم.ایشان می فرمودند: شاخ وبال علم را باید زد وطلبه را معطل نکرد. روش فعلی وقبلی حوزه را نمی پذیرفت ومعتقد بود که باید حوزه در همه زمینه متحول شود وتکامل پیداکند. ایشان از اینکه طلبه سال ها بدون انگیز? خاصی در دروس فقه واصول شرکت نماید انتقاد داشتند. ایشان می فرمودند که طلبه باید خودش را به یک استاد ماهر بسپارد که سال ها در خدمت آن استاد باشد تا ساخته شود.

آن حکیم فرزانه به درس وتدریس بسیار اهمیت می دادند. گاهی اوقات اگر شاگرد را مُجدّ می دیدند روزهای تعطیلی هم تدریس داشتند. روی نظم خیلی پافشاری می کردند.یک وقتی به این حقیر تلفن زدند که بیا منزل کارت دارم، ساعت 8شب باید خودت را برسانی.من کمی دیرتر رفتم ایشان عصبانی شدند که چرا سرساعت نیامدی؟

بنده معتقدم یکی از مهمترین ویژگی های مرحوم حکیم عسکری این بوده که ایشان موحد واقعی بودند.گویا خون وپوست وگوشت شان  ندا می داد که:لامؤثّرفی الوجود الاّ اللّه. می فرمود:رزق ما که مقدر شده دیگر تملق وشرک ورزیدن یعنی چه؟!! می فرمود: چرا طلبه خودش را کوچک کند ووقار خود را از دست بدهد؟یک وقتی به من فرموده بودند که اگر حادثه ای برایم رخ بدهد سه هزار تومان پول ندارم. از لحاظ مسکن در مضیقه بودند ولی صبور بودند.

یک روز در درس فصوص به جهت اینکه هوا طوفانی بود مردد بودم که بروم یانه؟ با خود گفتم امروز درس رفتن لازم نیست چون استاد هم بعید است که بیایند ولی طاقت نیاوردم ورفتم. اتفاقا دیدم که استاد زودتر تشریف آوردند. یکی از شاگردان به استاد عرض کرد: جناب استاد اگر باران ادامه پیدا می کرد وخیابان آب می آمد باز هم تشریف می آوردید؟!! مرحوم حکیم عسکری فرمودند: اگر خیابان آب می گرفت قایق کرایه میکردم واز روی آب می آمدم ودرس را تعطیل نمی کردم.

مرحوم حکیم عسکری در صرف غذا به کیفیت آن نظر داشته واز لحوم (گوشت)خیلی کم ودر حد نیاز استفاده می کرده وبیشتر میوه جات مصرف می نمودند.مرحوم بوعلی سینا عبارتی دارد که می فرماید:انسان گوشت خوار نیست چون مثل حیوانات درنده دندان تیز ندارد وعلف خوار نیست چون معده اش مثل معده حیوانات نیست که بعدا  نشخوار کند ودانه خوارهم نیست چون مثل پرندگان منقار ندارد پس انسان میوه خوار است. روی این جهت مرحوم حکیم عسکری بیشتر از میوه جات استفاده می کردند. ناهار وشام وصبحانه بطور متعارف میل می فرمودند ودر ضمن از میوه جات استفاده می کردند.

آن بزرگوار روی تحصیلات فرزندان خیلی حساس بودند ذکورا واِناثا ومی فرمودند: روزگارما، روزگاری نیست که دختران بی سواد باشند. ایشان می فرمود: الگوی ما حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها است.اگر آن حضرت بی سواد بودند ماهم دختران  خود را مدرسه نمی فرستادیم وبی سواد بار می آوردیم در حالی که حضرت فاطمه س زنی است که مخزن علم خداوند سبحان است.آیا سزاوار است که دختران ما درس نخوانند ومدارج عالیه را احراز نکنند؟

مرحوم حکیم عسکری منابر بعضی از وعاظ را نقد واشکال می کردند ومی فرمودند:منبرهای آنها بدآموزی دارد ومردم را حیران وسرگردان می کنند چون خود گوینده تک بعدی تحصیل داشته است. بالای منبر از توحید سخن می گویند در صورتی که نمی فهمند توحید یعنی چه؟!  می فرمود: منبرها کشکولی شده  یا اینکه یک حدیث نابی را روی منبر مطرح می کند وبعد بلد نیست که آن را معنی وتفسیر کند. یک آش قلمکاری درست می کند وتمام می کند.

میفرمودند:بسیاری از ارباب عمائم(معممین)سال ها در حوز? مقدسه بودند وهستند ولی معلوم نیست که چه کاره هستند؟!! نه فقیه شدند ونه فیلسوف ونه ادیب بلکه یک زندگی عوامی وتکرار ومکررات دارند. می فرمود بسیاری از وعاظ واهل منبر نوآوری ندارند. منبرها وخطابه ها باید نوآوری داشته باشد ودر شنونده تحول ایجاد کند.

مرحوم حکیم عسکری  در خطاب به اهل علم  می فرمود:  با اهل بازار رابطه داشته باشید ولی بگو وبخند نداشته باشید وکاری نکنید وحرکاتی انجام ندهید که تجار واهل بازار برشما تسلط وجرئت پیداکنند.

 ایشان از تقدس خوششان می آمد ولی از مقدس مئابی خوشش نمی آمد.یک وقتی من یک قصه ای برایشان نقل کردم وایشان لبخندی زدند.قصه این بود که یکی از اساتید می فرمودند که فلان عالم زاهد  اهل فلان شهر وقتی که از دنیا رفتند اورا در مَغسل گذاشتند که غسل میت بدهند دیدند که گردن آن عالم خیلی کج است وچانه شان به سینه اش چسبیده است. از فرزندانش سؤال شد که پدر شما چرا گردنش اینقدر کج شده است وبه سینه اش چسبیده است؟!!فرزندانش گفتند برای اینکه مرحوم ابوی در زمان حیات شان توی کوچه وخیابان که راه می رفته سرشان را خم می کردند وپایین می آوردند که مبادا چشمش به زن نامحرم بیفتد. مرحوم حکیم عسکری بعد از شنیدن این قصه لبخند ملیحی زدند وفرمودند: چرا یک عالم این تفکر را داشته باشد؟انسان باید سرش را بالا بیاورد وراه برود واعتماد به نفس داشته باشد وبرخودش تسلط داشته باشد ونگاه به نامحرم نکند وازطرفی هم سرش را بالا بیاورد وجامعه را تحت نظر بگیرد که اگر منکری را دید نهی از منکر کند والا سر را پایین آوردن ورفتن که هنر نسیت. مگر قرآن نمی فرماید که انبیاء در بازار راه می رفتند. ما لهذا الرسول یأکل الطعام ویمشی فی الأسواق. خلاصه ایشان می فرمودند که اهل علم باید حریتشان را حفظ کنند واگر منکری را دیدند فورا تذکر بدهند وملاحظه اشخاص را نکنند.

یکی از ویژگی های مرحوم حکیم عسکری این بود که درس را خوب تفهیم می کردند واجازه اشکال بی مورد به شاگردان نمی دادند ومعتقد بودند که اشکال بی مورد باعث اتلاف وقت وتضییع حق دیگر شاگردان است.  مرحوم حکیم عسکری راه رفتنشان هم حکیمانه بوده وبا شتاب وعجولانه راه نمی رفتند بلکه زودتر از منزل راه می افتادند وسر وقت در تدریس حاضر می شدند.

آن مرحوم تهجد داشتند ومی فرمودند که محال است که من قبل از اذان صبح بیدار نباشم وبعد از اقام? فریضه صبح دیگر نمی خوابید تابعد از صرف نهار. می فرمود:سعی می کردم که وقتم را تلف نکنم حتی تابستان که به گیلان مسافرت می کردم یکی دوتا کتاب برمی داشتم ومی رفتم در باغ کنار نهر آبی مطالعه می کردم.

ایشان می فرمودند که باهرکس رفاقت نداشته باشیدو اگر دیدید که عمامه بسری  مفید نیست ومُجدّ نیست واهمیت  به درس نمی دهد با او رفاقت نداشته باشید بلکه فقط به سلام واحوالپرسی بسنده کنید  چون این جوراشخاص هم ضررند وهم ضرار.

یکی  دیگر از ویژگی های آن حکیم فرزانه این بوده که از جمع کردن کتاب مخالف بودند ومی فرمودند که طلبه نباید زیاد کتاب بخرد بلکه می بایست خود محقق باشد. جمع کتب انسان را از تحقیقفات می اندازد.

پایان

*تذکر:جناب مستطاب حجت الاسلام آقای جعفر مهدی پور لنگرودی از دوستان دیرینه اینجانب وبه نوعی همسایه ما درچهار مردان (چهار راه سجایه قم – درآن سال هایی که ساکن آنجا بودیم) بودند  ودردرس فصوص حکیم عسکری ایشان را زیارت می کردم وبعد از رحلت آن بزرگوار از ایشان خواستم که باتوجه به اینکه سال های طولانی با حکیم عسکری محشور ومصاحب بودند ورفت وآمد خانوادگی داشتند ، شمه ای از حالات وخصویات علمی واخلاقی وسلوکی ایشان را بنویسند وبه بنده تحویل دهند که لطف فرمودند ودر تاریخ28/  2/  1384  این درخواست را محقق ساختند.خداوند در دنیا وآخرت اورا مشمول رحمت وعنایتش فرماید.   سید اصغر سعادت میر قدیم

 




درباره : مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : نوشتاری از حجت الاسلام جعفر مهدی پور گیلانی لنگرودی ارباستانی ,


نوشته شده در سه شنبه 09 تير 1394 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 55 |

 

 به نام خدا

دلیر نقده ای

 

مصاحبه با جناب حجت الاسلام دلیرنقده ای  در باره ویژگی های علمی واخلاقی مرحوم حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی.

*جناب حجت الاسلام دلیرنقده ای: از شاگردان حکیم عسکری (ره)

 *مصاحبه کننده :سیداصغرسعادت میرقدیم از  شاگردان حکیم زین العابدین عسکری (ره)

تاریخ مصاحبه:5  / 3 /    1384

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 *جناب آقای دلیر حضرتعالی سال های زیادی در فلسفه وعرفان از محضر حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی  ،بهره بردید لطفا از ویژگی های علمی واخلاقی  ومحفل درس آن مرحوم نکاتی را بیان فرمایید تا مورد استفاده طلاب وفضلاء واهل دانش قرار گیرد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

ایشان ازاول دوران زندگی دچار مشکلات بود. قبل ازپرداختن به تحصیل گرفتاری های زیادی را متحمل شد . ازجمله اینکه در سن هشت سالگی پدرش را از دست داد وهنگامی که به تحصیلات پرداخت باز مشکلات وسختی های زیادی دید. ایشان می فرمود: اساتیدی که تدریس می کردند قانعم نمی کردند.  مرحوم علامه طباطبایی عنایت وعلاقه خاصی به او داشت وگاهی درمجالس، مرحوم علامه جای خود را به ایشان می داد وهر سؤالی که مرحوم حکیم عسکری از علامه می نمود با گشاده رویی جواب و پاسخ می دادند. استادی همانند علامه طباطبایی که خود اشکال شناس وشبه شناس بود به اشکال های ایشان توجه وعنایت داشت. درمقام تدریس تمام عشق وزندگیش تربیت کیفی طلبه بود نه کمیت. اهتمام ایشان به کیفیت در درس بود. اگر یک طلبه خوش ذوق وبااستعدادی از او تقاضای درس می کرد امتناع نمی ورزید وبرای یک نفر هم تدریس می کرد.

مرحوم حکیم عسکری تعریف می کرد که وقتی که منظومه تدریس می کرد همسرش کسالت پیدا می کند، ظاهرا پایش آسیب می بیند ، یکی از مریدان ایشان خانمش را به بیمارستان می برد ولی با  این حال درس را تعطیل نکرد. ایشان بااینکه می توانست به مراکز علمی (دانشگاه و...)برود وتوانایی هم داشت با این حال جذب آن مراکز نشد وبه تدریس وبحث در حوزه پرداخت وحتی مرحوم آیت الله احسانبخش نماینده ولی فقیه در گیلان در آن زمان از ایشان دعوت کرده بود ولی ایشان نرفتند.

در رابطه با نحوه تدریس، روش ایشان اینگونه بود که کمی از خارج مطرح می کرد مثلا پنج  شش دقیقه در رابطه با درس از خارج توضیح می داد بعد وارد متن درس می شد. توجه ایشان به متن درس بود ودر این زمینه خیلی تسلط داشت خصوصا در رابطه با متن شفا که متن سختی می باشد ومی گفت متن شفا خیلی سخت وگازگیر است ولی در عین حال ایشان مسلط بر متن کتاب ها بودند.

ایشان ذهن باز ومنبسطی داشت ودیدگاه باز وروشنی نسبت به مسائل داشت. در رابطه با مسائل دینی یک بعدی نبودند. ذهن ودیدگاه بسته ومنجمد نداشتند.

مرحوم حکیم عسکری اهل شب وتهجد بود وبرنامه نیمه شبه او ترک نمی شد وهمیشه قبل از اذان صبح بیدار بود.  ایشان از نظر اقتصادی در سطح بالایی نبودند اما آن ثروتی که از هر ثروتی بالاتر بود یعنی ثروت علمی ، از آن بهره مند بودند وجالب اینگه برخلاف بعضی ها ، وابسته به اینجا وآنجا نبودند. از نظر معیشت واقتصاد در زندگی مستقل بودند ودنبال این بیت وآن بیت نبودند. اهل زهد وپارسایی بود. ایشان در تحصیل مادیات کمتر از دیگران نبودند واگر زهد وقناعت ومناعت طبع وپارسایی وغور در علوم ودرس وبحث ها نبود، به راحتی می  توانست به جاهایی از امورات مادی برسند.

ایشان اهل شهرت وخودنمایی نبودند ومحافل ومجالس درسی او ساده وبی آلایش برگزار می شد واهل این نبود که اطلاعیه درسی بزند وهنگام شروع سال تحصیلی تعداد معدودی اطلاعیه جهت آگاهی شروع درس ایشان از طرف شاگردان  زده می شد،این در حالی است که ایشان شایستگی های علمی وتدریس در سطوح مختلف را دارا بود وما مشاهده می کنیم که افرادی با اینکه عشری از اعشار علمی ایشان را نداشتند وندارند ، اطلاعیه های گسترده وزیادی منتشر می کنند تا نشان دهند که مدرس هستند.

او به شدت با عوامزدگی مخالفت می کرد وبا شانتاژهای یک آخوند که با عوامزدگی همراه بود سخت مخالفت می کرد.

در سال های کِبَر سن با اینکه کسالت هایی هم داشت واز سلامتی جسمی خیلی خوبی برخوردار نبود ولی در فصول مختلف به مناطق گوناگون به تبلیغ می رفت. مرحوم حکیم عسکری باجوانان وفرهیختگان جامعه خیلی انس داشت وبا دانشمندان ودانشجویان ارتباط داشت واز نظر فروتنی نیز واقعا تواضعش مثال زدنی بود.  اوکتاب هایی همانند اسفار وشفای بوعلی ومصباح الانس وفصوص ابن عربی  وغیره تدریس می کرد وخیلی راحت بود وبرای خود حریم نمی گرفت که کسی جرئت نکند با او صحبت کند وبا اینکه استادِ در علوم مختلف از جمله فلسفه وکلام وعرفان و... بودند ولی هیچ تکبری نداشتند.

ایشان  از گعده گیری ها خوشش نمی آمد واز اینکه بعضی ها به راحتی اوقات وعمرشان را تلف می کردند ناراحت ونگران بود. ایشان معمولا ملامت وسرزنش می کرد که چرا ما باید عفب مانده باشیم؟! چرا باید حوزه از جامعه ودنیا عقب باشد؟!!

می فرمود:حوزه باید در همه عرصه های علمی از دنیا جلوتر باشد ویا لااقل عقب نباشد.می فرمود:چرا نجوم وریاضیات وعلوم دیگر که یک زمانی در حوزه ها متداول بود، در حوزه ها پرداخته نمی شود؟

ایشان علاقه خاصی به حضرت امام خمینی داشت وبدون هیچ چشم داشت مادی به امام خمینی ره ارادت داشت ودوستدار نظام بود.

ایشان در حدود سه   ویا  چهار دور منظومه را تدریس کرد وسه دوره فصوص ابن عربی تدریس نمود. می فرمود: بدون فلسفه وعرفان ،بسیاری ویا حداقل بخشی از روایات قابل تفسیر نیست. اوباتصوف بازی وصوفی گری مخالف بود وبا آنهابرخورد می کرد ومواردی از برخورد ومبارزه او با صوفی گری در گیلان( رشت ولاهیجان) در خاطرات بعضی از افراد وجود دارد.

ایشان عمری را در زهد وپارسایی وساده زیستی گذراند واین در حالی است که زندگی امثال منِ طلبه از نظر امور معیشتی ومسکن وامکانات بسیار بالاتراز ایشان بود در حالی که او استاد بود وما شاگرد. در حال ساده زیستی تدریس کرد ودر جلسه تدریس نیز دچار عارضه سکته قلبی شد وبه دیار حضرت حق شتافت.

مرحوم حکیم عسکری به بهداشت اهمیت خاصی می داد. از ژولیدگی بدش می آمد واز اینکه بعضی ها اخلاط وخلط سینه را توی کوچه وخیابان می انداخت خیلی ناراحت وعصبانی می شد.

ایشان معتقد بودند که شریعت وطریقت وحقیقت یک چیز هستند وجدای از هم نیستند وخودش  اهل شریعت وطریقت وحقیقت بود وهمه را با هم داشت ودر رابطه با مسائل دینی اهل تسامح وتساهل نبود.معتقد بود که در مسائل دینی باید مطالعاتی داشته باشیم که قلمرو تکوین رابرتابد.

جالب اینکه ایشان اهل بذله وبذله گویی وخوش مجلس بودند وبا مردم وجوانان باگشاده رویی روبرو می شد. از صدای خوش وآهنگ زیبا در چهار چوب شرع ، خوشش می آمد واینطور نبود که با شنیدن یک صدا وآهنگ بلافاصله حکم به تحریم بدهد بلکه دقت می کرد واگر می دید که ازنظر موازین شرعی مشکلی ندارد چیزی نمی گفت. خداوند روحش راشاد وبا اهل بیت پیغمبر علیهم السلام محشور فرماید. 

پایان مصاحبه




درباره : مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : مصاحبه با جناب حجت الاسلام دلیرنقده ای ,


نوشته شده در سه شنبه 09 تير 1394 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 85 |

 

به نام خدا

 

 

مصاحبه با جناب حجت الاسلام عبد الرحیم اباذری در باره ویژگی های علمی واخلاقی مرحوم حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی.

*جناب حجت الاسلام عبد الرحیم اباذری: از شاگردان حکیم عسکری (ره)

 *مصاحبه کننده :سیداصغرسعادت میرقدیم از  شاگردان حکیم زین العابدین عسکری (ره)

تاریخ مصاحبه:5/  3/     1384

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 *جناب آقای  اباذری حضرتعالی سال های زیادی در فلسفه وعرفان از محضر حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی  ،بهره بردید لطفا از ویژگی های علمی واخلاقی  ومحفل درس آن مرحوم نکاتی را بیان فرمایید تا مورد استفاده طلاب وفضلاء واهل دانش قرار گیرد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مرحوم حکیم زین العابدین عسکری ، عشق وعلاقه زیادی به حضرت امام خمینی  ره  داشت. در اکثرموارد عشق وارادت خود را به امام راحل نشان می داد واظهار می کرد وبه عرفان حضرت امام خیلی اهمیت می داد ومی فرمود: امام ازجمله عرفایی بود که یک امت را به سوی خدا حرکت داد. مرحوم حکیم عسکری می فرمود: بعضی از عرفا فقط گلیم خود را از آب در می آورد ولی حضرت امام خمینی یک ملت وامت را به سوی خدا سوق داد. ایشان در مسائل عرفانی بیشتر متاثر از حضرت امام بود.

ایشان ازنظر تدریس به متن کتب درسی از قبیل شفا واشارات که متن های سختی دارد خیلی مسلط بودند. بااستادی واشراف مثل آب خوردن به متنِ کتاب علمی می پرداخت. به تبلیغ اهمیت می داد ومصمم بودند که حتی یکی دوهفته مانده به فصل تبلیغی ، آماده تبلیغ شوند.  ایشان در تدریس منظم بودند وجلوتر از همه می آمدند. معمولا مرسوم است که بعضی از اساتید با تاخیر وارد کلاس درس می شوند تا مثلا شاگردان به احترام  بلند شوند ومانند آن  ولی در طول تدریس همیشه جلوتر از دیگران وارد می شدند.

ایشان نظم وانضباط خاصی داشتند وباپای پیاده به تدریس می آمدند ومعمولا چند دقیقه جلوتر می آمدند ودم ِدر حجره قدم می زدند تا شاگردان بیایند. ایشان حالت درون گرایی داشتند ومی دانید که بعضی ها برون گرا وبعضی درون گرا وعده ای نیز جامع این دو می باشند ولی ایشان اهل درون گرایی بودند. حقیقت امر این است که عرفان نشان دادنی نیست بلکه باید انسان این سرمایه را داشته باشد وخودش درک کند وبا اظهار ، کار درست نمی شود وبا ادعا انسان عارف نمی گردد. ایشان بااینکه مسلط بودند به همه کتب عرفانی وعلمی وفلسفی ولی خود را نشان نمی دادند. بسیاری از طلاب وافراد بعد متوجه می شدند که ایشان مقام علمی بالایی داشتند.

ازنظرشیوه تدریس ، متاثر از علامه طباطبایی بودند. ایشان می فرمود که علامه طباطبایی ملّامتنی بود به این معنی که مرحوم علامه به متن کتاب علمی اهمیت می داد ولذا باتوجه به اینکه مرحوم حکیم عسکری یکی از شاگردان مرحوم علامه طباطبایی بودند همانند استادش به متن اهمیت زیادی می دادند وخودش نیز خیلی مسلط وحریف متن بودند.

مرحوم حکیم عسکری دنبال گنبد وبارگاه نبود به این معنی که حتما بعد از فوت در جای خاصی  مثلا در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها ویا بقعه و ویا مقبرة العلماء علی بن جعفر در قم و... دفن شوند.  اگرچه این مکان ها در جای خود بسیار مقدس وباارزش می باشند خصوصا حرم حضرت معصومه سلام الله علیها ولی ایشان معتقد بود که هرکجا دفن شویم فرقی نمی کند واین مسئله را با وصیت کردن ثابت کرد. ایشان بااینکه می توانست وصیت کند که در قم دفن شوند ولی می بینیم که از روی حکمت ودور اندیشی وصیت می کند که بعد از مرگ اورا به گیلان ولاهیجان ببرند ودر نهایت در روستای سیاهگوراب کنار امام زاده در لاهیجان دفن شدند. یک عارف نباید همیشه در فکر خود باشد. باید به فکر جامعه واصلاح آنها باشد او با این وصیت نشان داد که به فکر مردم است تا باپیکرش ومدفن ومزار خود هم تحول فرهنگی ومعنوی ایجاد کند.

در رابطه با این مطلب که گفته شد ایشان اهل گنبد وبارگاه نبود  جریانی وجود دارد وآن اینکه یکی از آقایان اهل علم در اواخر عمر که مریض بود وکسالت داشت نامه ای برای حضرت امام ره نوشت واز ایشان خواست که سفارش کند تا در حرم حضرت معصومه (س) یک جایی برای محل دفن مشخص شود وامام نیز در پاسخ او  نامه ای می نویسد ومی فرماید:... از من وشما که در سنین پیری هستیم بعید است که دنبال گنبد وبارگاه باشیم. هرکجا دفن شویم فرقی ندارد.

نکته ای که لازم است متذکر شوم این است که قبور علماء وبزرگان در بلاد وشهر ها منشا خیرات وبرکات وتاثیرگذاری است. در کشور آذربایجان که قبلا جزو اتحاد جماهیر شوروی بود وهفتاد سال در کمونیستی بود ، همین مقبره وقبور علماء باعث حفظ دین شد. پس قبر ومزار هر عالمی وارسته در هر منطقه ای باعث تحول فکری وفرهنگی است وقطعا مرقد ومزار ایشان (مرحوم حکیم عسکری  ره ) هم در گیلان ولاهیجان  از نظر فرهنگی وعلمی و... تاثیرگذار است.

پایان مصاحبه

 


حجت الاسلام عبدالرحیم اباذری از نویسندگان خوشنام و از شاگردان حکیم

زین العابدین عسکری لشت نشایی

 

 




درباره : مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,مصاحبه ها ومطالب مختلف در باره شخصیت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : مصاحبه با جناب حجت الاسلام عبدالرحیم اباذری ,


نوشته شده در سه شنبه 09 تير 1394 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 88 |

عناوين آخرين مطالب ارسالي
فتنه هشتادوهشت( 88 )وسرانِ فتنه،خطِّ قرمز است+نامه آیت الله یزدی به آیت الله شبیری زنجانی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+با ترجمه و توضيح مختصر از استاد سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي
ماه محرم و صفر ، ماه زنده ماندن و زنده نگهداشتن اسلام(فرازهايي از فرمايشات امام خميني (ره))+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی
چهارده توصیه به فرزندان عزیزم(سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی)+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لش
مجموعه مقالات وگفتمان هاي اقتصادي وبانکداري اسلامي...+سايت حکيم عسکري گيلاني لشت نشايي+بانظارت است
کمياب تر و نادر تر از يقين وجود ندارد+امام صادق ع و ...+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
آياورودسپاه به مسائل اقتصادي وسياسي برخلاف نظرامام خميني نيست؟+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاه
تحلیل نامه سرگشاده تیم صد نفره سیاسی به مسئولان ارشد کشور+استاد مهدی کوچک پور لنگرودی+سایت حکیم زین
مجموعه مقالات وگفتمان های اقتصادی وبانکداری اسلامی...+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+بانظارت است
آيت الله احسانبخش شيفته خدمت به اسلام و مسلمين بود+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم
** یک خواب عجیب و آیه وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِالْکَافِرِینَ+آیه 18 سوره اَنفال+سایت حکیم زین ا
بیست و یک شباهت بین قرآن کریم و امام حسین(علیه السلام)+پایگاه اطلاع رسانی حوزه+استاد مُحسِن قرائتی+ا
پایگاه خبری تحلیلی در سیاهکل+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
تلخیص فلسفه پایه هفت(بدایه الحکمه)+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
کلیات در دیدگاه معرفت شناسی و هستی شناسی افلاطون+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
به « آدابُ المُتَعَلِّمین» اهمیت بدهیم+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابد
مصاحبه با آیت الله محمد محمدی ری شهری در باره روحانیت+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشای
وِیژگی های شخصی وعلمی وفکری ومعنوی مرحوم حکیم عسکری گیلانی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
درس کتاب کفاية الأصول(جلداول ازابتدا+آيت الله سيداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی (1) + سایت حکیم زین العاب
آیا اینترنت و فضای مجازی از ابزارهای شیطانی است یا نه؟! +سایت در سیاهکل+سایت حکیم زین العابدین عسکری
تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
پیامهای تسلیت رحلت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لش�
قاعده مُعطِي الشَّيء لا يَکُونُ فاقِداََ لَهُ+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین
غدير روز تجلي امامت و ولايت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلا
قانون تدريج+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی

.: Weblog Themes By Music-Day.Info :.

::

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
عضویت سریع


قوانین سایت

کد امنیتی :
مطالب پر بازدید
حکمت چیست؟ بازدید : 911
قضا وقدر بازدید : 439
نظر سنجی
امکانات وب
حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی

RSS


POWERED BY
rozblog.COM

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح قالب

موزیک روز

جدیدترین مطالب روز دنیا