close
تبلیغات در اینترنت
مَبانی سیاست از دیدگاه اسلام و قرآن و روایات و سیره اهل بیت ع و فقهاء عِظام

حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی
قالب وبلاگ
درباره وبلاگ

حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی
ورود کاربران

ورود به سایت

نام کاربری:
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
موضوعات وبلاگ
حکیم عسکری -
آمار سایت
افراد آنلاین : 2 نفر
بازدیدهای امروز : 341 نفر
بازدیدهای دیروز : 363 نفر
كل بازدیدها : 252573 نفر
بازدید این ماه : 1541 نفر
بازدید ماه قبل : 6549 نفر
نظرات : 52
كل مطالب : 586 عدد
تعداد اعضا : 1181 نفر
امروز : پنجشنبه 01 اسفند 1398
جستجوی مطالب

Google
hakim-askari.rozblog.com

 

وصیت‌نامه سردار شهید قاسم سلیمانی منتشر شدبه گزارش خبرنگار  حوزه دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان،  متن وصیت‌نامه سردار سَپَهبُد قاسم سلیمانی فرمانده شهید نیروی قُدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منتشر شد.

 

متن وصیتنامه سردار شهید  حاج قاسم سلیمانی بدین شرح است :

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم


شهادت میدهم به اصول دین


أَشْهَدُ أَنْ لا إِلٰهَ إلّا اللّهُ وَأَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسُوْلُ اللّهِ وَ أَشْهَدُ أَنّ َ اَمیرَالمُؤمِنینَ عَلِیَّ بنَ اَبیطالِبِِ وَ اَولادَهُ المَعصُومِینَ اِثنَی عَشَرَ اَئِمَّتَنا وَ مَعصُومینَنا ، حُجَجُ اللهِ .

 

شهادت میدهم که قیامت حق است . قرآن حق است . بهشت و جهنّم حق است . سُؤال و جواب حق است . مَعاد ، عدل ، امامت ، نبوّت حق است .


خدایا تو را سپاس میگویم بخاطر نعمت هایت

 

خداوندا  تو را سپاس که مرا صُلب به صُلب، قَرن به قَرن، از صُلبی به صُلبی منتقل کردی و در زمانی اجازه ظهور و وجود دادی که امکان درک یکی از برجسته ترین اولیائت را که قرین و قریب معصومین (عَلَیهِمُ السَّلامُ) است ، عبد صالحت خمینی کبیر را درک کنم و سرباز رکاب او شوم . اگر توفیق صحابه رسول اعظمت محمد مصطفی (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) را نداشتم و اگر بی بهره بودم از دوره مظلومیت عَلیَّ بن اَبیطالب و فرزندان معصوم و مظلومش ، مرا در همان راهی قرار دادی که آنها در همان مسیر، جان خود را که جان جهان و خلقت بود، تقدیم کردند.

 

خداوندا  تو را شکرگزارم که پس از عبد صالحت خمینی عزیز ، مرا در مسیر عبد صالح دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش ، مردی که حکیمِ امروزِ اسلام و تشیّع و ایران و جهانِ سیاسیِ اسلام است ، خامنه ای عزیز ــ که جانم فدایِ جان او باد ــ قرار دادی.

 

پروردگارا  تو را سپاس که مرا با بهترین بندگانت در هم آمیختی و درک بوسه بر گونه های بهشتی آنان و استشمام بوی عطر الهی آنان را ــ یعنی مجاهدین و شهدای این راه ــ به من ارزانی داشتی.

 

خداوندا  ای قادرِ عزیز و ای رحمانِ رَزّاق ، پیشانی شکرِ شرم بر آستانت میسایم که مرا در مسیر فاطمه اطهر و فرزندانش در مذهب تشیّع ـ عطر حقیقی اسلام ـ قرار دادی و مرا از اشک بر فرزندان عَلیَّ بن ابیطالب و فاطمه اطهر بهرهمند نمودی؛ چه نعمت عُظمایی که بالاترین و ارزشمندترین نعمتهایت است؛ نعمتی که در آن نور است، معنویت، بیقراری که در درون خود بالاترین قرارها را دارد، غمی که آرامش و معنویت دارد.

 

خداوندا تو را سپاس که مرا از پدر و مادر فقیر، اما متدیّن و عاشق اهلبیت (عَلَیهِمُ السَّلامُ) و پیوسته در مسیر پاکی بهرهمند نمودی. از تو عاجزانه میخواهم آنها را در بهشتت و با اولیائت قرین کنی و مرا در عالم آخرت از درک محضرشان بهرهمند فرما.

 

خدایا  به عفو تو امید دارم

 

ای خدای عزیز و ای خالق حکیم بیهمتا  دستم خالی است و کُوله پُشتی سفرم خالی، من بدون برگ و توشه ای به امید ضیافتِ عفو و کرم تو می آیم. من توشه ای برنگرفته ام؛ چون فقیر [را] در نزد کریم چه حاجتی است به توشه و برگ؟! سارُق، چارُقم پُر است از امید به تو و فضل و کرَم تو؛ همراه خود ، دو چشم بسته آورده ام که ثروت آن در کنار همه ناپاکیها، یک ذخیره ارزشمند دارد و آن گوهر اشک بر حسینِ فاطمه است؛ گوهر اشک بر اهلبیت است؛ گوهرِ اشکِ دفاع از مظلوم، یتیم، دفاع از محصورِ مظلوم در چنگ ظالم.

 

خداوندا  در دستان من چیزی نیست؛ نه برای عرضه [چیزی دارند] و نه قدرت دفاع دارند، اما در دستانم چیزی را ذخیره کرده ام که به این ذخیره امید دارم و آن روان بودن پیوسته به سمت تو است. وقتی آنها را به سمتت بلند کردم، وقتی آنها را برایت بر زمین و زانو گذاردم، وقتی سلاح را برای دفاع از دینت به دست گرفتم؛ اینها ثروتِ دست من است که امید دارم قبول کرده باشی.

خداوندا  پاهایم سُست است. رَمَق ندارد. جُرأت عبور از پُلی که از جهنّم عبور میکند، ندارد. من در پل عادی هم پاهایم می‌لرزد، وای بر من و صراط تو که از مو نازکتر است و از شمشیر بُرّنده تر؛ اما یک امیدی به من نوید میدهد که ممکن است نلرزم، ممکن است نجات پیدا کنم. من با این پاها در حَرَمت پا گذارده ام و دورِ خانه ات چرخیده ام و در حَرَم اولیائت در بین الحَرَمینِ حسین و عَبّاست آنها را برهنه دواندم و این پاها را در سنگرهای طولانی، خمیده جمع کردم و در دفاع از دینت دویدم، جهیدم، خزیدم، گریستم، خندیدم و خنداندم و گریستم و گریاندم؛ افتادم و بلند شدم. امید دارم آن جهیدنها و خزیدنها و به حُرمت آن حریمها، آنها را ببخشی.

 

خداوندا  سر من، عقل من، لب من، شامّه من، گوش من، قلب من، همه اعضا و جوارحم در همین امید به سر میبرند؛ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین مرا بپذیر؛ پاکیزه بپذیر؛ آنچنان بپذیر که شایسته دیدارت شوم. جز دیدار تو را نمی‌خواهم، بهشت من جوار توست، یا الله !

 

خدایا از کاروان دوستانم جامانده‌ام

 

خداوندا، ای عزیز من سالها است از کاروانی به جا مانده ام و پیوسته کسانی را به سوی آن روانه میکنم، اما خود جا مانده ام، اما تو خود میدانی هرگز نتوانستم آنها را از یاد ببرم. پیوسته یاد آنها، نام آنها، نه در ذهنم بلکه در قلبم و در چشمم، با اشک و آه یاد شدند.

 

عزیز من جسم من در حال علیل شدن است. چگونه ممکن [است] کسی که چهل سال بر درت ایستاده است را نپذیری؟  خالق من ، محبوب من ، عشق من که پیوسته از تو خواستم سراسر وجودم را مملوّ از عشق به خودت کنی؛ مرا در فراق خود بسوزان و بمیران.

 

عزیزم  من از بیقراری و رسواییِِ جاماندگی ، سر به بیابانها گذارده ام؛ من به امیدی از این شهر به آن شهر و از این صحرا به آن صحرا در زمستان و تابستان میروم .  [ای] کریم ، [ای] حبیب ، به کَرَمت دل بسته ام، تو خود میدانی دوستت دارم. خوب میدانی جز تو را نمیخواهم. مرا به خودت متّصل کن.

 

خدایا وحشت همه وجودم را فرا گرفته است. من قادر به مَهار نفس خود نیستم، رسوایم نکن. مرا به حُرمت کسانی که حُرمتشان را بر خودت واجب کرده ای، قبل از شکستن حریمی که حَرَم آنها را خدشه دار میکند، مرا به قافله ای که به سویت آمدند، متّصل کن.

 

معبود من ، عشق من و معشوق من ، دوستت دارم. بارها تو را دیدم و حس کردم، نمیتوانم از تو جدا بمانم . بس است ، بس . مرا بپذیر ، اما آنچنان که شایسته تو باشم .

 

خطاب به برادران و خواهران مُجاهدم...

 

خواهران و برادران مُجاهدم در این عالم، ای کسانی که سرهای خود را برای خداوند عاریه داده اید و جانها را بر کف دست گرفته و در بازارِ عشقبازی به سُوقِ فروش آمده اید، عنایت کنید: جمهوری اسلامی، مرکز اسلام و تشیّع است. امروز قرارگاه حسین بن علی (عَلَیهِماَ السَّلامُ)، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حَرَم است و این حَرَم اگر ماند، دیگر حَرَمها میمانند. اگر دشمن، این حَرَم را از بین بُرد، حَرَمی باقی نمیماند، نه حَرَم ابراهیمی و نه حَرَم محمّدی (ص).

 

برادران و خواهرانم  جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است؛ رهبری متّصل و منصوبِ شرعی و فقهی به معصوم (ع) . خوب میدانید منزّه ترین عالِمِ دین که جهان را تکان داد و اسلام را احیا کرد، یعنی خمینی بزرگ و پاک ما، ولایت فقیه را تنها نسخه نجاتبخش این امت قرار داد؛ لذا چه شما که به عنوان شیعه به آن اعتقاد دینی دارید و چه شما که به عنوان سُنّی اعتقاد عقلی دارید، بدانید [باید] به دُور از هرگونه اختلاف، برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمه رسول الله است . اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است. دَور آن بچرخید . والله والله والله این خیمه اگر آسیب دید، بیت الله الحرام و مدینه حَرَم رسول الله و نجف، کربلا، کاظِمَین، سامِرّا و مشهد باقی نمیماند؛ قرآن آسیب میبیند.


خطاب به برادران و خواهران ایرانی...


برادران و خواهران عزیز ایرانی من ، مردم پر افتخار و سربلند که جان من و امثال من، هزاران بار فدای شما باد، کما اینکه شما صدها هزار جان را فدای اسلام و ایران کردید؛ از اصول مراقبت کنید. اصول یعنی ولیّ فقیه ، خصوصاً این حکیم ، مظلوم ، وارسته در دین ، فقه ، عرفان ، معرفت ؛ خامنه‌ای عزیز را عزیزِ جان خود بدانید . حُرمت او را حُرمتِ مقدّسات بدانید.

 

برادران و خواهران، پدران و مادران ، عزیزان من ،  جمهوری اسلامی، امروز سربلندترین دوره خود را طی میکند. بدانید مهم نیست که دشمن چه نگاهی به شما دارد. دشمن به پیامبر شما چه نگاهی داشت و [دشمنان] چگونه با پیامبر خدا و اولادش عمل کردند، چه اتهاماتی به او زدند، چگونه با فرزندان مُطهّر او عمل کردند؟ مذمت دشمنان و شماتت آنها و فشار آنها، شما را دچار تفرقه نکند.

 

بدانید که میدانید مهمترین هنر خمینی عزیز این بود که اوّل اسلام را به پشتوانه ایران آورد و سپس ایران را در خدمت اسلام قرار داد. اگر اسلام نبود و اگر روح اسلامی بر این ملت حاکم نبود، صَدّام چون گرگ درنده ای این کشور را میدرید؛ آمریکا چون سگ هاری همین عمل را میکرد، اما هنر امام این بود که اسلام را به پشتوانه آورد؛ عاشورا و محرّم، صفر و فاطمیه را به پشتوانه این ملت آورد. انقلابهایی در انقلاب ایجاد کرد. به این دلیل در هر دوره هزاران فداکار جان خود را سپر شما و ملت ایران و خاک ایران و اسلام نموده اند و بزرگترین قدرتهای مادّی را ذلیل خود نموده اند. عزیزانم، در اصول اختلاف نکنید.

 

شهدا ، محور عزّت و کرامت همه ما هستند؛ نه برای امروز، بلکه همیشه اینها به دریای واسعه خداوند سُبحان اتصال یافته اند. آنها را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندانتان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید. به فرزندان شهدا که یتیمان همه شما هستند، به چشم ادب و احترام بنگرید. به همسران و پدران و مادران آنان احترام کنید، همانگونه که از فرزندان خود با اِغماض میگذرید، آنها را در نبود پدران، مادران،همسران و فرزندان خود توجه خاص کنید.

 

نیروهای مسلّح خود را که امروز وَلیّ فقیه فرمانده آنان است، برای دفاع از خودتان، مذهبتان، اسلام و کشور احترام کنید و نیروهای مسلح میبایست همانند دفاع از خانه خود، از ملت و نوامیس و اَرضِ آن حفاظت و حمایت و ادب و احترام کنند و نسبت به ملت همانگونه که اَمیرُالمؤمنین مولای مُتّقیان (عَلَیهِ السَّلامُ) فرمود، نیروهای مسلح میبایست منشأ عزت ملت باشد و قَلعه و پناهگاه مُستضعفین و مردم باشد و زینت کشورش باشد.


خطاب به مردم عزیز کرمان...

 

نکته‌ای هم خطاب به مردم عزیز کرمان دارم؛ مردمی که دوست داشتنی اند و در طول ۸ سال دفاع مقدس بالاترین فداکاری‌ها را انجام دادند و سرداران و مجاهدین بسیار والامقامی را تقدیم اسلام نمودند. من همیشه شرمنده آن‌ها هستم. هشت سال به خاطر اسلام به من اعتماد کردند؛ فرزندان خود را در قتلگاه‌ها و جنگ‌های شدیدی، چون کربلای ۵، والفجر ۸ ، طَریقُ القُدس، فَتحُ المُبین، بَیتُ المُقدَّس و... روانه کردند و لشکری بزرگ و ارزشمند را به نام و به عشق امام مظلوم حسین بن عَلیّ به نام ثارالله ، بنیانگذاری کردند. این لشکر همچون شمشیری بُرّنده، بار‌ها قلب مِلّتمان و مسلمان‌ها را شاد نمود و غم را از چهره آن‌ها زدود.

 

عزیزان ،  من بنا به تقدیر الهی امروز از میان شما رفته ام. من شما را از پدر و مادرم و فرزندان و خواهران و برادران خود بیشتر دوست دارم، چون با شما بیشتر از آن‌ها بودم؛ ضمن اینکه من پاره تن آن‌ها بودم و آن‌ها پاره وجود من. اما آن‌ها هم قبول کردند من وجودم را نذر وجود شما و ملت ایران کنم. دوست دارم کرمان همیشه و تا آخر با ولایت بماند. این ولایت، ولایت عَلیَّ بن اَبیطالب (عَلَیهِ السَّلامُ)  است و خیمه او خیمه حُسَینِ فاطمه است . دَور آن بگردید.  با همه شما هستم . میدانید در زندگی به انسانیت و عاطفه‌ها و فطرت‌ها بیشتر از رنگ‌های سیاسی توجه کردم . خطاب من به همه شما است که مرا از خود میدانید ، برادر خود و فرزند خود میدانید .

 

 

وصیت میکنم اسلام را در این بُرهه که تَداعی یافته در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است، تنها نگذارید. دفاع از اسلام نیازمند هوشمندی و توجه خاص است. در مسائل سیاسی آنجا که بحث اسلام، جمهوری اسلامی، مُقدّسات و ولایت فقیه مطرح میشود، این‌ها رنگ خدا هستند؛ رنگ خدا را بر هر رنگی ترجیح دهید.

 

خطاب به خانواده شهدا...


فرزندانم، دختران و پسرانم، فرزندان شهدا، پدران و مادران باقیمانده از شهدا،‌ ای چراغ‌های فروزان کشور ما، خواهران و برادران و همسران وفادار و متدینه شهدا ! در این عالَم، صَوتی که روزانه من میشنیدم و مأنوس با آن بودم و همچون صَوت قرآن به من آرامش میداد و بزرگترین پشتوانه معنوی خود میدانستم، صدای فرزندان شهدا بود که بعضاً روزانه با آن مأنوس بودم؛ صدای پدر و مادر شهدا بود که وجود مادر و پدرم را در وجودشان احساس میکردم. عزیزانم! تا پیشکسوتان این ملتید، قدر خودتان را بدانید. شهیدتان را در خودتان جلوه گر کنید، به طوری که هر کس شما را میبیند، پدر شهید یا فرزند شهید را، بعینه خودِ شهید را احساس کند، با همان معنویت، صلابت و خصوصیت.

خواهش میکنم مرا حلال کنید و عفو نمایید. من نتوانستم حق لازم را پیرامون خیلی از شما‌ها و حتی فرزندان شهیدتان اداء کنم، هم استغفار می‌کنم و هم طلب عفو دارم.

 

دوست دارم جنازه ام را فرزندان شهدا بر دوش گیرند، شاید به برکت اصابت دستان پاک آن‌ها بر جسدم، خداوند مرا مورد عنایت قرار دهد.


خطاب به سیاسیون کشور...


نکته ای کوتاه خطاب به سیاسیون کشور دارم: چه آن‌هایی [که]اصلاحطلب خود را مینامند و چه آن‌هایی که اصولگرا. آنچه پیوسته در رنج بودم اینکه عموماً ما در دو مقطع، خدا و قرآن و ارزش‌ها را فراموش میکنیم، بلکه فدا میکنیم . عزیزان ، هر رقابتی با هم میکنید و هر جدلی با هم دارید، اما اگر عمل شما و کلام شما یا مناظره هایتان به نحوی تضعیف کننده دین و انقلاب بود، بدانید شما مغضوب نبیّ مُکرّم اسلام و شهدای این راه هستید؛ مرز‌ها را تفکیک کنید. اگر میخواهید با هم باشید، شرط با هم بودن، توافق و بیان صریح حول اصول است . اصول، مطوّل و مفصّل نیست. اصول عبارت از چند اصل مهم است :

 

۱- اول آنها، اعتقاد عملی به ولایت فقیه است؛ یعنی این که نصیحت او را بشنوید، با جان و دل به توصیه و تذکرات او به عنوان طبیب حقیقی شرعی و علمی، عمل کنید. کسی که در جمهوری اسلامی میخواهد مسئولیتی را احراز کند، شرط اساسی آن [این است که]اعتقاد حقیقی و عمل به ولایت فقیه داشته باشد. من نه میگویم ولایت تئوری و نه میگویم ولایت قانونی؛ هیچ یک از این دو، مشکل وحدت را حل نمیکند؛ ولایت قانونی، خاصّ عامّه مردم اعمّ از مُسلِم و غیر مسلمان است، اما ولایت عملی مخصوص مسئولین است که میخواهند بار مهم کشور را بر دوش بگیرند، آن هم کشور اسلامی با این همه شهید .


۲- اعتقاد حقیقی به جمهوری اسلامی و آنچه مبنای آن بوده است؛ از اخلاق و ارزش‌ها تا مسئولیتها؛ چه مسئولیت در قبال ملت و چه در قبال اسلام.


۳- به کارگیری افراد پاکدست و معتقد و خدمتگزار به ملّت، نه افرادی که حتی اگر به میز یک دهستان هم برسند خاطره خان‌های سابق را تداعی میکنند.


۴- مقابله با فساد و دُوری از فساد و تجمّلات را شیوه خود قرار دهند.

۵- در دوره حکومت و حاکمیت خود در هر مسئولیتی، احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادت بداند و خود خدمتگزار واقعی، توسعه گر ارزش‌ها باشد، نه با توجیهات واهی، ارزش‌ها را بایکوت کند. مسئولین همانند پدران جامعه میبایست به مسئولیت خود پیرامون تربیت و حراست از جامعه توجه کنند، نه با بی مبالاتی و به خاطر احساسات و جلب برخی از آراء احساسیِ زودگذر، از اخلاقیاتی حمایت کنند که طلاق و فساد را در جامعه توسعه دهد و خانواده‌ها را از هم بپاشاند. حکومت‌ها عامل اصلی در استحکام خانواده و از طرف دیگر عامل مهم از هم پاشیدن خانواده هستند. اگر به اصول عمل شد، آن وقت همه در مسیر رهبر و انقلاب و جمهوری اسلامی هستند و یک رقابت صحیح بر پایه همین اصول برای انتخاب اصلح صورت میگیرد.


خطاب به برادران سپاهی و ارتشی...

 

کلامی کوتاه خطاب به برادران سپاهی عزیز و فداکار و ارتشی‌های سپاهی دارم: ملاک مسئولیت‌ها را برای انتخاب فرماندهان، شجاعت و قدرتِ اداره بُحران قرار دهید. طبیعی است به ولایت اشاره نمیکنم، چون ولایت در نیرو‌های مسلح جزء نیست، بلکه اساس بقای نیرو‌های مسلح است. این شرط خِلَل ناپذیر میباشد. نکته دیگر، شناخت به موقع از دشمن و اهداف و سیاست‌های او و اخذ تصمیم به موقع و عمل به موقع؛ هریک از این‌ها اگر در غیر وقت خود صورت گیرد، بر پیروزی شما اثر جدّی دارد.


خطاب به عُلَماء و مراجع مُعظَّم


سخنی کوتاه از یک سرباز 40 ساله در میدان به علمای عَظیمُ الشَّأن و مراجع گرانقدر که موجب روشنایی جامعه و سبب زدودن تاریکی‌ها هستند، خصوصاً مراجع عظام تقلید. سربازتان از یک بُرج دیدهبانی ، دید که اگر این نظام آسیب ببیند، دین و آنچه از ارزش‌های آن [که]شما در حوزه‌ها استخوان خُرد کرده اید و زحمت کشیده اید، از بین میرود. این دوره‌ها با همه دوره‌ها متفاوت است. این بار اگر مسلّط شدند، از اسلام چیزی باقی نمیماند. راه صحیح، حمایت بدون هر گونه ملاحظه از انقلاب، جمهوری اسلامی و وَلیّ فقیه است. نباید در حوادث، دیگران شما را که امید اسلام هستید به ملاحظه بیندازند. همه شما امام [خمینی «ره»] را دوست داشتید و معتقد به راه او بودید. راه امام مبارزه با آمریکا و حمایت از جمهوری اسلامی و مسلمانان تحت ستم استکبار ، تحت پرچمِ ولیّ‌فقیه است . من با عقل ناقص خود میدیدم برخی خنّاسان سعی داشتند و دارند که مراجع و علماءِ مُؤثر در جامعه را با سخنان خود و حالت حق به جانبی به سکوت و ملاحظه بکشانند.  حق واضح است ؛ جمهوری اسلامی و ارزش‌ها و ولایت فقیه میراث امام خمینی «ره»  هستند و می‌بایست مورد حمایت جِدّی قرار گیرند. من حضرت آیت الله العُظمی خامنه ای را خیلی مظلوم و تنها میبینم. او نیازمند همراهی و کمک شماست و شما حَضَرات مُعَظّم با بیانتان و دیدارهایتان و حمایتهایتان با ایشان میبایست جامعه را جهت دهید. اگر این انقلاب آسیب دید، حتی زمان شاه ملعون هم نخواهد بود، بلکه سعی استکبار بر الحادگری محض و انحراف عمیق غیر قابل برگشت خواهد بود.

دست مبارکتان را میبوسم و عُذرخواهی میکنم از این بیان، اما دوست داشتم در شَرَفیابی‌های حضوری به محضرتان عرض کنم که توفیق حاصل نشد.  سربازتان و دست بوستان . از همه طلب عفو دارم .

از همسایگانم و دوستانم و همکارانم طلب بخشش و عفو دارم. از رزمندگان لشکر ثارالله و نیروی باعظمت قُدس که خار چشم دشمن و سدّ راه او است، طلب بخشش و عفو دارم؛ خصوصاً از کسانی که برادرانه به من کمک کردند.

 

نمیتوانم از حُسَین پُورجَعفَری نام نبرم که خیرخواهانه و برادرانه مرا مثل فرزندی کمک میکرد و مثل برادرانم دوستش داشتم. از خانواده ایشان و همه برادران رزمنده و مجاهدم که به زحمت انداختمشان عذرخواهی می‌کنم. البته همه برادران نیروی قُدس به من محبّت برادرانه داشته و کمک کردند و دوست عزیزم  سردار قاآنی  که با صبر و متانت مرا تحمل کردند.

https://www.yjc.ir/fa/news/7245939/%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA%E2%80 .

 

** متن وصیتنامه سردار دل ها شهید حاج قاسم سلیمانی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی +http://hakim-askari.rozblog.com/post/597 .+ کلیک کنید .

 

*************************************************

 


باشگاه خبرنگاران - از ماجرای اولین دیدار تا لحظه شهادت/ مکتب حاج قاسم یعنی رفتن به عرصه‌ی عملیات و میدان عمل/ رازی که سیدحسن نصرالله برای اولین بار فاش کرد

**از ماجرای اولین دیدار سردار حاج قاسم سلیمانی با سید حسن نصرالله تا لحظه شهادت/ مکتب حاج قاسم یعنی رفتن به عرصه‌ی عملیات و میدان عمل/ رازی که سیدحسن نصرالله برای اولین بار فاش کرد..+گفتگوی دو ساعته دبیر کل حزب الله لبنان با محمد رضا شعبانی ،  ابعادی از شخصیت سردار سلیمانی را برای اولین بار رسانه‌ای می‌کند... + https://www.yjc.ir/fa/news/7245141/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C . + باشگاه خبرنگاران جوان .+کلیک کنید .

 

 

 

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

 

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

 

 

 

 


**

http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 .+سايت حکيم زين العابدين عسکري لشت نشايي گيلاني رشتي  . سردار شهيد حاج قاسم سليماني در آيينه تصاوير+سردار دل ها+مکتب سردار سليماني+سردار دل ها + سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي+سردار شهيد حاج قاسم سليماني در آيينه تصاوير+ جهت مشاهده به سايت حکيم زين العابدين عسکري گيلاني لشت نشايي رشتي مراجعه کنيد+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . کليک کنيد+

 

 

 




درباره : حکیم عسکری ,مَبانی سیاست از دیدگاه اسلام و قرآن و روایات و سیره اهل بیت ع و فقهاء عِظام ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : متن وصیتنامه سردار دل ها شهید حاج قاسم سلیمانی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی , وصیت , وصیتنامه ,


نوشته شده در جمعه 25 بهمن 1398 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 21 |

 

قواعد فقهی راهبردی در معاهدات بین‌المللی و سیاست خارجی

***نسیم معرفت***

 

 

 

 

موضوع: علوم سیاسی

به گزارش خبرنگار وسائل، حجت الاسلام مُحسِن صَبُوری فیروزآبادی مسئول ترویج پژوهش های فقهی نوپدید حوزه های علمیه طی یادداشتی که در اختیار ما قرار داده، به تبیین ابعاد فقهی بحث استکبارستیزی پرداخته است؛ متن کامل این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:مساله استکبار ستیزی بحثی مهم و حیاتی است که علی‌رغم اهمیت و جایگاه آن در میان مَبانی انقلاب اسلامی، مَعَ الوَصف به ابعاد فقهی و کلامی آن آنچنان که سزاوار است پرداخته نشده است. اهمیت این مساله تا حدی است که در اصل 152 قانون اساسی که مربوط می شود به مبنای سیاست خارجی جمهوری اسلامی، چنین آمده است: «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هر گونه سلطه جویی و سلطه پذیری، حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه گر و روابط صلح آمیز متقابل با دُوَل غیرمُحارِب اُستوار است».در واقع باید گفت، مساله استکبارستیزی پیش از آنکه یک مساله فقهی باشد، یک موضوع کلامی و عقیدتی است و چنانکه در ادامه خواهیم گفت، مباحث فقهی این مساله نیز مبتنی بر مبنای کلامی آن می باشند. توضیح مطلب اینکه در علم کلام و در بحث توحید، گفته می شود که توحید اقسامی دارد: توحید در پرستش، توحید در ربوبیت، توحید در خالقیت و... در این میان، دو قسم دیگر از توحید نیز وجود دارد که می توان از این دو به عنوان مبنای کلامی استکبارستیزی یاد کرد؛ یکی توحید در تشریع و دیگری توحید در اطاعت که در اینجا اجمالا به تبیین مفاد این دو اصل می پردازیم.

معنای توحید در تشریع این است که انسان ـ به عنوان مخلوق و مملوک پروردگار مُتعال ـ مُوظّف است که تنها از قانون الهی تبعیت نموده و از پیروی قوانین خودساخته بشر ـ که در مقابل قوانین الهی قرار دارد ـ پرهیز نماید. در واقع این مقتضای رُبوبیّت و لطف پروردگار متعال است که اراده نموده است تا سعادت بشر را در پرتو عمل به قوانین دقیق، همه گیر  و مصلحت آمیز خود تضمین نماید. لذا با توجه به اهمیت توحید در تشریع و جایگاه آن در سعادت انسان، قرآن کریم در موارد متعدد به این مساله اشاره نموده است: به عنوان نمونه در قرآن کریم، آیاتی وجود دارد که به لزوم مبنا قرار دادن کتاب آسمانی و قوانین آن در زندگانی بشر، اشاره دارد. مانند آیه کریمه «وَ لْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنْجيلِ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فيهِ وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»[1] این آیه شریفه به روشنی بر لزوم عمل نمودن اهل کتاب بر اساس احکام و قوانین موجود در انجیل تاکید نموده و تخلّف از آن را موجب فسق و خروج از دایره تدیّن می شمارد.

و یا می توان به آیه 44 از سوره مُبارکه مائده اشاره نمود:«إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذينَ أَسْلَمُوا لِلَّذينَ هادُوا وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّهِ وَ كانُوا عَلَيْهِ شُهَداءَ فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتي‏ ثَمَناً قَليلاً وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ»[2] این آیه شریفه علاوه بر لزوم عمل نمودن یهود به احکام و قوانین موجود در کتاب آسمانی، متضمن نکات برجسته دیگری نیز هست: اولا اینکه راز لزوم تَبعیّت از کتاب خدا را در محتویات آن می داند. محتوایی که موجب هدایت و حرکت به سوی نور و نجات از ظلمات و تاریکی هایی است که تبعیت از طاغوت ها برای انسان به ارمغان می آورند. البته نظیر این معنا در آیت الکرسی نیز وجود دارد. آنجا که پذیرش ولایت الهی و تبعیت از الله را موجب حرکت به سمت نور و هدایت می داند؛ «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» در مقابل نیز تَبَعیّت از طاغوت را موجب گرفتاری در ظلمات و پلیدی ها می شمرد؛ «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ»[3] در واقع از منظر قرآن کریم، همواره دو راه در برابر انسان وجود دارد: پذیرش ولایت و سرپرستی خداوند که موجب هدایت و سعادت است. و غیر از این، هر مسیر دیگری، مسیر ظُلُمات و تاریکی هاست؛ ظلمت شهوات، ظلمت بی عدالتی و... که ولایت و سرپرستی این مسیرها با طاغوت ها است. در روایت ابوبصیر از وجود مقدس امام صادق (عَلَیهِ السَّلامُ) نقل شده که فرمودند:«اَلْحُكْمُ حُكْمَانِ حُكْمُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حُكْمُ أَهْلِ الْجَاهِلِيَّةِ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ» یعنی: یعنی هر حکم و قانونی در این عالَم، یا حکم و قانون خداست و اِلّا حکم اهل جاهلیت است.

نکته مهم دیگری که در این آیه به صراحت بیان شده است این است که پیاده نمودن احکام الهی، تنها اختصاص به انبیاء الهی و اوصیاء آنها نداشته و عالمان دین نیز در زمان خود، نسبت به حاکم نمودن قوانین الهی در جامعه وظیفه دارند. چراکه در این آیه کریمه،  دو واژه «الربانیون» و «الاحبار» عطف به «النبیون» شده اند. امام صادق (عَلَیهِ السَّلامُ) در تفسیر این آیه و تبیین معنای « رَبَّانِيُّون» و «أَحْبار» می فرمایند: «...فَهَذِهِ الْأَئِمَّةُ دُونَ الْأَنْبِيَاءِ الَّذِينَ يُرَبُّونَ النَّاسَ بِعِلْمِهِمْ وَ أَمَّا الْأَحْبَارُ فَهُمُ الْعُلَمَاءُ دُونَ الرَّبَّانِيِّين» یعنی: مقصود از رَبّانِیُّون، ائمه (عَلَیهِمُ السَّلامُ) هستند که با علم خود به تربیت مردم می پردازند. و اما مقصود از احبار، عالمان دین هستند. [4]

و اما آخرین مطلبی که در این آیه شریفه مورد اشاره قرار گرفته است، مساله ملازمه میان روی گردانی از احکام الهی و کفر و بی ایمانی است. لذا می فرماید: «مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ» یعنی: کسانی که بر اساس قانون خدا حکم نکنند و به سَمت تبعیّت از قوانین غیرالهی بروند، کافر و بی ایمان هستند. البته همان گونه که عرض شد، این کفر، کفر نسبت به توحید در تشریع است نه کفر درخالقیت، رُبُوبیّت و یا پرستش.

و اما مقصود از توحید در اطاعت این است که انسان باید تنها مُطیع اوامر پرودگار باشد و از او تَبَعِیّت نماید. چراکه تنها اوست که خالق انسان بوده و تکویناََ مالک اوست و بواسطه این مالکیت حق دارد که به مملوک خود امر و نهی نماید. اما دیگران چنین حقّی نسبت به انسان ندارند و فرمان راندن آنها بر بشر، ظلم به او محسوب می شود زیرا هیچ جهت تکوینی و یا اعتباری وجود ندارد که برای آنها حق حاکمیت و فرمانروایی به دنبال داشته باشد. و لذا در قرآن کریم، از تبعیت غیرالله و کسی که اذن حاکمیت و فرمانروایی از طرف خداوند ندارد، تعبیر به شرک شده است که طبیعتا مقصود از شرک در این موارد، شرک در اطاعت و تَبعیّت است. به عنوان نمونه می توان به آیه کریمه «وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُون»[5] اشاره نمود. سُؤالی که در اینجا مطرح است این است که این چه نوع از شرک است که قرآن کریم می فرماید: اکثر مردم در کنار ایمان، گرفتار این شرک هستند؟ بدیهی است که شرک در خالقیت، شرک در پرستش و مانند اینها مقصود نیست زیرا اینها با ایمان به خدا قابل جمع نیستند. بلکه مقصود آیه ، شرک در اطاعت و تبعیت است که معمولا عموم انسان ها گرفتار آن هستند. امیرالمومنین (عَلَیهِ السَّلامُ) در روایتی مفصّل و در مقام تبیین اقسام شرک می فرمایند: «...الْوَجْهُ الثَّانِي مِنَ الشِّرْكِ فَهُوَ شِرْكُ الْأَعْمَالِ؛ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ وَ قَوْلُهُ سُبْحَانَهُ: اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ أَلَا إِنَّهُمْ لَمْ يَصُومُوا لَهُمْ وَ لَمْ يُصَلُّوا وَ لَكِنَّهُمْ أَمَرُوهُمْ وَ نَهَوْهُمْ فَأَطَاعُوهُمْ وَ قَدْ حَرَّمُوا عَلَيْهِمْ حَلَالًا وَ أَحَلُّوا لَهُمْ حَرَاماً فَعَبَدُوهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ فَهَذَا شِرْكُ الْأَعْمَالِ وَ الطَّاعَات...»[6] یعنی: نوع دوم از شرک، شرکی است که در رفتارهای انسان تَبَلوُر پیدا می کند و عبارت است از شرک در رفتار و اطاعت. در ادامه، امام  (عَلَیهِ السَّلامُ)  به همین آیه کریمه مورد بحث و یک آیه دیگر استشهاد می کنند. در آیه دوم، آمده است که اهل کتاب، اَحبار و رُهبان خود را رَبّ قرار داده اند. امام  (عَلَیهِ السَّلامُ)  می فرمایند: رَبّ قرار دادن اینها به این نحو نبوده که اهل کتاب، برای اَحبار و رُهبان نماز بخوانند یا در مقابل آنها سجده کنند! بلکه در اینجا قرآن کریم، از تَبعیّت و اطاعت از کسانی که ماذون در حاکمیت نیستند، تعبیر به رَبّ قرار دادن نموده است. البته همانگونه که در آیه کریمه «إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ ... وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ» گفته شد، رَبّانِیّون و اَحبار، اذن در حاکمیت دارند لکن به شرط اینکه بنا داشته باشند که احکام خدا را بیان کنند نه آن زمان که به سمت تحریف و تشریع بروند. لذا در ادامه آیه فرمود: «بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّهِ وَ كانُوا عَلَيْهِ شُهَداءَ»[7] یعنی: جهت اینکه خداوند متعال به عالمان دینی، حقّ حاکمیت داده است این است که آنها نسبت به کتاب خدا، استحفاظ دارند و بنا دارند که احکام خدا را پیاده کنند و اِلّا مانند بقیه مردم هستند و فِی نَفسِه، حقّ حکم راندن ندارند.

علاوه بر روایت فوق روایت دیگری نیز در کافی شریف از امام صادق (عَلَیهِ السَّلامُ) نقل شده که در تفسیر آیه «وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُون»[8] می فرمایند: مقصود از شرک در این آیه، شرک در عبادت و پرستش نیست بلکه مقصود آیه، شرک در طاعت و تَبعیّت است: «...فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ قَالَ شِرْكُ طَاعَةٍ وَ لَيْسَ شِرْكَ عِبَادَة»[9] آیه دیگری که دلات بر توحید در اطاعت دارد آیه 121 از سوره مبارکه اَنعام است؛ «وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ»[10] در این آیه کریمه، ابتدا یک حکم شرعی بیان شده است که عبارت است از حرمت تَناوُل از ذَبیحه ای که بر آن، نام خدا برده نشده است. سپس می فرماید: شیاطین مطالبی را به اولیاء خود القاء می کنند تا آنها با بیان آن مطالب، شما را از تَبعیّت حکم خدا منصرف نمایند. البته همیشه اینگونه بوده و هست که اولیاء شیطان به دنبال این هستند که با وارد نمودن شُبُهاتِ نظری و عملی، اعتقاد مردم را نسبت به احکام خدا سُست نمایند. بعد آیه کریمه،یک نکته پایانی بیان می دارد که محل بحث ما است؛ می فرماید: اگر شما در این مساله از خدا تبعیت نکرده و تابع اولیاء شیطان بشوید، در این صورت، مشرک خواهید بود. طبیعی است که در اینجا نیز، مقصود از شرک، شرک در پرستش و مانند آن نیست. زیرا صِرف ترک یک حکم شرعی، موجب شرک نمی شود و نهایتا فسق شمرده می شود نه شرک : «وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ». بلکه در اینجا نیز مقصود، شرک در اطاعت است و برای همین است که آیه نمی فرماید که اگر از این نوع ذَبیحه تَناوُل کنید، مشرک خواهید بود. بلکه می فرماید : «وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ» اگر در این مساله از آنها اطاعت کنید، مشرک هستید. در واقع مشرک بودن مترتب شده است بر اطاعت از کفار نه خوردن از گوشت حیوانی که بدون شرایط ذبح شده است. لذا مرحوم فیض در تفسیر گرانسنگِ صافی در تبیین این فقره می فرمایند: وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ في استحلال ما حرّم، إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ. فانّ من ترك طاعة اللَّه إلى‏ طاعة غيره و اتبعه في دينه فقد أشرك باللَّهِ [11]

آیه دیگر، آیه 25 و 26 از سوره محمد خدا (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) است: «إِنَّ الَّذينَ ارْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى‏ لَهُم. ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطيعُكُمْ في‏ بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرارَهُم»[12] در این آیه کریمه، خداوند متعال از کسانی یاد می کند که - بعد از آشنایی با راه هدایت و قرار گرفتن در مسیر الهی- مجددا به عقب برگشته و ایمان خود را از دست داده اند. در ادامه، آیه کریمه دو نکته مهم درباره این افراد بیان می دارد: نکته اول اینکه عامل ارتداد اینها، مغلوب شدن در برابر تسویل و جلوه گری شیطان است که سعی دارد تا در مقابل صراط مستقیم بندگی و تَبعیّت از احکام الهی، مسیر طاغوت ها- که همان مسیر شهوات و ظلمات است- را در نظر انسان ها دلپسند و متبوع جلوه دهد. در واقع این فقره نظیر همان فقره «وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ» در آیه قبل است. نکته دومی که این آیه کریمه به آن اشاره دارد این است که دلیل متصف نمودن این افراد به ارتداد و کفر در این فقره این است که آنها بنا دارند- و در نهان نیز وعده داده اند - که در برخی امور، تابع و مطیع کفار و دشمنان حق باشند: «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطيعُكُمْ في‏ بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرارَهُم» و این همان شرک در اطاعت و تَبعیّت است.

تا اینجا، مُفاد توحید در تشریع و توحید در اطاعت مورد بررسی قرار گرفت. اگر بخواهیم مُفاد این دو شاخه از توحید را اجمالا بیان کنیم باید بگوییم: نتیجه توحید در تشریع و توحید در اطاعت این می شود که انسان مُوظَّف است که تنها از حکم و قانون خدا تَبَعیّت نموده و تنها از فرامین الهی و کسانی که از طرف خداوند ماذون هستند، اطاعت نماید. در غیر این صورت، انسان دچار شرک در تشریع و اطاعت شده و از ایمان حقیقی فاصله می گیرد. همانگونه که در ابتدای بحث اشاره شد، این مبحث کلامی، پایه و مبنای بحث استکبارستیزی در اسلام است و مباحث فقهی این مساله نیز بر مبنای همین بحث کلامی طرح می شود. مثلا : ما در قواعد فقه سیاسی ، قاعده ای داریم تحت عنوان «قاعده شُمول عِبادةِ الله» که مبنای آن همین توحید در تشریع و توحید دراطاعت است. بر اساس این قاعده، عبادت و عُبودیّت، تمامی عرصه های زندگی انسان را شامل شده و قلمرو دین را در تمامی ابعاد زندگی بشر گسترش می دهد. در نتیجه، انسان باید در تمامی امور فردی، اجتماعی، سیاسی و... تابع قوانین الهی بوده و در عرصه عمل نیز تنها از کسانی تَبعیّت کند که از جانب پروردگار متعال ماذون در حاکمیت هستند. که بر اساس اَدلّه، این اذن، تنها برای انبیاء، اوصیاء و عالمان دینی صادر شده است؛ «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ». اساسا باید توجه داشت که ماده «عَبَدَ، يَعْبُدُ ، عِبادَةََ وَ عُبُودِیَّةََ» : در اصل به معنای خضوع و انقیاد می باشد. و بر خلاف تصور عموم، پرستش تنها یکی از مصادیق معنای این واژه است و مصداق دیگر آن عبارت است از اطاعت و تَبَعِیّت.  فَیُّومی در مِصباحُ المُنیر می گوید: «عَبَدْتُ اللَّهَ : أَعْبُدُهُ عِبَادَةً وَ هِىَ الانقِيَادُ وَ الخُضُوعُ[13] جَوهَری در صِحاح می گوید: «وَ العِبادةُ : اَلطّاعَةُ»[14] اِبن مَنظُور نیز در لِسانُ العَرَب عین جمله مذکور را آورده است.[15]    لذا در قرآن کریم مکررا این واژه در معنای اطاعت و تَبعیّت به کار رفته است؛ مثلا در آیه کریمه  «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني‏ آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ»[16] که از تَبَعِیَّت شیطان تعبیر به عبادت شده است. نظیر همین استعمال را قرآن کریم در رابطه با اطاعت طاغوت دارد: «وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى‏..»ِ[17] لذا «قاعده شُمول عِبادةِ الله» می خواهد بگوید که عبادت و عُبُودیّت که به عنوان هدف خلقت انسان مطرح شده، تنها به معنای پرستش نیست بلکه به معنای اطاعت از پروردگار متعال در همه عرصه های زندگی است. در نتیجه، این قاعده فقهی، عموم مباحث فقه سیاسی ـ اعمّ از مَباحِث مربوط به مشروعیت و ساختار حکومت، مَباحِث سیاست داخلی و مَباحِث سیاست خارجی ـ را به صورت گسترده تحت تاثیر قرار می دهد؛ به عنوان نمونه در عرصه مشروعیت، این قاعده، مشروعیت حکومت های غیرالهی را با چالش اساسی مواجه می کند و بر این اساس، تنها نوع مشروع از حکومت، حکومت اسلامی با محوریت معصوم (عَلَیهِ السَّلامُ) و یا نائب عام ایشان خواهد بود و تبعیت از طاغوت ـ یعنی: کسی که اذن در حکومت ندارد ـ حرام بلکه شرک عملی و منافی عبادة الله محسوب می گردد. در عرصه سیاست داخلی نیز، عموم مباحث مربوط به قانون گذاری، اجرا و نظارت به شدت تحت تاثیر این قاعده قرار می گیرند که تفصیل اینها باید در جای خود مطرح شود. 

و اما در بخش سیاست خارجی، این قاعده دو نتیجه فقهی مهم به دنبال دارد: نتیجه اول عبارت است از عدم جواز تبعیت و تمکین نسبت به آن دسته از قوانین و مُعاهَدات بین المللی که با احکام اسلامی تضاد و تنافی دارند. نتیجه دیگری که این قاعده فقهی، در سیاست خارجی به دنبال دارد این است که بر اساس این قاعده، اطاعت نمودن از فرامین قدرت های خارجی، حرام و موجب شرک در اطاعت خواهد بود. لذا بر این اساس، هر نوع تعامل با کشورهای دیگر، باید از موضع برابر و بدون هر گونه اطاعت پذیری باشد. حال اگر در میان نظام های سیاسی موجود در جهان، نظامی وجود داشته باشد [همانند نظام استکباری آمریکای جنایتکار] که جهان را به مثابه یک دهکده ای تصویر می کند که هم قانون آن دهکده را او مشخص می کند و هم خودش را کدخدای این دهکده جهانی می داند که بقیه موظف با اطاعت محض در برابر او هستند، بدیهی است که چنین نظامی دقیقا در نقطه مقابل حکومت اَلله و توحید در تشریع و اطاعت قرار دارد. یعنی: خداوند می فرماید تنها باید از قانون من تَبعیّت کنید و تنها باید از من اطاعت کنید، در طرف مقابل، این نظام مستکبر می گوید باید مطیع اوامر و قانون من باشید و فریاد «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‌» سر می دهد؛ البته او با پرستش ما کار ندارد اما در عرصه تشریع و اطاعت، ادعای خدایی دارد. برای همین سرکشی فوق العاده است، که قرآن کریم، از اینها تعبیر به طاغوت می کند. طاغُوت بر وزن فاعُول است و فاعُول از صیغه های مُبالَغَه به شمار می رود، لذا  طاغُوت یعنی: کسی که به شدت از حدّ خود تجاوز می کند. حال سُؤال این است که آیا اسلام به ما اجازه می دهد که قوانین انسان ساز و جامعه ساز الهی را وانهاده و تابع قوانین ضدّ الهی و ضد بشری اینها بشویم؟ آیا قرآن کریم به ما اجازه می دهد که اطاعت از خدا، رسول و اُولِی الأَمر – که حافظ احکام الهی هستند- را وانهاده و از طاغوت ها تَبعیّت کنیم؟   همانگونه که در خلال بحث اشاره شد، قرآن کریم، حتی اطاعت از اینها را در یک حکم خاص- مثل: مَساله ذِبح- جایز نمی شمرد و آن را موجب شرک عملی می داند. حال آیا قرآن کریم به ما اجازه می دهد که در ابعاد کلان زندگانی همچون: اقتصاد، فرهنگ، سیاست و.. از نظامات آلوده و شرک آمیز اینها تَبعیّت کنیم؟ اهمیت این مساله تا حدّی است که همه انبیاء الهی با وجود تفاوتهایی که در احکام و شریعت آنها وجود دارد، اما همگی، دو مساله مهم را سرلوحه تبلیغ خود قرار می دادند: یکی عُبُودیّت و دیگری پرهیز از تَبَعیّت طاغوت. قرآن کریم در این باره می فرماید: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا في‏ كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» [18] لذا بر اساس این آیه شریفه و اَدِلَّه دیگر، در فقه سیاسی، قاعده دیگری شکل می گیرد تحت عنوان «قاعده وُجُوب نَفی الطّاغُوت وَ الکُفر بِها» که این قاعده هر گونه تَبعیّت از طاغوت را ممنوع می شمارد. بلکه واجب می داند که مُؤمنان در حد امکان خود، به نفی و ردّ طاغوت بپردازند. «...وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ»[19] البته اساس این قاعده، مبتنی بر همان «قاعده شُمول عِبادةِ الله» و توحید در تشریع و اطاعت است.  لذا شیخ صَدُوق (ره) در ثَوابُ الأَعمال، مَعانِی الاَخبار و عِلَلُ الشَّرایع از وجود مقدس امام صادق (عَلَیهِ السَّلامُ) نقل نموده اند که روزی عیسی بن مریم (عَلَیهِ السَّلامُ) به منطقه ای رسید که اهالی آن هلاک شده و در خانه ها و کوچه ها افتاده بودند. عیسی (عَلَیهِ السَّلامُ) فرمود: اینان [به یکباره] دچار عذاب الهی شده اند و اگر غیر از این بود، یکدیگر را دفن می نمودند. حَوارِیّون عرضه داشتند: ای روح الله! با آنها سخن بگو! عیسی (ع) نیز آنها را ندا داد. پس یکی از آنها به سخن در آمده و عرضه داشت: لبیک  ای روح الله! عیسی (ع) پرسید: ماجرای شما چیست؟ عرضه داشت: ما صبحگاهان در سلامت بودیم و به ناگاه در شامگاه گرفتار عذاب شدیم.... عیسی (ع) پرسید: چه چیز موجب عذاب شما شد؟ عرضه داشت: «حُبُّ الدُّنيا وَ عِبادَةُ الطّاغُوتِ».... عیسی (عَلَیهِ السَّلامُ) فرمود: چگونه مرتکب عبادت طاغوت شدید؟ پاسخ داد: «كانُوا إِذا أَمَرُونا أَطَعناهُم» یعنی: آنگاه که طواغیت ما را امر می کردند، از آنها اطاعت می نمودیم...» [20] در اینجا علامه مجلسی (ره) کلام متینی از شیخ بهایی (ره) در توضیح این حدیث شریف نقل نموده اند که نقل آن در اینجا بسیار مناسب است. ایشان می فرمایند: « شاید در بدو نظرچنین به نظر برسد که آنچه در این روایت شریف آمده - مبنی بر اینکه اطاعت از اهل معصیت، عبادت آنها محسوب می شود-، به نوعی مَجاز گویی است نه استعمال حقیقی. اما چنین نیست و استعمال عبادت در مورد تَبعیّت از اهل معصیت، استعمال حقیقی است چرا که همانا عبادت، چیزی نیست جز خُضوع، گردن نهادن و فرمانبری. و به همین جهت است که خداوند مُتعال، تَبعیّت از هوای نفس را عبادت هَوا شمرده و در قرآن کریم می فرماید: «أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ» همچنین به همین جهت است که تَبعیّت از شیطان را عبادت او شمرده و می فرماید: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ»[21] همچنین مرحوم سیّد شَرَفُ الدّین حسینی استرآبادی در تاویل الآیات از امام باقر (عَلَیهِ السَّلامُ) نقل می کند که فرمودند: «...وَ مَنْ أَطَاعَ جَبَّاراً فَقَدْ عَبَدَه» کسی که از یک جبار اطاعت کند، در واقع خود را بنده او ساخته است.[22]

قاعده فقهی دیگری که در رابطه با مساله استکبارستیزی وجود دارد، «قاعده نَفی سَبیل» است. این قاعده از قواعد فقهی مشهور در میان فُقَهاء است و حتی برخی از مُحقِّقان ادعای اجماع بر پذیرش آن نموده اند. عمده دلیل این قاعده، آیه کریمه «وَ لَنْ يَجْعَلَ اللّٰهُ لِلْكٰافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا»[23] است که هر امری که موجب سلطه یافتن کفار بر مسلمانان گردد را منتفی و غیر مشروع می خواند. لذا فقیهان شیعه در هر مساله ای که احساس نموده اند مساله سلطه یافتن کافر بر مسلمان در میان است، با استناد به این قاعده، حکم به عدم جواز داده اند. به عبارت دیگر، فُقَهاء عظیمُ الشَّأن، این قاعده را حاکم بر بقیه احکام شمرده اند؛ مرحوم شیخ طوسی در کتاب اَلخِلاف می فرمایند : «إِذَا اشتَرَى كافِرُ عَبدا ََ مُسلِماََ، لايَنعَقِدُ الشِّراءُ، وَ لايَملِكُهُ الكافِرُ... دَليلُنا : قَولُهُ تَعالَى: وَ لَنْ يَجْعَلَ اللّٰهُ لِلْكٰافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا (سوره نساء آیه 141) سپس به حاکم بودن این قاعده بر جمیع احکام اشاره نموده و می فرمایند: « وَ هذا عامُُّ فِي جَميعِ الأَحكامِ»[24] این قاعده و مَبانی کلامی آن، چنان در ذهن فقیهان شیعه استوار و پُر اهمیت است که حتی در مواردی که بوی سلطه کافر بر مسلمان استشمام می شود، به این قاعده تمسک نموده اند؛ مرحوم اِبن فَهد حِلّی در رابطه با وکیل شدن یک کافر برای یک مسلمانی که علیه مسلمان دیگر طرح دعوا نموده است، می فرمایند: «أَن يَتَوَكَّلَ [الکافِرُ] لِمُسلِمِ عَلَى مُسلِمِِ ، وَ مَنَعَ مِنهُ أَصحابُنا لِاستِلزامِ السَّبيلِ.» یعنی: یکی از صورت های وکالت این است که یک کافر وکالت مسلمانی را که علیه مسلمان دیگر طرح دعوا نموده است بپذیرد، که فقهاء این مساله را ممنوع شمرده اند چرا که مستلزم مُسلط نمودن آن وکیل کافر بر یک مسلمان است. [25] حال که سلطه یافتن یک کافر بر مسلمان، در این حد ممنوع و غیر مشروع است، آیا مسلط شدن نظام کفر و استکبار بر شئون مختلف زندگانی مسلمانان، جایز خواهد بود؟ مرحوم امام خمینی (قُدِّسَ سِرِّهُ) در تحریرالوسیلة می فرمایند: «لَو كانَتِ الرَّوابِطُ السِّياسِيَّةُ بَينَ الدُّوَل ِ الإِسلامِيَّةِ وَ الأَجانِبِ مُوجِبَةََ لِاستِيلائِهِم عَلَى بِلادِهِم‌ أَو نُفُوسِهِم أَو أَموالِهِم أَو مُوجِبَةََ لِأَسرِهِمُ السِّياسِيِّ يَحرُمُ عَلَى رُؤَساءِ الدُّوَلِ تِلكَ الرَّوابِطُ وَ المُناسِباتُ، وَ بَطَلَت عُقُودُها، وَ يَجِبُ عَلَى المُسلِمِينَ إِرشادُهُم وَ إِلزامُهُم بِتَركِها وَ لَو بِالمُقاوَماتِ المَنفِيَّةِ یعنی: اگر روابط سیاسی میان دولت های اسلامی و بیگانگان، موجب مسلط گردیدن آنها بر سرزمین، مردم و یا اموال مسلمانان شده و یا مُنجرّ به اِسارتِ سیاسی آنها گردد، برقراری این نوع روابط و مناسبات بر رُؤسای دولت های اسلامی حرام خواهد بود و عُقودی که این چنین باشد باطل می باشد. و بر عموم مسلمانان واجب است که آنها را ارشاد و مجبور به ترک اعمال مذکور نمایند؛ و لو به وسیله مُبارزه منفی»[26]

در پایان بحث، عرض می کنم که آنچه در این مصاحبه مطرح شد، تنها اشاره ای بود به بخشی از مَبانی فقهی و کلامی مساله استکبار ستیزی و جای آن دارد که مُحقِّقان و علاقه مندان، تفصیل این مباحث را در جای خود پیگیری نمایند./702/241/ح

منابع:

[1]  مائده:47

[2]  مائده:44

[3]  بقره: 257

[4]  تفسیر عیاشی، ج 1، ص 322، بحارالانوار، ج 25، ص 149.

[5]  یوسف:106.

[6]  بحارالانوار، ج 96، ص 100، باب الکفر و لوازمه، ح 30.

[7]  مائده:44.

[8]  یوسف:106.

[9]  کافی، ج 2، ص 397، باب الشرک ح 4 ، وسائل الشیعة، ج 7، ص 127، باب عدم جواز تقلید غیر المعصوم ح 7.

[10]  انعام:121.

[11]  تفسیر الصلفی، ج 2، ص 153.

[12]  محمد:25 و26.

[13]  المصباح المنیر، ج 2، ص 389، ماده عبد.

[14]  صحاح جوهری، ج 2، ص 503.  

[15]  لسان العرب، ج 3، ص 272.

[16]  یس:60.

[17]  زمر:17.

[18]  نحل:36.

[19]  نساء: 60

[20]  ثواب الاعمال، ص 254، باب عقاب حب الدنیا و عبادة الطاغوت، حدیث 1. معانی الاخبار، ص 341 باب معنی الهاویه، حدیث 1، علل الشرایع، ج 2، ص 466، باب النوادر، حدیث 21.

[21]  مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول، ج 10، ص 238.

[22]  تاویل الآیات، ص 502.

[23]  نساء: 141.

 .[24] الخلاف، ج 3، ص 188.

[25] المهذب البارع، ج 3، ص 38.

[26]  تحریرالوسیله، ج 1، ص 486 ، م 6.

 


**  اصلاحات و اضافات  توسّط  :  استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

*************************************************

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

 

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

 





درباره : حکیم عسکری ,مَبانی سیاست از دیدگاه اسلام و قرآن و روایات و سیره اهل بیت ع و فقهاء عِظام ,حکیم عسکری ,مَبانی سیاست از دیدگاه اسلام و قرآن و روایات و سیره اهل بیت ع و فقهاء عِظام ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : قواعد فقهی راهبردی در مُعاهَدات بین‌المللی و سیاست خارجی+حجت الاسلام مُحسِن صَبوری فیروزآبادی +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی , آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , مرگ برآمریکا , مذاکره با آمریکای مستکبر و جنایتکار ممنوع ,


نوشته شده در چهارشنبه 23 بهمن 1398 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 9 |

 

نتیجه تصویری برای مرگ بر آمریکا

***نسیم معرفت***

 

به نام خدا


چرا با آمریکا نباید رابطه داشته باشیم؟!!


به نظر بنده به علل زیر نباید جمهوری اسلامی ایران با آمریکا رابطه داشته باشد :


1- چون دولت آمریکا یک دولت  مستبدّ و مستکبر وستمگر وفاسد است.

2- چون تاکنون از خوی تجاوزگری واستیلاء طلبی برکشورها دست برنداشته وچه بسا بیشتر هم شده است.

3- چون از گذشته دور تاکنون از همه دیکتاتورها ومفسدین وجنایتکاران حمایت وپشتیبانی پنهان وآشکار کرده ومی کند و از این عمل زشت خود دست برنداشته است.

4- چون تمام فجایعی که در کشورهایی مثل عراق وافغانستان ویمن وفلسطین ولبنان وسوریه وبحرین و...  رخ داده ومی دهد  دست پلید آمریکا کاملا مسلّم ومسجّل است وروند جنایات رژیم جنایتکار آمریکا وحمایتش از جنایتکاران همچنان نیز ادامه دارد.

5- چون از رژیم غاصب واشغالگر صهیونیسم از گذشته دور تاکنون حمایت کرده ومی کند وحیات ننگین رژیم اشغالگر قدس را حیات خود می داند واکنون نیز همه نوع پشتیبانی مالی ونظامی وتسلیحاتی و... از این رژیم خون آشام وکودک کش به عمل می آورد.

6- چون در برابر همه انقلاب ها وحرکت ها وجنبش ها وقیام های حق طلبانه وآزادیخواهانه از گذشته دور تاکنون ایستادگی کرده وبا پشتیبانی از حاکمان ستمگر ومستبدّ از هیچ کوششی برای قلع وقمع اینگونه حرکت ها وقیام ها دریغ نکرده است واین شیوه ننگین هم اکنون نیز از سوی دولت مستکبر آمریکا ادامه دارد ودر هرجای عالم اگر حرکت اعتراضی برضد ظلم وستم  و استکبارگری انجام بگیرد توسط هیات حاکمه آمریکا تحت فشار ویا سرکوب قرار می گیرد.

7- چون دولت جنایتکار آمریکا همیشه حقوق مظلومین وستمدیدگان را پایمال کرده ومی کند وبا فشار برمجامع بین المللی حق مظلومین را از بین می برد.

8- چون هیات حاکمه آمریکا تاکنون لحظه ای از خوی استکباری وتجاوزگری خود دست برنداشته وشواهد وادلّه قوی وکاشناسی کارشناسان سیاسی نیز گواه آن است که آمریکای فعلی همان آمریکای گذشته است و هیچ عوض نشده است.

9- چون هرجا اختلاف ودرگیری وخونریزی وجنایت است نقش آمریکا در آنجا برجسته است. اکنون نیز آمریکایی ها( یعنی دولتمردان زورگوی آمریکا) بطور واضح وآشکار از گروه هایی همانند داعش وطالبان وبوکوحرام و....   حمایت مالی و سیاسی ونظامی و... می کند.

10- چون از تروریسم بویژه تروریسم بین المللی یعنی رژیم سفّاک اسراییل حمایت کرده و می کند.

11- چون از بدو پیدایش نهضت پاک والهی ملت ایران به رهبری حضرت امام خمینی ره  تا کنون  از هیچگونه خصومت ودشمنی وکارشکنی وتهدید وارعاب وضربه زدن ونقشه های شوم و...کوتاهی نکرده است. پرونده جنایات آمریکا نسبت به ملت ایران وانقلاب اسلامی ایران بسیار قطور وگسترده است که خوشبختانه همه اسناد جنایات وخیانت های آمریکا نسبت به ملت ایران وانقلاب اسلامی ونظام جمهوری اسلامی ایران ثبت وضبط است ودولت مستکبر ومستبدّ آمریکا در طول ده ها سال نه تنها خصومتش را نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران واسلام ناب محمدی صلی الله علیه وآله و سّلم ،  کم نکرده بلکه بیشتر هم کرده است. مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای چندی پیش در یک سخنرانی عمومی فرموده بودند که :


آمریکا

، همان امریکای قدیم است اما عده ای مغرض و یا ساده لوح تلاش می کنند این دشمن توطئه گر را در افکار عمومی ملت به فراموشی و غفلت بسپارند تا امریکا در فرصتی مناسب خنجر را از پشت فرو کند .

..  ونیز بارها براساس مستندات غیرقابل انکار فرمودند که :....من البتّه هیچ‌وقت نسبت بهمذاکره باآمریکا خوش‌بین نبودم.

بنده باز هم  اضافه می کنم که :

آمریکا بود که کودتاهای مختلف را برضد نظام جمهوری اسلامی ایران طراحی وعملی کرد وبه لطف خداوند شکست های مفتضحانه خورد.

آمریکا بود که هشت سال جنگ ویرانگر را توسط دیکتاتوری مانند صدام بر کشور ما تحمیل کرد که هنوز هم آثار ویرانگر آن بردوملت عراق وایران آشکار است.

آمریکا بود که در 12 تیر 1367 هواپیمای مسابربری ایرباس را که از بندر عباس عازم دُبَی بود بر فراز آبه های خلیج فارس در نزدیکی (جزیره هنگام) با شلیک دوموشک کروز از طریق ناو وینسنس مستقر در خلیج فارس مورد هدف قرار داد و290 نفر از مسافرین وخدمه آن را به شهادت رساند...

آمریکا بود که از گذشته دور تاکنون از منافقین خاین حمایت وپشتیبانی کرده ومی کند وسران این جنایتکاران را به حضور خود می طلبند وحمایت مالی وسیاسی و... از آنها می کنند.

آمریکا بود که از گذشته دور تاکنون تحریم های ناجوانمردانه را به ملت ایران وکشور ما رواداشت ودر این چند سال اخیر نیز با تحریک کشور های دیگر ( کشور های اروپایی و...) شدیدترین تحریم ها ( تحریم های فلج کننده) را برضد ایران اِعمال کرد ولی  به لطف خدا و رهبری حکیمانه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای وصبر وشکیبایی وپایمردی ملت عزیز ایران  نقشه های شومشان نقش برآب شد وبه مقصد شوم وننگینشان که براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بود نرسیدند.

آمریکا بود که به اتفاق سران غربی در فتنه 88 به تمام عیار از عوامل وسران فتنه در براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران حمایت وپشتیبانی  کرد وبه لطف خدا ورهبری مدبرانه وحکیمانه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای وهوشیاری وبصیرت ملت انقلابی واسلامی ایران  پوزه شان  به خاک مالیده شد وهمه آنها مفتضح وخوار شدند.

آمریکا بود که چشم دیدن پیشرفت های همه جانبه ایران بویژه در بخش هسته ای  صلح آمیز را نداشت وبالاترین کارشکنی را در رابطه با پرونده هسته ای ایران اِعمال کرده ومی کند ولی جز سرشکستگی وسرافکندگی چیزی نصیبش نشده ونخواهد شد.

آمریکا بود که از جنایات رژیم آل سعود در برابر مردم بی دفاع یمن حمایت کرده ومی کند. و......

پس کشور ما  ونظام جمهوری اسلامی ایران حق دارد که با آمریکای مستکبر وجنایت پیشه ارتباط ورابطه نداشته باشد.  ما پیشینه خوبی از آمریکا نداریم وحال فعلی او هم بسیار زشت و وقاحت بار است و آدم عاقل هم تجربه شده را دوباره تجربه نمی کند وبه قول حافظ شیرازی :  مَن جَرَّبَ المُجَرَّبَ حَلَّت بِهِ النَّدامَةُ . یعنی کسی که تجربه شده را دوباره تجربه کند حتما پشیمان خواهد شد.

واما روسیه که یکی از جماهیر شوروی سابق ومهم ترین آن ها بوده اگرچه یک زمانی به عنوان اتحاد جماهیر شوروی خیانت ها وجنایاتش ثبت است ولی باید توجه داشت که حال فعلی دولت ها ملاک ومعیار در روابط بین الملل والدُّوَل است و دولت فعلی روسیه  مواضعش حتی براساس منافعی که ملحوظ نظرش است با آمریکا بسیار متفاوت است. اگر کسی به این تفاوت ها توجه نکند به نظر بنده هرچند اطلاعات سیاسیش زیاد باشد ولی نمی تواند یک سیاستمدار درست اندیش باشد.



** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 


*************************************************

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

 

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

**سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کلیک کنید .

 



 

 

 




درباره : حکیم عسکری ,مَبانی سیاست از دیدگاه اسلام و قرآن و روایات و سیره اهل بیت ع و فقهاء عِظام ,حکیم عسکری ,مَبانی سیاست از دیدگاه اسلام و قرآن و روایات و سیره اهل بیت ع و فقهاء عِظام ,حکیم عسکری ,مَبانی سیاست از دیدگاه اسلام و قرآن و روایات و سیره اهل بیت ع و فقهاء عِظام ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : چرا با آمریکا نباید رابطه داشته باشیم؟!!+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , مرگ برآمریکا , من البتّه هیچ‌وقت نسبت بهمذاکره باآمریکا خوش‌بین نبودم+امام خامنه ای ,


نوشته شده در چهارشنبه 23 بهمن 1398 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 3 |

عناوين آخرين مطالب ارسالي
عاقل باید طالب و جوینده سه چیز باشد+ وَ عَلَى اَلْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ طَالِباً لِثَلاَثٍ...+حدیث پیامبر(ص)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاه
احکام فرارازخمس+نِعْمَ الشَّيْ‌ءُ الْفِرَارُ مِنَ الْحَرَامِ إِلَى الْحَلَالِ:بهترین کارفرارازحرام بسوى حلال است.(وَسائِلُ الشّیعة ج 18 ص
فاطمه سلام الله علیها ، جامع الفضائل است+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
متن وصیتنامه سردار دل ها شهید حاج قاسم سلیمانی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
قواعد فقهی راهبردی در مُعاهَدات بین‌المللی و سیاست خارجی+حجت الاسلام مُحسِن صَبوری فیروزآبادی +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نش
چرا با آمریکا نباید رابطه داشته باشیم؟!!+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
انقلاب از انتخاب است و انتخاب از انقلاب است ... استراتژي ما همه با هم است+دکتر حسن روحانی+رئیس جمهور
سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در آیینه تصاویر+سردار دل ها+مکتب سردار سلیمانی+سردار دل ها
دوآزمون بزرگ ملت ايران باقيمانده ازسال98.هشدار رهبری به حاشیه سازها+بيانات بسیار مهم امام خامنه ای+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت ن
فنِّ ديپلُماسي ازديدگاه دکترمحمدجوادظريف وزيرامورخارجه دولت تدبيرواميد+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی
مرحوم حاج عبدالله ضابط مشهدیجزء برترین مُبلِّغان در سراسر کشور بود+به یاد مرحوم حجت‌الاسلام و المسلمین حاج عبدالله ضابط مشهدی
مهمترين بندهاي طرح ضدفلسطيني آمريکا موسوم به«معامله قرن»+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی
به بهانه آتش زدن کتاب هاریسون توسط تبریزیان+آیاطب اسلامی وجود دارد؟!+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی
دعایی که وسط گریه«حاج قاسم»را به خنده انداخت!!! +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی
اظهارات دکترحسام الدين علامه درباره طب سنتی و اسلامی+آتش زدن طب هاریسون توسط شیخ عباس تبریزیان!!!
مَحاسِن و مَکارِم اَخلاق و تفاوتهای آن ها+آیت الله زین العابدین قربانی لاهیجی گیلانی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
من ازیاران بدگشتم بیزار*کند همجنس با همجنس دیدار+دیدار انتخاباتی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
آتش زدن کتاب پزشکی هاریسون خدمت به جبهه استکباری است+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
«نقش تعليم و تربيت»+ حضرت آيت الله زين العابدين قرباني گيلاني لاهيجي+استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
استفتائات ازامام خامنه ای دربهمن ماه 1398درباره وضو+پس گرفتن طلاهای هدیه شده پس از طلاق+مانع بین پیشانی و محل سجده+قنوت فراموش شده+خمس و...
مؤمن ازیک سوراخ دوبارگزیده نشود+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
من بلد نیستم !!! + جناب دکتر حسن روحانی+سخنان عجیب رئیس جمهور حسن روحانی و واکنش های مختلف مردم و ...
مُعرّفی اجمالی کتابِ رجالی «جامِعُ الرُّواةِ وَ اِزاحَةُ الأِشْتِباهاتِ عَنِ الطُّرُقِ وَ الأَسْنادِ»+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهی
نکاتی درباره هدف قرارگرفتن غیرعمدی وسهوی هواپیمای اوکراینی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
حدیث لَولاک+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی رشتی

.: Weblog Themes By Music-Day.Info :.

::

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
عضویت سریع


قوانین سایت

کد امنیتی :
مطالب پر بازدید
حکمت چیست؟ بازدید : 1333
قضا وقدر بازدید : 1013
نظر سنجی
امکانات وب
حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی

RSS


POWERED BY
rozblog.COM

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح قالب

موزیک روز

جدیدترین مطالب روز دنیا