close
تبلیغات در اینترنت
آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی
قالب وبلاگ
درباره وبلاگ

حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی
ورود کاربران

ورود به سایت

نام کاربری:
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
موضوعات وبلاگ
حکیم عسکری -
وجدان چیست ؟ انواع وجدان -
مجموعه مقالات وگفتمان های اقتصادی وبانکداری اسلامی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+بانظارت استادسعادت میرق -
آمار سایت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازدیدهای امروز : 221 نفر
بازدیدهای دیروز : 209 نفر
كل بازدیدها : 79968 نفر
بازدید این ماه : 1090 نفر
بازدید ماه قبل : 3211 نفر
نظرات : 2
كل مطالب : 307 عدد
تعداد اعضا : 845 نفر
امروز : جمعه 27 مهر 1397
جستجوی مطالب

Google
hakim-askari.rozblog.com

         Related image   

***نسيم معرفت***

تفسير سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربي کتابِ اَلميزان  جلد 13.علامه طباطبايي»

با ترجمه و توضيح مختصر از استاد سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

                                 

  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا (1) قَيِّمًا لِيُنْذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِنْ لَدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا (2) مَاکِثِينَ فِيهِ أَبَدًا (3) وَيُنْذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا (4) مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلا لآبَائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلا کَذِبًا (5) فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا (6) إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الأرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا (7) وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا (8)


به نام خداوند بخشنده بخشايشگر


حمد مخصوص خدايى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر بنده(برگزيده)اش نازل كرد، و هيچ گونه كژى و کجي و انحرافي در آن قرار نداد. (1)

در حالى كه ثابت و مستقيم و نگاهبان كتابهاى (آسمانى) ديگراست . تا (بدكاران را) از عذاب شديد او بترساند . و مؤمنانى را كه كارهاى شايستهانجام مى‏دهند، بشارت دهد كه پاداش نيكويى براى آنهاست. (2)

(همان بهشت بَرين و بالا) كه جاودانه در آن خواهند ماند. (3)

و (نيز) آنها را كه گفتند: «خداوند، فرزندى (براى خود)انتخاب كرده است‏»، انذار كند. (4)

نه آنها (هرگز) به اين سخن يقين دارند، و نه پدرانشان . سخنبزرگى از دهانشان خارج مى‏شود . آنها فقط دروغ مى‏گويند. (5)

گويى مى‏خواهى بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوههلاك كنى اگر به اين گفتار ايمان نياورند . (6)

ما آنچه را روى زمين است زينت آن قرار داديم، تا آنها رابيازماييم كه كدامينشان بهتر عمل مى‏كنند. (7)

(ولى) اين زَرق و برقها پايدار نيست، و ما (سرانجام) قِشر روىزمين را خاك بى گياهى قرار مى‏دهيم. (8)


* اَلسُّورَةُ تَتَضَمَّنُ الدَّعوَةَ إِلَى الأِعتِقادِ الحَقِّ وَ العَمَلِ الصّالِحِ بِالأِنذارِ وَ التَّبشيرِ كَما يُلَوِّحُ إِلَيهِ مَا افتُتِحَت بِهِ مِنَ الآيَتَينِ وَ مَا اختُتِمَت بِهِ مِن قَولِه ِ تَعالى: «فَمَنْ کانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً».


 سوره کهف با انذار(تهديد) و تبشير(بشارت) ،  به اعتقاد و باور و عقيده حق و عمل صالح دعوت مى كند  به گونه اي که محتواي دو آيه اول از اين سوره به اين مطلب مذکور (
اعتقاد و باور و عقيده حق و عمل صالح) ،اشاره مي کند    و همچنين آخرين آيه از اين سوره (آيه 110) كه مى فرمايد «فَمَنْ کانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» به مطلبي که ذکر شده اشاره دارد .


* وَ فيها مَعَ ذلِكَ عِنايَةُُ بالِغَةُُ بِنَفيِ الوَلَدِ كَما يَدُلُّ عَلى ذلِكَ تَخصيصُ إِنذار ِ القائِلينَ بِالوَلَدِ بِالذِّكرِ ثانِياََ بَعدَ ذِكرِ مُطلَقِ الأِنذارِ أَوَّلاََ أَعني وُقُوعَ قَولِهِ: «وَيُنذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا» بَعدَ قَولِهِ: «لِّيُنذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِن لَّدُنْهُ».


و در اين سوره مسأله نفى فرزند داشتن خدا مورد عنايت و توجه زيادى واقع شده است به گونه اي که نخست دراين باره (نفي وَلَد) به طور مطلق انذار مي کند و بعد دوباره تهديد و انذار را به كسانى اختصاص مى دهد كه براى خدا فرزند قائل شده اند، يعنى بعد از آنكه مى فرمايد:  «لِّيُنذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِن لَّدُنْهُ» مجدّدا مى فرمايد: «وَيُنذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا».


* فَوَجهُ الكَلامِ فيها إِلَى الوَثَنِيّينَ القائِلينَ بِبُنُوَّةِ المَلائِكَةِ وَ الجِنَّ و َ المُصلِحينَ مِنَ البَشَرِ وَ النَّصارَى القائِلينَ بِبُنُوَّةِ المَسيحَ (عَلَيهِِ السَّلامُ) وَ لَعَلَّ اليَهُودَ يُشارِكُونَهُم فِيهِ حَيثُ يَذكُرُ القُرآنُ عَنهُم أَنَّهُم قالُوا: عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ (سوره توبه آيه 30) .


پس در اين آيه شريفه روى سخن با دوگانه پرستان و بت پرستان است كه قائل به فرزندى ملائكه و جن و مُصلحين بشر براى خدا هستند، و همچنين خطاب به نَصارى (مسيحيان) است كه قائل به فرزندى مسيح (عَلَيهِِ السَّلامُ) براى اويند و بعيد نيست که يهود هم در مسئله اِتِّخاذِ وَلَد و فرزند براي خدا با آنها ( بت پرستان و نَصاري)  شريک و هم عقيده باشند  چون خود قرآن از يهود نقل كرده كه آنها گفته اند  : عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ . عزير پسر خدا است .(سوره توبه آيه 30)

* وَ غَيرُ بَعيدِِ أَن يُقالَ إِنَّ الغَرَضَ مِن نُزُولِ السُّورَةِ ذِكرُ القِصَصِ الثَّلاثِ العَجيبَةِ الَّتي لَم تُذكَر فِي القُرآنِ الكَريمِ إِلّا فِي هذِهِ السُّورَةِ وَ هِيَ قِصَّةُ أَصحابِ الكَهفِ وَ قِصَّةُ مُوسى وَ فَتاهُ فِي مَسيرِهِما إِلَى مَجمَعِ البَحرَينِ وَ قِصَّةُ ذِي القَرنَينِ ثُمَّ استُفيدَ مِنها ما استُفرِغَ فِي السُّورَةِ مِنَ الكَلامِ فِي نَفيِ الشَّريكِ وَ الحَثِّ عَلَى تَقوَى اللهِ سُبحانَهُ.

وَ السُّورَةُ مَكِّيَّةُُ عَلى ما يُستَفادُ مِن سِياقِ آياتِها وَ قَدِ استُثنِيَ مِنها قَولُهُ: «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ«اَلآيَةَ»  وَ سَيَجيءُ ما فِيهِ مِنَ الكَلامِ.

و بعيد نيست گفته شود که غرض و هدف از نزول اين سوره بيان و ذکر سه داستان شگفت انگيز مي باشد كه در قرآن كريم جز در اين سوره ذكر نشده است و آن ها عبارتند از 1-  قصّه و ماجراي اصحاب كَهف  2- داستان موسى و آن جوانى كه در مسيرشان به سمتِ مَجمَعُ البَحرَين همراهش بود(تا حضرت موسي ع در آنجا براساس نشانه هايي که از طرف خدا داشت به حضرت خضر برسد و به شاگرديش نائل آيد و از محضرش بهره مند گردد)  3- حكايت و ماجراي ذِى القَرنين . و سپس از اين سه داستان استفاده مي شود که نهايت چيزي که کوشش شده در اين سوره عبارت است از اثبات  و بيان نفى شرک و شريك براي خدا و تشويق بر تقوى و ترس از خداوند است.

و اين سوره به طورى كه از سياق آياتش استفاده مى شود از سوره هاي مکّي محسوب مي گردد اما آيه  28 سوره کهف يعني آيه «وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ...» طبق نظر برخي از مفسرين  از مکّي بودن استثناء شده است و جزء آيات مکّي نمي باشد و به زودى در باره اين آيه بحث خواهيم کرد.  («اَلآيَةَ» يعني ادامه آيه را دنبال کنيد)


* قَولُهُ تَعالى: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا (1) قَيِّمًا.

اَلعَِوَجُ بِفَتحِ العَينِ وَ كَسرِها  : اَلأِنحِرافُ ، قالَ فِي المَجمَعِ : اَلعَوَجُ بِالفَتحِ فِيما يُرى كَالقَناةِ وَ الخَشَبَةِ وَ بِالكَسرِ فِيما لا يُرى شَخصاََ قائِماََ كَالدّينِ وَ الكَلامِ. اِنتَهى.

كلمه «اَلعَِوَجُ» - به فتح عين و به كسر آن - به معناى انحراف است. مرحوم طبرسي صاحب کتابِ مجمع البيان مى گويد : اَلعَوَجُ - به فتح عين - در مورد كجى و انحرافي است که محسوس و قابل مشاهده مي باشند مانند کجي و انحراف نيزه و چوب  و کلمه «اَلعِوَجُ» -به كسر عين- در مورد کجي و انحرافي است که ناديدنى است . ( انحراف در چيزي که به صورت يک شئ و يک شخص قائم و استوار ديده نمي شود در حالي که در واقع بايد به صورت يک شئِ قائم و استوار ديده شود)  .مانند انحراف و کجي در دين و اعتقادات و انحراف در کلام و سخن . ( دين و کلام بايد از نظر عقل و منطق و قواعد ...  قائم و استوار باشند و اگر چنين نباشند دچار کجي و انحراف هستند و اينگونه انحراف ها با چشم بصيرت و دقت هاي عقلي و فکري و ... قابل درک است ) .    (اِنتَهى : يعني اِنتَهي کَلامُهُ يعني پايان يافت کلام و سخنِ صاحب مجمع البيان در باره معناي کلمه«اَلعَِوَج» )

* وَ لَعَلَّ المُرادُ بِما يُرى وَ ما لا يُرى ما يَسهُلُ رُؤيَتُهُ وَ ما يُشكِلُ كَما ذَكَرَهُ الرّاغِبُ فِي المُفرَداتِ بِقَولِهِ: اَلعَوَجُ - بِالفَتحِ - يُقالُ فيما يُدرَكُ بِالبَصَرِ سَهلاََ كَالخَشَبِ المُنتَصَبِ وَ نَحوِهِ . وَ العِوَجُ - بِالكَسرِ - يُقالُ فيما يُدرَكُ بِالفِكرِ وَ البَصيرَةِ كَما يَكُونُ فِي أَرضِِ بَسيط ِِ يُعرَفُ تَفاوُتُهُ بِالبَصيرَةِ وَ كَالدّينِ وَ المَعاشِ . اِنتَهى.

فَلا يَرِدُ عَلَيهِ ما فِي قَولِهِ تَعالى: « لاتَري‏ فيها عِوَجاً - بِكَسرِ العَينِ -وَ لا أَمْتاً »: طه: 107 فَافهَمْ.

و شايد منظور ازانحرافِ مرئى و ديدني آن است  كه انحرافش به سهولت و آساني ديده مى شود و مقصود از انحرافِ نامرئى و ناديدني آن است كه کجي و انحرافش به آسانى مشاهده نمي شود كما اينكه راغب اصفهاني در مفرداتش چنين گفته است: (اَلعَوَجُ ) -به فتحِ عين- كجى ها و انحراف هايي را گويند كه با چشمِ سَر به آسانى ديده مى شوند، مانند كجى چوبى كه در زمين نصب شده باشد  ولى (اَلعِوَجُ ) -به كسرِ عين- به كجى هائى گفته مي شود كه با تفكر و دقت نظر و با بصيرت و بينش تشخيص داده مى شوند، مانند انحراف و اِنحِنايى كه در زمين هموار و مسطح است كه تفاوت و کمي و زيادي و پستي و بلندي و کجي و انحرافش را  متخصصين و کارشناسان با کارشناسي دقيق مى توانند بفهمند و تشخيص دهند، و نيز مانند انحراف در دين و زندگى  ( کجي و انحراف در دين و زندگي را نيز متخصصين و کارشناسان با کارشناسي دقيق مى توانند بفهمند. برخي ها يک عمر از نظر دين و زندگي در کجراهه و کجي و انحراف بسر مي برند و عقيده و روش زندگي خويش را درست مي پندارند و حتي  ممکن است به حسب ظاهر مقبول ديگران باشند ولي با دقت نظر مي توان دريافت که از نظر عقيده و دين و روش زندگي در خطا و انحرافند!!! )

پس طبق معنايي که راغب اصفهاني در باره کلمه (اَلعِوَجُ) بيان نموده است ديگر اشكال و ايرادي به آيه شريفه « لاتَري‏ فيها عِوَجاً - بِكَسرِ العَينِ -وَ لا أَمْتاً » وارد نمى شود - دقت بفرمائيد. (در اين آيه شريفه ممکن است اشکال و ايراد شود که (عِوَجاً) و (أَمْتاً) به يک معنا است و با وجود کلمه (عِوَجاً) نيازي به کلمه (أَمْتاً) نيست ؟ در پاسخ گفته مي شود که با توجه به معنايي که راغب اصفهاني درباره کلمه «عِوَج» گفته است مي توان دريافت که  مراد از (عِوَجاً) کجي و انحرافي است که با دقت نظر فهميده مي شود (انحراف و کجي غير ظاهري) و مراد از ( أَمْتاً) ناهمواري و پستي و بلندي و کجي و انحراف ظاهري است . پس اين دو کلمه به يک معنا نيستند بلکه هر يک به يک مرتبه اي از انحراف و کجي اشاره دارد .

* وَ قَد افتَتَحَ «تَعالى» اَلكَلامَ فِي السُّورَةِ بِالثَّناءِ عَلى نَفسِهِ بِما نَزَّلَ عَلى عَبدِهِ قُرآناََ لا اِنحِرافَ فِيهِ عَنِ الحَقِّ بِوَجهِِ وَ هُوَ قَيِّمُُ عَلى مَصالِحِ عِبادِه ِ فِي حَياتِهِمُ الدُّنيا وَ الآخِرَةِ فَلَهُ كُلُّ الحَمدِ فِيما يَتَرَتَّبُ عَلى نُزُولِهِ مِنَ الخَيراتِ وَ البَرَكاتِ مِن يَومِِ نَزَلَ إلى يَومِ القِيامَةِ فَلا يَنبَغي أَن يَرتابَ الباحِثُ النّاقِدُ أَنَّ ما فِي المُجتَمَعِ البَشَري مِنَ الصَّلاحِ وَ السَّدادِ مِن بَرَكاتِ ما بَثَّهُ الأَنبِياءُ الكِرامُ مِنَ الدَّعوَةِ إِلَى القَولِ الحَقِّ وَ الخُلقِ الحَسَنِ وَ العَمَلِ الصّالِحِ وَ أَنَّ ما يَمتازُ بِهِ عَصرُ القُرآنِ فِي قُرُونِهِ الأَربَعَةِ عَشَرَ عَمّا تَقَدَّمَهُ مِنَ الأَعصارِ : مِن رَقِيِّ المُجتَمَعِ البَشَري وَ تَقَدُّمِهِ فِي عِلمِِ نافِعِِ أو عَمَلِِ صالِحِِ ، لِلقُرآنِ فِيهِ أَثَرُهُ الخاصُّ وَ لِلدَّعوَةِ النَّبَوِيَّةِ فِيهِ أَياديهَا الجَميلَةِ (اَلجَليلَةِ) فَلِلّهِ فِي ذلِكَ الحَمدُ كُلُّهُ.  وَ مِن هُنا يَظهَرُ أَنَّ قَولَ بَعضِهِم فِي تَفسيرِ الآيَةِ : يَعنِي : قُولُوا : اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ ... «إلَخ» لَيسَ عَلى ما يَنبَغِي.

خداوند مُتعال در اين سوره كلامش را با ثناء و ستايش و سپاسِ خود افتتاح و آغاز فرموده است و بدين گونه خود را ستوده كه: قرآنى بر بنده اش نازل كرده كه هيچ انحرافى از حق در آن نيست  و آن كتاب ، قَيِّم و بپادارنده مصالحِ بندگانش در زندگى دنيا و آخرت است (و از عهده اين كار به خوبى برمى آيد) ، همه حمدها در رابطه با  خيرات و برکاتي که از نزول قرآن از روز نزول تا روز قيامت ناشي مي شود و بر آن مترتب مي گردد  براي  خداوند است . پس سزاوار نيست كه هيچ پژوهشگر و اهل بحث و اهل تحقيقي ترديد كند در اينكه: آنچه از صلاح و سَداد و درستي که در جوامع بشرى به چشم مى خورد مانند دعوت به قول حق (عقيده و گفتار درست) و خُلق نيکو و عمل صالح و غيره همه از بركات انبياى كِرام است كه در بين مردم  منتشر كرده اند و تخمى است كه آنان با دعوت خود به سوى حق و حُسن خُلق و عمل صالح افشانده اند، و اينكه قرآن كريم در چهارده قرنى كه از نزولش مى گذرد يعني (در عصر قرآن) ، امتيازش اين است که تمدنى به بشر داده و ارتقاء و پيشرفتي بخشيده و علم نافع و عمل صالحى در بشر به وجود آورده است كه مخصوص خود آن است و اين کتاب آسماني (در عصر قرآن) در طول چهارده قرن از نزولش ، اثرِ خاصّ و نقشِ ويژه اي در اين امور داشته است و نيز براي دعوت نَبَوى در اين امور يادشده  در قالب قرآن کريم ، مِنّت هاي  جميل و بزرگي بر بشريت و انسان ها تا روز قيامت است، پس همه حمدها در رابطه با  خيرات و برکاتي که از نزول قرآن از روز نزول تا روز قيامت ناشي مي شود ، براى خدا است. و با اين بيان روشن مى شود اينكه بعضى از مفسرين در تفسيرِ اين آيه(آيه 1)  مي گويند که مراد از  آيه اين است که اين جمله را بگوييد :  (اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ ... ) اين گفته و قولشان ، صحيح  و شايسته نمي باشد.

وَ قَولُهُ : «وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا» اَلضَّميرُ لِلكِتابِ وَ الجُملَةُ حالُُ عَنِ الكِتابِ وَ قَولُهُ: «قَیِّمًا» حالُُ بَعدَ حالِِ عَلى ما يُفيدُهُ السِّياقُ فَأِنَّهُ  تَعالى فِي مَقامِ حَمدِ نَفسِهِ مِن جِهَةِ تَنزيلِهِ كِتاباََ مَوصُوفاََ بِأَنَّهُ لا عِوَجَ لَهُ وَ أَنَّهُ قَيِّمُُ عَلَى مَصالِحِ المُجتَمَعِ البَشَرِي فَالعِنايَةُ مُتَعَلِّقَةُُ بِالوَصفَينِ مُوَزَّعَةُُ بَينَهُما عَلَى السَّواءِ وَ هُوَ مُفادُ كَونِهِما حالَينِ مِن َ الكِتابِ.(وَ مُفادُهُ هُوَ کَونُهُما حالَینِ مِن َ الكِتابِ) .


در قول و فرمایش خداوند در آیه اول از سوره کهف که فرمود: «وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجََا» ضمير در ( لَهُ)  به کلمه « الْکِتَابَ » بر مى گردد (اَلضَّمیرُ یُرجَعُ اِلَی الکِتابِ)، و جمله«وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجََا»جمله حاليه برای « الْکِتَابَ » است . و كلمه ( قَیِّمًا) بنابر آنچه که سیاقِ آیه (اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجََا (1) قَیِّمًا...) اِفاده می کند ، حالِ بعد از حال برای « الْکِتَابَ » است . زيرا خداى تعالى در مقام حمد و ستايش خويش است از اين جهت كه كتابى نازل كرده  که موصوف به دو وصف است : 1- بِأَنَّهُ لا عِوَجَ لَهُ : به اینکه هیچ کجی و اعوجاج و انحرافی در آن نیست(«وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا»).  2- وَ أَنَّهُ قَيِّمُُ عَلَى مَصالِحِ المُجتَمَعِ البَشَرِي : و اینکه قَیِّم و بپادارنده جمیعِ مصالحِ جوامع بشری می باشد («قَیِّمًا») .  پس بر اساس آنچه که سیاق آیه افاده می کند در این آیه شریفه به طور مساوی به این دو وصف ( حال اول و حال دوم) توجه و عنایت شده است. [ مُوَزَّعَةُُ بَينَهُما عَلَى السَّواءِ : یعنی  توجه و عنایت بین این دو وصف («وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا» * «قَیِّمًا») ،  عَلَى السَّواءِ و به طور مساوی است و فقط  به جنبه حالیّت آن ها توجه و عنایت شده است و هر دو حال هستند و ترکیب دیگر برخلافِ سیاق آیه شریفه است آنچنانکه در عبارت بعدی تحت عنوان قیل به آن اشاره شده است ] ، و این توجه و عنایتِ مساوی ،در واقع مُفادش آن است که هردو ،حال برای کلمه « الْکِتَابَ » باشند . (وَ مُفادُهُ هُوَ کَونُهُما حالَینِ مِن َ الكِتابِ).

وَ قيلَ إِنَّ جُملَةَ «وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجََا» مَعطُوفَةُُ عَلَى الصِّلَةِ وَ «قَیِّمًا» حالُُ مِن ضَميرِ ( لَهُ)  وَ المَعنى وَ الَّذِي لَم يَجعَل لِلكِتابِ « حالَ كَونِهِ  ، قَیِّمًا » ، عِوَجََا  أَو أَنَّ «قَیِّمًا» مَنصُوبُُ بِمُقَدَّرِِ، وَ المَعنى: وَ الَّذِي لَم يَجعَل لَهُ عِوَجََا وَ جَعَلَهُ قَیِّمًا، وَ لازِمُ الوَجهَينِ اِنقِسامُ العِنايَةِ بَينَ أَصلِ النُّزُولِ وَ بَينَ كَونِ الكِتابِ قَیِّمًا لا عِوَجَ لَهُ. وَ قَد عَرَفتَ أَنَّهُ خِلافُ ما يُستَفادُ مِنَ السِّياقِ.

بعضى از مفسرين گفته اند: جمله «وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجََا» عطف است بر صله (أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ) ، و كلمه «قَیِّمًا» حال از ضمير در( لَهُ) است، و معنايش اين است كه (و حمد و ستایش برای آن کسی است که براى كِتاب یعنی قرآن در حالى كه قَيِّم و استوار و بپادارنده است اِعوجاج و انحرافی قرار نداده است) و يا اینکه «قَیِّمًا» منصوب به عامل مقدرى مانند فعل (جَعَلَ) است و معنايش اين است كه و حمد آن خدايى را كه براى كتاب کجی و انحرافی قرار نداده و آن را قَيِّم قرار داده است  و لازمه اين دو وجه (1- اینکه «وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجََا» عطف بر صله باشد 2- و «قَیِّمًا» منصوب به حال و یا منصوب به عامل مقدّر «فعل مقدر» باشد)  اين است كه عنايت و توجه در آیه شریفه  منقسم به سه چیز شده است و به عبارت دیگر در این آیه شریفه  توجه و عنایت به سه مطلب شده است :  1-اصل نزولِ قرآن . «با عنایت به مساله صله و موصول» در آیه شریفه (اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ) ، «الَّذِي» موصول است و جمله « أَنْزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْکِتَابَ» صله برای موصول است. 2- و قَيِّم بودن قرآن . با عنایت به اینکه «قَیِّمًا» منصوب است بنابر حالیّت یا منصوب است به عامل مقدر  3- و عدم اِعوجاج و انحراف در کتاب قرآن . با عنایت به اینکه «عِوَجََا» مفعول «لَمْ یَجْعَلْ » باشد . و شما خواننده عزيز و گرامی با توجه به نکات پیشین دانستی  كه اين  ترکیب برخلاف عنايتى است كه از سياق آیه شریفه استفاده می شود (در حالی که با دقت به سیاق آیه فهمیده می شود که عنایت و توجه در آیه شریفه به جنبه حالیت آن دو وصف است.زيرا خداى تعالى در مقام حمد و ستايش خويش است از اين جهت كه كتابى نازل كرده  که موصوف به دو وصف است : 1- بِأَنَّهُ لا عِوَجَ لَهُ : به اینکه هیچ کجی و اعوجاج و انحرافی در آن نیست(«وَلَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجَا»).  2- وَ أَنَّهُ قَيِّمُُ عَلَى مَصالِحِ المُجتَمَعِ البَشَرِي : و اینکه قَیِّم و بپادارنده جمیعِ مصالحِ جوامع بشری می باشد («قَیِّمًا»)


 

 

تفسير سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربي کتابِ اَلميزان  جلد 13.علامه طباطبايي»

با ترجمه و توضيح مختصر از استاد سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

 

** آيت الله سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي

 

 




درباره : حکیم عسکری ,تفسیر ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+با ترجمه و توضيح مختصر از استاد سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي , قرآن , تفسیر , المیزان , علامه , طباطبایی , آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , لاهیجان , قم , حوزه علمیه , علم ,


نوشته شده در چهارشنبه 25 مهر 1397 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 2 |

Image result for ?گل ها  نسيم معرفت سعادت ميرقديم?‎

 

 


 

به نام خدا

 


 

** چهارده توصیه به فرزندان عزیزم(سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی)

 


 

1- نماز را که نور ديدگان پيغمبر اکرم (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  است سر لوحه زندگي خود قرار دهيد .

 

2- نماز هاي صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا را حَتَّي المقدور در اوقات خود (اول وقت) بجا آوريد مخصوصا مواظب باشيد که نماز صبح قضا نشود .

 

3- پايه و اساس زندگي خود را بر محبت و دوستي به ديگران قرار دهيد مگر مواردي که شرع و عقل اجازه نمي دهد .

 

4- از انزوا و گوشه گيري دوري کنيد و با افراد خوب معاشرت کنيد .

 

5- سعي کنيد که در همه امور زندگي اهل پيشرفت باشيد و از تنبلي و تن پروري و کم حوصلگي اجتناب کنيد که باعث شکست و سقوط است .

 

6- فريب دنيا پرستانِ غافل و خدا پرستانِ جاهل را مخوريد .

 

7-  از ساده انديشي و خامي بپرهيزيد که سادگي سببِ ضرر و زيان است .

 

8- در معيشت و بهره مندي از امکاناتِ سالم و مفيد به مقتضاي زمان و مکان عمل کنيد .

 

9از چاپلوسي و ريا و دروغ و تهمت و  غيبت  و رذائل ديگر بپرهيزيد .

 

10- از افراط و تفريط در هر کاري اجتناب نماييد .

 

11- کتاب ها و مقالاتِ سودمند را مطالعه کنيد بويژه در باره چهارده معصوم و پيامبران      (عَلَيهِِمُ السَّلامُ) .  مطالب خوب را يادداشت نماييد .

 

12-  در مسائل شرعي از مرجع تقليد پيروي کنيد و در مشکلات عقيدتي و فکري به دانشمندان اسلامي و آثارشان رجوع کنيد .

 

13- در همه حال پشتيبان ولايت فقيه باشيد و از نظام جمهوري اسلامي ايران و ارزش هاي ديني و انقلابي با جان و دل و از همه جهات حمايت و دفاع کنيد و از فرامين بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني و جانشين صالح و شايسته اش حضرت امام خامنه اي با تمام وجود متابعت نماييد .

 

14- با اهل بيتِ عصمت و طهارت   (عَلَيهِِمُ السَّلامُ)  باشيد که زندگي در دنيا و آخرت با محبت و مودّت به آنها و پيروي و اطاعت از ايشان معنا پيدا مي کند و سعادت و عزتِ در دو عالَم  در همراهي قلبي و عملي با اهل بيتِ پيغمبر اکرم (عَلَيهِِمُ السَّلامُ)  مي باشد .

 


 

سيداصغر سعادت ميرقديم لاهيجي

 

4 / 2 / 1381 (ه.ش)

 

يازدهم ماه صَفَرُ المُظَفَّر 1423 (ه.ق) برابر با 2002 ميلادي


http://nasimemarefat.parsiblog.com/

 

 


 





درباره : حکیم عسکری ,تفسیر ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : چهارده توصیه به فرزندان عزیزم(سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی)+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , سفارش های چهارده گانه به فرزندان عزیزم , وصیت , سفارش , توصیه ها , آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , فرزندان , قرآن , اهل بیت ع ,


نوشته شده در سه شنبه 02 مرداد 1397 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 10 |

تصویر مرتبط

***نسیم معرفت***


* یک خواب عجیب وآیه وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِالْکَافِرِینَ


بسم الله القادر المتعال

 

وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِ الْکَافِرِینَ


و خداوند سست کننده  مکر ها و نیرنگ های کافران است.

 

آیه 18 سوره انفال

 

اینجانب سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی فرزند مرحوم سیدیوسف عصر امروز یعنی نوزدهم خرداد 1397 برابر با روز بیست و چهارم رمضان المبارک 1439 ه.ق در فاصله ساعت پنج تا هفت بعد ظهر که در خواب بودم در عالَم خواب مکررّا و بسیار ، آیه ( وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِ الْکَافِرِینَ ) را تکرار می کردم حتی در حال بیدار شدن هم این آیه را زمزمه می کردم .




درباره : حکیم عسکری ,تفسیر ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : ** یک خواب عجیب و آیه وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِالْکَافِرِینَ+آیه 18 سوره اَنفال , آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , ** یک خواب عجیب و آیه وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِالْکَافِرِینَ+آیه 18 سوره اَنفال+سایت حکیم زین العابدین عس ,


نوشته شده در یکشنبه 20 خرداد 1397 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 29 |

نتیجه تصویری برای خطبه فدکیه

***نسیم معرفت***

پاسخ صدیقه طاهره   (سَلامُ اللهِ عَلَیها)  به شُبهه مادیّین در بیان آیت الله العظمی جوادی آملی

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی اِسراء: حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در جلسه درس اخلاق هفتگی خود که در محل بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد به مناسبت ایام شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها به بیان نکاتی درباره خطبه فدکیه آن حضرت پرداختند و اظهار داشتند:

حضرت صدیقه طاهره (سَلامُ اللهِ عَلَیها) خطبه‌ای به نام فدکیه دارند که دارای دو بخش است؛ بخشی به عنوان خطبه و بخشی به عنوان خطابه که مربوط به استرداد فدک می‌باشد که البته این بخش استرداد فدک هم محتوای فراوان قرآنی دارد .

اما در بخش خطبه مباحثی مانند عقائد و معارف دین بیان شده است که در این بخش حضرت به دو شبهه که از سوی بعضی مادیّین درباه معرفت به حضرت حق مطرح شده پاسخ دادند که عینا همین جواب 25 سال بعد در بیان حضرت علی (عَلَیهِ السَّلامُ)  در نهج‌البلاغه هم مطرح شده است.

آیت الله العظمی جوادی آملی در ادامه به بیان شبه مادیّین و پاسخ حضرت صدیقه طاهره (سَلامُ اللهِ عَلَیها) به این شبهه پرداختند و  بیان داشتند: مرحوم کلینی در جلد اول کافی، شبهه مادیّین را مطرح می‌کند و آن شبهه این است که خدا جهان را از چه چیزی آفرید؟ یا «مِن شَیءِِ» آفرید یا «مِن لا شَیءِِ», اگر خدای سبحان جهان را از یک سلسله موادّ ازلی خلق کرد پس آن ماده‌ها ازلی است و نیازمندی به خالق نیست, اگر «مِن لا شَیءِِ» خلق کرد «لا شَیء» که عدم (عدمِ مَحض) است نمی‌تواند ماده برای چیزی باشد که خدا از عدم , عالََم آفریده باشد .  پس اگر «مِن شَیءِِ» باشد لازمه‌اش ازلیّت ماده است و بی‌نیازی از مبدأ, اگر «مِن لا شَیء» باشد که این محال است چون «لا شَیء» نمی‌تواند ماده باشد، انسان نمی‌تواند از عدم چیزی را به بار بیاورد و این شَیء هم خالی از دو نقیض نیست هر دو نقیض, محذور دارد پس مَعاذ الله خلقتی در کار نیست!

مُعَظَّمُُ لَه خاطر نشان ساختند: حضرت زهرا (سَلامُ اللهِ عَلَیها)  در خطبه فدکیه به این شبهه پاسخ می‌دهند، و می‌فرمایند: اینکه گفتید اگر خدا جهان را  «مِن شَیءِِ» خلق کرده باشد لازمه‌اش ازلیّت ماده است،  این مطلب  درست است، خدا جهان را «مِن شَیءِِ» خلق نکرد, اما اینکه گفتید اگر «مِن شَیءِِ» خلق نکرد «مِن لا شَیء» خلق کرد که این محال است، این شبهه و اشکال از شماست چون نقیض «مِن شَیءِِ» , «مِن لا شَیء» نیست، نقیض «مِن شَیءِِ» , «لا مِن شَیء» است چون «نَقیضُ کُلِِّ  رَفعُهُ أَو مَرفُوعُُ » نَقیضُ کُلِّ شِئِِ رَفعُهُ , نَقیضُ مِن ألف, مِن لا ألف نیست «لا مِن ألف» است این خطبه نورانی صدیقه کبرا به این شبهه پاسخ داد و فرمود: «خَلَقَ الأَشیاء َلا مِن شَیءِِ » نه «مِن لا شَیء» این «لا مِن شَیء» یعنی چیزی در عالم نبود و خدا «بَدیعُ السَّماواتِ وَ الأَرضِ» است ،  نوآور است. خداوند ماده را از چیزی خلق نکرد ،  «لا مِن شَیء» خلق کرد نه «مِن لا شَیء»; زیرا نقیض موجبه مُحَصّله, مُوجِبه مَعدوله نیست، سالبه مُحصّله است، نقیض «مِن شَیء», «مِن لا شَیء» نیست  این «مِن لا شَیء» مُوجبه مَعدوله است  ، نقیض «مِن شَیء», «لا مِن شَیء» است.

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در تشریح پاسخ حضرت زهرا (سَلامُ اللهِ عَلَیها) به شبهه دوم اذعان داشتند:

شبهه دومی که حضرت در خطبه فدکیه پاسخ دادند این است که بالأخره ماده یک صورتی می‌خواهد, یک نقشه‌ای می‌خواهد، خدای سبحان این نقشه را از چه کسی و از چه چیزی گرفته است؟ حضرت فرمود این ‌طور نیست که خدا الگو و نقشه را از جای دیگر گرفته باشد، هم ماده نوظهور است و هم صورت نوظهور است, خداست که ماده‌آفرین است, خداست که صورتگر است و بدیع است.

ایشان خاطرنشان ساختند: قرآن اصل پیدایش نظام هستی را، به خوبی بیان کرده؛ در جریان خلقت انسان فرمود «من انسان و نظام هستی را با سلامت کامل خلق کردم و مجموعه آسمان و زمین همه به حق خلق شده‌اند، اگر در درون این فطرت چیز ناحقی ریخته شود این فطرت حق ساخته، آن موضوع و علم ناحق را که با فطرت ناسازگار است نمی‌پذیرد و پَس می‌زند مانند دستگاه گوارش بدن که سالم خلق شده‌اند و غذای مسموم را نمی‌پذیرند».

این مرجع تقلید ادامه دادند: نظام هستی، ظلم، دروغ و تهمت را نمی‌پذیرد؛ هر کسی ساختار حرکتی او با زمین و آسمان و فطرت مخالف باشد اثری از او در ساختار هستی نمی‌ماند چون نظام آفرینش، باطل را قبول نمی‌کند.

این مفسر قرآن کریم خاطر نشان ساختند: انسان هر عملی را انجام دهد اگر با فطرت او مغایرت داشته باشد در روز قیامت نه تنها نام عمل نوشته می شود بلکه خود عمل را  هم می‌بیند؛ اهل بیت(ع) و قرآن و دین و همه ارزش‌های الهی برای تطهیر انسان آمده و همه این موارد به منزله طب است.

ایشان در خصوص بخش دوم خطبه فدکیه بیان داشتند: حضرت در بخش دوم به بیان خطابه پرداخته و فرموده است، ای مردم امنیت و امانت را مدیون پدرم و پسر عمم علی (عَلَیهِ السَّلامُ)  هستید، پدرم امنیت داخلی را با وحدت و امنیت خارجی را با سیاست و جنگ نظامی برطرف کرد. قدر این امنیت، امانت و وحدت را بدانید بین خود اختلاف نکیند، اگر اختلاف کنید بدان شما بر شما مسلط می شوند. اگر پدرم پیامبر خاتم و پسر عمم هم علی مرتضی نبود، امنیت داخلی و خارجی  زیر دست و پا له شده بود؛ اگر مواظب نباشید و در بین خود اختلاف کنید، اختلاف از دورن رخنه می کند و وحدت اسلامی را از بین می برد، همچنانکه این اتفاق در دوران فرزندان انبیاء الهی یعقوب زاده و ابراهیم زاده ها به وقوع پیوست و امپراطوری شرق و غرب بر آنها مسلط شدند.

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در فراز پایانی فرمایشات خود، در خصوص جایگاه عالمان دین از منظر حضرت زهرا (سَلامُ اللهِ عَلَیها) ابراز داشتند: حضرت زهرا (سَلامُ اللهِ عَلَیها) درباه علما هم بیانی دارد که آن را از قرآن بیان کرده و فرموده «عالم دین آن است از مسئله خَوف مِنَ النّار و شَوق اِلَی الجَنَّة بگذرد؛ کسی که از ترس انتقام و شوق رفتن به بهشت، خدا را عبادت می‌کند، آدم خوبی است و  اهل نجات است؛ اما عالم دینی کسی است که از خَوف مِنَ النّار و وصال بهشت گذشته و به خدا رسیده و همواره خدا را حاضر و شاهد می بیند، احترام می‌کند و حرمت صاحب خانه را نگه می‌دارد و در حریم الهی رفتار ناشایست انجام نمی‌دهد؛ این خشیت بالاتر از خوف است».

http://www.javadi.esra.ir/web/office/-/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%B5%D8%AF%DB%8C%D9%82%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%8A%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%A8%D9%87%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%D9%85%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C




درباره : حکیم عسکری ,تفسیر ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,خدا_ جهان _ انسان ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : آیا جهان از عدم خلق شده است یا از وجود(و ماده) و یا ..؟+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی , حضرت فاطمه سلام الله علیها , خطبه فدکیه ,


نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردين 1396 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 70 |


  زین العابدین عسگری

**حکیمی که در گیلان هنوز هم غریب است/ برگزاری مراسم بزرگداشت علامه عسکری لشت نشایی

رضا پورعسکری دبیر اجرایی برنامه بزرگداشت علامه حکیم زین العابدین عسکری در گفت وگو با خبرنگار ۸دی از برگزاری یازدهمین سالگرد و بزرگداشت علامه فقیه زین العابدین عسکری خبر داد. وی در ادامه با اشاره به اینکه علامه حکیم زین العابدین عسکری از علمای طراز اول گیلانی بودند اذعان کرد: علامه در سال ۱۳۰۸ در روستای […]

یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 - 23:17


رضا پورعسکری دبیر اجرایی برنامه بزرگداشت علامه حکیم زین العابدین عسکری در گفت وگو با خبرنگار ۸دی از برگزاری یازدهمین سالگرد و بزرگداشت علامه فقیه زین العابدین عسکری خبر داد.

وی در ادامه با اشاره به اینکه علامه حکیم زین العابدین عسکری از علمای طراز اول گیلانی بودند اذعان کرد: علامه در سال ۱۳۰۸ در روستای نوحدان لشت نشا به دنیا آمدند و تا ۱۵ سالگی در آنجا زندگی میکردند.

وی در مورد حیات و زندگانی ایشان گفت : پدر علامه از علمای لشت نشا بودند و علامه در ۸ سالگی پدرشان را از دست میدهند، ایشان تا سن ۱۵ سالگی نزد حجت الاسلام رودباری پدر حضرت آیت الله رودباری در رشت تحصیل میکردند و بعد از بیماری حاج آقای رودباری به آستانه اشرفیه نزد علامه وحید آستانه به درس و شاگردی میپردازند و در همانجا نیز درس میدادند و بعد از آن تصمیم به مهاجرت میگیرند و از نزد حضرت سید جلال الدین اشرف به نزد بانو حضرت فاطمه معصومه مهاجرت میکنند.

وی تاکید کرد: در حوزه علمیه قم نزد آیت الله بروجردی ،حضرت علامه طباطبایی، آیت الله گلپایگانی و حضرت امام خمینی (ره) که بعد از تبعید امام (ره) تحصیل می کردند.


زین العابدین عسگری۲- سایت ۸دی نیوز
رضا پور عسکری در خصوص بزرگداشت و ناشناخته بودن این افتخار مردم گیل و دیلم اسوه علمی و تقوا و عرفان اینگونه گفت: علامه عسکری بعد از مجاهدت علمی فراوان و مظلومیت و غربت بسیار غریبانه بدون آنکه مردم گیلان او را بشناسند در سال ۱۳۸۴  به جوار حق تعالی شتافت که در حال حاضر مرقد ایشان در روستای سیاه گوراب از توابع لاهیجان بنا به وصیت شفاهی ایشان به همسر مکرمه اش میباشد که بنا به گفته ایشان میگویند مرا در روستای سیاه گوراب دفن کنید و یا مرا در روستای گنجا محله لشت نشا در جوار آقا سید حمزه ، که به وصیت اول جامه عمل پوشیده شد.
پور عسکری ادامه داد: ما ایشان را در سال ۸۴ از دست دادیم که در حال حاضر ۱۱ سال است برنامه بزرگداشت میگیریم بحمدالله در حد شهرستان گرفته میشود که اگر خداوند قسمت کند انشاالله چند سال آینده برنامه بزرگداشت کشوری را داشته باشیم.
وی در خصوص شناخت هرچه بیشتر مردم گیلان با این علم ومجاهد نستوه افزود: اما در حال حاضر وظیفه ما این است که در ابتدا ایشان را در استان گیلان معرفی کنیم که حقا ایشان غریب واقع شدند و هدف معرفی ایشان است . آیت الله رمضانی هم یکی از شاگردان ایشان هستند و پیام ایشان در این بزرگداشت قرائت می شود.
وی در پایان گفت این آیین بزرگداشت روز یکشنبه مورخ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ در روستای گنجا محله لشت نشا با سخنرانی حجت الاسلام  دکتر ساجدی برگزار میگردد.

http://www.rangeiman.ir/7498/%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d8%ad%da%a9%db%8c%d9%85%db%8c-%da%a9%d9%87-%da%af%db%8c%d9%84%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b2-%d9%87%d9%85-%d8%ba%d8%b1%db%8c%d8%a8-%d8%a7/




درباره : حکیم عسکری ,تفسیر ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,خدا_ جهان _ انسان ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,مطالب متفرقه درباره حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : مراسم بزرگداشت علامه عسکری لشت نشایی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , حکیمی که در گیلان هنوز هم غریب است , لشت نشاء , آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,


نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردين 1396 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 55 |

** نسيم  ادب+ سعادت ميرقديم

نتيجه تصويري براي طلاب در حال مباحثه

***نسيم معرفت***

 

 

             

به نام خدا

 

           «شعرِ اي طلبه »


تاتواني درس بخوان اي طلبه

عُمر خود را دُر بدان اي طلبه

عمر تو همچو گل است اندربهار

هرگلي دارد خزان اي طلبه

درس خواني در جواني ماندني است

پس کتابت خوب بخوان اي طلبه

درس صرف و نحو و فقه وفلسفه

در خيالت کم مدان اي طلبه

اين همه روزي بکار آيد تُرا

زيورت هست هر زمان اي طلبه

کن توکل بر   خداوند    کريم

او   بُوَد روزي رسان   اي طلبه


سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

 

 

** حضرت آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي




درباره : حکیم عسکری ,تفسیر ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,خدا_ جهان _ انسان ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,مطالب متفرقه درباره حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : تاتواني درس بخوان اي طلبه+ سایت حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی , قم , شعرِ ای طلبه , آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , گیلان , لاهیجان , فیضیه , درس , طلاب , شعر ,


نوشته شده در سه شنبه 11 آبان 1395 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 56 |



 

***نسيم معرفت**

 


به نام خدا

باسلام وادب

يکي از عزيزان در يکي از گروه هاي مجازي متن زير رو همراه با سوال براي بنده داده که پاسخ دهم که بحمدالله پاسخش را ذيلا  دادم.

واما متن ارسالي همراه با سوال:

آيت الله علامه برقعي قمي در خاطرات خود مي نويسد : در خاطرم هست که روزي به قصد عيادت
 از بيماري در صف اتوبوس منتظر بودم که ناگهان يک ماشين شخصي جلوي من توقف کرد
و سرنشين آن مرا به اسم صدا زد و
گفت : آقاي برقعي بفرماييد بالا ، نگاه کردم ديدم واعظ معروف آقاي فلسفي است سوار شدم پس از سلام
 و احوالپرسي ، ايشان گفت : آقاي برقعي کجاييد؟ چه مي کنيد؟ خبري از شما نيست؟
   گفتم : جناب فلسفي به سبب عقايدم تقريبا خانه نشين شده ام و اگر مي دانستيد که عقايدم چيست ،
شايد مرا سوار نمي کرديد. گفت : مگر شما چه مي گوييد؟
 گفتم : من مي گويم روضه خواني حرام است ، کمک به روضه خواني حرام است ، گفت : چرا؟
گفتم : چون روضه خوان ها آنچه را که مي گويند ، اکثرا ضد قرآن است و در واقع با پيامبر
و ائمه دشمني مي کنند.
آقاي فلسفي گفت : حتي من؟! و پرسيد : آيا منبر هم حرام است؟
 گفتم : آري منبر تو هم حرام است  گفت : چرا؟
براي تفهيم مطلب به او گفتم : آقاي فلسفي يادتان هست در دهه عاشورا در بازار به منبر رفته بودي؟
گفت : آري  گفتم : من يکي از همان روزها که از بازار رد مي شدم صداي شما را
شناختم و ايستادم که سخنان شما را بشنوم ، و شنيدم که مي گفتي امام در شکم مادرش همه چيز را مي داند ،
گفت : بله اين موضوع در روايات ما ذکر شده
 مقصود فلسفي رواياتي بود که دلالت دارد بر علم امام قبل از تولد ، از جمله رواياتي که مي گويند ،
( امام در شکم مادر از طريق ستونهاي نور که در مقابل اوست همه چيز را مي بيند )
گفتم : ولي اين مطلب اولا ضد قرآن است که مي فرمايد
 
وَاللَّـهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ ? لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ. سوره شريفه نحل : آيه 78
خدا شما را در حاليکه هيچ چيز نمي دانستيد ، از شکم مادرانتان بيرون آورد و به شما گوش و چشم و دل داد باشد که سپاسگزاري کنيد
 ثانيا ، شما در آخر همان منبر گريز به صحراي کربلا زدي و گفتي :
هنگامي که امام حسين (ع) به طرف کوفه مي آمد « حر » جلوي او را گرفت و مانع شد که امام به کوفه برسد
امام ناگزير راه ديگري را در پيش گرفت و « حر » نيز آنها را دنبال مي کرد تا اينکه به جايي رسيدند
که اسب امام (ع) قدم از قدم برنداشت و هرچه امام رکاب زد و کوشيد و نهيب زد و هي کرد
مرکبش حرکت نکرد ، امام ماند متحير که را اسب حرکتي نمي کند ، در آنجا عربي را يافت ،
امام او را صدا زد و از او پرسيد : نام اين سرزمين چيست؟
عرب جواب داد : غاضريه ( قاذريه) ، امام سين (ع) سئوال کرد : ديگر چه اسمي دارد؟
عرب گفت : شاطي الفرات ، امام پرسيد : ديگر چه اسمي دارد؟
 گفت : نينوا ، امام پرسيد ديگر چه اسمي دارد؟ گفت : کربلا  امام حسين (ع) فرمود : هان ، من
 از جدم شنيده بودم که مي فرمود خوابگاه شما کربلا است
سپس به فلسفي گفتم : آقاي فلسفي اين امامي که شما در ابتداي منبر مي گفتي در شکم مادر
همه چيز را مي داند و قرآن مي خواند
 (چطور ، به اينجا که رسيد اول اسبش فهميد و آن سرزمين را شناخت و بعد امام (ع ،
و تازه پس از پرسيدن از يک عرب بياباني محل را شناخت؟
 جناب فلسفي اين چه امامي است که شما ساخته ايد؟  که نعوذ بالله اسبش پيش از او مطلع مي شود؟
آيا اين است حب ائمه؟  آيا اين است معارف اسلام؟  چرا در مورد روايات بيشتر دقت و تامل نمي کني



واما جواب بنده


با سلام واحترام

در رابطه با علم معصومين عليهم السلام در کتاب هاي کلامي و عقايد ونيز تفسير آيات مربوط به علم غيب و... بحث هاي مفصل شده است که  تفصيل آن را بايد در کتب مربوطه دنبال کرد.
يکي از بحث هاي جالب در اين باره مربوط به اصل علم است که اساسا علم چيست؟ ماهيت علم چيست؟ آيا علم از کيفيات نفساني است يا از مقوله وجود است؟ ملاصدرا در آثارش قايل است که علم از مقوله وجود است... عده اي زيادي از علماء قايل هستند که علم از کيفيات نفساني وقايم به نفس است. ...
علم از جهاتي تقسيماتي دارد:
1-علم حسي و تجربي در برابر علم نظري وغيرحسي

2- علم حضوري در برابر علم حصولي وکسبي

3- علم فطري

4-علم لدني و خدا دادي(علم افاضي)

در آيه 78 از سوره نحل که مي فرمايد:  خداوند شما را درحالي که هيچ چيز نمي دانستيد از شکم مادرانتان بيرون آورد ،  مراد و منظور از آن نفي علم کسبي وحصولي است که بطور متعارف و به تدريج انسان به آن دست مي يابد . جنين در شکم مادر در مطلق جهل و ناداني  از حيث علم حصولي وکسبي مي باشد  اگر چه مرتبه اي از فهم وعلم حسي و لمسي خواهد داشت . ممکن است سوال شود که چرا جنين وکودک در شکم مادر از علم وآگاهي کسبي وحصولي برخوردار نيست ؟  پاسخش آن است که  ابزار علم وشناخت که مهم ترين آن ها گوش و چشم وعقل است ودر آيه مذکوره(آيه 78 سوره نحل) هم  به آن ها اشاره شده  در شکم مادر براي جنين وکودک ، به فعليت نرسيده ويا در حد بسيار نازل وضعيف است. با توجه به نکته پيشين  که بيان کردم ، در آيه 78 از سوره نحل ، نفي  مطلق علم وآگاهي حصولي و کسبي در همين مرتبه  از جنين مي نمايد نه نفي همه مراتب علم زيرا که جنين در شکم مادر از علم فطري بالقوه( فطرت توحيدي و خداجويي و ....)  و علم حسي و لمسي ونيز علم حضوري بالقوه برخوردار است  لذا در بحث هاي تربيتي طبق آموزه هاي ديني معتقديم که مادران در ايام بارداري بايد مراقبت کنند. نگاه مادر و خوراک مادر و افعال خوب وبد مادر و تند خلقي وخوش خلقي مادر و.... در بچه وجنين اثر دارد و خوب و شايسته است که مادران در ايام بارداري قراءت قرآن کنند وصداي  متعارف قرآن براي جنين بگذارند و در مجالس اهل بيت عليهم السلام شرکت کنند که همه اينها در جنين اثر دارد. در باره شهيد آيت الله مصطفي خميني نقل شده که ايشان بسيار باهوش و فهيم بود و قدرت فهم ودرک بالايي داشت. يکي از دلايل خاص اين هوشمندي و قدرت فهم بالاي ايشان آن بود که حضرت امام خميني وقتي که در منزل براي شاگردان درس مي داد مصطفاي عزيزش را که درآن زمان تو گهواره بود در اتاق درس خود حاضر مي کرد لذا بحث هاي علمي به گوش اين کودک معصوم اثر کرده بود ودر بزرگسالي آثار نبوغ در مصطفي خميني آشکار شد. 
تااينجا ثابت شد که آيه 78 از سوره نحل ، دال بر نفي مطلق علم در همه مراتب علم  نخواهد بود . وقتي اين مطلب روشن شد خواهيم فهميد که فرمايش مرحوم فلسفي که فرمود ايمه عليهم السلام در شکم مادر همه چيز را مي دانند در تناقض با اين آيه قرآن نيست. علوم ايمه ع   از سنخ علوم عادي  بشري نمي باشد. علوم ايمه ع از نوع( علم افاضي و لدني) است. اساسا منابع علم امامان عليهم السلام با بشر عادي فرق فاحشي دارد . مثلا معرفت به خداوند که نوعي از علم وشناخت است در ما انسان ها از راه معلول ها مي باشد به اين معني که ما از طريق پديده هاي عالم و تحليل اشياء به خداوند معرفت وشناخت پيدا مي کنيم  و به اصطلاح شناخت ما نوعا و يا همه اش( شناخت اني به کسر همزه و تشديد نون) است يعني شناخت ومعرفت از پايين به بالا  ولي شناخت ومعرفت امامان عليهم السلام به خداوند  از نوع (بک عرفتک ) مي باشد و از بالا به پايين است.با توجه به اين نکات   همه ايمه عليهم السلام در شکم مادرانشان همه چيز را به اذن الله اگاه بودند. آيه 78 از سوره نحل  نفي علم فطري و حسي و لمسي و حضوري و  نيز نفي علم افاضي ولدني  نمي کند بلکه فقط وفقط نفي علم حصولي و کسبي براي عموم بشر (بشرعادي غير معصوم ) مي نمايد.
يکي از بحث هايي که درباره علم معصومين ع ميشود آن است که آيا ايمه ع  علم غيب به همه چيز دارند يا نه؟ در اين باره بايد عرض کنم که علم غيب مطلق از جميع جهات مختص به خداوند تبارک وتعالي است وغير خداوند حتي امامان ع علم غيب مطلق من جميع الجهات ندارند. آري براساس آيات قرآن خداوند به هرکسي که بخواهد براساس حکمتش علم غيب خواهد داد وبه پيامبر اسلام ص و ايمه ع  آنچنان علم غيب  عطاء فرموده که به احدي چنين عنايت نفرموده است. خداوند هر آن علمي را که در راستاي رسالت پيامبر ص و امامان ع باشد به آنها عنايت فرمود.  ممکن است سوال شود که آيا ممکن است امامان ع در باره چيزي علم  و يا علم غيب نداشته باشند؟  پاسخ آن است که طبق روايتي از امام صادق ع آمده است که  امام معصوم هر وقت بخواهد و اراده کند خداوند او را آگاه خواهد کرد .... پس معلوم ميشود که گاهي در برخي از امور جزييه که ربطي به مقام رسالت ايمه ع ندارد ممکن است امام معصوم اگاهي نداشته باشد  مثلا در حادثه لَيلةُ المَبيت که علي ع جاي پيامبر ص خوابيده از حوادث جزئيّه و شخصيه اي است که علي ع علم نداشت که در آن شب کشته نخواهد شد واگر علم داشت که شهيد نمي شود نشانه کمال نبود.  البته باز دراين رابطه مطالب ظريف ودقيقي وجود دارد که مجال پرداختن به آن ها نيست. اميدوارم  مطالبي که مطرح کردم تاحدي پاسخ سوال را داده باشد ولي خواهش بنده آن است که حتما مطالب را از روي دقت مطالعه بفرماييد......

سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


 


 

**حضرت آيت الله سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي




درباره : حکیم عسکری ,تفسیر ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,خدا_ جهان _ انسان ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,مطالب متفرقه درباره حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : آیا ایمه( علیهم السلام)در شکم مادرانشان همه چیز را می دانستند؟!!(سایت حکیم عسکری لشت نشایی) , علم ایمه علیهم السلام , امامان , امام , آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,


نوشته شده در شنبه 30 مرداد 1395 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 83 |

عناوين آخرين مطالب ارسالي
تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+با ترجمه و توضيح مختصر از استاد سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي
ماه محرم و صفر ، ماه زنده ماندن و زنده نگهداشتن اسلام(فرازهايي از فرمايشات امام خميني (ره))+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی
چهارده توصیه به فرزندان عزیزم(سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی)+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لش
مجموعه مقالات وگفتمان هاي اقتصادي وبانکداري اسلامي...+سايت حکيم عسکري گيلاني لشت نشايي+بانظارت است
کمياب تر و نادر تر از يقين وجود ندارد+امام صادق ع و ...+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
آياورودسپاه به مسائل اقتصادي وسياسي برخلاف نظرامام خميني نيست؟+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاه
تحلیل نامه سرگشاده تیم صد نفره سیاسی به مسئولان ارشد کشور+استاد مهدی کوچک پور لنگرودی+سایت حکیم زین
مجموعه مقالات وگفتمان های اقتصادی وبانکداری اسلامی...+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+بانظارت است
آيت الله احسانبخش شيفته خدمت به اسلام و مسلمين بود+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم
** یک خواب عجیب و آیه وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِالْکَافِرِینَ+آیه 18 سوره اَنفال+سایت حکیم زین ا
بیست و یک شباهت بین قرآن کریم و امام حسین(علیه السلام)+پایگاه اطلاع رسانی حوزه+استاد مُحسِن قرائتی+ا
پایگاه خبری تحلیلی در سیاهکل+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
تلخیص فلسفه پایه هفت(بدایه الحکمه)+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
کلیات در دیدگاه معرفت شناسی و هستی شناسی افلاطون+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
به « آدابُ المُتَعَلِّمین» اهمیت بدهیم+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابد
مصاحبه با آیت الله محمد محمدی ری شهری در باره روحانیت+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشای
وِیژگی های شخصی وعلمی وفکری ومعنوی مرحوم حکیم عسکری گیلانی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
درس کتاب کفاية الأصول(جلداول ازابتدا+آيت الله سيداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی (1) + سایت حکیم زین العاب
آیا اینترنت و فضای مجازی از ابزارهای شیطانی است یا نه؟! +سایت در سیاهکل+سایت حکیم زین العابدین عسکری
تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
پیامهای تسلیت رحلت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لش�
قاعده مُعطِي الشَّيء لا يَکُونُ فاقِداََ لَهُ+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین
غدير روز تجلي امامت و ولايت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلا
قانون تدريج+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
اگر حقِّ ثَقَلَين رعايت مي شد...+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری

.: Weblog Themes By Music-Day.Info :.

::

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
عضویت سریع


قوانین سایت

کد امنیتی :
مطالب پر بازدید
حکمت چیست؟ بازدید : 893
قضا وقدر بازدید : 421
نظر سنجی
امکانات وب
حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی

RSS


POWERED BY
rozblog.COM

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح قالب

موزیک روز

جدیدترین مطالب روز دنیا