close
تبلیغات در اینترنت
حسین ع

حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی
قالب وبلاگ
درباره وبلاگ

حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی
ورود کاربران

ورود به سایت

نام کاربری:
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
موضوعات وبلاگ
حکیم عسکری -
وجدان چیست ؟ انواع وجدان -
آمار سایت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازدیدهای امروز : 274 نفر
بازدیدهای دیروز : 290 نفر
كل بازدیدها : 130224 نفر
بازدید این ماه : 1441 نفر
بازدید ماه قبل : 7283 نفر
نظرات : 51
كل مطالب : 342 عدد
تعداد اعضا : 1006 نفر
امروز : پنجشنبه 29 فروردین 1398
جستجوی مطالب

Google
hakim-askari.rozblog.com

Image result for ?امام خميني و عزاداري امام حسين?‎

***نسيم معرفت***


فرازهايي از فرمايشات امام خميني (ره)


ماه محرم و صفر ، ماه زنده ماندن و زنده نگهداشتن اسلام


ماه محرم و صفر، ماه برکات اسلامي است و ماه زنده ماندن اسلام است.(1) ما هر چه داريم، از اين محرم است و از اين مجالس. مجالس تبليغ ما هم از مُحرّم است، از اين شهادت سيدالشهدا
(عَلَيهِِ السَّلامُ) است.(2) محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است، فداکاري سيدالشهدا   (عَلَيهِِ السَّلامُ)  است که اسلام را براي ما زنده نگه داشته است. ماه محرم و صفر را بايد به ذکر مصائب اهل بيت (عَلَيهِِمُ السَّلامُ)  زنده نگه داريم که با ذکر مصائب اهل بيت (عَلَيهِِمُ السَّلامُ)، اين مذهب تا حالا زنده مانده است.(3)


رمز بقاي مذهب شيعه


بايد ببينيم رمز بقاي اين مذهب و (رمز) بقاي ممالک اسلامي (و) ممالک شيعي چه بوده است. ما بايد آن رمز را حفظ بکنيم. يکي از رمزهاي بزرگي که بالاترين رمز است، قضيه سيدالشهدا
(عَلَيهِِ السَّلامُ)  است. سيدالشهدا (عَلَيهِِ السَّلامُ)  مذهب را بيمه کرد؛ با عمل خودش، اسلام را بيمه کرد. (اين که) ائمه (عَلَيهِِمُ السَّلامُ) اين قدر اصرار کردند به اين که مجمع داشته باشيد، گريه (و) نُدبه بکنيد، براي اين (بود) که اين ، کِيانِ مذهب ما را حفظ مي کند.(4)


«کُلُّ يَومِِ عاشُورا وَ کُلُّ اَرضِِ کَربَلا»


 
«کُلُّ يَومِِ عاشُورا وَ کُلُّ اَرضِِ کَربَلا» يک کلمه بزرگي است. کربلا چه کرد؟ ارض کربلا در روز عاشورا چه نقشي را بازي کرد؟ همه زمين ها بايد اين طور باشند. نقش کربلا اين بود که سيدالشهدا (عَلَيهِِ السَّلامُ) با چند نفر جنگ کرد، عدد معدودي به کربلا آمدند و ايستادند در مقابل ظلم يزيد و در مقابل دولت جبار، در مقابل امپراتور زمان ايستادند و فداکاري کردند و کشته شدند، لکن ظلم را قبول نکردند و يزيد را شکست دادند. همه جا بايد اين طور باشد و همه روز هم بايد اين طور باشد، همه روز بايد ملت ما اين معنا را داشته باشد که امروز روز عاشورا است و ما بايد در مقابل ظلم بايستيم و همين جا هم کربلا است و بايد نقش کربلا را پياده کنيم.(5)


بالاترين جنبه مجالس ابي عبدالله(ع)


جنبه سياسي اين مجالس، بالاتر از همه جنبه هاي ديگر است، بي خود بعضي از ائمه ما
(عَلَيهِِمُ السَّلامُ) نمي فرمايند که براي من در منابر روضه بخوانيد، بي خود ائمه ما (عَلَيهِِمُ السَّلامُ) نمي گويند که هر کس بگريد يا بگرياند يا صورت گريه کردن به خودش بگيرد، اجرش فلان و فلان است. مسأله، مسأله گريه نيست، مسأله، مسأله تباکي نيست، مسأله، مسأله سياسي است که ائمه ما (عَلَيهِِمُ السَّلامُ) با همان ديد الهي که داشتند، مي خواستند که اين ملت ها را از راه هاي مختلف با هم بسيج و يکپارچه کنند تا آسيب پذير نباشند.(6)


«
کُلُّ يَومٍ عاشُورا»؛ سرمشقي براي امت اسلامي


دستور آموزنده «کُلُّ يَومٍ عاشُورا وَ کُلُّ أَرضٍ کَربَلاء» بايد سرمشق امت اسلامي باشد. قيام همگاني در هر روز و در هر سرزمين، عاشورا قيام عدالت خواهان، با عددي قليل و ايماني و عشقي بزرگ، در مقابل ستمگران کاخ نشين و مستکبران غارتگر بود و دستور آن است که اين برنامه، سرلوحه زندگي است در هر روز و در هر سرزمين.(7) .



1) صحيفه امام، ج 15، ص 330
2) صحيفه امام، ج 17، ص 58
3) صحيفه امام، ج 15، ص 330
4) صحيفه امام، ج 10، ص 216
5) صحيفه امام، ج 10، صص 122 - 123
6) صحيفه امام، ج 13، ص 323
7) صحيفه امام، ج 9، ص445 .

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1393/08/02/538475/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85




درباره : حکیم عسکری ,درباره اهل بیت علیهم السلام ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : ماه محرم و صفر ، ماه زنده ماندن و زنده نگهداشتن اسلام(فرازهايي از فرمايشات امام خميني (ره))+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی , دهه محرم , حسین ع , کربلا , عزاداری , سیدالشهدا , عراق , ایران , شیعه , اسلام , مسلمانان , آزادگان ,


نوشته شده در سه شنبه 20 شهريور 1397 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 50 |

 

***نسيم معرفت***

 


*حسين (عليه السلام) يعني همه فضيلت هاو خوبي ها+نسيم معرفت

 


**  اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِاللهِ الْحُسَيْنِ  (عَلَيهِِ السَّلامُ )

 


حسين 
(عَلَيهِِ السَّلامُ )  يعني اسلام

حسين 
(عَلَيهِِ السَّلامُ )  يعني  دين

حسين 
(عليه السلام)  يعني قرآن

حسين 
(عليه السلام)  يعني حيات و زندگي

حسين  
(عليه السلام)  يعني عزت و شرف و حُرِّيّت و آزادگي

حسين 
(عليه السلام)  يعني نپذيرفتن ننگ و عار و ذلت

 


حسين
(عليه السلام)  يعني تسليم نشدن در برابر ستمگران و مستکبران

 

حسين (عليه السلام)  يعني مبارزه و مقابله با طاغوت و جور و ظلم و ستم

 


حسين 
(عليه السلام)  يعني  ايستادگي و مقاومت و صبر و شکيبايي

 

حسين(عليه السلام)   يعني مقابله و ريشه کني  مَظاهر فساد و تباهي

 

حسين (عليه السلام)  يعني  مبارزه  با انحرافات و خرافات

 

حسين (عليه السلام) يعني امر به معروف و نهي از منکَر

 


حسين (عليه السلام)  يعني منطق و عقل و حکمت

 

حسين (عليه السلام)  يعني برنامه و هدف داشتن

 

حسين (عليه السلام)  يعني حفظ ناموس و عفت و حيا و پاکي

حسين
(عليه السلام)    يعني احياء شعائر ديني  و قرآني

حسين 
(عليه السلام)  يعني زنده نگهداشتن تعاليم و فرامين قرآن کريم

 

حسين(عليه السلام)  يعني اِحياء سنت جدّش محمد رسولُ الله (ص)   

حسين
(عليه السلام)   يعني  در صحنه بودن

حسين 
(عليه السلام)  يعني بصيرت و بيداري

حسين 
(عليه السلام)  اصلاح جامعه و مردم و ساختن جامعه قرآني و ديني

حسين 
(عليه السلام)  يعني  خدمت به اسلام و قرآن

حسين 
(عليه السلام)    يعني  بندگي و  راز و نياز

 


حسين
 (عليه السلام)   يعني اخلاص

حسين 
(عليه السلام)  يعني   وفا و وفاداري

 

حسين(عليه السلام)  يعني عشق به خدا .  عشق به حقيقت . عشق به همه خوبي ها ....

حسين
(عليه السلام)  يعني صفا و پاکي ويکرنگي و صداقت

حسين
(عليه السلام)  يعني اتحاد و وحدت و با هم بودن

حسين
(عليه السلام)  يعني ايثار

حسين
(عليه السلام)  يعني عفو و گذشت

حسين 
(عليه السلام)  يعني  شجاعت وشهامت

حسين
(عليه السلام)    يعني  عشق به شهادت

حسين 
(عليه السلام)  يعني همه فضيلت ها و کمالات و همه خوبي ها

 

حسين   (عليه السلام)  يعني  وارث همه فضائل انبياء و اوصياء

 

حسين  (عليه السلام)  يعني وارث  محمد (ص)    و  علي (ع)و فاطمه (س) 
 
حسين 
(عليه السلام)  يعني زمينه سازي براي يک حکومت شايسته مهدوي  عج  بر مدار آيين محمدي  (ص) 
 
حسين  
(عليه السلام) يعني  اسلام ناب محمدي (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  

 


يکشنبه
30 آبان 1395

سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

 


 


 

**حضرت آيت الله سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي

 

 




درباره : حکیم عسکری ,درباره اهل بیت علیهم السلام ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : حسين (عليه السلام) يعني همه فضيلت هاو خوبي ها+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , اربعین حسینی ع , حسین ع , ایران , کربلا , قم , گیلان ,


نوشته شده در یکشنبه 30 آبان 1395 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 95 |

نتیجه تصویری برای حضرت زینب

***نسیم معرفت**

مقدمه

در طول تاريخ، انقلاب هاي فراواني به وقوع پيوسته و افراد بسياري از خودگذشتگي و فداکاري کرده اند، اما با گذشت زمان، از يادها فاصله گرفته اند. ولي نهضت عاشورا با مرور زمان، پيوسته در دل هاي مسلمانان، ماندگار شده است.

بدون شک، عقيله بني هاشم، زينب کبري (سلام الله عليها)  از جمله شخصيت هاي تأثيرگذار اين نهضت عظيم است که در ماندگاري و جاوداني آن نقشي بي بديل داشته; همان بانويي که از نوادر بانوان تاريخ اسلام است و در دامان پُرمِهر فاطمه زهرا
(سلام الله عليها) و مولاي متقيان (عليه السلام)تربيت يافته و درس زندگي آموخته است.

درباره حيات درخشان اين بانوي قهرمان، تاکنون ده ها کتاب و مقاله نگارش يافته و زندگي آنحضرت را مورد تحليل و تجليل قرار داده است.

در اين مقاله برآنيم که شخصيت و فضايل آنحضرت را بررسي و بيان کنيم.

نام ها و القاب حضرت زينب
(سلام الله عليها) 

حضرت زينب (سلام الله عليها) ، نخستين دختر علي و زهرا (عَلَيهِمَاالسَّلامُ) است. معروف ترين نام اين بانوي بزرگ، «زينب» است که در لغت، به معناي «درخت نيکو منظر» آمده(1) و معناي ديگر آن «زين اب» يعني «زينت پدر» است. و به راستي زينب براي مکتب اسلام و مَرام پدر، مايه زينت و آبرومندي بي نظير بوده است.

حضرت زينب
(سلام الله عليها) در پنجم جمادي الاولي در سال پنجم يا ششم هجرت، در مدينه ديده به جهان گشود.پس از ولادت حضرت زينب (سلام الله عليها) حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) نوزاد را به دست حضرت علي(عليه السلام)داد و فرمود: نام اين کودک را برگزين. امام(ع)فرمود: من از پيامبر خدا (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) در نام گذاري دخترم، سبقت نمي گيرم.(2)، در آن هنگام،پيامبر اکرم(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) در سفر بود. چون بازگشت، اميرمؤمنان(عليه السلام)نام نوزاد را از آن حضرت پرسيد. رسول خدا (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) فرمود: من از خدايم در نام گذاري او پيشي نمي گيرم. آن گاه از جانب خداوند جبرئيل فرود آمد و گفت: خداوند نام اين نوزاد را «زينب» برگزيده(3) و آن را در لوح محفوظ نگاشته است.(4).

نام گذاري حضرت زينب
(سلام الله عليها) از سوي پروردگار حکايت از عظمت و بزرگي مقام آنحضرت نزد خداوند متعال دارد

حضرت را ام کلثوم کبري، و صديقه صغري مي‏ناميدند براي آنحضرت نام ها والقاب زيادي بيان شده همانند عقيله بني هاشم ،عالمه غيرمُعلَّّمه، عارفه، مُوَثَّقه، فاضله، کامله، عابده آل علي، معصومه صغري، اَمينةُ اللّه، نائبةُ الزهرا، نائبة الحسين، عقيلة النساء، شريکة الشهداء، بليغه، فصيحه، و شريکة الحسين.(5) حضرت زينب(عليها السلام) از نظر شخصيت و لياقت، مصداق راستين نام ها و القاب مزبور است.

با پسر عموي خود «عبد اللّه‏ بن جعفر» ازدواج کرد و ثمره اين ازدواج فرزنداني بود که دو تن از آن‏ها (محمد و عون) در کربلا، در رکاب ابا عبد اللّه‏ الحسين (عليه‏ لسلام) شربت شهادت نوشيدند(6)

آن بانوي بزرگوار سر انجام در پانزدهم رجب سال 62 هجرت، با کوله باري از اندوه و غم و محنت و رنج دار فاني را وداع گفت.

شخصيت حضرت زينب (عليها السلام)

روان شناسان معتقد اند که: عامل وراثت، تربيت و محيط در تَکوُّن و ساختار پايه هاي شخصيت آدمي نقش بنيادين دارند.(7) درباره حضرت زينب(عليها السلام)، سه اصل اساسيِ مزبور جايگاه ويژه داشت:

الف. وراثت: حضرت در خانواده وحي(نبوت و ولايت) بدنيا آمد، جدش پيامبر اکرم
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) پدرش اميرالمومنين علي(عليه‏ لسلام) ومادرش فاطمه زهرا (سلام الله عليها) دختر پيامبراکرم(ص)بود.

پيامبر اکرم در مورد فرزندان فاطمه (س) فرمود:

 «... وُلدِ فاطِمَةَ فَانَا وَلِيُّهُم وَ عُصبَتُهُم، وَ هُم خُلِقُوا مِن طِينَتِي...»(8) فرزندان فاطمه (حسن، حسين، زينب، و امّ کلثوم)، که من ولي و سرپرست نَسَبي آنها هستم، از طينت و خميره ذات من آفريده شده اند.

بنابر اين حضرت زينب
(سلام الله عليها)در همچون خانواده اي بدنيا آمد و مراتب کمال را از اين سه شخصيت بزرگ به ارث گرفته است.

ب. تربيت: حضرت زينب
(سلام الله عليها)از آغاز ولادت تا قريب شش سالگي، در دامان پُرمهر پيامبر و حضرت علي(ع) و فاطمه زهرا(س)تربيت يافت و با نظارت دقيق اين خانواده رشد نمود.

تربيت حضرت زينب(عليها السلام) در همچون خانواده اي سبب شد که اين شخصيت والامقام به عنوان سومين بانوي جهان اسلام پس از حضرت خديجه(عليها السلام) و فاطمه زهرا(عليها السلام)، به شمار آيد.

ج. محيط: يکي ديگر از پايه هاي مهم ساختمان شخصيت آدمي محيط است. حضرت زينب
(سلام الله عليها)در محيطي که کانون فضايل، صفا و صميميت بود، رشد و نمو يافت. محيط زندگي حضرت زينب(سلام الله عليها) در شهر مدينه، خانه حضرت علي(عليه السلام)، فاطمه(سلام الله عليها)، حسن و حسين (عليهما السلام)بود; همان خانه اي که کعبه آمال و محبوب دل هاي مؤمنان بوده است. چنين محيطي نوراني و خانه اي بابرکت، ارزش هاي والاي ديني و انساني را در وجود پر برکت ايشان بارور و شکوفا ساخت.

منزلت حضرت زينب
(سلام الله عليها)

حضرت از مقام و جايگاه ويژه اي بهرمند بود به طوري که هرگاه بر پدر وارد مي شد، امام(عليه السلام)از جاي برمي خاست و ايشان را با احترام زياد در جاي خود مي نشاند. ايشان امين پدر بود.

همچنين زينب کبري
(سلام الله عليها)  بعد از پدر از منزلت ويژه اي نزد امام حسنلیه السلام) و امام حسين(علیه السلام) برخوردار بود. اين دو امام نهايت احترام را در حق خواهر روا مي داشتند،سعي مي کردند مصايب و مشکلاتي که برايشان رُخ مي دهد حضرت زينب(عليها السلام) متوجه نشود و ناراحت نگردد.

اما محبت امام حسين(عليه السلام) و زينب(عليها السلام) علاقه اي متقابل و استثنايي بود. امام حسين(عليه السلام) نيز فوق العاده حضرت زينب(عليها السلام)را عزيز و گرامي مي داشت،(9) ايشان را مَحرَم راز و امين خود مي دانست و ودايع خويش را به ايشان مي سپرد. امام حسين(عليه السلام)اسرار امامت را به ايشان سپرد.(10) اين مسئله مقام و شأن حضرت زينب(عليها السلام) را گواهي مي دهد. هنگام ديدار حضرت زينب(عليها السلام) از برادر، امام(عليه السلام)براي او جا باز مي کرد، با شادماني ايشان را در کنار خود مي نشاند و در قرب جوارش بود.(11).

فضايل و مناقب حضرت زينب(عليها السلام)

زينب کبري(عليها السلام) داراي فضايل و مناقب فراوان است. همان گونه که اشاره شد،او را عالمه غيرمُعَلَّمه، عَقيله بني هاشم، معصومه صُغري و... لقب داده اند.(12). که هر کدام از اين موارد گواه روشن در اثبات مقام اين بانوي بزرگ اسلام است.

حضرت زينب(عليها السلام) بانويي بلندقامت، نيکو چهره و عالي مقام بود، در وقار و شخصيت، مانند جدّه اش حضرت خديجه(عليها السلام)، در حيا و عفّت، همچون مادرش فاطمه زهرا(عليها السلام)، در رسايي و شيوايي بيان، مانند پدرش حضرت علي(عليه السلام)، در حلم و بردباري، چون امام حسن(عليه السلام)و در شجاعت و قوّت قلب، مانند برادرش امام حسين(عليه السلام) بود.(13) که در اينجا به تعدادي از فضايل آنحضرت اشاره مي کنيم.

1-علم و دانش

سخنان و خطبه هاي عالمانه، همراه با استدلال به آيات قرآن، در کوفه، مجلس عبيداللّه بن زياد و همچنين در دربار يزيد، از سوي حضرت زينب(عليها السلام) هر کدام شاهدي بر تواناييِ دانش اين بانوست. ابن عبّاس گفتار پر ارج فاطمه زهرا (عليها السلام) را درباره «فدک»، از حضرت زينب(عليها السلام)نقل کرده، مي گويد: «عقيله ما زينب دختر علي (ع)چنين گفت: ...»(14) افزون بر آن، درس و تفسير قرآن از سوي حضرت زينب(عليها السلام)، براي زن هاي کوفه در زمان حکومت پدرش حضرت علي(عليه السلام)بيانگر دانش ايشان است.(15).

حضرت زينب(عليها السلام) مقام بيان روايت و حديث را دارا بود; چنان که محمّدبن عَمرو، عطاء بن سائب، فاطمه بنت حسين و ديگران از زينب(عليها السلام) نقل حديث کرده اند.(16).

عقيله بني هاشم حتي آگاهي به حوادث آينده را از پدر بزرگوار خود فرا گرفته بود،همان گونه که بعضي از اصحاب خاص پيامبر
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)مانند سلمان، ابوذر و برخي از ياران حضرت علي(عليه السلام)مانند ميثم تمّار و رشيد هجري به اين گونه اسرار آگاه بودند.(17)
حضرت زينب(عليها السلام) دانشي سرشار داشت. طبيعي است کسي که از محضر پيامبر
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) (شهر علم) و حضرت علي(علیه السلام) (دروازه علم) کسب دانش نموده باشد، بايد درياي علم باشد.

درنتيجه حضرت زينب
(سلام الله عليها)  «عالمه غيرمُعَلَّمه» بود، چنان که احتجاجات او در کوفه و شام در برابر دشمن، مانند احتجاج مادرش حضرت زهرا(عليها السلام) بود که درباره «فدک» ابراز نمود.

2-پرستش و عبادت

عبادت رفيع ترين مقام آدمي است. ائمّه اطهار(عليهم السلام) هر کدام مرتبه اعلاي از اين مقام را دارا بودند. حضرت زينب(ع) نهايت عبادت و تعظيم را در برابر پروردگار داشت.

حضرت زينب(ع) از نيايش و مناجات هاي پيامبر(ص) با خبر بود، عبادت علي وفاطمه(ع) را شاهد بود. ونيز نيايش هاي امام حسن مجتبي(ع)را در دل شب ها و روزها ديده بود، وبلاخره عبادت و مناجات هاي امام حسين(ع) را، به ويژه در شب و صبح عاشورا، به تماشا نشسته بود و هر يک برايش درس و الگوي عبادت و مناجات بود.

حضرت زينب کبري(عليها السلام) شب ها به عبادت مي پرداخت و در دوران زندگي، هيچ گاه تهجّد را ترک نکرد. آنچنان به عبادت اشتغال ورزيد که ملقّب به «عابده آل علي» شد.(18) شب زنده داري حضرت زينب(عليها السلام)، حتي در شب دهم و يازدهم عاشورا، ترک نشد. فاطمه دختر امام حسين(عليه السلام)مي گويد:

در شب عاشورا، عمّه ام پيوسته در محراب عبادت ايستاده بود، نماز و نيايش داشت و پيوسته اشک هايش سرازير مي شد.(19)

امام زين العابدين(عليه السلام)، مي فرمايد:

عمّه ام زينب در طول سفر اسارت از کوفه تا شام، پيوسته نمازهاي واجب و مستحب خود را انجام مي داد و در بعضي منزل گاه ها مي ديدم که ايشان در اثر ضعف و گرسنگي، نماز خود را نشسته مي خواند; چراکه سهميه غذاي خود را ميان کودکان تقسيم مي کرد و ديگر توان ايستادن نداشت.(20)

ارتباط حضرت زينب(عليها السلام) با خداوند آن گونه بود که حضرت سيدالشهداء(عليه السلام)در روز عاشورا هنگام وداع، به خواهرش فرمود:

«يا اختي لا تنسيني في نافلة الليل» (21)

خواهرم! مرا در نمازهاي شب، فراموش نکن.

3-حجاب و عفّت

يکي از مهم ترين وظايف بانوان در اسلام پاس داري در حفظ حريم حجاب و عفّت است. در قرآن مجيد، در چند آيه(22) به ضرورت حجاب براي زنان تصريح گرديده و در چهارده آيه،(23) درباره عفّت و پاک دامني هشدار داده شده و در احاديث فراوان نيز هشدارهاي مؤکّد در اين زمينه داده است.

عقيله بني هاشم در حجاب و عفّت، مانند مادرش فاطمه زهرا(ع) بود و به اين مهم بسيار اهميت مي داد. تا پيش از عاشورا و ماجراي اسارت، نامحرمي حضرت زينب(عليها السلام) را نديده بود،چنان که در تاريخ آمده است:

هنگامي که زينب مي خواست به مسجدالنبي کنار قبر رسول خدا(ص) برود، علي(ع) دستور مي داد شب برود. به حسن و حسين(ع) مي فرمود: همراه خواهرشان باشند. حسن(عليه السلام)جلوتر و حسين(ع)پشت سر، زينب در وسط حرکت مي کردند. آنها از سوي مولاي متقيان مأمور بودند که حتي چراغ روي مرقد منوّر پيامبر را خاموش کنند تا چشم نامحرم به قامت زينب نيفتد.(24)

يحيي مازني مي گويد: من در مدينه، مدت زيادي همسايه حضرت علي(عليه السلام) بودم. سوگند به خداوند! در اين مدت، هرگز حضرت زينب(ع) را نديدم و صدايش را نشنيدم.(25) حجاب و عفاف حضرت زينب(عليها السلام) به گونه اي بوده است که علّامه مامقاني در اين باره مي گويد:

زينب در حجاب و عفاف، يگانه روزگار بوده است. کسي از مردان، در زمان پدرش و برادرانش تا روز عاشورا، اورا نديده بود.(26)

4-صبر و استقامت

ازديدگاه اسلام، صبر جايگاهي بس والا دارد. قرآن به صبرکنندگان بشارت داده است. (بقره: 155) مقام صبر نسبت به ايمان همانند سر براي بدن است. حضرت زينب(ع) نمونه و تجسّم عاليِ صبر و پايداري است. مقاومت و شکيبايي در راه پاس داري از حريم دين و کرامت انسانيت، از ويژگي هاي بارز اين بانوي بزرگ است.

صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند *** بر اثر صبر نوبت ظفر آيد.(27)

صبر و ثبات شگفت انگيز حضرت زينب(عليها السلام) همگان را به اعجاب وا داشته است، چه انکه از پنج سالگي بامصيبت آشنا شد،داغ عزيز ترين کسان خود را يکي پس از ديگري ديد، ولي در برابر همه اين مصيبت ها، قامت برافراشت و صبر کرد.

حضرت زينب(عليها السلام) در وادي صبر و استقامت، يکه تاز ميدان است.در بزرگي مقام صبر و بردباري آن گوهر عظيم الهي، همين بس که وقتي در برابر پيکر نوراني و خونين برادرش امام حسين(عليه السلام) رسيد، رو به آسمان کرد و گفت:

بار خدايا! اين اندک قرباني و کشته در راه خودت را از ما (خاندان پيامبر) بپذير.(28).

اين سخنان زينب(ع)- هنگامي بود که برادرش امام حسين(عليه السلام) و ديگر برادران و فرزندان خويش را از دست داده بود- حاکي از قوّت ايمان، ثبات اعتقاد، گذشتن از خود و فنا شدن ايشان را در خداوند است.([29])حضرت زينب(عليها السلام) در اثر توجه و تربيت خمسه طيّبه، چنان روح بزرگي يافته بود که شهادت عزيزانش را با صبر و ثباتي وصف ناپذير تحمّل نمود.

درست است که حضرت زينب(ع) در کربلا در برخي موارد گريه و ناله نيز داشت، ولي ناله هاي حضرت زينب(عليها السلام) در اين گونه موارد، دو دليل داشت:

گاهي عظمت مصيبت بيش از حد سنگين بود، از جمله شهادت حضرت علي اکبر(عليه السلام)، چراکه ايشان مقامي بس ارجمند داشت و شبيه ترين کس به پيامبر(ص) از نظر صورت و سيرت بود.

بنابراين، به شهادت رسيدن حضرت علي اکبر(عليه السلام) و مصيبت از دست دادن آن عزيز، چنان سنگين و کمرشکن بوده است که دل را آب مي کند و عاطفه را به جوش مي آورد و ناليدن در چنين مصيبت عظيمي، با مقام صبر در تعارض نيست.

ديگر اينکه گريه ها وناله هاي حضرت زينب(عليها السلام) در کربلا و پس از آن در طول سفر کوفه و شام، در جهت اهداف عالي و رسالت عظماي ايشان، يعني ابلاغ پيام عاشورا بوده و ايشان از راه هاي گوناگون، از جمله با خطبه ها و سخنراني هاي آتشين و گريه هاي جانسوز خويش، از نهضت حسيني پاس داري مي نمود.

5-شجاعت و قهرماني

از ويژگي هاي عظيم بانوي کربلا، «شجاعت» است، بدون شک، اگر ذرّه اي ترس از حکومت استبدادي يزيد در وجود زينب راه مي يافت، در اين صورت، نهضت کربلا چنين پيروزي به ارمغان نمي آورد.

حضرت زينب(ع) در اين ويژگي، يکه تاز ميدان بود. خطبه هاي آتشين و افشاگرانه ايشان بر ضد دستگاه امويان و گفتار کوبنده اش در فرصت ها براي دفاع از نهضت حسيني، و صلابت بي نظير ايشان در کوفه و شام، همه بيانگر قهرماني و شجاعت ايشان است. «زينب به عنوانشيرزن کربلا و خطيب قهرمان پيامرسان خون شهيدان، در پيشاني اسلام تابيد»(30) و جهاد و دفاع ايشان از اسلام و ديانت به ابديت پيوست.

حضرت زينب(ع) در قيام عاشورا شجاعتي شايان از خود به نمايش گذاشت. ايشان بارها جان امام سجّاد(ع)را از مرگ نجات داد، از جمله در مجلس ابن زياد، پس از احتجاج حضرت سجّاد(عليه السلام) با ابن زياد، امر به شهادت او داد. حضرت زينب(عليها السلام) دست در گردن فرزند برادر انداخت و فرمود: «تا زنده ام، نخواهم گذاشت او را بکشيد.»(31) و هرگز به ابن زياد و يزيد بن معاويه اعتنايي نکرد و در حالي که آنان در اوج اقتدارشان بودند، و پاسبان ها با شمشيرهاي از نيام بيرون کشيده اطراف ايشان را گرفته بودند، سخناني ايراد کرد که يزيد و اطرافيان وي را رسوا ساخت.

6. فصاحت و بلاغت

بانوي قهرمان کربلا، فصاحت و بلاغت را از پدر و مادر گرامي اش به ارث برده بود. «هنگامي که سخن مي گفت، گويي از زبان پدر، ايراد سخن مي کرد.»(32) سخنانش در کوفه و مجلس يزيد و نيز گفتگوهاي ايشان با عبيداللّه بن زياد، بي شباهت به خطبه هاي اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) و خطبه «فدکيّه» مادرش زهرا(عليها السلام)نيست.(33) اين خطبه ها در حالي ايراد مي شدند که حضرت زينب(ع) داغ هاي فراواني بر سينه داشت، گذشته از آنکه تشنه، گرسنه و بي خواب بود، سختي سرپرستي کودکان و راه را نيز به دوش مي کشيد.

وقتي حضرت زينب(ع) در کوفه، آن خطبه فصيح، آتشين و شورانگيز را ايراد نمود، مردم دست ها را به دندان گزيدند و با تعجب به هم نگاه کردند! در همان موقع، پيرمردي در حالي که مي گريست و محاسنش از اشک چشمش تر شده بود، دست به سوي آسمان بلند کرد و گفت:

پدر و مادرم فداي ايشان که سال خوردگانشان بهترين سال خوردگان و کودکان ايشان بهترين خردسالان، و زنانشان بهترين زنان و نسل آنها والاتر و برتر از همه نسل هاست.(34).

نتيجه گيري

حضرت زينب(عليها السلام) افزون بر ويژگي ها و فضيلت هاي شخصيتي، که از خاندان وحي ارث برده بود، در به ثمر رساندن نهضت عاشورا، نقش فوق العاده داشت. او پس از عاشورا، در کنار سرپرستي اسيران و حفظ جان امام سجّاد(عليه السلام) از خطرها، توانست انقلاب حسيني را با تحمّل زحمت هاي فراوان به پيروزي نهايي برساند و در انجام رسالت خويش، با صلابت و استواري ايستاد و نقش سنگين و رسالت خويش را به خوبي به پايان رساند تا آيين پيامبر(صلي الله عليه وآله) و انقلاب کربلا دست خوش تحريف نگردد.

پي نوشت ها

[1]ـ جبران مسعود، الرّائد، ترجمه رضا انزابي، چ دوم، مشهد، آستان قدس رضوي، 1376، ج 1، ص 924.

 [2]ـ سيدکاظم ارفع، حضرت زينب(عليها السلام) سيره عملي اهل بيت، تهران، نشر قادر، 1377، ص 7.

[3]ـ باقر شريف القرشي، السيده زينب، بيروت، دارالتعارف، 1419، ص 30ـ31 / حسن الهي، زينب کبري عقيله بني هاشم، تهران، آفرينه، 1375، ص 29.

[4]ـ جعفر النقدي، زينب الکبري بنت الامام، النجف الاشرف، المکتبة الحيدريه، 1361، ص 21 / سيد نورالدين جزائري، خصائص الزينبيه، ترجمه باقر ناصري، چ دوم، قم، جمکران، 1379، ص 60.

 [5]ـ نورالدين جزائري، پ سيد نورالدين جزائري، خصائص الزينبيه، ترجمه باقر ناصري، چ دوم، قم، جمکران، 1379 ص 67

- [6]شيخ ذبيح اللّه‏ محلاتي، رياحين الشريعة، (تهران، دار الکتب الاسلامية) ج3، ص46

(7)ـ عبداللّه شفيع آبادي، مباني روان شناسي رشد، چ پنجم، تهران، چهر، 1371، ص 23ـ31.

(8)ـ سيدمرتضي حسيني فيروزآبادي، الفضائل الخمسه، انتشارات فيروزآبادي، 1374، ج 3، ص 150.

 (9)ـ ذبيح اللّه محلّاتي، رياحين الشريعة، تهران، دارالکتب الاسلاميه ، ج 3، ص 76.

(10)ـ احمد بهشتي، زنان نامدار در قرآن و حديث، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، 1368،  ص 51.

(11)ـ جعفر النقدي، الکبري بنت الامام، النجف الاشرف، المکتبة الحيدريه، 1361، ص 21 .

(12)ـ سيد نورالدين جزائري، پيشين

(13)ـ محمّد محمّدي اشتهاردي، حضرت زينب فروغ تابان کوثر، چ سوم، تهران، برهان، 1379، ص 22.

(14)ـ احمد بهشتي، پيشين، ص 51.

(15)ـ ذبيح اللّه محلّاتي،پيشين، ص 57.

(16)ـ احمد صادقي اردستاني، زينب قهرمان دختر علي، تهران، مطهر، 1372، ص 100.

(17)ـ ذبيح اللّه محلّاتي، پيشين، ج 3، ص 56.

 (18)ـ جعفر النقدي، پيشين، ص 61.

(19)ـ احمد صادقي اردستاني، پيشين، ص 106.

(20)ـ ذبيح اللّه محلّاتي، پيشين، ج 3، ص 62.

(21)ـ جعفر النقدي، پيشين، ص 62.

(22)ـ نور: 30 / احزاب: 32، 33 و 59.

(23)ـ نور: 2، 32، 27، 28، 30، 31، 32، 33، 58، 60 / احزاب: 32، 59 / قصص: 25.

(24)ـ سيد عبدالحسين دستغيب، زندگاني حضرت زينب، تهران، کاوه، ص 19.

(25)ـ محمّد محمّدي اشتهاردي، پيشين، ص 99.

(26)ـ حسن الهي، پيشين، ص 99 به نقل از: عبداللّه مامقاني، تنقيح المقال في علم الرجال، نجف اشرف، مطبعة المرتضوية، 1352، ج 3، ص 79.

(27)ـ حافظ شيرازي.

 (28)ـ سيد علي نقي فيض الاسلام، خاتون دوسرا (شرح حال زينب)، چ دوم، تهران، نشر آثار فيض الاسلام، 1366، ص 185.

(29)ـ همان.

 (30)ـ محمّد محمّدي اشتهاردي، پيشين، ص 81.

(31)ـ محمّدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 45، ص 117.

(32)ـ احمد بهشتي، پيشين، ص 51.

(33)ـ سيدکاظم ارفع، پيشين، ص 88.

(34)ـ سيدبن طاووس، اللهوف، تهران، دارالعالم، 1348ش، ص 149 / محمّدباقر مجلسي، پيشين، ج 45، ص 110.

 

** وبلاگ روستای سادات محله  (بوجایه - لاهیجان)

** وبلاگ روستای سادات محله  (بوجایه - لاهیجان)

**حضرت زینب (سلام الله علیها) کیست ؟ - نسیم معرفت

 




درباره : حکیم عسکری ,درباره اهل بیت علیهم السلام ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام وامام زادگان ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : حضرت زينب (سلام الله عليها) کيست ؟ , زینب سلام الله علیها , پیام رسان کربلا , علی ع , فاطمه س , حسین ع ,


نوشته شده در جمعه 03 ارديبهشت 1395 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 105 |

تقابل دو جبهه نور وظلمت در کربلا

 

سخنرانی در شب عاشوراء

**سخنرانی  آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی+درشب عاشوراء

       در شب عاشورای حسینی ع


***( در مسجد امام موسای کاظم ع قم در پردیسان قم)

واقع درمنطقه پردیسان قم  در شب سه شنبه به تاریخ  12 / 8 /1393

*مسجد امام موسی کاظم(ع) در شهرپردیسان قم، فلکه شهرداری، انتهای بلوار ابوطالب واقع شده است.

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

لاحول ولاقوة الا بالله العلیّ العظیم

الحمدلله رب العالمین ، بارئ الخلائق اجمعین ، باعث الأنبیاء والمرسلین ، ثمّ الصلوة والسلام علی سیّدنا ونبیّنا والمرسل الی الأنس والجانّ ابی القاسم المصطفی محمد وعلی اهل بیته الطیّبین الطّاهرین المعصومین واللّعنُ الدائم علی اعدائهم اجمعین من الآنَ الی قیام یوم الدّینِ .

قال الله تبارک وتعالی فی کتابه الکریم:  یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ  مى‏خواهند نور خدا را با دهن‏هاى خود خاموش کنند (دعوت پیامبر و دین و کتاب او را به تکذیب و افترا  و...باطل نمایند) حال آنکه خدا تمام کننده نور خویش است هر چند کافران را خوش نیاید. سوره اَلصّفّ آیه 8 .

{اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن  ،
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ ،
فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ ،
وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً ،
حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا}

سلامتی آقا امام زمان وشفای عاجل بیماران اسلام ودفع بلاء وبلیّات از همه مسلمانان بالأخص از شیعیان وتعجیل در فرج آقا امام زمان ، عزیزان همه باهم صلواتی مرحمت بفرمایید. (صلوات مستمعین) اللهم صلّ علی محمد وآل محمد وعجّل فرجهم

ابتدا تشکرویژه دارم از سرور مکرّم ومعزّزم جناب مستطاب حضرت حجت الأسلام والمسلمین حاج آقا سیدرضا فاطمی نیا که از دوستان خوب ما وسرورما هستند وخود ایشان هم از اساتید بزرگوار حوزه علمیه قم می باشند و مارا (از جهت لطف وبزرگواری ودعوت به این مسجد) شرمنده فرمودند.

در این شب عاشوراء ،دقایقی درخدمت شما عزیزان هستیم . شب بسیار مهم وبا عظمت است.  شبی که همه عزادارند بویژه حضرت حجت بن الحسن العسکری که عزادار است. بنده تسلیت عرض می کنم محضر همه شما عزیزان ، شما عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت . دست یکایک شما عزیزان را می بوسم . شب باعظمی است . آیه ای که تلاوت کردم از سوره اَلصّفّ آیه 8 است . خداوند در این آیه می فرماید که : :  یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ . دشمنان اسلام ، دشمنان قرآن ، دشمنان اهل بیت علیهم السلام اراده می کنند که نور خدا را خاموش کنند ، اما خداوند اراده می فرماید که نور خودش را کامل کند اگرچه کفار میل ندارند که نور خدا باقی باشد. وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ . آیه بسیار قشنگی است. شما عزیزان عنایت دارید که همه از نور خوششان می آید وانسان ها از ظلمت وتاریکی ، خوششان نمی آید. نور جذّاب است. جذب می کند انسان را . حالا چه نور ظاهری وچه نور باطنی ومعنوی. ظلمت وتاریکی هم همینطور است ، انسان از آن وحشت دارد ، چه تاریکی ظاهری وچه تاریکی باطنی . منتها تاریکی باطنی رو بعدا عرض می کنم که چطور انسان از آن وحشت دارد.  نور زیبا است وبه قول فلاسفه : نور، ظاهرٌ لنفسه(لذاته) ومُظهر لغیره . نور آن است که خودش ظاهر است وغیر خودش را هم روشن می کند . گم شده ها  در نور پیدا می شوند . راه در نور پیدا می شود. کسی که در شب  راهی را بلد نیست  باید چراغی در دست داشته باشد. بالأخره باید چیزی وعلامتی وچراغی داشته باشد(تا دچارسردرگمی وگرفتاری ومشکلات و.. نشود) .  قرآن نور است . اهل بیت عصمت وطهارت نور هستند . اینها انوار هستند . امیرالمؤمنین ع  نور است .(فاطمه سلام الله علیها ، نور است)  امام حسن ع نور است . امام حسین ع نور است .امام سجاد ع نور است . امام باقر ع نور است . امام صادق ع نوراست . امام موسای کاظم ع نور است . امام رضا ع نور است . امام جواد ع نور است .امام هادی ع نور است . امام حسن عسکری ع نور است . آقا امام زمان ع نور است. رسوالله حضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم ) نور است .(صلوات مستمعین) اینها نورند وآنچه هم که از این انوار صادر می شود آن هم نور است . وجود نازنین پیغمبر ص نور است . کتابش هم نور است. دینش هم نور است . سخنانش هم نور است. کتاب های آسمانی نورند. کتاب تورات نور است . حتی در قرآن تعبیر نور برای کتب آسمانی مثل قرآن ومثل تورات ذکر شده است . :  یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ.  دشمنان اسلام همیشه سعیشان این است که  از طرق مختلف نور را خاموش کنند ، از طریق زبان و بیان ، از طریق قلم ، از طریق رفتارها وکردارها ، از طریق نوشتارها ، از طریق اقدام های عملی ،از طریق حرکت ها وبسیج افراد (از طریق زر وزور وتزویر). هدفشان خاموش کردن نور است ولی نمی توانند . همه انبیاء ، مقصدشان نور بود ومخالفینشان ، مقصدشان ، ظلمت وتاریکی بود. ائمه معصومین علیهم السلام هم همینطور. آنها مقصدشان نور وخودشان هم  نور و مخالفینشان در ظلمت بوده وهستند.  تعبیری دارد در زیارت اربعین امام حسین ع : و بَذَلَ مُهجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حَیرَةِ الضَّلالَةِ(مفاتیح الجنان / زیارت أربعین) . (یعنی  خدایا امام حسین علیه السلام خون دلش را به آستان تو هدیه داد تا بندگانت را از ظلمت جهل و نادانی و حیرت ضلالت وگمراهی رهایی بخشد.) {اَلمُهجَة : یعنی خون یا خون دل ، روح  و مُهجَةُ کلِّ شئی ، خالص وبرگزیده هرچیز را می گویند}   (خون جگر اش را داد ، خون گلوی خود را داد ، خون سر خود را داد ، خون  طفل شیرخواره اش را داد و... تا اسلام واحکام دین وتعالیم آسمانی قرآن کریم را در جامعه مسلمین زنده واحیاء کند)

این امام حسین علیه السلام که نور است، چرا  وبرای چه خون خود وعزیزانش را داد ؟ برای اینکه بندگان را از جهالت وازحیرت ضلالت حفظ کند ونجات بدهد. امام حسین علیه السلام برای چه قیام می کند ؟ امام حسین علیه السلام که نور است می خواهد از نور دفاع کند که دین پیغمبر است . (از قرآن دفاع کند که نور است . می خواهد جامعه تاریک مسلمانان راکه در ظلمت جهل ونادنی وظلم وفساد است ، نورانی کند)  هدف از قیامش  حفظ قرآن وحفظ دین وحفظ آنچه را که پیغمبر آورده است ،می باشد . یزید ویزیدیان ، قصدشان نابودی دین اسلام بود. قصدشان خاموش کردن نور قرآن بود.  قصدشان نابودی شعائر دینی بود . امام حسین علیه السلام باقیام خودش ثابت کرد که اسلام را حفظ می کند. دین را حفظ می کند.  قرآن را حفظ می کند. سؤال این است که چه کسانی آمدند  در مقابل امام حسین علیه السلام که این نور را خاموش کنند ولی نتوانستند ؟!! پاسخش آن است که  آنها کسانی بودند  که کتاب قرآن را بلد بودند ولی از نور معرفت به دور بودند. قرآن را حفظ بودند اما تاریک بودند.!!! از نورانیت معنوی برخوردارنبودند.(در ظلمت جهل ونادانی ودنیا طلبی  و شهوت وشکم بارگی وریاست خواهی بودند. مرعوب خفقان ها وزور وتهدید ها بودند. عوض اینکه از این تاریکی وحشت وفرارکنند متأسفانه با آن خو وعادت کرده بودند. فطرتشان را خراب  وآلوده کرده بودند . آدم سالم که قلب ودل وفطرت پاکی داشته باشد از تاریکی ظلم وجنایت و هوای نفس ودنیا طلبی و...گریزان وبیزار است وسعی می کند که خود از طریق راهنمایان راه حق وازطریق نور قرآن واهلبیت  از این تاریکی ها نجات دهد. )

عزیزان: قضیه عاشوراء و قصه کربلا واقعا عبرت دارد. عبرت دارد برای همه ما مسلمانان. صحنه کربلا هرسال تکرار می شود. هرسال گفته می شود هرسال هم مایه شگفتی است . چه کسانی بودند که به جنگ امکام حسین فرزند پیغمبر آمدند؟!!!( آیا آنها از کفار ومشرکین بودند؟!) آنها کفار نبودند،مشرکین نبودند،بلکه  کسانی بودند که بخشی شان حافظ قرآن بودند وبخشی شان ، پیشانی شان به جهت به قول خودشان عبادت خدا ، پینه بسته بود. نماز شب هم می خواندند.!!! شمر نماز شب می خواند . عمر سعد قرآن می خواند ، نماز می خواند. آیا آنها( با این اوصافی که داشتند) نورانی بودند؟ نه !

عجب!، آنها قرآن بلد بودند،  نورانی نبودند؟!!! آنها نماز شب می خواندند، نورانی نبودند؟!!! آنها می گفتند ما پیغمبر را قبول داریم ، نورانی نبودند ؟!!!  نه ! آنها نورانی نبودند.!!! آنها تاریک بودند. آنها درظلمت بودند. چرا در ظلمت بودند؟! برای اینکه از طاغوت پیروی می کردند، برای اینکه از طغیانگران پیروی می کردند نه از امام حسین ع .  خوب ، امام حسین ع در مقابل چنین گروهی قرار گرفت تا بتواند اسلام را نجات بدهد. خیلی سخت است . شما عزیزان می دانید که ما اگر در مقابل یک کافرقرار بگیریم ، یک کافر حربی ، یک کافری که به جنگی ما میاد ، ما راحت تر می جنگیم . راحت تر افراد رو بسیج می کنیم. می گوییم آقا اینها کفارند ، نه قرآن مارا قبول دارند ونه پیغمبر ما رو قبول دارند ونه اسلام رو قبول دارند ونه دین ما رو قبول دارند ونه هیچ چیز دیگر. خوب مردم هم میاند وکمک وحمایت می کنند.  مردم هم میگن  خوب  یه هم چی افرادی اومدند در مقابل ما ودین واسلام ما ، آن  وقت راحت بسیج میشند وبالأخره یا پیروز ویا شکست می خورند. اما متأسفانه در کربلا حادثه ای رخ داد وهمینطور هم  شبیه آن نسبت به امیر المؤمنین ع (وامام حسن ع  وائمه دیگر) ، در کربلا حادثه ای رخ می دهد که یک طرف امام حسین واصحابشان است ویک طرف عمر سعد وافرادش که رئیسشان یزید وبعد ابن زیاد است. (لعنة الله علیهم اجمعین) شما می بینید که این طرف نماز می خواند وآن طرف هم نماز می خواند. این طرف قاری قرآن دارد وآن طرف هم قاری قرآن دارد . این طرف ذکر خدا وآن طرف هم ذکر خدا ، پس فرقشان چیه؟!!! فرقشان این است که این طرف نور است وآن طرف ظلمت وتاریکی. این طرف روشنایی  ونور است چون امام رو دارند ،  امام حسین علیه السلام رو دارند. چون شاخصشان ، رهبرشان و ولیّ شان که  امام حسین ع است ، نور است  واین نور امام به همه سرایت می کند وهمه نورانی می شوند. آن طرف چی؟  آن طرف یزید است. ابن زیاد است. عمر سعد است. آنها طاغوتند وتاریکند لذا در ظلمتند وهمه پیروانشان نیز در ظلمتند ولو قرآن بخوانند ، ولو قرآن داشته باشند . ولو تسبیح داشته باشند. یکی از مظلومیت های امام حسین علیه السلام این است که مواجه شده با کسانی که  به حسب ظاهرمسلمان هستند.  امام حسین علیه السلام چه کُنَه با اینها؟ باید بجنگد در مقابل اینها. باید قیام کند در مقابل اینها.  باید مقاومت کند در برابر اینها تا ثابت کند حفظ اسلام را ، تا ثابت کند دین اسلام را ، تا ثابت کند شعائر الهی را .  شما عزیزان الآن چون پای منبرها همیشه صحبت های خوب میشه ، راحتید. (مشکلی بوجود نمیاد). از اول انقلاب تاحال برنامه ها (در مساجد وحسینیه ها وتکایا و...) برنامه های دینی است  ، افراد میاند بالای منبر ، سلام وصلوات برپیغمبر وآلش میدند وبعد هم از کلام خدا واز اهل بیت برای مستمعین سخنرانی می کنند. اما در زمان امام حسین ع ، خودِ همان مسلمانان مشاهده میکنند که افرادی میاند بالای منبر و اول  سلام میدند بربه قول خودشان خلیفه مسلمین یزید.  سلام میدند برمعاویه (علیهما الهاویة) ولعن می کنند برامیرالمؤمنین علی علیه السلام . الآن هم اگرخدای ناکرده یک روحانی ، یک حاج آقا بالای منبر توهین کند به خدا ، به پیغمبر ص شما چطور موضع می گیرید؟!! یکی بیاد بالای منبر وبگه درود برصدام (اسغفرالله) ، درود برشاه (لعنة الله علیهما)شما چطور موضع می گیرید؟!! مردم وملت مسلمان چطور موضع می گیرند؟!! اگر آگاه باشید برخورد می کنید. اگر آگاه باشند برخورد می کنند.. ما داشتیم  ودیدیم بعضی مجالس ، افرادی که فاسد بودند، عده ای از افراد می آمدند بالای منبر ونام آنها را  (به نیکی وخوبی و...) می بردند.{ در قبل از انقلاب عده ای ازافراد نادان وفریب خورده وعده ای ازافراد صاحب نِعال ونعلین  وظاهرا موجه دینی می گفتند شاه (محمدرضاشاه خائن وخبیث وملعون) مسلمان است؟!!!...}  ولی خوشبختانه یک عده ای  در برابر آنها عکس العمل نشان می دادند وبرخورد می کردند واین البته نشانه بیداری است. اگر مردم بیدار باشند ، علماء وبزرگان خیلی غصه دین رو ندارند. بالأخره می دانند که مردم بیدارند ومسائل گفته میشه و مردم هم آگاه میشند. اما اگر خدای ناکرده مردم بیدار نباشند ، مردم حواسشان جمع نباشه ، یک عده ای افراد فاسد ومنحرف ولو در لباس مقدس میاند وچیزهایی به خورد ملت میدند ، به خورد انسان ها، مسلمان ها میدند وبعد مردم ومسلمان ها باور می کنند که اسلام این است که اینها می گویند. در زمان معاویه ، در زمان یزید هم چنین شد. متأسفانه طوری اسلام رو بیان می کردند که گویا آنها برحقند ومسلمانان باور کرده بودند که اسلام یعنی آنچه که معاویه میگه.  اسلام یعنی آن چیزی که یزید میگه. اسلام یعنی آنچه که ابن زیاد میگه .(لعنة الله علیهم اجمعین)  (مردم آن زمان وچه بسا این زمان ، ائمه معصومین علیهم السلام را که جانشینان برحق پیغمبرند ومنصوب  ومؤیِد از طرف خدا هستند ، به عنوان امامان وجانشینان پیغمبر اکرم ص قبول نداشتند وندارند وهمین سبب گمراهی وضلالت وعقب ماندگی  ونزاع واختلاف وهلاکت مردم ومسلمانان وامت اسلامی شد) امام حسین علیه السلام با قیام خود ثابت می کند که نه ، اینطور نیست. (این اسلامی که معاویه ویزید وابن زیاد وعمرسعد وامثال آنها معرفی می کنند ، اسلام واقعی وحقیقی ونبوی ص نیست. اسلام یزیدی غیر از اسلام محمدی صلی الله علیه وآله وسلّم است . اسلام آمریکایی غیر ازاسلام ناب محمدی ص است) امام حسین ع با قیام خود وبا روشنگری هایش ثابت می کند که اینها از مسیر اسلام خارج شدند  منتها اثبات این مطلب واین کارِ بااهمیت  برای مردم آن زمان کار آسانی نبود . عزیزان: شما  حساب بکنید در زمان شاه که خفقان حاکم بود آیا همه می توانستند  مثل امام خمینی ره  شعار بَدند ، مثل امام سخنرانی کنند ومثل امام حرف بزنند؟!! من هم الآن که دارم با شما صحبت می کنم این جور نیست که اگر یک صحنه سختی باشد ، یک حاکم جائر حاکم باشه  من بتوانم به راحتی صحبت بکنم مگر اینکه خدا کمک کند. انصافا کار آسانی نیست. امام حسین علیه السلام در مقابل یزیدی که خلافت بربسیاری از کشورها دارد وبه قول خودش خلیفه مسلمین است ، می خواهد در مقابل یک چنین خلیفه ای (که فساد وطغیانگری علنی کرده  وانحراف وبدنامی در دین ایجاد کرده ) قیام کند وبگوید که این خلیفه مسلمین نیست ، این فاسد است ، این شراب خوار است ، این اصلا از دین پیغمبر ص خارج است . امام حسین علیه السلام با حرکت خودش می خواهد ثابت کند که یزید وامثال او اصلا مسلمان نیستند ودین ندارند. خوب ، معلوم است  که وقتی چنین قیامی صورت گیرد ویک چنین حرکتی انجام بگیرد آنها ساکت نمی مانند. الآن هم همینطور است .یعنی ما وظیفه مان این است که قضیه عاشوراء رو به صورت تطبیقی در ذهن و وجودمان داشته باشیم نه اینکه یک تاریخی بود وگذشت وهرسال نقل ماجرا و ماوقع کنیم ودرسی از آن نگیریم. الآن هم همینطور است. الآن هم که فردا 13 آبان است هر فشاری که به ما میاد به خاطر اسلام است. هر مشکلی که دشمنان اسلام برای ما ایجاد می کنند به خاطر اسلام و عشق به قرآن واهل بیت علیهم السلام است. امام خمینی ره برای خدا وبرای دین خدا قیام کرد وملت از او پیروی کردند وازهمان لحظه قیام تا الآن فشارها هست. حبس وتهدید وزجر وکشتن وتبعید ، همه اینها هست. فشارهای اقتصادی وتحریم اقتصادی هست. این نقشه ها هم تمام نمیشه. مادامی که ما مسلمان ها بصیرت داشته باشیم ، ما مسلمان ها  تو صحنه باشیم ، ما مسلمان ها عشق به اسلام داشته باشیم این دشمنی ها هست . این مقابله ها وتعارض ها هست. عَلی ایِّ حال امام حسین علیه السلام(من کم کم جمع بندی کنم وبیشتر از این مصدع نشم) امام حسین علیه السلام فریاد می کشد برهمان مسلمانانی که در آن زمان شاهد انحرافات وفسادهای دستگاه یزیدی بودند. آیا آنها باید بسازند با حُکّامشان ؟ امام حسین ع فریاد میکشد (که هرکس اوضاع دستگاه یزیدی را درهر زمان مشاهده کند نباید ساکت باشد.)  خوب ،  یزید علیه اللعنه  بیکار نماند.  عرض کردم که امام حسین ع در یک طرف وطرف دیگر ادعای مسلمانی. سؤال این است که آنهایی که آمدند به جنگ امام حسین علیه السلام  اینها چه گروه هایی بودند؟ این هم سؤالی است که توجه به آن لازم است. کلّیتش این است که اینها مسلمانند ولی اینها گروه های مختلف بودند. بعضی از اینهایی که در مقابل امام حسین ع آمدند ، ریاست طلب بودند. مثل عمر سعد که ریاست طلب وعاشق مُلک ری  بود. امام حسین ع رو می شناسه. جدّش رو می شناسه . پدرش رو می شناسه. مادرش رو می شناسه. همه شجره مقدسه اورا می داند ولی بااین حال به خاطر جاه ومقام وریاست آمد در مقابل امام حسین ماند ( وهمه نصایح وخیرخواهی های امام حسین ع را نادیده گرفت و درردیف اشقیاء وملعونین  تاریخ قرار گرفت. )الآن هم همینطور است. اگر ریاست طلبی در کسی غالب شود خیلی چیزها رو نادیده می گیره . حُبّ الشیئ یُعمِی  ویُصِمُّ . یعنی محبت یک شیئی باعث می شود که انسان حقیقت رونبیند ونفهمد ودرست درک نکند.(در فتنه سال 1388 سران فتنه به جهت هواهای نفسانی وبه جهت حب جاه ومقام وشهرت ومانند آنها طغیانگری در مقابل ولی فقیه زمان حضرت آیت الله خامنه ای کردند و خسارت های جبران ناپذیری به نظام مقدس جمهوری اسلامی ومردم وملت وکشور و.. واردکردند ومتأسفانه هنوز هم آدم نشدند وتوبه نکردند وبه پیشگاه ملت ورهبرعزیز وصالح وشایسته ما عذرخواهی نکردند .آنها روی به دشمنان قسم خورده انقلاب ونظام جمهوری اسلامی ایران آوردند وپشت به رهبر عزیز وملت ونظام کردند وبه خیال خام خود می خواستند طرحی نو دراندازند وتا مرز سقوط نظام الهی ایران پیش رفتند ولی با هوشیاری ملت عزیز ایران وروشنگری های بی نظیر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای وبیداری انقلابیون وفادار به رهبری، عوامل وسران فتنه  وصحنه گردانان پیدا و پنهان آنها  در رسیدن به اهداف شومشان ناکام ماندند وبا کمال تأسف عده ای از  خواص که سوابق فی الجمله مثبتی هم داشتند در این امتحان بزرگ مردود شدند واز دل وجان همراه رهبرعزیزنبودند وشاید الآن هم نباشند وملت شریف ایران وتوده ملت در این امتحان سربلند شدند.) پس یک بخش از افرادی که آمدند در کربلا درمقابل امام وامام حسین ع ماندند ، اینها کسانی بودند که ریاست طلب بودند. گروه دوم از افرادی که آمدند و در مقابل امام حسین ع ماندند ، اینها دنیا طلب بودند. البته کسی که ریاست طلب است درون آن دنیا طلبی هم وجود دارد. این گروه دوم دنیا طلب بودند نه ریاست طلب. هدفشان این بود که لقمه نانی وچیزی گیرشان بیاد.( اینها کسانی بودند که درروایت آمده است: هَمُّهُم عَلَفُهُم. تمام همتشان آخور وعلف است.) گروه سوم که آمدند در مقابل امام حسین ع گروهی بودند که جاهل ونادان بودند وآگاه از مسائل نبودند. دنیا طلب وریاست طلب هم نبودند ولی جوّ تبلیغاتی طوری بود که اینها باور کرده بودند که امام حسین واهلبیتش علیهم السلام مسلمان نبودند. وباور کرده بودند که آنها خارجی هستند.(یعنی مسلمان نیستند واز دین خارجند) حتی اُسراء اهلبیت که سرپرستی شان با عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها بود وقتی وارد کوفه شدند، از طرف دستگاه حکومت اُموی اعلام کردند وگفتند که ما خارجی ها را می آوریم ومتأسفانه مردم باورکرده بودند. اگرسخنرانی های افشاگرانه وقاطع وکوبنده حضرت سُکَینه  (س ) وحضرت امام سجاد (ع) وحضرت زینب (س) نبود واقعا این باور ادامه پیدا می کرد. بعدا متوجه شدند که اینها خارجی نیستند بلکه مسلمانند وفرزندان پیغمبرند. (وقتی قضیه را فهمیدند مردان وزنان کوفه به گریه وزاری وشیون پرداختند وبه خود صدمه ولطمه زدندکه چرا با آل الله چنین رفتاری شد وچرا با فرزندان پیغمبر چنین کردند؟ )عَلی ایّ حال گروه اوّلی که آمدند در مقابل امام حسین ع در کربلا،  ریاست طلب ها بودند وگروه دوم دنیا طلب ها بودند وگروه سوم آدم های جاهل ونادان بودند که تحت تأثیر تبلیغات سوء قرار گرفتند.( به فرمایش حضرت امیرالمؤمنین ع در نهج البلاغه  اینها هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ بودند .حشرات ریزی که به هر طرف پراکنده می شوند وثبات رأی وعقیده ندارند . نهج البلاغه فیض الأسلام حکمت 139)  الآن هم همینطور است .  الآن هم اگر تبلیغات سوء زیاد بشه که آخوندها دارند می خورند ، آخوندها چنین وچنانند ، علامه مصباح چنین است. فلان وبهمان.  اگر تبلیغات زیاد بشه همین ماها هم باور می کنیم. شما عزیزان پای منبر علماء می نشینید لذا هوشیار هستید ، بیدار هستید. من در یک سفری که رفته بودم برای  سیستان وبلوچستان جهت تبلیغات ، عده ای در آنجا می گفتند که ما شنیدیم که کارخانه وشرکت قند وشکر دست علامه مصباح یزدی  است . آن زمان قند وشکر گران شده بود. ما نشستیم وبه آن چند نفر گفتیم  آقا اینطور نیست. علامه مصباح مؤسسه دارد ، کارهاش ، کارهای علمی ، تحقیقاتی است. اصلا ایشان وقت نمی کند که بیاد کارخانه قند وشکر رو در اختیار بگیرد تا به قول شما قیمت قند وشکر بالا وپایین بشه ؟!!! الآن برای شما این مطلب یک چیزی است که شما می خندید ومَضحَکَه و خنده آور است ولی آنها باور کرده بودند. عرض کردم که اگر تبلیغات سوء وسیع بشه من وشما هم ممکن است باور کنیم که شهید بهشتی آقا میلیاردها تو خارج دارد. چرا امام فرمود که شهادت شهید بهشتی در مقابل مظلومیت او کم است ومظلومیتش بالاتر از شهادتش است؟!!  این به خاطر همین چیزی است که عرض کردم. آنقدر تبلیغات علیه شهید بهشتی درست کرده بودند که شهید بهشتی رو به قول آن زمان  خارجی معرفی کرده بودند. می گفتند او انگلیسی است. عامل انگلستان است . می گفتند او در واقع از طرف انگلیس حمایت میشه؟!!!  عده ای باور کرده بودند حتی کار به جایی پیش رفت که او را به شهادت رساندند ( وبه مقام سیّدالشهدای انقلاب اسلامی مفتخر گشت. همین تبلیغات سوء درباره علامه شهید مطهری وبسیاری از بزرگان علمی وانقلابی ما صورت گرفت.) عزیزان: صحنه کربلا برای همه ما عبرت است. آنهایی که در کربلا حضورپیدا کردند عده ای شهرت طلب و ریاست طلب بودند. عده ای دنیا طلب بودند. عده ای جاهل ونادان بودند که تحت تأثیر تبلیغات قرار گرفتند. تبلیغات نه زور. چهارم گروهی که در کربلا مقابل امام حسین  ع قرار گرفتند  کسانی بودند که به جهت تهدید وارعاب از سوی ابن زیاد به کربلا آمده بودند  ، آنها هم نادان بودند اما با تهدید  وزور به میدان آمدند تا با امام حسین ع بجنگند واگر قبول نمی کردند بالأخره با آنها برخورد می شد. ( گروه پنجم که در کربلا به جنگ امام حسین علیه السلام آمدند کسانی بودند که در خطاب به امام حسین ع گفتند ما به جهت بغض وکینه وعداوتی که با پدرت  علی ع داریم با تو می جنگیم تا انتقام کشته شدگان از اجداد وآباء خود را که در جنک بدر واُحُد وحُنَین  که به دست علی ع کشته شده اند از تو وفرزندانت بگیریم ،  بُغضا لِأبیک . گروه ششم که به جنگ امام حسین ع در کربلا آمدند ، منافقین بودند.  منافقین در زمان رسوالله ص بودند ، در زمان امیرالمؤمنین ع حضور گسترده داشتند که معاویه وکسانی که اورابرگرده مسلمین سوار کردند سرکرده تبهکاران ومنافقین بودند. درزمان امام حسن مجتبی ع بودند. در زمان امام حسین ع هم بودند. گروه هشتم هم باقیمانده های خوارج بودند ...) امام حسین علیه السلام بایک چنین افرادی مواجه بود. اما همانطور که در ابتدای سخنرانی بیان شد امام حسین ع واهل بیت پیغمبر علیهم السلام نور هستند وهرگز نورشان خاموش نخواهد شد. :  یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ  مى‏خواهند نور خدا را با دهن‏هاى خود خاموش کنند (دعوت پیامبر و دین و کتاب او را به تکذیب و افترا  و...باطل نمایند) حال آنکه خدا تمام کننده نور خویش است هر چند کافران را خوش نیاید. سوره اَلصّفّ آیه 8.

 

ذکر مصیبت کوتاه

السلام علی الحسین وعلی علیِّ بن الحسین وعلی اولادالحسین وعلی اصحاب الحسین  (علیهم السلام)

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟

وین چه شمعی است که جان ها همه پروانه اوست؟

هرکجا می نگرم جلوه مستانه اوست

این چه نوری است که اندردل هر شیعه ی اوست.

 

هرکسی میل سوی کرب وبلایش دارد

من ندانم که چه سرّی است که در خانه اوست

 

چند دعا

خدایا عاقبت مارا ختم به خیر بفرما

بلا وبلیات از همه ما دور بفرما

خدایا حوائج مشروعه مارا برآورده به خیر بفرما

خدمت گذاران اسلام وقرآن ونظام جمهوری اسلامی ایران را در پناهت حفط فرما

شر اشرار واستکبار به خودشان برگردان

نظام جمهوری اسلامی ایران را از بلایا وفتنه ها ی داخلی وخارجی حفظ فرما

رهبر عزیزما حضرت آیت الله خامنه ای در پناهت حفظ فرما

شهدای انقلاب اسلامی وجنگ تحمیلی وشهدای راه اسلام را با شهدای کربلای امام حسین ع محشور فرما

روح بلند حضرت امام خمینی  شاد فرما

علماء ومراجع عزیز ما را حفظ فرما وآنهایی که رحلت کرده اند  روحشان را شاد فرما

حوزه های علمیه ما را از آسیب ها حفظ فرما

دانشوران ودانشجویان واساتید ما را از فتنه ها وآسیب ها  وگزند حوادث حفظ فرما

جوانان وفرزندان عزیزما را در خط اسلام وقرآن واهلبیت علیهم اسلام حفظ فرما

ازدواج جوانان عزیز ما را آسان بفرما

ظهور حضرت بقیة الله الأعظم  امام زمان  حجت ابن الحسن العسکری تعجیل بفرما

 

 

***منظور از نور در آیه نور (آیه 35 از سوره نور)چیست؟


***اهل بیت (ع) در کدام اربعین به کربلا آمدند؟


* تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان+قسمت دوم+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+کلیک


*تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد 13.علامه طباطبایی+با ترجمه و شرح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+قسمت اول+پایگاه اندیشوران حوزه+کلیک


*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+قسمت اول+با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+کلیک کنید

 

 

 





درباره : حکیم عسکری ,درباره اهل بیت علیهم السلام ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام وامام زادگان ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : سخنرانی آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم در شب عاشورای حسینی ع+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , سخنرانی آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم در شب عاشورای حسینی(علیه السلام) درمسجد امام موسای کاظم ع قم در پردیسا� , مسجد امام موسی کاظم(ع) در شهرپردیسان قم، فلکه شهرداری، انتهای بلوار ابوطالب واقع شده است. , قم , پردیسان قم , مسجد , امام موسی کاظم ع , حسین ع , استادسعادت میرقدیم لاهیجی , سخنرانی , شب عاشورا , محرم سال 1393 ,


نوشته شده در چهارشنبه 14 آبان 1393 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 541 |

عناوين آخرين مطالب ارسالي
ارزش و اهمیت مساوات در اسلام +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
با شهيد و شهداء حسّ رفاقت دارم+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
آمادگي شهادت کمتر از خود شهادت نيست+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
اَلأِنسانُ ، اَعنِي : اَلکامِلَ ، اَصلُُ «فِي عالَمِ الخَلقَةِ»+انسان کامل+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسک
شرح ما وقع اختلافات و معارضات بعد از رحلت حضرت آیت الله محمدجواد انصاری همدانی به نقل از کتاب روح مُجرَّد از مرحوم علامه سید محمد حسین حسینی
مبعث و رسالت از دیدگاه علّامه شهید مطهرّی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
ازانجام کارخیر دلسرد مشو+حدیث از علی ع با توضیح کوتاه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی
بیانات مهمِّ مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در حَرَم رَضَوی در اول فروردین سال 1398.+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
بررسی دیدگاه مرحوم آشتیانی در رابطه با لام اراده+آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
اهمیت کتاب«عَبَقاتُ الأَنوار میرحامد حسیین»اززبان آیت الله سیدمحمدجواد علوی بروجردی «نوه» مرحوم آيت الله سيد حسين طباطبايي بروجردي+سایت
درس خارج فقه تربیتی آیت الله علیرضا اعرافی+مدیر حوزه های علمیه+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
صدای ملت رو بشنوید+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
آیاغاراصحاب کهف به سمت قطب شمال بوده یاسمت جنوب؟!!+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی
علم حضوري و حصولي+(نويسندگان:دکترمحمدزمان رستمی +طاهره آل بويه)+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
كيفيّت‌ ارتباط‌ عالم‌ برزخ‌ با عالم‌ طبع‌ و قبر+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
یک آیه در روز+ وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَی الْكَهْفِ ..+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی ل
فرق نسخ و انساء (تفاوت نسخ و انسا)+دکتر سید مهدی مصطفوی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
چگونه حدیث بخوانیم؟+حجت الاسلام والمسلمین مهدی غلامعلی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
شماحق ترک منبر را نداری ! +توصیه حضرت آیت الله میلانی به استاد انصاریان+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
هیچگاه آرزوی پلیددشمنان اسلام...محقق وتعبیرنخواهدشد+22بهمن مبارک+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
تفسیر سوره کهف توسط آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
نوشتارهای تخریبی و تنگ نظرانه سایت به اصطلاح رنگ ایمان بر ضدّ حضرت آیت الله زین العابدین قربانی لاهیجی گیلانی+سایت حکیم زین العابدین عسکری
در باره دهه فجر +سخنان گهربار امام خميني و امام خامنه اي+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
پرهیز از دنیا گرایی+بیانات حضرت آیت الله امام خامنه ای+بیانات در آغاز درس خارج فقه‌+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+استادسیدا
تبیین اقسام ثلاثه علم الهی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی

.: Weblog Themes By Music-Day.Info :.

::

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
عضویت سریع


قوانین سایت

کد امنیتی :
مطالب پر بازدید
حکمت چیست؟ بازدید : 1059
قضا وقدر بازدید : 629
نظر سنجی
امکانات وب
حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی

RSS


POWERED BY
rozblog.COM

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح قالب

موزیک روز

جدیدترین مطالب روز دنیا