close
تبلیغات در اینترنت
حوزه

حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی
قالب وبلاگ
درباره وبلاگ

حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی
ورود کاربران

ورود به سایت

نام کاربری:
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
موضوعات وبلاگ
حکیم عسکری -
وجدان چیست ؟ انواع وجدان -
">مجموعه مقالات وگفتمان های اقتصادی وبانکداری اسلامی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+بانظارت استادسعادت میرق -
آمار سایت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازدیدهای امروز : 114 نفر
بازدیدهای دیروز : 52 نفر
كل بازدیدها : 58419 نفر
بازدید این ماه : 166 نفر
بازدید ماه قبل : 166 نفر
نظرات : 2
كل مطالب : 300 عدد
تعداد اعضا : 811 نفر
امروز : شنبه 02 تیر 1397
جستجوی مطالب

Google
hakim-askari.rozblog.com

نتیجه تصویری برای ری شهری

***نسیم معرفت***

 

 

 

** مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین محمد محمدی ری شهری - پرتال

 

 

* لطفاً بفرمایید حضرت امام قبل از دورۀ قیام چه نظرهایی در مورد روحانیت داشتند؟

 

 بسم الله الرحمن الرحیم. برخلاف پندار کسانی که مسئولیت روحانیت را در گذشته منحصر به تحصیل، تحقیق، تبیلغ و فتوا می دانستند، امام روحانیت را امانت داران اسلام و احکام الهی می دانستند و بر این باور بودن که روحانیت باید برای حفظ احکام الهی و اجرای و پیاده کردن آن در جامعه برنامه ریزی کند.

 

ایشان در سال 1350 خطاب به جمعی از روحانیون می فرمایند: «این طور نیست که تنها وظیفۀ شما تحصیل مشتی الفاظ و مفاهیم باشد بلکه حفظ اسلام و احکام اسلام است که به شما سپرده شده و شما امین وحی الهی هستید».

 

انبیای الهی و امامان معصوم امانت داران اصلی احکام الهی هستند، در زیارت جامعۀ کبیره، اهل بیت(ع) با عنوان «امناء الرحمن»  مخاطب قرار می گیرند. امام(ره) در زمان غیبت ولی عصر(عج) همین شأن را برای روحانیت قائل است.

 

این دیدگاه در واقع زمینه ساز نظام اسلامی بر مبنای ولایت فقیه و ورود روحانیت در مسائل سیاسی و حکومتی است. حفظ اسلام و احکام الهی بدون قدرت حکومتی امکان پذیر نیست.

 

امام در شرایطی که هیچ کس باور نمی کرد روحانیت با حمایت مردم بتواند حکومتِ ستم شاهی را ساقط کند و جمهوری اسلامی را تحقق دهد، در یک سخن رانی تاریخی در تبعیدگاهش نجف ـ که بعدها با نام ولایت فقیه چاپ و منتشر شد ـ خطاب به جامعۀ روحانیت می فرماید: «مأیوس نباشید، خیال نکنید این امر ـ حکومت اسلامی ـ نشدنی است ـ خدا می داند که لیاقت و عُرضۀ شما کم تر از دیگران نیست، اگر عُرضه، ظلم و آدم کشی باشد که البته ما ندرایم. آن مردک (یکی از مقامات دولتی رژیم سابق) وقتی که آمد (در زندان) پیش من... گفت: «سیاست عبارت است از بدذاتی، دروغ گویی و... خلاصه پدرسوختگی است و این را بگذارید برای ما!» راست هم می گفت، اگر سیاست از این ها است مخصوص آن ها می باشد، اسلام که سیاست دارد، مسلمانان که دارای سیاست می باشند، ائمه هدی(ع) که «ساسة العباد» هستند غیر این معنایی است که او می گوید، او می خواست ما را اغفال کند.... این ها از اول در ذهن شما وارد کردند که سیاست به معنای دروغ گویی و امثال آن می باشد تا شما را از امور مملکتی منصرف کنند و آن ها مشغول کار خودشان باشند.»

 

امّا آیا از دیدگاه امام روحانیون یعنی همۀ کسانی که در جامعه به عنوان روحانی شناخته می شوند، به طور مطلق از عهدۀ این مهم یعنی امانت داری احکام الهی بر می آیند بی تردید پاسخ منفی است.

 

اصناف روحانیون از دیدگاه امام: با مراجعه به سخنان امام دربارۀ روحانیت ملاحظه خواهیم کرد که از دیدگاه ایشان کسانی که در جامعه به عنوان روحانی شناخته می شوند به چهار دسته تقسیم می گردند:

 

دستۀ اول: روحانیون وابسته به نظام های طاغوتی که امام از آن ها به آخوندهای درباری و وعاظ السلاطین تعبیر می فرمایند.

 

دستۀ دوم: روحانیون فاقد بینش صحیح اسلامی هستند و به دلیل تعصب و خود بزرگ بینی با هر نوع حرکت اصلاحیِ نو در جهت پیش برد جامعه مخالفت می کنند که امام آن ها را روحانیون متحجّر می نامد و بیش ترین گله را امام از این ها دارد.

 

دستۀ سوم: روحانیون بی تفاوت که هیچ گونه مسئولیتی در ارتباط با مسائل اصلی و ریشه ای اسلام در خود احساس نمی کنند.

 

دستۀ چهارم: روحانیت اصیل و پیش رو. امام این دسته را وارث انبیای الهی و امانت داران احکام اسلام می دانست و با کمک همین قشر از روحانیت انقلاب اسلامی را به ثمر رساند.

 

خطر روحانیون وابسته و متحجّر: امام به همان میزان که از روحانیت اصیل و پیش رو دفاع می کرد، با روحانیون وابسته و متحجّر مخالفت بود و آن ها را برای اسلام و اهداف انقلاب اسلامی خطرناک می دانست. ایشان در پیامی که در تاریخ 3 / 12 / 1362 خطاب به روحانیون سراسر کشور، مراجع بزرگوار و مدرسین حوزه های علمیه داشتند، پس از تبیین جایگاه و نقش عظیم روحانیت می فرماید: «البته این بدان معنا نیست که ما از همۀ روحانیون دفاع می کنیم، چرا که روحانیون وابسته و مقدس نما و تحجّرگرا هم کم نبودند و نیستند. در حوزه های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند. امروز عده ای با ژست های تقدس مأبی چنان تیشه به ریشۀ دین و انقلاب و نظام می زنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند. خطر تحجّرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه های علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظه ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند. این ها مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول الله. آیا در مقابل این افعی ها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود.» از نظر امام تعداد این دسته از روحانیون نه تنها اندک نبوده، بلکه بعد از انقلاب نیز قشر قابل توجهی از روحانیت را تشکل می دادند. تحلیل امام این است که: «وقتی استکبار از نابودی مطلق روحانیت مأیوس شد دو راه برای ضربه زدن انتخاب کرد: یکی راه ارعاب و زور و دیگری راه خدعه و نفوذ. در قرن معاصر وقتی حربۀ تحدید و ارعاب کارگر نشد، راه های نفوذ را تقویت کرد؛ اولین و مهم ترین حرکت، القای شعار جدایی دین از سیاست است که متأسفانه این حربه در حوزه و روحانیت تا اندازه ای کارگرد شد تا جایی که دخالت در سیاست دونِ شأنِ فقیه و ورود در معرکۀ سیاسیون تهمت وابستگی به اجانب را به همراه می آورد.»

 

در این جا امام این قشر از روحانیت قبل از انقلاب را چنین توصیف می کند:

 

«خون دلی که پدر پیرتان از این دستۀ متحجّر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است. وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان، غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست و حکومت دخالت نماید، حکاقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد. به زعم بعضی افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سر و پای وجودش ببارد و الاّ آدم سیاسی و روحانی کاردان و زیرک، کاسه ای زیر نیم کاسه داشت! و این از مسائل رایج حوزه ها بود.»

 

به نظر من، این دقیق ترین تصویری است که امام از روحانیت قبل از نهضت ارائه می دهد در ادامه می فرماید: «یاد گرفتن زبان خارجی کفر، و فلسفه و عرفان گناه و شرک به شمار می رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم مرحوم مصطفی از کوزه ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه می گفتم. تردیدی ندارم که اگر همین روند ادامه می یافت وضع روحانیت و حوزه ها، وضع کلیساهای قرون وسطی می شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منّت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه ها را حفظ نمود.»

 

در ادامه امام بر این نکته تأکید دارند که: «آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگری نخورده است! و نمونۀ بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین(ع) است که در تاریخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه ها را بیش از این تلخ نکنم، ولی طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه هم چنان باز است و شیوۀ مقدس مأبی و دین فروشی عوض شده است. شکست خوردگان دیروز سیاست بازان امروز شده اند. آن ها که به خود اجازه ورود در امور سیاسی را نمی دادند پشتیبان کسانی شده اند که تا براندازی نظام و کودتا جلو رفته اند و غائله قم و تبریز با هماهنگی چپی ها و سلطنت طلبان و تجزیه طلبان کردستان تنها یک نمونه است که می توانیم ابراز کنیم[1] که در آن حادثه ناکام شدند ولی دست برنداشتند و از کودتای نوژه سر درآورند. باز خدا رسوایشان ساخت.»

 

ویژگی های روحانیت اصیل و پیش رو: ملاحظه دقیق سخنان نشان می دهد که ایشان برای روحانیت اصیل و پیش رو چند ویژگی قائل بود که حوزه های علمیه برای تربیت روحانیونی با این ویژگی ها برنامه ریزی کنند:

 

1 - جامعیت علمی: امام روحانیت را امانت داران اسلام و نگهبانان دین می دانست اما کدام روحانی می تواند از امانت احکام الهی پاسداری کند و برای پیاده کردن آن در جامعه برنامه ریزی کند؟ آیا هر کسی که فقه و اصول و فلسفه و کلام خواند و یا تدریس کرد می تواند پاسدار دین خدا باشد؟

 

پیامبر اسلام(ص) می فرمود: لَا يَقُومُ بِدِينِ اللهِ إِلَّا مَنْ حَاطَهُ مِنْ جَمِيعِ جَوَانِبِهِ  تنها آن کسی می تواند برای حفظ دین خدا قیام کند که از همه سو به آن احاطه داشته باشد.»

 

در حدیثی دیگر آمده: «ان دین الله تعالی لن ینصره الا من حاطه من جمیع جوانبه؛ دین خدا را هرگز یاری نرساند مگر کسی که از همه سو آن را احاطه و نگهبان کند.»

 

امام دربارۀ ضرورت این ویژگی برای روحانیون می فرماید: «این جانب معقتد به فقه سنتی و اجتهاد هستم و تخلف از آن را جایز نمی دانم، اجتهاد به همان سبک صحیح است، ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست» و در ادامه می فرماید: «آشنایی به روش برخورد با حیله ها و تزویرهای فرهنگی حاکم بر جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادی، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان، شناخت سیاست ها و حتی سیاسیون و فرمول های دیکته شده آنان و در کت موقعیت و نقاط قوت و ضعف دو قطب سرمایه داری و کمونیزم که در حقیقت استراتژی حکومت برجهان را ترسیم می کند، از ویژگی های یک مجتهد جامع است.»

 

2 ـ تهذیب نفس: علاوه بر جامعیت علمی یکی دیگر از ویژگی های مهم روحانیت اصیل که امام پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن، مکرر بر آن تأکید دارند تهذیب نفس است، در تاریخ 27 / 9 / 1359 در یک سخن رانی می فرمایند: «باید کوشش بشود در این حوزه های علمیه چه حال و چه بعدها که این ها را مهذّب کنند. در کنار علم فقه و فلسفه و امثال این ها، حوزه های اخلاقی حوزه های تهذیب باشد و حوزه های سلوک الی الله. تا اصلاح نکنید نفوس خودتان را، از خودتان شروع نکنید و خودتان را تهذیب نکنید، شما نمی توانید دیگران را تهذیب کنید.»

 

3 ـ ساده زیستی: یکی دیگر از ویژگی های روحانیت اصیل را امام ساده زیستی می دانست و می فرمود: «زیّ اهل علم خودتان را حفظ کنید. درست مانند علمای گذشته ساده زندگی کنید، در گذشته چه طلبه و چه عالم بزرگ شهر، زندگیشان از حد معمولی مردم پایین تر بود و یا مثل آن ها بود. امروز سعی کنید زندگی تان از زیّ آخوندی تغییر نکند. اگر روزی از نظر زندگی از مردم عادی بالاتر رفتید بدانید که دیر یا زود مطرود می شوید، برای این که مردم می گویند ببینید آن وقت که نداشتند مثل مردم زندگی می کردند امروز که دارند و دستشان می رسد از مردم فاصله گرفته اند.»

 

4 ـ حضور در صحنه مبارزه و خدمت به مردم: از نظر امام روحانی واقعی و متعهد کسی است که در خدمت مردم باشد، و در هر سنگری که حضور او ضروری است حاضر باشد و در این باره این چنین به شهدای جامعه روحانیت افتخار می کند:

 

«خدا را سپاس می گذاریم که از دیوارهای مدرسه فیضیه گرفته تا سلول های مخوف و انفرادی رژیم شاه، و از کوچه و خیابان تا مسجد و محراب امامت جمعه و جماعت، و از دفاتر کار و محل خدمت تا خطوط مقدم جبهه ها و میادین مین، خون پاک شهدای حوزه و روحانیت افق فقاهت را گلگون کرده است.»

 

5 ـ مبارزه با سرمایه داران زالو صفت: امام یکی دیگر از ویژگی های روحانیت اصیل را عزت نفس و نرفتن زیر بار منت سرمایه داران و پول پرستان می دانست و دراین باره می فرمود: «علمای اصیل اسلام هرگز زیر بار سرمایه داران و پول پرستان از خوانین نرفته اند و همواره این شرافت را برای خود حفظ کرده اند و این ظلم فاحشی است که کسی بگوید دست روحانیت اصیل طرف دار اسلام ناب محمدی با سرمایه داران در یک کاسه است و خداوند کسانی را که این گونه تبلیغ کرده یا چنین فکر می کنند، نمی بخشد. روحانیت متعهد، به خون سرمایه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتی نداشته و نخواهد داشت. آن ها با زهد و تقوا و ریاضت درس خوانده اند و پس از کسب مقامات علمی و معنوی نیز به همان شیوه زاهدانه و با فقر و تهی دستی و عدم تعلق به تجملات دنیا زندگی کرده اند و هرگز زیر بار منّت و ذلّت نرفته اند.»

 

امام از روحانیت اصیل با این ویژگی ها دفاع می کرد و در برابر کسانی که اسلام منهای روحانیت را مطرح می کردند سخت می ایستاد و می فرمود: «اسلام منهای روحانیت مثل طب به استثنای طبیب است. این که اسلام را تا این جا رسانده همین طبقه بوده و شما الان موظف هستید که اسلام را با قدرت به نسل های آینده تحویل بدهید.»

 

قبل از خرداد 1342 عده ای می گفتند: روحانیت نیز باید مثل سایر قشرها شغل های مختلف داشته باشند، ظاهراً اولین کسی که این مسئله را مطرح کرد کسروی بود، امام در کتاب «کشف اسرار» با اشاره به این مسئله می فرمایند: «ما اگر بخواهیم دین داری را در میان توده رواج دهیم و با آن خدمت های خیلی برجسته، هم به مردم و هم به کشور بکنیم، باید بگوییم حزب روحانی یک حزب جداگانه است.»

 

* لطفاً درباره ضعف هایی که هنوز در قشری از روحانیت باقی مانده و ممکن است روحانیت اصیل را در انزوا قرار بدهد مقداری صحبت بفرمایید.

 

 ضعف های روحانیت در گذشته را به چند بخش می توان تقسیم کرد:

 

1 ـ مدیریت داخلی حوزه های علمیه؛

 

2 ـ تأمین نیازهای روزافزون فرهنگی جامعه به خصوص نسل جوان؛

 

3 ـ برخورد با نظام های حاکم، و به طور کلی سیاست گریزی؛

 

4 ـ گسستگی از دانشگاه.

 

وقتی به 38 سال پیش که من وارد حوزه شدم برگردیم، ملاحظه خواهیم کرد طلبه هایی که ملاّ می شدند و به درد مردم می خوردند در واقع خودرو بودند؛ یعنی حوزه برای پرورش آن ها برنامه نداشت و با تشخیص خودشان تصمیم می گرفتند که چگونه پرورش پیدا بکنند. گفته می شد: «نظم روحانیت در بی نظمی است» و کم تر حاضر بودند زیر بار نظم بروند، حوزه علمیه برنامه ای مشخص برای رشد معنوی و تهذیب نفس طلاب نداشت. نیازها و انتظارات مردم خیلی فراتر از حاصل کار حوزه بود، افراد اندکی مانند شهید مطهری، شهید بهشتی احساس می کردند که باید حوزه پاسخ گوی نیاز نسل جوان و دانشگاه های امروز باشد، ولی اقدامات آن ها فردی بود و حوزه برنامه ای برای پاسخ گویی به نیازها نداشت، سیاست گریزی و دخالت نکردن در امور سیاسی که در سخنان امام هم اشاره شد یکی دیگر از کاستی های مهم حوزه بود که واقعاً نمی توانست پاسخ گوی نیازهای روز افزون جامعه در این زمینه باشد.

 

پاکسازی و تصفیه حوزه ها: پاکسازی حوزه و روحانیت از عناصر بی تفاوت، متحجر وعّاظ السلاطین، نکته ای بود که امام به آن عنایت داشت و می فرمود: «همان طور که پاکسازی و تصفیه در همه ارگان های دولتی اعم از کشوری و لشکری لازم است، در حوزه ها و دانشگاه ها که همگام با حوزه ها هستند و هردو از ویژگی خاصی برخوردارند، تصفیه و پاکسازی مهم تر است. با تصفیه این دو پایگاه جمهوری اسلامی به رشد و ترقّی خود ادامه می دهد و با انحراف این دو، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی از مسیر خود منحرف می شود.»

 

قبل از انقلاب برای تصفیه کردن روحانیت قدرتی نبود ولیکن بعد از انقلاب باید آن را جزء ره نمودهای عمل نشده امام در حوزه به حساب آورد. و متأسفانه افرادی هم که تصفیه و خلع لباس شده بودند مجدداً در حوزه حضور پیدا کردند.

 

دادگاه ویژه روحانیت: یکی از نکاتی که بعد از انقلاب امام به آن عنایت داشت این بود که دستگاه های اطلاعاتی و قضایی با روحانیون متخلف برخورد کند که دستور تشکیل دادگاه ویژه روحانیت به همین منظور است. سال اول یا دوم وزارت اطلاعات بود که به ایشان عرض کردم: دستگاه قضایی ما در شرایط حاضر از برخورد با برخی روحانی نماها ناتوان است، شما توصیه بفرمایید که شورای عالی قضایی بخش ویژه ای از تشکیلات قضا را به آن اختصاص بدهند.

 

ایشان پذیرفتند و چندبار توصیه کردند ولی انجام نگرفت تا این که مسئله ای راجع به فساد اخلاقی یکی از روحانیون پیش آمد که مقام معظم رهبری (که در آن وقت رئیس جمهور بودند) موضوع را با امام درمیان گذاشتند و تأکید کردند که در این موارد تشکیلات ویژه ای لازم است تا بتواند با این گونه مسائل برخورد جدّی کند. در آن جا امام احساس ضرورت کردند و دادگاه ویژه روحانیت را به وجود آوردند.

 

ایجاد نظم و انضباط در روحانیت: امام با این شعار که «نظم روحانیت در بی نظمی است» مخالف بود و می فرمود: «یکی از امور مهمی که مورد توجّه بزرگان و علمای حوزه علمیه قم بوده است لکن عمل مثبتی درباره آن انجام نگرفته، ایجاد نظم و انضباط در حوزه ها است که لازم است حوزه علمیه قم شروع شود و به طور جدّی و اساسی عمل بشود.»

 

در حال حاضر هرچند گام هایی در این زمینه برداشته شده است، لیکن تا رسیدن به نقطه مطلوب و عملی شدن فرمایش امام، فاصله زیادی داریم.

 

کادرسازی برای نظام: نکته دیگری که امام دربارۀ روحانیت مورد توجه قرار داده اند مسئله کادر سازی برای نظام است. در شرایطی که نظام جمهوری اسلامی نیاز به نیروهای روحانی دارد حوزه باید برای کادر سازی برنامه داشته باشد.

 

امام در این زمینه در تاریخ 18 / 9 / 1360 می فرمایند: «مدرسین حوزه ها، خصوصاً حوزه علمیه قم، فضلای حوزه های قم و مشهد و سایر حوزه ها باید ترتیبی بدهند که این احتیاجی که در سراسر کشور به ملاّ هست، به مبلّغ هست، به قاضی هست این را رفع کنند. افرادی بیایند در حوزه ها و بروند، باید رفت و آمد باشد؛ یک دسته معلم و مدرّس وقتی که آمدند و کار خودشان را انجام دادند خودشان را موظف بدانند که بروند و در بین مردم تبلیغ کنند یک جا متورم نشوند در یک جا، این طور نباشد که یک سری در حوزه به هیچ نحوه فعالیت نداشته باشند و با این وجود بمانند. این به حسب وضع کشور ما مشروع نیست. امروز کسانی که کار خودشان را تمام کردند، تحصیل خودشان را تمام کردند لکن در حوزه ها فعالیت تدریسی و فعالیت های تبلیغی و این ها را ندارند، این ها باید بروند در بلاد دیگر که محتاج هستند، در آن جا ادای وظیفه بکنند.»

 

متأسفانه باید بگوییم که در شرایط فعلی نه حوزه های علیمه و نه هیچ ارگانی این مسئولیت را به عهده نمی گیرد و این یکی از ضعف های جدّی است.

 

تخصصی شدن حوزه: نکته دیگری که امام دربارۀ حوزه ها مطرح کردند مسئله تخصصی شدن حوزه است. ایشان حدود دو ماه پس از پیروزی انقلاب در این باره می فرمایند:

 

«همان طور که قرآن ابعاد گوناگون دارد حسب ابعادی که انسان دارد، علما هم باید ابعاد مختلف داشته باشند در تألیف، حسب ابعادی که اسلام دارد و حسب ابعادی که انسان دارد. البته یک نفر نمی تواند همه این ابعاد را جواب گو باشد لکن یک حوزه مرکب از ده هزار نفر یا حوزه های مرکب از مثلاً سی هزار نفر، این ها می توانند دسته دسته باشند و هر دسته یک بُعدی را اداره بکند، یکی جهات عقلی را و یکی جهات سیاسی را، یکی جهات این هایی که همه در اسلام است. همه این جهات در اسلام است و باید حوزه ها آن طور باشند.»

 

در زمینه تخصصی شدن حوزه حرکت هایی شروع شده است اما ما تا نقطه مطلوب فاصله داریم.

 

پیوند حوزه و دانشگاه: نکته دیگر مسئله پیوند حوزه و دانشگاه است که امام فوق العاده نسبت به آن حساس بودند و در توصیه های مختلف این مسئله را مطرح می کردند که به یک نمونه از آن اشاره می کنیم:

 

«باید توجه داشته باشیم، باید دانشگاه ها و مدارس و همه جا توجه داشته باشند، دانشگاه پیوند خودش را با فیضیه محکم کند و فیضیه پیوستگی خودش را با دانشگاه. شما دو قشری هستید که اگر شما اصلاح بشوید، اصلاح می شود ملت ها و اگر خدای نکرده، خدای نخواسته، شما اصلاح نشوید، یا منزوی بشوید، مملکت تان و کسانی که می توانند در مملکت کاری بکنند منزوی خواهند شد، و قدرت هایی که منابع خودشان را از دست داده اند به میدان می آیند و یک حکومت وجیه الملّه می آورند روی کار.»

 

برای این ره نمود امام هم برنامه ریزی لازم نشده است و متأسفانه روز به روز فاصله حوزه و دانشگاه بیش تر می شود. باید به دور از شعار، برای تحقق ره نمود امام حوزه راه عملی پیدا کند.

 

* به نظر شما امام برای جبران این ضعف ها، در چه مواردی تأثیر گذاشتند؟

 

 امام در همه عرصه هایی که نیاز به تأثیرگذاری در روحانیت بود کم و بیش تأثیر داشتند اما مهم ترین اثری که امام در حوزه های علمیه بلکه در جهان اسلام داشت در عرصه سیاسی یعنی جا افتادن نظریه حکومت اسلامی بود، از طریق این نظریه بود، دیانت با سیاست در جهان اسلام آمیخته شد. البته در عرصه های علمی، فرهنگی، اجتماعی و همه عرصه ها امام در جامعه و جامعه روحانیت اثر گذاری داشت، ولی به نظر من مهم ترین اثرگذاری امام در این اصل بود.

 

* امام می فرمودند: «کسانی که متحجران دیروز بودند، سیاست بازان امروز شده اند» به نظر شما حد اعتدال کجاست تا دخالت در سیاست، سیاست بازی تلقّی نشود؟

 

 مرز اعتدال، سیاست به مفهوم اسلامی آن است، سیاستمداران منافع شخصی و گروهی خود را مدّنظر دارند، از این رو کسانی که در لاک تحجّر فرو رفته بودند امروز به زعم خود واردشدن در بازار سیاست را به سود خود می بینند سیاستمدار می شوند. اما سیاستمدار اسلامی به چیزی جز پیشرفت اسلام نمی اندیشد.

 

* عده ای از کلام امام چنین برداشت می کنند که: برخی قبلاً سیاست را حرام می دانستند، ولی الان سیاست را در خودشان منحصر می کنند و بعضی تحلیلشان این است که افراد متحجّر وقتی منافع خود را در دوری از سیاست می دیدند، سیاست گریزی شعار اصلی آن ها بوده ولی اگر با ورود در سیاست بتوانند در منافع شخصی یا گروهی موفق بشوند سیاست را در خودشان منحصر می کنند و می گویند افراد عادی جامعه حق ندارند در سیاست دخالت کنند. این نکته را شما چگونه بیان می فرمایید؟

 

 در واقع این هم به همان نکته ای که اشاره کردم برگشت می کند؛ یعنی اگر آن موقع در برابر مبارزین می ایستادند، انگیزه اصلی آن ها تأمین منافع شخصی یا گروهی بود. آنان احساس می کردند که با این اقدام و این نوع موضع گیری آن اهداف تأمین می شود و الان که به نحو دیگری می توانند منافع خودشان را تأمین بکنند این راه را انتخاب می کنند.

 

* یعنی در واقع می شود گفت یک قضیه شخصی بود نه این که حضرت امام بخواهند با این جملات یک طرز فکری را معرفی کنند؟

 

 همین طور است و راه حل آن در نظر امام تهذیب نفس می باشد.

 

* به نظر شما چه مقدار از اهداف امام در حوزه ها و در روحانیت تحقق پیدا کرد؟

 

 من تصوّر می کنم اهداف آن گونه که شایسته است در حوزه ها تحقق نیافته، مواردی مثل: تصفیه حوزه ها از عناصر ناصالح، نظم دادن به حوزه ها، مسئله بسیار مهم تهذیب نفس و مسئله ساده زیستی هنوز به نقطه مطلوب نرسیده است.

 

* چه کسانی را می توان با ویژگیهای مورد نظر امام به عنوان مصادیق اسوه های روحانیت از آن ها نام برد؟

 

 به طور موجز، اسوه های روحانیت از دیدگاه امام کسانی هستند که علاوه بر جامعیت علمی و بینش سیاسی، نفس خود را تهذیب کرده باشند و در خدمت مردم باشند، افرادی مانند مدرس رضوان الله تعالی علیه.

 

* شما رابطه قدرت طلبی و تهذیب نفس را چگونه ارزیابی می کنید؟

 

 اگر کسی مهذّب باشد دیگر قدرت طلب نمی شود. امام در وصیت نامه اخلاقی شان به مرحوم حاج احمد آقا می فرمایند: «سعی کن که در این جهان به پیروزی در جهاد اکبر که جهاد با نفس است، یا به بعضی از مراحل آن دست یابی که اگر انسان به این پیروی برسد همه چیز و همه کس اصلاح می شود.»

 

* آیا در مسئله تهذیب نفس بین افراد عادی و کسانی که بر اریکه قدرت نشسته اند فرق هست؟ چگونه می توان برای کسانی که قدرت را در دست دارند برنامه تهذیب نفس نوشت و اجرا کرد؟

 

 برنامه تهذیب نفس برای کسانی که به قدرت رسیده اند با کسانی که به قدرت نرسیده اند یکی است؛ برنامه تهذیب نفس مخالفت با هواها و انگیزه های نفسانی و شیطانی است ولی وقتی انسان به قدرت رسید اجرای این برنامه دشوار می شود لذا امام تأکید می فرمایند که قبل از رسیدن به قدرت، روحانیون تهذیب نفس کنند. وقتی انسان به قدرت و شهرت رسید و ریشه های اخلاق زشت در او رسوخ کرد خیلی مشکل است، انسان بر نفس خودش غلبه کند و خودسازی نماید، در اوایل طلبگی باید برای تهذیب نفس خودش، برنامه داشته باشد. پس از رسیدن به قدرت ریشه های اخلاقی زشت چنان در وجود مستحکم می شود که عادتاً خودسازی ممکن نیست. حوزه ها باید برای پرورش روحانیون مهذّب از ابتدا برنامه ریزی کنند، البته در هر حال باید انسان مأیوس نباشد.

 

* دخالت روحانیت در سیاست قبل از پیروزی انقلاب به شکل دخالت در مبارزات و ارشاد مردم و تبلیغ بود اما بعد از پیروزی انقلاب و اقبالی که از طرف مردم به اصل اسلام شده است فکر می کنید از نظر حضرت امام شکل عملی دخالت روحانیت در سیاست ـ بصورت تئوریک نه در موارد ضروری ـ چگونه باید باشد؟

 

 امام قبل از پیروزی و در آغاز پیروزی انقلاب، نظرشان این بود که روحانیت در امور اجرایی حکومتی دخالت نکنند و شأن روحانیت را شأن نظارتی می دانستند ولی بعد از آن جریان هایی که توسط لیبرال ها و ملّی گرا پیش آمد نظر امام عوض شد و به شدت با کسانی که روی نظریه سابق ایشان تکیه داشتند برخورد می کردند.

 

* به طور کلی یا در واقع ضرورت؟

 

این مسئله مهم را مقداری توضیح می دهم. حضرت امام قبل از انقلاب در نجف می فرمودند که: «من و سایر روحانیون پستی را اشغال نمی کنیم، وظیفه روحانیون ارشاد دولت هاست» ولی بعداً امام از این نظر خود برگشتند که، علت آن را (مورخ 3 / 10 / 1359) چنین بیان می کنند: «اما یک وقت که در نجف بودیم این کلمه را گفته ایم: علما مرتبه و شأن آن ها بالاتر از این است که داخل بشوند در امور اجرایی، لیکن در وقتی که افرادی باشند که آن افراد متعهد به اسلام باشند و بتوانند کارها را روی موازین اسلامی اجرا کنند، این که اگر هیچ کس هم نباشد و یا اشخاصی باشند که نتوانند روی مجاری اسلامی عمل کنند یا نخواهند روی مجاری اسلامی عمل کنند باز هم آقایان بروند کنار بنشینند و تماشاچی باشند که آن ها ما را بکشانند به آن جایی که خودشان می خواند.»

 

از این پس امام مکرر با کسانی که معتقد بودند روحانیون نباید در کارهای اجرایی سیاسی دخالت بکنند برخورد می کردند. در تاریخ 20 / 4 / 1359 و نیز در تاریخ 4 / 8 / 1360 تأکید می کنند که روحانیون از کارهای اجرایی کنار نکشند، و در تاریخ 10 / 4 / 1360 تأکید می کنند که روحانیون باید در صحنه باشند و می فرمایند:

 

«باید همه این حرف های نامربوطی که زده بودند و شما را می خواستند از دخالت در امور جامعه کنار بگذارند، همه را پشت سر بگذارید و گذاشته اید پشت سر. علمای اعلام نباید بروند کنار بنشینند تا مقدرات آن ها در آمریکا تدوین بشود و یا در شوروی تدوین بشود.»

 

مجدداً در سال 1360 می فرمایند: «منافات ندارد که فقیه باشد، دخالت در امور مسلمین هم بکند، هیچ باهم منافات ندارد.»

 

و در 20 / 9 / 1362 می فرماید: «امروز ما می گوییم مادام که احکام اسلام پیاده نشده است و افراد صالحی نداشتیم تا طبق اسلام عمل کنند، علما باید مشغول به کارهایشان باشند. این شأنی برای علما نیست که ریاست جمهوری یا پست دیگری داشته باشند، چون وظیفه است به این کارها می پردازند.»

 

از مجموع فرمایشات ایشان به این نتیجه می رسیم: در صورتی که غیر روحانی می تواند کارهای اجرایی حکومت را انجام دهد، روحانیت نباید در این کارها دخالت کند. نکته مهم این است که روحانیون باید زمینه ای فراهم کنند که غیر روحانیون کارهای اجرایی را به دست بگیرند. از دیدگاه امام، شأن روحانیت، شأن نظارت است، محبوبیت و موقعیت روحانیت برای هدایت جامعه، باید برای همیشه محفوظ بماند. در انجام کارهای اجرایی به طور طبیعی مشکلات جامعه به روحانیت منتسب می شود و در نتیجه از محبوبیت کاسته می گردد.

 

امام می خواهد پایگاه روحانیت که یک پایگاه مردمی است برای همیشه حفظ شود، اما در جایی که مسئله مهم تری وجود دارد و اساس نظام اسلامی در خطر است امام ورود روحانیون را در امور اجرایی سیاسی ضروری می داند، ولی این نکته نباید فراموش شود که روحانیت باید زمینه را فراهم کند تا کارها به تدریج به غیر روحانی واگذار شود و ما باید اعتراف کنیم در این زمینه ما ضعیف عمل کردیم و کادرسازی نکردیم، این نیز از ره نمودهای عمل نشده امام است. ما باید کاری کنیم که محبوبیت روحانیت در دل مردم، برای همیشه باقی بماند و این با حضور روحانیت در کارهای اجرایی منافات دارد.

 

* اصولاً نظر امام راجع به حزب به ویژه حزب گرایی روحانیت چه بوده است و این که برخورد امام با حزب جمهوری اسلامی و در نهایت انحلال آن، آیا به خاطر ویژگی های این حزب یا آن دوران ها بوده یا این که کلاً حزب گرایی و تشکیل حزب را برای روحانیون نمی پسندیدند؟

 

 از مجموع سخنان امام به روشنی استفاده می شود که ایشان وارد شدن روحانیت را در دسته بندی های سیاسی اصولاً نمی پسندیدند و مایل بودند که روحانیت نسبت به همه جریان های سیاسی، حالت پدری و ارشاد و هدایت داشته باشد. در رابطه با تشکیل حزب در دو مقطع می شود دیدگاه های امام را ارزیابی کرد: در ابتدا که حزب جمهوری اسلامی شروع به کار کرد امام نسبت به حزب دیدگاه مثبتی داشت و غیر از کمک های مادی حتی به صورت علنی هم حمایت می کردند ولی به تدریج نظرشان عوض شد و صریحتاً اعلام فرمودند که من حمایت نمی کنم. استدلال ایشان این بود که من نمی دانم بعد از من چه می شود و آینده حزب چیست و بالاخره پایین کشیدن فتیله حزب را مطرح کردند و امام هم پذیرفتند. حزب منحل نشد و الان هم رسمیت دارد، ولی در واقع با همان دیدگاهی که حضرت امام داشتند منعطل است. به طور کلی امام دوست داشتند که روحانیت منش خود ایشان را در مسائل سیاسی داشته باشند؛ یعنی روحانیت به گونه ای حرکت بکند که با مردم درگیر نشود، وارد شدن روحانیون در دسته بندی های سیاسی طبیعتاً درگیری می آفریند ـ لااقل در بخشی از مردم ـ و امام این را برای روحانیت نمی پسندیدند.

 

* حالا این سؤال مطرح است که آیا حضرت امام بر این نظر بودند که روحانیون در سطوح مختلف جامعه ـ غیر از رهبر و روحانیون سطح بالا ـ می توانند تشکیل گروه بدهند و یا از دیدگاه خاصی دفاع کنند و احیاناً در به حاکمیت رساندن دیدگاهی تلاش کنند یا این که نه، روحانیت چون هدایت معنوی جامعه را به عهده دارد باید از تشکل های مختلف بپرهیزد، هرچند آن امر صحیح هم باشد؟

 

 در اواخر عمر پر برکت امام که تقریباً دو سال از تشکیل مجمع روحانیون گذشته بود من خدمت ایشان رسیدم و عرض کردم: شاید مصلحت نباشد که به این شکل، بین روحانیون جدایی باشد تا جایی که حتی این اختلافات به جلسات خانواده ها و خانم های روحانیون هم کشیده شده و می گویند که این «یتی» است و او «یونی». بعد مقداری که توضیح دادم امام نگذاشتند من حرف هایم تمام بشود و فرمودند: نه، من در این مورد اعتقادم این است که این ها باید باشند و دیگر اجازه ندادند من بقیه حرف هایم را بگویم.

 

من تصوّر می کنم امام در اواخر عمر شریفشان احساس کردند که سلیقه های سیاسی مختلف را نمی توانند در یک مجموعه از روحانیون خلاصه بکنند و این خلاصه کردن، سبب می شود که لااقل بخشی از مردم یا جوانان احساس کنند که نمی توانند با روحانیت کار بکنند و همین سبب شد که اجازه بدهند مجمع روحانیون مبارز هم تشکیل بشود. بنابر این جمع میان فرمایشات امام این می شود که اگر جامعه روحانیت بتواند همه سلایق سیاسی را تحت پوشش خودش قرار دهد اولوّیت با این است که در رابطه با هدایت های سیاسی که از طریق جامعۀ روحانیت نسبت به مردم داده می شود فقط یک تشکیلات وجود داشته باشد ولی اگر نتوانند همه سلایق سیاسی را در جامه تحت پوشش قرار بدهند، طبیعتاً امام ترجیح می دادند روحانیت به گونه دیگری عمل کنند.

 

* با توجه به این که قانون اساسی از تشکیل احزاب حمایت کرده و امام آن را امضا نمودند و هم چنین در مصاحبه های خود می فرمودند که کلیّه احزاب برای فعالیت های سیاسی آزاد هستند، حال این سؤال مطرح است که آیا حضرت امام با توجه به مقتضیات آن زمان چنین دیدگاهی را طرح کردند یا این که این دیدگاه برای زمان های بعدی هم قابل تعمیم است؟

 

 به همین شکلی که توضیح دادم به صورت ترتب دیدگاه امام قابل تعمیم است ؛ بدین معنا که جامعه روحانیت به مفهوم عام نه به صورتی که امروز مطرح است، اگر بتواند همه سلایق سیاسی را در خود جا دهد قطعاً مصلحت نظام اسلامی یک تشکل است و الا راهی جز تعدد تشکل ها نیست.

 

* سؤال دیگر دربارۀ مسئله ارتزاق روحانیون و نحوه ارتزاق آن ها است. در طول دوران بعد از انقلاب عده ای روحانیون را مرتبط با سرمایه داران بزرگ یا حامی آن ها قلمداد می کردند که امام در یکی از سخن رانی ها آن را ظلم فاحش نامیدند، حال با توجه به این که زمینه های مختلفی برای ارتزاق روحانیون فراهم است به نظر شما دیدگاه حضرت امام در این مورد چیست؟

 

 جمعی از روشن فکرنماها از چهل ـ پنجاه سال پیش معتقد بودند که روحانی بودن اصولاً شغل نیست و باید در ضمن شغل های دیگر، هدایت مردم را هم به عهده داشته باشند و به همین جهت برای اداره روحانیت بودجه خاصّی نیاز نیست و فکر می کردند در این صورت روحانیت چیزی از مردم نخواهد گرفت و می تواند آن گونه که شایسته است دیدگاه های واقعی خود و اسلام را برای مردم بیان کند و تحت تأثیر کسانی که روحانیت را اداره می کنند، قرار نگیرد. امام با این فکر به شدت مخالف بود و معتقد بودند که روحانی بودن خودش یک شغل است و امکان ندارد در شرایط فعلی کسی بتواند در مسائل اسلامی در ابعاد مختلف متخصص شود و در ضمن آن، کار دیگری را هم برای تأمین زندگی انجام دهد. امام این فکر را از ناحیه کسانی می دانستند که با اساس روحانیت و اسلام مخالف هستند و معتقد بودند روحانیت باید از طریق بودجه ای اداره شود که اسلام از چهارده قرن پیش برای ترویج مبانی دین پیش بینی کرده است. اداره شدن روحانیت از طریق حقوق واجبی که مردم پرداخت می کنند مانع حریّت و استقلال روحانیت نیست.

 

* آیا فقط وقتی حکومت نامطلوب است روحانیت نباید دولتی شود یا این که حتی در حکومت اسلامی هم این شیوه مذموم است و باید روحانیت به صورت سنتی اداره شود؟

 

 من ندیده ام امام با صراحت دراین باره چیزی گفته باشند ولی از فرمایشات دیگر ایشان در رابطه با شأن روحانیت معلوم می شود روحانیت و حوزه ها باید بر کار دولت نظارت داشته باشند و اگر روحانیت از نظر بودجه مستقل نباشد هیچ گاه نمی تواند شأن نظارتی خودش را نسبت به دولت آن گونه که شایسته است انجام دهد.

 

نظر امام قطعاً استقلال حوزه است ؛ برخی حرکت هایی در شرایط کنونی برای تأمین بودجه حوزه و روحانیت انجام می شود که مرضی امام نیست. باید بزرگان، حوزه را از طریق بودجه های خاص خود به گونه ای تأمین کنند که روحانیون برای تبلیغ دین نیازی به گرفتن پول به طور مستقیم از مردم نداشته باشند.

 

* مستحضرید زمانی بحث بود که روحانیونی که برای تبلیغ اعزام می شوند چگونه تأمین شوند آیا از طریق مردم یا از طریق دولت یا از طریق دفتر تبلیغات؟ حضرت امام با تأمین روحانیت از راه های غیرمردمی مخالفت کردند و گفتند: بگذارید این پشتوانه مردمی بماند، از طرف دیگر یکی از ریشه های عوام زدگی روحانیت همان نحوه ارتزاق اوست که تحت تأثیر خواسته ها و سلایق مردم قرار می گیرد هم چنان که یکی از ریشه های دولت زدگی این است که در نحوه ارتزاق، روحانیت وابسته به دولت باشد. با توجه به این مسائل به نظر شما نحوه ارتزاق روحانیت به چه شیوه ای باید باشد تا آسیبی نبیند؟

 

 همان طور که اشاره کردم با یک برنامه ریزی اصولی هر دو هدف قابل تأمین است: هم مردم حمایت بکنند و هم روحانی چشمش به دست کسی نباشد؛ مثلاً اگر مردم می خواهند حمایتی بکنند صندوقی باشد که از طریق آن حمایت کنند و با تصمیم حوزه به مبلغین پرداخت شود. این که ما می بینیم همه انبیا تکرار می کنند: «قل لا اسألکم علیه اجراً» این یک مسئله ای اساسی است که واقعاً ما باید آن را مورد توجه قرار بدهیم. به هرحال برای رسیدن به وضعیت مطلوب و آرمانی و تأمین اهداف امام در این زمینه به برنامه ریزی دقیق نیازمندیم.

 

* با توجه به این که انقلاب اسلامی مشاغل جدیدی را برای روحانیون ایجاد کرده است کدام یک برای روحانیون مناسب است و از کدام یک باید اعراض کرد؟ مسئله دیگر این که با وجود مشکلات بی کاری در جامعه برخی از روحانیون به جای یک شغل چند شغل دارند، این عمل به شأن روحانیت آسیب زده است، در این مورد چه ره نمودی دارید؟

 

 به نظر می رسد مناسب ترین کاری که با هدف روحانیت تناسب دارد بخش های فرهنگی نظام است، هرچند بعد از پیروزی انقلاب به دلیل ضرورت هایی که در قسمت های مختلف وجود داشت روحانیون در همه قسمت ها وارد شدند و متأسفانه به دلیل ضعف مدیریت که در مجموع احساس می شود، ما توفیق کادرسازی پیدا نکردیم تا روحانیون از کارهای غیر فرهنگی خارج و در کارهای فرهنگی متمرکز بشوند. با توجه به این که امام تأکید می کردند باید شأن و احترام روحانیت در بین مردم محفوظ بماند و معمولاً در کار اجرایی نارضایتی زیاد پیش می آید و اگر بخواهد همه اش متوجه روحانیت بشود آن محبوبیت روحانیت روبه کاهش می رود و مشکلاتی را به وجود می آورد، ما باید برنامه ها را به گونه ای تنظیم کنیم که روحانیت در جهتی قرار بگیرد که شأن اوست ؛ به عنوان مثال، در حال حاضر وزارت کشور که یک کادر صددرصد اجرایی است، دست روحانی است ولی وزارت ارشاد که یک کار فرهنگی است دست یک غیر روحانی قرار دارد. به نظر من ما باید کاری بکنیم که روحانیون در جاهایی متمرکز بشوند که صددرصد مرتبط با روحانی است و در موارد دیگر کار به غیر روحانیون سپرده شود.

 

 

 

منبع: کنگره امام خمینی و اندیشه حکومت اسلامی / مصاحبه های علمی، ج 10، ص 349.

 


[1] )) اشاره است به تلاش های آقای شریعتمداری در رابطه با غائله قم و هماهنگی های وی با کودتاگران.

http://www.imam-khomeini.ir/fa/n136645/%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87_%D8%A8%D8%A7_%D8%AD%D8%AC%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C_%D8%B1%DB%8C_%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C




درباره : وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,مطالبی درباره روحانیت و حوزه های علمیه ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : مصاحبه با آیت الله محمد محمدی ری شهری در باره روحانیت+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , حوزه , روحانیت , روحانی , عالم , علماء , امام خمینی , آیت الله ری شهری , حوزه قم , نقش روحانیت , طلاب , فضلاء , فیضیه , انقلاب اسلامی , نظام اسلامی , حکومت اسلامی , ایران , قیام , نهضت ,


نوشته شده در دوشنبه 01 آبان 1396 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 26 |

تصاویر آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+وبلاگ روستای سادات م



**حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
تصویر مربوط به ایام عید سال 1395 است


pedareshahid

baradareazizam

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

#تصویر_مربوط_به_اردیبهشت_1396_است.
@آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم درکناربرادرمرحومش_حجت الاسلام_سید_حسن_سعادت_میر_قدیم در منزلشان در شهر مقدس قم .

 

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

 

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

 

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *





















تصویر مربوط به سال  1373-72 می باشد  در مؤسسه بحث و بررسی حزب الله در صفاییه  قم

آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم در کنار دوستان







عکس در مشهد مقدس








عکس در دارالشفاء حوزه علمیه قم  1390

عکس در مَدرَس 11 در فیضیه


عکس دردارالشفاء حوزه علمیه قم  سال 1394




یادداشت های استاد سعادت میرقدیم

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(3).jpg

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadat2.jpg

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/111111111.jpg

سید اصغر سعادت میرقدیم

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(26).jpg

استاد سید اصغر سعادت میرقدیم

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(21).jpg

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(20).jpg

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(15).jpg

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(12).jpg

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(11).jpg

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/gallery7659.jpg

عکس دارالشفاء  حوزه علمیه قم  سال 1394

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/gallery7658.jpg

عکس در دارالشفاء حوزه علمیه قم 1390

نتیجه تصویری برای تصاویر سیداصغرسعادت میرقدیم

عکس در دارالشفاء حوزه علمیه قم 1393



تصاویر استاد سید اصغر سعادت

عکس در دارالشفاء حوزه علمیه قم1393 .


استاد وشاگردش


نتیجه تصویری برای تصاویر سیداصغرسعادت میرقدیم

** کلیک کنید:گالری+مشاهده تصاویر و عکس ها در  پایگاه اندیشوران حوزوی


**یادداشت های استاد سعادت میرقدیم - تصاویر اختصاصی استاد سید اصغر سعادت

 

 




درباره : وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,مطالبی درباره روحانیت و حوزه های علمیه ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , عکس ها و تصویرهای آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , عکس ها , گیلان , قم , لاهیجان , سادات محله لاهیجان , بوجایه-لاهیجان , حوزه , حوزه علمیه , دارالشفاء , فیضیه ,


نوشته شده در دوشنبه 03 مهر 1396 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 35 |

# پيامهاي تسليت رحلت حجت الاسلام سيدحسن سعادت ميرقديم لاهيجي#

 


 


 

baradar

 

11

baradareazizam

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

#تصویر_مربوط_به_اردیبهشت_1396_است.
@آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم درکناربرادرمرحومش_حجت الاسلام_سید_حسن_سعادت_میر_قدیم در منزلشان در شهر مقدس قم .

 

 

baner

** هیأت مدیره  مجتمع  شهید مفتح  واقع در شهرک پردیسان قم**

 

15

 

***نسيم معرفت***

 

به نام خدا

# قال_علي (عليه السلام)

 

 الدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مَقَرٍّ ....

 

يعني دنياسراي عبوروگذشتن است نه جاي استقرار و ماندن .

 

منبع :  #نهج_البلاغه_فيض_الاسلام_حکمت_ 128 .

 @ 
مرحوم حجت الأسلام سيدحسن سعادت ميرقديم لاهيجيکه سال هاي طولاني مبتلا به بيماري سنگِ کليه بود در تاريخ نوزدهم شهريور 1396 به علت سرطانِ روده  در شهر قم به ديار ابديت پيوست و آرامگاهش در آرامستان روستاي صالح بر ازتوابع شهرستان لاهيجان مي باشد که وصيت هم کرده بود در صالح بر دفن شود.

 

# شادي_روحش + الفاتحه_مع_الصلوات
# مرحوم-حجت-الاسلام_سيد_حسن_سعادت_مير_قديم_لاهيجي
# قم

# نيروگاه
# چهل_درخت

# شهرستان لاهيجان
# کوي زماني

# بوجايه
# سادات محله لاهيجان
# روستاي ليالمان

# روستای بند بون
# آرامستان روستاي صالح بر


# موت_مرگ
# مرگ_فراموش_نشود


# در_دعاي_عديله  که براي تقويت و تحکيم و تثبيت  اعتقادات  خيلي موثر است  چنين آمده است # وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ وَ مُسَاءَلَةَ الْقَبْرِ حَقٌّ وَ الْبَعْثَ حَقٌّ وَ النُّشُورَ حَقٌّ وَ الصِّرَاطَ حَقٌّ وَ الْمِيزَانَ حَقٌ...

 #  و گواهي مي دهم که #مرگ حق است و .... .

# مراسم خاکسپاري مرحوم حجت الاسلام سيدحسن سعادت ميرقديم  که بنا بود در روستاي ليالمان انجام گيرد و حتي قبر هم خريداري شده بود  کنسل شد  و در روستاي صالح بر  که وصيت هم کرده بود    در تاريخ 21 شهريور   انجام شد 
آن مرحوم سال ها  در روستاي صالح بر  از توابع شهرستان لاهيجان  تبليع مي رفت.

 

*********************************************************************



# بعد از رحلت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم  ،  صدها نفر از اشخاص و شخصیت ها از طریق تماس تلفنی و نیز کتبی به  آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم تسلیت گفتند .پيام هاي تسليت برخي از روحانيون و طلاب و فضلاء  و ديگر بزرگواران به مناسبت درگذشت مرحوم حجت الأسلام سيدحسن سعادت ميرقديم لاهيجي  که  کَتباََ  ارسال داشتند  به شرح زیر است :

 

1-حجت الاسلام طهمورث ليلي نژاد  لاهيجي
سلام وقت بخير خداوند رحمت کند . به شما وخانواده محترم صبرعنايت کند

 

2- حجت الاسلام عبدالوهاب ابراهيمي اهوازي
مشمول رحمت واسعه الهي باشند انشاءالله  بحق اهل بيت عليهم السلام  خداوند به جنابعالي و همه بازماندگان صبر و اجر عنايت فرمايد

 

3-حجت الاسلام ابراهيم ادهم نژاد لنگرودي(نویسنده)
فاضل دانشمند صديق بزرگوارم حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد اصغر سعادت ميرقديم
با سلام و احترام بدين وسيله ارتحال جانسوز اخوي محترم سلاله السادات حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد حسن آقا سعادت مير قديم رضوان الله تعالي عليه را خدمت حضرت عالي صميمانه تسليت عرض ميکنم خداوند روح آن مرحوم مغفور را غريق درياي رحمت و به جنابعالي صبر و اجر جزيل و عمر با برکت عطاء فرمايد روحشان شاد باشه التماس دعا مخصوص دارم  .  ارادتمند شما ادهم نژاد .

 

4-حجت الاسلام سید اکبر موسوي صومعه سرايي تنیانی(تخصص در تاریخ) 

جناب آقاي سعادت خداوند به شما صبر دهد و آن مرحوم را با اميرالمومنين عليه السلام محشور فرمايد

 

5-حجت الاسلام اسماعيل مقدم تالشي
سلام عليکم خدمت برادرارزشمندخودم مصيبت وارده را ازصميم قلب تسليت عرض مي کنم

 

6- حجت الاسلام سيدحسين زواري + نویسنده  (دفترامام جمعه لاهيجان)
جناب حاج آقا سعادت درگذشت اخوي مرحوم تان را به شما وخانواده ي آن عزيز سفر کرده تسليت عرض مي کنم براي آن مرحوم درجات عاليه وباز ماندگان صبر را از خداوند متعال خواهانم .  ارادتمند سيد حسين زواري

7-حجت الاسلام سيد حسين اسحاقي آستانه اي (آستانه اشرفيه) + نویسنده

 

هوالحي
استادبزگوار رحلت جانسور برادرارجمند  که با پرواز ملکوتي اش مهمان قدسيان وهمجوار ذوات مقدسه گرديد را تسليت وبرايتان صبوري و براي ايشان علودرجات آرزومندوشريک حُزنتان هستيم
من به سرچشمه خورشيد نه خودبردم راه ذره اي بودم ومهرتو مرا بالابرد

 

8- حجت الاسلام سليمان شمس الديني
سلام استاد بزرگوار تسليت اين حقير راهم پذيرا باش و مارادر غم خود شريک بدانيد. خداوند ان مرحوم را با اهل بيت عليهم السلام محشور کند.

 

9- حجت الاسلام مرتضي صداقت توسرونداني رشتي
غم وشادي بر عارف چه تفاوت دارد
ساقيا باده بده شادي ان کين غم از اوست....صبر واجر الهي را براي شما در اين امتحان الهي خواستارم خداوند روحش را با جد بزرگوارش امام موسي کاظم محشور گرداند...امين در پايان سلامي به اميد ديدار  ....ارادتمند صداقت

 

10- حجت الاسلام عسکر رسولي کارگر لاهيجي
با سلام مصيبت وارده را تسليت ميگويم روحش شاد   . رسولي در کنار مرقد اميرالمومنين ع

 

11- حجت الاسلام  ابراهيم پورشيخ پهمداني
انا لله و انا اليه راجعون. محضر صديق ارجمند جناب حجت الاسلام آقاي سيد اصغر سعادت ميرقديم.خبر ارتحال حجت الاسلام مرحوم سيد حسن سعادت ميرقديم اخوي محترمتان باعث تاثر و تألم  بنده حقير گرديد. علو درجات آن فقيد سعيد و بقاي عمر بازماندگان را از درگاه ايزد منان خواستارم. ابراهيم پورشيخ

 

12-  احمد حسین زاده بُرازجانی بوشهری (معلم بازنشسته )

 

سلام
تسليت مراپذيراباشيد
خداوندبه شما صبردهدو ايشان رارحمت نمايد..ان شاالله.

 

13- حجت الاسلام رضا  گشتيل اهل ماهشهر خوزستان
استاد ارجمند جناب حجه الاسلام و المسلمين درگذشت اخوي محترمتان را تسليت عرض مي کنيم.
واز خداوند منان غفران و علو درجات براي آن مرحوم طلب مي کنيم.

 

14- حجت الاسلام محمد پير صنعان  اهل شهر بابک کرمان
سلام استادعزيزحالتون چطوره؟؟
واقعا متاسف ومتاثرشدم..درگذشت برادربزرگوارتون رو ب شماتسليت ميگم مارا هم درغم خودشريک بدونيد.رضوان خدا براو باد


15- دکتر ميرخليلي مدير محترم
سوپرگروه پژوهان
سلام و عرض ادب و تسليت سيدجان. روحشان شاد و يادشان گرامي باد.


16- حجت الاسلام داود غزالي فومني  نصير محله اي
سلام عليکم برادر عزيز وارجمندم حضرت حجه الاسلام والمسلمين حاج آقا سعادت ميرقديم درگذشت مرحوم مغفوراخوي عزيزتان  رابه شما برادر عزيزم تسليت عرض ميکنم واز خداوندمنان علو درجات را براي ايشان وصبر جميل وبقاي عمر شما وهمه ي عزيزانتان را   مسئلت دارم ما را هم در غمتان شريک بدانيد .  برادر کوچکت داودغزالي

 

17-  حجت الاسلام  استاد علی زماني ملايري  (از  اساتيد حوزه علميه قم )
سلام عليکم.....تسليت عرض مينماييم خداوند متعال رحمتش کند....

 

18- حجت الاسلام  استاد محمد هادي جوادي رشتي (از اساتيد حوزه علميه قم )
سلام عليکم و رحمت الله.تسليت عرض ميکنم . خداوند ايشان را غريق رحمت و به خانواده محترمشان صبر عنايت فرمايد انشاالله

 

19- حجت الاسلام سعيدي (پژوم)  لاهيجي  ( نويسنده و اهل قلم)
سلام وعرض تسليت به جنابعالي،ازساحت خداوندسبحان غفران الهي براي آن مرحوم وصبروشکيبايي براي بازماندگان مسالت دارم . پژوم

 

20- جناب مستطاب آقاي طهمورث سميعي سياهکلي (جانباز حادثه تروريستي داعشي در مجلس شوراي اسلامي)
سلام عليکم  شب شما بخير حاج آقا ما را در غم خود شريک بدانيد براي اخوي مرحوم شما طلب غفران رحمت واسعه الهي را مسألت مينمايم خداوند متعال روح ايشان را با روح پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلّم و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام محشور گرداند.

 

21- حجت الاسلام محمدعلی عليزاده مازندراني
سلام عليكم حضرت استاد در گذشت برادر عزيز و بزرگوارتان را به حضرتعالي تسليت عرض مي کنم إن شاء الله در جوار رحمت الهي از بهترين نعمتها بهرمند باشد.

 

22- حجت الاسلام صادق بابا پور آستانه اي ( آستانه اشرفيه)

 

جناب آقاي سعادت باسلام درگذشت آخوي گرامي تان را به شما تسليت مي گويم وازخداوند طلب مغفرت براي آن مرحوم و صبر و اجربراي شما و ديگر بازماندگان خواهانم  . بابا پور صادق

 

23- حجت الاسلام مظفر اسماعيل زاده آهنداني لاهيجي (از مدرسین حوزه )
انالله وانااليه راجعون آقاي سعادت سلام عليکم تسليت عرض مي کنم خدايش بيامرزد. خدابه شما صبر دهد.

 

24- حجت الاسلام محمد مهدي متولّي تنکابني (نویسنده)
حضرت استادسعادت باعرض ارادت وتحيت وتسليت اميدوارم خداي متعال به شما اجرِ صابرين وصبرِشاکرين عطا فرمايد.   متولي

 

25- حجت الاسلام سيدشمس الدين جوانمردي چلارسي لنگرودي  (متخصص و کارشناس دینی و شرعی)
حضرت استاد سعادت ميرقديم  از درگاه خداوند متعال براي آن مرحوم رحمت و مغفرت واسعه و براي جنابعالي و خانواده محترم صبوري و شكيبايي مسئلت مي نمايم. خداوند قرين رحمتش فرمايد. ارادتمند شما : جوانمردي

 


26-  رضا نصراللهي قمي ( کارمند بازنشسته دادگستری قم)

سلام عليکم بنده به نوبه ي خودم به حضرتعالي اين مصيبت وارده را تسليت عرض ميکنم از خداوند منان براي آن مرحوم مغفرت و براي شما و بازماندگان صبر و بقاي عمر خواهانم

 

27- حجت الاسلام امير پور رمضاني خمامي رشتي
حضرت آيت الله سعادت استاد گرامي درگذشت اخوي گرامي شما حجه الاسلام سيد حسن سعادت را به شما وخانواده ي گراميتان تسليت عرض مينائيم . پوررمضاني

 

28- حجت الاسلام روح الله پور کاظم رشتي
سلام  خداوند برادرتان را با اولياي اقربائش محشور کند و به ديدار اميرالمومنين ع  نايل .  ياعلي  ع

 

29- حجت الاسلام فتح الله عباسي ترابي رودسري
سلام خدمت سرور گرامي جناب حجت الاسلام سعادت مير قديم درگذشت اخوي بزرگوارت را به حضرتعالي تسليت عرض مي نمايم وبراي آن مرحوم طلب مغفرت وبراي شما از خداوند طلب صبر خواستدارم - ترابي

 

30- حجت الاسلام رضا رمضان نرگسي صومعه سرايي  ( ايشان دوبار تسليت گفتند) + 1
انا لله و انا اليه راجعون. محضر صديق ارجمند جناب حجت الاسلام آقاي سيد اصغر سعادت ميرقديم.خبر ارتحال حجت الاسلام مرحوم سيد حسن سعادت ميرقديم اخوي محترمتان باعث تاثر و تألم  بنده حقير گرديد. علو درجات آن فقيد سعيد و بقاي عمر بازماندگان را از درگاه ايزد منان خواستارم. رضا رمضان نرگسي

 

31- حجت الاسلام  مصطفي مباشر اميني لاهيجي
سلام و عرض ادب.
درگذشت حجت الاسلام و المسلمين آقاسيد حسن سعادت ميرقديم را خدمت برادر بزرگوار حجت الاسلام آقا سيد اصغر سعادت ميرقديم و خانواده محترم و دوستان عزيزتسليت عرض ميکنم انشالله در جوار ارباب بي کفن مهمان باشد.

 

32- حجت الاسلام رضا رمضان نرگسي صومعه سرايي + 2
سلام عليکم

صبحتان بخير
ما را در غم خود شريک بدانيد
براي اخوي مرحوم شما طلب غفران رحمت واسعه الهي را مسألت مينمايم
خداوند متعال روح ايشان را با روح پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلّم و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام محشور گرداند.، رضا رمضان نرگسي

 

33- حجت الاسلام محمد تقي آسماني تبریزی  (دانش آموخته رشتی تخصصی حوزه)
حضرت استاد سعادت درگذشت اخوي گرامي شما حجت الاسلام سيد حسن سعادت را به شما وخانواده ي گراميتان تسليت عرض ميکنم.

 

34- حجت الاسلام مصطفي پور حسين اسماعيل آبادي خمامي رشتي
سلام عليکم ‌.جناب آقاي سعادت مير قديم.غم داغ مرگ برادر جانکاه و دشوار هست.مصيبت وارده را تسليت عرض مينمايم ‌. خداروح برادر شهيد شمارا هم شاد کند.   الاحقر پورحسين

 

35- حجت الاسلام جواد کريمي لاهيجي (نویسنده) برادر  سردار رشيد گيلان شهيد ابوالحسن کريمي
سلام عليکم بماصبرتم فنعم عقبي الدار. 

صديق ارجمند جناب حجة الإسلام و المسلمين آقاسيداصغر سعادت ميرقديم  أيّده الله تعالي  درگذشت اخوي مکرّم حجت الإسلام سيدحسن سعادت ميرقديم را به شما وساير اخوان محترم تسليت عرض نموده و براي آن عزيز راحل ،  غفران و رضوان و براي شما و ساير بازماندگان صبر و اجر از ذات اقدس الهي مسألت مي نمايم.  محمدجواد کريمي

 

36- حجت الاسلام  هادي جوادي رشتي
اَلّلهُمَّ اجعَلهُ عِندَکَ فِي اَعلَي عِلِّيِينَ ،  اَلّلهُمَّ اغفِر لَنا وَ لَهُ . فاتحة مع الصلوات

 

37-  حجت الاسلام  استاد سيد صمصام الدين قوامي کرماني  امام جمعه محترم شهر پرديسان قم سلام عليکم  مصيبت وارده را تسليت ميگويم  بقاء عمر حضرتعالي انشاءالله

 

38- حجت الاسلام سیدمحمد واحدي واعظ رشتي  مدير محترم  مدرسه علميّه حقاني در شهر مقدس قم 

 

سَلامُُ عَلَيکُم بما صَبَرتُم فَنِعمَ عُقبَي الدّار. برادر گرانقدر مصيبت وارده را به حضرت عالي و منسوبين بزرگ آن مرحوم تسليت عرض ميکنم واز خداوند متعال علو درجات آن مغفور را در خواست ميکنم

39- حجت الاسلام محمد پُردل  امام جمعه محترم  بخش پاسارگاد

 

باسلام خدمت همه عزيزان و عرض تسليت خدمت استاد عزيز خدايش رحمت کند وبه بازماندگان و خانواده محترمتان صبر عنايت فرمايد ... پُردل.

40- حجت الاسلام  آرش رمضاني انارکولي رودباري 

 

سلام وعرض ادب محضر سيد بزرگوار جناب سعادت حقير نيز فقدان اخوي گراميتان را محضرشما وخانواده عرض تسليت دارم بقاي عمر شما عزيز وصبر جميل وغفران رحمت واسعه پروردگار را براي ان فقيد سفر کرده خواستارم

 

41- حجت الاسلام استاد عليرضا گرمابدشتي رودسري  از اساتيد حوزه علميه قم 

 

سلام عليکم انا لله و انا اليه راجعون برادر عزيزم حضرت حجت الاسلام سعادت ميرقديم در گذشت برادر بزرگوارت رو بشما تسليت و براي بازمانگان اجر جزيل مسئلت مينمايم

 

42- حجت الاسلام ابراهيم اکبري طولارود تالشي

 

کل نفس ذائقه الموت . تسليت و ابراز همدردي  حقير را پذيرا باشيد رحمت و مغفرت براي روح آن مرحوم و حشر با ائمه معصومين عليهم السلام و صبر براي باز ماندگان ايشان  مسالت  دارم


43-  جناب آقای ابوذر (ایرج) ندیمی نماینده محترم مردم لاهیجان در مجلس شورای اسلامی در اَدوار گذشته 

عرض تسليت وارزوى غفران ان مرحوم وسلامت بازماندگان

44- حجت الاسلام استاد حسین حلبیان اصفهانی( از اساتید حوزه علمیه قم و نوسینده )

انا لله و انا الیه راجعون  محضر مبارک استاد سید اصغر سعادت
سلام علیکم
به جناب دانشمند گرامی استاد سعادت ارتحال اخوی را تسلیت عرض می نمایم.


45- حجت الاسلام رحمت عابدی بسته دیمی رشتی
(حوزه نمایندگی ولی فقیه در سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران)

  سلام علیکم.  انا لله و انا الیه راجعون  فاضل ارجمند فرهیخته گرامی حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا سعادت
ارتحال اخوی بزرگوارتان روبه شماوخانواده مکرمتان تسلیت عرض می کنم ازخداوند سبحان برای آنمرحوم غفران و علو درجات وبرای شما صبر و اجر مسئلت دارم ارادتمندتان عابدی حوزه نمایندگی ولی فقیه در سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران


46- حجت الاسلام علی سبحانی فر لنگرودی (مستقر در چابهار)

سلام علیکم.
انا لله واناالیه  راجعون.
جناب حاج آقای سعادت از
خبر درگذشت برادر بزرگوارتان  بسیار متاثر گشته واز خداوند رحمان برای آن مرحوم مغفرت وبرای بازماندگان صبرعظیم خواستارم و بنده راهم درغمتان شریک بدانید. ارادتمند شما
علی سبحانی فر لنگرودی  ازچابهار


47- حجت الاسلام محمد تقی ربیعی رشتی

  با سلام و احترام عرض تسلیت دارم خداوند ایشان را با اولیای خود محشور نمايد

محمدتقی ربیعی  رشت

48- حجت الاسلام مرتضی نجم صادقی گابیه لاهیجی


سلام استاد عزیز رحلت شهادت گونه برادر بزرگوارتان آقا سید حسن سعادت میر قدیم پسر عموی مادرم را به شما و بیت معظم له تسلیت عرض نموده وعلو درجات الهی برای آن عزیز سفر کرده و صبر و اجر الهی برای حضرتعالی و خانواده محترمتان خواستارم  ( عزیزانی که با بیماری های سخت مثل سرطان و ...  رحلت می کنند مرگشان شهادت گونه است )


49- حجت الاسلام مرتضی کرامتی اردبیلی مشکین شهری (نویسنده)
درگذشت برادر بزرگوار عالم فرزانه حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میر قدیم لاهیجی رو به بیت شریف معظم له و آشنایان آن عزیز دست رفته تسلیت عرض مینماییم .  ارادتمند و شاگردتان کرامتی مشکینی


50- حجت الاسلام اسماعیلِ پور موسی حَسَن کِیاده آستانه ای ( آستانه اشرفیه)
سید بزرگوار تسلیت ما را پذیرا باش خیلی ناراحت شدم سید .


51- حجت الاسلام خوشدل فلاح لاهیجی
باسلام خدایش رحمت کند به شما و خانواده محترمشان صبر جمیل و اجر جزیل عنایت فرماید ۰


52- حجت الاسلام جلیل رستم پور تالشی
استاد ارجمند جناب حجه الاسلام و المسلمین درگذشت اخوی محترمتان را تسلیت عرض می کنیم.رستم پور


53- حجت الاسلام  حسین زاده تبریزی


بسم الله الرحمن الرحیم


انالله واناالیه راجعون

استادارجمندحضرت ایت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی(دامت برکات)

درگذشت برادر بزرگوارتان روحانی گرانقدر حجت الاسلام والمسلمین سید حسن سعادت میرقدیم لاهیجی موجب تاسف و تاثر گردید. اینجانب ضمن تسلیت به جنابعالی و خانواده محترم ، برای آن مرحوم رحمت و علو درجات و برای بازماندگان صبر و اجر از درگاه خداوند متعال مسئلت مینمایم


54- حجت الاسلام محسن علیجانزاده  مازندرانی +متخصص در سیره شهداء

باعرض سلام و ادب محضر فاضل ارجمند و استاد بزرگوار جناب حجه الاسلام سعادت میر قدیم تسلیت مارا در غم فراق برادر بزرگوارتان پذیرا باشید .از خداوند متعال رحمت و مغفرت برای آن عزیز و اجر و صبر برای شما و خانواده محترمتان خواستاریم.

55- جناب مستطاب  آقای  حسین علرضایی رشتی

سلام به شما استاد عزیز سعادت میرقدیم تسلیت بنده ی حقیر را بپذیرید


56- حجت الاسلام  احمد بامری  اهل  سیستان و بلوچستان


سلام علیکم خدمت استادبزرگوار ان شاالله خداوندروح اخوی بزرگوارشماراباروح اقاامیرالمومنین محشوربفرمایدوخداوندبه شماصبرجمیل وجزیل عنایت بفرمایدان شاالله


57- حجت الاسلام  حسن عاشوری لاهیجی(دانش آموخته رشته تخصصی حوزه)

باسلام وعرض ادب،خبرفوت برادرشماجناب سيدحسن سعادت ميرقديم بمارسيدضمن عرض تسليت بشماوخانواده محترم وبازماندگان، ازخداوند شادي روحش و مغفرت برای آن  مرحوم را خواهان هستيم، مارو هم در غم خود شريك بدانيد، ارادتمندعاشوري

58-  حجت الاسلام علی احدی بیجاری  شاعر خوش ذوق

سلام خدمت استاد ارجمند حضرت آیت الله سعادت دامت افاضاته
در گذشت اخوی بزرگوار تان را بر جنابعالی تسلیت عرض می کنم و از خداوند متعال علو درجات برای ایشان و اجر و صبر برای شما و دیگر بستگانش  خواهانم


59- حجت الاسلام  علی علیزاده سیاهگورابی لاهیجی
سلام علیکم
از شنیدن خبر ارتحال اخوی گرام بسیار متاثر شدم خداوند رحمتش کند و مارا عاقبت به خیر انشاءالله
صمیمانه تسلیت عرض میکنم


60- حجت الاسلام  محسن محمد پور ملاطی لنگرودی(دانش آموخته رشته تخصصی+نویسنده)


رحلت برادر عالم و ارجمندتان را تسلیت از خداوند متعال برایشان علودرجات وبرای حضرتعالی وسایر بستگان صبرجمیل واجرجزیل خواهانم


61-
حجت الأسلام هادی یعقوبی هینزنی تالشی

سلام آقا سید،  تسلیت عرض میکنم درگذشت برادر گرامی تان را و از خداوند برایتان صبر میخواهم.


62- جناب آقای حسین زیبایی
گورندانی لاهیجی
باسلام وعرض ارادت خالصانه خدمت سرورمحترم جناب حاج آقا سعادت می قدیم
بشما عزیز گرامی این ضایعه روتسلیت میگم بقای عمر صحت وسلامتی برایتان واهل بیت محترم وخانواده  را ازپروردگاربزرگ مسئلت دارم ازاینگه دیر متوجه شدم پوزش میطلبم شادی روح مرحوم مغفور الفاتحه مع الصوات


63-  جناب آقای سید رضا سعادت میرقدیم لاهیجی


⚫️انالله و انا الیه راجعون⚫️

ضمن عرض سلام احترام خدمت استادبزرگوار ,,اینجانب درگذشت برادر بزرگوارتان را تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت و مغفرت واسعه و برای جنابعالی و بازماندگان محترم صبوری و شکیبایی مسئلت می نمایم. خداوند قرین رحمتش فرماید  .
از طرف برادر زاده


64-حجت الاسلام محمد جواد خیری گیلانی لنگرودی چافی (صاحب کتاب مفاتیح الجنات(کتاب دعا)


بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

محضر استاد فرزانه جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای سید اصغر سعادت میرقدیم . خبر ارتحال حجت الاسلام و المسلمین مرحوم سیدحسن سعادت میرقدیم اخوی حضرتعالی باعث تأثّر و تألُّم این حقیر گردید . علوّ درجات آن فقید ِسعید و بقای عمر بازماندگان و عزت حضرتعالی را از درگاه ایزد منّان خواستارم .

محمد جواد خیری گیلانی

مدیر کانال اختصاصی اسلام ناب


65- حجت الاسلام بخشی زاده پیچاهی لاهیجی(مستقر در شیراز)

سلام : ارتحال اخوی مکرم حضرتعالی را به بازماندگان وبالاخص به شخص جنابعالی تسلیت عرض می نمایم و برای آن مرحوم طلب مغعفرت دارم . ارادتمند بخشی زاده   شیراز

66- حجت الاسلام حسین قلی زاده سیاه رودباری  لاهیجی(قاضی در آستارا)

سلام ، ارتحال اخوى گرام شما حضرت حجة الاسلام سيد حسن سعادت را به شما تسليت عرض مى نمايم

67- حجت الاسلام حسن قلیزاده سیاهرودباری لاهیجی +
روستای کوره و کاه بیجار

سلام علیکم مصیبت وارده را تسلیت عرض میکنم . امشب برای آن مرحوم نماز لیلة الدفن میخوانم .
مجالس ختم لاهیجان هست یا قم ؟


68- حجت الاسلام
رمضان اصغری گیلده آستانه ای (آستانه اشرفیه)

سلام،درگذشت برادر گرامیتان رابه جنابعالی تسلیت عرض میکنم ازخداوندبرای آن مرحوم علو درجات ، و برای کلیه  بازماندگان اجر و صبرمسئلت دارم . اصغری

69- حجت الاسلام  شفیعی اصفهانی 

سلام بر سید والامقام  . مصیبت وارده را به محضر شما و بستگان تسلیت عرض میکنم. بقای عمر شریفتان را خواستارم. روحش شاد و با اجداد کرامش محشور باد.

70- حجت الاسلام سیدمرتضی دبیری دلیجانی تالشی رشتی (دانش آموخته رشته مهندسی)

سلام علیکم .استاد عزیز درگذشت اخوی گرامیتان را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض می کنم ما را هم در غم خود شریک بدانید

71- حجت الاسلام حسین حیدری شلمانی لنگرودی


حَشَرَهُ اللهُ مَعَ اَولِیائِهِ وَ مَعَ مَن اَحَبَّ


72- حجت الاسلام علی بابایی رودسری


سلام .انا لله و انا الیه راجعون.مصیبت وارده را برحجت الاسلام سید اصغر میرقدیم لاهیجی تسلیت عرض نموده انشا ا...برادر مرحومش را با اولیا‌‌ءا... محشور کند.روحش شاد یادش گرامی .با تشکر: علی بابایی


73- حجت الاسلام محسن آخوندی گرگانی (استان گلستان)

سلام بر استاد معزز بنده
ارتحال اخوی مکرمتان را تسلیت عرض می کنم ان شاءالله با اجداد اطهار خود محشور باشند.
سلامتی و طول عمر باعزت را برای حضرتعالی خواستارم.


74- حجت الاسلام دکتر محسن صحرایی کاشانی+ از مبلِّغین موفق در عرصه خارج از کشور


انا لله و انا الیه راجعون. محضر مبارک استاد گرامی حضرت حجت الاسلام سعادت میرقدیم.خبر ارتحال حجت الاسلام سید حسن سعادت میرقدیم اخوی محترمتان باعث تاثر اینجانب گردید. علو درجات آن فقید سعید و بقای عمر بازماندگان را از درگاه ایزد منان خواستارم. الاحقر شیخ محسن صحرایی

75- حجت الاسلام کریم نوروزی اکبرآبادی لاهیجی ( دانش آموخته تخصصی حوزه و مدیر سابق حوزه علمیه لاهیجان)
خدمت برادر عزیزم سید بزرگوار : حجت الاسلام والمسلمین سعادت
غم از دست دادن برادر مرحوم شما را خدمت حضرتعالی و خانواده محترم سعادت تسلیت عرض میکنم
ان شاءالله خداوند آن مرحوم را با اخوی شهید و هردو بزرگوار را با اباعبدالله الحسین علیه السلام محشور فرماید


76-  حجت الاسلام قاسم باباجانی پور مازندرانی ( دانش آموخته تخصصی حوزه)
استاد بزرگوار تسلیت عرض میکنیم.انشالله روحشون مهمان اقای جوانان بهشت و قرین نعمت لایزال....

77- حجت الاسلام محمد برزگر شیرازی  (از مجمع عالی تفسیر قرآن کریم در قم )

سلام علیکم و رحمة الله ، ضمن عرض تسلیت، خدا رحمت کند ایشان را و به حضرتعالی عمر با برکت و صبر جزیل عنایت فرماید .

78- حجت الاسلام  حسنعلی رستم زاده لاهیجی

سلام علیکم واقعا ناراحت شدم به شما وخانواده اش تسلیت عرض میکنم وبرای آن مرحوم علو درجات از درگاه حضرت حق خواهانم .

79- حجت الاسلام اباصلت روحی اراکی(استان مرکزی) +(دانش آموخته تخصصی حوزه)

سلام علیکم .خدا مورد مغفرت قرارشون بده و بر سفره سیدالشهداء مهمانشان کند. و به شما و خانواده بزرگوارتون صبر و جزاء خیر عنایت کند.

80- حجت الاسلام  محمد مبارک تبریزی  ( تخصص در فلسفه )

سلام استاد عزیزم 
رحلت برادر گرامیتان حجة الاسلام والمسلمین سید حسن سعادت میرقدیم را به شما و دیگر بازماندگان تسلیت عرض میکنم .از خداوند متعال مسئلت دارم ایشان و شما را با جدّتان اباعبدلله الحسین ع محشور فرماید ، التماس دعا دارم از محضرتان . حتما دعا بفرمایید .

81- حجت الاسلام غلامرضا شهری دوگاهه رودباری

سلام علیکم استاد سعادت عزیز درگذشت برادر فاضل و با اخلاق عامل به دستورات الهی که حق استادی هم به گردن ما داشتن را به حضرت عالی و خانواده محترم تسلیت عرض کرده و برای ایشان علوّ درجات را از درگاه الهی خواستارم . طلبه حقیر غلامرضا شهری رودباری


82-  حجت الاسلام حاج شیخ عبدالحسین رفیعی لاهیجی
سلام . حضرت حاج اقای سعادت ضمن عرض تسلیت درگذشت اخوی بزرگوارتون محضرحضرتعالی و خانواده محترم علو درجات آن عزیزسفرکرده را ازخداوند متعال خواهانم . رفیعی لاهیجی تهران21شهریور96.

 

83- حجت الاسلام رحمن(جبار) علیزاده  رودباری
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته  عرض تسلیت بابت رحلت جانسوز برادر گرانقدر تان را از حقیر پذیرا باشید خداوند متعال ایشان را بیامرزد و با اولیاء الله محشور فرماید و به همه بازماندگان صبر و اجر جزیل عنایت فرماید


84-  حجت الاسلام  ناصر اخلاقی دریاکناری لنگرودی ( دانش آموخته تخصصی حوزه +حقوق )

سلام علیکم  . خدايش غريق رحمت فرمايد و در ايام عاشوراي حسيني با اجداد طاهرينش محشورنمايد. به شما برادربزرگوار نیز تسلیت میگویم و قصور مارا عفو بفرمایید.خداعاقبت ماراختم بخیرفرماید.


85 -  حجت الاسلام محمد سلیمی لاهیجی ( از قاریان خوب  و از اساتید تجوید و قرائت قرآن )

سلام علیکم ورحمةالله وبرکاته
تسلیت ویژه به جهت ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفای ایشان. وهمچنین تسلیت محضر مبارکتان به جهت ارتحال برادر عزیزتان .انشاءالله ایشان با جدشهیدتان محشور شوند. عذر تقصیر به جهت تاخیر.سَلَّمَکُمُ الله

86-  حجت الاسلام  شیخ محمد حسن بیگی رودسری (
مسئول واحد فرهنگی مجمع طلاب اشکوری های مقیم قم ) 

انا لله و انا الیه راجعون.ارتحال عالم وارسته مرحوم حجه الاسلام والمسلمین سید حسن سعادت باعث تاثر این جانب گردید این مصیبت رابه حضرتعالی تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن مرحوم علو درجات،و برای بستگان خصوصا حضرتعالی صبر عظیم مسئلت دارم. مسئول واحد فرهنگی مجمع طلاب اشکوری های مقیم قم.  شیخ محمد بیگی

87-  حجت الاسلام  مسعود پژوهش لاهیجی

سلام  علیکم  . رحلت برادر عزیزتون را به جنابعالی  تسلیت می گویم .  خدا رحمتش کند و به بازماندگان و شما صبر عنایت فرماید

88-  حجت الاسلام جواد اشراقی لاهیجی ( از اساتید حوزه )

سلام علیکم ایام تاسوعا و عاشوری حسینی تسلیت باد . وظیفه بنده است از نزدیک برای تسلیت خدمت حضرت عالی برسم .خداوند ایشان را رحمت و به شما صبر عنایت فرماید . التماس دعا . جواد اشراقی
89 -  حجت الاسلام  مجید حجت انصاری آستانه ای  ( اهل آستانه اشرفیه )

  سلام حاج آقا . خدا انشاالله ایشون رو با امیرالمومنین و اهل بیت  ع  محشور کنه  . انصاری


90 - حجت الاسلام هادی پور واجد گیلانی  (اهل انزلی ) + اهل دقت در مطالب عرفانی و سلوکی


عرض سلام و ادب محضر استاد گرانقدر . خداوند ایشان را با اولیایش محشور کند بحق زهرا (س) و به حضرتعالی و بازماندگان صبر عنایت بفرماید .
امروز آقای مبارک زنگ زدن خبر دادند, خیلی شرمنده شدم . عفو بفرمایید . التماس دعا ی خیر دارم

91- حجت الاسلام سید علی شفیع پور حسینی آستانه ای+آستانه اشرفیه  ( دانش آموخته تخصصی حوزه )

92- حجت الاسلام صادق خالقی فرد لاهیجی ( ایشان دوبار پیام دادند ) + 1

سلام علیکم .  تسلیت عرض می کنم .  روحشان شاد . خداوند رحمتش کند .  غم آخرتون باشد

93 -  حجت الاسلام صادق خالقی فرد لاهیجی + 2

سلام علیکم . با نهایت تأسف  در گذشت برادر گرامیتان را تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت و غفران و برای شما طول عمر مسئلت دارم

94- حجت الاسلام  حسین آرایش فومنی

سلام علیکم .  انا لله و انا الیه راجعون .  تسلیت عرض می کنم . غم آخرتون باشد .

 


95- حجت الاسلام محمد رضا شکسته دل توچالی آستانه ای گیلانی  ( امام جمعه محترم شهر سیاهکل در گیلان )
سلام علیکم عظّم الله اجورنا و اجورکم . واقعا متاثر شدم خداوند با اجداد طاهرینش محشور فرماید و شمارا بسلامت بدارد.

96-  حجت الاسلام شکرالله میناب  لاهیجی

سلام استاد عزیز  . تسلیت می گویم   . خدا به خانواده عزیزتون صبر دهد  و علو درجات برای آن مرحوم مسئلت دارم

97- حجت الاسلام  محمد حسن زاده  فومنی گیلانی 

علیکم سلام الله
عَظّمَ اللهُ اُجُورَکُم بِمُصابِ الحُسَین ع . خدایش رحمت کند . ملتمس دعا

98- حجت الاسلام محمدرضا حسن زاده گیلانی

سلام عليكم -رحمةُ الله عليه وَاحشُرهُ مَعَ أَجدادِهِ الطّاهِرين

99- حجت الاسلام ... سبحانی نسب لنگرودی

سلام علیکم . برادر بزرگوار مرحوم شما مورد شفاعت اهل بیت عصمت علیهم السلام قرار گیرند انشأالله التماس دعاسبحانی نسب لنگرودی

100
حجت الاسلام  ناصر رنجبر دهبنه ای  لاهیجی
سلام سید . خدا رحمتش کند و با اجداد طاهرین محشور شود . به حضرت عالی و خانواده محترم تسلیت عرض میکنم

101 - حجت الاسلام محمد رضا نیکومنش  رودسری ( قاری و واعظ  )
سلام علیکم . محضرمبارک استاد عزیزجناب حجت الاسلام سیداصغر سعادت میرقدیم . رحلت برادر بزرگوار استاد محترم حوزه حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم را به بیت معظّم و خانواده گرامی ایشان خصوصا به  حضرتعالی تسلیت عرض می نمایم . 
خداوند روحشان  را با اجداد مطهرشان محشور و به خانواده معظم و محترمشان صبرواجر عنایت بفرماید....ارادتمند نیکومنش

102-  حجت الاسلام  علی کریما  تهرانی  ( مدیر محترم حوزه علمیه لاهیجان )

سلام علیکم . انشاالله خداوند ایشان رو با اولیا و مقربین درگاهش محشور فرماید . التماس دعا

103-  حجت الاسلام تقی علیپور رودسری ( دانش آموخته تخصصی حوزه ) + سه مورد پیام تسلیت داده است +1 .

سلام علیکم . تسلیت می گویم ایام شهادت امام حسین ع و یاران و اصحاب آن حضرت را بر همه محبین و دوستاران حضرت.و همچنین تسلیت می گویم ارتحال عزیز از دست رفته حضرت حجت الاسلام آقای سید حسن سعادت میرقدیم را به استاد سعادت . خدا ایشان را رحمت کند.اللهم صل علی محمد وآل محمد.

104حجت الاسلام تقی علیپور رودسری ( دانش آموخته تخصصی حوزه ) +  2 .


سلام علیکم.تسلیت عرض می کنم فوت اخوی عزیز.خدا این عزیز سفر کرده را با اجداد مطهرشان و اهل بیت علیهم السلام محشور بفرماید.هدیه به روح ایشان صلوات بر محمد آل محمد.اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم.


105 -حجت الاسلام تقی علیپور رودسری ( دانش آموخته تخصصی حوزه ) + 3 .

سلام علیکم و رحمه الله . با عرض تسلیت به حضرتعالی و خانواده محترم سعادت ، خدا رحمت کند . هدیه به روح ایشان  صلوات بر محمد وآل محمد.

106-  حجت الاسلام  حسین رنجبر سیاهکلی 

باسلام و عرض ادب و احترام  و پوزش ازاینکه بنده چون الان یک سال هست که ازشمال رفتم به بوشهر و در جریان نبودم  . بنده تسلیت عرض میکنم محضرحضرتعالی و علو درجات رو برای اخوی محترم و معزز ازخداوند سبحان خواهانم . امیدوارم خداوند عمر باعزت به حضرتعالی عنایت فرماید .

107-  حجت الاسلام حامد رنجبر لاهیجی  ( امام جمعه محترم  اسبق لاهیجان )

 سلام علیکم . به شما تسلیت می گویم .خداوند روحشان را شاد فرماید.  اَطالَ اللهُ عُمرَکُم



108- حجت الاسلام یوسف برزگر  کلاچایی ( اهل کلاچای گیلان + امام جمعه کلاچای )

سلام علیکم . تسلیت عرض میکنم  . خداوند آن بزرگوار رو با اجداد طاهرینش محشور فرماید



109- حجت الاسلام محمد جواد مصطفوی رودسری (نویسنده) و برادر دوشهید 1- محسن (احسان) و ایرج (یاسر) مصطفوی


باسلام وتعزیت , غفران الهی دراین شب پر فضلیت (شب عاشورا) نثار آن عزیز سفرکرده بادا . ارادتمندمصطفوی


110-  حجت الاسلام محمد قادری  لاهیجی


سلام علیکم.... استاد گرانمایه.... عَظّم اللهُ أجورَکم

راستش بنده اطلاع نداشتم اخوی گرانقدرتان به رحمت خدا رفته.... تازه متوجه شدم.... خداوند تبارک و تعالی روح ایشان را با ارواح مؤمنین محشور بفرماید و به بازماندگان و حضرتعالی صبر عنایت فرماید....

111 -  حجت الاسلام  قادر محمد زاده اردبیلی

سلام علیکم و رحمة الله  . خدایش بیامرزد و مهمان امام حسین فرماید . و از خداوند میخام که بر شماصبر دهد.


112 - جناب مستطاب آقای محمد پرویزی مریدانی لشت نشایی (دانشجو ...)

سلام علیکم
خدا رحمت کند ایشان را به حق این شب عزیز (شب عاشوراء 96) با اباعبدالله محشوربشن ان شاءالله

113- حجت الاسلام حسن عبرتی کَنَفی لاهیجی

سلام . خوب هستید . فرارسیدن عاشورای حسینی علیه السلام راخدمت شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می کنم خداوندبرادرشمارارحمت کند و به شما نیز صبر و آچر عنایت کند انشاالله

السلام علیک یااباعبدالله الحسین علیه السلام

114-  حجت الاسلام محمد مهدی معتمدی رشتی ( از فضلاء و قاری خوب قرآن کریم)

سلام سیدنا  . اعظم الله اجورکم . تسلیت عرض میکنم ببخشید مطلع نبودم .معتمدی


115- حجت الاسلام مجتبی احمدی ادیب رشتی گیلانی

بسم الله الرحمن الرحيم  کُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ * وَ يَبْقي‏ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ

حضرت حجت الاسلام والمسلمین استاد حاج آقاسعادت

سلام علیکم

ضایعه در گذشت برادر مهربان و مؤمنتان حضرت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم(رحمة الله علیه) را تسلیت عرض می کنم ، خداوند متعال روح پاکش را با حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) محشور نماید و به بازماندگان صبر جزیل عنایت فرماید .   شاگرد شما    مجتبی احمدی ادیب

 

**  اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ.

 

خواب بودم ، خواب دیدم مرده ام
بی نهایت خسته و افسرده ام

تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر کَن سنگ لحد را گِل گرفت

روی من خروارها از خاک بود
وای، قبر من چه وحشتناک بود!

بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق ظلمت، سوت و کور و تنگ بود

هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت

خسته بودم هیچ کس یارم نشد
زان میان یک تن خریدارم نشد

نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی
ترس بود و وحشت و دلواپسی

ناله می کردم ولیکن بی جواب
تشنه بودم، در پی یک جرعه آب

آمدند از راه نزدم دو ملک
تیره شد در پیش چشمانم فلک

یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟

گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود
لرزه بر اندام من افتاده بود!

هر چه کردم سعی تا گویم جواب
سدّ نطقم شد هراس و اضطراب

از سکوتم آن دو گشته خشمگین
رفت بالا   گرزهای   آتشین

قبر من پُر گشته بود از نار و دود
بار دیگر با غضب پرسش نمود:

ای گنهکار سیه دل، بسته پر
نام  اربابان خو  د یک یک ببر

گوییا لب ها به هم چسبیده بود
گوش گویا نامشان نشنیده بود

نام های خوبشان از یاد رفت
وای، سعی و زحمتم بر باد رفت

چهره ام از شرم می شد سرخ و زرد
بار دیگر بر  سرم   فریاد کرد:

در میان عمر خود کن جستجو
کارهای نیک و زشتت را بگو

هر چه می کردم به اعمالم نگاه
کوله بارم بود مملو از گناه

کارهای زشت من بسیار بود
بر زبان آوردنش دشوار بود

چاره ای جز لب فرو بستن نبود
گرز آتش بر سرم آمد فرود

عمق جانم از حرارت آب شد
روحم از فرط اَلَم بی تاب شد

چون ملائک نا امید از من شدند
حرف آخر را چنین با من زدند:

عمر خود را ای جوان کردی تباه
نامه اعمال تو باشد سیاه

ما که مأموران حقِّ داوریم
پس تو را سوی جهنم می بریم

دیگر آن جا عذر خواهی دیر بود
دست و پایم بسته در زنجیر بود

ناامید از هر کجا و دل فکار
می کشیدندم به خِفّت سوی نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد
از جنان درهای رحمت باز شد

مردی آمد از تبار آسمان
دیگران چون نجم و او چون کهکشان

صورتش خورشید بود و غرق نور
جام چشمانش پر از خمر طهور

لب که نه، سرچشمه ی آب حیات
بین دستش کائنات و ممکنات

چشم هایش زندگانی می سرود
درد را از قلب انسان می زدود

بر سر خود شال سبزی بسته بود
بر دلم مِهرش عجب بنشسته بود

کی به زیبائی او گل می رسید
پیش او یوسف خجالت می کشید

دو ملک سر را به زیر انداختند
بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حیرت داشتند این زمزمه
آمده این جا حسین فاطمه؟!

صاحب روز قیامت آمده
گوییا بهر شفاعت آمده

سوی من آمد مرا شرمنده کرد
مهربانانه به رویم خنده کرد

گشتم از خود بی خود از بوی حسین
من کجا و دیدن روی حسین

گفت: آزادش کنید این بنده را
خانه آبادش کنید این بنده را

این که این جا این چنین تنها شده
کام او با تربت من وا شده

مادرش او را به عشقم زاده است
گریه کرده بعد شیرش داده است

خویش را در سوز عشقم آب کرد
عکس من را بر دل خود قاب کرد

بارها بر من محبت کرده است
سینه اش را وقف هیئت کرده است

سینه چاک آل زهرا بوده است
چای ریز مجلس ما بوده است

اسم من راز و نیازش بوده است
تربتم مُهر نمازش بوده است

پرچم من را به دوشش می کشید
پا برهنه در عزایم می دوید

بهر عباسم به تن کرده کفن
روز تاسوعا شده سقای من

اقتدا بر خواهرم زینب نمود
گاه می شد صورتش بهرم کبود

تا به دنیا بود از من دم زده
او غذای روضه ام را هم زده

قلب او از حُب ما لبریز بود
پیش چشمش غیر ما ناچیز بود

با ادب در مجلس ما می نشست
قلب او با روضه ی من می شکست

حرمت ما را به دنیا پاس داشت
ارتباطی تنگ با عباس داشت

اشک او با نام من می شد روان
گریه در روضه نمی دادش امان

بارها لعن امیه کرده است
خویش را نذر رقیه کرده است

گریه کرده چون برای اکبرم
با خود او را نزد زهرا می برم

هرچه باشد او برایم بنده است
او بسوزد، صاحبش شرمنده است

در مرامم نیست او تنها شود
باعث خوشحالی اعدا شود

کشته اشکم ، شفیع امتم
شیعیان را مُنجِیَم از درد و غم

گرچه در ظاهر گنه کار است و بد
قلب او بوی محبت می دهد

سختی جان کندن و هول جواب
بس بود بهرش به عنوان عقاب

در قیامت عطر و بویش می دهم
پیش مردم آبرویش می دهم

آری آری، هرکه پا بست من است
نامه ی اعمال او دست من است

ناگهان بیدار گردیدم زخواب
از خجالت گشته بودم خیس آب

دارم اربابی به این خوبی ولی
می کنم در طاعت او تنبلی؟!

من که قلبم جایگاه عشق اوست
پس چرا با معصیت گردیده دوست؟

من که گِریَم بهر او شام و پگاه
پس به نامحرم چرا کردم نگاه؟

من که گوشم روضه ی او را شنید
پس چرا شد طالب ساز پلید؟

چشم و گوش و دست و پا و قلب و دل
جملگی از روی مولایم خَجِل

شیعه بودن کی شود با ادعا؟
ادعا بس کن اگر مردی بیا

پا بنه در وادی عشق و جنون
حبّ دنیا را ز قلبت کن برون

حبّ دنیا معصیت افزون کند
معصیت قلب ولیّ را خون کند

باش در شادی و غم عبد خدا
کن حسابت را ز بی دینان جدا

قلب مولا را مرنجان ای جوان
تا شوی محبوب رب مهربان

* شعر از سید امیر حسین میرحسینی

 

 


 ** پيامهاي تسليت رحلت حجت الاسلام سيدحسن سعادت ميرقديم لاهيجي+سايت حکيم زين العابدين عسکري گيلاني لشت نشايي +کليک

 

** پيامهاي تسليت رحلت حجت الاسلام سيدحسن سعادت ميرقديم لاهيجي+پایگاه اندیشوران حوزه

 

 


 






درباره : وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,مطالبی درباره روحانیت و حوزه های علمیه ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : پیامهای تسلیت رحلت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , مرگ , رحلت , سیدحسن , سعادت , سعادت میرقدیم , لاهیجی , صالح بر , روستای صالح بر , سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , سادات محله لاهیجان , حوزه علمیه قم , لاهیجان , حوزه , علم , دانش , علماء ,


نوشته شده در چهارشنبه 29 شهريور 1396 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 64 |

 

 

***نسیم معرفت***

تاریخ مخابره :1394/9/19

در گفتگو با استاد حوزه بررسی شد؛
اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)
حوزه/ صلح با سازش تفاوت دارد؛ سازش غیرشرعی، غیراخلاقی، حتی غیرسیاسی و بر خلاف عقل و درایت است اما صلح با چهارچوبی که دارد، عقلانی و شرعی است...  

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»، در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین سید اصغر سعادت میر قدیم لاهیجی از مدرسین سطوح عالی قم و عضو مجمع عالی تفسیر، اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع) را مورد بررسی قرار داده است.

* مصادیق أُولِی الْأَمْرِ در کلام رسول خدا(ص)

اشاره: در آغاز حدیثی را عرض می کنم وبعد به مطالبی درباره اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی ع می پردازم.

در سوره نساء آیه 59 می ‌فرماید:«أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم‏» ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را و رسول خدا و اولی الامر را اطاعت کنید.

جابر بن عبدالله انصاری می‌ گوید: از رسول خدا در رابطه با این آیه سؤال کردم که اطاعت از خدا و اطاعت از رسول را فهمیدم اما متوجه نشدم که منظور از اطاعت از اولی الامر چیست؟.

پيامبر اکرم در جواب جابر فرمود: «فَقَالَ (ص) هُمْ خُلَفَائِي وَ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِينَ بَعْدِي أَوَّلُهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَيْنُ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْمَعْرُوفُ بالتوراة [فِي التَّوْرَاةِ] بِالْبَاقِرِ وَ سَتُدْرِکُهُ يَا جَابِرُ فَإِذَا لَقِيتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّي السَّلَامَ ثُمَّ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ سَمِيِّي وَ کَنِيِّي حَجَّةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ نَفسُهُ [بَقِيَّتُهُ‏] فِي عِبَادِهِ ابْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ذَلِکَ الَّذِي يَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَى ذِکْرَهُ عَلَى يَدِهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا»(1)

مراد از اولی الامر امامان بعد از من هستند و آنها جانشینان من هستند و نکته جالب این است که پیامبر اکرم (ص) در جواب جابر، امامان معصوم را از امیر المؤمنین تا امام حسن عسگری(علیهم السلام) معرفی فرمودند و وقتی به امام باقر (ع) رسیدند مکث وتوقفی کردند و به جابر فرمودند: شما عمر طولانی خواهید کرد و فرزندم امام باقر (ع) را ملاقات می‌ کنید، سلام مرا به ایشان برسانید.

سوال:

* چطور شد که امیر المؤمنین علیه السلام و به تبع ایشان امام حسن مجتبی علیه السلام مرکز حکومت بلاد اسلام را از مدینه به کوفه انتقال دادند؟.

این یک سؤال اساسی است که برای ما محبان اهل بیت (ع) و کسانی که در بحث های تاریخی ورود می ‌کنند ایجاد می شود که امیرالمؤمنین (ع) که در زمان حیات پیامبر اکرم (ص) در مدینه بودند، چرا به عراق رفتند؟ همانطوری که می دانیم در سال 36 هجری قمری ، امیرالمؤمنین (ع) وارد کوفه شدند.

* علت ورود امیرالمؤمنین (ع) به کوفه

الف- مقابله با ناکثین: علت ورود این بود که مولی امیر المؤمنین (ع) بعد از خلیفه سوم نزدیک به 5 سال خلافت ظاهری داشتند و با توجه به حوادث مختلفی که در مکه، شام، مدینه و عراق به وجود آمد حضرت به کوفه مهاجرت فرمودند؛ چرا که پس از قتل عثمان خلافت ظاهری به امیر المومنین (ع)  واگذار شد و گستره جغرافیایی حکومت علوی  از شام تا یمن و از مصر تا حجاز و بخشی از ایران و عراق را در بر می گرفت و متأسفانه عده ای توسط امثال معاویه تحریک شدند و همسر پیامبر اکرم (ص) (عایشه)را نیز تحریک کردند و افرادی مانند طلحه و زبیر را مقابل حضرت قرار دادند که با دسیسه عده ای جنگ جمل در بصره به وجود آمد.

 امیرالمؤمنین (ع) در مدینه است و گستره حکومت ایشان بسیار پهناور است، این افراد( معاویه وعواملش و...) بر اساس گزارشاتی که از مسائل منطقه ای و مردم عراق داشتند، در عراق شورشی را ایجاد کردند و جنگ جمل را به وجود آوردند.

تعداد زیادی از مردم را به کشتن دادند و حضرت برای سرکوبی گروه ناکثین، یعنی طلحه و زبیر و عایشه، از باب ناچاری به عراق مهاجرت کردند و امام حسن (ع) و دیگران هم با ایشان همراه بودند و از مردم کمک خواستند حتی امام حسن مجتبی(ع) به دستور امیرالمؤمنین (ع) وارد کوفه شد و از مردم کمک خواست و مردم وارد صحنه شدند و حضرت در جنگ با ناکثین موفق شدند.

پس علت ورود امیرالمؤمنین (ع) به عراق، سرکوبی عوامل بنی امیه بود که در قالب برخی صحابه ظهور یافت و بعد از جنگ با ناکثین حضرت وارد کوفه شد.

ب- قدردانی از مجاهدت های مردم کوفه: دلیل دیگر هم این بود که مردم کوفه واقعاً جانانه وارد عرصه جهاد شدند و به کمک امیرالمؤمنین (ع) آمدند و حضرت می‌ خواستند با انتخاب کوفه به عنوان مرکز حکومت خود از مردم کوفه قدرشناسی کنند.

ج- کنترل معاویه: علت دیگر اینکه مسیر کوفه تا شام مسیر کوتاهی است و حضرت می ‌خواستند از آن ناحیه معاویه را کنترل کنند. لذا امیرالمؤمنین (ع) در کوفه مستقر شدند. به دنبال این مطلب امام حسن (ع) هم در کوفه مستقر شدند؛ لذا در سال 40 هجری که امیرالمؤمنین (ع) در کوفه به شهادت رسیدند آغاز خلافت و حکومت امام حسن مجتبی (ع) است که متأسفانه امام حسن مجتبی(ع) دوران کوتاهی را در کوفه به عنوان خلافت حضور داشتند و دوران امامت ایشان حدود ده سال بود و بعد از شهادت امیرالمؤمنین (ع) بخش کوتاهی از حیات طیبه خود را  در کوفه و بخش دیگری را در مدینه به سر بردند.

* مروری بر اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر امامت امام مجتبی(ع)

امام حسن مجتبی(ع) بعد از شهادت امیرالمؤمنین (ع) در سال 40 هجری بر مسند خلافت مسلمین قرار می ‌گیرند. آن هم محیط وسیع جغرافیایی که شامل عراق، شام، حجاز، یمن، مصر و بخشی از ایران است و نشستن بر چنین مسندی عوارضی هم دارد. با توجه به اینکه حوادثی که در زمان امیرالمؤمنین (ع) رخ داده بود، امام حسن مجتبی(ع) کاملاً در جریان بود که چنین مسندی چه مشکلاتی خواهد داشت. چون در زمان امیرالمؤمنین (ع) سه جنگ عمده رخ داد. بخش عمده آن در عراق و در کوفه بود. جنگ جمل (جنگ با ناکثین) که بیان شد که این جنگ سبب و فلسفه ورود امیرالمؤمنین (ع) به عراق بود. جنگ صفین که معاویه به امیرالمؤمنین (ع) تحمیل کرد  که مبارزه  وجنگ با قاسطین نام داشت.

معاویه برای اینکه مشکلاتی را برای امیرالمؤمنین (ع) ایجاد کند جنگ صفین را به راه انداخت. در جنگ جمل ( ناکثین) امام حسن (ع) حضور پررنگی دارد و برای سرکوبی آن افراد ،به کوفه رفت تا نیروی انسانی فراهم کند.

ایشان در جنگ صفین هم حضور دارند و فداکاری های زیای انجام می‌دهند. بعد از آن هم جنگ با خوارج (جنگ نهروان)پیش می ‌آید که در این جنگ هم امام حسن مجتبی(ع) حضور فعال دارند و زمانی که امام (ع) بر مسند خلافت ظاهری قرار می‌ گیرند بازماندگان این افراد ایجاد فتنه کردند.

* دورنمایی از مشکلات امام (ع) در دوران حکومتشان

 

عوامل جنگ صفین، جنگ نهروان و جنگ جمل، در زمان امام حسن (ع) حضور داشتند و برای شناسایی عصر آن حضرت (ع)  ، شناسایی اوضاع عراق و روحیه مردم عراق لازم است.

 

الف- معاویه و داعیه خلافت مسلمین: یکی از مشکلاتی که سر راه امام حسن مجتبی(ع) قرار می‌ گیرد معاویه است. معاویه ای که ادعای خلافت مسلمین و امیرالمؤمنین بودن را دارد و علاوه بر آن به دنبال سلطنت و پادشاهی بود، به سادگی زیر بار خلافت امام حسن مجتبی(ع) نخواهد رفت. همان عناصری که امیرالمؤمنین(ع) را خانه نشین کردند، مشکلاتی را برای امام حسن مجتبی(ع) ایجاد کردند که یکی از آن ها معاویه است؛ وقتی خبر به معاویه رسید که امام حسن مجتبی(ع) بر مسند خلافت قرار گرفته، عوامل خود را مهیا می‌ کند تا با امام (ع) مقابله کند.

 

در تاریخ نقل شده که 150 هزار نفر از شام حرکت کردند؛ فاصله قرارگرفتن امام حسن مجتبی(ع) بر مسند خلافت و تشکیل قشون معاویه،  فاصله بسیار کوتاهی است؛ استاد مطهری در این باره می گوید:

 

«امام حسن (ع) در مسند خلافت بود و معاويه هم به عنوان يك حاكم (گو اينكه تا آن وقت خودش را به عنوان خليفه و اميرالمؤمنين نمى ‏خواند) و به عنوان يك نفر طاغى و معترض در زمان اميرالمؤمنين (ع) قيام كرد، به عنوان اين كه من خلافت على (ع) را قبول ندارم به اين دليل كه على كشندگان (ع) عثمان را كه خليفه بر حق مسلمين بوده، پناه داده و حتى خودش هم در قتل خليفه مسلمين شركت داشته است، پس على خليفه بر حق مسلمين نيست. معاويه خودش به عنوان يك نفر معترض و به عنوان يك دسته معترض تحت عنوان مبارزه با حكومتى كه بر حق نيست و دستش به خون حكومت پيشين آغشته است [قيام كرد]. تا آن وقت ادعاى خلافت هم نمى ‏كرد و مردم نيز او را تحت عنوان «اميرالمؤمنين» نمى ‏خواندند؛ همين ‏طور مى‏ گفت كه ما يك مردمى هستيم كه حاضر نيستيم از آن خلافت(خلافت علی ع) پيروى كنيم. امام حسن (ع) بعد از اميرالمؤمنين (ع) در مسند خلافت قرار مى ‏گيرد. معاويه هم روز به روز نيرومندتر مى ‏شود. به علل خاص تاريخى، وضع حكومت اميرالمؤمنين (ع) در زمان خودش- كه امام حسن (ع) هم وارث آن وضع حكومت بود- از نظر داخلى تدريجاً ضعيف ‏تر مى‏ شود به طورى كه نوشته ‏اند بعد از شهادت اميرالمؤمنين (ع)، به فاصله هجده روز (كه اين هجده روز هم عبارت است از مدتى كه خبر به سرعت به شام رسيده و بعد معاويه بسيج عمومى و اعلام آمادگى كرده است) معاويه حركت مى‏ كند براى فتح عراق. (2)                         

 

لذا ظرف هجده روز خبر به معاویه رسید و معاویه پیشاپیش منتظر قضایا بود و یکصد و پنجاه هزار نفر را برای سرکوب مردم عراق روانه کرد که چرا با امام حسن مجتبی(ع) بیعت کرده اید.

 

بعد از شهادت امیرالمؤمنین (ع)، امام حسن مجتبی(ع) بر فراز منبر سخنرانی می ‌کنند و از فضایل پدرشان و از اوضاع منطقه صحبت می‌ کنند و درخواست بیعت از مردم می ‌کنند و مردم با نیت های مختلف با ایشان بیعت می ‌کنند؛ در چنین شرایطی معاویه برای سرکوب مردم عراق حرکت می‌کند؛ امام حسن مجتبی(ع) نیز وارد صحنه می ‌شوند و در مسجد کوفه یکی از مهیج ترین سخنرانی ‌ها را ایراد کرده و از مردم درخواست کمک می ‌کنند، ولی همه ساکت هستند. تاریخ به وضوح نقل می ‌کند؛ بعد از سخنرانی حضرت هیچ کدام پاسخ ندادند و همه ساکت ایستادند؛ فقط عده ای از پیرمردان و باقی ماندگان از دوران سابق برخاستند و صحبت هایی کردند و از باب ناچاری همراه امام (ع) برای مقابله حاضر شدند. در مجموع دوازده هزار نفر حاضر شدند؛ در حالی که طرف مقابل یکصد و پنجاه هزار نفر نیرو دارد. با آن همه سخنرانی های مهیِّج امام (ع) و تحرکات صحابه قدیمی بعد از چند مدت تنها دوازده هزار نفر آماده شدند.

 

* چرا کوفه ای که یک شهر نظامی بود و به طور طبیعی صدها هزار نفر نیرو در آن حضور دارند تنها دوازده هزار نفر آماده شدند؟.

 

الف- فقدان روحیه جهادی: یکی از دلایل سکوت مردم عراق این بود که از جنگ خسته شده بودند. جنگ صفین و جنگ جمل، جنگ با ناکثین و مارقین و دیگر جنگ ها آن ها را خسته کرده بود. اما خستگی روحی مردم کوفه، عذر درستی نیست.

 

 ب – منفعت طلبی: از طرف دیگر مردم کوفه سعی می ‌کردند زیر پرچمی حاضر شوند که فایده ای برای آن ها داشته باشد، اما احساس کردند که حضور در زیر پرچم امام حسن مجتبی(ع) فایده ای برای آنها ندارد. حتی از لحاظ سیاسی هم بررسی کردند. چون علت سکوت عوامل مختلف دارد، خستگی روحی و تحلیل های سیاسی آنها؛ می ‌گفتند الان زمانی نیست که ما بخواهیم با معاویه تقابل کنیم. جالب اینجاست که معاویه با عواملی که داشت در تمام کشورهای اسلامی شایع کرده بود که فرد صالح و پاک و حلیمی است و همه جا این مطلب را پخش کرده بود که من مملکت داری و حکومت داری بلد هستم و مردم باور کرده بودند که معاویه در اداره حکومت، توانمندی و مدیریت خوبی دارد.؟!

 

* چرا مردم عراق در مقابل این همه خطابه های مهیج امام ساکت بودند؟.

 

یک جواب این است که تحلیل سیاسی مردم عراق این بود که معاویه فرد بدی است اما بسیار حلیم و سیاستمدار است. از سوی دیگر معاویه هم ادعای نماز جماعت و نماز جمعه داشت؛ در پهنای حکومتش خطیب جمعه و جماعت داشت و در عصر فتنه هم برای مردم مشکل است که چطور حق را از باطل تشخیص دهند.

 

دوران امام حسن (ع) از دشوارترین دوران های ائمه معصومین (ع) بوده است. شرایط سیاسی و اجتماعی که به امام حسن (ع) تحمیل شد به مراتب سخت تر از شرایط امیرالمؤمنین (ع) و حتی امام حسین (ع) بود.

 

در عرصه کربلا یزید در برابر امام حسین (ع) قرار گرفت ودر زمان امام حسن ع ،معاویه در برابر آن حضرت بود  .مردم در طول دوران خلافت معاویه و صبر و  سکوت  اضطراری امام حسن مجتبی(ع) (در مقطعی از زمان) معاویه را (که با فریب برگرده مردم سوار شده بود) به عنوان یک حاکم اسلامی تشخیص داده بودند وقبول کرده بودند و یزید هم(در زمان امام حسین ع) ماهیتش روشن بود. اما در زمان امام حسن (ع) اوضاع به گونه دیگری بود؛ مردم می ‌دیدند که امام حسن (ع) نماز جمعه برگزار می ‌کند و معاویه هم همینطور هر دو به حج می ‌روند؛ هر چیزی از مظاهر اسلام به چشم مردم می ‌آمد معاویه آن را اجرا می ‌کرد؛ لذا شرایط دوران امام حسن ع با شرایط زمان امام حسین ع فرق می کند وامام حسن ع به ناچار بنابرمصالحی صلح می کند حتی جالب است که کاخ معاویه در شام سبز رنگ بود. تحلیل من این است که درست کردن کاخ سبز بر چه ملاکی است؟؛ الان گنبد پیغمبر اکرم (ص) سبز است، می خواهم این را عرض کنم که حتی در ظاهر ،کاخ خودش هم اینطور تبلیغ می‌ کرد که من دنباله رو پیغمبر اکرم (ص) هستم. امام حسن (ص) در چنین صحنه ای قرار گرفته بود.

 

* چرا امام حسن مجتبی علیه السلام سکوت در مقابل معاویه را جایز نداستند با توجه به اینکه معاویه در حفظ ظاهر اسلامی حکومت خود سعی وافری داشت؟.

 

معاویه اهل بدعت بود و از باب نمونه بنده چند مورد از بدعت های معاویه را عرض می‌کنم.

 

اول: تجویز معاملات ربوی

 

وقتی معاویه به عنوان خلیفه مسلمین قرار می‌ گیرد معاملات ربوی را تجویز می ‌کند که حتی ابودرداء که قاضی خود اوست به او اعتراض می ‌کند.

 

دوم: تعطیلی حدود الهی

 

مثلاً دزدی را گرفتند که بنا بر اصول شرعی، دزدی او محرز شده بود و معاویه با وساطت اجازه اجرای حد را نداد.

 

سوم: تغییر برخی از احکام حج

 

در حج یک سری مسائلی است که حرام است؛ معاویه از باب ریا حج را انجام می ‌داد، در حج به خودش عطر می ‌زد و بوی خوش استفاده می ‌کرد که تغییر احکام حج است.

 

چهارم: معاویه خطبه های نماز عید فطر را قبل از نماز می‌ خواند که برای بنی امیه این روش استمرار داشت.

 

پنجم: لباس حریر که بر مردان حرام است را بر تن می کرد.

 

ششم: آب را در ظرف طلا و نقره می ‌نوشید یا در آنها غذا می ‌خورد با اینکه حرام است.

 

هفتم: لعن امیرالمومنین علیه السلام را رواج داد.

 

آشکارا لعن به امیرالمؤمنین (ع) را تجویز می ‌کند و به همه خطبا دستور داد موقع خطبه خوانی امیرالمؤمنین (ع) را لعن کنند؛ اگر این مطلب در نماز جمعه سرایت پیدا کند و سال ها ادامه پیدا کند چه تأثیری بر مردم دارد یا برای بچه هایی که با این مطالب بزرگ می ‌شوند مثل عناصر داعش که تلاش می ‌کنند برنامه هایشان را به کودکان آموزش ‌دهند.

 

هشتم: کارخانه جعل حدیث.

 

معاویه ارقام بسیار بالایی از اموال و دارایی  به افرادی  می ‌دهد که جعل حدیث کنند؛ مثلاً جعل حدیث کنند که چطور عثمان کشته شد با اینکه افرادی که باعث کشته شدن عثمان شدند بعداً به خونخواهی او بر ضد امیرالمؤمنین (ع) قیام کردند؛ معاویه هم همین کار را انجام داد. یک وقت بخشنامه کرد که دیگر جعل حدیث برای عثمان و فضایل او کافی است حالا برای خلفای اول و دوم فضیلت جعلی درست کنید و هر فضیلتی امیرالمؤمنین (ع) دارد را به خلیفه دوم نسبت دهید. انجام این کار و کارهای دیگر از سوی یک حاکم اسلامی فاجعه است.

 

متأسفانه مردم هم این را می ‌پذیرند؛ در حالی که معاویه وسط هفته، نماز جمعه می ‌خواند مردم به او اعتراض نمی کنند و این عدم اعتراض مردم نشان می ‌دهد که به تدریج سیطره حکومتی و تبلیغات گسترده معاویه ذهن مردم را تغییر داده بود و مردم قدرت تحلیل را از دست داده بودند؛ با این خصوصیات وحیله گری های معاویه، امام (ع) سکوت در برابر او را جایز ندانستند.

 

* برخورد امام (ع) در مقابل جریان سازی و لشکرکشی معاویه چگونه بود؟.

 

وظیفه اصلی و اولیه امام حسن مجتبی(ع) برخورد و قیام در برابر معاویه و لشگرکشی اوست و این کار را با تحمل رنج بسیار انجام دادند. حضرت مجتبی علیه السلام خطِّ سیر پیشروی سپاه را تعیین فرمود و دستور دادند هرکجا که به سپاه معاویه رسیدند، جلوی پیشروی آن ها را بگیرند و جریان را به امام علیه السلام گزارش دهند تا بی درنگ با سپاه اصلی به آنها ملحق شود.

 

«عبیدالله بن عباس» لشکر تحت فرماندهی خود را حرکت داد و در محلی بنام «مسکن» با سپاه معاویه روبرو شد و در آنجا اردو زد.

 

طولی نکشید به امام علیه السلام گزارش رسید که عبیدالله با دریافت یک میلیون درهم از معاویه، شبانه همراه هشت هزار نفر به وی پیوسته است.

 

پیدا است خیانت این فرمانده، در آن شرائط بحرانی، در تضعیف روحیه سپاه و تزلزل موقعیت نظامی امام علیه السلام تا چه حد مؤثر بود؛ ولی هرچه بود «قیس بن سعد» که مردی شجاع و با ایمان و نسبت به خاندان امیرمؤمنان (ع) بسیار با وفا بود، طبق دستور امام حسن علیه السلام فرماندهی سپاه را به عهده گرفت و طی سخنان مُهیِّجی کوشید روحیه سربازان را تقویت کند. معاویه خواست او را نیز با پول بفریبد، ولی قیس فریب او را نخورد و همچنان در مقابل دشمنان اسلام ایستادگی کرد.

 

معاویه تنها به خریدن «عبیدالله» اکتفا نکرد؛ بلکه به منظور ایجاد شکاف، اختلاف و شایعه سازی در میان ارتش امام مجتبی علیه السلام، به وسیله جاسوسان و مزدوران خود، در میان لشگر امام مجتبی علیه السلام شایع می کرد که قیس بن سعد (فرمانده مقدم سپاه) با معاویه سازش کرده و در میان سپاه قیس نیز شایع می ساخت که حسن بن علی علیه السلام با معاویه صلح کرده است!.

 

کار به جایی رسید که معاویه چند نفر از افراد خوش ظاهر وظاهرالصلاح  را که مورد اعتماد مردم بودند، به حضور امام علیه السلام فرستاد. این عده در اردوگاه «مدائن» با حضرت مجتبی علیه السلام ملاقات کردند و پس از خروج از چادر امام (ع)، در میان مردم به دروغ فریاد زدند: «خداوند به وسیله فرزند پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فتنه را خواباند و آتش جنگ را خاموش ساخت. حسن بن علی علیه السلام با معاویه صلح کرد، و خون مردم را حفظ نمود»!.

 

مردم که به سخنان آنها اعتماد داشتند، در صدد تحقیق بر نیامدند و سخنان آنها را باور نموده و بر ضد امام (ع) شورش کردند؛ سپس به خیمه آن حضرت حمله ور شده و آنچه در خیمه بود، به یغما بردند و در صدد قتل امام برآمده و آن گاه از چهار طرف متفرق شدند.

 

* نرمش قهرمانانه امام(ع) و پذیرفتن صلح تحمیلی

 

در نهایت امام حسن مجتبی علیه السلام وقتی می ‌بینند لشگر معاویه نزدیک شده و عوامل او کاری کردند که عرصه بر امام بسیار تنگ شد، راهی جز صلح ندید؛ همین مسأله صلح که مطرح می ‌شود بسیاری از افراد و تاریخ نویسان، تحلیل های انحرافی از صلح ارائه می دهند.

 

تفاوت صلح با سازش: اولاً صلح با سازش تفاوت دارد؛ سازش غیرشرعی، غیراخلاقی، حتی غیرسیاسی و بر خلاف عقل و درایت است اما صلح با چهارچوبی که دارد، عقلانی و شرعی است و لذا اگر افراد آن زمان این مطلب را می ‌فهمیدند به حضرت یا مُذِّلَ المُؤمنین خطاب نمی کردند؛ دسیسه معاویه این گونه است که افراد وجیه و سرشناس که مردم عراق آنها را قبول دارند به خیمه امام حسن مجتبی(ع) می فرستد تا عوام فریبی کند و بگوید ما صلح طلب هستیم؛ این افراد که داخل خیمه حضرت می ‌شوند که با حضرت صلح کنند، عوامل دیگر همه جا شایع می ‌کنند که امام حسن صلح را پذیرفته است؛ یعنی قبل از اینکه امام حسن (ع) صلح را قبول کنند و این مطلب را علنی کنند. افرادی پشت پرده پیشاپیش قضیه صلح را تبلیغ می ‌کنند تا صلح را به امام (ع) تحمیل کنند و معاویه کاغذ سفید امضایی به امام حسن مجتبی (ع) می ‌دهند که تو هر چه بنویسی ما قبول داریم.

 

این جای سؤال است که معاویه چه اعتمادی داشت که کاغذ سفید امضاء شده را می ‌دهد که بدهید به حسن بن علی و او هرچه بنویسد من قبول دارم!. او اوضاع را به نفع خود می دید وبه اصطلاح براوضاع مسلط شده بود لذا کاغذ سفید امضاء شده را می ‌دهد تا امام حسن ع هرچه می خواهد بنویسد!!

 

 اولاً جو تبلیغاتی راه می ‌اندازند که ما صلح طلبیم مثل شرایط امروز ما، که استکبار جهانی خود را صلح طلب معرفی می ‌کند؛ در این شرایط امام (ع) را جنگ طلب و معاویه را صلح طلب معرفی می ‌کنند و معاویه هم اوضاع عراق و شرایط جنگی حضرت را دید و فهمید که حضرت هر چه بنویسد، اشکالی ندارد و او قصد نداشت به شرایط صلح عمل کند، لذا قشون معاویه در نُخیله استقرار پیدا می ‌کنند و بین امام حسن (ع) و معاویه صلحی ایجاد می ‌شود.

 

* مواد قرارداد صلح

 

1- حکومت به معاویه واگذار می ‌شود به شرط اینکه به کتاب خدا و سنت و سیره پیامبر و سیره خلفا عمل کند. استاد مطهری می‌ گوید: تعبیر حکومت ترجمه فارسی است و گر نه عبارت عربی آن تسلیم حکومت است (3)

 

2-پس از معاویه حکومت از آن حسن بن علی (ع) است و هر حادثه ای برای او رخ داد متعلق به حسین بن علی (ع) است.

 

3- معاویه باید لعن نسبت به امیرالمؤمنین (ع) در منابر را ترک کند و از آن حضرت به نیکی یاد کند.

 

4- بیت المال که موجودی آن پنج میلیون درهم است تسلیم معاویه نخواهد شد.

 

5- مردم در همه مناطق شام، عراق، حجاز، یمن، ایران و... باید در امنیت باشند.

 

سؤال این است که امام حسن مجتبی(ع) می‌ دانند که معاویه به این مطالب عمل نمی کند چون ایشان تجربه زیادی در همراهی پدرشان(حضرت علی ع) دارند و بیش از چهل  سال در سیاست حضور داشته اند ومعاویه را خوب می شناسند و می داند که او پابند به این قرار داد نخواهد بود؛  پس چرا قراداد صلح با معاویه را قبول می کنند؟! جوابش این است که با توجه به شرایط وحوادث بوجود آمده  آن حضرت بخوبی می داند  که  حالا نمی شود با معاویه برخورد نظامی کرد؛  لذا براساس اهداف تربیتی برای جامعه و مصالح دیگری که در نظر امام (ع) بود( که به قول استاد مطهری زمینه ساز قیام امام حسین (ع) است) امام علیه السلام قرار داد صلح را می پذیرد.

 

حضرت به عنوان حجت شرعی و این که این قرارداد در همه جا پخش می‌ شود این قیود و ضوابط را در قرارداد قبول می ‌کنند؛ ایشان با درایت این صلح را پذیرفت همانطور که پیامبر اکرم (ص) در حدیبیه صلح را عقلاً و شرعاً پذیرفتند؛ امام حسن (ع) بعد از قبول صلح، فوراً به سمت مدینه حرکت کردند تا به اهدافی که مورد نظرش بود بپردازند.

 

* پس از صلح تحمیلی علت حضور امام (ع) در مدینه چه بود؟.

 

1-تربیت و آموزش نیروهای کارآمد

 

یک عالم و مبلّغ اگر در مکانی موفق نشد، باید هجرت کند و به مکان دیگری برود. امام ساکت نماندند و در مدینه اقداماتی کردند.

 

2-نشر فرهنگ اصیل اسلام

 

چون آن زمان اسلام از جانب معاویه معرفی می ‌شد مثل امروز که هم اسلام آمریکایی داریم و هم اسلام ناب محمدی، هم اسلام وهابیت و حتی شیعه لندنی ایجاد کرده اند؛ شیعه لندن در قم با پول انگلیس کار می‌ کند، شبکه های ماهواره ای دارند.

 

امام حسن علیه السلام با نشر اسلام اصیل در مقابل نشر اسلامی که معاویه معرفی می‌کند مقابله نمود و این موضوع بعد از صلح نیز ادامه یافت.

 

3-مباره با بدعت های معاویه

 

4-رسیدگی به نیازمندان

 

5-حمایت های سیاسی از موالیان

 

6-افشاگری علیه اهداف شوم فرهنگ معاویه

 

امام چنین حرکتی را در مدینه انجام داده و شاگردان خوبی را پرورش می‌ دهند؛ چند نفر از شاگردان ایشان مثل جابربن عبدالله انصاری، حبیب بن مظاهر، اصبغ بن نباته، برخی از شاگردان ایشان دارای وجاهت اجتماعی و با سابقه بودند و برخی نیز جوانانی مثل: حجر بن عدی، رشید هجری، رفاعة بن شداد، زید بن ارقم، سلیمان بن صرد خزاعی، کمیل بن زیاد نخعی، میثم تمار، ابوالاسود دوئلی که از اصحاب امیر المؤمنین (ع) بودند.

 

ابو مخنف که درباره کربلا کتاب دارد، عبدالله بن جعفر طیار، عبدالله بن عباس، عبدالرحمن بن عوف، محمد بن اسحاق، هلال بن نصّاف و شاگردانی از تمامی نقاط حتی ایران را نام می برد که از وجود حضرت  بهره مند بودند.

 

پاورقی:

 

(1)- كفاية الأثر في النص على الأئمة الإثني عشر، ص: 54.

 

(2)-مجموعه آثار شهيد مطهري؛ صلح امام حسن (ع) (سيرى در سيره ائمه اطهار عليهم السلام)، ج‏16، ص: 638.

 

(3)- مجموعه آثار شهيد مطهري، صلح امام حسن (ع) (سيرى در سيره ائمه اطهار عليهم السلام)، ج‏16، ص: 644.

 

*حوزه نیوز :اوضاع سیاسی اجتماعی عصر امام حسن مجتبی(ع)

 http://hawzahnews.com/detail/News/363869

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سعادت لاهیجی


مصاحبه خبرگزاری حوزه با استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
خبرگزاری حوزه بررسی کرد
اعیاد چهارگانه اسلام و ریشه تاریخی نوروز باستان
حوزه/ ریشه نوروز در ایران باستان است، پس قدمت آن در حد پنج هزار سال قبل بوده و کسی که نوروز را پایه گذاری کرد؛ جمشید پسر طهمورث است .

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری  «حوزه»، در گفت‌وگو با  حجت الاسلام سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی به بررسی ریشه تاریخی نوروز پرداخته است.

بهار در شعر و ادب فارسی

یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ

 برای ورود به بحث عید نوروز مناسب می‌دانم چند بیت شعر را بیان بدارم. جناب مولانا در مثنوی، شعری را در باب فصل بهار آورده است:  

گفت پیغمبر به اصحاب کبار****تن مپوشانید از باد بهار

آنچه با برگ درختان می‌کند***با تن و جان شما آن می‌کند


و از جهت لطفی که این شعر داشت آن را قرائت کردم و همین طور شعر زیبایی از جناب سعدی شیرازی قرائت می‌کنم.

که تواند بدهد میوه رنگین از چوب***یا که باشد که برآرد گل صد برگ از خار

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود***هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

ارغوان ریخته بر درگه خضرای چمن***چشمه هایی که در او خیره بماند ابصار

کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‌اند***نه همه مستمعان فهم کنند این اسرار

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است***دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

خبرت هست که مرغان سحر می‌گویند؟***کآخر ای خفته سر از بالش غفلت بردار

تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش؟***حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار

*بهار و تفکر در آفرینش

دو آیه از آیات قرآن کریم در سوره حج متناسب با فصل بهار و نوروز است، یکی آیه «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ؛  آیه 63  سوره حج » و دیگری در ابتدای سوره حج که می‌فرماید:«... وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهیجٍ ؛ حج آیه  5»

*ریشه تاریخی نوروزوپایه گذار آن

ریشه تاریخی نوروز، به پنج هزار سال قبل بر می‌گردد. پس دانستن این مسأله می‌تواند در بعضی مواقع در مبنای فکری و نظری ما هم تأثیر گذار باشد؛ لذا ما باید بدانیم که سر منشأ نوروز از کجاست؟ در جواب باید گفت که ریشه نوروز در ایران باستان است، پس قدمت آن در حد پنج هزار سال قبل بوده و کسی که نوروز را پایه گذاری کرد؛ جمشید پسر طهمورث است .

جناب ابوریحان بیرونی در کتاب «آثار الباقیه» در زمینه عید نوروز می‌فرماید: مردم ایران در عصر باستان پنج روز را تعطیل ‌کرده و جشن می‌گرفته‌اند، اول فروردین تا پنجم فروردین که جزو جشن های عمومی بود. همچنین روز ششم فروردین جشنی خاص بود که مخصوص شاه و اطرافیان وی بوده است.

*آیا نوروز از نظر اسلام پذیرفته شده یا خیر؟

حضرت آیت الله محمد حسین آل کاشف الغطاء در این رابطه نظری دارند،و آن این که عید بر چهار قسم است، اول عید دینی، دوم عید مذهبی، سوم عید ملی و چهارم عید تکوین که عید تکوین همان عید عالم وطبیعت  است  . اما در روایتی از امام هادی (ع) داریم که فرمود :  اَلعِیدُ اَربَعَهُُ لِلشِّیعَهِ ، برای شیعه چهار عید داریم الاضحی، الفطر، الغدیر و الجمعه، پس عید دینی به معنای عام خود که مذهب را هم شامل می‌شود، این چهار عید است(اَلأَضحی، اَلفِطر، اَلغَدیر و الجُمُعَهُ )و در تقسیمی که امام هادی(ع) کردند: بر مبنای تقسیم دینی بالمعنی العام است، اما بنابرتقسیمی که آقای کاشف الغطاء کردند، چهار عید داریم، عید دینی، عید مذهبی، عید ملی و تکوین  (که همان عید آفرینش و طبیعت و عالَم است). طبق تقسیم ایشان معلوم است که عید دینی عبارتست از عید قربان و عید فطر، عید مذهبی فقط غدیر است که البته به نظرمن غدیر برای همه است (واختصاصی به مذهب شیعه ندارد) .

چرا ایشان این تقسیم را انجام داد؟

منظورشان( حضرت آیت الله محمد حسین آل کاشف الغطاء)این بود که عید نوروز جزو عید عالم ، طبیعت و تکوین بوده و ربطی به شیعه، سنی، دین اسلام و یا باستان هم ندارد، بر این اساس، آنچه هست به طبیعت باز می‌گردد وربطی به دین ومذهب ندارد، یعنی در اول نوروز که زمین بعد از آن شکوفا می‌شود، فصل بهار و روز آغازین آن عید می‌باشد، البته باید بدانیم که حلاوت این عید تا یک ماه در اذهان وجود دارد، این طور نیست که بگوییم چون روز عیدِ نوروز تمام شد پس عید هم تمام می‌شود،  باید توجه داشت که عید نوروز عیدی باستانی و ملی است که رنگ اسلامی دارد و مورد تأیید اسلام می‌باشد.

*عید نوروز در مجامع روایی

 در رابطه با عید نوروز می‌توان به   کتاب بحار الانوار جلد 56 مراجعه کرد که بسیاری از روایات مربوط به عید نوروز در آنجا ذکر شده یکی از این روایات، روایت مُعَلّی بن خُنَیس از شاگردان فدایی امام صادق ع )بود و به شهادت هم رسید، در زمان حکومت عبد الله سفاح اولین خلیفه عباسی فرماندار مدینه ایشان را دستگیر کرد و گفت که نام شیعیان را بگو و ایشان درجواب گفت: حتی اگر شیعیان زیر پای من باشند من قدمهایم را جابجا نمی‌کنم لذا ایشان را به دار زدند، مرحوم مجلسی بخشی از این روایات مربوط به نوروز را از   مُعَلّی بن خُنَیسنقل می‌کند، یک سری از روایات، نوروز را مخدوش کرده و جنش نوروز را رد می کند  و طبق این روایات، عید نوروز مردود است، اما علامه مجلسی می‌فرماید: روایات معلی بن خنیس مورد اعتماد، ممدوح و ثقه است و سند روایات ایشان درست، محکم و صحیح می باشد، بنابراین روایات دیگر در باب نوروز نمی‌توانند با روایات معلی بن خنیس مقابله کنند.

*نوروز در لسان شرع چه جایگاهی دارد؟

اگر برای پاسخ، روایات جلد 56 بحارالانوار را بررسی کنیم، مشخص می‌شود که نوروز در اسلام چه جایگاهی دارد. منصور دوانیقی (لعنة الله علیه)، امام کاظم (علیه السلام) را دعوت می‌کند و می‌گوید یابن رسول الله اول نوروز است شما اینجا جلوس بفرمایید تا آقایان هدایایی که  می‌آورند و تبریک می‌گویند، شما هم حضور داشته باشید؛ امام(ع) امتناع می‌کند و می‌فرمایند: من به روایات جدم رسول الله مراجعه کردم و روایتی مبنی بر تأیید نوروز ندیدم، بلکه اسلام آیین نوروز را محو کرد. این یعنی مخدوش شدن نوروز و آنهایی که نوروز را رد می‌کنند، یک سری از این روایات را می‌گیرند، منصور دوانیقی ایشان را قسم می‌دهد که شما را به خدا اینجا بنشینید و امام(ع) ناچاراً نشستند [وَ حُکِیَ أَنَّ المَنصُورَ تَقَدَّمَ إِلیَ مُوسَی بنِ جَعفَرِِ(ع) بِالجُلُوسِ لِلتَّهنِئَةِ فِی یَومِ النِّیرُوزِ وَ قَبضِ ما یُحمَلُ إِلَیهِ فَقالَ (ع): «إِنِّی قَد فَتَّشتُ الأَخبارَ عَن جَدِّی رَسُولِ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ فَلَم اَجِدْ لِهذَا العِیدِ خَبَراً وَ إَنَّهُ سُنَّةُُ لِلفُرسِ وَ مَحاها الإِسلامُ، وَ مَعاذَ اللّهِ أَن نُحیِیَ ما مَحاهُ الإسلامُ». فَقالَ المَنصُورُ: «إِنَّما نَفعَلُ هَذا سِیاسَةََ لِلجُندِ، فَسَأَلتُکَ بِاللّهِ العَظیمِ إِلاّ جَلَستَ.... بِحارالأنوار ج 56 ص 101]

مرحوم مجلسی در ادامه می‌فرماید: روایات معلی بن خنیس از نظر استحکام سند بالاتر از این روایتی است که اشاره شد. نظر بنده این است که از این روایت هیچ خدشه ای بر نوروز نفهمیدم. من که به همه روایات اشراف داشتم و مسائل را در ذهن داشتم به این نتیجه رسیدم که امام (ع) می‌خواهند بفرمایند: اسلام آیین نوروز و سنت ایرانیان را محو نکرد بلکه خرافات و شرک‌هایی را که مربوط به نوروز و جشن نوروز بود، را محو کرد (وتعبیر امام کاظم ع که فرمود :اسلام ، آیین نوروز را محو کرد ، مرداش ، محو کردن شرک وخرافاتی بود که همراه نوروز بوده نه اینکه اسلام اصل نوروز را محو کند.)

پس باید گفت که کار اسلام تصفیه است، گاهی (بعضی از امور را)به طور کل رد کرده و گاهی نیز پاکسازی می‌کند(به این معنی که اصل مساله ومطلب را قبول دارد ولی جوانب انحرافی وباطل آن را رد می نماید . مثل نوروز که اسلام اصل آن را که که همراه با شکفتن طبیعت و دید وبازدید وصله ارحام و  نظافت وپاکی ظاهری وباطنی ...می باشد  رد نمی کندبلکه امور باطل وانحرافی آن را نفی می نماید)، روایاتی که از معلی بن خنیس وارد شده و علامه هم آنها را تأیید می‌کند در واقع نشان دهنده عظمت نوروز است، و این روایتی که نقل شد هم به صورت نفی بِالکُلّ نبوده بلکه اسلام خرافاتی را محو کرده که آلوده به شرک بوده اند.

آیا مطلبی بی پایه و اساس می‌تواند پنج هزار سال قدمت داشته و خوبان و بدان عالم به آن توجه داشته باشند؟ اگر افراد فاسد و بی عقل به مسأله ای پنج هزار سال توجه کنند، مطلب دیگری است؛ ولی آیا ما می‌توانیم اثبات کنیم که در این پنج هزار سال همه کسانی که از نوروز حمایت کردند، افراد نادانی بوده اند؟ خیر، اولاً ایرانیان مردمی هوشمند بودند و الان هم هوشمندی خود را به جهان نشان می‌دهند، این قرینه و کاشف است که در نوروز چیزهای بسیار خوبی نهفته، پس در یک نظر ما به این نتیجه می‌رسیم که از دیدگاه اسلام، مطالب مثبت نوروز صد در صد مورد تأیید است .

مضمون روایت معلی بن خنیس چیست؟

ایشان در روز نوروز به محضر امام صادق(ع) شرفیاب می‌شود حضرت از وی می‌پرسد که امروز چه روزی است؟ ایشان می‌گوید من شنیده‌ام ایرانیان این روز را جشن گرفته و به هم تبریک می‌گویند و هدیه می‌دهند، امام فرمودند: بله امروز نوروز است و نوروز از چیزهای کهن است، نوروز روزی است که خدای تعالی با بندگان خود میثاق بست و از آنها پیمان گرفت که غیر از خدا را نپرستیده و برای او شریکی قائل نشوند، نوروز روزی است که خدای تعالی باد را آفرید روزی است که خدای تعالی زمین را خلق کرد و باران را ایجاد کرد، روزی است که غدیر در آن صورت گرفت، نوروز روزی است که قائم آل محمد(ع) در آن روز ظهور خواهد کرد و روزی است که ابراهیم بتهای قومش را شکست، نوروز روزی است که پیغمبر(ص) امیر المؤمنین(ع) بر شانه های خود قرار دادند و در پشت بام کعبه هر بتی بود را بر زمین انداخته و آنها را خرد کردند.

در روایت دیگری مرحوم مجلسی نقل می‌کند نوروز روزی است که حضرت آدم(ع) خلق شد و  هر کسی در نوروز از خدا حاجتی طلب کند، حاجت او روا خواهد شد. سند این روایات قوی است و شیخ بهایی و دیگران برای شخصیت معلی بن خنیس و سند وی اهمیت قائل هستند، وقتی فی الجمله این روایات را قبول کنیم، می‌بینیم نوروز در نظر بزرگان دینی ما مثبت است.

نوروز روز دعوت به توحید است

بنده به عنوان یک شهروند ایرانی به نوروز افتخار می‌کنم، در روز چهارم اسفند 1388 برابر با 23 فوریه 2010 میلادی در سازمان ملل متحد، قطعنامه ای را گذراندند و گفتند که در 21 مارس برابر با اول فروردین روز جهانی نوروز خواهد بود، این افتخار ایران است، کسی نگوید که شرک را جهانی می‌کنند، خیر، ما توحید را جهانی می‌کنیم، وقتی روایات جلد 56 بحار را بررسی می‌کنیم می بینیم که نوروز روز دعوت به توحید وتفکر در آفرینش است . نوروز ،روز صفا وصلح ومحبت واحسان ونیکی و... است ، بر این اساس است که در سازمان ملل نوروز ایرانیان، به عنوان روز جهانی نوروز شمرده می‌شود، یعنی ما (از طریق نوروز )چه چیزی را به دنیا ثابت می‌کنیم؟ پیام صلح و صمیمیت، اتحاد و انسان دوستی، حریت و آزادگی، خدا دوستی و حتی اهلبیت(ع) را ، منتهی ما وظیفه ای داریم که بگوییم نوروز ما این چنین است، در حال حاضر گستره نوروز شامل ایران، هندوستان، کشورهای قفقاز، آسیای میانه و بخشی از مردم سوریه و عراق به خصوص قسمت های ترک نشین این کشور ها می باشد.

* گستره جغرافیایی نوروز پیام دارد

گستره جغرافیایی نوروز پیام دارد و پیام آن این است که ما می‌توانیم جهان را به سوی صلح ببریم، اگر برخی چیزهایی که ما داریم آنها داشتند چه کارها که نمی کردند؟ ولی ما این گونه عمل نمی کنیم ، پهنه جغرافیایی نوروز بسیار گسترده است و وقتی نوزوز در سازمان ملل عنوان روز جهانی را به دست می‌آورد و در کشورهایی مثل چین و هندوستان برای نوروز اهمیت قائل هستند می‌توانیم پیام صلح و نوع دوستی را از طریق این روز به همه جهانیان برسانیم، سفرای ایران در کشورهای دیگر و مبلغین ما که به قاره‌ها و کشورهای دیگر می‌روند می‌توانند پیام نوروز را برای همه بیان نمایند، چون نوروز با طبیعت انسان سازگار است( چه آنهایی که مسلمان باشند وچه غیر مسلمان ، نوروز را با زیبایی ها وخوبی هایی که دارد دوست می دارند)  اگر نوروز را با خوبی ها وزیبایی هایی که دارد به دنیا معرفی کنیم مردم عاشق نوروز خواهند شد و چون نوروز با فرهنگ ایران تبیین می‌شود عاشق ایران نیز خواهند شد، همین مسأله ثبت نوروز در سازمان ملل، به این معنی است که نوروز همراه با فرهنگ اصیل ایرانی ثبت شده،  بر سردر سازمان ملل شعر معروف سعدی را نوشته اند:

بنی آدم اعضای یکدیگرند،   که در آفرینش ز یک گوهرند،

خوب این بیت شعر پیامی برای صلح و دوستی جهانی است.

در نوروز به چه اموری توجه کنیم؟

یکی از چیزهایی که در نوروز باید به آن توجه شود، مسافرت است در شعری منسوب به امیر المؤمنین(ع) آمده که

تَغَرَّبْ عَن الأَوْطَانِ فی طَلَبِ الْعُلُى

وَسَافِرْ فَفِی الأَسْفَارِ خَمْسُ فَوَائِدَ

تَفَرُّجُ هَمٍّ، وَاکْتِسابُ مَعِیشَة ٍ

وَعِلْمٌ، وَآدَابٌ، وَصُحْبَة ُ مَاجِدِِ


برای کسب مجد و عظمت از وطن خود دور شو و سفر کن که در مسافرت پنج فایده است : برطرف شدن اندوه ، به دست آوردن روزی و دانش و آداب زندگی و هم نشینی با بزرگواران .


مستدرک الوسائل، ج8، باب استحباب السفر.

از وطن خود خارج شده و به مسافرت بروید برای چیزهای با ارزش، مسافرت کنید و در مسافرت پنج چیز نصیب شما می‌شود، غم و غصه از بین می‌رود، عصر ما عصر اضطراب است، ساختمان های غیر اسلامی در محیط شهر انسان را کلافه می‌کند و روح و روان افراد را آزرده می‌کند همه اینها عارضه دارد، اسلام می‌فرماید: مسافرت کنید تا سالم بمانید {قال رسول الله : سافِروا تَصِحُّوا یعنی مسافرت کنید تا سالم بمانید.  الدعوات (للراوندی) ،ص 76}، در این شعر  هم امیر المؤمنین(ع) می‌فرمایند در سفر پنج خاصیت وجود دارد یکی از آنها اینکه غم و غصه از بین می‌رود، وقتی انسان یکسال در مکانی خاص حضور دارد، اگر در تعطیلات نوروز مسافرت نکند، چه می‌شود؟ مسافرت هم دو بخش است، کوتاه مدت و بلند مدت، حضرت آیت الله بهجت فرمود: مسافرت بدن را تنظیم می‌کند، ایشان فرمود: شما مسافرت کنید حتی برای رفتن به یک امامزاده، یعنی مسافرت این قدر ارزش دارد و امام صادق(ع) فرمودند: مسافرت به سه نحو است، یکی مسافرت برای تحصیل، مسافرت برای زاد و توشه آخرتی، مثل مسافرت به مکه معظمه و کربلا، دوم مسافرت برای تأمین معاش و همچنین مسافرت برای حلال، یعنی تفرج و امور حلال.

آسیب شناسی نوروز

متأسفانه نوروز مواجه با برخی خرافات و آسیب هاست که باید آنها را کنار بگذاریم، مثل فخر و مباهاتی که افراد نسبت به هم انجام می‌دهند و یا ریخت و پاشهایی که صورت می پذیرد و یا خدای نکرده موسیقی مبتذل یا جوک هایی که شخصیت افراد حتی غیر مسلمانان را تخریب می‌کند، لذا شوخی هایی که مربوط به اقوام بوده و به صورت پیامکی هم رد و بدل می‌شود  باید کنار گذاشته شود.

دیگر مسائلی که باید در نوروز به آنها توجه شود،عبارتند از  صله ارحام، نظافت عمومی و اجتماع، پوشیدن لباس نظیف و نو، رفتن به زیارت بزرگان و دانشمندان، مثلاً امام صادق(ع) فرمود: وقتی روز نوروز شد، غسل انجام داده و پاک ترین لباسهایت را بپوش و از  بهترین عطرها استفاده کن، هدیه دادن در نوروز سفارش شده، زیارت قبور اموات و خصوصاً شهدا سفارش شده، ایجاد نشاط و سرور، آشتی دادن در نوروز، شکر گزاری از نعمات الهی مثل باران و طبیعت، تفکر در آفرینش، با هم بودن، گاهی خود با هم بودن برکاتی دارد، نوروز فرصتی است که خانواده‌ها می‌توانند در کنار هم باشند و عاطفه ای را که در ضمیرشان است به همدیگر نشان دهند، دعای خیر برای دیگران، خود نوروز تجدید قوا برای کار در طول سال است، خانه تکانی ظاهر و باطن است، نوروز شستشوی کینه‌ها از سینه هاست، نوروز توجه کردن به بچه هاست، بچه‌ها حق دارند که در نوروز برایشان لباس مناسب تهیه شود و به آنها عیدی داده شود.

کلید واژه‌های مطلب:

http://giftbuy.ir/goto.php?u=http://hawzahnews.com/detail/News/346675

 





درباره : وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,مطالبی درباره روحانیت و حوزه های علمیه ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,مصاحبه خبرگزاری حوزه با استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : مصاحبه با استاد سیداصغر سعادت میرقدیم حوزه نیوز , حوزه نیوز , حوزه , استادسعادت , امام حسن مجتبی علیه السلام ,


نوشته شده در جمعه 20 آذر 1394 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 68 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

مصاحبه خبرگزاری حوزه با استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


خبرگزاری حوزه بررسی کرد
اعیاد چهارگانه اسلام و ریشه تاریخی نوروز باستان
حوزه/ ریشه نوروز در ایران باستان است، پس قدمت آن در حد پنج هزار سال قبل بوده و کسی که نوروز را پایه گذاری کرد؛ جمشید پسر طهمورث است .

سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری  «حوزه»، در گفت‌وگو با  حجت الاسلام سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی به بررسی ریشه تاریخی نوروز پرداخته است.

بهار در شعر و ادب فارسی

یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ

 برای ورود به بحث عید نوروز مناسب می‌دانم چند بیت شعر را بیان بدارم. جناب مولانا در مثنوی، شعری را در باب فصل بهار آورده است:  

گفت پیغمبر به اصحاب کبار****تن مپوشانید از باد بهار

آنچه با برگ درختان می‌کند***با تن و جان شما آن می‌کند


و از جهت لطفی که این شعر داشت آن را قرائت کردم و همین طور شعر زیبایی از جناب سعدی شیرازی قرائت می‌کنم.

که تواند بدهد میوه رنگین از چوب***یا که باشد که برآرد گل صد برگ از خار

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود***هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

ارغوان ریخته بر درگه خضرای چمن***چشمه هایی که در او خیره بماند ابصار

کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‌اند***نه همه مستمعان فهم کنند این اسرار

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است***دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

خبرت هست که مرغان سحر می‌گویند؟***کآخر ای خفته سر از بالش غفلت بردار

تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش؟***حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار

*بهار و تفکر در آفرینش

دو آیه از آیات قرآن کریم در سوره حج متناسب با فصل بهار و نوروز است، یکی آیه «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً إِنَّ اللَّهَ لَطیفٌ خَبیرٌ؛  آیه 63  سوره حج » و دیگری در ابتدای سوره حج که می‌فرماید:«... وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهیجٍ ؛ حج آیه  5»

*ریشه تاریخی نوروزوپایه گذار آن

ریشه تاریخی نوروز، به پنج هزار سال قبل بر می‌گردد. پس دانستن این مسأله می‌تواند در بعضی مواقع در مبنای فکری و نظری ما هم تأثیر گذار باشد؛ لذا ما باید بدانیم که سر منشأ نوروز از کجاست؟ در جواب باید گفت که ریشه نوروز در ایران باستان است، پس قدمت آن در حد پنج هزار سال قبل بوده و کسی که نوروز را پایه گذاری کرد؛ جمشید پسر طهمورث است .

جناب ابوریحان بیرونی در کتاب «آثار الباقیه» در زمینه عید نوروز می‌فرماید: مردم ایران در عصر باستان پنج روز را تعطیل ‌کرده و جشن می‌گرفته‌اند، اول فروردین تا پنجم فروردین که جزو جشن های عمومی بود. همچنین روز ششم فروردین جشنی خاص بود که مخصوص شاه و اطرافیان وی بوده است.

*آیا نوروز از نظر اسلام پذیرفته شده یا خیر؟

حضرت آیت الله محمد حسین آل کاشف الغطاء در این رابطه نظری دارند،و آن این که عید بر چهار قسم است، اول عید دینی، دوم عید مذهبی، سوم عید ملی و چهارم عید تکوین که عید تکوین همان عید عالم وطبیعت  است  . اما در روایتی از امام هادی (ع) داریم که فرمود :العید اربعة للشیعة، برای شیعه چهار عید داریم الاضحی، الفطر، الغدیر و الجمعه، پس عید دینی به معنای عام خود که مذهب را هم شامل می‌شود، این چهار عید است(الاضحی، الفطر، الغدیر و الجمعه )و در تقسیمی که امام هادی(ع) کردند: بر مبنای تقسیم دینی بالمعنی العام است، اما بنابرتقسیمی که آقای کاشف الغطاء کردند، چهار عید داریم، عید دینی، عید مذهبی، عید ملی و تکوین  (که همان عید آفرینش و طبیعت و عالَم است). طبق تقسیم ایشان معلوم است که عید دینی عبارتست از عید قربان و عید فطر، عید مذهبی فقط غدیر است که البته به نظرمن غدیر برای همه است (واختصاصی به مذهب شیعه ندارد) .

چرا ایشان این تقسیم را انجام داد؟

منظورشان( حضرت آیت الله محمد حسین آل کاشف الغطاء)این بود که عید نوروز جزو عید عالم ، طبیعت و تکوین بوده و ربطی به شیعه، سنی، دین اسلام و یا باستان هم ندارد، بر این اساس، آنچه هست به طبیعت باز می‌گردد وربطی به دین ومذهب ندارد، یعنی در اول نوروز که زمین بعد از آن شکوفا می‌شود، فصل بهار و روز آغازین آن عید می‌باشد، البته باید بدانیم که حلاوت این عید تا یک ماه در اذهان وجود دارد، این طور نیست که بگوییم چون روز عیدِ نوروز تمام شد پس عید هم تمام می‌شود،  باید توجه داشت که عید نوروز عیدی باستانی و ملی است که رنگ اسلامی دارد و مورد تأیید اسلام می‌باشد.

*عید نوروز در مجامع روایی

 در رابطه با عید نوروز می‌توان به  کتاب بحار الانوار جلد 59مراجعه کرد که بسیاری از روایات مربوط به عید نوروز در آنجا ذکر شده یکی از این روایات، روایت مُعَلّی بن خُنَیس از شاگردان فدایی امام صادق ع )بود و به شهادت هم رسید، در زمان حکومت عبد الله سفاح اولین خلیفه عباسی فرماندار مدینه ایشان را دستگیر کرد و گفت که نام شیعیان را بگو و ایشان درجواب گفت: حتی اگر شیعیان زیر پای من باشند من قدمهایم را جابجا نمی‌کنم لذا ایشان را به دار زدند، مرحوم مجلسی بخشی از این روایات مربوط به نوروز را از   مُعَلّی بن خُنَیسنقل می‌کند، یک سری از روایات، نوروز را مخدوش کرده و جنش نوروز را رد می کند  و طبق این روایات، عید نوروز مردود است، اما علامه مجلسی می‌فرماید: روایات معلی بن خنیس مورد اعتماد، ممدوح و ثقه است و سند روایات ایشان درست، محکم و صحیح می باشد، بنابراین روایات دیگر در باب نوروز نمی‌توانند با روایات معلی بن خنیس مقابله کنند.

*نوروز در لسان شرع چه جایگاهی دارد؟

اگر برای پاسخ، روایات جلد 59 بحارالانوار را بررسی کنیم، مشخص می‌شود که نوروز در اسلام چه جایگاهی دارد. منصور دوانیقی (لعنة الله علیه)، امام صادق علیه السلام را دعوت می‌کند و می‌گوید یابن رسول الله اول نوروز است شما اینجا جلوس بفرمایید تا آقایان هدایایی که  می‌آورند و تبریک می‌گویند، شما هم حضور داشته باشید؛ امام(ع) امتناع می‌کند و می‌فرمایند: من به روایات جدم رسول الله مراجعه کردم و روایتی مبنی بر تأیید نوروز ندیدم، بلکه اسلام آیین نوروز را محو کرد. این یعنی مخدوش شدن نوروز و آنهایی که نوروز را رد می‌کنند، یک سری از این روایات را می‌گیرند، منصور دوانیقی ایشان را قسم می‌دهد که شما را به خدا اینجا بنشینید و امام(ع) ناچاراً نشستند؛ مرحوم مجلسی در ادامه می‌فرماید: روایات معلی بن خنیس از نظر استحکام سند بالاتر از این روایتی است که اشاره شد. نظر بنده این است که از این روایت هیچ خدشه ای بر نوروز نفهمیدم. من که به همه روایات اشراف داشتم و مسائل را در ذهن داشتم به این نتیجه رسیدم که امام (ع) می‌خواهند بفرمایند: اسلام آیین نوروز و سنت ایرانیان را محو نکرد بلکه خرافات و شرک‌هایی را که مربوط به نوروز و جشن نوروز بود، را محو کرد (وتعبیر امام هادی ع که فرمود :اسلام ، آیین نوروز را محو کرد ، مرداش ، محو کردن شرک وخرافاتی بود که همراه نوروز بوده نه اینکه اسلام اصل نوروز را محو کند.)

پس باید گفت که کار اسلام تصفیه است، گاهی (بعضی از امور را)به طور کل رد کرده و گاهی نیز پاکسازی می‌کند(به این معنی که اصل مساله ومطلب را قبول دارد ولی جوانب انحرافی وباطل آن را رد می نماید . مثل نوروز که اسلام اصل آن را که که همراه با شکفتن طبیعت و دید وبازدید وصله ارحام و  نظافت وپاکی ظاهری وباطنی ...می باشد  رد نمی کندبلکه امور باطل وانحرافی آن را نفی می نماید)، روایاتی که از معلی بن خنیس وارد شده و علامه هم آنها را تأیید می‌کند در واقع نشان دهنده عظمت نوروز است، و این روایتی که نقل شد هم به صورت نفی بِالکُلّ نبوده بلکه اسلام خرافاتی را محو کرده که آلوده به شرک بوده اند.

آیا مطلبی بی پایه و اساس می‌تواند پنج هزار سال قدمت داشته و خوبان و بدان عالم به آن توجه داشته باشند؟ اگر افراد فاسد و بی عقل به مسأله ای پنج هزار سال توجه کنند، مطلب دیگری است؛ ولی آیا ما می‌توانیم اثبات کنیم که در این پنج هزار سال همه کسانی که از نوروز حمایت کردند، افراد نادانی بوده اند؟ خیر، اولاً ایرانیان مردمی هوشمند بودند و الان هم هوشمندی خود را به جهان نشان می‌دهند، این قرینه و کاشف است که در نوروز چیزهای بسیار خوبی نهفته، پس در یک نظر ما به این نتیجه می‌رسیم که از دیدگاه اسلام، مطالب مثبت نوروز صد در صد مورد تأیید است .

مضمون روایت معلی بن خنیس چیست؟

ایشان در روز نوروز به محضر امام صادق(ع) شرفیاب می‌شود حضرت از وی می‌پرسد که امروز چه روزی است؟ ایشان می‌گوید من شنیده‌ام ایرانیان این روز را جشن گرفته و به هم تبریک می‌گویند و هدیه می‌دهند، امام فرمودند: بله امروز نوروز است و نوروز از چیزهای کهن است، نوروز روزی است که خدای تعالی با بندگان خود میثاق بست و از آنها پیمان گرفت که غیر از خدا را نپرستیده و برای او شریکی قائل نشوند، نوروز روزی است که خدای تعالی باد را آفرید روزی است که خدای تعالی زمین را خلق کرد و باران را ایجاد کرد، روزی است که غدیر در آن صورت گرفت، نوروز روزی است که قائم آل محمد(ع) در آن روز ظهور خواهد کرد و روزی است که ابراهیم بتهای قومش را شکست، نوروز روزی است که پیغمبر(ص) امیر المؤمنین(ع) بر شانه های خود قرار دادند و در پشت بام کعبه هر بتی بود را بر زمین انداخته و آنها را خرد کردند.

در روایت دیگری مرحوم مجلسی نقل می‌کند نوروز روزی است که حضرت آدم(ع) خلق شد و  هر کسی در نوروز از خدا حاجتی طلب کند، حاجت او روا خواهد شد. سند این روایات قوی است و شیخ بهایی و دیگران برای شخصیت معلی بن خنیس و سند وی اهمیت قائل هستند، وقتی فی الجمله این روایات را قبول کنیم، می‌بینیم نوروز در نظر بزرگان دینی ما مثبت است.

نوروز روز دعوت به توحید است

بنده به عنوان یک شهروند ایرانی به نوروز افتخار می‌کنم، در روز چهارم اسفند 1388 برابر با 23 فوریه 2010 میلادی در سازمان ملل متحد، قطعنامه ای را گذراندند و گفتند که در 21 مارس برابر با اول فروردین روز جهانی نوروز خواهد بود، این افتخار ایران است، کسی نگوید که شرک را جهانی می‌کنند، خیر، ما توحید را جهانی می‌کنیم، وقتی روایات جلد 59 بحار را بررسی می‌کنیم می بینیم که نوروز روز دعوت به توحید وتفکر در آفرینش است . نوروز ،روز صفا وصلح ومحبت واحسان ونیکی و... است ، بر این اساس است که در سازمان ملل نوروز ایرانیان، به عنوان روز جهانی نوروز شمرده می‌شود، یعنی ما (از طریق نوروز )چه چیزی را به دنیا ثابت می‌کنیم؟ پیام صلح و صمیمیت، اتحاد و انسان دوستی، حریت و آزادگی، خدا دوستی و حتی اهلبیت(ع) را ، منتهی ما وظیفه ای داریم که بگوییم نوروز ما این چنین است، در حال حاضر گستره نوروز شامل ایران، هندوستان، کشورهای قفقاز، آسیای میانه و بخشی از مردم سوریه و عراق به خصوص قسمت های ترک نشین این کشور ها می باشد.

* گستره جغرافیایی نوروز پیام دارد

گستره جغرافیایی نوروز پیام دارد و پیام آن این است که ما می‌توانیم جهان را به سوی صلح ببریم، اگر برخی چیزهایی که ما داریم آنها داشتند چه کارها که نمی کردند؟ ولی ما این گونه عمل نمی کنیم ، پهنه جغرافیایی نوروز بسیار گسترده است و وقتی نوزوز در سازمان ملل عنوان روز جهانی را به دست می‌آورد و در کشورهایی مثل چین و هندوستان برای نوروز اهمیت قائل هستند می‌توانیم پیام صلح و نوع دوستی را از طریق این روز به همه جهانیان برسانیم، سفرای ایران در کشورهای دیگر و مبلغین ما که به قاره‌ها و کشورهای دیگر می‌روند می‌توانند پیام نوروز را برای همه بیان نمایند، چون نوروز با طبیعت انسان سازگار است( چه آنهایی که مسلمان باشند وچه غیر مسلمان ، نوروز را با زیبایی ها وخوبی هایی که دارد دوست می دارند)  اگر نوروز را با خوبی ها وزیبایی هایی که دارد به دنیا معرفی کنیم مردم عاشق نوروز خواهند شد و چون نوروز با فرهنگ ایران تبیین می‌شود عاشق ایران نیز خواهند شد، همین مسأله ثبت نوروز در سازمان ملل، به این معنی است که نوروز همراه با فرهنگ اصیل ایرانی ثبت شده،  بر سردر سازمان ملل شعر معروف سعدی را نوشته اند:

بنی آدم اعضای یکدیگرند،   که در آفرینش ز یک گوهرند،

خوب این بیت شعر پیامی برای صلح و دوستی جهانی است.

در نوروز به چه اموری توجه کنیم؟

یکی از چیزهایی که در نوروز باید به آن توجه شود، مسافرت است در شعری منسوب به امیر المؤمنین(ع) آمده که

تَغَرَّبْ عَن الأَوْطَانِ فی طَلَبِ الْعُلُى,

وَسَافِرْ فَفِی الأَسْفَارِ خَمْسُ فَوَائِدِ.

تَفَرُّجُ هَمٍّ، وَاکْتِسابُ مَعِیشَة ٍ,

وَعِلْمٌ، وَآدَابٌ، وَصُحْبَة ُ مَاجِد.


برای کسب مجد و عظمت از وطن خود دور شو و سفر کن که در مسافرت پنج فایده است : برطرف شدن اندوه ، به دست آوردن روزی و دانش و آداب زندگی و هم نشینی با بزرگواران .


مستدرک الوسائل، ج8، باب استحباب السفر.


از وطن خود خارج شده و به مسافرت بروید برای چیزهای با ارزش، مسافرت کنید و در مسافرت پنج چیز نصیب شما می‌شود، غم و غصه از بین می‌رود، عصر ما عصر اضطراب است، ساختمان های غیر اسلامی در محیط شهر انسان را کلافه می‌کند و روح و روان افراد را آزرده می‌کند همه اینها عارضه دارد، اسلام می‌فرماید: مسافرت کنید تا سالم بمانید {قال رسول الله : سافِروا تَصِحُّوا یعنی مسافرت کنید تا سالم بمانید.  الدعوات (للراوندی) ،ص 76}، در این شعر  هم امیر المؤمنین(ع) می‌فرمایند در سفر پنج خاصیت وجود دارد یکی از آنها اینکه غم و غصه از بین می‌رود، وقتی انسان یکسال در مکانی خاص حضور دارد، اگر در تعطیلات نوروز مسافرت نکند، چه می‌شود؟ مسافرت هم دو بخش است، کوتاه مدت و بلند مدت، حضرت آیت الله بهجت فرمود: مسافرت بدن را تنظیم می‌کند، ایشان فرمود: شما مسافرت کنید حتی برای رفتن به یک امامزاده، یعنی مسافرت این قدر ارزش دارد و امام صادق(ع) فرمودند: مسافرت به سه نحو است، یکی مسافرت برای تحصیل، مسافرت برای زاد و توشه آخرتی، مثل مسافرت به مکه معظمه و کربلا، دوم مسافرت برای تأمین معاش و همچنین مسافرت برای حلال، یعنی تفرج و امور حلال.

آسیب شناسی نوروز

متأسفانه نوروز مواجه با برخی خرافات و آسیب هاست که باید آنها را کنار بگذاریم، مثل فخر و مباهاتی که افراد نسبت به هم انجام می‌دهند و یا ریخت و پاشهایی که صورت می پذیرد و یا خدای نکرده موسیقی مبتذل یا جوک هایی که شخصیت افراد حتی غیر مسلمانان را تخریب می‌کند، لذا شوخی هایی که مربوط به اقوام بوده و به صورت پیامکی هم رد و بدل می‌شود  باید کنار گذاشته شود.

دیگر مسائلی که باید در نوروز به آنها توجه شود،عبارتند از  صله ارحام، نظافت عمومی و اجتماع، پوشیدن لباس نظیف و نو، رفتن به زیارت بزرگان و دانشمندان، مثلاً امام صادق(ع) فرمود: وقتی روز نوروز شد، غسل انجام داده و پاک ترین لباسهایت را بپوش و از  بهترین عطرها استفاده کن، هدیه دادن در نوروز سفارش شده، زیارت قبور اموات و خصوصاً شهدا سفارش شده، ایجاد نشاط و سرور، آشتی دادن در نوروز، شکر گزاری از نعمات الهی مثل باران و طبیعت، تفکر در آفرینش، با هم بودن، گاهی خود با هم بودن برکاتی دارد، نوروز فرصتی است که خانواده‌ها می‌توانند در کنار هم باشند و عاطفه ای را که در ضمیرشان است به همدیگر نشان دهند، دعای خیر برای دیگران، خود نوروز تجدید قوا برای کار در طول سال است، خانه تکانی ظاهر و باطن است، نوروز شستشوی کینه‌ها از سینه هاست، نوروز توجه کردن به بچه هاست، بچه‌ها حق دارند که در نوروز برایشان لباس مناسب تهیه شود و به آنها عیدی داده شود.

کلید ?واژه‌های مطلب:

http://giftbuy.ir/goto.php?u=http://hawzahnews.com/detail/News/346675



درباره : وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,مطالبی درباره روحانیت و حوزه های علمیه ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,مصاحبه خبرگزاری حوزه با استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : مصاحبه خبرگزاری حوزه با استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , سیداصغر , سعادت , خبرگزاری , حوزه , عید , نوروز , اعیاد چهارگانه , عیدباستان ,


نوشته شده در جمعه 11 ارديبهشت 1394 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 137 |

عناوين آخرين مطالب ارسالي
مجموعه مقالات وگفتمان های اقتصادی وبانکداری اسلامی...+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+بانظارت است
آيت الله احسانبخش شيفته خدمت به اسلام و مسلمين بود+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم
** یک خواب عجیب و آیه وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ کَیْدِالْکَافِرِینَ+آیه 18 سوره اَنفال+سایت حکیم زین ا
بیست و یک شباهت بین قرآن کریم و امام حسین(علیه السلام)+پایگاه اطلاع رسانی حوزه+استاد مُحسِن قرائتی+ا
پایگاه خبری تحلیلی در سیاهکل+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
تلخیص فلسفه پایه هفت(بدایه الحکمه)+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
کلیات در دیدگاه معرفت شناسی و هستی شناسی افلاطون+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
به « آدابُ المُتَعَلِّمین» اهمیت بدهیم+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابد
مصاحبه با آیت الله محمد محمدی ری شهری در باره روحانیت+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشای
وِیژگی های شخصی وعلمی وفکری ومعنوی مرحوم حکیم عسکری گیلانی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی
درس کتاب کفاية الأصول(جلداول ازابتدا+آيت الله سيداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی (1) + سایت حکیم زین العاب
آیا اینترنت و فضای مجازی از ابزارهای شیطانی است یا نه؟! +سایت در سیاهکل+سایت حکیم زین العابدین عسکری
تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
پیامهای تسلیت رحلت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لش
قاعده مُعطِي الشَّيء لا يَکُونُ فاقِداََ لَهُ+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین
غدير روز تجلي امامت و ولايت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلا
قانون تدريج+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
اگر حقِّ ثَقَلَين رعايت مي شد...+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری
خاطره استاد سيدهادي خسروشاهي درباره شهيد دکتر بهشتي+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
شهيد بهشتي خار چشم دشمنان اسلام(امام خميني)+پيام امام خميني «ره»+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلان
ترانه عشق+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی
فرق امامت و ولايت چيست؟+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
قِصّه بخشِ سَراباغِ آبدانانِ ايلام+حدود سي شهيد سَراباغ+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت
اهميت رِفق و مدارادرزندگي فردي و اجتماعي و خانوادگي+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی
پنج اصل مهم درباره دعا+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم

.: Weblog Themes By Music-Day.Info :.

::

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
عضویت سریع


قوانین سایت

کد امنیتی :
مطالب پر بازدید
حکمت چیست؟ بازدید : 817
قضا وقدر بازدید : 319
نظر سنجی
امکانات وب
حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی

RSS


POWERED BY
rozblog.COM

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی مي باشد.

جدید ترین موزیک های روز



طراح قالب

موزیک روز

جدیدترین مطالب روز دنیا