close
تبلیغات در اینترنت
لاهیجان

حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی
قالب وبلاگ
درباره وبلاگ

حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی
ورود کاربران

ورود به سایت

نام کاربری:
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
موضوعات وبلاگ
حکیم عسکری -
وجدان چیست ؟ انواع وجدان -
مجموعه مقالات وگفتمان های اقتصادی وبانکداری اسلامی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+بانظارت استادسعادت میرق -
آمار سایت
افراد آنلاین : 3 نفر
بازدیدهای امروز : 198 نفر
بازدیدهای دیروز : 135 نفر
كل بازدیدها : 68677 نفر
بازدید این ماه : 475 نفر
بازدید ماه قبل : 2450 نفر
نظرات : 2
كل مطالب : 305 عدد
تعداد اعضا : 831 نفر
امروز : چهارشنبه 24 مرداد 1397
جستجوی مطالب

Google
hakim-askari.rozblog.com

به نام خدا

حکیم عسکری

 

 


استاد وشاگردش

 * جاهل بروز فتنه ره خانه گم کند    عالم چراغ جامعه وچشم عالم است

 


ضمن عرض سلام و ادب و احترام به محضر شریف یکایک شما عزیزانی که به این سایت سر میزنید، به استحضار می رساند که افتتاح سایت مذکور گام کوچکی است جهت معرفی شخصیت مرحوم حکیم زین العابدین عسکری گیلانی که عمری در عرصه علم و فرهنگ و تبلیغ و فلسفه وکلام و عرفان و معارف بلند الهی تلاش و کوشش نموده وبا احاطه و مهارت علمی و بیانی که در علوم عقلی و عرفانی و... داشته توانسته است شاگردان زیادی را در طول بیش از سی سال تدریس در حوزه علمیه قم،پرورش دهد که در سنگر ها ومحافل مختلف داخل و خارج از کشور نورافشاری می کنند. امید است که این حرکت و اقدام ناچیز موجب خرسندی وشادی روح بلند آن بزرگوار گردد.

مرحوم علامه حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی


ostad

آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


webnasimemarefat


تصویر



***  متاسفانه به جهت مشکلی که برای ( رُزبلاگ) در تاریخ دوم خرداد و بیستم خرداد  97 ایجاد شد بخش زیادی از  اطلاعات و نوشته های اعضاء  رُزبلاگ  حذف شد  و با کمال تأسّف اطلاعات سایت حکیم عسکری گیلانی نیز دچار این مشکل شد و به حسب اطلاع ، مدیریت سایتِ رزبلاگ توسطِ  آقای جواد صداقت پور است و ایشان شرعا و وجدانا  در این رابطه مسؤل هست....

نسیم معرفت

** سایت حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی+کلیک

 

** سایت حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی+کلیک

 

 

 

 




درباره : سخن مدیر سایت ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : حکیم عسکری گیلانی , حکیم , عسکری , گیلان , سعادت , لاهیجان , حوزه علمیه قم , قم , رشت , لشت نشاء , سیاهگوراب ,


نوشته شده در یکشنبه 25 خرداد 1393 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 255 |

تصاویر آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+وبلاگ روستای سادات م



**حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی
تصویر مربوط به ایام عید سال 1395 است


pedareshahid

baradareazizam

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

#تصویر_مربوط_به_اردیبهشت_1396_است.
@آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم درکناربرادرمرحومش_حجت الاسلام_سید_حسن_سعادت_میر_قدیم در منزلشان در شهر مقدس قم .

 

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

 

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

 

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

استاد

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *





















تصویر مربوط به سال  1373-72 می باشد  در مؤسسه بحث و بررسی حزب الله در صفاییه  قم

آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم در کنار دوستان







عکس در مشهد مقدس








عکس در دارالشفاء حوزه علمیه قم  1390

عکس در مَدرَس 11 در فیضیه


عکس دردارالشفاء حوزه علمیه قم  سال 1394




یادداشت های استاد سعادت میرقدیم

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(3).jpg

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadat2.jpg

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/111111111.jpg

سید اصغر سعادت میرقدیم

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(26).jpg

استاد سید اصغر سعادت میرقدیم

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(21).jpg

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(20).jpg

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(15).jpg

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(12).jpg

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/saadatmirghadim%20(11).jpg

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/gallery7659.jpg

عکس دارالشفاء  حوزه علمیه قم  سال 1394

http://saadat.andishvaran.ir/Files/User/UserID3523/gallery7658.jpg

عکس در دارالشفاء حوزه علمیه قم 1390

نتیجه تصویری برای تصاویر سیداصغرسعادت میرقدیم

عکس در دارالشفاء حوزه علمیه قم 1393



تصاویر استاد سید اصغر سعادت

عکس در دارالشفاء حوزه علمیه قم1393 .


استاد وشاگردش


نتیجه تصویری برای تصاویر سیداصغرسعادت میرقدیم

** کلیک کنید:گالری+مشاهده تصاویر و عکس ها در  پایگاه اندیشوران حوزوی


**یادداشت های استاد سعادت میرقدیم - تصاویر اختصاصی استاد سید اصغر سعادت

 

 




درباره : سخن مدیر سایت ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , عکس ها و تصویرهای آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , عکس ها , گیلان , قم , لاهیجان , سادات محله لاهیجان , بوجایه-لاهیجان , حوزه , حوزه علمیه , دارالشفاء , فیضیه ,


نوشته شده در دوشنبه 03 مهر 1396 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 48 |

# پيامهاي تسليت رحلت حجت الاسلام سيدحسن سعادت ميرقديم لاهيجي#

 


 


 

baradar

 

11

baradareazizam

* این تصویر مربوط به تاریخ اردیبهشت هزاروسیصد و نود و شش میباشد *

#تصویر_مربوط_به_اردیبهشت_1396_است.
@آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم درکناربرادرمرحومش_حجت الاسلام_سید_حسن_سعادت_میر_قدیم در منزلشان در شهر مقدس قم .

 

 

baner

** هیأت مدیره  مجتمع  شهید مفتح  واقع در شهرک پردیسان قم**

 

15

 

***نسيم معرفت***

 

به نام خدا

# قال_علي (عليه السلام)

 

 الدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مَقَرٍّ ....

 

يعني دنياسراي عبوروگذشتن است نه جاي استقرار و ماندن .

 

منبع :  #نهج_البلاغه_فيض_الاسلام_حکمت_ 128 .

 @ 
مرحوم حجت الأسلام سيدحسن سعادت ميرقديم لاهيجيکه سال هاي طولاني مبتلا به بيماري سنگِ کليه بود در تاريخ نوزدهم شهريور 1396 به علت سرطانِ روده  در شهر قم به ديار ابديت پيوست و آرامگاهش در آرامستان روستاي صالح بر ازتوابع شهرستان لاهيجان مي باشد که وصيت هم کرده بود در صالح بر دفن شود.

 

# شادي_روحش + الفاتحه_مع_الصلوات
# مرحوم-حجت-الاسلام_سيد_حسن_سعادت_مير_قديم_لاهيجي
# قم

# نيروگاه
# چهل_درخت

# شهرستان لاهيجان
# کوي زماني

# بوجايه
# سادات محله لاهيجان
# روستاي ليالمان

# روستای بند بون
# آرامستان روستاي صالح بر


# موت_مرگ
# مرگ_فراموش_نشود


# در_دعاي_عديله  که براي تقويت و تحکيم و تثبيت  اعتقادات  خيلي موثر است  چنين آمده است # وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ وَ مُسَاءَلَةَ الْقَبْرِ حَقٌّ وَ الْبَعْثَ حَقٌّ وَ النُّشُورَ حَقٌّ وَ الصِّرَاطَ حَقٌّ وَ الْمِيزَانَ حَقٌ...

 #  و گواهي مي دهم که #مرگ حق است و .... .

# مراسم خاکسپاري مرحوم حجت الاسلام سيدحسن سعادت ميرقديم  که بنا بود در روستاي ليالمان انجام گيرد و حتي قبر هم خريداري شده بود  کنسل شد  و در روستاي صالح بر  که وصيت هم کرده بود    در تاريخ 21 شهريور   انجام شد 
آن مرحوم سال ها  در روستاي صالح بر  از توابع شهرستان لاهيجان  تبليع مي رفت.

 

*********************************************************************



# بعد از رحلت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم  ،  صدها نفر از اشخاص و شخصیت ها از طریق تماس تلفنی و نیز کتبی به  آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم تسلیت گفتند .پيام هاي تسليت برخي از روحانيون و طلاب و فضلاء  و ديگر بزرگواران به مناسبت درگذشت مرحوم حجت الأسلام سيدحسن سعادت ميرقديم لاهيجي  که  کَتباََ  ارسال داشتند  به شرح زیر است :

 

1-حجت الاسلام طهمورث ليلي نژاد  لاهيجي
سلام وقت بخير خداوند رحمت کند . به شما وخانواده محترم صبرعنايت کند

 

2- حجت الاسلام عبدالوهاب ابراهيمي اهوازي
مشمول رحمت واسعه الهي باشند انشاءالله  بحق اهل بيت عليهم السلام  خداوند به جنابعالي و همه بازماندگان صبر و اجر عنايت فرمايد

 

3-حجت الاسلام ابراهيم ادهم نژاد لنگرودي(نویسنده)
فاضل دانشمند صديق بزرگوارم حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد اصغر سعادت ميرقديم
با سلام و احترام بدين وسيله ارتحال جانسوز اخوي محترم سلاله السادات حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد حسن آقا سعادت مير قديم رضوان الله تعالي عليه را خدمت حضرت عالي صميمانه تسليت عرض ميکنم خداوند روح آن مرحوم مغفور را غريق درياي رحمت و به جنابعالي صبر و اجر جزيل و عمر با برکت عطاء فرمايد روحشان شاد باشه التماس دعا مخصوص دارم  .  ارادتمند شما ادهم نژاد .

 

4-حجت الاسلام سید اکبر موسوي صومعه سرايي تنیانی(تخصص در تاریخ) 

جناب آقاي سعادت خداوند به شما صبر دهد و آن مرحوم را با اميرالمومنين عليه السلام محشور فرمايد

 

5-حجت الاسلام اسماعيل مقدم تالشي
سلام عليکم خدمت برادرارزشمندخودم مصيبت وارده را ازصميم قلب تسليت عرض مي کنم

 

6- حجت الاسلام سيدحسين زواري + نویسنده  (دفترامام جمعه لاهيجان)
جناب حاج آقا سعادت درگذشت اخوي مرحوم تان را به شما وخانواده ي آن عزيز سفر کرده تسليت عرض مي کنم براي آن مرحوم درجات عاليه وباز ماندگان صبر را از خداوند متعال خواهانم .  ارادتمند سيد حسين زواري

7-حجت الاسلام سيد حسين اسحاقي آستانه اي (آستانه اشرفيه) + نویسنده

 

هوالحي
استادبزگوار رحلت جانسور برادرارجمند  که با پرواز ملکوتي اش مهمان قدسيان وهمجوار ذوات مقدسه گرديد را تسليت وبرايتان صبوري و براي ايشان علودرجات آرزومندوشريک حُزنتان هستيم
من به سرچشمه خورشيد نه خودبردم راه ذره اي بودم ومهرتو مرا بالابرد

 

8- حجت الاسلام سليمان شمس الديني
سلام استاد بزرگوار تسليت اين حقير راهم پذيرا باش و مارادر غم خود شريک بدانيد. خداوند ان مرحوم را با اهل بيت عليهم السلام محشور کند.

 

9- حجت الاسلام مرتضي صداقت توسرونداني رشتي
غم وشادي بر عارف چه تفاوت دارد
ساقيا باده بده شادي ان کين غم از اوست....صبر واجر الهي را براي شما در اين امتحان الهي خواستارم خداوند روحش را با جد بزرگوارش امام موسي کاظم محشور گرداند...امين در پايان سلامي به اميد ديدار  ....ارادتمند صداقت

 

10- حجت الاسلام عسکر رسولي کارگر لاهيجي
با سلام مصيبت وارده را تسليت ميگويم روحش شاد   . رسولي در کنار مرقد اميرالمومنين ع

 

11- حجت الاسلام  ابراهيم پورشيخ پهمداني
انا لله و انا اليه راجعون. محضر صديق ارجمند جناب حجت الاسلام آقاي سيد اصغر سعادت ميرقديم.خبر ارتحال حجت الاسلام مرحوم سيد حسن سعادت ميرقديم اخوي محترمتان باعث تاثر و تألم  بنده حقير گرديد. علو درجات آن فقيد سعيد و بقاي عمر بازماندگان را از درگاه ايزد منان خواستارم. ابراهيم پورشيخ

 

12-  احمد حسین زاده بُرازجانی بوشهری (معلم بازنشسته )

 

سلام
تسليت مراپذيراباشيد
خداوندبه شما صبردهدو ايشان رارحمت نمايد..ان شاالله.

 

13- حجت الاسلام رضا  گشتيل اهل ماهشهر خوزستان
استاد ارجمند جناب حجه الاسلام و المسلمين درگذشت اخوي محترمتان را تسليت عرض مي کنيم.
واز خداوند منان غفران و علو درجات براي آن مرحوم طلب مي کنيم.

 

14- حجت الاسلام محمد پير صنعان  اهل شهر بابک کرمان
سلام استادعزيزحالتون چطوره؟؟
واقعا متاسف ومتاثرشدم..درگذشت برادربزرگوارتون رو ب شماتسليت ميگم مارا هم درغم خودشريک بدونيد.رضوان خدا براو باد


15- دکتر ميرخليلي مدير محترم
سوپرگروه پژوهان
سلام و عرض ادب و تسليت سيدجان. روحشان شاد و يادشان گرامي باد.


16- حجت الاسلام داود غزالي فومني  نصير محله اي
سلام عليکم برادر عزيز وارجمندم حضرت حجه الاسلام والمسلمين حاج آقا سعادت ميرقديم درگذشت مرحوم مغفوراخوي عزيزتان  رابه شما برادر عزيزم تسليت عرض ميکنم واز خداوندمنان علو درجات را براي ايشان وصبر جميل وبقاي عمر شما وهمه ي عزيزانتان را   مسئلت دارم ما را هم در غمتان شريک بدانيد .  برادر کوچکت داودغزالي

 

17-  حجت الاسلام  استاد علی زماني ملايري  (از  اساتيد حوزه علميه قم )
سلام عليکم.....تسليت عرض مينماييم خداوند متعال رحمتش کند....

 

18- حجت الاسلام  استاد محمد هادي جوادي رشتي (از اساتيد حوزه علميه قم )
سلام عليکم و رحمت الله.تسليت عرض ميکنم . خداوند ايشان را غريق رحمت و به خانواده محترمشان صبر عنايت فرمايد انشاالله

 

19- حجت الاسلام سعيدي (پژوم)  لاهيجي  ( نويسنده و اهل قلم)
سلام وعرض تسليت به جنابعالي،ازساحت خداوندسبحان غفران الهي براي آن مرحوم وصبروشکيبايي براي بازماندگان مسالت دارم . پژوم

 

20- جناب مستطاب آقاي طهمورث سميعي سياهکلي (جانباز حادثه تروريستي داعشي در مجلس شوراي اسلامي)
سلام عليکم  شب شما بخير حاج آقا ما را در غم خود شريک بدانيد براي اخوي مرحوم شما طلب غفران رحمت واسعه الهي را مسألت مينمايم خداوند متعال روح ايشان را با روح پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلّم و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام محشور گرداند.

 

21- حجت الاسلام محمدعلی عليزاده مازندراني
سلام عليكم حضرت استاد در گذشت برادر عزيز و بزرگوارتان را به حضرتعالي تسليت عرض مي کنم إن شاء الله در جوار رحمت الهي از بهترين نعمتها بهرمند باشد.

 

22- حجت الاسلام صادق بابا پور آستانه اي ( آستانه اشرفيه)

 

جناب آقاي سعادت باسلام درگذشت آخوي گرامي تان را به شما تسليت مي گويم وازخداوند طلب مغفرت براي آن مرحوم و صبر و اجربراي شما و ديگر بازماندگان خواهانم  . بابا پور صادق

 

23- حجت الاسلام مظفر اسماعيل زاده آهنداني لاهيجي (از مدرسین حوزه )
انالله وانااليه راجعون آقاي سعادت سلام عليکم تسليت عرض مي کنم خدايش بيامرزد. خدابه شما صبر دهد.

 

24- حجت الاسلام محمد مهدي متولّي تنکابني (نویسنده)
حضرت استادسعادت باعرض ارادت وتحيت وتسليت اميدوارم خداي متعال به شما اجرِ صابرين وصبرِشاکرين عطا فرمايد.   متولي

 

25- حجت الاسلام سيدشمس الدين جوانمردي چلارسي لنگرودي  (متخصص و کارشناس دینی و شرعی)
حضرت استاد سعادت ميرقديم  از درگاه خداوند متعال براي آن مرحوم رحمت و مغفرت واسعه و براي جنابعالي و خانواده محترم صبوري و شكيبايي مسئلت مي نمايم. خداوند قرين رحمتش فرمايد. ارادتمند شما : جوانمردي

 


26-  رضا نصراللهي قمي ( کارمند بازنشسته دادگستری قم)

سلام عليکم بنده به نوبه ي خودم به حضرتعالي اين مصيبت وارده را تسليت عرض ميکنم از خداوند منان براي آن مرحوم مغفرت و براي شما و بازماندگان صبر و بقاي عمر خواهانم

 

27- حجت الاسلام امير پور رمضاني خمامي رشتي
حضرت آيت الله سعادت استاد گرامي درگذشت اخوي گرامي شما حجه الاسلام سيد حسن سعادت را به شما وخانواده ي گراميتان تسليت عرض مينائيم . پوررمضاني

 

28- حجت الاسلام روح الله پور کاظم رشتي
سلام  خداوند برادرتان را با اولياي اقربائش محشور کند و به ديدار اميرالمومنين ع  نايل .  ياعلي  ع

 

29- حجت الاسلام فتح الله عباسي ترابي رودسري
سلام خدمت سرور گرامي جناب حجت الاسلام سعادت مير قديم درگذشت اخوي بزرگوارت را به حضرتعالي تسليت عرض مي نمايم وبراي آن مرحوم طلب مغفرت وبراي شما از خداوند طلب صبر خواستدارم - ترابي

 

30- حجت الاسلام رضا رمضان نرگسي صومعه سرايي  ( ايشان دوبار تسليت گفتند) + 1
انا لله و انا اليه راجعون. محضر صديق ارجمند جناب حجت الاسلام آقاي سيد اصغر سعادت ميرقديم.خبر ارتحال حجت الاسلام مرحوم سيد حسن سعادت ميرقديم اخوي محترمتان باعث تاثر و تألم  بنده حقير گرديد. علو درجات آن فقيد سعيد و بقاي عمر بازماندگان را از درگاه ايزد منان خواستارم. رضا رمضان نرگسي

 

31- حجت الاسلام  مصطفي مباشر اميني لاهيجي
سلام و عرض ادب.
درگذشت حجت الاسلام و المسلمين آقاسيد حسن سعادت ميرقديم را خدمت برادر بزرگوار حجت الاسلام آقا سيد اصغر سعادت ميرقديم و خانواده محترم و دوستان عزيزتسليت عرض ميکنم انشالله در جوار ارباب بي کفن مهمان باشد.

 

32- حجت الاسلام رضا رمضان نرگسي صومعه سرايي + 2
سلام عليکم

صبحتان بخير
ما را در غم خود شريک بدانيد
براي اخوي مرحوم شما طلب غفران رحمت واسعه الهي را مسألت مينمايم
خداوند متعال روح ايشان را با روح پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلّم و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام محشور گرداند.، رضا رمضان نرگسي

 

33- حجت الاسلام محمد تقي آسماني تبریزی  (دانش آموخته رشتی تخصصی حوزه)
حضرت استاد سعادت درگذشت اخوي گرامي شما حجت الاسلام سيد حسن سعادت را به شما وخانواده ي گراميتان تسليت عرض ميکنم.

 

34- حجت الاسلام مصطفي پور حسين اسماعيل آبادي خمامي رشتي
سلام عليکم ‌.جناب آقاي سعادت مير قديم.غم داغ مرگ برادر جانکاه و دشوار هست.مصيبت وارده را تسليت عرض مينمايم ‌. خداروح برادر شهيد شمارا هم شاد کند.   الاحقر پورحسين

 

35- حجت الاسلام جواد کريمي لاهيجي (نویسنده) برادر  سردار رشيد گيلان شهيد ابوالحسن کريمي
سلام عليکم بماصبرتم فنعم عقبي الدار. 

صديق ارجمند جناب حجة الإسلام و المسلمين آقاسيداصغر سعادت ميرقديم  أيّده الله تعالي  درگذشت اخوي مکرّم حجت الإسلام سيدحسن سعادت ميرقديم را به شما وساير اخوان محترم تسليت عرض نموده و براي آن عزيز راحل ،  غفران و رضوان و براي شما و ساير بازماندگان صبر و اجر از ذات اقدس الهي مسألت مي نمايم.  محمدجواد کريمي

 

36- حجت الاسلام  هادي جوادي رشتي
اَلّلهُمَّ اجعَلهُ عِندَکَ فِي اَعلَي عِلِّيِينَ ،  اَلّلهُمَّ اغفِر لَنا وَ لَهُ . فاتحة مع الصلوات

 

37-  حجت الاسلام  استاد سيد صمصام الدين قوامي کرماني  امام جمعه محترم شهر پرديسان قم سلام عليکم  مصيبت وارده را تسليت ميگويم  بقاء عمر حضرتعالي انشاءالله

 

38- حجت الاسلام سیدمحمد واحدي واعظ رشتي  مدير محترم  مدرسه علميّه حقاني در شهر مقدس قم 

 

سَلامُُ عَلَيکُم بما صَبَرتُم فَنِعمَ عُقبَي الدّار. برادر گرانقدر مصيبت وارده را به حضرت عالي و منسوبين بزرگ آن مرحوم تسليت عرض ميکنم واز خداوند متعال علو درجات آن مغفور را در خواست ميکنم

39- حجت الاسلام محمد پُردل  امام جمعه محترم  بخش پاسارگاد

 

باسلام خدمت همه عزيزان و عرض تسليت خدمت استاد عزيز خدايش رحمت کند وبه بازماندگان و خانواده محترمتان صبر عنايت فرمايد ... پُردل.

40- حجت الاسلام  آرش رمضاني انارکولي رودباري 

 

سلام وعرض ادب محضر سيد بزرگوار جناب سعادت حقير نيز فقدان اخوي گراميتان را محضرشما وخانواده عرض تسليت دارم بقاي عمر شما عزيز وصبر جميل وغفران رحمت واسعه پروردگار را براي ان فقيد سفر کرده خواستارم

 

41- حجت الاسلام استاد عليرضا گرمابدشتي رودسري  از اساتيد حوزه علميه قم 

 

سلام عليکم انا لله و انا اليه راجعون برادر عزيزم حضرت حجت الاسلام سعادت ميرقديم در گذشت برادر بزرگوارت رو بشما تسليت و براي بازمانگان اجر جزيل مسئلت مينمايم

 

42- حجت الاسلام ابراهيم اکبري طولارود تالشي

 

کل نفس ذائقه الموت . تسليت و ابراز همدردي  حقير را پذيرا باشيد رحمت و مغفرت براي روح آن مرحوم و حشر با ائمه معصومين عليهم السلام و صبر براي باز ماندگان ايشان  مسالت  دارم


43-  جناب آقای ابوذر (ایرج) ندیمی نماینده محترم مردم لاهیجان در مجلس شورای اسلامی در اَدوار گذشته 

عرض تسليت وارزوى غفران ان مرحوم وسلامت بازماندگان

44- حجت الاسلام استاد حسین حلبیان اصفهانی( از اساتید حوزه علمیه قم و نوسینده )

انا لله و انا الیه راجعون  محضر مبارک استاد سید اصغر سعادت
سلام علیکم
به جناب دانشمند گرامی استاد سعادت ارتحال اخوی را تسلیت عرض می نمایم.


45- حجت الاسلام رحمت عابدی بسته دیمی رشتی
(حوزه نمایندگی ولی فقیه در سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران)

  سلام علیکم.  انا لله و انا الیه راجعون  فاضل ارجمند فرهیخته گرامی حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا سعادت
ارتحال اخوی بزرگوارتان روبه شماوخانواده مکرمتان تسلیت عرض می کنم ازخداوند سبحان برای آنمرحوم غفران و علو درجات وبرای شما صبر و اجر مسئلت دارم ارادتمندتان عابدی حوزه نمایندگی ولی فقیه در سازمان مرکزی تعاون روستایی ایران


46- حجت الاسلام علی سبحانی فر لنگرودی (مستقر در چابهار)

سلام علیکم.
انا لله واناالیه  راجعون.
جناب حاج آقای سعادت از
خبر درگذشت برادر بزرگوارتان  بسیار متاثر گشته واز خداوند رحمان برای آن مرحوم مغفرت وبرای بازماندگان صبرعظیم خواستارم و بنده راهم درغمتان شریک بدانید. ارادتمند شما
علی سبحانی فر لنگرودی  ازچابهار


47- حجت الاسلام محمد تقی ربیعی رشتی

  با سلام و احترام عرض تسلیت دارم خداوند ایشان را با اولیای خود محشور نمايد

محمدتقی ربیعی  رشت

48- حجت الاسلام مرتضی نجم صادقی گابیه لاهیجی


سلام استاد عزیز رحلت شهادت گونه برادر بزرگوارتان آقا سید حسن سعادت میر قدیم پسر عموی مادرم را به شما و بیت معظم له تسلیت عرض نموده وعلو درجات الهی برای آن عزیز سفر کرده و صبر و اجر الهی برای حضرتعالی و خانواده محترمتان خواستارم  ( عزیزانی که با بیماری های سخت مثل سرطان و ...  رحلت می کنند مرگشان شهادت گونه است )


49- حجت الاسلام مرتضی کرامتی اردبیلی مشکین شهری (نویسنده)
درگذشت برادر بزرگوار عالم فرزانه حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میر قدیم لاهیجی رو به بیت شریف معظم له و آشنایان آن عزیز دست رفته تسلیت عرض مینماییم .  ارادتمند و شاگردتان کرامتی مشکینی


50- حجت الاسلام اسماعیلِ پور موسی حَسَن کِیاده آستانه ای ( آستانه اشرفیه)
سید بزرگوار تسلیت ما را پذیرا باش خیلی ناراحت شدم سید .


51- حجت الاسلام خوشدل فلاح لاهیجی
باسلام خدایش رحمت کند به شما و خانواده محترمشان صبر جمیل و اجر جزیل عنایت فرماید ۰


52- حجت الاسلام جلیل رستم پور تالشی
استاد ارجمند جناب حجه الاسلام و المسلمین درگذشت اخوی محترمتان را تسلیت عرض می کنیم.رستم پور


53- حجت الاسلام  حسین زاده تبریزی


بسم الله الرحمن الرحیم


انالله واناالیه راجعون

استادارجمندحضرت ایت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی(دامت برکات)

درگذشت برادر بزرگوارتان روحانی گرانقدر حجت الاسلام والمسلمین سید حسن سعادت میرقدیم لاهیجی موجب تاسف و تاثر گردید. اینجانب ضمن تسلیت به جنابعالی و خانواده محترم ، برای آن مرحوم رحمت و علو درجات و برای بازماندگان صبر و اجر از درگاه خداوند متعال مسئلت مینمایم


54- حجت الاسلام محسن علیجانزاده  مازندرانی +متخصص در سیره شهداء

باعرض سلام و ادب محضر فاضل ارجمند و استاد بزرگوار جناب حجه الاسلام سعادت میر قدیم تسلیت مارا در غم فراق برادر بزرگوارتان پذیرا باشید .از خداوند متعال رحمت و مغفرت برای آن عزیز و اجر و صبر برای شما و خانواده محترمتان خواستاریم.

55- جناب مستطاب  آقای  حسین علرضایی رشتی

سلام به شما استاد عزیز سعادت میرقدیم تسلیت بنده ی حقیر را بپذیرید


56- حجت الاسلام  احمد بامری  اهل  سیستان و بلوچستان


سلام علیکم خدمت استادبزرگوار ان شاالله خداوندروح اخوی بزرگوارشماراباروح اقاامیرالمومنین محشوربفرمایدوخداوندبه شماصبرجمیل وجزیل عنایت بفرمایدان شاالله


57- حجت الاسلام  حسن عاشوری لاهیجی(دانش آموخته رشته تخصصی حوزه)

باسلام وعرض ادب،خبرفوت برادرشماجناب سيدحسن سعادت ميرقديم بمارسيدضمن عرض تسليت بشماوخانواده محترم وبازماندگان، ازخداوند شادي روحش و مغفرت برای آن  مرحوم را خواهان هستيم، مارو هم در غم خود شريك بدانيد، ارادتمندعاشوري

58-  حجت الاسلام علی احدی بیجاری  شاعر خوش ذوق

سلام خدمت استاد ارجمند حضرت آیت الله سعادت دامت افاضاته
در گذشت اخوی بزرگوار تان را بر جنابعالی تسلیت عرض می کنم و از خداوند متعال علو درجات برای ایشان و اجر و صبر برای شما و دیگر بستگانش  خواهانم


59- حجت الاسلام  علی علیزاده سیاهگورابی لاهیجی
سلام علیکم
از شنیدن خبر ارتحال اخوی گرام بسیار متاثر شدم خداوند رحمتش کند و مارا عاقبت به خیر انشاءالله
صمیمانه تسلیت عرض میکنم


60- حجت الاسلام  محسن محمد پور ملاطی لنگرودی(دانش آموخته رشته تخصصی+نویسنده)


رحلت برادر عالم و ارجمندتان را تسلیت از خداوند متعال برایشان علودرجات وبرای حضرتعالی وسایر بستگان صبرجمیل واجرجزیل خواهانم


61-
حجت الأسلام هادی یعقوبی هینزنی تالشی

سلام آقا سید،  تسلیت عرض میکنم درگذشت برادر گرامی تان را و از خداوند برایتان صبر میخواهم.


62- جناب آقای حسین زیبایی
گورندانی لاهیجی
باسلام وعرض ارادت خالصانه خدمت سرورمحترم جناب حاج آقا سعادت می قدیم
بشما عزیز گرامی این ضایعه روتسلیت میگم بقای عمر صحت وسلامتی برایتان واهل بیت محترم وخانواده  را ازپروردگاربزرگ مسئلت دارم ازاینگه دیر متوجه شدم پوزش میطلبم شادی روح مرحوم مغفور الفاتحه مع الصوات


63-  جناب آقای سید رضا سعادت میرقدیم لاهیجی


⚫️انالله و انا الیه راجعون⚫️

ضمن عرض سلام احترام خدمت استادبزرگوار ,,اینجانب درگذشت برادر بزرگوارتان را تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت و مغفرت واسعه و برای جنابعالی و بازماندگان محترم صبوری و شکیبایی مسئلت می نمایم. خداوند قرین رحمتش فرماید  .
از طرف برادر زاده


64-حجت الاسلام محمد جواد خیری گیلانی لنگرودی چافی (صاحب کتاب مفاتیح الجنات(کتاب دعا)


بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

محضر استاد فرزانه جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای سید اصغر سعادت میرقدیم . خبر ارتحال حجت الاسلام و المسلمین مرحوم سیدحسن سعادت میرقدیم اخوی حضرتعالی باعث تأثّر و تألُّم این حقیر گردید . علوّ درجات آن فقید ِسعید و بقای عمر بازماندگان و عزت حضرتعالی را از درگاه ایزد منّان خواستارم .

محمد جواد خیری گیلانی

مدیر کانال اختصاصی اسلام ناب


65- حجت الاسلام بخشی زاده پیچاهی لاهیجی(مستقر در شیراز)

سلام : ارتحال اخوی مکرم حضرتعالی را به بازماندگان وبالاخص به شخص جنابعالی تسلیت عرض می نمایم و برای آن مرحوم طلب مغعفرت دارم . ارادتمند بخشی زاده   شیراز

66- حجت الاسلام حسین قلی زاده سیاه رودباری  لاهیجی(قاضی در آستارا)

سلام ، ارتحال اخوى گرام شما حضرت حجة الاسلام سيد حسن سعادت را به شما تسليت عرض مى نمايم

67- حجت الاسلام حسن قلیزاده سیاهرودباری لاهیجی +
روستای کوره و کاه بیجار

سلام علیکم مصیبت وارده را تسلیت عرض میکنم . امشب برای آن مرحوم نماز لیلة الدفن میخوانم .
مجالس ختم لاهیجان هست یا قم ؟


68- حجت الاسلام
رمضان اصغری گیلده آستانه ای (آستانه اشرفیه)

سلام،درگذشت برادر گرامیتان رابه جنابعالی تسلیت عرض میکنم ازخداوندبرای آن مرحوم علو درجات ، و برای کلیه  بازماندگان اجر و صبرمسئلت دارم . اصغری

69- حجت الاسلام  شفیعی اصفهانی 

سلام بر سید والامقام  . مصیبت وارده را به محضر شما و بستگان تسلیت عرض میکنم. بقای عمر شریفتان را خواستارم. روحش شاد و با اجداد کرامش محشور باد.

70- حجت الاسلام سیدمرتضی دبیری دلیجانی تالشی رشتی (دانش آموخته رشته مهندسی)

سلام علیکم .استاد عزیز درگذشت اخوی گرامیتان را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض می کنم ما را هم در غم خود شریک بدانید

71- حجت الاسلام حسین حیدری شلمانی لنگرودی


حَشَرَهُ اللهُ مَعَ اَولِیائِهِ وَ مَعَ مَن اَحَبَّ


72- حجت الاسلام علی بابایی رودسری


سلام .انا لله و انا الیه راجعون.مصیبت وارده را برحجت الاسلام سید اصغر میرقدیم لاهیجی تسلیت عرض نموده انشا ا...برادر مرحومش را با اولیا‌‌ءا... محشور کند.روحش شاد یادش گرامی .با تشکر: علی بابایی


73- حجت الاسلام محسن آخوندی گرگانی (استان گلستان)

سلام بر استاد معزز بنده
ارتحال اخوی مکرمتان را تسلیت عرض می کنم ان شاءالله با اجداد اطهار خود محشور باشند.
سلامتی و طول عمر باعزت را برای حضرتعالی خواستارم.


74- حجت الاسلام دکتر محسن صحرایی کاشانی+ از مبلِّغین موفق در عرصه خارج از کشور


انا لله و انا الیه راجعون. محضر مبارک استاد گرامی حضرت حجت الاسلام سعادت میرقدیم.خبر ارتحال حجت الاسلام سید حسن سعادت میرقدیم اخوی محترمتان باعث تاثر اینجانب گردید. علو درجات آن فقید سعید و بقای عمر بازماندگان را از درگاه ایزد منان خواستارم. الاحقر شیخ محسن صحرایی

75- حجت الاسلام کریم نوروزی اکبرآبادی لاهیجی ( دانش آموخته تخصصی حوزه و مدیر سابق حوزه علمیه لاهیجان)
خدمت برادر عزیزم سید بزرگوار : حجت الاسلام والمسلمین سعادت
غم از دست دادن برادر مرحوم شما را خدمت حضرتعالی و خانواده محترم سعادت تسلیت عرض میکنم
ان شاءالله خداوند آن مرحوم را با اخوی شهید و هردو بزرگوار را با اباعبدالله الحسین علیه السلام محشور فرماید


76-  حجت الاسلام قاسم باباجانی پور مازندرانی ( دانش آموخته تخصصی حوزه)
استاد بزرگوار تسلیت عرض میکنیم.انشالله روحشون مهمان اقای جوانان بهشت و قرین نعمت لایزال....

77- حجت الاسلام محمد برزگر شیرازی  (از مجمع عالی تفسیر قرآن کریم در قم )

سلام علیکم و رحمة الله ، ضمن عرض تسلیت، خدا رحمت کند ایشان را و به حضرتعالی عمر با برکت و صبر جزیل عنایت فرماید .

78- حجت الاسلام  حسنعلی رستم زاده لاهیجی

سلام علیکم واقعا ناراحت شدم به شما وخانواده اش تسلیت عرض میکنم وبرای آن مرحوم علو درجات از درگاه حضرت حق خواهانم .

79- حجت الاسلام اباصلت روحی اراکی(استان مرکزی) +(دانش آموخته تخصصی حوزه)

سلام علیکم .خدا مورد مغفرت قرارشون بده و بر سفره سیدالشهداء مهمانشان کند. و به شما و خانواده بزرگوارتون صبر و جزاء خیر عنایت کند.

80- حجت الاسلام  محمد مبارک تبریزی  ( تخصص در فلسفه )

سلام استاد عزیزم 
رحلت برادر گرامیتان حجة الاسلام والمسلمین سید حسن سعادت میرقدیم را به شما و دیگر بازماندگان تسلیت عرض میکنم .از خداوند متعال مسئلت دارم ایشان و شما را با جدّتان اباعبدلله الحسین ع محشور فرماید ، التماس دعا دارم از محضرتان . حتما دعا بفرمایید .

81- حجت الاسلام غلامرضا شهری دوگاهه رودباری

سلام علیکم استاد سعادت عزیز درگذشت برادر فاضل و با اخلاق عامل به دستورات الهی که حق استادی هم به گردن ما داشتن را به حضرت عالی و خانواده محترم تسلیت عرض کرده و برای ایشان علوّ درجات را از درگاه الهی خواستارم . طلبه حقیر غلامرضا شهری رودباری


82-  حجت الاسلام حاج شیخ عبدالحسین رفیعی لاهیجی
سلام . حضرت حاج اقای سعادت ضمن عرض تسلیت درگذشت اخوی بزرگوارتون محضرحضرتعالی و خانواده محترم علو درجات آن عزیزسفرکرده را ازخداوند متعال خواهانم . رفیعی لاهیجی تهران21شهریور96.

 

83- حجت الاسلام رحمن(جبار) علیزاده  رودباری
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته  عرض تسلیت بابت رحلت جانسوز برادر گرانقدر تان را از حقیر پذیرا باشید خداوند متعال ایشان را بیامرزد و با اولیاء الله محشور فرماید و به همه بازماندگان صبر و اجر جزیل عنایت فرماید


84-  حجت الاسلام  ناصر اخلاقی دریاکناری لنگرودی ( دانش آموخته تخصصی حوزه +حقوق )

سلام علیکم  . خدايش غريق رحمت فرمايد و در ايام عاشوراي حسيني با اجداد طاهرينش محشورنمايد. به شما برادربزرگوار نیز تسلیت میگویم و قصور مارا عفو بفرمایید.خداعاقبت ماراختم بخیرفرماید.


85 -  حجت الاسلام محمد سلیمی لاهیجی ( از قاریان خوب  و از اساتید تجوید و قرائت قرآن )

سلام علیکم ورحمةالله وبرکاته
تسلیت ویژه به جهت ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفای ایشان. وهمچنین تسلیت محضر مبارکتان به جهت ارتحال برادر عزیزتان .انشاءالله ایشان با جدشهیدتان محشور شوند. عذر تقصیر به جهت تاخیر.سَلَّمَکُمُ الله

86-  حجت الاسلام  شیخ محمد حسن بیگی رودسری (
مسئول واحد فرهنگی مجمع طلاب اشکوری های مقیم قم ) 

انا لله و انا الیه راجعون.ارتحال عالم وارسته مرحوم حجه الاسلام والمسلمین سید حسن سعادت باعث تاثر این جانب گردید این مصیبت رابه حضرتعالی تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن مرحوم علو درجات،و برای بستگان خصوصا حضرتعالی صبر عظیم مسئلت دارم. مسئول واحد فرهنگی مجمع طلاب اشکوری های مقیم قم.  شیخ محمد بیگی

87-  حجت الاسلام  مسعود پژوهش لاهیجی

سلام  علیکم  . رحلت برادر عزیزتون را به جنابعالی  تسلیت می گویم .  خدا رحمتش کند و به بازماندگان و شما صبر عنایت فرماید

88-  حجت الاسلام جواد اشراقی لاهیجی ( از اساتید حوزه )

سلام علیکم ایام تاسوعا و عاشوری حسینی تسلیت باد . وظیفه بنده است از نزدیک برای تسلیت خدمت حضرت عالی برسم .خداوند ایشان را رحمت و به شما صبر عنایت فرماید . التماس دعا . جواد اشراقی
89 -  حجت الاسلام  مجید حجت انصاری آستانه ای  ( اهل آستانه اشرفیه )

  سلام حاج آقا . خدا انشاالله ایشون رو با امیرالمومنین و اهل بیت  ع  محشور کنه  . انصاری


90 - حجت الاسلام هادی پور واجد گیلانی  (اهل انزلی ) + اهل دقت در مطالب عرفانی و سلوکی


عرض سلام و ادب محضر استاد گرانقدر . خداوند ایشان را با اولیایش محشور کند بحق زهرا (س) و به حضرتعالی و بازماندگان صبر عنایت بفرماید .
امروز آقای مبارک زنگ زدن خبر دادند, خیلی شرمنده شدم . عفو بفرمایید . التماس دعا ی خیر دارم

91- حجت الاسلام سید علی شفیع پور حسینی آستانه ای+آستانه اشرفیه  ( دانش آموخته تخصصی حوزه )

92- حجت الاسلام صادق خالقی فرد لاهیجی ( ایشان دوبار پیام دادند ) + 1

سلام علیکم .  تسلیت عرض می کنم .  روحشان شاد . خداوند رحمتش کند .  غم آخرتون باشد

93 -  حجت الاسلام صادق خالقی فرد لاهیجی + 2

سلام علیکم . با نهایت تأسف  در گذشت برادر گرامیتان را تسلیت عرض نموده و از خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت و غفران و برای شما طول عمر مسئلت دارم

94- حجت الاسلام  حسین آرایش فومنی

سلام علیکم .  انا لله و انا الیه راجعون .  تسلیت عرض می کنم . غم آخرتون باشد .

 


95- حجت الاسلام محمد رضا شکسته دل توچالی آستانه ای گیلانی  ( امام جمعه محترم شهر سیاهکل در گیلان )
سلام علیکم عظّم الله اجورنا و اجورکم . واقعا متاثر شدم خداوند با اجداد طاهرینش محشور فرماید و شمارا بسلامت بدارد.

96-  حجت الاسلام شکرالله میناب  لاهیجی

سلام استاد عزیز  . تسلیت می گویم   . خدا به خانواده عزیزتون صبر دهد  و علو درجات برای آن مرحوم مسئلت دارم

97- حجت الاسلام  محمد حسن زاده  فومنی گیلانی 

علیکم سلام الله
عَظّمَ اللهُ اُجُورَکُم بِمُصابِ الحُسَین ع . خدایش رحمت کند . ملتمس دعا

98- حجت الاسلام محمدرضا حسن زاده گیلانی

سلام عليكم -رحمةُ الله عليه وَاحشُرهُ مَعَ أَجدادِهِ الطّاهِرين

99- حجت الاسلام ... سبحانی نسب لنگرودی

سلام علیکم . برادر بزرگوار مرحوم شما مورد شفاعت اهل بیت عصمت علیهم السلام قرار گیرند انشأالله التماس دعاسبحانی نسب لنگرودی

100
حجت الاسلام  ناصر رنجبر دهبنه ای  لاهیجی
سلام سید . خدا رحمتش کند و با اجداد طاهرین محشور شود . به حضرت عالی و خانواده محترم تسلیت عرض میکنم

101 - حجت الاسلام محمد رضا نیکومنش  رودسری ( قاری و واعظ  )
سلام علیکم . محضرمبارک استاد عزیزجناب حجت الاسلام سیداصغر سعادت میرقدیم . رحلت برادر بزرگوار استاد محترم حوزه حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم را به بیت معظّم و خانواده گرامی ایشان خصوصا به  حضرتعالی تسلیت عرض می نمایم . 
خداوند روحشان  را با اجداد مطهرشان محشور و به خانواده معظم و محترمشان صبرواجر عنایت بفرماید....ارادتمند نیکومنش

102-  حجت الاسلام  علی کریما  تهرانی  ( مدیر محترم حوزه علمیه لاهیجان )

سلام علیکم . انشاالله خداوند ایشان رو با اولیا و مقربین درگاهش محشور فرماید . التماس دعا

103-  حجت الاسلام تقی علیپور رودسری ( دانش آموخته تخصصی حوزه ) + سه مورد پیام تسلیت داده است +1 .

سلام علیکم . تسلیت می گویم ایام شهادت امام حسین ع و یاران و اصحاب آن حضرت را بر همه محبین و دوستاران حضرت.و همچنین تسلیت می گویم ارتحال عزیز از دست رفته حضرت حجت الاسلام آقای سید حسن سعادت میرقدیم را به استاد سعادت . خدا ایشان را رحمت کند.اللهم صل علی محمد وآل محمد.

104حجت الاسلام تقی علیپور رودسری ( دانش آموخته تخصصی حوزه ) +  2 .


سلام علیکم.تسلیت عرض می کنم فوت اخوی عزیز.خدا این عزیز سفر کرده را با اجداد مطهرشان و اهل بیت علیهم السلام محشور بفرماید.هدیه به روح ایشان صلوات بر محمد آل محمد.اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم.


105 -حجت الاسلام تقی علیپور رودسری ( دانش آموخته تخصصی حوزه ) + 3 .

سلام علیکم و رحمه الله . با عرض تسلیت به حضرتعالی و خانواده محترم سعادت ، خدا رحمت کند . هدیه به روح ایشان  صلوات بر محمد وآل محمد.

106-  حجت الاسلام  حسین رنجبر سیاهکلی 

باسلام و عرض ادب و احترام  و پوزش ازاینکه بنده چون الان یک سال هست که ازشمال رفتم به بوشهر و در جریان نبودم  . بنده تسلیت عرض میکنم محضرحضرتعالی و علو درجات رو برای اخوی محترم و معزز ازخداوند سبحان خواهانم . امیدوارم خداوند عمر باعزت به حضرتعالی عنایت فرماید .

107-  حجت الاسلام حامد رنجبر لاهیجی  ( امام جمعه محترم  اسبق لاهیجان )

 سلام علیکم . به شما تسلیت می گویم .خداوند روحشان را شاد فرماید.  اَطالَ اللهُ عُمرَکُم



108- حجت الاسلام یوسف برزگر  کلاچایی ( اهل کلاچای گیلان + امام جمعه کلاچای )

سلام علیکم . تسلیت عرض میکنم  . خداوند آن بزرگوار رو با اجداد طاهرینش محشور فرماید



109- حجت الاسلام محمد جواد مصطفوی رودسری (نویسنده) و برادر دوشهید 1- محسن (احسان) و ایرج (یاسر) مصطفوی


باسلام وتعزیت , غفران الهی دراین شب پر فضلیت (شب عاشورا) نثار آن عزیز سفرکرده بادا . ارادتمندمصطفوی


110-  حجت الاسلام محمد قادری  لاهیجی


سلام علیکم.... استاد گرانمایه.... عَظّم اللهُ أجورَکم

راستش بنده اطلاع نداشتم اخوی گرانقدرتان به رحمت خدا رفته.... تازه متوجه شدم.... خداوند تبارک و تعالی روح ایشان را با ارواح مؤمنین محشور بفرماید و به بازماندگان و حضرتعالی صبر عنایت فرماید....

111 -  حجت الاسلام  قادر محمد زاده اردبیلی

سلام علیکم و رحمة الله  . خدایش بیامرزد و مهمان امام حسین فرماید . و از خداوند میخام که بر شماصبر دهد.


112 - جناب مستطاب آقای محمد پرویزی مریدانی لشت نشایی (دانشجو ...)

سلام علیکم
خدا رحمت کند ایشان را به حق این شب عزیز (شب عاشوراء 96) با اباعبدالله محشوربشن ان شاءالله

113- حجت الاسلام حسن عبرتی کَنَفی لاهیجی

سلام . خوب هستید . فرارسیدن عاشورای حسینی علیه السلام راخدمت شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می کنم خداوندبرادرشمارارحمت کند و به شما نیز صبر و آچر عنایت کند انشاالله

السلام علیک یااباعبدالله الحسین علیه السلام

114-  حجت الاسلام محمد مهدی معتمدی رشتی ( از فضلاء و قاری خوب قرآن کریم)

سلام سیدنا  . اعظم الله اجورکم . تسلیت عرض میکنم ببخشید مطلع نبودم .معتمدی


115- حجت الاسلام مجتبی احمدی ادیب رشتی گیلانی

بسم الله الرحمن الرحيم  کُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ * وَ يَبْقي‏ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ

حضرت حجت الاسلام والمسلمین استاد حاج آقاسعادت

سلام علیکم

ضایعه در گذشت برادر مهربان و مؤمنتان حضرت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم(رحمة الله علیه) را تسلیت عرض می کنم ، خداوند متعال روح پاکش را با حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) محشور نماید و به بازماندگان صبر جزیل عنایت فرماید .   شاگرد شما    مجتبی احمدی ادیب

 

**  اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ.

 

خواب بودم ، خواب دیدم مرده ام
بی نهایت خسته و افسرده ام

تا میان گور رفتم دل گرفت
قبر کَن سنگ لحد را گِل گرفت

روی من خروارها از خاک بود
وای، قبر من چه وحشتناک بود!

بالش زیر سرم از سنگ بود
غرق ظلمت، سوت و کور و تنگ بود

هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت
سوره ی حمدی برایم خواند و رفت

خسته بودم هیچ کس یارم نشد
زان میان یک تن خریدارم نشد

نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی
ترس بود و وحشت و دلواپسی

ناله می کردم ولیکن بی جواب
تشنه بودم، در پی یک جرعه آب

آمدند از راه نزدم دو ملک
تیره شد در پیش چشمانم فلک

یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟

گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود
لرزه بر اندام من افتاده بود!

هر چه کردم سعی تا گویم جواب
سدّ نطقم شد هراس و اضطراب

از سکوتم آن دو گشته خشمگین
رفت بالا   گرزهای   آتشین

قبر من پُر گشته بود از نار و دود
بار دیگر با غضب پرسش نمود:

ای گنهکار سیه دل، بسته پر
نام  اربابان خو  د یک یک ببر

گوییا لب ها به هم چسبیده بود
گوش گویا نامشان نشنیده بود

نام های خوبشان از یاد رفت
وای، سعی و زحمتم بر باد رفت

چهره ام از شرم می شد سرخ و زرد
بار دیگر بر  سرم   فریاد کرد:

در میان عمر خود کن جستجو
کارهای نیک و زشتت را بگو

هر چه می کردم به اعمالم نگاه
کوله بارم بود مملو از گناه

کارهای زشت من بسیار بود
بر زبان آوردنش دشوار بود

چاره ای جز لب فرو بستن نبود
گرز آتش بر سرم آمد فرود

عمق جانم از حرارت آب شد
روحم از فرط اَلَم بی تاب شد

چون ملائک نا امید از من شدند
حرف آخر را چنین با من زدند:

عمر خود را ای جوان کردی تباه
نامه اعمال تو باشد سیاه

ما که مأموران حقِّ داوریم
پس تو را سوی جهنم می بریم

دیگر آن جا عذر خواهی دیر بود
دست و پایم بسته در زنجیر بود

ناامید از هر کجا و دل فکار
می کشیدندم به خِفّت سوی نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد
از جنان درهای رحمت باز شد

مردی آمد از تبار آسمان
دیگران چون نجم و او چون کهکشان

صورتش خورشید بود و غرق نور
جام چشمانش پر از خمر طهور

لب که نه، سرچشمه ی آب حیات
بین دستش کائنات و ممکنات

چشم هایش زندگانی می سرود
درد را از قلب انسان می زدود

بر سر خود شال سبزی بسته بود
بر دلم مِهرش عجب بنشسته بود

کی به زیبائی او گل می رسید
پیش او یوسف خجالت می کشید

دو ملک سر را به زیر انداختند
بال خود را فرش راهش ساختند

غرق حیرت داشتند این زمزمه
آمده این جا حسین فاطمه؟!

صاحب روز قیامت آمده
گوییا بهر شفاعت آمده

سوی من آمد مرا شرمنده کرد
مهربانانه به رویم خنده کرد

گشتم از خود بی خود از بوی حسین
من کجا و دیدن روی حسین

گفت: آزادش کنید این بنده را
خانه آبادش کنید این بنده را

این که این جا این چنین تنها شده
کام او با تربت من وا شده

مادرش او را به عشقم زاده است
گریه کرده بعد شیرش داده است

خویش را در سوز عشقم آب کرد
عکس من را بر دل خود قاب کرد

بارها بر من محبت کرده است
سینه اش را وقف هیئت کرده است

سینه چاک آل زهرا بوده است
چای ریز مجلس ما بوده است

اسم من راز و نیازش بوده است
تربتم مُهر نمازش بوده است

پرچم من را به دوشش می کشید
پا برهنه در عزایم می دوید

بهر عباسم به تن کرده کفن
روز تاسوعا شده سقای من

اقتدا بر خواهرم زینب نمود
گاه می شد صورتش بهرم کبود

تا به دنیا بود از من دم زده
او غذای روضه ام را هم زده

قلب او از حُب ما لبریز بود
پیش چشمش غیر ما ناچیز بود

با ادب در مجلس ما می نشست
قلب او با روضه ی من می شکست

حرمت ما را به دنیا پاس داشت
ارتباطی تنگ با عباس داشت

اشک او با نام من می شد روان
گریه در روضه نمی دادش امان

بارها لعن امیه کرده است
خویش را نذر رقیه کرده است

گریه کرده چون برای اکبرم
با خود او را نزد زهرا می برم

هرچه باشد او برایم بنده است
او بسوزد، صاحبش شرمنده است

در مرامم نیست او تنها شود
باعث خوشحالی اعدا شود

کشته اشکم ، شفیع امتم
شیعیان را مُنجِیَم از درد و غم

گرچه در ظاهر گنه کار است و بد
قلب او بوی محبت می دهد

سختی جان کندن و هول جواب
بس بود بهرش به عنوان عقاب

در قیامت عطر و بویش می دهم
پیش مردم آبرویش می دهم

آری آری، هرکه پا بست من است
نامه ی اعمال او دست من است

ناگهان بیدار گردیدم زخواب
از خجالت گشته بودم خیس آب

دارم اربابی به این خوبی ولی
می کنم در طاعت او تنبلی؟!

من که قلبم جایگاه عشق اوست
پس چرا با معصیت گردیده دوست؟

من که گِریَم بهر او شام و پگاه
پس به نامحرم چرا کردم نگاه؟

من که گوشم روضه ی او را شنید
پس چرا شد طالب ساز پلید؟

چشم و گوش و دست و پا و قلب و دل
جملگی از روی مولایم خَجِل

شیعه بودن کی شود با ادعا؟
ادعا بس کن اگر مردی بیا

پا بنه در وادی عشق و جنون
حبّ دنیا را ز قلبت کن برون

حبّ دنیا معصیت افزون کند
معصیت قلب ولیّ را خون کند

باش در شادی و غم عبد خدا
کن حسابت را ز بی دینان جدا

قلب مولا را مرنجان ای جوان
تا شوی محبوب رب مهربان

* شعر از سید امیر حسین میرحسینی

 

 


 ** پيامهاي تسليت رحلت حجت الاسلام سيدحسن سعادت ميرقديم لاهيجي+سايت حکيم زين العابدين عسکري گيلاني لشت نشايي +کليک

 

** پيامهاي تسليت رحلت حجت الاسلام سيدحسن سعادت ميرقديم لاهيجي+پایگاه اندیشوران حوزه

 

 


 






درباره : سخن مدیر سایت ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : پیامهای تسلیت رحلت حجت الاسلام سیدحسن سعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , مرگ , رحلت , سیدحسن , سعادت , سعادت میرقدیم , لاهیجی , صالح بر , روستای صالح بر , سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , سادات محله لاهیجان , حوزه علمیه قم , لاهیجان , حوزه , علم , دانش , علماء ,


نوشته شده در چهارشنبه 29 شهريور 1396 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 100 |


 

  

 

 

 

نتيجه تصويري براي قرآن کريم

 


 

***نسيم معرفت***

 

 

حديث عشق و ايمان است قرآن

 

صفا بخش دل و جان است قرآن

 

گلي   از   گلشن    فيض   الهي

 

نه تنها  گل ، گلستان است قرآن

 

 

حيات جوامع بشري به برنامه ها و تعاليم حياتبخش ثَقَلَين يعني قرآن و عترت  است و اگر حقِّ ثَقَلَين رعايت مي شد زندگي بشر به سوي نورانيت و سعادت و صفا و آرامش و خير و نيکي و فلاح و رشد و کمال و تعبُّد و توحيد و ... متحوِّل مي شد ولي نيت پليد و دست خيانت و قدرتِ ظالمانه حاکمانِ جَور و ستم در صدر اسلام و بعد از آن ، سببِ محروميت جوامع بشري از فيوضات و انوار ثَقَلَين گشته و اين حِرمان همچنان ادامه دارد تا روزي که حضرتِ حجّت ثاني عشر مهدي موعود (عَجَّلَ اللهُ تَعالَي فَرَجَهُ الشَّريفَ)  ظهور فرمايد .  پيامبر گرامي اسلام  (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَمَ) پيوسته مردم را به قرآن و عترت سفارش مي فرمود و حديثِ إِنِّي تَارِکٌ فِيکُمُ الثَّقَلَيْنِ در منابع معتبر اهل سنت و شيعه ذکر شده است و متاسفانه امت پيامبر  (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَمَ)   به اين حديث عمل نکردند و هر خسارتي که به جهان اسلام و بشريت وارد شد و مي شود به جهت پشت کردن و بي توجهي به اين سفارش پيغمبر  (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَمَ)   است .  رنج و آلام و ظلم و فساد و بيدادگري و حق کُشي  و جنايت و قتل وخونريزي و غارت که در جهانِ امروز مي گذرد حاصل دوري از فرامين انبياء  (عَلَيهِِمُ السَّلامُ)   و جدايي از قرآن و عترت است  . درمان و اصلاحِ بشريت دراين نسخه جاويدِ الهي و آسماني است .   قرآنِ کريم ، فيضِ نقد و آماده از جانبِ پروردگارِ عالَم است و عَلَي الدَّوام و پيوسته بايد در محضر قرآن کريم بود و با آن اُنس و اتصال داشت و از زُلالِ آيات حياتبخش و صفابخشش بهره مند شد . محروميت از اين فيضِ بيکران موجب خسران و زيان در دنيا و آخرت است . اميد است که شکرگزار اين هديه الهي و آسماني و امانتِ حضرت نَبَوي (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَمَ) باشيم و در همه ايام جان و دل خود را به آيات نورانيش صفا و جلاء ببخشيم . در روايتي از امام صادق  (عَلَيهِ السَّلامُ)  آمده است که فرمود :  مَن قَرَاَ القُرآنَ وَ هُوَ شابٌّ مُؤمِنٌ اِختَلَطَ القُرآنُ بِلَحمِهِ وَ دَمِهِ وَ جَعَلَهُ اللّه عَزَّوَجَلَّ مَعَ السَّفَرَةِ الكِرامِ البَرَرَةِ ، وَ كانَ القُرآنُ حَجيزا عَنهُ يَومَ القيامَةِ .  هر جوان مؤمنى كه در جوانى قرآن تلاوت كند، قرآن با گوشت و خونش مى آميزد و خداوند عزّوجلّ او را با فرشتگان بزرگوار و نيك قرار مى دهد و قرآن نگهبان او در روز قيامت، خواهد بود. (كافى- ج 2، ص 603 -  اصول کافي، ج 4، ص 405، «کتاب فضل القرآن»، «باب فضل حامل القرآن»، حديث 4 و 8)

 

 

 

سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

 

بيستم تير 1396 ه.ش

 

شانزدهم شوّال المکرّم 1438 ه.ق


 

** آيت الله سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي




درباره : سخن مدیر سایت ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : اگر حقِّ ثَقَلَين رعايت مي شد...+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت , قرآن , پیامبرص , عترت , اهل بیت ع , عسکری , آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی , لاهیجی , قم , لاهیجان , حق قرآن , ثقلین ,


نوشته شده در سه شنبه 20 تير 1396 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 34 |


 

 

***نسيم معرفت***

 


 

به نام خدا

 

سخناني کوتاه و پُرمحتوي ازحضرت آيت الله سيد اصغرسعادت ميرقديم لاهيجي  

 

1-  بيناييِ حقيقي به بصيرت است نه به بَصَر . آن که دو چشم سر دارد دامنه ديدش محدود است و آن که چشم دلش باز است نگاه او به وسعت همه هستي است .

 

2- دلي که در آن عشق نباشد تاريک خانه است .

 

3- آدمي هم مي تواند پرواز کند لکن با بال عشق .

 

4- انسان شاه بيت آفرينش است .

 

5- دنيا نزد عارف لُنگ حمّام است که به ضرورت از آن مُتمتِّع مي شود .

 

6- حسرت آن خُورَد که از عمر و زندگي بهره نَبَرد .

 

7- قرارگاه دل آدمي ذِکرُالله است . قَولُهُ تَعالَي : الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ( سوره رعد آيه 28)

 

8- خُرد شدن در کارهاي خُرد از کم خِرَدي است .

 

9- در گلزارِ دل نغمه يار خوش است .

 

10- کسي که دل گنجشکي دارد قرار ندارد .

 

11- در آشفته بازار رياکاري  دل بي ريا خريدارم .

 

12- از ابر خُشک توقُّعِ بارش نيست .

 

13- با نردبان پوسيده بالا مرو که سخت آسيب بيني .

 

14- اگر آدمي را صبر نباشد در آسياب حوادث  خُرد مي شود .

 

15- عقربه زندگي را به سوي خدا بچرخان تا زندگيت معني پيدا کند .

 

16- بر صفحه دل بايد نگاشت که : فقط خدا و بس .  قَولُهُ تَعالَي : حَسْبُنَااللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکيلُ ( آل عمران آيه 173)

 

17- دل آدمي آيينه جمال حضرت حق است  که به انوار الهي مُشعشَع مي شود به شرطي  که به غُبار گناه و معصيت منکوس نگردد .

 

18- عمده تنازُعات بني آدم بر سوء تفاهمات است که منشأ آن هم تسويلات شيطاني است .

 

19- هر بند و ريسماني ممکن است گُسسته گردد مگر ريسمان الهي که ناگسستني است . قَولُهُ تَعالَي :وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلي‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آياتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ  ( آل عمران  آيه 103 )

 

20- از استمرار غفلت برحَذَر باش که   موجب غلاف دل است و دلي که در غلاف باشد از درک حقيقت باز ماند و صاحب چنين دلي در دنيا و آخرت زيانکار است . قَولُهُ تَعالَي :وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِکُفْرِهِمْ فَقَليلاً ما يُؤْمِنُونَ( سوره بقره آيه 88 )

 

21- در مکتب هواي نفس ، جز درس گمراهي حاصل نشود .

 

22- يکي از عجايب حال آدمي آن است که پندارد آنچه بجا آرد کيفر ندارد .

 

23- همه عوالِم هستي و وجود  (اعم از ماديّات و مجردات بغير از وجود حضرت حق سبحانه وتعالي ) در پرتو نورانيت حقيقت محمديَّه (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)   و ذوات مُقدّسه معصومين ( عليهم السلام ) قراردارند و اگر آني از اين نورانيت خارج گردند همه عوالِم هستي در تاريکي محض  و فنا فرو مي روند .

 

24- طوفان هواي نفس اگر شدّت بگيرد از همه طوفان ها مخرّب تر است .

 

25- جوانان گل هاي خوشبو و بانشاط و طراوتي هستند که اگر از آنان مراقبت نشود پژمرده مي شوند.

 

26- اُفُق انديشه و فکر عارف  به وسعت همه هستي است .

 

27- غير خدا را  در دل جا دادن جفاي به دل است .

 

28- بر درب ورودي دل بايد نوشته شود : غير خدا ممنوع

 

29-  آدمي هم نيازمند تنظيم و تراز کردن و بالانس است بلکه تراز نمودن و بالانس آدمي ضروري تر است . اگر انسان تراز و بالانس نشود کجي او از هرچيزي خطرناک تر مي باشد .

 

30- ضعف آدمي همين بس که در هر شبانه روز ويا کمي بيشتر  :  1- نمي تواند که نخورد و نياشامد 2- نمي تواند که نخوابد 3- نمي تواند قضاي حاجت نکند .

 

31- آدم خودبين در خود مي سوزد  و نتيجه خود خواهيش به مُحاق رفتن خود است .

 

32- کِشتي هواي نفس جز غرق شدن و هلاکت نتيجه اي ندارد .

 

33- دنيا دانشگاه بزرگ درس و تربيت است . هرکس در اين دانشگاه تربيت نشود در سراي آخرت زيانکار است .

 

34- بدترين انسداد ، انسداد باب دل است . قَولُهُ تَعالَي :  وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ ( سوره بقره آيه 88 ) .

 

35-  اگر مي خواهي  دَور بگيري و رشد کني بايد دَور خيلي از چيزها را قلم بگيري .

 

36- شادي و لبخند  و محبت  ، هديه هاي  الهي هستند  . با لبخند و محبت ، دل ها صيد مي گردد . دل ها ، عاشق و شيداي محبتند .

 

37- دنيا سراي عبور است نه غرور .  اهل غرور  ، نيز روزي   به  گور مي رسند .

 

38- هر کس در بند آن است که خواهان آن است . در بند آني که خواهان آني .

 

39- هرکه با بدان نشيند  زيان بيند .

 

40- نيايش ، پيرايشِ روح از آلايش ها است .

 

41-  نماز واقعي ، بهشتِ نقد مؤمن است .

 

42- هرگاه گمان کني که از ديگران بهتري  آغاز سرازيري تُست  و هرگاه خود را کوچکتر از ديگران بداني  بدان که شروع سرافرازي تُست .

 

42- 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ

 

يَا اَيُّهَا الفُضَلاءِ وَ الأَحِبّاءِ الکِرامِ

 

اَقُولُ لَکُم کَلاماََ جَيّدا فَخُذُوهُ جَيِّداََ

 

اَلأَرواحُ ثَلاثَة :

 

رُوحُُ يُبغِضُکَ شَديداََ وَ رُوحُُ يُحِبُّکَ شَديداََ وَ رُوحُُ مُتَوَسِّطُُ بَينَ الحالَتَينِ

 

مَن يُبغِضُکَ شَديداََ تامّاََ عالِماََ وَ قاصِداََ لايُحِبُّکَ اَبداََ اِلاّ بِالأِعجازِ

 

وَ مَن يُحِبُّکَ شَديداََ تامّاََ عامِداََ وَ عالِماََ لايُبغِضُکَ اَبَداََ

 

وَ مَن کانَ مُتَوَسِّطُ الحالَتَينِ فَهُوَ کَثيرُُ فَحالُهُ مُعَلّقُُ بِالأَحوالاتِ وَ الحَوادِثِ المُختَلِفَةِ

 

فَکُن کَيِّساََ فِي المُعاشَرَةِ بِالنِّسبَةِ اِلَي مُتَوَسِّطِ الحالِ وَ لاتَجعَل نَفسَکَ فِي مَوضِعِ العَداوَةِ

 

اَلسَّيِّد اَصغَر السَّعادت الميرقديم الاهيجي

 

2 / 2 /  1394

 


 

ترجمه :

 

به نام خداوند بخشايشگر مهربان

 

اي گروه فضلاء ودوستان بزرگوار.

 

کلام نيک ونغزي به شما عرض مي نمايم پس به نيکي آن را دريافت کنيد

 

ارواح (قلوب و دل ها) سه دسته هستند:

 

 روح وقلبي که شديدا با تو دشمني دارد و روح ودلي که شديدا به تو عشق ومحبت دارد و روح وقلبي که بين اين دو حالت قرار دارد.

 

 واما کسي که از روي قصد ونيت وآگاهانه  ، شديدا  وبه نحو کامل با تو بغض ودشمني  مي کند هيچگاه تو را دوست نخواهد داشت مگر اينکه معجزه اي رخ دهد

 

وکسي که از روي قصد ونيت وعلم وآگاهي ، به شدت وبه نحو کامل به تو محبت مي ورزد هرگز با تو بغض و دشمني نمي نمايد.

 

وکسي که حالش بين اين دوحالت باشد پس چنين افرادي بسيارند و حال چنين کساني معلّق ودر گرو حالات وحوادث مختلفه است.

 

پس نسبت به کسي که دوستي ودشمني اش با تو معلوم نيست( متوسّط الحال است)  زيرکانه وهوشمندانه رفتار کن وخودت را در موضع دشمني قرار نده.

 

43-  شخصيت آدمي وقتي به فراز آيد وجان به تعالي واهتزاز آيد که سلوک تواضع به اقتدار وعزت درپيش گيرد وجامه مذموم کبر برخود نگيرد وباد نخوت وغرور به غبغب نيندازد. آنکه جامه ننگين تکبر بپوشد نگون بخت است وبه وهم وخيال ، خويش را خوشبخت پندارد در حالي که جامه کبريايي فقط خداوند سبحان را سزاوار است وهرکس اين جامه بپوشد رسوا شود وخداي از او بيزار است.  هرکه کبر خواهد سروري نيابد.

 

44- آدمي بايد خويشتن را به کم حرفي بيارايد تا درونش صفا آيد . کم گوي گزيده گوي چون دُرّ .

 

45-   شراره حقيقت هنگامي برشراشر وجوت مستولي مي شود که تشنه حقيقت باشي و شراب حقيقت را با عشق تَجرُّع نمايي.

توضيح :

  (تَجَرُّع يعني جُرعه جُرعه و به تدريج...)

برخي افراد به جهت ظرفيت بالايي که برخاسته از شناخت والا و درک عميق  و عنايت الهي مي باشد ، جام حقيقت را يک باره مي نوشند  و به حق و حقيقت مي رسند که اينان به غايت اندکند و برخي ديگر چاره اي جز تَجَرُّع ندارند  و کم کم  به حقيقت راه مي يابند  که گروه اينان بسيارند و برخي نيز به يک باره از حقيقت اِعراض مي کنند که تعدادشان قليل است و برخي نيز به تدريج به مرحله  استنکاف و انکار  حقيقت مي رسند که تعداد اينان نيز بسيارند . خوشا آنان که به يکباره و يا به تَجَرُّع به حق و حقيقت  راه مي يابند .

 

45- قول خالي از اشکال وبرخوردار از سَداد در باب سخن گفتن ، همان اعتدال در سخن است درموضع خودش.گهي سخن کوتاه گوياتر وبه درايت نزديکتر است وگاه سخن دراز که مفيد فائده باشد ، ضرورت است .

 


46- جنس آدمي از همه اجناس عالم عجيب تر و شگفت آورتر است. هرجنسي را مي توان شناخت جز جنس آدمي که به آساني قابل شناخت نيست ...

 


47-[کساني که عبد خالص پروردگارهستند بر دل ها حکومت مي کنند]

 

48- هويّت آدمي در اُفُقِ انديشه اوست . هرچه دامنه انديشه بلند و وسيع باشد به همان اندازه از تنگ نظري فاصله پيدا مي کنيم .

49-  دلتنگی برای عاشق ، نقص و عیب نیست . عاشقی که دلتنگی نکند عاشق نیست .

50- عاشقی که ذوب در معشوق باشد ، خلاق تر می شود .


 

 


**حضرت آيت الله سيد اصغرسعادت ميرقديم لاهيجي 

**********************************************


**سخنانی کوتاه از آیت الله سید اصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+وبلاگ آیت الله قنبر مشفق لاهیجانی

**سخنانی کوتاه  ازآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم+نسیم ادب


**سخنانی کوتاه  ازآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+یادداشت های استاد سعادت میرقدیم

**سخنانی کوتاه  ازآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+نسیم معرفت





درباره : سخن مدیر سایت ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : سخناني کوتاه وپُرمحتوي ازآيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , قم , تهران , گیلان , رشت , لاهیجان , سادات محله بوجایه-لاهیجان ,


نوشته شده در یکشنبه 17 ارديبهشت 1396 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 43 |

 

 

 

 

 


پایگاه خبری تحلیلی در سیاهکل+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

***سخنان حضرت آيت الله سيداصغر سعادت ميرقديم لاهيجي (سايت در سياهکل)+کليک کنيد

 

به نظر بنده غفلت و غافل شدن از نقشه هاي رنگارنگ دشمنان اسلام و قرآن ، بزرگترين خطر و عاملِ انحطاط و سقوط براي جوامع اسلامي و مسلمين مي باشد ....

http://www.darsiahkal.ir/72953/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9/

*حجاب و عفاف و راهکارهايي در جهت اجرايي کردن آن - شبکه اطلاع رساني راه دانا+گيلان

http://www.dana.ir/news/819578.html/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D9%86

 

 

 

 

 ** خطر بزرگ بدحجابي و بي حجابي - پايگاه خبري تحليلي (در سياهکل)

به نظر بنده اصل هشدار و احساس خطر و تذکر دلسوزانه خطيب توانمند حضرت حجت الاسلام ناصر رفيعي بجا و شايسته و قابل تقدير و ستايش بوده و پرداختن به مسايل حاشيه اي در واقع خارج شدن از اصل تکليف و وظيفه و انحراف افکار عمومي است… 

http://www.darsiahkal.ir/71672/%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C/

 

 

متاسفانه در فتنه 88 عده اي جاهل و نادان و مغرض که از طرف دشمنان انقلاب و …. هم حمايت مي شدند نشاط و شادابي و حلاوت و شيريني مردم نسبت به انتخابات سال 88 را از بين بردند....

http://www.darsiahkal.ir/67962/67962/

 

ما پيشينه خوبي از آمريکا نداريم و حال فعلي او هم بسيار زشت و وقاحت بار است و آدم عاقل هم تجربه شده را دوباره تجربه نمي کند....

http://www.darsiahkal.ir/64831/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85%D8%9F/

 

  ملت با شرافت و عاشورايي ايران اسلامي هرگز زير بار ظلم و تحقير و ذلت نخواهد رفت و به کسي هم اجازه نخواهد داد که شرافت و عزت آنها را مخدوش نمايد......

http://www.darsiahkal.ir/56960/%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B0%D9%84%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D9%81%D8%AA/

 

اميد است که رياست محترم جمهوري جناب آقاي دکتر حسن روحاني و جناب آقاي دکتر ظريف و دست اندرکاران ديگر مسائل هسته اي به اين نکات ذکر شده از بنده به عنوان يک شهروند ايراني توجه خردمندانه داشته باشند......

http://www.darsiahkal.ir/48839/10-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%B6%D8%B1%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AC%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7/

 

** روز قدس، روز خشم و فریاد در برابر ستمگران و مستکبِرین+پایگاه خبری تحلیلی (درسیاهکل)

http://www.darsiahkal.ir/72339/72339/


***نسيم معرفت***

**پايگاه خبري تحليلي (درسياهکل)+نکاتي درباره برخورد با مواد مخدر و معتادين ومصونيت جوانان+خطرات مواد مخدر

http://www.darsiahkal.ir/73486/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%A7/

*نکاتي درباره برخورد با مواد مخدر و معتادين ومصونيت جوانان...+شبکه اطلاع رساني راه دانا+گيلان

http://www.dana.ir/news/842558.html/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88%D9%85%D8%B5%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF

***نسيم معرفت***

**پايگاه خبري تحليلي(درسياهکل) هرکسي و قومي مسؤل عواقب اعمالِ بدخود است

http://www.darsiahkal.ir/75718/%D9%87%D8%B1%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%82%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A4%D9%84-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%A8-%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%90-%D8%A8%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B3/


***نسيم معرفت***

** پايگاه خبري تحليلي ( در سياهکل) +تذکراتي به دکتر محمد حسين قرباني و حسن کربلايي

http://www.darsiahkal.ir/77480/%D8%AA%D8%B0%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%DA%A9/

*ياداشت ارزشي حضرت آيت الله سعادت+ (اخبار رشت+ پايگاه اطلاع رساني استان گيلان)

http://www.rashtpress.ir/index.php/business/item/11648-2016-10-20-18-08-51



***نسيم معرفت***

 

**پايگاه خبري تحليلي (درسياهکل) + اهميت کتاب و کتابخواني

http://www.darsiahkal.ir/78300/%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/

** اهمیت کتاب و کتابخوانی - پایگاه اطلاع‌رسانی آستان‌خبر+آستانه اشرفیه+سعادت میرقدیم لاهیجی

 

http://www.astankhabar.com/54308/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%87%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2/


***نسيم معرفت***

 

** پايگاه خبري تحليلي (در سياهکل)+ اهميتِ وحدت اسلامي بين مسلمين+کليک کنيد

http://www.darsiahkal.ir/79511/%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%90-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85%db%8c%d9%86/


 


***نسيم معرفت***

پايگاه خبري تحليلي (درسياهکل) + باريک بيني هاي مُضِرّ و تفرقه افکنانه و وحدت شکن+کليک

http://www.darsiahkal.ir/80299/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B6%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%88%D8%AD%D8%AF/

 


***نسيم معرفت***

پايگاه خبري تحليلي (در سياهکل)+ نوروز از نظر اسلام پذيرفته شده يا خير؟+کليک

http://www.darsiahkal.ir/83112/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87-%db%8c%d8%a7-%d8%ae%db%8c%d8%b1%d8%9f/


**نوروز روز دعوت به توحيد است+نوروز+نسيم معرفت


**ارزش و اهميت نوروز در اسلام+نسيم معرفت


***نسيم معرفت***

پايگاه خبري تحليلي (درسياهکل)   انسان موجودي نا آرام +کليک

http://www.darsiahkal.ir/86521/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85/

***نسيم معرفت***

پايگاه خبري تحليلي (درسياهکل)  امام خميني يک حقيقت هميشه زنده+کليک

http://www.darsiahkal.ir/86805/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87/

***نسيم معرفت***

پايگاه خبري تحليلي (درسياهکل)   انسان موجودي نا آرام +کليک

http://www.darsiahkal.ir/87549/%DB%B5-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B9%D8%A7/

 

***نسيم معرفت***


پایگاه خبری تحلیلی سایت(درسیاهکل) :آیا اینترنت و فضای مجازی از ابزارهای شیطانی است یا نه؟!

http://www.darsiahkal.ir/91586/91586/

 

***نسيم معرفت***

 

پایگاه خبری تحلیلی سایت (در سیاهکل) نوروز روز جهانی پیام توحید، وحدت، صلح و آشتی

http://www.darsiahkal.ir/98807/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%8c-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa%d8%8c-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d9%88/

 

 

***نسيم معرفت***

 

پایگاه خبری تحلیلی سایت (در سیاهکل) انقلاب اسلامی ایران حسینیّ الحدوث و حسینیِ البقاء می باشد

http://www.darsiahkal.ir/96936/%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%db%8c%d9%91-%d8%a7%d9%84%d8%ad%d8%af%d9%88%d8%ab-%d9%88-%d8%ad%d8%b3/

***نسيم معرفت***

پایگاه خبری تحلیلی سایت (درسیاهکل)  مَرکَب لَجاجت

http://www.darsiahkal.ir/94389/%d9%85%d9%8e%d8%b1%da%a9%d9%8e%d8%a8-%d9%84%d9%8e%d8%ac%d8%a7%d8%ac%d8%aa/

***نسيم معرفت***

پایگاه خبری تحلیلی سایت (درسیاهکل) یَومُ اللهِ ۱۳ آبان (روز ملی مبارزه با استکبار جهانی)

http://www.darsiahkal.ir/93231/%db%8c%d9%8e%d9%88%d9%85%d9%8f-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%d9%90-%db%b1%db%b3-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d9%84%db%8c-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7/

 

***نسيم معرفت***

پایگاه خبری تحلیلی سایت (در سیاهکل) +اصل مهم درباره دعا

http://www.darsiahkal.ir/87549/%db%b5-%d8%a7%d8%b5%d9%84-%d9%85%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b9%d8%a7/

***نسيم معرفت***

 

پایگاه خبری تحلیلی سایت (در سیاهکل) +به چه کسانی رأی بدهیم و یا رأی ندهیم

http://www.darsiahkal.ir/66434/66434/

***نسيم معرفت***

آپایگاه خبری تحلیلی (درسیاهکل)+آیا بنی‌آدم اعضای یکدیگرند درست است یا بنی‌آدم اعضای یک پیکرند؟!!

http://www.darsiahkal.ir/100421/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C/

 

*****************************************

***سخنان حضرت آيت الله سيداصغر سعادت ميرقديم لاهيجي (سايت در سياهکل)+کليک کنيد


 ** حضرت آيت الله سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي


ادامه مطلب

 

 

***سخنان حضرت آيت الله سيداصغر سعادت ميرقديم لاهيجي (سايت در سياهکل)+کليک کنيد

 

 

به نظر بنده غفلت و غافل شدن از نقشه هاي رنگارنگ دشمنان اسلام و قرآن ، بزرگترين خطر و عاملِ انحطاط و سقوط براي جوامع اسلامي و مسلمين مي باشد ....

http://www.darsiahkal.ir/72953/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9/

*حجاب و عفاف و راهکارهايي در جهت اجرايي کردن آن - شبکه اطلاع رساني راه دانا+گيلان

http://www.dana.ir/news/819578.html/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D9%86

 

 

 

 

 ** خطر بزرگ بدحجابي و بي حجابي - پايگاه خبري تحليلي (در سياهکل)

به نظر بنده اصل هشدار و احساس خطر و تذکر دلسوزانه خطيب توانمند حضرت حجت الاسلام ناصر رفيعي بجا و شايسته و قابل تقدير و ستايش بوده و پرداختن به مسايل حاشيه اي در واقع خارج شدن از اصل تکليف و وظيفه و انحراف افکار عمومي است… 

http://www.darsiahkal.ir/71672/%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C/

 

 

متاسفانه در فتنه 88 عده اي جاهل و نادان و مغرض که از طرف دشمنان انقلاب و …. هم حمايت مي شدند نشاط و شادابي و حلاوت و شيريني مردم نسبت به انتخابات سال 88 را از بين بردند....

http://www.darsiahkal.ir/67962/67962/

 

ما پيشينه خوبي از آمريکا نداريم و حال فعلي او هم بسيار زشت و وقاحت بار است و آدم عاقل هم تجربه شده را دوباره تجربه نمي کند....

http://www.darsiahkal.ir/64831/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85%D8%9F/

 

  ملت با شرافت و عاشورايي ايران اسلامي هرگز زير بار ظلم و تحقير و ذلت نخواهد رفت و به کسي هم اجازه نخواهد داد که شرافت و عزت آنها را مخدوش نمايد......

http://www.darsiahkal.ir/56960/%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B0%D9%84%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D9%81%D8%AA/

 

اميد است که رياست محترم جمهوري جناب آقاي دکتر حسن روحاني و جناب آقاي دکتر ظريف و دست اندرکاران ديگر مسائل هسته اي به اين نکات ذکر شده از بنده به عنوان يک شهروند ايراني توجه خردمندانه داشته باشند......

http://www.darsiahkal.ir/48839/10-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%B6%D8%B1%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AC%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7/

 

** روز قدس، روز خشم و فریاد در برابر ستمگران و مستکبِرین+پایگاه خبری تحلیلی (درسیاهکل)

http://www.darsiahkal.ir/72339/72339/


***نسيم معرفت***

**پايگاه خبري تحليلي (درسياهکل)+نکاتي درباره برخورد با مواد مخدر و معتادين ومصونيت جوانان+خطرات مواد مخدر

http://www.darsiahkal.ir/73486/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%A7/

*نکاتي درباره برخورد با مواد مخدر و معتادين ومصونيت جوانان...+شبکه اطلاع رساني راه دانا+گيلان

http://www.dana.ir/news/842558.html/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88%D9%85%D8%B5%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF

***نسيم معرفت***

**پايگاه خبري تحليلي(درسياهکل) هرکسي و قومي مسؤل عواقب اعمالِ بدخود است

http://www.darsiahkal.ir/75718/%D9%87%D8%B1%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%82%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A4%D9%84-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%A8-%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%90-%D8%A8%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B3/


***نسيم معرفت***

** پايگاه خبري تحليلي ( در سياهکل) +تذکراتي به دکتر محمد حسين قرباني و حسن کربلايي

http://www.darsiahkal.ir/77480/%D8%AA%D8%B0%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%DA%A9/

*ياداشت ارزشي حضرت آيت الله سعادت+ (اخبار رشت+ پايگاه اطلاع رساني استان گيلان)

http://www.rashtpress.ir/index.php/business/item/11648-2016-10-20-18-08-51



***نسيم معرفت***

 

**پايگاه خبري تحليلي (درسياهکل) + اهميت کتاب و کتابخواني

http://www.darsiahkal.ir/78300/%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/

** اهمیت کتاب و کتابخوانی - پایگاه اطلاع‌رسانی آستان‌خبر+آستانه اشرفیه+سعادت میرقدیم لاهیجی

 

http://www.astankhabar.com/54308/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%87%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2/


***نسيم معرفت***

 

** پايگاه خبري تحليلي (در سياهکل)+ اهميتِ وحدت اسلامي بين مسلمين+کليک کنيد

http://www.darsiahkal.ir/79511/%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%90-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85%db%8c%d9%86/


 


***نسيم معرفت***

پايگاه خبري تحليلي (درسياهکل) + باريک بيني هاي مُضِرّ و تفرقه افکنانه و وحدت شکن+کليک

http://www.darsiahkal.ir/80299/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B6%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%88%D8%AD%D8%AF/

 


***نسيم معرفت***

پايگاه خبري تحليلي (در سياهکل)+ نوروز از نظر اسلام پذيرفته شده يا خير؟+کليک

http://www.darsiahkal.ir/83112/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87-%db%8c%d8%a7-%d8%ae%db%8c%d8%b1%d8%9f/


**نوروز روز دعوت به توحيد است+نوروز+نسيم معرفت


**ارزش و اهميت نوروز در اسلام+نسيم معرفت


***نسيم معرفت***

پايگاه خبري تحليلي (درسياهکل)   انسان موجودي نا آرام +کليک

http://www.darsiahkal.ir/86521/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85/

***نسيم معرفت***

پايگاه خبري تحليلي (درسياهکل)  امام خميني يک حقيقت هميشه زنده+کليک

http://www.darsiahkal.ir/86805/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87/

***نسيم معرفت***

پايگاه خبري تحليلي (درسياهکل)   انسان موجودي نا آرام +کليک

http://www.darsiahkal.ir/87549/%DB%B5-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B9%D8%A7/

 

***نسيم معرفت***


پایگاه خبری تحلیلی سایت(درسیاهکل) :آیا اینترنت و فضای مجازی از ابزارهای شیطانی است یا نه؟!

http://www.darsiahkal.ir/91586/91586/

 

***نسيم معرفت***

 

پایگاه خبری تحلیلی سایت (در سیاهکل) نوروز روز جهانی پیام توحید، وحدت، صلح و آشتی

http://www.darsiahkal.ir/98807/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%8c-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa%d8%8c-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d9%88/

 

 

***نسيم معرفت***

 

پایگاه خبری تحلیلی سایت (در سیاهکل) انقلاب اسلامی ایران حسینیّ الحدوث و حسینیِ البقاء می باشد

http://www.darsiahkal.ir/96936/%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%db%8c%d9%91-%d8%a7%d9%84%d8%ad%d8%af%d9%88%d8%ab-%d9%88-%d8%ad%d8%b3/

***نسيم معرفت***

پایگاه خبری تحلیلی سایت (درسیاهکل)  مَرکَب لَجاجت

http://www.darsiahkal.ir/94389/%d9%85%d9%8e%d8%b1%da%a9%d9%8e%d8%a8-%d9%84%d9%8e%d8%ac%d8%a7%d8%ac%d8%aa/

***نسيم معرفت***

پایگاه خبری تحلیلی سایت (درسیاهکل) یَومُ اللهِ ۱۳ آبان (روز ملی مبارزه با استکبار جهانی)

http://www.darsiahkal.ir/93231/%db%8c%d9%8e%d9%88%d9%85%d9%8f-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%d9%90-%db%b1%db%b3-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d9%84%db%8c-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7/

 

***نسيم معرفت***

پایگاه خبری تحلیلی سایت (در سیاهکل) +اصل مهم درباره دعا

http://www.darsiahkal.ir/87549/%db%b5-%d8%a7%d8%b5%d9%84-%d9%85%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b9%d8%a7/

***نسيم معرفت***

 

پایگاه خبری تحلیلی سایت (در سیاهکل) +به چه کسانی رأی بدهیم و یا رأی ندهیم

http://www.darsiahkal.ir/66434/66434/

 



*****************************************

***سخنان حضرت آيت الله سيداصغر سعادت ميرقديم لاهيجي (سايت در سياهکل)+کليک کنيد


 ** حضرت آيت الله سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي

 

 

....    ادامه دارد  ....     ....    ادامه دارد  ....

 

 

******************************************************************************************************************

*****************************************************************************************************************

****************************************************************************************************************

 

 

 

***سخنان حضرت آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی (سایت در سیاهکل)+کلیک کنید

 
** مطالب  آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی در سایت(درسیاهکل)...+سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی

به نظر بنده غفلت و غافل شدن از نقشه های رنگارنگ دشمنان اسلام و قرآن ، بزرگترین خطر و عاملِ انحطاط و سقوط برای جوامع اسلامی و مسلمین می باشد ....

http://www.darsiahkal.ir/72953/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9/

*حجاب و عفاف و راهکارهایی در جهت اجرایی کردن آن - شبکه اطلاع رسانی راه دانا+گیلان

http://www.dana.ir/news/819578.html/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D9%86

 

 ** خطر بزرگ بدحجابی و بی حجابی - پایگاه خبری تحلیلی (در سیاهکل)

به نظر بنده اصل هشدار و احساس خطر و تذکر دلسوزانه خطیب توانمند حضرت حجت الاسلام ناصر رفیعی بجا و شایسته و قابل تقدیر و ستایش بوده و پرداختن به مسایل حاشیه ای در واقع خارج شدن از اصل تکلیف و وظیفه و انحراف افکار عمومی است… 

http://www.darsiahkal.ir/71672/%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C/

متاسفانه در فتنه 88 عده ای جاهل و نادان و مغرض که از طرف دشمنان انقلاب و …. هم حمایت می شدند نشاط و شادابی و حلاوت و شیرینی مردم نسبت به انتخابات سال 88 را از بین بردند....

http://www.darsiahkal.ir/67962/67962/

ما پیشینه خوبی از آمریکا نداریم و حال فعلی او هم بسیار زشت و وقاحت بار است و آدم عاقل هم تجربه شده را دوباره تجربه نمی کند....

http://www.darsiahkal.ir/64831/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85%D8%9F/

  ملت با شرافت و عاشورایی ایران اسلامی هرگز زیر بار ظلم و تحقیر و ذلت نخواهد رفت و به کسی هم اجازه نخواهد داد که شرافت و عزت آنها را مخدوش نماید......

http://www.darsiahkal.ir/56960/%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B0%D9%84%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D9%81%D8%AA/

امید است که ریاست محترم جمهوری جناب آقای دکتر حسن روحانی و جناب آقای دکتر ظریف و دست اندرکاران دیگر مسائل هسته ای به این نکات ذکر شده از بنده به عنوان یک شهروند ایرانی توجه خردمندانه داشته باشند......

http://www.darsiahkal.ir/48839/10-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%B6%D8%B1%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AC%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7/

** روز قدس، روز خشم و فریاد در برابر ستمگران و مستکبِرین+پایگاه خبری تحلیلی (درسیاهکل)

http://www.darsiahkal.ir/72339/72339/

***نسیم معرفت***

**پایگاه خبری تحلیلی (درسیاهکل)+نکاتی درباره برخورد با مواد مخدر و معتادین ومصونیت جوانان+خطرات مواد مخدر

http://www.darsiahkal.ir/73486/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%A7/

*نکاتی درباره برخورد با مواد مخدر و معتادین ومصونیت جوانان...+شبکه اطلاع رسانی راه دانا+گیلان

http://www.dana.ir/news/842558.html/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88%D9%85%D8%B5%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF

***نسیم معرفت***

**پایگاه خبری تحلیلی(درسیاهکل) هرکسی و قومی مسؤل عواقب اعمالِ بدخود است

http://www.darsiahkal.ir/75718/%D9%87%D8%B1%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%82%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A4%D9%84-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%A8-%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%90-%D8%A8%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B3/

***نسیم معرفت***

** پایگاه خبری تحلیلی ( در سیاهکل) +تذکراتی به دکتر محمد حسین قربانی و حسن کربلایی

http://www.darsiahkal.ir/77480/%D8%AA%D8%B0%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%DA%A9/

*یاداشت ارزشی حضرت آیت الله سعادت+ (اخبار رشت+ پایگاه اطلاع رسانی استان گیلان)

http://www.rashtpress.ir/index.php/business/item/11648-2016-10-20-18-08-51

**پایگاه خبری تحلیلی (درسیاهکل) + اهمیت کتاب و کتابخوانی

http://www.darsiahkal.ir/78300/%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/

** اهمیت کتاب و کتابخوانی - پایگاه اطلاع‌رسانی آستان‌خبر+آستانه اشرفیه+سعادت میرقدیم لاهیجی

http://www.astankhabar.com/54308/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%87%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2/

** پایگاه خبری تحلیلی (در سیاهکل)+ اهمیتِ وحدت اسلامی بین مسلمین+کلیک کنید

http://www.darsiahkal.ir/79511/%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%90-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85%db%8c%d9%86/


پایگاه خبری تحلیلی (درسیاهکل) + باریک بینی های مُضِرّ و تفرقه افکنانه و وحدت شکن+کلیک

http://www.darsiahkal.ir/80299/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B6%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%88%D8%AD%D8%AF/


***نسیم معرفت***

پایگاه خبری تحلیلی (در سیاهکل)+ نوروز از نظر اسلام پذیرفته شده یا خیر؟+کلیک

http://www.darsiahkal.ir/83112/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87-%db%8c%d8%a7-%d8%ae%db%8c%d8%b1%d8%9f/

**نوروز روز دعوت به توحید است+نوروز+نسیم معرفت


**ارزش و اهمیت نوروز در اسلام+نسیم معرفت


پایگاه خبری تحلیلی (درسیاهکل)   انسان موجودی نا آرام +کلیک

http://www.darsiahkal.ir/86521/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85/

پایگاه خبری تحلیلی (درسیاهکل)  امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده+کلیک

http://www.darsiahkal.ir/86805/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87/


**پایگاه خبری-تحلیلی (در سیاهکل)+ 5 اصل مهم درباره دعا

http://www.darsiahkal.ir/87549/%DB%B5-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B9%D8%A7/

 


....    ادامه دارد  ....

 

 

 

***سخنان حضرت آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی (سایت در سیاهکل)+کلیک کنید

***سخنان حضرت آیت الله سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی (سایت در سیاهکل)+کلیک کنید

 

 ** حضرت آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 

 

 

 

 

 




درباره : سخن مدیر سایت ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : مطالب حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی در سایت(درسیاهکل)... , سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , سایت درسیاهکل , درسیاهکل , لاهیجان ,


نوشته شده در سه شنبه 25 آبان 1395 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 84 |

مرحوم حجت‌الاسلام جعفر شجوني

 


 

نتيجه تصويري براي رحلت شيخ جعفر شجوني

 

 


 


 


 

به نام خدا

 


 

انالله و انا اليه راجعون

 


 

رحلت حضرت حجت الأسلام شيخ جعفر جواد شجوني فومني گيلاني  « عضو شوراي مرکزي جامعه روحانيت مبارز تهران   و از اعضاي حزب موتلفه اسلامي »  را  به همه انقلابيون و مردم ايران و  مردم گيلان و فومن و نيز به همه طلاب و فضلاء گيلاني  و نماينده ولي فقيه در گيلان حضرت آيت الله زين العابدين قرباني  و  به بيت شريف آن مرحوم و نيز به مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي  تسليت عرض مي نمايم  .  او از همراهان نواب صفوي در دوران مبارزه با حکومت پهلوي بود . او مجاهدي نستوه و انقلابي خستگي ناپذير بود  که عمر شريفش را در راه مبارزه با ظلم و بيدادگري و روشنگري و افشاگري چهره هاي نفاق و منافقان و  مقابله با ستمگران و غارتگران  سپري نمود و سال ها در زندان  رژيم پليد و منحوث پهلوي  زير شکنجه هاي سخت و وحشتناک قرار گرفت  ولي  خم به ابرو نياورد و هيچگاه تسليم خواسته هاي نامشروع رژيم نامشروع شاه قرار نگرفت .  همه انقلابيون ايران و مردم گيلان او را به صراحتِ لهجه و شجاعت  مي شناسند . او نمونه و الگوي در  صداقت در رفتار و گفتار بود . او  سنبُل حقيقت گويي و افشاگري چهره هاي نفاق  بود . او مدافع انقلاب و ارزش هاي انقلابي و ديني و پشتيبان راستين  ولي فقيه زمان مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي و  حامي خط اصيل  ولايت مطلقه فقيه بود و در راه دفاع از  انقلاب و ارزش ها  و ترويج  تعاليم حياتبخش اسلام و قرآن و مکتب نوراني اهل بيت (عليهم السلام) سختي هاي زيادي به جان خريد و با اخلاص و  صبر و شکيبايي ستودني به اسلام و انقلاب خدمت نمود . خداوند او را با پيامبر و آلش (عليهم السلام) و صالحين  محشور فرمايد .

 


 

سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

 

روز يکشنبه

 

ششم صفرالمظفر 1438 ه.ش

 

شانزدهم آبان 1395 ه.ش

 





درباره : سخن مدیر سایت ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : پیام تسلیت جهت رحلت مجاهد نستوه شجونی+آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم , مرحوم حجت الاسلام شیخ جعفر جواد شجونی , پیام تسلیت آیت الله سعادت میرقدیم لاهیجی , گیلان , رشت , لاهیجان , تهران , روحانیت مبارز تهران ,


نوشته شده در یکشنبه 16 آبان 1395 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 72 |

** نسيم  ادب+ سعادت ميرقديم

نتيجه تصويري براي طلاب در حال مباحثه

***نسيم معرفت***

 

 

             

به نام خدا

 

           «شعرِ اي طلبه »


تاتواني درس بخوان اي طلبه

عُمر خود را دُر بدان اي طلبه

عمر تو همچو گل است اندربهار

هرگلي دارد خزان اي طلبه

درس خواني در جواني ماندني است

پس کتابت خوب بخوان اي طلبه

درس صرف و نحو و فقه وفلسفه

در خيالت کم مدان اي طلبه

اين همه روزي بکار آيد تُرا

زيورت هست هر زمان اي طلبه

کن توکل بر   خداوند    کريم

او   بُوَد روزي رسان   اي طلبه


سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

 

 

** حضرت آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي




درباره : سخن مدیر سایت ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : تاتواني درس بخوان اي طلبه+ سایت حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی , قم , شعرِ ای طلبه , آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , گیلان , لاهیجان , فیضیه , درس , طلاب , شعر ,


نوشته شده در سه شنبه 11 آبان 1395 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 50 |

 

 

** پاسخ به جناب آقای هادی عزیز +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی


** پاسخ به جناب آقای هادی عزیز +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی

نتيجه تصويري براي لجاجت

 

***نسيم معرفت***

 

** لجاجت سبب انحراف و سلب برکات

 

** لجاجت سبب انحراف و سلب برکات+پاسخ به آقاي هادي+گيلان نشاط

**پرهیز از لجاجت + پاسخ به آقای هادی ...+ نسیم معرفت

 

 

عليکم السلام

 


آقاي هادي عزيز  توجه بفرماييد که توضيح واضحات راجع به مساله اي براي عالم به آن  ، لغو و به نوعي تحصيل حاصل و يا تحميل حاصل است. نوشتار بنده در سايت ها و فضاي مجازي آشکارا و به وضوح گواهي مي دهد که مواضع سياسي و نگرش بنده چگونه است و کسي که کمترين توجهي بنمايد به خوبي آن را ادراک خواهد نمود. سياست ابعاد مختلف دارد که بحث هاي سياسي رشحه اي و نمودي از آن است. قيام ائمه
(عَلَيهِِمُ السَّلامُ ) و قعود آنها  و  سخن  گفتن آنها و سکوتشان و... همه  سياست است . ........  
متاسفانه برخي سياست رو فقط در بحث هاي سياسي خلاصه مي کنند  و به گمان خود چنين مي پندارند که اگر کسي بحث سياسي نکند حتما  يه مشکلي دارد .  شايد ضد ولايت فقيه باشد و شايد ..... .    ما علماء و بزرگاني داشتيم که از اينگونه بحث هاي متداول بين ماها پرهيز مي کردند در حالي که مغز سياست بودند و سياسيون و انقلابيون را در بزنگاه ها و خطرات و... نجات دادند. متاسفانه يکي از آفات کنوني جامعه ما  آن است که عده اي که خود را انقلابي واهل سياست تلقي مي کنند  پا از گليم خود فراتر مي گذارند و  براي کساني خط و خطوط مي دهند که دريايي از معرفت و سياست هستند  و تاسف بارتر اينکه  با تخيلات ناصوابي که دارند گاهي برچسب هاي ناچسب و ناروا  روا مي دارند . به نظر مي رسد که فهم سياسي اقتضاء دارد که جنابعالي  نسبت به ديگرانه با نوشتار و غيره طوري القاء نکنيد که خود علامه در سياستيد و  ديگران چنين و چنان .
اگر واقف به مطالب مذکوره بوديد و کمتر دقتي در مواضع سياسي بنده مي کرديد هيچگاه نيازي نبود که آن  چنان مرقومه اي بنويسيد و بنده هم در يک سطر جواب شما رو بدهم و بعد شما دوباره مطلب نامطلوب بنويسيد و بنده ناچار شدم که کمي مفصل تر جواب بدهم .  خوشبختانه  از اول انقلاب تاکنون در خط استوار ولايت مطلقه فقيه بودم و هستم وخواهم بود و با تيغ کلام و بيان  و نيز با فعل و رفتار هميشه از نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و  ولايت فقيه دفاع خواهم نمود .  بحمدالله سياست در خون و رگ و پوست و زندگي بنده عجين شده است و انشاء الله هميشه چنين خواهد بود.  عدم شناخت  درست از شخصيت ها يکي ديگر آفاتي است که برخي ها دچار آن هستند . يادم هست که برخي ها به جهت( عدم توجه به همين مسايلي که عرض کردم ) به بزرگان ما توهين مي کردند که البته توهين کنندگانِ گفتاري و رفتاري و ...  خوش عاقبت هم نشدند . به آيت الله بهجت (ره) توهين مي کردند .  به آيت الله سيستاني توهين مي کردند . به آيت الله بروجردي (ره) توهين مي کردند و ..... حتي عده اي چند سال پيش به علامه مصباح يزدي توهين مي کردند که ايشان در مبارزات سياسي قبل از انقلاب حضور نداشتند و شکنجه نشدند و... . ....   
آقاي هادي عزيز به حسب اطلاع مطلع شدم که جنابعالي طلبه نيستيد  و  لازم است که نصيحت هاي خيرخواهانه بنده توجه بفرماييد.  سعي کنيد در مقام عمل و رفتار احترام يک عالم را حفظ کنيد و تذکرات دلسوزانه  و درستش را بپذيرد و همراهِ عالم صالح حرکت کنيد  .
ما طلبه ها در زمان هاي قديم کتاب آداب المتعلمين (
مُنيَةُ المُريد از شهيد ثاني) مي خوانديم و در بابِ آداب بين  شاگرد و استاد (آدابُ المُتعَلِّم و المُعَلِّم)  کتاب هاي مختلفي از زمان هاي بسيار دور تا حال  نوشته شده که کتاب (مُنيَةُ المُريد ) از شهيد ثاني در باب آداب مُتَعَلِّم(شاگرد) و مُعَلِّم (استاد) ، خيلي جالب است و بحمدالله در اوايل طلبگي آن را خواندم و   در مقدمه کتاب مَعالِمُ الأُصول ( تأليف شيخ جَمالُ الدّين حسن بن شيخ زين الدين شهيد ثاني )   هم که از کُتُب اصولي قديمي است  احاديث زيادي در چند فصل در باره ارزش علم و تحصيل علم و جايگاه عالم و .....  بيان شده است  و زماني که ما کتاب معالم الأصول مي خوانديم از مقدمه آن که خيلي عالي است بهرمند شديم .  متاسفانه امروزه خيلي به کتاب  آداب المتعلّمين توجه نمي شود . جالب است بدانيد که کتاب مَعالم يکي از کتاب هاي اصولي مختصر و متقن است و بنده بحمدالله کتاب هاي اصولي و فقهي قديم و جديد را خوانده ام و تدريس هم نمودم. با اينکه اين کتاب  يک کتاب اصولي است ولي در مقدمه اش   مطالب بسيار ارزشمندي در باره علم و عالم و نيز متعلّم  بيان شده است و شايسته مي باشد که طلاب و دانشجويان از آن  و مانند آن بهره مند گردند .
جناب آقاي هادي عزيز  : شما و عزيزان انقلابي اگر بخواهيد موفق شويد حتما بايد عملا و در رفتار و نيز در گفتار حرمت علماء و عالمان منطقه خود و... را حفظ کنيد و اگر اشکال واعتراضي هم دربرخي مسايل است محترمانه  و همراه با ادب اِلقاء  کنيد و بدانيد که در هر شهر و دياري که مردم شان با بزرگان علمي و روحانيت مُعظَّم شان ارتباط صميمانه داشتند بيشتر خير وبرکت ديدند ( که وحدت قلوب و الفت دل ها  يکي از آن برکات است) و برعکس  هر شهر و دياري که مردمشان با علماء و روحانيت شان  رفتار درستي نداشتند به عواقب شوم و ناميموني دچار شدند . گيلان ما از قديم الأيام تاکنون علماء و طلاب و فضلاء خوب و شايسته اي داشته و دارد ولي به نظر مي رسد که قدرشان دانسته نشد . ما غبطه برخي  ازشهرها را مي خوريم  که ارتباط بين مردم و روحانيت شان عالي است. کاشان يکي از شهرهاي کوچکي است که به گواهي برخي دوستان موثق  صميمت بين روحانيت و مردم در سطح خوب ويا عالي است. کاشان  از ايام قديم  تاکنون علماء و شخصيت هاي بزرگي تحويل جامعه داده که با آثار و بيانشان و .... نور افشاني مي کنند.  البته باز متذکر مي شوم که مراد بنده از احترام به عالم به اين معني نيست که هرچه او بگويد صحيح است . هرگز .  منظورم آن است که با ادبيات درست و مودبانه با آنها مواجه شويم و گرنه  همه ضرر خواهيم کرد.  در گيلان ما يکي از بحث هاي چالشي  مواضع حضرت آيت الله قرباني در برخي امور است که در نوع تعامل با اين بزرگوار ديدگاه ها مختلف است . برخي از طلاب و انقلابيون به شدت بر او مي تازند و برخي غلام حلقه به گوش او هستند و برخي نيز عاقل و باهوشند و هوشمندانه  (نه رياکارانه و منافقانه ) با ايشان تعامل دارند و واقعا اين يک عويصه و مشکله اي شده براي گيلان ما. بنده حتي در 
( گروه گيلان نشاط)  ديدم که يک آقايي  مطلبي تحقير آميز نسبت به ايشان ارسال کرده بود ولي اون برادر عزيز توجه ندارد که اين کار -کار فرهنگي و انقلابي نيست بلکه کار ضد ارزشي است و دودش به چشم همه خواهد رفت . بنده معتقدم حتي نسبت به اينگونه از علماء ما مي توانيم با حفظ حرمت و جايگاه آن عالم ، مودبانه اعتراض و اشکال و...  خود را مطرح کنيم.  اميدوارم که شهر و ديار ما  نيز پيوند بين علماء و روحانيت و مردم و انقلابيون روز به روز بيشتر باشد. ......  حرف هاي گفتي زياد است  ... 

ضمنا  در پايان يک نکته ديگر عرض کنم که شواهد و قراين کاملا نشان مي دهد که جنابعالي بنده رو با اخوي ام( که در کِسوَت مقدس روحانيت هستند و بنده هم افتخار دارم که در اين سِلک هستم )  اشتباه گرفتيد . بنده در حدود هفت  هشت سال است که کمتر لاهيجان ميام و فقط براي صِله ارحام و برخي کارهاي جزيي آنهم براي دو سه روز  به گيلان و لاهيجان تردد دارم . در جايي ظاهرا شما رو نديدم و هم صحبت و هم سخن نشديم الا درفضاي مجازي.

ضمنا  بنده در فقه و اصول و فلسفه و کلام و تفسير و...  کار کرده ام و بيش از 26 سال تدريس داشته ام که در حدود بيست سال آن مربوط به سطح عالي است. يک سال هم  کلاس درس خارج فقه (مبحث خمس) انجام دادم و  سطح چهار حوزي تحقيق انجام دادم (اگر چه  به سطح چهار و امثال آن دلبستگي ندارم) بيش از 25 سال در استان هاي مختلف تجربه تبليغي دارم . و صدها محصل حوزي  بحمدالله پرورش دادم که اسامي شاگردان در سايت حکيم زين العابدين گيلاني لشت نشايي منعکس است و و زندگينامه بنده بطور مفصل در سايت انديشوران وجود دارد .  ......

التماس دعا

سيداصغرسعادت ميرقديم

31 شهريور 1395
18 ذي الحجه 1437 هق

********************************************
سلام عليکم

 


آقاي هادي عزيز : اميدوار بودم که با مطالبي که عرضه داشتم  کمي متوجه شويد  ولي باز متاسفانه ادراک نفرموديد  و  بايد بدانيم که روح مُتصلب در برابر مطالب حق خاضع نمي شود  . حضرت اميرالمومنين عليه السلام در نامه سي ويکم از نهج البلاغه فيض الاسلام  چنين مي فرمايد :ُ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَجْمَحَ بِكَ مَطِيَّةُ اللَّجَاجِ  يعني بپرهيز از اينکه مرکب لجاجت ترا به سرکشي و چموشي وادارد.  (جَمَحَ  الفَرَسُ : اسب سرکشي نمود. - فَرَسُُ جَمُوح به فتحِ جيم يعني اسب سرکش- رَجُلُُ جَمُوح : به فتحِ جيم در جَموح يعني مرد سرکش و چموش)  اين سخن گهربار مولا علي
(عَلَيهِ السَّلامُ ) براي همه ما درس است . لجاجت موجب محروميت از حقايق و برکات است . بنده با مطالبي که عرض کرده بودم  قصد داشتم که فتح بابي براي شما شود ولي به حسب آنچه که از متن جوابيه تون پيداست خوي لجاجت  مانع پذيرش نصايح خيرخواهانه و مطالب حقه اي است  که عرض کرده بودم .
تسليم در برابر نصايح خيرخواهانه يک عالِم براي شما سبب رشد وکمال است ...... پيشنهاد مي کنم که در باره نکاتي که در طي چند پيام در صفحه خصوصي براتون دادم ( که البته اين شما بوديد که ابتدا پيام به صفحه خصوصي بنده ارسال نموديد و بنده به ناچار پاسخ دادم )   بيشتر تامل نمايي تا شايد متوجه شوي که قصد وغرض و مقصودم چه بوده است. به نظرم اين شعر ابونُواس (شاعر عرب) براي جنابعالي صادق است :

حَفِظتَ شَيئاً وَ غابَت عَنکَ اَشياءُ

موفق باشيد

سيداصغرسعادت ميرقديم

 

پنج شنبه

 

اول مهر 1395 ه.ش

 

بيستم ذي الحجه 1437ه.ق

 

***********************************************

 

به نام خدا

سلام عليکم

هادي عزيزم -از حديثي که ذکر کرديد ممنونم-  در آغازين  پيامتون  سخني از امام صادق
(عَلَيهِ السَّلامُ ) نقل فرموديد که آن حضرت فرمود :  (مَن ذَهَبَ يَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَكبِرينَ.)  ولي بنده بخشي  ديگر از اين حديث شريف را که شما ذکر نفرموديد در اينجا مي آورم که همه بهره مند شويم :  امام صادق (عَلَيهِ السَّلامُ ) فرمود :

 

مَن ذَهَبَ يَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَكبِرينَ، (قالَ حَفصُ بنُ غياثٍ): فَقُلتُ لَهُ إِنَّما يَرى أَنَّ لَهُ عَلَيهِ فَضلاً بِالعافيَةِ إذا رَآهُ مُرتَكِبا لِلمَعاصى، فَقالَ: هَيهاتَ هَيهاتَ! فَلَعَلَّهُ أَن يَكونَ قَد غُفِرَ لَهُ ما أتَى وَ أَنتَ مَوقُوفٌ مُحاسَبٌ أَما تَلَوتَ قِصَّةَ سَحَرَةِ مُوسَى (عَلَيهِ السَّلامُ )  ؟
هر كس خودش را بهتر از ديگران بداند، او از متكبران است. حفص بن غياث مى گويد: عرض كردم: اگر گنهكارى را ببيند و به سبب بى گناهى و پاكدامنى خود، خويشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا كه او آمرزيده شود اما تو را براى حسابرسى نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسى
(عَلَيهِ السَّلامُ ) را نخوانده اى؟  (الكافى  ج8،ص128. )

همه بايد از کبر اجتناب بورزيم و بنده هيچگاه   چنين تصوّري ندارم و نخواهم داشت که از ديگران بهتر و برترم ولي توجه داشته باشيد که اگر کسي  نسبت به ديگران  خيرخواهي و راهنمايي و ... داشته باشد معنايش آن نيست که از ديگران برتر و بهتر است . چه بسا ممکن است نزد خدا بهتر  از ديگري  باشد وچه بسا ممکن است آن ديگري  پيش خدا محبوب تر باشد .

آنچه که طي چند پيام براتون  ذکر کردم  همانند دارويي نافع و سودمند بود  ولي متاسفم که اِلتفات و توجه نمي کنيد و به خاطر برخي خصوصيات اخلاقي ناپسند تون  از  مطالبِ حقه مطرح شده  برداشت و تفسير و تاويل نادرست مي نماييد....
بنده قصد تسليم کردن شما رو نداشتم و ندارم ولي قصد داشتم که  از برخي خصلت هاي مذموم  به لطف الهي خارج شويد :
 خوي لجاج
خوي غرور
خوي تکبر
خوي برتري طلبي
خوي بي ادبي
خوي اعجاب به نفس
خوي بدبيني و سوءظن
و... .  
کسي که بيمار است گاهي خودش را بيمار نمي بيند و مريض نمي داند. بيماران اخلاقي و روحي- اَيضاََ کَذلِک- که معمولا خود را بيمار نمي دانند . چه بسا افرادي ده ها سال بيماري روحي و اخلاقي داشته باشند ولي متوجه نباشند . کاش مي شد که از نزديک کنار هم مي نشستيم تا ريزکاري هاي مسايل روحي و تربيتي را براتون تشريح مي کردم تا متوجه شوي که 
شعرِ اَبونُواس (شاعر عرب) را بنده حساب شده  براتون نوشتم . اينکه چند بار در طي چند پيام براتون  نوشتم  که  ادراک نمي فرماييد  خدايي در باره شما صادق است  و به ظرايف مطالب بنده  عنايت نمي فرماييد.
بنده هيچ خصومتي و کينه اي با شما ندارم  ولي نقايص اخلاقي تون رو به عنوان يک کارشناس تشخيص دادم. خوب است که بدانيد که داروها  براي بيمار  هميشه بطور شيرين  تجويز نمي شود و برخي داروها خيلي تلخ است ولي شفا و نجات در آن است. تذکرات و مطالب بنده اگرچه کمي ممکن است تلخ تلقي شود ولي در واقع موجب رشد و سلامتي روحي و... براي جنابعالي مي باشد. البته اميدوارم که مصداق اين شعر سعدي قرار نگيريد که :
...........      نرود ميخ آهنين در سنگ

جالب است بدانيد که گرچه سعدي (عَليهِ الرَّحمَه) چنين گفته :
.............نرود ميخ آهنين در سنگ
 ولي در آيه شريفه 74 از سوره بقره آمده است که گاهي سنگ ها هم  خاشع مي شوند و خضوع دارند و شکاف بر مي دارند و آب از درون شان جاري مي گردد  ولي خدا نکند که دل سياه شود که گاهي سختي دل از سختي سنگ هم شديدتر و بدتر است . در سوره بقره آيه 74 چنين آمده است:
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ فَهِيَ کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون

آقاي هادي عزيز:  تا مادامي که در پيله تفکرات خاص خودت باشي مطلب همان است که مي گوييد : (...تسليم نخواهيد شد.)    شاعر دراين باره مي گويد:
چو کرمي کو ميان به نهان است
زمين وآسمان او همان است

کرم ابريشم و برخي کرم هاي ديگر آنقدر در خود مي تنند که گاهي  مي ميرند و هلاک مي شوند.  البته باز صد رحمت به آن کرم که بر دور خود مي تند و خيلي اوقات  حصار تنگ پيله اش را مي درد و  سوراخ مي کند و به صورت پروانه زيبا در مي آيد و پرواز مي کند و  اينگونه کرم ها و مانند آن ها  دنيايي عجيبي دارند و چرخه زندگي شان اعجاب آور و عبرت آموز براي همه ما مي باشد ولي  گاهي برخي انسان ها چنان در پيله تفکرات خاص و نامعقول خود قرار مي گيرند که ممکن است  درآن محدوده پيله  خود  منحرف وهلاک و نابود شوند و  نه تنها پرواز نداشته بلکه به دره سقوط بيفتند و راه نجاتي نداشته باشند ، اينها کساني هستند که بادست خود  خانه هاي سعادت و خوشبتخي خود را ويران و خراب مي کنند ودر شأن آنها آيه شريفه 2 از سوره حشر صادق است که  فرمود :

 يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْديهِمْ ....َ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ

هادي عزيزم :  توقع نداشته باش که  طبيب هميشه براي بيماران شربت و دوا و داروي شيرين تجويز نمايند. داروي شما  کمي تلخ است. داد وفرياد نکن  . تسليم مطالب حقه باش.  ريشه بدبيني و سوء ظن رو در خود کنترل و مهار کن و يا اگر مي تواني بخشکان . کمي فکر کن. کمي انديشه کن که شايد بنده خيرخواه شما باشم. کمي اصالت حسن ظن جاري کن و در خلوت خود تفکر کن که اين چه سرّي است که  بعد از سال ها يکي  پيدا شد و  چنين مطالبي به من مي گويد و شايد راست بگويد .  نگو سخنان آقاي فلاني همه باطل ونادرست است.  نفس و نفسانيات امور بسيار پيچيده اي است که بسياري را دچار زحمت کرده است.  اين آيه  کريمه از سوره يوسف را تکرار کن  :

وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي  إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ  .


و  نيز اين شعر جلال الدين رومي را تکرار کن :

نفس اژدرها او کي مرده است
از غم بي آلتي افسرده است

اميدوارم مطالب و نصايح خيرخواهانه ام را  ادراک بفرماييد .

 


آري دنياي نفس ونفسانيات عجيب است.

 


 بزرگي  فرمود : اَلرُّشدُ عَلي خَلافِها ( فِي 
خَلافِها ) .  رشد و کمال در مخالفت با هواي نفس و نفسانيات است. 

روز شنبه 3 مهر 1395 .
22ذي الحجه 1437 ه.ق

 


سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

******************************************

 


 

hadi *

 

قال الصادق  (ع) :
ما مِن أَحَدٍ يَتيهُ إِلاّ مِن ذِلَّةٍ يَجِدُها فى نَفسِه .

افتادگي آموز اگر طالب فيضي
هرگز نخورد آب زميني که بلند است

والسلام

 

******************************

به نام خدا

سلام عليکم

 


S.A Saadat

 


هادي عزيزم : اين دفعه پيام تون همراه با سلام نبوده که جاي تأمل و سؤال است  که اين کار نشانه چيست؟!  واين در حالي است که بنده در پاسخ به پيام شما بعد از نام خدا  با
(سلام عليکم) سخن را آغاز کردم  و ادب ديني اقتضاء دارد که جواب (سلام) داده شود و باز حديثي از امام صادق (عَلَيهِ السَّلامُ ) ذکر نموديد که مضمونش آن است که هيچکس تکبر نمي ورزد مگر به خاطر ذلت و حقارتي که در خويش احساس مي کند  و بعد شعري که معروف است به دنبال حديث شريف آورديد. بسيار سپاسگزارم. ائمه معصومين  (عَلَيهِِمُ السَّلامُ ) همانطوري که در زيارت جامعه کبيره آمده ، کلام و سخنشان نور است و  علامه طباطبايي در اَلميزان ذيل آيات نخستين سوره کهف  تقريبا به اين مضمون  فرموده که :  هر علم و معرفت و برکت وصلاح وسداد و.... که در عالم و در جوامع بشري وجود دارد همه  از جانب انبياء و  معصومين (عَلَيهِِمُ السَّلامُ ) و پيامبر اسلام  (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)و قرآن کريم است . يکي از موانع رشد و سعادت و کمال ، خصلتِ زشت و قبيح و مذمومِ  تکبر است و طبق روايتي از امام صادق (عَلَيهِ السَّلامُ )  تکبر يکي از اصول و پايه هاي کفر است. روايت چنين وارد شده که آن حضرت فرمود : ِ  أُصُولُ الْکُفْرِ ثَلَاثَةٌ الْحِرْصُ وَ الِاسْتِکْبَارُ وَ الْحَسَدُ؛ فَأَمَّا الْحِرْصُ فَإِنَّ آدَمَ (ع) حِينَ نُهِيَ عَنِ الشَّجَرَةِ حَمَلَهُ الْحِرْصُ عَلَى أَنْ أَکَلَ مِنْهَا وَ أَمَّا الِاسْتِکْبَارُ فَإِبْلِيسُ حَيْثُ أُمِرَ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ فَأَبَى وَ أَمَّا الْحَسَدُ فَابْنَا آدَمَ حَيْثُ قَتَلَ أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ  . امام صادق (عَلَيهِ السَّلامُ )  فرمود: اساس کفر سه چيز است؛ حرص، استکبار، و حسادت ورزيدن؛ حرص باعث شد تا حضرت آدم (عَلَيهِ السَّلامُ )  پس از نهي از خوردن ميوه درخت ممنوعه به سراغ آن برود ، اما استکبار سبب شد تا ابليس پس از امر به سجده آدم از آن سرپيچي کند، و حسد سبب قتل يکي از فرزندان آدم به دست ديگري شد. ( کافي، ج 2، ص 289)

هادي عزيزم : اگر منظورت اين است که بنده فرضا متکبرم  و از اين جهت تذکر داديد از شما تشکر مي کنم  و اميدوارم که همه ما از اينگونه رذايل مُبرّي شويم . ولي ظاهرا قضيه کمي برعکس است و از نوع گفتار و برخورد  حضرتعالي معلوم مي شود که بنا نداريد که  در برابر سخنان سنجيده و تذکرات و نصايح دلسوزانه  حالت پذيرش داشته باشيد . البته توقع هم نيست که  آنچه عرض مي کنم  به يک باره در دل شما نفوذ نمايد . دل ها ي مردم حالات مختلف دارند. گاهي حالت قبول دارند و گاهي حالت رميدگي و امتناع و هر يک از اين حالات هم عللي دارند . دنياي دل هم دنياي عجيبي است . با ياد خدا و تلاوت قرآن و دعا و مناجات و خدمت به مردم و ترک گناه  و مجالست با علماء رباني و خواندن اشعار نورانيِ عرفاء و سالکان حقيقي و . ..... دل ها نرم  و باصفا مي شوند.

هادي عزيزم : حال که بحث از دل شد  بد نيست که سؤالي مطرح کنم و پاسخ دهم . سؤال اين است که آيا دل و قلب در فکر و افکار
( و مغز )  اثر  مي گذارد يا اينکه فکر و انديشه و افکار  در دل تاثير گذار است؟ اين بحث  ، بحث سودمند و مفيدي مي باشد و دوست دارم که به آن توجه و دقت نماييد . در پاسخ به اين سؤال عرض مي کنم که اگر چه به حسب ظاهر  دل(قلب) و فکر و افکار تاثير و تأثُّر متقابل دارند  ولي با دقت در آيات و مباحث عرفاني و سلوکي مي توان فهميد که  اساس و پايه  تاثير در فکر وافکار و مغز  ، دل و قلب  است . در آيات قرآن به  قلب و فؤاد و روح خيلي عنايت شده است . قلب و دل مرکز اصلي دريافت ها مي باشد . در سوره شُعَراء  آيه 192 و 193 و194 چنين آمده است :  وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ «192» نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ «193 » عَلى‌ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ «194».

ودر سوره اَنعام آيه 121 بيان مي دارد که شياطين به اولياء و دوستانشان وحي مي کنند :

 


...وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى? أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ
.....  . البته ماهيت وحيِ نوراني و وحيِ شيطاني کاملا متفاوت است و الآن بنا ندارم در باره اصل وحي سخن بگويم که يک کتاب مي شود .
ونيز در سوره بقره آيه 10 چنين آمده است :

 


في قُلوبِهِم مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا  وَ لَهُم عَذابٌ أَليمٌ بِما كانوا يَكذِبونَ .

 

 
وآيات ديگري هم در اين زمينه هست که از ذکر آن ها خود داري مي کنم .  با يک توجه و دقت در اين آيات و مانند آن ها مي توان دريافت که قلب و دل مرکز اصلي  براي دريافت نور و ظلمت و سعادت و شقاوت و ... است . اتصال اصلي انيباء  و معصومين  عل
(عَلَيهِِمُ السَّلامُ ) با عالَم مَلکوت  و حضرت پروردگار از راه دل بوده و تابش انوار الهي براي  اين حضرات از راه  نوراني دل بوده است .  دلِ پاک و نوراني و رحماني  منشأ فکر وافکار پاک و آسماني است و دلِ ظلماني  و شيطاني منشأ افکار و فکر ناپاک و شيطاني و ظلماني است.  پس  همه ما و مربيان و ... بايد به اين نکته اي که ذکر کردم توجه نماييم و باور کنيم که اگر بخواهيم محيط (محيط هاي علمي و دانشگاهي و حوزوي و...) و جامعه  و افکار  ... سالم و پاک باشد حتما بايد به مساله دل به طور ريشه اي و زيربنايي توجه شود .

هادي عزيزم :  بياييم باور کنيم که هنوز ما دنياي عجيب قلب و دل را درست نشناختيم و به آن به درستي توجه نکرديم .  بياييم با صيقل دادن و نوراني کردن قلوب خود ، افکار نوراني در محيط و جامعه منتشر کنيم .   به تناسب اين بحثي که عرض کردم  مطلب ديگري در همين راستا تقديم مي کنم و آن اين است که ادراکات ما انسان ها به چند قسم تقسيم مي شود :
1- ادراک حسي و لمسي
2-ادراک خيالي
3-ادراک وهمي
4-ادراک عقلي
5-ادراک عرفاني(اشراقات عرشي و ملکوتي و رحماني)
6-ادراک شيطاني و ظلماني
7-ادراک وحياني  که مافوق همه ادراکات است.
ضعيف ترين و پايين ترين مرتبه ادراک ، ادراک حسي و بعد ادراک  خيالي و  وهمي است.  ادراک شيطاني هم که وضعش روشن است که ظلمت است .
ما انسان ها بايد تلاش کنيم که در حدِّ ادراکاتِ حسي و حيواني و خيالي و وهمي و نيز در ادراکات شيطاني محدود نشويم . خداوند در حق ما انسان ها لطف و عنايت فرمود که مي توانيم به  قابليت هاي بسيار بالايي در ادراک و فهم برسيم. حيف است که عمري از ما بگذرد وهنوز در مراتب نازله اي از ادراکات باشيم .

 


هادي عزيزم :  بيشتر از اين اطاله کلام ندهم و و مطالب ارزشمند زيادي دراين باب است که از ذکر آن ها فعلا پرهيز مي کنم .

دوستدارتان سيداصغر سعادت ميرقديم

شب دوشنبه
ساعت 11 و نيم شب
چهارم مهر 1395.

******************************************************************************

نتيجه تصويري براي گل  نسيم معرفت

 

***نسيم معرفت***

 


hadi *

امام هادي عليه السلام فرمودند:

مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفسِهِ کَثُرَ السَّاخِطُونَ عَلَيهِ


والسلام

 

************************************

 


S.A Saadat

 


به نام خدا

سلام عليکم

هادي عزيزم : باز پيام داديد و پيام تون خالي از جواب سلام است .

 


و روايت شريفي از امام هادي
(عَلَيهِ السَّلامُ ) آورديد که آن حضرت فرمود :  مَن رَضِيَ عَن نَفسِهِ كَثُرَ السّاخِطونَ عَلَيهِ . آن كه از خودش راضى شود ، ناراضيان از او فراوان گردند .(أَعلامُ الدّين : ص 311 .  بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 316)
و با اين روايت مي خواهي بگويي که   فلاني آدمي از خود راضي هست  لذا بر او خشم گرفتيد و جواب سلامش  را به استناد اين روايت نمي دهي ؟!  از نوع استدلال و تمسک جنابعالي لبخندي بر لبم افتاد و متعجب شدم !!!  آن همه آيات و روايات در رابطه با پيوند اُخوّت و برادري و... را  فداي برداشتِ سوء فرمودي .  اينکه مي گويند اسلام  در همه امور ديني و معرفتي نياز به کارشناس دارد به خاطر همين برداشت هاي سوء و نادرست است که مشاهده مي شود . استاد شهيد مطهري در برخي از آثارش از برداشت هاي سوء و  منحرفانه و کج فهمي در امور قرآني و حديثي و معرفتي و اخلاقي مي نالد که مجالي نيست دراينجا براي شما تبيين نمايم . اگر کسي صلاح و خير برادر ديني اش را بخواهد و او را  راهنمايي نمايد آيا چنين کسي آدمي  از خود راضي است ؟!  حس بدبيني و سوءِ ظن و لجاجت  و مانند آن  گاهي آدمي را به انحراف فکري و سوءِ برداشت در امور  مي کشاند . درحالات برخي بزرگان خواندم که بعضي افراد که ادعاي ديني هم داشتند به جهت برداشت هاي سوء و نيز سوء ظني که دچار بودند نسبت به آن بزرگواران بي احترامي مي کردند . ....

هادي عزيزم :
«سلام» يکي از نام هاي خداوند است .در اسلام به مساله «سلام» بسيار توجه وسفارش شده است و يکي از سنت هاي متعالي بين مسلمين «سلام کردن» مي باشد و با «سلام کردن» به يکديگر مي توانيم پيام دوستي وصلح وآرامش و سلامتي به ديگران منتقل نماييم . «سلام کردن»  و جواب «سلام» دادن نشانه تواضع و دوري از کبر و نشانه  ادب ديني و اسلامي و قرآني است و خشنودي خدا و رسولش(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) و فرشتگان را در پي دارد .

 

هادي عزيزم :  بر اساس آموزه هاي ديني وقرآني  اصل در بين جامعه مسلمين و ميان برادران ديني بايد بر دوستي و پرهيز از خصومت و دشمني باشد و اين اصل با چيزهاي سُست و بي پايه و با توهُّمات و سوء ظن ها و سوء برداشت ها نبايد آسيب ببيند .  يعني هر بحثي هم داشته باشيم بايد ريسمان وحدت و محبت و... آسيب نبيند ودر  آيه  103 از سوره آل عمران دقت و تامل کن که خداوند فرمود :

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلي‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آياتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُون .

تذکرات  و راهنمايي دلسوزانه نسبت  به هم داشتن  از جمله سفارش هاي دين است و حيات اجتماعي و مانند آن به اين مساله بستگي دارد . و مساله امر به معروف و نهي از منکر هم باشرايطي که دارد در اين مقوله مي گنجد . اگر کسي تذکري به ما داد و نصايح خيرخواهانه داشت نبايد  مايه کدورت و دشمني و جدايي  باشد . برادران ديني با همه سلايق و اختلاف نظر هايي که دارند بايد با هم دوست و مهربان باشند و عواملي که موجب دشمني و کدورت است از خود دور نمايند و به نظر بنده يکي از چيزهايي که به وحدت و اتحاد و همدلي و دوستي آسيب جدي مي زند سوءِ ظن است. سوء ظن اگر تقويت شود مفاسدي در پي دارد که گاهي به تهمت و افتراء و دروغ و دشمني و قتل  مي انجامد . در آيه 12 از سوره حجرات خدواند چنين مي فرمايد :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ  وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا  أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ  وَاتَّقُوا اللَّهَ  إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ .

اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! از بسيارى از گمانهابپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است; و هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد. وهيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكند، آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردهخود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد.  تقواى الهى پيشه كنيد كهخداوند توبه‏ پذير و مهربان است!

 

هادي عزيزم : عرض بنده اين است که  شما که بحمدالله ( در نوع نوشتارها تون ) خود را انقلابي و ....  محسوب مي داريد  در برابر مطالبي که تاحال براتون نوشتم  کمي حسن ظن بخرج دهيد و سوءظن جاري نفرماييد .  کمي در باره مطالب بنده تفکر بفرماييد .به نظر مي رسد که جنابعالي مقداري  از خود راضي هستيد وحاضر نيستيد که به معايب تون (لجاجت . غرور . تکبر . سوء ظن و...)  توجه کنيد .  شما که ماشاءالله اين همه دم از انقلاب و اسلام و .... مي زنيد( اگر چه بايد  ملتزم به اسلام و انقلاب باشيم ) چرا حاضر نيستيد بپذيريد و يا احتمال دهيد که دچار اين خصلت هاي زشت و ناپسند هستيد. اقلّا احتمال بدهيد که شايد همين خصلت هاي  زشت و ناپسند در شما باشد و متاسفانه گاهي کسي که بيمار است خود را بيمار نمي داند . احتمال دهيد که شما  هم  مشمول همين حديث شريف که براي بنده فرستاديد باشيد  که امام هادي (عَلَيهِ السَّلامُ ) فرمودند: مَن رَضِيَ عَن نَفسِهِ كَثُرَ السّاخِطونَ عَلَيهِ .آن كه از خودش راضى شود ، ناراضيان از او فراوان گردند .

 


هادي عزيزم :  حالا که سخن از اين شد که  برادران ديني نبايد با هم دشمني کنند و بلکه بايد خيرخواه هم باشند  نکته اي را درباب تقابل عرض مي کنم :
در منطق تقابل بر چهار قسم است که اين تقابل اربعه  بين مفاهيمي است که با   واقع سنجيده مي شود  :
1-تقابل سلب و ايجاب ( تقابل نقيضان)
2-تقابل تضاد (تقابل ضدان)
3- تقابل تضايُف
4- تقابل عدم و ملکه

بين دو برادر ديني  هيچيک از اقسام تقابل اربعه نبايد وجود داشته باشد.

 


تقابل نقيضان و سلب و ايجاب نبايد باشد به اين معني که يکي خود را اثبات کند و ديگري را از همه هستي به طور مطلق ساقط کند .اين فرض در صورتي است که يکي قدرت فوق العاده افسار گسيخته لاشعور و لا عقل  داشته باشد و سبب نابودي طرف ديگر گردد

تقابل تضاد و ضدان نبايد باشد به اين معني که هردو از موقعيتي برخوردارند و باهم تنازُع و ضديت مي کنند .
تقابل تضايُف هم نبايد باشد به اين معني که يکي احساس تفوُّق و برتري طلبي نمايد  و ديگري  را ضعيف و بيچاره و پست تلقي کند ( مثل فوقيت و تحتيت)
تقابل عدم و ملکه هم نبايد باشد به اين معني که  يکي خود را داراي(مَلَکَه) و  منزلت بداند (مَلَکَه در لغت به معناي دارا بودن است)  و ديگري را عدم مَلَکَه ببيند.
اين تقابل اربعه در منطق درست است و معناهاي خاص خودش را دارد که بنده آن را در اموري غير از مفاهيم منطقي   سرايت دادم .

ونيز بين برادران ديني تقابلِ تَعانُد و تقابلِ حُبّ وبغض هم نبايد باشد بلکه تنها چيزي که بين برادران ديني و مسلمين (با وجود همه ديدگاه ها و اختلاف سلايق ) بايد حاکم باشد عبارت است از پيوند اُخُوَّت و برادري و دوستي و محبت است . پس ثابت شد که ما ها باهم برادريم  و خداوند در سوره حُجُرات آيه 10 چنين فرمود:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ


سيداصغرسعادت ميرقديم
روز سه شنبه
ششم مهر 1395.

ساعت 6 عصر

*****************************************************************

نتيجه تصويري براي گل نسيم معرفت

 

***نسيم معرفت***

 


 

hadi*

 

رسول اکرم (ص) :

تَواضَعُوا مَعَ المُتَواضِعينَ فَإنَّ التَّواضُعَ مَعَ المُتَواضِعينَ صَدَقَةٌ وَتَكَبَّرُوا مَعَ المُتَكَبِّرينَ فَإنَّ التَّكَبُّرَ مع المُتَكَبِّرينَ عِبادَةٌ .

 

....................   ................... ...................

والسلام

 


 

**********************************************

S.A Saadat

 


به نام خدا

سلام عليکم


هادي عزيزم :باز پيام داديد و  جواب سلام نداديد و به حديث شريفي از پيامبر اکرم
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) تمسک نموديد که پيامبر (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  فرمود :
تَواضَعُوا مَعَ المُتَواضِعينَ فَإنَّ التَّواضُعَ مَعَ المُتَواضِعينَ صَدَقَةٌ وَتَكَبَّرُوا مَعَ المُتَكَبِّرينَ فَإنَّ التَّكَبُّرَ مع المُتَكَبِّرينَ عِبادَةٌ . با کساني که متواضع هستند ، فروتني كنيد كه تواضع در مقابل متواضعين صدقه است است و تكبر كنيد با متكبرين كه تكبر كردن با متكبرين عبادت است. (بحار الانوار، ج75، ص94.)

همانطور که در پيام هاي قبلي به عرض رساندم  کلمات و سخنان معصومين
(عَلَيهِِمُ السَّلامُ ) نور است و اين سخن نبي مکرم اسلام  (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) هم نوراني و درس آموز است  ولي قبلا هم متذکر شدم که متاسفانه برخي از  افراد  تفسير و معناي نادرستي از روايات وآيات  مي کنند و عرض شد که علامه شهيد مطهري در برخي آثارش از اين نوع کج فهمي ها نسبت به معارف ديني و اخلاقي و .... مي نالد و متاسفانه جنابعالي باز به نکات ارايه شده توجه نفرموديد . دراين حديث شريف پيامبر اکرم (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) مي فرمايد : کساني که تسليم حق و حقايق هستند و تواضع در برابر حق دارند شما نسبت به آنها تواضع کنيد تا حق  در جامعه جلوه گر شود  و اين تواضع هم نوعي صدقه است و کساني که در برابر حق تکبر مي ورزند شما مسلمين در برابرشان  مقاومت کنيد و متکبرانه با آنها برخورد نماييد که اين تکبر يک عمل عبادي محسوب مي شود. حالا ممکن است سؤال کنيد که حق چيست ؟  در پاسخ عرض مي کنم که کلمه حق در علوم و اصطلاحات مختلف ( اصطلاح فقهي و حقوقي و کلامي و فلسفي و عرفاني و منطقي و لغوي و...)  بکار گرفته مي شود و معناهاي مختلفي دارند ولي نقطه مشترک همه آن ها همان معناي ثُبوت است لکن اين ثبوت به اَشکال مختلف ظهور پيدا مي کند .مثلا حق در اصطلاح فقه وحقوق  به معناي ثبوتِ اختصاص و سلطه و سلطنت و تسلُّط  نسبت به يک چيزي است. مثلا آقاي زيد نسبت به فلان شئ حق دارد يعني اين شئ مال اوست و اختصاص به او دارد و....
در منطق که بحث از قضايا مي شود  به قضيه صادقه ، حق گفته مي شود . يعني اين قضيه مطابِق با واقع و خارج بالمعني الاعم ( ذهن و خارج از ذهن و نفس الأمر )  است به عبارت ديگر اين قضيه ، ثبوت و واقعيت خارجي و نفس الأمري دارد و در مقابل به قضيه که مطابق با واقع نباشد قضيه کاذبه و غير حقه گويند .  در مباحث کلامي به عقيده درست و استوار که مُستظهَر به براهين مُتقنِ عقلي است حق گفته مي شود و مقابل آن را باطل گويند  ودر عرفان که از اوج بالاي معرفتي و شهودي  برخوردار است به  وجود بَحت و محض ، حق گويند و به موجودي که که عينيت او  وجود و ثبوتِ محض باشد و هيچ نقصي در آن راه نداشته باشد  حق مي گويند و خداوند تبارک و تعالي عين حق است.  پيامبر اکرم
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) در يک وقتي نيم مصرعي از  شعر معروف لَبيد از شعراي عصرجاهليت را خواند . لَبيد بن اَبي رَبيعة بن مالِک شعر معروفي دارد که محتوايش آن است که هيج مؤثري در عالم هستي به غير از الله نيست و هرچيزي به غير از خدا فاني شدني است . و اين در واقع اشاره به يکي از مراتب توحيد است که به نام  توحيد افعالي در علم کلام و... ذکرشده است و کلمه لاحَولَ و لاقُوّه إلاَّ بِالله نيز ناظر به توحيد افعالي مي باشد.توحيد مراتبي دارد که عبارتند از:1-توحيد در ذات 2- توحيد در صفات 3- توحيد در افعال 4-توحيد در عبادت که هرکدام از آنها در علم کلام مورد بحث قرار گرفته وتبيين شده است. پيامبر اسلام  (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  نيم مصرعِ اول (أَلَا کُلُّ شَيْ‏ءٍ مَا خَلَا اللَّهَ بَاطِلٌ)  از شعر لَبيد را خواند وبعد فرمود:
أَصْدَقُ‏ کَلِمَةٍ قَالَتْهَا الْعَرَبُ کَلِمَةُ لَبِيدٍ.  يعني صادق ترين شعري  که عرب جاهلي  سروده است،   شعر وسخن لَبيد است.

بيت کامل شعر لَبيد چنين است:

أَلَا کُلُّ شَيْ‏ءٍ مَا خَلَا اللَّهَ بَاطِلٌ ** وَ کُلُ‏ نَعِيمٍ‏ لَا مَحَالَةَ زَائِلٌ
. هر چيزي غير الله باطل است(يعني مؤثر حقيقي نيست) و هر نعمتي به ناچار از بين رفتني و باطل  و فاني است. (بحارالانوار، العلامه المجلسي، ج67، ص295.)
{عرفاء وحُکماء نيز اصطلاحي دارند مبني براينکه : لامُؤثِّرَ فِي الوُجُودِ اِلاّللهُ يعني هيج مؤثر حقيقي در عالم هستي به غير از الله وجود ندارد.}
پس  کلمه حق در اصطلاحات و علوم مختلف معاني مختلفي دارد که نقطه مشترک همه آن ها ثُبوت است . در بحث هاي فلسفي به چيزي حق گويند که وجود و عينيت خارجي بالمعني الاعم
( ذهن و خارج از ذهن و نفس الأمر ) داشته باشد و به عبارت ديگر هرچيزي که داراي اثر باشد حق است و هر وجودي داراي اثر است حتي وجود ذهني که از مباحث مهم فلسفي است آن هم داراي اثر خاص خودش مي باشد . وجود در يک تقسيمي بر پنج قسم است : 1- وجود خارجي(خارج از ذهن)  ويا وجود عيني و حقيقي 2- وجود ذهني 3- وجود کَتبي و نوشتاري « نوشتار هم وجودي دارد» 4- وجود لفظي « کلام و لفظ هم سهمي از وجود دارد»  5- وجود و تحقُّقِ نفس الأَمري . همه اين اقسام وجود در حد خود داراي اثر خاص خود مي باشد .   باز بعضي ها در تعريف حق گفته اند که حق  عبارت از چيزي که مطابق با نفس الأمر باشد . حالا نفس الأمر چيست و چطور شناخته مي شود اين خودش يک توضيح مفصل مي طلبد که مجال تبيين آن در اينجا نيست .  با توجه به توضيحي که درباره حق داده شد  آنگاه وقتي که ما مي گوييم قرآن حق است ، نبوت و امامت حق است ، قيامت و حساب و کتاب حق است ، سؤال نَکير و مُنکر حق است ، قبر و قيامت حق است ....  تا حدي معني و مفهوم حق براي ما روشن مي گردد .  برخي مفاهيم را ما مي توانيم از راه تقابُل درک کنيم که مي گويند : تُعرَفُ الأَشياءُ بِأضدادِها.  شب در مقابل روز  و صدق در برابر دروغ  و   روشني در برابر تاريکي  و  وجود در برابر عدم و   حق در برابر باطل قرار دارد و مي توان از راه تقابل به معنا و مفهوم هر يک رسيد .   در امور ديني و قرآني  با مسأله حق و باطل بسيار برخورد مي کنيم .  فلان عقيده باطل است. فلان عقيده حق است . با توجه به توضيحات داده شده درباره مفهوم و معناي حق اين مسأله نيز تاحدي براي ما روشن مي گردد . البته در رابطه با تعريف حق و اقسام حق و ماهيت و حقيقت حق بحث ها و مطالب گسترده اي مي باشد که در اين مجال نمي گنجد .
حال راجع به آن حديث شريفِ نَبَوي 
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  عرض مي کنم که پيامبر (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  فرمود :  کسي که زير بار حق نمي رود (  کسي که متکبرانه  و مستکبرانه حقِ مظلوم را پايمال مي کند و ظلم مي کند و حيثيت مردم را برباد مي دهد و  در برابر فرامين الهي و شعاير ديني خاضع نيست و  فساد و تباهي را ترويج مي دهد و....)  در برابر اين دسته از افراد  متکبرانه برخورد کنيد تا بيني متکبران به خاک ذلت کشانده شود و تکبر در برابر چنين متکبِّري به فرمايش پيامبر اکرم (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) عبادت است .

 

 
هادي عزيزم : جنابعالي برداشت درستي از اين حديث شريف نَبَوي
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) نفرموديد . اگر خداي ناکرده  اين نوع از برداشت هاي ناصواب و مضر از احاديث شريف و آيات در جامعه  افزايش يابد يک فاجعه و مصيبت بزرگ  است و آنگاه  هرکسي مي تواند با استناد به يک حديث و آيه اي به ديگران انگ ها  و برچسب هاي نادرست بزند . قبلا هم عرض کردم و باز عرض مي کنم که مسايل ديني و معرفتي و... نياز به کارشناس حاذق دارد .... 

هادي عزيزم : شما در پيامتون گفتيد که بنده به شما ( اسبِ چموش) خطاب کرده ام ؟! اصل متني که قبلا براتون دادم و موجب سوء برداشت جنابعالي  شد  چنين است :

 



[     سلام عليکم


آقاي هادي عزيز : اميدوار بودم که با مطالبي که عرضه داشتم  کمي متوجه شويد  ولي باز متاسفانه ادراک نفرموديد  و  بايد بدانيم که روح مُتصلب در برابر مطالب حق خاضع نمي شود  . حضرت اميرالمومنين عليه السلام در نامه سي ويکم از نهج البلاغه فيض الاسلام  چنين مي فرمايد :ُ وَ إِيَّاکَ أَنْ تَجْمَحَ بِکَ مَطِيَّةُ اللَّجَاجِ  يعني بپرهيز از اينکه مرکب لجاجت ترا به سرکشي و چموشي وادارد.  (جَمَحَ  الفَرَسُ : اسب سرکشي نمود. - فَرَسُُ جَمُوح به فتحِ جيم يعني اسب سرکش- رَجُلُُ جَمُوح : به فتحِ جيم در جَموح يعني مرد سرکش و چموش)  اين سخن گهربار مولا علي (عَلَيهِ السَّلامُ ) براي همه ما درس است . لجاجت موجب محروميت از حقايق و برکات است . بنده با مطالبي که عرض کرده بودم  قصد داشتم که فتح بابي براي شما شود ولي به حسب آنچه که از متن جوابيه تون پيداست خوي لجاجت  مانع پذيرش نصايح خيرخواهانه و مطالب حقه اي است  که عرض کرده بودم .
تسليم در برابر نصايح خيرخواهانه يک عالِم براي شما سبب رشد وکمال است ...... پيشنهاد مي کنم که در باره نکاتي که در طي چند پيام در صفحه خصوصي براتون دادم ( که البته اين شما بوديد که ابتدا پيام به صفحه خصوصي بنده ارسال نموديد و بنده به ناچار پاسخ دادم )   بيشتر تامل نمايي تا شايد متوجه شوي که قصد وغرض و مقصودم چه بوده است. به نظرم اين شعر ابونُواس (شاعر عرب) براي جنابعالي صادق است :

حَفِظتَ شَيئاً وَ غابَت عَنکَ اَشياء  .]

 



در اين متن ارساليِ بنده که قبلا براتون داده بودم   حديثي را از نهج البلاغه فيض الاسلام آوردم که حضرت  اميرالمؤمنين
(عَلَيهِ السَّلامُ )   در نامه سي ويکم از نهج البلاغه فيض الاسلام  فرمود : وَ إِيَّاکَ أَنْ تَجْمَحَ بِکَ مَطِيَّةُ اللَّجَاجِ  يعني بپرهيز از اينکه مَرکَب لجاجت ترا به سرکشي و چموشي وادارد.  و بعد کلمه  جَمَحَ در حديثِ فوق  را معني کردم و منظور اين نبود که خداي ناکرده شما مَعاذالله اسب هستيد . البته عرض کرده بودم که خويِ لجاجت شما مانع پذيرش نصايح و مطالب خيرخواهانه است .

هادي عزيزم :  بحث بين برادران ديني امري طبيعي است و گاهي شدت و ضعف دارد ولي همانگونه که قبلا متذکر شدم هيچگاه نبايد  بنده وشما و ديگران با تصورات و توهمات نادرست ،  اساس و پايه اُخُوّت ديني را متزلزل نماييم .  آيات و روايات و عقل و شرع وسيره ايمه
(عَلَيهِِمُ السَّلامُ )    همه  دلالت واضح بر حفظ برادري و اُخُوّت ديني دارند و  قطع برادري و اُخُوّت ديني که ريشه در انديشه هاي شيطاني و برداشت هاي ناصواب و غلط  دارد  کار و عملي در برابر تعاليم نوراني شرع و دين و قرآن و اهل بيت (عَلَيهِِمُ السَّلامُ ) و نيز کاري برخلاف عقل و فطرت و  و هچنين برخلاف احتياط ديني است . يعني اگر شک کنيم که با فلان برادر ديني قطع رابطه کنيم يا نه ؟ اصل بر  پيوند برادري و  اُخُوّت ديني است  و يا لااقل احتياط در حفظ برادري و اُخُوّت ديني مي باشد مگر موردي که خداي ناکرده شخصي فاسد و فاجر و ... باشد که قطع رابطه لازم است نه قطع همه حقوق انساني و شرعي .(فتامل جيدا  ؟)

هادي عزيزم : اگر همه مثل شما اينجور که برداشت مي فرماييد  فکر کنند سنگي رو سنگ بند نمي شود ..

دوستدارتون سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

شب چهارشنبه
ورود به هفتم مهر 1395

ساعت  پنج دقيقه به يک بامداد

**************************************************************************

 

 

نتيجه تصويري براي گل نسيم معرفت

 

***نسيم معرفت***

 

hadi *

 

حالا سلام!

امام صادق فرمودند:

مَن ذَهَبَ يَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَكبِرينَ .

 

آقاي سعادت!

فکر مي کنم مطالب مفصلي که نوشتيد مصداق بارز تَجاهُل العارِف است. شما مي دانيد که منظور "هادي"  چيست اما به حاشيه مي رويد.

 

.....................      ......................     ..........................

 

والسلام

 

*******************************

 

S.A Saadat

به نام خدا

سلام عليکم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدِِ وَ آلِ مُحَمَّدِِ

هادي عزيزم :   بحمدالله با توضيحاتي که دادم کمي متقاعد شديد و جواب سلامي داديد . باز حديثي که قبلا داده بوديد تکرار فرموديد در حالي که تا حدي در باره آن توضيح داده بودم و  متن ارسالي پيشين بنده در پاسخ به آن حديث شريف چنين بود  :

 

[  به نام خدا

سلام عليکم

هادي عزيزم -از حديثي که ذکر کرديد ممنونم-  در آغازين  پيامتون  سخني از امام صادق
(عَلَيهِ السَّلامُ ) نقل فرموديد که آن حضرت فرمود :  (مَن ذَهَبَ يَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَكبِرينَ.)  ولي بنده بخشي  ديگر از اين حديث شريف را که شما ذکر نفرموديد در اينجا مي آورم که همه بهره مند شويم :  امام صادق (عَلَيهِ السَّلامُ ) فرمود :

 

مَن ذَهَبَ يَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَكبِرينَ، (قالَ حَفصُ بنُ غياثٍ): فَقُلتُ لَهُ إِنَّما يَرى أَنَّ لَهُ عَلَيهِ فَضلاً بِالعافيَةِ إذا رَآهُ مُرتَكِبا لِلمَعاصى، فَقالَ: هَيهاتَ هَيهاتَ! فَلَعَلَّهُ أَن يَكونَ قَد غُفِرَ لَهُ ما أتَى وَ أَنتَ مَوقُوفٌ مُحاسَبٌ أَما تَلَوتَ قِصَّةَ سَحَرَةِ مُوسَى (عَلَيهِ السَّلامُ )  ؟
هر كس خودش را بهتر از ديگران بداند، او از متكبران است. حفص بن غياث مى گويد: عرض كردم: اگر گنهكارى را ببيند و به سبب بى گناهى و پاكدامنى خود، خويشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا كه او آمرزيده شود اما تو را براى حسابرسى نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسى
(عَلَيهِ السَّلامُ ) را نخوانده اى؟  (الكافى  ج8،ص128. )

همه بايد از کبر اجتناب بورزيم و بنده هيچگاه   چنين تصوّري ندارم و نخواهم داشت که از ديگران بهتر و برترم ولي توجه داشته باشيد که اگر کسي  نسبت به ديگران  خيرخواهي و راهنمايي و ... داشته باشد معنايش آن نيست که از ديگران برتر و بهتر است . چه بسا ممکن است نزد خدا بهتر  از ديگري  باشد وچه بسا ممکن است آن ديگري  پيش خدا محبوب تر باشد .
................   ......................  .......................

در اينجا مناسب است که متني را که در باره تکبر و کبر و غرور نوشته ام و در اينترنت هم قابل دسترسي است ذکر نمايم که اميد است  براي همه ما مفيد و نافع باشد :

 

 

 

@     هرکه کبر خواهد سروري نيابد

روزي در مکاني نشسته بودم و هر ازگاهي نگاهي به اطراف مي دوختم . به ناگاه مردي ديدم که سوار برمرکب غرور بود واز تواضع وفهم به دور. رفيقي که در جنب من بود صدايش به اعتراض بلند شد که آقاي سعادت اين چه رفتاري است که او پيشه خويش ساخته وديگران را حقير پنداشته؟!!!
گفتم شخصيت آدمي وقتي به فراز آيد وجان به تعالي واهتزاز آيد که سلوک تواضع به اقتدار وعزت درپيش گيرد وجامه مذموم کبر برخود نگيرد وباد نخوت وغرور به غبغب نيندازد. آنکه جامه ننگين تکبر بپوشد نگون بخت است وبه وهم وخيال ، خويش را خوشبخت پندارد در حالي که جامه کبريايي فقط خداوند سبحان را سزاوار است وهرکس اين جامه بپوشد رسوا شود وخداي از او بيزار است.  هرکه کبر خواهد سروري نيابد. درخلال گفتارهاي  نيک خود به ياد سخن نغز و پُرمغز سعدي عليه الرحمه افتادم که در کتاب بوستان سراسر سرور وپندش چنين فرمود:

بزرگان نکردند در خود نگاه

خدا بيني از خويشتن بين مخواه

بزرگي به ناموس و گفتار نيست

بلندي به دعوي و پندار نيست

تواضع سر رفعت افرازدت

تکبر به خاک اندر اندازدت

هادي عزيزم :  مقصود و برداشت ناصواب شما را از برخي احاديث شريفي که ارسال نموديد کاملا آگاه هستم و اصطلاح تَجاهُل العارِف در اين باره  مصداق ندارد . ضمنا ما دو اصطلاح داريم که يکي 
تَجاهُل العارِف است که در علم بديع به آن پرداخته مي شود و ديگري (تَجاهُل و تَغافُل از معايب ديگران است)  که علماء اخلاق در علم اخلاق ذکر فرمودند. اولا توضيحات بنده در رابطه با برخي از احاديث ارسالي شما که برداشت ناصحيحي از آن ها شده مصداق تَجاهُل العارِف نيست  و بر فرض که  تَجاهُل العارِف  هم باشد  باز آن توضيحات راهگشا و سودمند است انشاء الله   و  واضح مي سازد که چنين برداشت هايي از احاديث درست نيست و استدعا دارم که به توضيحات داده شده عنايت و توجه بيشتري بفرماييد  .
يکي از آياتي که ادعا شده که در رديف
  تَجاهُل العارِف قرار دارد  آيه 17 از سوره طه مي باشد که خداوند متعال در خطاب به حضرت موسي ع چنين فرمود :    وَما تِلْكَ بِيَميِنكَ يا موسي .

هادي عزيزم : فرموديد که  مطالب ارايه شده شما  بر اساس استنباط و درکي که از حديث ارسالي داشتيد واضح بوده و نيازي به توضيح نداشته  است !!!  به محضر شريفتان عرض مي شود که بسياري اوقات چيزي را که واضح تَلقّي مي کنيم در واقع خيلي هم روشن و آشکار نيست مخصوصا در رابطه با برخي آيات و روايات و مباحث مربوط به مسايل معرفتي و مانند آن . مثلا همين کلمه  وجود  که به حسب ظاهر روشن است و موضوع علم فلسفه مي باشد و از امور عامه فلسفي است محل تاخت و تاز فلاسفه و متکلمين و عرفاء است و واقعا موجب حيرت و شگفتي انسان مي شود و گاهي هم حيرت آور است . ابتدايي ترين بحث در فلسفه (و نيز در کلام و عرفان نظري) در باره  وجود  ، بحث از اين است که آيا وجود مشترک لفظي است يا معنوي که قبول هر يک از اين دونظر (اشتراک لفظي و اشتراک معنوي) نتايج فکري خاص خود را دارد . البته در مباحث فلسفي ثابت شده که مفهوم وجود  مشترک معنوي است .
بنده در رابطه با حديث تواضع در برابر متواضعين صدقه است و تکبر در برابر متکبرين عبادت است توضيح مستدل عرضه داشتم  و شما آن را 
تَجاهُل العارِف  قلمداد کرده ولي حقيقت مطلب اين است که با توضيحاتي که داده شده  اگر کمي توجه و دقت  مبذول داشته شود مي توان به حاق متن حديث پي ببريم  و اما آن توضيحي که قبلا در باره حديث ياد شده  داده بودم از باب يادآوري و توجه به آن ، ناچارم  دوباره  در اينجا ذکر مي کنم  در پيام قبلي بنده بنده چنين نوشته بودم :
[ به نام خدا

سلام عليکم

هادي عزيزم :باز پيام داديد و  جواب سلام نداديد و به حديث شريفي از پيامبر اکرم
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) تمسک نموديد که پيامبر (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  فرمود :
تَواضَعُوا مَعَ المُتَواضِعينَ فَإنَّ التَّواضُعَ مَعَ المُتَواضِعينَ صَدَقَةٌ وَتَكَبَّرُوا مَعَ المُتَكَبِّرينَ فَإنَّ التَّكَبُّرَ مع المُتَكَبِّرينَ عِبادَةٌ . با کساني که متواضع هستند ، فروتني كنيد كه تواضع در مقابل متواضعين صدقه است است و تكبر كنيد با متكبرين كه تكبر كردن با متكبرين عبادت است. (بحار الانوار، ج75، ص94.)

همانطور که در پيام هاي قبلي به عرض رساندم  کلمات و سخنان معصومين
(عَلَيهِِمُ السَّلامُ ) نور است و اين سخن نبي مکرم اسلام  (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) هم نوراني و درس آموز است  ولي قبلا هم متذکر شدم که متاسفانه برخي از  افراد  تفسير و معناي نادرستي از روايات وآيات  مي کنند و عرض شد که علامه شهيد مطهري در برخي آثارش از اين نوع کج فهمي ها نسبت به معارف ديني و اخلاقي و .... مي نالد و متاسفانه جنابعالي باز به نکات ارايه شده توجه نفرموديد . دراين حديث شريف پيامبر اکرم (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) مي فرمايد : کساني که تسليم حق و حقايق هستند و تواضع در برابر حق دارند شما نسبت به آنها تواضع کنيد تا حق  در جامعه جلوه گر شود  و اين تواضع هم نوعي صدقه است و کساني که در برابر حق تکبر مي ورزند شما مسلمين در برابرشان  مقاومت کنيد و متکبرانه با آنها برخورد نماييد که اين تکبر يک عمل عبادي محسوب مي شود. حالا ممکن است سؤال کنيد که حق چيست ؟  در پاسخ عرض مي کنم که کلمه حق در علوم و اصطلاحات مختلف ( اصطلاح فقهي و حقوقي و کلامي و فلسفي و عرفاني و منطقي و لغوي و...)  بکار گرفته مي شود و معناهاي مختلفي دارند ولي نقطه مشترک همه آن ها همان معناي ثُبوت است لکن اين ثبوت به اَشکال مختلف ظهور پيدا مي کند .مثلا حق در اصطلاح فقه وحقوق  به معناي ثبوتِ اختصاص و سلطه و سلطنت و تسلُّط  نسبت به يک چيزي است. مثلا آقاي زيد نسبت به فلان شئ حق دارد يعني اين شئ مال اوست و اختصاص به او دارد و......... ................              .......................
با توجه به توضيحي که درباره حق داده شد  آنگاه وقتي که ما مي گوييم قرآن حق است ، نبوت و امامت حق است ، قيامت و حساب و کتاب حق است ، سؤال نَکير و مُنکر حق است ، قبر و قيامت حق است ....  تا حدي معني و مفهوم حق براي ما روشن مي گردد .  برخي مفاهيم را ما مي توانيم از راه تقابُل درک کنيم که مي گويند : تُعرَفُ الأَشياءُ بِأضدادِها.  شب در مقابل روز  و صدق در برابر دروغ  و   روشني در برابر تاريکي  و  وجود در برابر عدم و   حق در برابر باطل قرار دارد و مي توان از راه تقابل به معنا و مفهوم هر يک رسيد .   در امور ديني و قرآني  با مسأله حق و باطل بسيار برخورد مي کنيم .  فلان عقيده باطل است. فلان عقيده حق است . با توجه به توضيحات داده شده درباره مفهوم و معناي حق اين مسأله نيز تاحدي براي ما روشن مي گردد . البته در رابطه با تعريف حق و اقسام حق و ماهيت و حقيقت حق بحث ها و مطالب گسترده اي مي باشد که در اين مجال نمي گنجد .
حال راجع به آن حديث شريفِ نَبَوي 
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  عرض مي کنم که پيامبر (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  فرمود :  کسي که زير بار حق نمي رود (  کسي که متکبرانه  و مستکبرانه حقِ مظلوم را پايمال مي کند و ظلم مي کند و حيثيت مردم را برباد مي دهد و  در برابر فرامين الهي و شعاير ديني خاضع نيست و  فساد و تباهي را ترويج مي دهد و....)  در برابر اين دسته از افراد  متکبرانه برخورد کنيد تا بيني متکبران به خاک ذلت کشانده شود و تکبر در برابر چنين متکبِّري به فرمايش پيامبر اکرم (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) عبادت است .

 

هادي عزيزم : جنابعالي برداشت درستي از اين حديث شريف نَبَوي (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) نفرموديد . اگر خداي ناکرده  اين نوع از برداشت هاي ناصواب و مضر از احاديث شريف و آيات در جامعه  افزايش يابد يک فاجعه و مصيبت بزرگ  است و آنگاه  هرکسي مي تواند با استناد به يک حديث و آيه اي به ديگران انگ ها  و برچسب هاي نادرست بزند . قبلا هم عرض کردم و باز عرض مي کنم که مسايل ديني و معرفتي و... نياز به کارشناس حاذق دارد .... 

هادي عزيزم : شما در پيامتون گفتيد که بنده به شما ( اسبِ چموش) خطاب کرده ام ؟! اصل متني که قبلا براتون دادم و موجب سوء برداشت جنابعالي  شد  چنين است :


[     سلام عليکم

آقاي هادي عزيز : اميدوار بودم که با مطالبي که عرضه داشتم  کمي متوجه شويد  ولي باز متاسفانه ادراک نفرموديد  و  بايد بدانيم که روح مُتصلب در برابر مطالب حق خاضع نمي شود  . حضرت اميرالمومنين عليه السلام در نامه سي ويکم از نهج البلاغه فيض الاسلام  چنين مي فرمايد :ُ وَ إِيَّاکَ أَنْ تَجْمَحَ بِکَ مَطِيَّةُ اللَّجَاجِ  يعني بپرهيز از اينکه مرکب لجاجت ترا به سرکشي و چموشي وادارد.  (جَمَحَ  الفَرَسُ : اسب سرکشي نمود. - فَرَسُُ جَمُوح به فتحِ جيم يعني اسب سرکش- رَجُلُُ جَمُوح : به فتحِ جيم در جَموح يعني مرد سرکش و چموش)  اين سخن گهربار مولا علي (عَلَيهِ السَّلامُ ) براي همه ما درس است . لجاجت موجب محروميت از حقايق و برکات است . بنده با مطالبي که عرض کرده بودم  قصد داشتم که فتح بابي براي شما شود ولي به حسب آنچه که از متن جوابيه تون پيداست خوي لجاجت  مانع پذيرش نصايح خيرخواهانه و مطالب حقه اي است  که عرض کرده بودم .
تسليم در برابر نصايح خيرخواهانه يک عالِم براي شما سبب رشد وکمال است ...... پيشنهاد مي کنم که در باره نکاتي که در طي چند پيام در صفحه خصوصي براتون دادم ( که البته اين شما بوديد که ابتدا پيام به صفحه خصوصي بنده ارسال نموديد و بنده به ناچار پاسخ دادم )   بيشتر تامل نمايي تا شايد متوجه شوي که قصد وغرض و مقصودم چه بوده است. به نظرم اين شعر ابونُواس (شاعر عرب) براي جنابعالي صادق است :

حَفِظتَ شَيئاً وَ غابَت عَنکَ اَشياء  .]


در اين متن ارساليِ بنده که قبلا براتون داده بودم   حديثي را از نهج البلاغه فيض الاسلام آوردم که حضرت  اميرالمؤمنين
(عَلَيهِ السَّلامُ )   در نامه سي ويکم از نهج البلاغه فيض الاسلام  فرمود : وَ إِيَّاکَ أَنْ تَجْمَحَ بِکَ مَطِيَّةُ اللَّجَاجِ  يعني بپرهيز از اينکه مَرکَب لجاجت ترا به سرکشي و چموشي وادارد.  و بعد کلمه  جَمَحَ در حديثِ فوق  را معني کردم و منظور اين نبود که خداي ناکرده شما مَعاذالله اسب هستيد . البته عرض کرده بودم که خويِ لجاجت شما مانع پذيرش نصايح و مطالب خيرخواهانه است . ..........]
 
به عبارت ديگر اين حديث شريف مي خواهد بگويد که در برابر کسي که در جامعه تجاهر و تظاهر به کبر و تکبر مي کند و با تکبرش تحقير مردم مي کند و حقوق مردم و حقوق الهي را  رعايت نمي کند و....  شما مسلمين بايد مقاومت کنيد و در برابر کبر و تکبر و خوي  استکبارگري او ، تکبر نماييد تا تنبيه شود  واين تکبر در برابر چنين متکبريني عبادت است و به نظرم اين حديث علاوه بر بعد اخلاقي  ، ابعاد سياسي دارد که به آن توجه نفرموديد . شبيه اين مطلب در باره قاعده لاضرر ولاضرار في الاسلام است که علاوه بر برداشت هاي حقوقي و فقهي ، تفسير حکومتي وسياسي نيز از آن مي شود که حضرت امام خميني ره  نظرش اين است که حديث (لاضرر ولاضرار) حکم حکومتي وسياسي پيامبر ص بوده است .(فتامل جيدا )
اين حديث شريف( که شما آنطور برداشت فرموديد و مقصودتون بود  )  نمي گويد که اگر دو تا برادر ديني باهم سوء تفاهم کردند و  يکي تلقي کرد که ديگري متکبر است پس با او متکبرانه برخودد کنيد که اين کار عبادت است ؟!!!!
اگر چنين برداشت هاي کنيم  وحدت و همدلي بين برادران ديني پاشيده مي شود  و هر کسي به توهم اينکه فلاني متکبر است  سلام او را جواب نمي دهد؟!!  و در برابرش تکبر مي ورزد و در نتيجه شقاق و اختلاف در جامعه گسترده مي شود و خلاف مقصود پيامبر ص و اهل بيت عليهم السلام و قرآن حاصل مي شود که دعوت به وحدت و همدلي و اخوت و... بود .

هادي عزيزم :  حديث شناسي و درک معارف حقه و مانند آن ها  واقعا نيازمند کارشناسان حاذق مي باشد همچنانکه رشته هاي تخصصي ديگر نيز چنين است . با ديدن يک آيه و يک حديث نمي توان حکم صادر کرد . برخي احاديث و آيات دلالتشان واضح و روشن است ولي آيات و روايات قابل توجهي هست که  در فهميدن و درک و استنباط آن ها حتما بايد از اهلش که داراي تخصص است  استفاده نمود  و به اصطلاح هر کسي را بهر کاري ساختند . 
ضمنا يک نکته ديگر عرض کنم که در اوايل انقلاب يادم هست که معروف بود و مي گفتند که در روايت است که هرکس سه بار نماز جمعه را ترک کند منافق است و بعد بعضي ها مي گفتند مثلا مراجع و برخي بزرگان که در نمازجمعه شرکت نمي کنند اَلعَياذ بِالله ......

 

واما در باره بخشي از متن زير که قبلا داده بودم  و شما در اين پيامتون از آن اظهار نگراني فرموديد توضيح کوتاهي عرض مي کنم  و اما متن ارسالي پيشين چنين بود :
..................................... ...........

آقاي هادي عزيز:  تا مادامي که در پيله تفکرات خاص خودت باشي مطلب همان است که مي گوييد : (...تسليم نخواهيد شد.)    شاعر دراين باره مي گويد:
چو کرمي کو ميان به نهان است
زمين وآسمان او همان است

کرم ابريشم و برخي کرم هاي ديگر آنقدر در خود مي تنند که گاهي  مي ميرند و هلاک مي شوند.  البته باز صد رحمت به آن کرم که بر دور خود مي تند و خيلي اوقات  حصار تنگ پيله اش را مي درد و  سوراخ مي کند و به صورت پروانه زيبا در مي آيد و پرواز مي کند و  اينگونه کرم ها و مانند آن ها  دنيايي عجيبي دارند و چرخه زندگي شان اعجاب آور و عبرت آموز براي همه ما مي باشد ولي  گاهي برخي انسان ها چنان در پيله تفکرات خاص و نامعقول خود قرار مي گيرند که ممکن است  درآن محدوده پيله  خود  منحرف وهلاک و نابود شوند و  نه تنها پرواز نداشته بلکه به دره سقوط بيفتند و راه نجاتي نداشته باشند ، اينها کساني هستند که بادست خود  خانه هاي سعادت و خوشبتخي خود را ويران و خراب مي کنند ودر شأن آنها آيه شريفه 2 از سوره حشر صادق است که  فرمود :

 يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْديهِمْ ....َ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصار
......... ...             ... .......
اين متن در ظاهر کمي تلخ است ولي گوياي يک واقعيت بود که نمي خواهم دوباره بازگو کنم .
نه من و نه شما و نه هيچکس ديگر نبايد براي خود حصارهايي که مانع رشد فکري و معنوي و... مي باشد  درست کنيم .

سيداصغرسعادت ميرقديم  -هفتم تير 1395 ه.ش- روز چهارشنبه -ساعت 3 وربع عصر

**************************************************************************


 

تصاوير متحرک از گل و دسته گلهاي زيبا (2)

 

***نسيم معرفت***

 

hadi *

 

أَتَأْمُرُونَ الْنَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ . سوره بقره آيه 44 .

 

********************************************************


به نام خدا

سلام عليکم

اللهم صل علي محمد وآل محمد

جناب مستطاب آقاي هادي عزيزم :  باز هم بدون سلام و يا جواب سلام  پيام داديد . با آيه شريفه 44 از سوره بقره قصد تعريض داريد ؟!!  آيه بسيار عالي ارسال فرموديد. خيلي خيلي سپاسگزارم.  اگرچه با احاديث و آيات و غيره  به بنده  تعريض مي فرماييد ولي اشکالي ندارد .  من و تو و ما و شما و ايشان همه و همه  نيازمند تذکر و خير خواهي هستيم . همه ما بايد رذايل رو از خود دورکنيم و به اوصاف حميده  مزين گرديم. از کبر و غرور و عجب و لجاجت و سوء ظن و قضاوت هاي نادرست  و  جهل و ناداني و کينه و عداوت  و  انحرافات فکري و انجماد در انديشه و کج انديشي  وکج فهمي و  .... دوري کنيم  و به تقوي و راستي و صدق و صداقت و پاکي و حُسن ظن و  بزرگواري و عفو و گذشت و خيرخواهي  و  ژرف انديشي  و خرد ورزي و تواضع و مهرورزي و  ... متصف شويم .

 

هادي عزيزم :

 

بايد :
اصل را بر اخوت و برادري بگذاريم
اصل را بر محبت و دوستي بگذاريم

 

اصل را بر اتحاد و همدلي بگذاريم
اصل را بر خيرخواهي و نيکي بگذاريم

 

اصل را برحسن ظن بگذاريم

 

اصل را بر خِرد ورزي و عقل بگذاريم

 

.............  ................     ...........

به علماء و عالمان  وارسته و صالح احترام بگذاريم .
حقوق بزرگ تر ها ي سني و علمي و معنوي را رعايت کنيم.
احترام بزرگان علمي ومعنوي خود را در مقام عمل و رفتار و گفتار مراعات کنيم.
در حدود تخصص خود اظهار نظر کنيم و پا را از گليم خود فراتر نگذاريم.
عقل و انديشه درست ، برما حاکم باشد نه تمايلات نفساني و شيطاني و ... .
دربرابر مطالب حق و سخنان راستين لجاجت نکنيم .
از محضر علمي و معنوي  علماء و روحانيت مُعظّم و بزرگوار بهره مند شويم  و توقعات نامعقول از آن بزرگواران نداشته باشيم و بر آن ها تَحکُّم و بي ادبي نداشته باشيم.

از علماء  و اهل علمِ بزرگوار  فاصله نگيريم.

 


 روايتي از پيامبر اکرم
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)   در اوايل طلبگي  در يکي از کتاب هاي شهيد محراب حضرت آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب (ظاهرا در کتاب حکومت اسلامي ايشان)ديده بودم که نبي مکرم اسلام   (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  فرمود: هرگاه ملتي و امتي از علماء خود فاصله بگيرند مبتلا به سه بلا مي شوند:

 


1- يا بي ايمان از دنيا خواهند رفت .
2-يا حاکم جائر و ستمگر  برآنها مسلط مي شود .
3-يا برکت از زندگي شان برداشته مي گردد.
بدانيم که هَتک حرمت عالمان ديني  و بي احترامي فِعلي وقولي و نوشتاري و... نسبت به آنها اثر وضعي ناگواري دارد و تجربه و تاريخ گواه و شاهد آن است و مجالي نيست که حکايت هايي در اين رابطه متذکر شوم.
بدانيم که  همه کساني که در برابر انبياء و علماء رباني بي ادبي کردند و مي کنند متاسفانه براي خود دلايل بني اسراييلي داشتند  .  شاگرد حضرت امام خميني  (ره ) يعني مرحوم آيت الله منتظري با دلايل شيطاني در برابر استادش مقاومت نمود  و لجبازي او باعث خسارت جبران ناپذير شد.

بدانيم که کشميري ها و بني صدر ها  و مسعود رجوي ها  و گروهگ هاي منحرف و بانيان آن ها  مثل منافقين و گروهک فُرقان و... با دلايل و تسويلات شيطاني در برابر شهيد بهشتي ها و مطهري ها و باهنر ها و ...  ايستادگي نمودند.  آنها هم مي گفتند ما قرآن  و روايات مي فهميم و تفسير مي کنيم .  بنده قبل از اينکه طلبه شوم (اوايل انقلاب)مسؤل کتابخانه محل بودم و عاشق کتاب و کتابخواني بودم . يادم هست که در آن زمان کتاب هايي از نهادهاي آن زمان  به کتابخانه هاي محلات از جمله محل ما هديه شد. بخشي از آن کتاب ها نوشته منافقين بود . تفسير سوره صاد و تفسير سوره هاي ديگر از اواخِر قرآن .  همه اش تفسير انحرافي بود .

بدانيم که اگر حواس ما نباشد از جايي که انتظارش نيست منحرف مي شويم .... ؟!!!
عموما کساني که به علماء و اهل علم دهن کجي و بي ادبي و هتّاکي  کردند دچار شر شدند . اميدوارم که حضرتعالي مشمول چنين بَليّه اي نشويد. .......
سعي کنيم نصايح و سخنان خيرخواهانه اهل علم و علماء را  با جان و دل گوش کنيم  و ....

هادي عزيزم :  خداوند شما را براي اسلام و قرآن و دين حفظ بفرمايد.  خداوند رفتگان شما را غريق رحمت خويش فرمايد.
خداوند عزيزانت را در پناه خويش از همه بلاياي آسماني و زميني محافظت فرمايد.


هادي عزيزم :  شما خصلت هاي زيبا و خوب و شايسته اي داريد :

 


1- مسلمان هستيد
2-شيعه هستيد
3-برادر ديني ما هستيد
4- اهل مطالعه هستيد
5- ........

هادي عزيزم:  اميد است که يک ناهار يا شام  يا يک چاي خوردن  بيام منزل تون در لاهيجان  و کمي يکديگر رو از نزديک ديدار کنيم  و  يک روبوسي و معانقه و مصافحه و گب و گُفتي با هم داشته باشيم .....

هادي عزيزم :   گل بارانت  مي کنم :

 


تصاوير متحرک از گل و دسته گلهاي زيبا (2)

 

تصاوير متحرک از گل و دسته گلهاي زيبا (2)

 




خدا  يار  و ياور تون باشد ....

دوستدارتون :  سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

 

روز چهارشنبه

 

هفتم مهر 1395 ه.ش

 

بيست و ششم ذي الحجه 1437 ه.ق.

********************************************************************


نتیجه تصویری برای یخادعون الله والذین آمنوا و ما
hadi *
سلام جناب سعادت عزیز!

الان فرصت شد و به آدرس اینترنتی داده شده از سوی شما،  مراجعه کردم.

hadi *
آقای سعادت!

....................             ......................          ...............

******************************


S.A Saadat

به نام خدا

سلام علیکم

اللهم صل علی محمد وآل محمد


هادی عزیزم : عزاداری هاتون قبول حضرت حق .

هادی عزیزم :  در آغاز پیام   آیه 9 از سوره بقره را ذکر کردید و قصد تعریض نامطلوب به بنده داشتید !!! . هیچ می دانی که این آیه شریفه در باره منافقین است ؟!!  در آیه 9 از سوره بقره چنین آمده است : 
یُخَدِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ مَا یَخْدَعُونَ إِلّا أَنْفُسَهُمْ وَ مَا یَشْعُرُونَ  . (منافقان به پندار خود) با خداوند و مؤمنان نیرنگ می کنند در حالی که جز خودشان را فریب نمی دهند، امّا نمی فهمند!  . شما اراده سوئی از این آیه داشتید ولی توجه داشته باشید که  آنچه  لازم بود (به عنوان  تذکرات و خیرخواهی ها و...  ) خدمت شما عرضه داشتم و  فعلا  هیج نیازی نیست  که وارد مسایل دیگری شوم .....دیگر لزومی ندارد به سخنان شما پاسخ بدهم.
هادی عزیزم : به اطلاع جنابعالی می رسانم که بحمدالله بنده حافظ کل قرآن  همراه با فهم تفسیری هستم  و اگر بخواهم تعریض های   شما را با آیات قرآن پاسخ بدم یک کتاب می شود  ولی از این شیوه نامطلوب پرهیز می کنم .....

هادی عزیزم :   دو سوال از شما نمودم که پاسخ ندادید و بدانید که جز نیت خیر نداشتم



[ناهار یا شام یا چای خوردن بیام منزل تون یا نه ؟
یه عکس از خودتون برای بنده ارسال می کنید یانه ؟
منتظر پاسخ  دوسوال مذکورین به فتح را  هستم
شما هم  هر وقت خواستید تشریف بیارید منزل ما در خدمتیم و هر وقت آدرس بخواهید تقدیم می کنیم]


اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند    .    قومی که گشت‌ فاقد اخلاق‌، مردنی است

این شعر ظاهرا از ملک الشعراء بهار است

 

روز چهارشنبه

 

هفتم مهر 1395 ه.ش

 

بيست و ششم ذي الحجه 1437 ه.ق.

دوستدارتون :  سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي



** پاسخ به جناب آقاي هادي عزيز +سايت حکيم زين العابدين عسکري گيلاني لشت نشايي

 

 

**حضرت آيت الله سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي




درباره : سخن مدیر سایت ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : طلاب و فضلاء گیلانی قدرشان در گیلان دانسته نمی شود+ سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , طلاب و فضلاء گیلان , گیلان , تذکرات خیرخواهانه به هادی عزیزم , لاهیجان ,


نوشته شده در سه شنبه 20 مهر 1395 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 45 |


 

تصاوير متحرک از گل و دسته گلهاي زيبا (2)

 

***نسيم معرفت***

 

hadi *

 

أَتَأْمُرُونَ الْنَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ . سوره بقره آيه 44 .

 

********************************************************

 


 


 

به نام خدا

سلام عليکم

اللهم صل علي محمد وآل محمد

جناب مستطاب آقاي هادي عزيزم :  باز هم بدون سلام و يا جواب سلام  پيام داديد . با آيه شريفه 44 از سوره بقره قصد تعريض داريد ؟!!  آيه بسيار عالي ارسال فرموديد. خيلي خيلي سپاسگزارم.  اگرچه با احاديث و آيات و غيره  به بنده  تعريض مي فرماييد ولي اشکالي ندارد .  من و تو و ما و شما و ايشان همه و همه  نيازمند تذکر و خير خواهي هستيم . همه ما بايد رذايل رو از خود دورکنيم و به اوصاف حميده  مزين گرديم. از کبر و غرور و عجب و لجاجت و سوء ظن و قضاوت هاي نادرست  و  جهل و ناداني و کينه و عداوت  و  انحرافات فکري و انجماد در انديشه و کج انديشي  وکج فهمي و  .... دوري کنيم  و به تقوي و راستي و صدق و صداقت و پاکي و حُسن ظن و  بزرگواري و عفو و گذشت و خيرخواهي  و  ژرف انديشي  و خرد ورزي و تواضع و مهرورزي و  ... متصف شويم .

 

هادي عزيزم :

 

بايد :
اصل را بر اُخُوّت و برادري بگذاريم
اصل را بر محبت و دوستي بگذاريم

 

اصل را بر اتحاد و همدلي بگذاريم
اصل را بر خيرخواهي و نيکي بگذاريم

 

اصل را برحسن ظن بگذاريم

 

اصل را بر خِرد ورزي و عقل بگذاريم

 

.............  ................     ...........

به علماء و عالمان  وارسته و صالح احترام بگذاريم .
حقوق بزرگ تر ها ي سني و علمي و معنوي را رعايت کنيم.
احترام بزرگان علمي ومعنوي خود را در مقام عمل و رفتار و گفتار مراعات کنيم.
در حدود تخصص خود اظهار نظر کنيم و پا را از گليم خود فراتر نگذاريم.
عقل و انديشه درست ، برما حاکم باشد نه تمايلات نفساني و شيطاني و ... .
دربرابر مطالب حق و سخنان راستين لجاجت نکنيم .
از محضر علمي و معنوي  علماء و روحانيت مُعظّم و بزرگوار بهره مند شويم  و توقعات نامعقول از آن بزرگواران نداشته باشيم و بر آن ها تَحکُّم و بي ادبي نداشته باشيم.

از علماء  و اهل علمِ بزرگوار  فاصله نگيريم.

 


 روايتي از پيامبر اکرم
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)   در اوايل طلبگي  در يکي از کتاب هاي شهيد محراب حضرت آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب (ظاهرا در کتاب حکومت اسلامي ايشان)ديده بودم که نبي مکرم اسلام   (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  فرمود: هرگاه ملتي و امتي از علماء خود فاصله بگيرند مبتلا به سه بلا مي شوند:

 


1- يا بي ايمان از دنيا خواهند رفت .
2-يا حاکم جائر و ستمگر  برآنها مسلط مي شود .
3-يا برکت از زندگي شان برداشته مي گردد.
بدانيم که هَتک حرمت عالمان ديني  و بي احترامي فِعلي وقولي و نوشتاري و... نسبت به آنها اثر وضعي ناگواري دارد و تجربه و تاريخ گواه و شاهد آن است و مجالي نيست که حکايت هايي در اين رابطه متذکر شوم.
بدانيم که  همه کساني که در برابر انبياء و علماء رباني بي ادبي کردند و مي کنند متاسفانه براي خود دلايل بني اسراييلي داشتند  .  شاگرد حضرت امام خميني  (ره ) يعني مرحوم آيت الله منتظري با دلايل شيطاني در برابر استادش مقاومت نمود  و لجبازي او باعث خسارت جبران ناپذير شد.

بدانيم که کشميري ها و بني صدر ها  و مسعود رجوي ها  و گروهگ هاي منحرف و بانيان آن ها  مثل منافقين و گروهک فُرقان و... با دلايل و تسويلات شيطاني در برابر شهيد بهشتي ها و مطهري ها و باهنر ها و ...  ايستادگي نمودند.  آنها هم مي گفتند ما قرآن  و روايات مي فهميم و تفسير مي کنيم .  بنده قبل از اينکه طلبه شوم (اوايل انقلاب)مسؤل کتابخانه محل بودم و عاشق کتاب و کتابخواني بودم . يادم هست که در آن زمان کتاب هايي از نهادهاي آن زمان  به کتابخانه هاي محلات از جمله محل ما هديه شد. بخشي از آن کتاب ها نوشته منافقين بود . تفسير سوره صاد و تفسير سوره هاي ديگر از اواخِر قرآن .  همه اش تفسير انحرافي بود .

بدانيم که اگر حواس ما نباشد از جايي که انتظارش نيست منحرف مي شويم .... ؟!!!
عموما کساني که به علماء و اهل علم دهن کجي و بي ادبي و هتّاکي  کردند دچار شر شدند . اميدوارم که حضرتعالي مشمول چنين بَليّه اي نشويد. .......
سعي کنيم نصايح و سخنان خيرخواهانه اهل علم و علماء را  با جان و دل گوش کنيم  و ....

هادي عزيزم :  خداوند شما را براي اسلام و قرآن و دين حفظ بفرمايد.  خداوند رفتگان شما را غريق رحمت خويش فرمايد.
خداوند عزيزانت را در پناه خويش از همه بلاياي آسماني و زميني محافظت فرمايد.


هادي عزيزم :  شما خصلت هاي زيبا و خوب و شايسته اي داريد :

 


1- مسلمان هستيد
2-شيعه هستيد
3-برادر ديني ما هستيد
4- اهل مطالعه هستيد
5- ........

هادي عزيزم:  اميد است که يک ناهار يا شام  يا يک چاي خوردن  بيام منزل تون در لاهيجان  و کمي يکديگر رو از نزديک ديدار کنيم  و  يک روبوسي و معانقه و مصافحه و گب و گُفتي با هم داشته باشيم .....

هادي عزيزم :   گل بارانت  مي کنم :

 


تصاوير متحرک از گل و دسته گلهاي زيبا (2)

 

تصاوير متحرک از گل و دسته گلهاي زيبا (2)

 




خدا  يار  و ياور تون باشد ....

دوستدارتون :  سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

 

روز چهارشنبه

 

هفتم مهر 1395 ه.ش

 

بيست و ششم ذي الحجه 1437 ه.ق

 


** پاسخ به جناب آقاي هادي عزيز +سايت حکيم زين العابدين عسکري گيلاني لشت نشايي

 


** پاسخ به جناب آقاي هادي عزيز +سايت حکيم زين العابدين عسکري گيلاني لشت نشايي




درباره : سخن مدیر سایت ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : پاسخ به جناب آقای هادی عزیز +(****8****) +سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , حضرت آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , هادی عزیز گیلانی , لاهیجان ,


نوشته شده در پنجشنبه 08 مهر 1395 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 51 |

 

 

نتيجه تصويري براي گل نسيم معرفت

 

***نسيم معرفت***

 

hadi *

 

حالا سلام!

امام صادق فرمودند:

مَن ذَهَبَ يَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَكبِرينَ .

 

آقاي سعادت!

فکر مي کنم مطالب مفصلي که نوشتيد مصداق بارز تَجاهُل العارِف است. شما مي دانيد که منظور "هادي"  چيست اما به حاشيه مي رويد.

 

.....................      ......................     ..........................

 

والسلام

 

*******************************

 

S.A Saadat

به نام خدا

سلام عليکم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدِِ وَ آلِ مُحَمَّدِِ

هادي عزيزم :   بحمدالله با توضيحاتي که دادم کمي متقاعد شديد و جواب سلامي داديد . باز حديثي که قبلا داده بوديد تکرار فرموديد در حالي که تا حدي در باره آن توضيح داده بودم و  متن ارسالي پيشين بنده در پاسخ به آن حديث شريف چنين بود  :

 

[  به نام خدا

سلام عليکم

هادي عزيزم -از حديثي که ذکر کرديد ممنونم-  در آغازين  پيامتون  سخني از امام صادق
(عَلَيهِ السَّلامُ ) نقل فرموديد که آن حضرت فرمود :  (مَن ذَهَبَ يَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَكبِرينَ.)  ولي بنده بخشي  ديگر از اين حديث شريف را که شما ذکر نفرموديد در اينجا مي آورم که همه بهره مند شويم :  امام صادق (عَلَيهِ السَّلامُ ) فرمود :

 

مَن ذَهَبَ يَرى أَنَّ لَهُ عَلَى الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَكبِرينَ، (قالَ حَفصُ بنُ غياثٍ): فَقُلتُ لَهُ إِنَّما يَرى أَنَّ لَهُ عَلَيهِ فَضلاً بِالعافيَةِ إذا رَآهُ مُرتَكِبا لِلمَعاصى، فَقالَ: هَيهاتَ هَيهاتَ! فَلَعَلَّهُ أَن يَكونَ قَد غُفِرَ لَهُ ما أتَى وَ أَنتَ مَوقُوفٌ مُحاسَبٌ أَما تَلَوتَ قِصَّةَ سَحَرَةِ مُوسَى (عَلَيهِ السَّلامُ )  ؟
هر كس خودش را بهتر از ديگران بداند، او از متكبران است. حفص بن غياث مى گويد: عرض كردم: اگر گنهكارى را ببيند و به سبب بى گناهى و پاكدامنى خود، خويشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا كه او آمرزيده شود اما تو را براى حسابرسى نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسى
(عَلَيهِ السَّلامُ ) را نخوانده اى؟  (الكافى  ج8،ص128. )

همه بايد از کبر اجتناب بورزيم و بنده هيچگاه   چنين تصوّري ندارم و نخواهم داشت که از ديگران بهتر و برترم ولي توجه داشته باشيد که اگر کسي  نسبت به ديگران  خيرخواهي و راهنمايي و ... داشته باشد معنايش آن نيست که از ديگران برتر و بهتر است . چه بسا ممکن است نزد خدا بهتر  از ديگري  باشد وچه بسا ممکن است آن ديگري  پيش خدا محبوب تر باشد .
................   ......................  .......................

در اينجا مناسب است که متني را که در باره تکبر و کبر و غرور نوشته ام و در اينترنت هم قابل دسترسي است ذکر نمايم که اميد است  براي همه ما مفيد و نافع باشد :

 

 

 

@     هرکه کبر خواهد سروري نيابد

روزي در مکاني نشسته بودم و هر ازگاهي نگاهي به اطراف مي دوختم . به ناگاه مردي ديدم که سوار برمرکب غرور بود واز تواضع وفهم به دور. رفيقي که در جنب من بود صدايش به اعتراض بلند شد که آقاي سعادت اين چه رفتاري است که او پيشه خويش ساخته وديگران را حقير پنداشته؟!!!
گفتم شخصيت آدمي وقتي به فراز آيد وجان به تعالي واهتزاز آيد که سلوک تواضع به اقتدار وعزت درپيش گيرد وجامه مذموم کبر برخود نگيرد وباد نخوت وغرور به غبغب نيندازد. آنکه جامه ننگين تکبر بپوشد نگون بخت است وبه وهم وخيال ، خويش را خوشبخت پندارد در حالي که جامه کبريايي فقط خداوند سبحان را سزاوار است وهرکس اين جامه بپوشد رسوا شود وخداي از او بيزار است.  هرکه کبر خواهد سروري نيابد. درخلال گفتارهاي  نيک خود به ياد سخن نغز و پُرمغز سعدي عليه الرحمه افتادم که در کتاب بوستان سراسر سرور وپندش چنين فرمود:

بزرگان نکردند در خود نگاه

خدا بيني از خويشتن بين مخواه

بزرگي به ناموس و گفتار نيست

بلندي به دعوي و پندار نيست

تواضع سر رفعت افرازدت

تکبر به خاک اندر اندازدت

هادي عزيزم :  مقصود و برداشت ناصواب شما را از برخي احاديث شريفي که ارسال نموديد کاملا آگاه هستم و اصطلاح تَجاهُل العارِف در اين باره  مصداق ندارد . ضمنا ما دو اصطلاح داريم که يکي 
تَجاهُل العارِف است که در علم بديع به آن پرداخته مي شود و ديگري (تَجاهُل و تَغافُل از معايب ديگران است)  که علماء اخلاق در علم اخلاق ذکر فرمودند. اولا توضيحات بنده در رابطه با برخي از احاديث ارسالي شما که برداشت ناصحيحي از آن ها شده مصداق تَجاهُل العارِف نيست  و بر فرض که  تَجاهُل العارِف  هم باشد  باز آن توضيحات راهگشا و سودمند است انشاء الله   و  واضح مي سازد که چنين برداشت هايي از احاديث درست نيست و استدعا دارم که به توضيحات داده شده عنايت و توجه بيشتري بفرماييد  .
يکي از آياتي که ادعا شده که در رديف
  تَجاهُل العارِف قرار دارد  آيه 17 از سوره طه مي باشد که خداوند متعال در خطاب به حضرت موسي ع چنين فرمود :    وَما تِلْكَ بِيَميِنكَ يا موسي .

هادي عزيزم : فرموديد که  مطالب ارايه شده شما  بر اساس استنباط و درکي که از حديث ارسالي داشتيد واضح بوده و نيازي به توضيح نداشته  است !!!  به محضر شريفتان عرض مي شود که بسياري اوقات چيزي را که واضح تَلقّي مي کنيم در واقع خيلي هم روشن و آشکار نيست مخصوصا در رابطه با برخي آيات و روايات و مباحث مربوط به مسايل معرفتي و مانند آن . مثلا همين کلمه  وجود  که به حسب ظاهر روشن است و موضوع علم فلسفه مي باشد و از امور عامه فلسفي است محل تاخت و تاز فلاسفه و متکلمين و عرفاء است و واقعا موجب حيرت و شگفتي انسان مي شود و گاهي هم حيرت آور است . ابتدايي ترين بحث در فلسفه (و نيز در کلام و عرفان نظري) در باره  وجود  ، بحث از اين است که آيا وجود مشترک لفظي است يا معنوي که قبول هر يک از اين دونظر (اشتراک لفظي و اشتراک معنوي) نتايج فکري خاص خود را دارد . البته در مباحث فلسفي ثابت شده که مفهوم وجود  مشترک معنوي است .
بنده در رابطه با حديث تواضع در برابر متواضعين صدقه است و تکبر در برابر متکبرين عبادت است توضيح مستدل عرضه داشتم  و شما آن را 
تَجاهُل العارِف  قلمداد کرده ولي حقيقت مطلب اين است که با توضيحاتي که داده شده  اگر کمي توجه و دقت  مبذول داشته شود مي توان به حاق متن حديث پي ببريم  و اما آن توضيحي که قبلا در باره حديث ياد شده  داده بودم از باب يادآوري و توجه به آن ، ناچارم  دوباره  در اينجا ذکر مي کنم  در پيام قبلي بنده بنده چنين نوشته بودم :
[ به نام خدا

سلام عليکم

هادي عزيزم :باز پيام داديد و  جواب سلام نداديد و به حديث شريفي از پيامبر اکرم
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) تمسک نموديد که پيامبر (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  فرمود :
تَواضَعُوا مَعَ المُتَواضِعينَ فَإنَّ التَّواضُعَ مَعَ المُتَواضِعينَ صَدَقَةٌ وَتَكَبَّرُوا مَعَ المُتَكَبِّرينَ فَإنَّ التَّكَبُّرَ مع المُتَكَبِّرينَ عِبادَةٌ . با کساني که متواضع هستند ، فروتني كنيد كه تواضع در مقابل متواضعين صدقه است است و تكبر كنيد با متكبرين كه تكبر كردن با متكبرين عبادت است. (بحار الانوار، ج75، ص94.)

همانطور که در پيام هاي قبلي به عرض رساندم  کلمات و سخنان معصومين
(عَلَيهِِمُ السَّلامُ ) نور است و اين سخن نبي مکرم اسلام  (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) هم نوراني و درس آموز است  ولي قبلا هم متذکر شدم که متاسفانه برخي از  افراد  تفسير و معناي نادرستي از روايات وآيات  مي کنند و عرض شد که علامه شهيد مطهري در برخي آثارش از اين نوع کج فهمي ها نسبت به معارف ديني و اخلاقي و .... مي نالد و متاسفانه جنابعالي باز به نکات ارايه شده توجه نفرموديد . دراين حديث شريف پيامبر اکرم (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) مي فرمايد : کساني که تسليم حق و حقايق هستند و تواضع در برابر حق دارند شما نسبت به آنها تواضع کنيد تا حق  در جامعه جلوه گر شود  و اين تواضع هم نوعي صدقه است و کساني که در برابر حق تکبر مي ورزند شما مسلمين در برابرشان  مقاومت کنيد و متکبرانه با آنها برخورد نماييد که اين تکبر يک عمل عبادي محسوب مي شود. حالا ممکن است سؤال کنيد که حق چيست ؟  در پاسخ عرض مي کنم که کلمه حق در علوم و اصطلاحات مختلف ( اصطلاح فقهي و حقوقي و کلامي و فلسفي و عرفاني و منطقي و لغوي و...)  بکار گرفته مي شود و معناهاي مختلفي دارند ولي نقطه مشترک همه آن ها همان معناي ثُبوت است لکن اين ثبوت به اَشکال مختلف ظهور پيدا مي کند .مثلا حق در اصطلاح فقه وحقوق  به معناي ثبوتِ اختصاص و سلطه و سلطنت و تسلُّط  نسبت به يک چيزي است. مثلا آقاي زيد نسبت به فلان شئ حق دارد يعني اين شئ مال اوست و اختصاص به او دارد و......... ................              .......................
با توجه به توضيحي که درباره حق داده شد  آنگاه وقتي که ما مي گوييم قرآن حق است ، نبوت و امامت حق است ، قيامت و حساب و کتاب حق است ، سؤال نَکير و مُنکر حق است ، قبر و قيامت حق است ....  تا حدي معني و مفهوم حق براي ما روشن مي گردد .  برخي مفاهيم را ما مي توانيم از راه تقابُل درک کنيم که مي گويند : تُعرَفُ الأَشياءُ بِأضدادِها.  شب در مقابل روز  و صدق در برابر دروغ  و   روشني در برابر تاريکي  و  وجود در برابر عدم و   حق در برابر باطل قرار دارد و مي توان از راه تقابل به معنا و مفهوم هر يک رسيد .   در امور ديني و قرآني  با مسأله حق و باطل بسيار برخورد مي کنيم .  فلان عقيده باطل است. فلان عقيده حق است . با توجه به توضيحات داده شده درباره مفهوم و معناي حق اين مسأله نيز تاحدي براي ما روشن مي گردد . البته در رابطه با تعريف حق و اقسام حق و ماهيت و حقيقت حق بحث ها و مطالب گسترده اي مي باشد که در اين مجال نمي گنجد .
حال راجع به آن حديث شريفِ نَبَوي 
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  عرض مي کنم که پيامبر (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  فرمود :  کسي که زير بار حق نمي رود (  کسي که متکبرانه  و مستکبرانه حقِ مظلوم را پايمال مي کند و ظلم مي کند و حيثيت مردم را برباد مي دهد و  در برابر فرامين الهي و شعاير ديني خاضع نيست و  فساد و تباهي را ترويج مي دهد و....)  در برابر اين دسته از افراد  متکبرانه برخورد کنيد تا بيني متکبران به خاک ذلت کشانده شود و تکبر در برابر چنين متکبِّري به فرمايش پيامبر اکرم (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) عبادت است .

 

هادي عزيزم : جنابعالي برداشت درستي از اين حديث شريف نَبَوي (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) نفرموديد . اگر خداي ناکرده  اين نوع از برداشت هاي ناصواب و مضر از احاديث شريف و آيات در جامعه  افزايش يابد يک فاجعه و مصيبت بزرگ  است و آنگاه  هرکسي مي تواند با استناد به يک حديث و آيه اي به ديگران انگ ها  و برچسب هاي نادرست بزند . قبلا هم عرض کردم و باز عرض مي کنم که مسايل ديني و معرفتي و... نياز به کارشناس حاذق دارد .... 

هادي عزيزم : شما در پيامتون گفتيد که بنده به شما ( اسبِ چموش) خطاب کرده ام ؟! اصل متني که قبلا براتون دادم و موجب سوء برداشت جنابعالي  شد  چنين است :


[     سلام عليکم

آقاي هادي عزيز : اميدوار بودم که با مطالبي که عرضه داشتم  کمي متوجه شويد  ولي باز متاسفانه ادراک نفرموديد  و  بايد بدانيم که روح مُتصلب در برابر مطالب حق خاضع نمي شود  . حضرت اميرالمومنين عليه السلام در نامه سي ويکم از نهج البلاغه فيض الاسلام  چنين مي فرمايد :ُ وَ إِيَّاکَ أَنْ تَجْمَحَ بِکَ مَطِيَّةُ اللَّجَاجِ  يعني بپرهيز از اينکه مرکب لجاجت ترا به سرکشي و چموشي وادارد.  (جَمَحَ  الفَرَسُ : اسب سرکشي نمود. - فَرَسُُ جَمُوح به فتحِ جيم يعني اسب سرکش- رَجُلُُ جَمُوح : به فتحِ جيم در جَموح يعني مرد سرکش و چموش)  اين سخن گهربار مولا علي (عَلَيهِ السَّلامُ ) براي همه ما درس است . لجاجت موجب محروميت از حقايق و برکات است . بنده با مطالبي که عرض کرده بودم  قصد داشتم که فتح بابي براي شما شود ولي به حسب آنچه که از متن جوابيه تون پيداست خوي لجاجت  مانع پذيرش نصايح خيرخواهانه و مطالب حقه اي است  که عرض کرده بودم .
تسليم در برابر نصايح خيرخواهانه يک عالِم براي شما سبب رشد وکمال است ...... پيشنهاد مي کنم که در باره نکاتي که در طي چند پيام در صفحه خصوصي براتون دادم ( که البته اين شما بوديد که ابتدا پيام به صفحه خصوصي بنده ارسال نموديد و بنده به ناچار پاسخ دادم )   بيشتر تامل نمايي تا شايد متوجه شوي که قصد وغرض و مقصودم چه بوده است. به نظرم اين شعر ابونُواس (شاعر عرب) براي جنابعالي صادق است :

حَفِظتَ شَيئاً وَ غابَت عَنکَ اَشياء  .]


در اين متن ارساليِ بنده که قبلا براتون داده بودم   حديثي را از نهج البلاغه فيض الاسلام آوردم که حضرت  اميرالمؤمنين
(عَلَيهِ السَّلامُ )   در نامه سي ويکم از نهج البلاغه فيض الاسلام  فرمود : وَ إِيَّاکَ أَنْ تَجْمَحَ بِکَ مَطِيَّةُ اللَّجَاجِ  يعني بپرهيز از اينکه مَرکَب لجاجت ترا به سرکشي و چموشي وادارد.  و بعد کلمه  جَمَحَ در حديثِ فوق  را معني کردم و منظور اين نبود که خداي ناکرده شما مَعاذالله اسب هستيد . البته عرض کرده بودم که خويِ لجاجت شما مانع پذيرش نصايح و مطالب خيرخواهانه است . ..........]
 
به عبارت ديگر اين حديث شريف مي خواهد بگويد که در برابر کسي که در جامعه تجاهر و تظاهر به کبر و تکبر مي کند و با تکبرش تحقير مردم مي کند و حقوق مردم و حقوق الهي را  رعايت نمي کند و....  شما مسلمين بايد مقاومت کنيد و در برابر کبر و تکبر و خوي  استکبارگري او ، تکبر نماييد تا تنبيه شود  واين تکبر در برابر چنين متکبريني عبادت است و به نظرم اين حديث علاوه بر بعد اخلاقي  ، ابعاد سياسي دارد که به آن توجه نفرموديد . شبيه اين مطلب در باره قاعده لاضرر ولاضرار في الاسلام است که علاوه بر برداشت هاي حقوقي و فقهي ، تفسير حکومتي وسياسي نيز از آن مي شود که حضرت امام خميني ره  نظرش اين است که حديث (لاضرر ولاضرار) حکم حکومتي وسياسي پيامبر ص بوده است .(فتامل جيدا )
اين حديث شريف( که شما آنطور برداشت فرموديد و مقصودتون بود  )  نمي گويد که اگر دو تا برادر ديني باهم سوء تفاهم کردند و  يکي تلقي کرد که ديگري متکبر است پس با او متکبرانه برخودد کنيد که اين کار عبادت است ؟!!!!
اگر چنين برداشت هاي کنيم  وحدت و همدلي بين برادران ديني پاشيده مي شود  و هر کسي به توهم اينکه فلاني متکبر است  سلام او را جواب نمي دهد؟!!  و در برابرش تکبر مي ورزد و در نتيجه شقاق و اختلاف در جامعه گسترده مي شود و خلاف مقصود پيامبر ص و اهل بيت عليهم السلام و قرآن حاصل مي شود که دعوت به وحدت و همدلي و اخوت و... بود .

هادي عزيزم :  حديث شناسي و درک معارف حقه و مانند آن ها  واقعا نيازمند کارشناسان حاذق مي باشد همچنانکه رشته هاي تخصصي ديگر نيز چنين است . با ديدن يک آيه و يک حديث نمي توان حکم صادر کرد . برخي احاديث و آيات دلالتشان واضح و روشن است ولي آيات و روايات قابل توجهي هست که  در فهميدن و درک و استنباط آن ها حتما بايد از اهلش که داراي تخصص است  استفاده نمود  و به اصطلاح هر کسي را بهر کاري ساختند . 
ضمنا يک نکته ديگر عرض کنم که در اوايل انقلاب يادم هست که معروف بود و مي گفتند که در روايت است که هرکس سه بار نماز جمعه را ترک کند منافق است و بعد بعضي ها مي گفتند مثلا مراجع و برخي بزرگان که در نمازجمعه شرکت نمي کنند اَلعَياذ بِالله ......

 

واما در باره بخشي از متن زير که قبلا داده بودم  و شما در اين پيامتون از آن اظهار نگراني فرموديد توضيح کوتاهي عرض مي کنم  و اما متن ارسالي پيشين چنين بود :
..................................... ...........

آقاي هادي عزيز:  تا مادامي که در پيله تفکرات خاص خودت باشي مطلب همان است که مي گوييد : (...تسليم نخواهيد شد.)    شاعر دراين باره مي گويد:
چو کرمي کو ميان به نهان است
زمين وآسمان او همان است

کرم ابريشم و برخي کرم هاي ديگر آنقدر در خود مي تنند که گاهي  مي ميرند و هلاک مي شوند.  البته باز صد رحمت به آن کرم که بر دور خود مي تند و خيلي اوقات  حصار تنگ پيله اش را مي درد و  سوراخ مي کند و به صورت پروانه زيبا در مي آيد و پرواز مي کند و  اينگونه کرم ها و مانند آن ها  دنيايي عجيبي دارند و چرخه زندگي شان اعجاب آور و عبرت آموز براي همه ما مي باشد ولي  گاهي برخي انسان ها چنان در پيله تفکرات خاص و نامعقول خود قرار مي گيرند که ممکن است  درآن محدوده پيله  خود  منحرف وهلاک و نابود شوند و  نه تنها پرواز نداشته بلکه به دره سقوط بيفتند و راه نجاتي نداشته باشند ، اينها کساني هستند که بادست خود  خانه هاي سعادت و خوشبتخي خود را ويران و خراب مي کنند ودر شأن آنها آيه شريفه 2 از سوره حشر صادق است که  فرمود :

 يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْديهِمْ ....َ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصار
......... ...             ... .......
اين متن در ظاهر کمي تلخ است ولي گوياي يک واقعيت بود که نمي خواهم دوباره بازگو کنم .
نه من و نه شما و نه هيچکس ديگر نبايد براي خود حصارهايي که مانع رشد فکري و معنوي و... مي باشد  درست کنيم .

سيداصغرسعادت ميرقديم  -هفتم تير 1395 ه.ش- روز چهارشنبه -ساعت 3 وربع عصر

 


** پاسخ به جناب آقاي هادي عزيز +سايت حکيم زين العابدين عسکري گيلاني لشت نشايي




درباره : سخن مدیر سایت ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : پاسخ به جناب آقای هادی عزیز +(**7**) + سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , هادی عزیز گیلانی , لاهیجان , استادسعدت میرقدیم لاهیجی ,


نوشته شده در چهارشنبه 07 مهر 1395 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 57 |

نتيجه تصويري براي گل نسيم معرفت

 

***نسيم معرفت***

 


 

hadi*

 

رسول اکرم (ص) :

تَواضَعُوا مَعَ المُتَواضِعينَ فَإنَّ التَّواضُعَ مَعَ المُتَواضِعينَ صَدَقَةٌ وَتَكَبَّرُوا مَعَ المُتَكَبِّرينَ فَإنَّ التَّكَبُّرَ مع المُتَكَبِّرينَ عِبادَةٌ .

 

....................   ................... ...................

والسلام

 


 

**********************************************

S.A Saadat

 


به نام خدا

سلام عليکم


هادي عزيزم :باز پيام داديد و  جواب سلام نداديد و به حديث شريفي از پيامبر اکرم
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) تمسک نموديد که پيامبر (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  فرمود :
تَواضَعُوا مَعَ المُتَواضِعينَ فَإنَّ التَّواضُعَ مَعَ المُتَواضِعينَ صَدَقَةٌ وَتَكَبَّرُوا مَعَ المُتَكَبِّرينَ فَإنَّ التَّكَبُّرَ مع المُتَكَبِّرينَ عِبادَةٌ . با کساني که متواضع هستند ، فروتني كنيد كه تواضع در مقابل متواضعين صدقه است است و تكبر كنيد با متكبرين كه تكبر كردن با متكبرين عبادت است. (بحار الانوار، ج75، ص94.)

همانطور که در پيام هاي قبلي به عرض رساندم  کلمات و سخنان معصومين
(عَلَيهِِمُ السَّلامُ ) نور است و اين سخن نبي مکرم اسلام  (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) هم نوراني و درس آموز است  ولي قبلا هم متذکر شدم که متاسفانه برخي از  افراد  تفسير و معناي نادرستي از روايات وآيات  مي کنند و عرض شد که علامه شهيد مطهري در برخي آثارش از اين نوع کج فهمي ها نسبت به معارف ديني و اخلاقي و .... مي نالد و متاسفانه جنابعالي باز به نکات ارايه شده توجه نفرموديد . دراين حديث شريف پيامبر اکرم (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) مي فرمايد : کساني که تسليم حق و حقايق هستند و تواضع در برابر حق دارند شما نسبت به آنها تواضع کنيد تا حق  در جامعه جلوه گر شود  و اين تواضع هم نوعي صدقه است و کساني که در برابر حق تکبر مي ورزند شما مسلمين در برابرشان  مقاومت کنيد و متکبرانه با آنها برخورد نماييد که اين تکبر يک عمل عبادي محسوب مي شود. حالا ممکن است سؤال کنيد که حق چيست ؟  در پاسخ عرض مي کنم که کلمه حق در علوم و اصطلاحات مختلف ( اصطلاح فقهي و حقوقي و کلامي و فلسفي و عرفاني و منطقي و لغوي و...)  بکار گرفته مي شود و معناهاي مختلفي دارند ولي نقطه مشترک همه آن ها همان معناي ثُبوت است لکن اين ثبوت به اَشکال مختلف ظهور پيدا مي کند .مثلا حق در اصطلاح فقه وحقوق  به معناي ثبوتِ اختصاص و سلطه و سلطنت و تسلُّط  نسبت به يک چيزي است. مثلا آقاي زيد نسبت به فلان شئ حق دارد يعني اين شئ مال اوست و اختصاص به او دارد و....
در منطق که بحث از قضايا مي شود  به قضيه صادقه ، حق گفته مي شود . يعني اين قضيه مطابِق با واقع و خارج بالمعني الاعم ( ذهن و خارج از ذهن و نفس الأمر )  است به عبارت ديگر اين قضيه ، ثبوت و واقعيت خارجي و نفس الأمري دارد و در مقابل به قضيه که مطابق با واقع نباشد قضيه کاذبه و غير حقه گويند .  در مباحث کلامي به عقيده درست و استوار که مُستظهَر به براهين مُتقنِ عقلي است حق گفته مي شود و مقابل آن را باطل گويند  ودر عرفان که از اوج بالاي معرفتي و شهودي  برخوردار است به  وجود بَحت و محض ، حق گويند و به موجودي که که عينيت او  وجود و ثبوتِ محض باشد و هيچ نقصي در آن راه نداشته باشد  حق مي گويند و خداوند تبارک و تعالي عين حق است.  پيامبر اکرم
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) در يک وقتي نيم مصرعي از  شعر معروف لَبيد از شعراي عصرجاهليت را خواند . لَبيد بن اَبي رَبيعة بن مالِک شعر معروفي دارد که محتوايش آن است که هيج مؤثري در عالم هستي به غير از الله نيست و هرچيزي به غير از خدا فاني شدني است . و اين در واقع اشاره به يکي از مراتب توحيد است که به نام  توحيد افعالي در علم کلام و... ذکرشده است و کلمه لاحَولَ و لاقُوّه إلاَّ بِالله نيز ناظر به توحيد افعالي مي باشد.توحيد مراتبي دارد که عبارتند از:1-توحيد در ذات 2- توحيد در صفات 3- توحيد در افعال 4-توحيد در عبادت که هرکدام از آنها در علم کلام مورد بحث قرار گرفته وتبيين شده است. پيامبر اسلام  (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  نيم مصرعِ اول (أَلَا کُلُّ شَيْ‏ءٍ مَا خَلَا اللَّهَ بَاطِلٌ)  از شعر لَبيد را خواند وبعد فرمود:
أَصْدَقُ‏ کَلِمَةٍ قَالَتْهَا الْعَرَبُ کَلِمَةُ لَبِيدٍ.  يعني صادق ترين شعري  که عرب جاهلي  سروده است،   شعر وسخن لَبيد است.

بيت کامل شعر لَبيد چنين است:

أَلَا کُلُّ شَيْ‏ءٍ مَا خَلَا اللَّهَ بَاطِلٌ ** وَ کُلُ‏ نَعِيمٍ‏ لَا مَحَالَةَ زَائِلٌ
. هر چيزي غير الله باطل است(يعني مؤثر حقيقي نيست) و هر نعمتي به ناچار از بين رفتني و باطل  و فاني است. (بحارالانوار، العلامه المجلسي، ج67، ص295.)
{عرفاء وحُکماء نيز اصطلاحي دارند مبني براينکه : لامُؤثِّرَ فِي الوُجُودِ اِلاّللهُ يعني هيج مؤثر حقيقي در عالم هستي به غير از الله وجود ندارد.}
پس  کلمه حق در اصطلاحات و علوم مختلف معاني مختلفي دارد که نقطه مشترک همه آن ها ثُبوت است . در بحث هاي فلسفي به چيزي حق گويند که وجود و عينيت خارجي بالمعني الاعم
( ذهن و خارج از ذهن و نفس الأمر ) داشته باشد و به عبارت ديگر هرچيزي که داراي اثر باشد حق است و هر وجودي داراي اثر است حتي وجود ذهني که از مباحث مهم فلسفي است آن هم داراي اثر خاص خودش مي باشد . وجود در يک تقسيمي بر پنج قسم است : 1- وجود خارجي(خارج از ذهن)  ويا وجود عيني و حقيقي 2- وجود ذهني 3- وجود کَتبي و نوشتاري « نوشتار هم وجودي دارد» 4- وجود لفظي « کلام و لفظ هم سهمي از وجود دارد»  5- وجود و تحقُّقِ نفس الأَمري . همه اين اقسام وجود در حد خود داراي اثر خاص خود مي باشد .   باز بعضي ها در تعريف حق گفته اند که حق  عبارت از چيزي که مطابق با نفس الأمر باشد . حالا نفس الأمر چيست و چطور شناخته مي شود اين خودش يک توضيح مفصل مي طلبد که مجال تبيين آن در اينجا نيست .  با توجه به توضيحي که درباره حق داده شد  آنگاه وقتي که ما مي گوييم قرآن حق است ، نبوت و امامت حق است ، قيامت و حساب و کتاب حق است ، سؤال نَکير و مُنکر حق است ، قبر و قيامت حق است ....  تا حدي معني و مفهوم حق براي ما روشن مي گردد .  برخي مفاهيم را ما مي توانيم از راه تقابُل درک کنيم که مي گويند : تُعرَفُ الأَشياءُ بِأضدادِها.  شب در مقابل روز  و صدق در برابر دروغ  و   روشني در برابر تاريکي  و  وجود در برابر عدم و   حق در برابر باطل قرار دارد و مي توان از راه تقابل به معنا و مفهوم هر يک رسيد .   در امور ديني و قرآني  با مسأله حق و باطل بسيار برخورد مي کنيم .  فلان عقيده باطل است. فلان عقيده حق است . با توجه به توضيحات داده شده درباره مفهوم و معناي حق اين مسأله نيز تاحدي براي ما روشن مي گردد . البته در رابطه با تعريف حق و اقسام حق و ماهيت و حقيقت حق بحث ها و مطالب گسترده اي مي باشد که در اين مجال نمي گنجد .
حال راجع به آن حديث شريفِ نَبَوي 
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  عرض مي کنم که پيامبر (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ)  فرمود :  کسي که زير بار حق نمي رود (  کسي که متکبرانه  و مستکبرانه حقِ مظلوم را پايمال مي کند و ظلم مي کند و حيثيت مردم را برباد مي دهد و  در برابر فرامين الهي و شعاير ديني خاضع نيست و  فساد و تباهي را ترويج مي دهد و....)  در برابر اين دسته از افراد  متکبرانه برخورد کنيد تا بيني متکبران به خاک ذلت کشانده شود و تکبر در برابر چنين متکبِّري به فرمايش پيامبر اکرم (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) عبادت است .

 

 
هادي عزيزم : جنابعالي برداشت درستي از اين حديث شريف نَبَوي
(صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) نفرموديد . اگر خداي ناکرده  اين نوع از برداشت هاي ناصواب و مضر از احاديث شريف و آيات در جامعه  افزايش يابد يک فاجعه و مصيبت بزرگ  است و آنگاه  هرکسي مي تواند با استناد به يک حديث و آيه اي به ديگران انگ ها  و برچسب هاي نادرست بزند . قبلا هم عرض کردم و باز عرض مي کنم که مسايل ديني و معرفتي و... نياز به کارشناس حاذق دارد .... 

هادي عزيزم : شما در پيامتون گفتيد که بنده به شما ( اسبِ چموش) خطاب کرده ام ؟! اصل متني که قبلا براتون دادم و موجب سوء برداشت جنابعالي  شد  چنين است :

 



[     سلام عليکم


آقاي هادي عزيز : اميدوار بودم که با مطالبي که عرضه داشتم  کمي متوجه شويد  ولي باز متاسفانه ادراک نفرموديد  و  بايد بدانيم که روح مُتصلب در برابر مطالب حق خاضع نمي شود  . حضرت اميرالمومنين عليه السلام در نامه سي ويکم از نهج البلاغه فيض الاسلام  چنين مي فرمايد :ُ وَ إِيَّاکَ أَنْ تَجْمَحَ بِکَ مَطِيَّةُ اللَّجَاجِ  يعني بپرهيز از اينکه مرکب لجاجت ترا به سرکشي و چموشي وادارد.  (جَمَحَ  الفَرَسُ : اسب سرکشي نمود. - فَرَسُُ جَمُوح به فتحِ جيم يعني اسب سرکش- رَجُلُُ جَمُوح : به فتحِ جيم در جَموح يعني مرد سرکش و چموش)  اين سخن گهربار مولا علي (عَلَيهِ السَّلامُ ) براي همه ما درس است . لجاجت موجب محروميت از حقايق و برکات است . بنده با مطالبي که عرض کرده بودم  قصد داشتم که فتح بابي براي شما شود ولي به حسب آنچه که از متن جوابيه تون پيداست خوي لجاجت  مانع پذيرش نصايح خيرخواهانه و مطالب حقه اي است  که عرض کرده بودم .
تسليم در برابر نصايح خيرخواهانه يک عالِم براي شما سبب رشد وکمال است ...... پيشنهاد مي کنم که در باره نکاتي که در طي چند پيام در صفحه خصوصي براتون دادم ( که البته اين شما بوديد که ابتدا پيام به صفحه خصوصي بنده ارسال نموديد و بنده به ناچار پاسخ دادم )   بيشتر تامل نمايي تا شايد متوجه شوي که قصد وغرض و مقصودم چه بوده است. به نظرم اين شعر ابونُواس (شاعر عرب) براي جنابعالي صادق است :

حَفِظتَ شَيئاً وَ غابَت عَنکَ اَشياء  .]

 



در اين متن ارساليِ بنده که قبلا براتون داده بودم   حديثي را از نهج البلاغه فيض الاسلام آوردم که حضرت  اميرالمؤمنين
(عَلَيهِ السَّلامُ )   در نامه سي ويکم از نهج البلاغه فيض الاسلام  فرمود : وَ إِيَّاکَ أَنْ تَجْمَحَ بِکَ مَطِيَّةُ اللَّجَاجِ  يعني بپرهيز از اينکه مَرکَب لجاجت ترا به سرکشي و چموشي وادارد.  و بعد کلمه  جَمَحَ در حديثِ فوق  را معني کردم و منظور اين نبود که خداي ناکرده شما مَعاذالله اسب هستيد . البته عرض کرده بودم که خويِ لجاجت شما مانع پذيرش نصايح و مطالب خيرخواهانه است .

هادي عزيزم :  بحث بين برادران ديني امري طبيعي است و گاهي شدت و ضعف دارد ولي همانگونه که قبلا متذکر شدم هيچگاه نبايد  بنده وشما و ديگران با تصورات و توهمات نادرست ،  اساس و پايه اُخُوّت ديني را متزلزل نماييم .  آيات و روايات و عقل و شرع وسيره ايمه
(عَلَيهِِمُ السَّلامُ )    همه  دلالت واضح بر حفظ برادري و اُخُوّت ديني دارند و  قطع برادري و اُخُوّت ديني که ريشه در انديشه هاي شيطاني و برداشت هاي ناصواب و غلط  دارد  کار و عملي در برابر تعاليم نوراني شرع و دين و قرآن و اهل بيت (عَلَيهِِمُ السَّلامُ ) و نيز کاري برخلاف عقل و فطرت و  و هچنين برخلاف احتياط ديني است . يعني اگر شک کنيم که با فلان برادر ديني قطع رابطه کنيم يا نه ؟ اصل بر  پيوند برادري و  اُخُوّت ديني است  و يا لااقل احتياط در حفظ برادري و اُخُوّت ديني مي باشد مگر موردي که خداي ناکرده شخصي فاسد و فاجر و ... باشد که قطع رابطه لازم است نه قطع همه حقوق انساني و شرعي .(فتامل جيدا  ؟)

هادي عزيزم : اگر همه مثل شما اينجور که برداشت مي فرماييد  فکر کنند سنگي رو سنگ بند نمي شود ..

دوستدارتون سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

شب چهارشنبه
ورود به هفتم مهر 1395

ساعت  پنج دقيقه به يک بامداد



** پاسخ به جناب آقاي هادي عزيز +سايت حکيم زين العابدين عسکري گيلاني لشت نشايي

 


** پاسخ به جناب آقاي هادي عزيز +سايت حکيم زين العابدين عسکري گيلاني لشت نشايي




درباره : سخن مدیر سایت ,وجدان چیست ؟ انواع وجدان ,تصاویرآیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : پاسخ به جناب آقای هادی عزیز(**6**) + سایت حکیم زین العابدین عسکری گیلانی لشت نشایی , گیلان , لاهیجان , هادی عزیز گیلانی ,


نوشته شده در چهارشنبه 07 مهر 1395 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 48 |

 

***نسیم معرفت**

به نام خدا


**شخصیت حضرت ولی عصر امام زمان(عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریفَ)


 

حضرت مهدی (عج) امام دوازهمین و آخرین امام شیعیان، یگانه فرزند امام عسکری علیه السلام (یازدهمین امام شیعیان) است که علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی در سحرگاه نیمه شعبان ۲۵۵ ق در سامرّا در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشود.

 

تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست. همان گونه که این دو پیامبر بزرگ الهی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فرعونیان و نمرودیان به اراده خداوند و به سلامت در کنار کاخ فرعون و نمرود متولّد شدند، حضرت مهدی(عج) نیز در حالی که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه امام یازدهم علیه السلام را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن که دشمنان بویی ببرند، قدم به جهان هستی گذاشتند و پس از پنج سال زندگی تحت سرپرستی پدر، و مادر بزرگوارشان نرجس خاتون، در سال ۲۶۰ ق به دنبال شهادت حضرت عسکری علیه السلام ـ همچون حضرت عیسی علیه السلام و حضرت یحیی علیه السلام که در سنین کودکی عهده دار نبوّت شده بودند ـ در پنج سالگی منصب امامت شیعیان را عهده دار شدند. آن بزرگوار پس از سپری شدن دوران غیبت با تشکیل حکومت عدل جهانی احکام الهی را در سرتاسر زمین حاکمیت خواهد بخشید.[۱]

 

ولادت امام زمان (عج)

 

ادله تاریخی و روائی ولادت و حیات حضرت مهدی (ع) زیاد است از جمله:

 

۱٫بسیاری از دانشمندان نامدار اهل سنت پذیرفته و در کتاب هایشان متذکر شده اند که : مهدی موعود فرزند امام حسن عسکری (ع) است و در سامراء در سال ۲۵۵ هجری متولد شده است و در پس پرده زندگی می کند و روزی به امر خداوند ظهور خواهد کرد

 

۲٫امام عسکری (ع) قبل از ولادت فرزندش امام مهدی (عج)از ولادت حضرت خبر داده بود، از جمله به عمه اش «حکیمه خاتون»فرمود: در شب پانزدهم شعبان فرزندم مهدی از نرگس خاتون متولد می شود. [۲]

 

محمد بن علی بن حمزه می گوید از امام عسکری (ع) شنیدم: ولادت حجت خدا بر بندگان و امام و جانشین من در پانزدهم شعبان سال ۲۵۵ در هنگامه طلوع فجر است. [۳]

 

امام عسکری (ع) افزون بر این که قبل از ولادت امام مهدی بشارت داد و بعد از تولد به خواص خبر داد که مهدی موعود ولادت یافته است، گام دیگری برداشت ،و آن این بود که برای افزایش ایمان و اطمینان شیعیان، فرزندش امام مهدی را به تعدادی نشان داد.

 

ابراهیم بن محمد می گوید: در خانه عسکری کودک زیبایی را دیدم، از حضرت پرسیدم: یابن رسول الله این کودک کیست؟ حضرت فرمود «این کودک من است. این جانشین من است ».[۴]

 

امام حسن عسکری (ع) با وجود اوضاع خطرناک، باز هم برای هدایت مردم، فرزندش را به گروه کثیری از معتمدین نشان داد و تولدش را به جماعتی از ثقات خبر داد، ولی در عین حال سفارش می کرد که موضوع را از دشمنان مکتوم دارند.

 

بعد از بشارت های امام عسکری (ع) و نشان دادن فرزند بزرگوارشان مهدی، به خواص و افراد مورد اطمینان فرمودند که اینک نوبت خواص است که اقدام نمایند و وجود امام مهدی را به اطلاع دیگر شیعیان برسانند تا آنان را از شک و حیرت نجات دهند.

 

افرادی همانند حکیمه خاتون، حسن بن حسین علوی، حسن بن منذر معاویه بن حکیم، علی بن بلال، احمدبن هلال، احمد بن اسحاق، علی بن ابراهیم مهزیار و دیگران کوشیدند و ولادت امام مهدی (عج)را به اطلاع شیعیان رساندند.

 

بعد از شهادت امام عسکری (ع) ، امام مهدی (عج) از طریق نشان دادن کرامت ها و شواهد صدق در برخی موارد مستقیماً توسط امام مهدی (عج) و در برخی موارد با واسطه سفیران به شیعیان بیان می شد.

 

اسحاق بن یعقوب می گوید: از عثمان بن سعید شنیدم که می گفت : مردِی از اهل عراق نزد من آمد و مالی را برای امام (ع) آورد، حضرت آن را پس داد و فرمود: حق پسر عمویت را که چهارصد درهم است، از آن بپرداز۱ آن مرد مبهوت و متعجب شد و حساب اموال خود را بررسی کرد و معلوم شد که پسر عمویش چهارصد درهم از او طلب دارد. آن را برگرداند، سپس مبلغ باقی مانده را تسلیم حضرت نمود و حضرت پذیرفت.[۵]

 

علاوه این که عدۀ زیادی از علما و معتمدین که تردیدی در سخنانشان نیست به گونه های مختلف به محضر آن حضرت شرفیاب شدند. نتیجه این که با توجه به اخبار فراوان پیرامون ولادت حضرت بقیه الله و با توجه قرائن دیگر  مانند ملاقات ها، هر شخص منصف و بی غرضی یقین و قطع به وجود مقدس امام عصر پیدا می کند.

 

برای اطلاع بیشتر به سؤال ۱۳۶۹ (سایت: ۱۳۹۷) نمایه دلایل عقلی و نقلی زنده بودن امام زمان(عج) مراجعه کنید.

 

مادر امام زمان

 

مادرگرامی حضرت مهدی، امام زمان (عج) ملیکه دختر یشوعا دختر قیصر روم است که نام دیگر ایشان نرگس خاتون است.این زن با فضیلت به طرز معجزه آسایی در یکی از جنگ های قیصر روم با مسلمانان به اسارت مسلمانان در آمد و توسط امام علی النقی (ع) خریداری شد و به همسری امام حسن عسکری (ع) در آمد و حضرت مهدی عج از ایشان متولد گردد.

 

در کتاب غیبت شیخ طوسى آمده است: روزى کافور غلام امام على النقى (ع) نزد من آمد و مرا احضار کرد، چون خدمت حضرت رسیدم فرمود: اى بشر! تو از اولاد انصار هستى دوستى شما نسبت به ما اهل بیت پیوسته میان شما برقرار است، به طورى که فرزندان شما آن را به ارث می برند و شما مورد وثوق ما می باشید. می خواهم تو را در مقام دوستى با ما فضیلتى دهم و این رازى که با تو در میان می گذارم بر سایر شیعیان پیشى می گیرى. سپس نامۀ پاکیزه‏اى به خط و زبان رومى مرقوم فرمود و سر آن را با خاتم مبارک مهر نمود و کیسه زردى که دویست و بیست اشرفى در آن بود بیرون آورد و فرمود: این را گرفته به بغداد می روى و صبح فلان روز در سر پل فرات حضور می یابى. چون کشتى حامل اسیران نزدیک شد، و اسیران را دیدى، مى‏بینى بیشتر مشتریان، فرستادگان اشراف بنى عباس و قلیلى از جوانان عرب می باشند. در این موقع مواظب شخصى بنام “عمر بن زید” برده فروش باش که کنیزى را به اوصافى مخصوص که از جمله دو لباس حریر پوشیده و خود را از معرض فروش و دسترس مشتریان حفظ می کند، به مشتریان عرضه می دارد.

 

در این وقت صداى ناله او را به زبان رومى از پس پرده رقیقى می شنوى که بر اسارت و هتک احترام خود می نالد، یکى از مشتریان به عمر بن زید خواهد گفت عفّت این کنیز رغبت مرا به وى جلب نموده، او را به سیصد دینار به من بفروش! کنیزک به زبان عربى می گوید: اگر تو حضرت سلیمان و داراى حشمت او باشى من به تو رغبت ندارم بیهوده مال خود را تلف مکن! فروشنده می گوید: پس چاره چیست؟ من ناگزیرم تو را بفروشم. کنیزک می گوید: چرا شتاب می کنى؟ بگذار خریدارى پیدا شود که قلب من به او و وفا و امانت وى آرام گیرد.

 

در این هنگام نزد فروشنده برو و بگو من حامل نامۀ لطیفى هستم که یکى از اشراف به خط و زبان رومى نوشته و کرم و وفا و شرافت و امانت خود را در آن شرح داده است. نامه را به کنیزک نشان بده تا در بارۀ نویسندۀ آن بیاندیشد.

 

اگر به وى مایل گردید و تو نیز راضى شدى من به وکالت او، کنیزک را می خرم.

 

بشر بن سلیمان می گوید: آن چه امام على نقى (ع) فرموده بود امتثال نمودم.

 

چون نگاه کنیزک به نامه حضرت افتاد سخت گریست، سپس رو به عمر بن زید کرد و گفت: مرا به صاحب این نامه بفروش و سوگند یاد نمود که اگر از فروش او به صاحب وى امتناع کند خود را هلاک خواهد کرد، من در تعیین قیمت او با فروشنده گفتگوى بسیار کردم تا به همان مبلغ که امام به من داده بود راضى شد.

 

من هم پول را به وى تسلیم نمودم و با کنیزک که خندان و شادان بود به محلى که در بغداد اجاره کرده بودم آمدیم. در آن حال با بی قرارى زیاد نامه امام را از جیب بیرون آورده می بوسید و روى دیدگان و مژگان خود می نهاد و بر بدن و صورت می کشید.

 

من گفتم: عجبا! نامه‏اى را می بوسى که نویسندۀ آن را نمی شناسى! گفت: من ملیکه دختر یشوعا پسر قیصر روم هستم، مادرم از فرزندان حواریین است و نسبم به شمعون وصى حضرت عیسى (ع) می رسد، بگذار داستان عجیب خود را برایت نقل کنم. جد من قیصر می خواست مرا که سیزده سال بیشتر نداشتم براى پسر برادرش تزویج کند سیصد نفر از رهبانان و قسیسین نصارى از دودمان حواریین عیسى بن مریم (ع) و هفتصد نفر از اعیان و اشراف و چهار هزار نفر از امراء و فرماندهان و سران لشکر و بزرگان مملکت را جمع نمود. آنگاه تختى آراسته به انواع جواهرات را روى چهل پایه نصب کرد. چون پسر برادرش را روى آن نشانید و صلیب ها را بیرون آورد و اسقف ها پیش روى او قرار گرفتند و سفرهاى انجیل ها را گشودند، ناگهان صلیب ها از بلندى به روى زمین فرو ریخت و پایه‏هاى تخت در هم شکست.

 

پسر عمویم با حالت بی هوشى از بالاى تخت بر روى زمین افتاده و رنگ صورت اسقف ها دگرگون گشت و سخت لرزیدند.

 

بزرگ اسقف ها چون این را دید رو به جدم کرد و گفت: پادشاها! ما را از مشاهدۀ این اوضاع منحوس که نشانۀ زوال دین مسیح و مذهب پادشاهى است، معاف بدار! جدم نیز اوضاع را به فال بد گرفت، با این حال به اسقف ها دستور داد تا پایه‏هاى تخت را استوار کنند و صلیب ها را دوباره برافرازند و گفت: پسر بدبخت برادرم را بیاورید تا هر طور هست این دختر را به وى تزویج نمایم، باشد که با این وصلت میمون، نحوست آن برطرف گردد. چون دستور او را عملى کردند، آن چه بار نخست روى داده بود تجدید شد. مردم پراکنده گشتند و جدم با حالت اندوه به حرم سرا رفت و پرده‏ها بیفتاد.

 

شب هنگام در خواب دیدم مثل این که حضرت عیسى و شمعون وصى او و گروهى از حواریین در قصر جدم قیصر اجتماع کرده‏اند و در جاى تخت منبرى که نور از آن مى‏درخشید قرار دارد.

 

چیزى نگذشت که «محمد» (ص) پیغمبر خاتم و داماد و جانشین او و جمعى از فرزندان وى وارد قصر شدند، حضرت عیسى (ع) به استقبال شتافت و با محمد (ص) معانقه کرد و محمد (ص) فرمودند: یا روح اللَّه! من به خواستگارى دختر وصى شما شمعون، براى فرزندم آمده‏ام، و در این هنگام اشاره به امام حسن عسکرى (ع) نمود. حضرت عیسى نگاهى به شمعون کرده و گفت: شرافت به سوى تو روى آورده با این وصلت با میمنت موافقت کن. او هم گفت: موافقم. پس محمد (ص) بالاى منبر رفت و خطبه‏اى انشاء فرمود و مرا براى فرزندش تزویج کرد، و حضرت عیسى و فرزندان خود و حواریون را گواه گرفت. چون از خواب برخاستم از بیم جان خواب خود را براى پدر و جدم نقل نکردم، و همواره آن را پوشیده می داشتم. بعد از آن شب چنان قلبم از محبت امام حسن عسکرى (ع) موج می زد که از خوردن و آشامیدن بازماندم و کم کم لاغر و رنجور گشتم و سخت بیمار شدم.

 

جدّم تمام پزشکان را احضار نمود و از مداواى من استفسار کرد، و چون مأیوس گردید گفت: نور دیده! هر خواهشى دارى بگو تا در انجام آن بکوشم؟ گفتم: پدر جان! اگر در به روى اسیران مسلمان بگشائى و آنها را از قید و بند و زندان‏ آزاد گردانى امید است که عیسى و مادرش مرا شفا دهند. پدرم تقاضاى مرا پذیرفت و من نیز به ظاهر اظهار بهبودى کردم و کمى غذا خوردم. پدرم از این واقعه خشنود گردید و سعى در رعایت حال اسیران مسلمان و احترام آنان نمود.

 

چهارده شب بعد از این ماجرا باز در خواب دیدم که حضرت فاطمه (س) با مریم و حوریان بهشتى به عیادت من آمده‏اند. حضرت مریم روى به من نمود و فرمود: این بانوى بانوان جهان و مادر شوهر تو است. من دامن مبارک او را گرفتم و گریه نمودم و از نیامدن امام حسن عسکرى (ع) به دیدنم، شکایت کردم. فرمود: او به عیادت تو نخواهد آمد؛ زیرا تو مشرک به خدا و پیرو مذهب نصارى هستى. این خواهر من مریم است که از دین تو به خداوند پناه می برد.

 

اگر می خواهى خدا و عیسى و مریم از تو خشنود باشند و میل دارى فرزندم به دیدنت بیاید، به یگانگى خداوند و این که محمد پدر من خاتم پیغمبران است گواهى‏ بده. چون این کلمات را ادا نمودم، فاطمه (س) مرا در آغوش گرفت و بدین گونه حالم بهبود یافت. سپس فرمود: اکنون منتظر فرزندم حسن عسکرى باش که او را نزد تو خواهم فرستاد. چون از خواب برخاستم، شوق زیادى براى ملاقات حضرت در خود حس کردم. شب بعد امام را در خواب دیدم و در حالى که از گذشته شکوه می نمودم گفتم: اى محبوب من! من که خود را در راه محبت تو تلف کردم! فرمود: نیامدن من علتى جز مذهب سابق تو نداشت و اکنون که اسلام آورده‏اى هر شب به دیدنت مى‏آیم تا موقعى که فراق ما مبدل به وصال گردد. از آن شب تا کنون شبى نیست که وجود نازنینش را به خواب نبینم.

 

بشر بن سلیمان می گوید: پرسیدم چگونه به میان اسیران افتادى؟ گفت در یکى از شب ها در عالم خواب امام حسن عسکرى (ع) فرمود: فلان روز جدت قیصر لشکرى به جنگ مسلمانان می فرستد تو هم به طور ناشناس در لباس خدمتکاران‏ همراه عده‏اى از کنیزان از فلان راه به آنها ملحق شو. سپس پیشقراولان اسلام مطلع شدند و ما را اسیر گرفتند و کار من بدین گونه که دیدى انجام پذیرفت، ولى تا کنون به کسى نگفته‏ام نوه پادشاه روم هستم.

 

حتى پیر مردى که من در تقسیم غنائم جنگ سهم او شده بودم نامم را پرسید، ولى من اظهارى نکردم و گفتم: نرجس! گفت: نام کنیزان؟ بشر می گوید: گفتم: عجب است که تو رومى هستى و زبانت عربى است؟! گفت جدم در تربیت من جهدى بلیغ داشت. او زنى را که چندین زبان می دانست معین کرده بود که صبح و شام نزد من آمده زبان عربى به من بیاموزد و به همین جهت عربى را به خوبى آموختم.

 

بشر می گوید: چون او را به سامره خدمت امام على نقى (ع) آوردم حضرت از وى پرسید: عزت اسلام و ذلت نصارى و شرف خاندان پیغمبر را چگونه دیدى؟ گفت: در باره چیزى که شما از من داناتر می باشید چه عرض کنم؟  فرمود: می خواهم ده هزار دینار یا مژده مسرت انگیزى به تو بدهم، کدام یک را انتخاب می کنى؟ عرض کرد: مژده فرزندى به من دهید! فرمود: تو را مژده به فرزندى می دهم که شرق و غرب عالم را مالک شود، و جهان را از عدل و داد پر گرداند، از آن پس که پر از ظلم و جور شده باشد.

 

عرض کرد: این فرزند از چه شوهرى خواهد بود؟ فرمود: از آن کس که پیغمبر اسلام در فلان شب و فلان ماه و فلان سال رومى تو را براى او خواستگارى نمود. در آن شب عیسى بن مریم و وصىّ او تو را به کى تزویج کردند؟ گفت: به فرزند دلبند شما! فرمود او را می شناسى؟ عرض کرد: از شبى که به دست حضرت فاطمه زهرا (ع) اسلام آوردم شبى نیست که او به دیدن من نیامده باشد.

 

در این وقت امام دهم به «کافور» خادم فرمود: خواهرم حکیمه را بگو نزد من بیاید. چون آن بانوى محترم آمد فرمود: خواهر! این زن همان است که گفته بودم. حکیمه خاتون آن بانو را مدتى در آغوش گرفت و از دیدارش‏ شادمان گردید. آن گاه امام على نقى (ع) فرمود: خواهرم! او را به خانه خود ببر و فرایض دینى و اعمال مستحبه را به او بیاموز که او همسر فرزندم حسن و مادر قائم آل محمد (ص) است.[۶]

 

عصمت مادر امام زمان

 

عصمت در لغت به معناى مصون و محفوظ بودن و در اصطلاح به معناى مصون و محفوظ بودن از خطا و لغزش و گناه است. این مصونیت از خطا و گناه دو گونه فرض است. الف: مصونیت و معصومیت کلى، در تمامى ادوار عمر (از بدو تولد تا آخر) از تمامى سهو و نسیان و عصیان و خطا در فراگیرى و تعلیم و اجرا ی دین الاهى. این امر تنها در انبیا و ائمه‏ (ع) تحقق یافته و بر تحقق آن در دیگران، (غیر از فرشته)، دلیلى نداریم.[۷] اما عصمت نسبى، قابل شدت و ضعف و در افراد مختلف، متفاوت و متغیّر است. در امور دین چه بسا پس از تلاش‏ها و ریاضت‏ها و تهجدهاى عدیده تا حدودى فراهم و به واسطۀ همان‏ها حفظ مى‏گردد، بدون این که تضمینى براى حفظ آن تا آخر عمر باشد. از این رو عصمت نسبى را با توجه به شدت و ضعف آن مى‏توان به سایرین هم نسبت داد. از این حالت در افراد عادى با عنوان “ملکۀ عدالت” یاد مى‏شود؛ یعنى شخص به گونه‏اى است که لغزش عمدى و کبیره از او دیده نمى‏شود.

 

شیعه براى هیچ کس جز انبیا (ع) و اهل بیت عصمت و طهارت (حضرت زهرا و ۱۲ امام‏) عصمت کلیه را قایل نیست. در عین این که کمال احترام را براى امام زادگان و وابستگان به آن بزرگواران و نیز علمای وارسته و فاضل قایل است و هیچ نسبت گناه یا کار ناپسندى را نسبت به آنان روا نمى‏دارد.

 

پس نفى عصمت کلیه از سایرین، به معناى نسبت گناه یا تهمت به ایشان نیست.

 

در مورد مادران ائمه ‏(ع) و خواهران و سایر برادران ایشان نیز چنین است؛ یعنى عصمت به آن معناى عالى، به آنها نسبت داده نمى‏شود، چنان چه نسبت دادن عصیان و طغیان نیز به ایشان مطرود است. در مورد مادران ائمه ‏(ع) از جمله مادر امام زمان (عج)، همین امر جریان دارد؛ زیرا بنا به نقل تواریخ، ایشان امه‏اى (کنیزی) بودند که بنا به نقلى: “ملیکه (صیقل) دختر یشوعا فرزند قیصر روم و مادرش از نوادگان شمعون بن حمون بن صفا، وصى عیسى (ع)بوده و به عنوان اسیر، توسط امام هادى (ع) براى امام حسن عسکرى (ع) خریدارى گردیده است.” و بنا به نقلى دیگر: “کنیزکى در منزل حکیمه بنت على الهادى (ع) بوده که توسط این خواهر به برادرش بخشیده شده است.” و به هر حال بخشى از عمر خویش را مسلمان نبوده و پس از اسارت و ورود به بیت وحى مسلمان شده و تربیت اسلامى یافته و از ارجاس شرک تطهیر گشته و شایستگى همسرى معصوم (ع) و باردارى و تولد معصومى دگر را یافته‏اند. چنان چه سرنوشت برخى دیگر از مادران ائمه ‏(ع) نیز چنین است.[۸]

 

در عین حال شکى نیست که مادر معصوم بودن، لیاقت و شایستگى وافرى را طالب و خود امتیازى والاست. بلکه طهارت رحم مادران، یکى از امتیازات ائمه ‏(ع) محسوب مى‏گردد. از این رو در زیارت معصومین ‏(ع) شهادت مى‏دهیم که: “خداوند شما را با عنایت خود از اصلاب مطهر منتقل نمود و از ارحام مطهرات پدید آورد به گونه‏اى که پلیدى‏هاى جاهلیت و فتنه‏هاى خودپرستى شما را آلوده نکرد. شما پاک و منزهید، منشأ شما (پدران و مادران شما) نیز پاک و منزه اند…”.[۹] در زیارتنامۀ مخصوص به ایشان (ع) در سامرا نیز چنین آمده است:

 

سلام بر مادر امام و به ودیعت گیرندۀ اسرار الاهى و حمل کنندۀ شریف ترین انسان‏ها، سلام بر تو اى راست گوى مورد رضایت…، سلام بر تو اى پاکیزۀ پرهیزگار…، من شهادت مى‏دهم که تو کفالت امام مهدى (عج) را به خوبى انجام داده و امانت را ادا نموده‏اى…، پس خدا از تو خشنود باشد تو را راضى نماید و بهشت را منزل و جایگاه تو نماید، پس این عطایا و اولیت‏ها که خدا به تو عنایت نموده، گواراى وجود باشد”.[۱۰]

 

نتیجه این که مادر حضرت حجت (عج) به آن معنایى که در ۱۴ معصوم ‏(ع) مصطلح است، معصوم نبوده، لکن، پس از ورود به خانۀ امام حسن عسکرى (ع) از عصمت نسبى برخوردار گشته‏اند، تا قابلیت حمل امام عصر (عج) و شیردهى و کفالت او را از آنِ خود نموده و بر سایر زنان شرافت یافته‏اند و براى ائمه ‏(ع) و شیعیان از احترام و جایگاه ویژه‏اى برخوردارند.

 

منابع و مآخذ:

 

۱٫ مصباح یزدى، محمد تقى، معارف قرآن (راه و راهنماشناسى)، ج ۴ و ۵، ص ۲۱۲ – ۱۴۷٫

 

۲٫ مصباح یزدى، محمد تقى، آموزش عقاید، ج ۲ و ۱، ص ۲۶۰ – ۲۳۲، درس ۲۴ – ۲۶٫

 

۳٫ قمى، شیخ عباس، مفاتیح الجنان.

 

۴٫ قمى، شیخ عباس، منتهى الامال، ص ۹۴۰، ۱۰۴۴ – ۱۰۵۰٫

 

امام زمان و شباهت با پیامبران

 

در روایات اسلامی شباهت های امام زمان با برخی از پیامبران این گونه بیان شده است:

 

است:

 

اول. شباهت حضرت مهدی (عج) با پیامبران اولو العزم.

 

۱٫ شباهت حضرت مهدی (ع) به حضرت محمد (ص).

 

از حضرت رسول اکرم (ص) روایت شده است که فرمودند: مهدی از فرزندان من است اسم او اسم من، کنیه اش کنیۀ من، و از نظر خلق (آفرینش) و خلق (اخلاق) شبیه ترین مردم به من است.

 

از این روایت استفاده می شود که حضرت مهدی (ع) شبیه ترین مردم از جهت قیافه و شکل ظاهری، اخلاق و کردار و رفتار به حضرت محمد (ص) است.[۱۱]

 

۲. شباهت حضرت (عج) با حضرت ابراهیم (ع).

 

از امام صادق (ع) روایت شده است که رشد ابراهیم (ع ) مانند معمول بچه ها نبوده است او در یک روز به قدری رشد می کرد که دیگران در یک هفته رشد می کردند. قائم (ع) نیز بر اساس روایت حکیمه چنین بوده است.[۱۲]

 

۳٫ شباهت حضرت (عج) با حضرت موسی (ع).

 

امام زین العابدین (ع) در قسمتی از یک روایت می فرمایند: موسی (ع) از قومش دو غیبت داشت که یکی از دیگری طولانی تر بود، غیبت اوّل از مصر بود و غیبت دوم هنگامی که به سوی میقات پروردگارش رفت، قائم (ع) نیز دو غیبت داشته که یکی از دیگری طولانی تر است.[۱۳]

 

۴. شباهت حضرت مهدی (ع) با حضرت عیسی (ع).

 

الف. امام باقر (ع) می فرمایند: اما شباهت آن حضرت به عیسی (ع) اختلاف مردم در مورد او است که عده ای می گویند هنوز به دنیا نیامده، گروهی می گویند فوت کرده و عدّۀ دیگری می گویند کشته شده و به دار آویخته شده است. در مورد حضرت قائم (ع) نیز چنین اختلافی وجود دارد.

 

ب. همچنان که عیسی (ع) فرزند بهترین زنان زمانش بود و در شکم مادر تکلم می کرد و در گهواره سخن می گفت و خداوند او را به آسمان برد و به اذن خداوند مرده را زنده می کرد، حضرت قائم (ع) نیز چنین است.

 

۵. شباهت حضرت حجت (ع) با حضرت نوح (ع).

 

الف. امام زین العابدین (ع) می فرمایند: در قائم (عج) سنتی از نوح (ع) است و آن طول عمر است.[۱۴]

 

ب.نوح (ع) زمین را با سخن خود از کافران پاک کرد و گفت پروردگارا بر روی زمین، احدی از کافران بر جای مگذار،[۱۵] قائم (عج) نیز زمین را از لوث وجود کافرین پاک می گرداند تا جایی که هیچ اثری از آنها باقی نماند.[۱۶]

 

دوم. شباهت حضرت مهدی با دیگر پیامبران.

 

۱٫ شباهت حضرت (ع) با حضرت آدم (ع).

 

همان گونه که خداوند آدم را خلیفه خود در زمین قرار داد و او را وارث آن ساخت و در سورۀ بقره آیه ۳۰ چنین فرمود: “إنّی جاعل فی الارض خلیفه” همانا من در روی زمین برای خود جانشین قرار دادم، حضرت حجت (عج) را نیز وارث زمین و خلیفه خود در زمین قرار خواهد داد، چنان که از حضرت امام صادق (ع) روایت شده است که در تفسیر آیه ۵۵ سورۀ نور: “خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند وعده داده که آنان را در زمین خلافت بخشد” فرمود: او قائم و اصحابش می باشند و او هنگام ظهور در مکه در حالی دست بر صورت می کشد می گوید” الحمد لله الذی صدقنا وعده و اورثنا الأرض” سپاس خداوندی را که به وعده اش در بارۀ ما عمل کرد و زمین را به میراث ما در آورد.

 

۲٫ شباهت حضرت مهدی (عج) با حضرت هابیل (ع).

 

نزدیک ترین و خویشاوندترین افراد؛ یعنی برادرش قابیل، هابیل را کشت؛ نزدیک ترین و خویشاوندترین افراد، نیز قصد کشتن امام قائم (ع) را نمود و او عموی حضرت (عج) جعفر کذاب بود.[۱۷]

 

۳٫ شباهت حضرت مهدی (ع) با حضرت هود (ع) .

 

هم چنان که حضرت نوح، ظهور حضرت هود را بشارت داده بود و خداوند کافران را به وسیله او هلاک کرد،[۱۸] قائم (ع) را نیز با تمام خصوصیات، پدران بزرگوارش مژده داده اند و غیبت و ظهورش را بیان فرموده اند و خداوند به وجود او جمعی از کافران را نابود می کند.[۱۹]

 

۴٫ شباهت حضرت مهدی (ع) با حضرت اسماعیل (ع).

 

خداوند تبارک و تعالی همان گونه که به ولادت اسماعیل (ع)بشارت داده است به ولادت قائم (ع) نیز بشارت داده است.[۲۰] همان گونه که برای حضرت اسماعیل چشمه زمزم از زمین جوشید برای قائم (ع) نیز آب از سنگ سخت خواهد جوشید.[۲۱]

 

۵٫ شباهت حضرت حجت (ع) با حضرت یوسف (ع).

 

الف. ابوبصیر از امام باقر (ع) روایت کرده که فرمودند: حضرت قائم (ع) شباهتی به حضرت یوسف دارد. راوی می گوید: عرض کردم آن چیست؟ فرمود: غیبت و در انتظار فرج بودن.

 

ب. امام باقر (ع) در قسمتی از روایت دیگری فرمود: همان گونه که امر حضرت یوسف از پدرش با وجود نزدیک بودن مسافت بین آن حضرت و پدر و خاندانش، پوشیده بود مهدی (عج) نیز با وجود نزدیکی به شیعیان، از آنان مخفی هستند.

 

ج. یوسف مدت طولانی غایب شد تا برادرانش بر او داخل شدند حضرت آنها را شناخت، اما آنها وی را نشناختند. امام مهدی (عج) نیز مدّتی است که غایب شده اند و در عین آن که در میان مردم راه می روند و آنان را می شناسند، امّا آنان او را نمی شناسند.

 

د. یوسف (ع) زیباترین اهل زمانش بود و از پیامبر اکرم (ص ) روایت شده که فرمودند: مهدی (ع) طاووس اهل بهشت است.

 

هـ. خداوند امر یوسف (ع) را در یک شب اصلاح فرمود که پادشاه مصر آن خواب را دید و از پیامبر اکرم (ص) روایت شده که فرمود: مهدی از ما اهل بیت است خداوند امر او را در یک شب اصلاح می کند.

 

۵٫ شباهت حضرت امام زمان (ع) با حضرت خضر (ع).

 

خداوند تبارک و تعالی عمر حضرت خضر (ع) را طولانی نمود و این موضوع نزد شیعه و سنی، مورد قبول است، در مورد حضرت قائم (عج) نیز این گونه عمل کرده و عمرش را طولانی قرار داده است و همین طور از بعضی از روایات استفاده می شود که حکمت عمر طولانی حضرت خضر (ع) این است که دلیلی بر طول عمر قائم (ع) باشد.

 

۶٫ شباهت حضرت (ع) با حضرت زکریا (ع).

 

حضرت زکریا در مصیبت حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) سه روز گریه کرد (چنان که در خبر احمد بن اسحاق آمده است[۲۲]) قائم (ع) نیز تمام عمر و در همه زمانش[۲۳] بر آن حضرت می گرید چنان که در زیارت ناحیه مقدسه آمده است (لاندبنک صباحا و مساء و لابکین علیک بدل الدموع دما)شب و روز بر تو ندبه می کنم و به جای اشک بر تو خون می گریم.[۲۴]

 

چهرۀ ظاهری امام زمان (عج)

 

چهره و شکل ظاهری امام زمان (ع) در روایات متعددی توصیف شده است ازجمله :

 

۱٫امام زمان (عج) بعد از شهادت پدرش هنگامی که برای نماز بر پیکر پاک پدر حاضر شدند، مردم او را مشاهده کردند در حالی که طفلی گندم گون بود و موهای فر داشت و بین دندان های جلوی او باز بود.[۲۵]

 

۲٫ سن‌ آن حضرت زیاد و چهره‌ایشان جوان است به گونه‌ای که در نظر بیننده چهل ساله یا کمتر می‌نماید و از نشانه‌های ایشان آن است که تا زمان وفات پیر نمی‌شود.[۲۶]

 

۳٫ شیخ طوسی از برخی کسانی که حضرت را در طول غیبت صغرا مشاهده کردند نقل می کند که آن حضرت جوانی زیبا رو، با بویی معطر و هیبتی عظیم بود.[۲۷]

 

۴٫ قد آن حضرت نه طولانی است و نه کوتاه، بلکه متوسط است. سر مبارکش گرد و پیشانی اش پهن است. بینی او کشیده و گونه های او صاف و بر گونۀ راستش خالی است.[۲۸]

 

لازم است در مورد سن و چهرۀ ظاهری حضرت، نکاتی چند را متذکر شویم:

 

۱٫ می‌دانیم که سن حضرت بیش از هزار سال است و روایاتی که سن ایشان را بین ۳۰ تا ۴۰ سال بیان کرده منظور این است که در زمان ظهور چهره و سیمای نورانی حضرت در این سن است و اختلاف سن در این موضوع موجب تضاد نمی شود؛ زیرا این اعداد نشانگر سن انسان کامل و جوان است.

 

از حضرت امام رضا (ع) نقل شده که فرمود: علامت او این است که او از حیث سن پیر است، ولی در ظاهر جوان نشان داده می شود، به حدی که هر گاه کسی به او نظر می افکند گمان می کند که او سی ساله یا کمتر است. از جمله علامات او آن است که به مرور ایام و شب ها پیر نمی شود تا آن که مرگ او را فرا رسد.[۲۹]

 

۲٫ البته داشتن عمر طولانی سابقه دارد و اختصاص به حضرت مهدی ندارد. افرادی مثل نوح (۹۵۰ سال قبل از طوفان) در قرآن آمده و یا حضرت خضر نبی که هزاران سال عمر کرده و هنوز زنده است و یا لقمان ابن عاد (۳۵۰۰ سال) و لقمان حکیم (۴۰۰۰ سال) یا زنده بودن حضرت عیسی (ع) از معمرین شمرده شده اند. توجیه علمی آن، این است که پیری و مرگ در اثر عوامل فرسایشی است، اگر آن عوامل نباشد شخص جوان می‌ماند.[۳۰]

 

محل زندگى امام زمان (عج)

 

در باره مکان زندگى امام زمان (عج) روایات متعددی داریم که می توان آنها را به سه دسته تقسیم کرد:

 

۱٫ روایاتی که محل خاصى براى سکونت آن حضرت مشخص نمى‏کنند و جایگاه آن حضرت را در بیابان‏ها و کوه‏ها معرفى مى‏کنند. مانند روایت ابن مهزیار که شیخ طوسى در کتاب غیبت خود آورده است.[۳۱]

 

۲٫ روایاتی که محل خاصى را براى سکونت آن حضرت مشخص کرده اند مانند روایاتى که مدینه و پیرامون آن و یا کوه “رضوى” (در اطراف مدینه) را محل زندگی آن حضرت معرفی کرده است.[۳۲]

 

یا روایاتی که مکه و “ذى طوى” (در اطراف مکه) را محل زندگی آن حضرت معرفی کرده است.[۳۳]

 

۳٫ اخبارى که از جایگاه خاصى نام نمى‏برند. فقط بیان مى‏دارند که آن حضرت با مردم حشر و نشر دارد و به گونه‏ى ناشناس زندگى مى‏کند.[۳۴]

 

با دقت دراین روایات روشن می شود که بین آنها هیچ گونه تضاد و ناسازگارى وجود ندارد، زیرا اصل اوّلى بر این است که زندگى آن حضرت به شیوه‏ عادى و معمولى باشد. به گونه‏اى که موجب حساسیت نشود و این نوع زندگى براى خود آن حضرت هم آسان‏تر است. البته این منافات ندارد که حضرت در بیشتر وقت‏ها در مدینه یا مکه باشد و گاهى به جهت ضرورت از مردم دورى گزیند و در کوه‏ها و بیابان‏ها بسر برد.[۳۵]

 

جزیره خضراء و مثلث برمودا

 

علت این که عده ای “مثلث برمودا” را محل زندگی امام زمان (عج) پنداشته اند این است که آنان “مثلث برمودا” را همان “جزیره خضراء” دانسته اند و با این پیش فرض که “جزیره خضراء” محل زندگی امام زمان (ع) است گفته اند”مثلث برمودا” و ویژگی های خاص او ناشی از این است که امام زمان (عج) در این محل زندگی می کند.

 

در این باره باید گفت که موضوع «جزیره خضرا» به عنوان محل اقامت و زندگانی حضرت ولی عصر(ع) در عصر غیبت کبری، برگرفته از حکایتی است که از سوی علما و محققین مورد انکار واقع شده است و قابل پذیرش نمی باشد چرا که مستند آن دارای ضعف و ابهام است، بنا براین اصل داستان جزیره خضراء مورد قبول نیست! و بر فرض که مورد قبول بعضی از افراد باشد تطبیق آن بر منطقه مثلث برمودا با آن ویژگی های عجیب هیچ دلیلی نداشته و قابل قبول نمی باشد. و امام زمان (ع) امام مهربان ذخیره خداوند برای نجات و هدایت بشریت است نه برای هلاکت و غرق کردن آنها، البته آن حضرت بعد از ظهور و قیام خود ریشه ستم را برکنده و جهان را پر از عدل و داد می کند.

 

برای آگاهی بیشتر به مقالات زیر مراجعه فرمائید:

 

۱٫ ایا امام زمان(ع) در جزیره خضراء زندگی می کند؟

 

۲٫ محل زندگی امام زمان

 

امام زمان (عج)، ازدواج و فرزند

 

زندگانى شخصى حضرت مهدى (عج) از جمله مسائلى است که نمى‏توان در آن به سادگى به علم و یقین رسید، ولى مى‏توان با بررسى روایات، احتمالى را به واقع نزدیک تر دانست. در این موضوع که آیا امام زمان (عج) زن و فرزند دارد، سه احتمال وجود دارد:

 

الف- امام (عج) اساساً ازدواج نکرده است.

 

ب- ازدواج کرده است اما فرزند ندارد.

 

ج- آن جناب ازدواج کرده و فرزند هم دارد.

 

لازمه‏ى پذیرش احتمال اوّل، این است که آن حضرت یکى از سنت‏هاى اسلامى را ترک گفته باشد و چنین امرى بعید به نظر مى‏رسد.

 

البته گفته شده است که مسئلۀ غیبت امام زمان اهم است و ازدواج مهم. مانعى ندارد که به خاطر امر مهم تر، مسئلۀ مهم ترک شود، ولى این گفتار مورد پذیرش نیست؛ چون میان غیبت و ازدواج تزاحمى وجود ندارد و این دو قابل جمع هستند.

 

اما در احتمال دوم؛ اگر چه اشکال احتمال اوّل وجود ندارد، اما این سؤال بى پاسخ مى‏ماند که آیا همسر آن حضرت هم عمر طولانى دارد، یا آن جناب در هر زمان همسرهاى متعددى بر مى‏گزیند؟ دلیلى در این رابطه وجود ندارد که موضوع را بر ما روشن کند، اما مى‏توان گفت که پذیرش ازدواج با همسرهاى متعدد، استبعادى ندارد. غیبت امام (عج) اقتضا ندارد که آن حضرت یک همسر داشته باشد، تا همچون وی داراى عمر طولانى باشد؛ زیرا از بعضى روایات به دست مى‏آید که غیبت آن جناب غیبت عنوانى است نه شخصى.[۳۶] لذا مى‏تواند با مردم به صورت ناشناس حشر و نشر داشته باشد و با آنها زندگى کند، اما کسى نداند که ایشان امام زمان (عج) است.

 

این سؤال در احتمال سوم هم مطرح مى‏گردد. علاوه بر این که بعضى این احتمال را بعید شمرده‏اند؛ زیرا اگر امام زمان (عج) فرزندانى داشته باشد، بالاخره آنها روزى به جست و جوى اصل خود مى‏پردازند و… و این با فلسفه غیبت سازگارى ندارد.

 

در میان روایات هم نمى‏توان به دلیل معتبرى دست یافت که یکى از این سه احتمال را تأیید نماید.

 

شیخ طوسى از امام صادق (ع) روایت کرده است که: “لایطَّلعُ على موضِعه احدٌ من وُلْدِه و لا غیره”.[۳۷] اما همین سخن را نعمانى به گونه‏ى دیگر نقل کرده است: “لایطلع على موضعه احدٌ من ولى و غیره”،[۳۸] از این رو با وجود این اختلاف، استناد به نقل شیخ، اطمینان بخش نیست، بلکه از جهاتى همانند علو سند و لفظ حدیث، روایت نعمانى معتبرتر به نظر مى‏رسد؛ مثلاً از یک سو در حدیث شیخ طوسى، ضمیر مفرد به جاى جمع آمده است. (به جاى این که گفته شود فرزندان او و دیگران، آمده که فرزندان او و دیگرى) مگر این که یکى از این سه احتمال را بپذیریم:

 

أ- آوردن ضمیر “ه” در “ولده” از اشتباهات نسّاخ بوده است.

 

ب- روایت خواسته است اشاره کند که امام یک فرزند دارد.

 

ج- مراد از لفظ “ولد” اسم جنس است.

 

لذا عده‏اى گفته‏اند که روایت شیخ طوسى در مقام بیان، مبالغه در خفا است، نه این که آن حضرت فرزندى دارد، بلکه در صدد بیان این نکته است که بر فرض اگر آن حضرت فرزندى مى‏داشت، از جایگاه و سرّ او، آن فرزندان هم آگاه نبودند.[۳۹] از سوى دیگر اگر از اشکال سندى بعضى از متون که در این باب وجود دارد، صرف نظر کنیم، صراحتى در آنها مشاهده نمى‏شود و قابل حمل بر عصر ظهور مى‏باشند؛ مثلاً ابن طاووس از امام رضا (ع) نقل کرده است: “اللهم اعطه فى نفسه و اهله و ولده و ذریته”.[۴۰] از امام صادق (ع) هم روایت شده که “کانى ارى نزول القائم فى مسجد السهله باهله و عیاله”.[۴۱]

 

عده‏اى با تمسک به داستان جزیره‏ خضرا گفته‏اند که امام (عج) فرزندانى دارد که بر آن جزیره با نظارت آن امام ، حکومت مى‏کنند و… . اما باید گفت که این داستان، افسانه‏اى بیش نیست.[۴۲] و بیشتر به داستان تخیلى شبیه است تا داستان واقعى.

 

علامۀ مجلسى‏ (ره) در این باب مى‏فرماید: چون این داستان را در کتاب‏هاى معتبر نیافتم، آن را در فصلى جداگانه آورده‏ام.[۴۳] شیخ آقا بزرگ تهرانى آن را یک داستان تخیلى شمرده است.[۴۴]

 

نتیجه: گرچه داشتن همسر و فرزند محتمل است، اما در این باب نمى‏توان به روایت معتبرى استناد کرد.[۴۵] از سوى دیگر دلیل محکم و معتبرى هم بر ترک سنت الاهى ازدواج از طرف امام زمان (عج) وجود ندارد.

 

خوراک و پوشاک امام زمان (عج)

 

حضرت همچون دیگران زندگى مى‏کند و از زندگى معمولى و عادى برخوردار است و آن چه در روایات به چشم مى‏خورد این است که آن حضرت از غذا و لباس به حداقل اکتفا فرموده است.

 

نعمانى در کتاب غیبت خود از امام صادق (ع) و امام رضا (ع) دربارۀ حضرت قائم روایت مى‏کند که “ما لباسه الا الغلیظ و ما طعامه الاّ الجشب”،[۴۶] “قسم به خدا لباس او جز درشت و خشن و غذایش چیزى جز جوى سفت نیست”‏ و در روایت دیگر نیز از امام حسین (ع) آمده است که لباس آن حضرت زبر و خشن و طعام او از جو است.[۴۷]

 

اعتقاد به وجود امام زمان (عج)، و نواب آن حضرت

 

بحث وجود مبارک امام زمان(عج) یکی از مباحث امامت خاصه است که بعد از اثبات لزوم امام و پیشوای معصوم (برای جامعۀ بشریت در همه زمان ها) توسط دلیل عقل، مطرح می شود. از جمله دلائل عقلی برهان لطف در لزوم امامت است که طبق آن امکان ندارد خداوند انسان ها را در زمانی بدون امام و رهبر معصوم رها کند. سپس با شواهد تاریخی مطمئن و شهادت افراد موثقی مانند نواب اربعه وجود حضرت اثبات می شود.

 

اما این که چه طیفی از مردم وجود امام زمان (عج) و چه طیفی از مردم وجود نواب اربعه و رابطه آنها را با حضرت، پذیرفتند و می پذیرند؟، باید گفت که، برای آشنایی با مؤمنین و معتقدین به آن حضرت و نائبان خاص آن حضرت کافی است به منابع روایی مراجعه شود تا معلوم گردد چگونه بزرگانی که از افراد با هوش و محقق و روشنی بودند، به وجود امام زمان(عج) اعتراف کرده اند .

 

برای نمونه به ذکر چند مورد اکتفا می کنیم:

 

الف: اعتقاد دانشمندان و فقها و علما به ضرورت و وجود حضرت مهدی (عج) و اعتقاد به نائبان آن حضرت:

 

۱-شیخ صدوق که پیشوای محدثان شیعه است و در کتاب “کمال الدین” روایات زیادی را در زمینۀ وجود آن حضرت جمع آوری نموده است از محمد بن عثمان که از مردان نامی و دانشمندان و یکی از نواب اربعه است نقل می کند که وقتی فرزند امام عسکری(ع) به دنیا آمد حضرت پولی به من داد و فرمود: برو و برای فرزندم گوسفندی بخر و عقیقه کن. [۴۸]

 

۲- فضل ابن شاذان نیشابوری دانشمند بزرگ در کتاب “الغیبه” به وجود امام زمان(عج) اقرار می کند و می گوید: امام عسکری(ع) فرمودند: حجت خدا  و جانشین من در نیمه شعبان سال ۲۵۵ تولد یافت.[۴۹]

 

۳- حکیمه دختر امام محمد تقی(ع) و عمه امام عسکری (ع) از بانوان دانشمند اهل بیت بوده است که طبق نوشته شیخ صدوق در “کمال الدین” و شیخ مفید در کتاب “الاختصاص” به وجود امام زمان (عج) اقرار کرده و می گوید من شاهد ولادتش بودم و به او ایمان دارم.[۵۰]

 

۴-ابوسهل نوبختی یکی از دانشمندان بزرگ شیعه در زمان خود است و چنان که شیخ صدوق در “کمال الدین” می نویسد وی از امام عسکری(ع) نقل می کند که امام زمان(عج) متولد شده است. [۵۱]

 

۵-مؤلفین کتب اربعه از دانشمندان بزرگ زمان خود افرادی هستند که به وجود امام زمان(عج) اعتقاد کامل داشته اند از جمله کلینی در کتاب شریف “الکافی” بابی را در مولود حضرت بیان می کند و نیز بابی را در مورد غیبت دارد.[۵۲]

 

هم چنین علامه مجلسی که در زمان خود استوانۀ علم و دانش بود، در “بحارالانوار” روایات زیادی را در این باره نقل می کند و به نقل از کتاب “جنه المأوی” حاج میرزا حسین نوری حکایات زیادی را از فقها و بزرگانی مانند سید ابن طاووس، علامه حلی، شیخ ابراهیم کفعمی و.. که به خدمت حضرت رسیده اند و به وجود حضرت اقرار کرده اند، نقل کرده است.[۵۳]

 

همه این شواهد از دید افراد واقع بین دلیل بر آن است که این اعتقاد و ایمان به وجود حضرت مهدی در ابتدای دوران غیبت کبری مختص به دانشمندان و بزرگان علم و معرفت بوده است؛ زیرا در جو سیاسی و شرایط  سختی که دشمنان اهل بیت مخصوصاً دستگاه حکومت ظالمانه وقت به وجود آورده بود تا جامعه را از وجود امام دوازدهم شیعیان محروم نمایند تحمل سختی های اعتقاد به آن حضرت تنها با تکیه بر پشتوانه علم و اعتقاد ممکن بود و عوام و افراد بی سواد جامعه، انگیزه و قدرت داشتن و حفظ چنین اعتقادی را نداشتند و غالبا دنباله رو حکومت ها و قدرت های زمان خود بودند.

 

ب: وجود نواب اربعه از نظربزرگان و علما و فقها

 

اما درباره این که آیا بزرگان و دانشمندان و افراد محقق و تیز بین هم به وجود نواب اربعه و اقرار به حقانیت آنها و رابطه آنها با حضرت ایمان داشته اند یا نه؟ باید گفت با بررسی روایاتی که در توثیق و تأیید این بزرگان از ناحیۀ امام عسکری(ع) و امام زمان (عج) صادر شده این نکته روشن می شود که اولین کسانی که به نواب اربعه امام زمان یقین و اعتقاد داشتند بهترین های عالم در همه جنبه ها یعنی امام معصوم بوده است. روایات در باره نواب اربعه زیاد است و برای نمونه تنها به چند روایت اشاره می  شود:

 

۱- امام هادی(ع) در پاسخ به این سؤال احمد بن اسحاق قمی که پرسید به هنگام عدم دسترسی به آن حضرت ، به چه کسی مراجعه کند؟ فرمود: عمری (عثمان بن سعید عمری که از نواب اربعه می باشد ) مورد اعتماد من است آنچه به شما می گوید از جانب من می گوید پس به حرف او گوش دهید و از او اطاعت کنید زیرا او امین و مورد اعتماد است.

 

۲-.امام عسکری (ع) دربارۀ وی می فرماید: وی ثقه و امین است، او مورد اطمینان گذشتگان است، و نیز مورد اطمینان من در حال زنده بودنم و مردنم است هرچه او بگوید من گفته ام.

 

همچنین امام عسکری (ع)، حضرت مهدی (ع) را به چهل نفر نشان داد، آنگاه فرمود بعد از این دیگر او را نمی بینید، پس به عثمان بن سعید که از نواب اربعه است  روی بیاورید، در هر چه او می گوید، از او اطاعت کنید

 

۳-امام عسکری (ع) در بارۀ محمد بن عثمان فرمود: همانا فرزند عثمان، محمد وکیل پسرم مهدی است.

 

در توقیع امام مهدی(عج) خطاب به اسحاق بن یعقوب نیز درباره محمد بن عثمان و پدرش چنین آمده: “محمد بن عثمان العمری (که خدا  از او و از پدرش راضی باشد)، مورد اعتماد من است و نامه او نامه من است[۵۴]

 

بعد از امام معصوم(ع) این بزرگان و علما و دانشمندان بودند که به صدق و راستگویی نواب امام زمان (عج) و نیابت آنان اعتقاد پیدا کردند و افراد عامی همواره دنباله رو قدرت حاکم بر جامعه اسلامی بوده اند و در ابتدای غیبت کبری که قدرت در دست مخالفان ائمه (ع) بود هیچ اعتقادی به امام زمان و نائبان او نداشتند.

 

در بارۀ اعتماد بزرگان علم و دانش به آنها، روایات زیادی در کتاب های معتبر موجود است که ما برای اختصار به ذکر چند نمونه اکتفا می کنیم:

 

نائب اول یعنی عثمان بن سعید هم خود از دانشمندان بوده و هم بزرگانی مانند عبدلله ابن جعفر حمیری و احمد ابن اسحاق به او ایمان داشته اند. احمد ابن اسحاق می گوید از امام عسکری(ع) در باره عثمان بن سعید پرسیدم حضرت فرمودند :هر چه او و پسرش محمد بن عثمان از طرف من بگویند از من است. ابو سهل نوبختی دانشمند و فیلسوف شیعی هم به آنها اعتقاد داشته است . و در باره آنها می گوید آنها نزد دوست و دشمن از افراد دیگر داناتر بوده اند.[۵۵]

 

شیخ طوسی در کتاب هایی که در علم رجال تألیف کرده است از آنها به بزرگی یاد کرده و به نیابت آنها اقرار داشته است. [۵۶]

 

شیخ صدوق در کتاب “کمال الدین” توقیعاتی را از ناحیه حضرت در مورد آنها نقل می کند و از آنها به بزرگی یاد می کند و به نیابت آنها معتقد است.[۵۷]

 

علامه حلی در باره عثمان بن سعید که از نواب اربعه است می گوید :”او و پدرش هر دو از نواب خاص حضرت بوده اند و نزد شیعه دارای منزلت بسیار می باشند و از آنها به بزرگی و وثاقت یاد می کند و به وکالت آنها اقرار می کند.[۵۸]

 

بنا براین با توجه به دلایل و شواهدی که بیان شد به خوبی روشن است که اعتقاد به وجود امام زمان(عج) و نیابت نواب اربعه در زمان غیبت مساله ای است که هم امامان معصوم(ع)که بهترین افراد بشر هستند به آن اعتقاد داشته اند و آن را بیان کرده و بشارت داده اند و هم بزرگان علما و فقها در عصر غیبت کبری که افرادی محقق و دانشمند و روشن و دقیق در همه مسائل بوده اند، این موضوع را پذیرفته اند.

 

ارتباط با امام زمان (عج)

 

در ارتباط ما با امام زمان (عج)، آن حضرت به عنوان یک طرف این رابطه، ما را به خوبی می شناسد، چنان که در روایات آمده است که آن حضرت همۀ شیعیان را دوست دارد و نسبت به احوال همۀ آنها آگاه است. در روایتی آمده است که امام زمان (عج) خطاب به شیخ مفید (ره) فرمود: “انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم”؛[۵۹] یعنی ما نسبت به احوال شما بی تفاوت نیستیم و یاد شما را فراموش نمی کنیم. این شناخت و علاقه و محبت در بالاترین درجه است.

 

طرف دیگر این رابطه ما هستیم، مسلماً کسی که اصلاً امام زمان خود را نشناخته و یا به درستی او را نمی شناسد، اصولاً نمی تواند با او ارتباط داشته باشد.

 

جریان یک ارتباط از شناخت آغاز می شود و سپس باعث محبت قلبی شده و در نهایت به ارتباط حضوری و تنگاتنگ و صمیمانه می انجامد.

 

اگر کسی بتواند آن قدر ارتباط عمیق قلبی خود با حضرت را محکم کند که شایستگی حضور در پیشگاه قدس او را پیدا کند، قطعا امکان چنین حضوری برای او فراهم است. ما در احوال بسیاری از علما و بزرگان و افراد خود ساختۀ بی ادعا می خوانیم که به سر منزل مقصود و نهایت درجۀ یک ارتباط عاشقانه رسیده اند و حقیقتا به محضر آن حضرت مشرف شده اند، البته بعضی از آنها هنگام ملاقات حضرت را نشناخته اند و بعداً متوجه شده اند که شخص مورد ملاقات حضرت صاحب الامر (عج) بوده است. مثل ماجرای حاج علی بغدادی و حاج سید احمد رشتی که ماجرای ایشان در کتاب “مفاتیح الجنان” نقل شده و داستان های بسیار دیگر.[۶۰] و [۶۱]

 

ارتباط با امام زمان (عج) به دو صورت قابل تصور است. ۱٫ حضوری، ۲٫ قلبی. حال سؤال این است که آیا این دو نوع ارتباط امکان پذیر است؟ برای دریافت پاسخ مناسب هریک را مستقلا بررسی می نماییم:

 

۱٫ ارتباط حضوری؛ یعنی این که شخص به محضر امام حضور فیزیکی پیدا کند. این قسم نیز به دو گونه قابل تصور است:

 

الف- امام را ببیند ولی نشناسد.

 

این قسم بنابر روایات برای همه امکان دارد و اتفاق می افتد. مرحوم صدوق از یکی از نواب خاص آن حضرت نقل می کند: امام زمان (عج) هر سال در موسم حج شرکت می کنند، او مردم را می بیند و می شناسد ولی مردم او را می بینند و نمی شناسند[۶۲]. پس رؤیت حضرت نه تنها امکان دارد، بلکه اتفاق هم می افتد، ولی شاید نتوان چنین چیزی را ارتباط نامید و منظور سؤال کننده هم نباید چنین ارتباط و رؤیتی باشد.

 

ب- امام را ببیند و بشناسد.

 

در این که این نوع ارتباط حضوری؛ یعنی شخص در محضر امام باشد، امام را ببیند و بشناسد امکان دارد یا نه؟ در جواب باید گفت: بله امکان دارد چون مقتضی موجود است و مانع مفقود؛ یعنی دلیلی ندارد اگر شخصی به لحاظ  آمادگی معنوی و دوری از گناه، قابلیت و شایستگی داشته باشد حضرت با او ملاقات نکند! پس این امکان وجود دارد، مگر این که مصلحتی در عدم ملاقات باشد. علاوه بر این داستان های زیادی از علما و بزرگان و اولیا الله نقل شده که ایشان خدمت حضرت شرفیاب شده اند. بعضی از آنها حضرت را در حین ملاقات می شناختند و برخی دیگر بعد از ملاقات متوجه شدند که در محضر امام زمان خود بودند، اما ارتباط فقط منحصر به ارتباط حضوری به شکل ملاقات نیست. گر چه این نوع ارتباط بسیار لذت بخش و مفید است، ولی به راحتی نصیب هر کسی نمی شود. آنچه مهم است ارتباط قلبی است و عمل به دستورات حضرت در عصر غیبت.

 

۲٫ ارتباط قلبی؛ یعنی شخصی بدون این که در محضر امام حضور فیزیکی داشته باشد، قلب و روحش با امام ارتباط بر قرار کند، اعم از این که با زبانش با امام سخن بگوید و برای او دعا کند یا با قلبش سخن بگوید.

 

آیا چنین ارتباطی ممکن است و اگر ممکن است چه راه هایی برای برقراری بهتر این ارتباط هست؟

 

در پاسخ عرض می کنیم بله؛ چنین ارتباطی ممکن است. ائمه (ع) در هر حال، در هر زمان و در هر مکان که باشیم صدای ما را می شنود و از حال ما خبر دارند، ما در اذن دخول حرم ائمه اطهار (ع) می گوییم: “اشهد أنک تسمع کلامی و تشهد مقامی”؛[۶۳] یعنی گواهی می دهم که تو کلام مرا می شنوی و شاهد موقعیت من هستی. روایات زیادی هست که دلالت بر این دارند که ائمه و پیامبر اکرم (ص) از حال ما خبر دارند. در ماجرای اویس قرنی می خوانیم که او علاقۀ زیادی به پیامبر داشت، اگر چه بسیار علاقه مند بود که آن حضرت را ببیند، ولی هیچ وقت موفق به دیدار محبوبش نشد و در عین حال پیامبر از او و از عشق او کاملاً با خبر بود. در روایتی فرمود : “رائحۀ بهشت از جانب قرن می وزد، ای اویس چقدر مشتاق توام. هر کس او را دید سلام مرا به او برساند. حضرت در ادامۀ حدیث می فرماید: او هرگز مرا نخواهد دید و بعد از من در رکاب علی (ع) در صفین به شهادت می رسد.[۶۴]

 

پس حجت خدا شاهد بر احوال ماست و از آنچه در دل داریم، بر زبان جاری کنیم یا نکنیم، با خبر است. پس ما به راحتی در هر حال می توانیم با امام خود سخن بگوییم و با او ارتباط داشته باشد.

 

بنابراین، ارتباط با امام زمان (عج) ممکن است. با خواستن و سعی و تلاش هم می توان هم ارتباط قلبی خود را با آن عزیز تقویت کرد و هم با نهایت کوشش و بندگی و دوری از گناهان به حضور حضرت شرفیاب شد. حتی می توان به جایی رسید که خود حضرت به دیدار انسان بیاید. البته باید به این نکته توجه کرد که اگر کسی این اعمال را انجام داد و باز هم موفق به دیدار نشد، نباید ناامید گردد. باید در کسب آمادگی و شایستگی بیشتر تلاش کند. البته نباید از این مطلب غفلت ورزید که چه بسا انسانی شایستگی لازم را پیدا کند، اما رسیدن به محضر امام به دلایلی به مصلحت او نباشد. ۳

 

دیدار امام زمان (عج)

 

اصل رؤیت و ملاقات با امام زمان در عصر غیبت امکان پذیر است. بسیاری از بزرگان که در عدالت آنان شکی نیست و می توان بر سخن آنان اعتماد کرد، جریان ملاقات یا دیدار خود با امام زمان (ع) را نقل کرده اند. حتی کتاب هایی درباره این دیدارها نگاشته اند و در آنها نام کسانی را که توفیق این زیارت را یافته اند ذکر کرده اند. این دیدارها هم در دوران غیبت صغرا و هم در عصر غیبت کبرا رخ داده است[۶۵].

 

در طول غیبت صغرا که حدود ۷۰ سال به طول انجامید، حضرت ولی عصر (عج) به وسیله نایبان خاص که خود تعیین کرده بودند، با مردم ارتباط داشتند. این نواب چهار گانه هر کدام یکی پس از دیگری، مدتی نیابت امام را عهده دار بودند. در طول این غیبت کوتاه مدت، هم این نایبان با امام ملاقات داشتند و هم گاه غیر این نواب نیز توفیق زیارت آن ماه تابان را می یافتند.

 

نائب خاص دوم، محمد بن عثمان عمری بود که بعد از پدر خود عثمان بن سعید به دستور امام عصر منصب نیابت را بر عهده گرفت و حدود ۴۰ سال  این سفارت را دارا بود.

 

از خود محمد بن عثمان روایت شده است که در جواب پرسش عبد الله بن جعفر حمیری که از وی پرسیده بود: آیا امام زمان را ملاقات کرده­ای؟ پاسخ داد: آخرین باری که حضرت را مشاهده کردم در بیت الله الحرام بود، در حالی که حضرت دعا می کرد و می گفت: “بار پروردگارا آن چه را به من وعده داده ای محقق ساز”.[۶۶]

 

هم چنین محمد بن عثمان گفته است امام را در حالی دیدم که پرده کعبه را در مستجار گرفته و می گفت: “پروردگارا از دشمنانت انتقام بگیر”.[۶۷]

 

از محمد بن عثمان نقل شده است که می گفت: سوگند به خدا که امام عصر (عج) هر سال در موسم حج حضور می یابند. او مردم را می بیند و آنها را می شناسد. مردم نیز او را می بینند، ولی نمی شناسند.[۶۸]

 

شواهدی که این سخن محمد بن عثمان را تأیید می کنند:

 

۱٫ امام صادق (ع) می فرماید: “مردم امام خود را از دست می دهند او در موسم حج حضور می یابد و مردم را می بیند، ولی مردم او را نمی بینند”.[۶۹]

 

۲٫در سیره عملی ائمه (ع) شاهد هستیم که خود این بزرگان می کوشیدند حج را ترک نکنند؛ به گونه ای که درباره امام حسن مجتبی (ع) گفته اند که حضرت بیش از بیست بار با پای پیاده در حج حضور یافتند.

 

در کتاب های فقهی نیز، فقها بابی را برای استحباب حج در هر سال و مداومت بر آن اختصاص داده اند.[۷۰]

 

بعید است که حضرت امام عصر از این فضیلت محروم شوند و سفارشی را که اجداد بزرگوارشان کرده­اند، به کار نبندند. از این رو می توان گفت یکی از جاهایی که حضرت در آن جا زیاد حضور می یابند، حرم خدا است؛ به ویژه در ایام حج.

 

۳٫ از روایات استفاده می شود که حضرت ولی عصر (عج) به دور از مردم و اجتماع نیستند، بلکه حضرت با مردم  و در میان آنها هستند و در اجتماعات شرکت می کنند، ولی مردم او را نمی شناسند. یکی از اجتماعات مهم در اسلام در ایام حج تشکیل می شود که به احتمال قوی حضرت در این محفل عظیم معنوی حضور دارند.

 

آثار اعتقاد به امامی زنده

 

تبیین این مسئله در گرو تبیین فلسفه‏ غیبت و مقوله انتظار و همچنین روشن شدن برکات وجود حضرت مهدى (عج) در دوران غیبت است. اما علت غیبت، سرّى است از اسرار و ما را بدان راهى نیست.[۷۱] ولى به کمک روایات و عقل به بعضى از حکمت‏هاى آن مى‏توان دست یافت. این حکمت‏ها را مى‏توان در دو بخش طرح کرد:

 

۱٫ آنچه که به حضرت مهدى (عج) مربوط مى‏شود.

 

۲٫ آنچه که مربوط به امور دیگر است.

 

اما بخش اوّل:

 

الف- در روایات آمده است که حضرت غایب شده است تا بیعت احدى در گردن آن حضرت نباشد.[۷۲]

 

ب- گاهى نجات از خطر قتل به عنوان فلسفه‏ غیبت آن حضرت شمرده شده است.[۷۳]

 

ج. بناست آن حضرت دنیا را متحول ساخته و دست به اصلاح همه جانبه بزند و تمدنى که بر اساس زور و زر و تزویر است، از ریشه بر کند و بر اساس ارزش‏هاى الاهى تمدنى نو بنیان نهد، این امکان ندارد، مگر این که مردم جهان تجربه حکومت ها و تمدن های مختلف را دیده باشند و ناکامی آنها را در تحقق آرمان های بشریت به چشم مشاهده کرده باشند تا انتظار جهانی برای تشکیل حکومت حضرت تحقق پیدا کند و زمینه پذیرش آن فراهم آید.

 

بخش دوم:

 

الف- امتحان بندگان از جمله مسائلى است که در روایات به عنوان فلسفۀ غیبت، بیان گردیده است.

 

امام موسى بن جعفر (ع) فرمود: “هنگامی که پنجمین فرزند امام هفتم غایب شد، مواظب دین خود باشید، مبادا کسى شما را از دین خارج کند. اى پسر من! براى صاحب الامر ناچار غیبتى خواهد بود، به طوری که گروهى از مؤمنان از عقیده بر مى‏گردند. خداوند به وسیله‏ غیبت، بندگانش را امتحان مى‏کند”.[۷۴]

 

ب- انتظار فرج عاملى در جهت خودسازى است.

 

انتظار، مقوله‏اى است که در پرتو غیبت معنا پیدا مى‏کند. تا غیبتى نباشد انتظارى محقق نمى‏شود. انتظار حکومت حق در واقع از دو عنصر نفى و اثبات ترکیب یافته است. بی گانگى با وضع موجود و عشق و علاقه به وضع بهتر. اگر این دو جنبه، در روح انسان به صورت ریشه‏اى رسوخ کند، سرچشمۀ دو اثر خواهند بود که عبارت اند از: ترک هرگونه همکارى و هماهنگى با عوامل ظلم و فساد از یک سو، و جلب آمادگى‏هاى جسمى و روحى براى شکل گرفتن آن حکومت واحد جهانى از سوى دیگر. این دو، عامل تحرک و آگاهى و بیدارى انسان است. از این رو است که انتظار فرج “عبادت” قلمداد شده است،[۷۵] و منتظران همانند کسانى‏اند که در خیمه حضرت مهدى (عج) یا زیر پرچم او هستند.[۷۶]

 

انتظار انقلابى که در آن گناهکاران و ستمگران و… جایى ندارند، مستلزم آن است که منتظر خود را به گونه‏اى بسازد که از این دسته نباشد.

 

اگر این مسئله، ضمیمه شود به روایاتى که بیان مى‏دارند؛ امام زمان (عج) در دوران غیبت به طور مداوم مراقب حال پیروان خویش است و همه هفته بر اعمال آنها نظر مى‏افکند،[۷۷] مى‏توان به دست آورد که اثر تربیتى اعتقاد به امام زنده، بیش از اعتقاد به امامى است که در آینده متولد مى‏شود و حکومت واحد جهانى را تشکیل مى‏دهد.

 

ج- انتظار علاوه بر این که موجب خودسازى فردى است، عامل خودسازى اجتماعى هم مى‏باشد؛ زیرا برنامه‏اى که انتظار آن را مى‏کشیم، فردى نیست، لذا منتظر واقعى، در اصلاح دیگران هم مى‏کوشد.

 

د- منتظران واقعى نه تنها با گسترش فساد مأیوس نمى‏شوند، بلکه وصول به هدف را در برابر خویش مى‏بینند، لذا در فساد حل نمى‏شود.[۷۸]

 

گر چه عدم یأس و مستهلک نشدن در فساد با فرض تولد امام زمان (عج) در زمان مقرر ظهور، هم قابل تصور است، اما بدیهى است که با فرض زنده بودن ایشان و… این دو اثر هم گسترده‏تر است و هم با دوام‏تر.

 

ظهور امام زمان همان قیام او است

 

در روایات معتبر علائمی برای ظهور امام زمان (عج) بیان شده است.که با پدیدارشدن حتمی آن علائم آن حضرت ظهور کرده و قیام خود را به جهانیان اعلام می دارند. و به عبات دیگر می توان گفت منظور از ظهور همان قیام آن حضرت می باشد. چرا که ظهور و حضور امام زمان (عج) به منظور قیام در مقابل ظلم و ستم و اجرای دستورات اسلام ازجمله عدالت است. بنابراین علائم ظهور امام زمان (عج) همان علائم قیام آن حضرت می باشند.

 

برای اطلاع از علائم ظهور و قیام مراجعه شود به:

 

۱٫ نمایه: گسترش ظلم و ظهور امام زمان (عج)، سؤال شماره ۱۳۷۳ (سایت: ۱۴۰۱).

 

۲٫ نمایه: علایم ظهور امام زمان (عج)، سؤال شماره ۲۱۹ (سایت: ۲۰۳۲).

 

۳٫ نمایه: ویژگی هاى جامعه‏ى بعد از ظهور حضرت مهدى (عج)، سؤال شماره ۱۲۷ (سایت: ۱۳۷۳).

 

علت ظهور نکردن امام زمان(عج)

 

غیبت امام زمان(عج) دارای حکمت هایی است که برخی از آنها برای ما بیان شده و برخی نامشخص و نامعلوم است. برخی از امور را می توان از حکمت های غیبت بر شمرد، ۱٫ امتحان و آزمایش بندگان خدا[۷۹]، ۲٫ محفوظ ماندن از بیعت با ستمکاران[۸۰]، ۳٫ حفظ اولاد مؤمن افراد کافر. روایتی از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: خدا در صلب کافران و منافقان نطفه افراد با ایمانی را به ودیعه نهاده است به همین جهت بود که علی (ع) از کشتن پدران کافر خودداری نمود تا اولاد مؤمن از آنان به وجود آید و بعد از آن به هر یک از آنان دست می یافت به قتلش مبادرت می کرد. همچنین قائم (عج) ما اهل بیت ظاهر نمی شود تا اینکه امانت های الهی از صلب کافران خارج شوند بعد از آن ظاهر می شود و کفار را به قتل می رساند.[۸۱]

 

ولی همه علل غیبت آن حضرت برای ما شناخته شده نیست؛ چنانکه بعضى از روایات‏ بیانگر این نکته‏اند که امامان معصوم از علت اصلى غیبت آگاهند، اما مأمور به بیان آن نیستند؛ لذا سر بسته و به طور اجمال حکمت‏هایى از آن را بیان کرده‏اند؛ دلیل این ادّعا روایت عبداللّه بن فضل هاشمى از امام صادق( علیه‏السلام ) است که امام به وى فرمود:

 

براى صاحب امر غیبتى است که چاره‏اى از آن نیست. هر مبطلى در آن شک مى‏کند. به او گفتم: فدایتان شوم، (غیبت) براى چیست؟ فرمود: براى امرى که اجازه ی کشف آن را براى شما نداریم. گفتم: حکمت غیبت او چیست؟ فرمود: حکمت غیبت او همان حکمت غیبت حجت‏هاى خداوند قبل از او است. حکمت آن کشف نمى‏شود مگر بعد از ظهور او. همان طور که حکمت سوراخ کردن کشتى و کشتن پسر و برپایى دیوار توسط حضرت خضر( ع (براى حضرت موسى( ع ) کشف نشد مگر هنگام جدایى آن‏ها.[۸۲]

 

عوامل ظهور امام زمان (عج)

 

هر چند عامل اصلی ظهور امام زمان (عج) “ارادۀ الاهی” است، ولی آنچه که انسان ها به عنوان زمینه سازی ظهور می توانند انجام دهند، ایجاد آمادگی در خودشان است؛ چون هر انقلاب و نهضتی که برای هدف معینی به وجود می آید، در صورتی پبروز است که زمینه های آن از هر جهت فراهم باشد، در غیر این صورت انقلاب با شکست روبرو خواهد شد.

 

قیام امام زمان (عج) از این قاعده مستثنی نیست و در صورتی می تواند پیروز شود که شرایط آن فراهم گردد.[۸۳]

 

پس آمادگی مردم از علل و عوامل مهم ظهور است؛ یعنی عموم مردم خواستار آن حضرت باشند و افکار عمومی برای تأیید و پشتیبانی ایشان مهیا باشد. به عبارت دیگر باید عوامل اختیاری و قابل تغییر غیبت آن حضرت را بر طرف نمود.

 

توضیح این که بر اساس آنچه در روایات، در بارۀ عوامل غیبت آمده، برخی از آنها در اختیار ما نیست و قابل تغییر نمی باشد مانند:

 

۱٫ بیعت کسی بر عهدۀ آن حضرت نباشد.[۸۴]

 

۲٫ محافظت ایشان از خطر کشته شدن.[۸۵]

 

۳٫ آزمایش الاهی.[۸۶]

 

۴٫ علل ناشناخته؛ چنان که بعضى از روایات‏ بیانگر این نکته‏اند که امامان معصوم از علت اصلى غیبت آگاه اند، اما مأمور به بیان آن نیستند. لذا سر بسته و به طور اجمال حکمت‏هایى از آن را بیان کرده‏اند. دلیل این ادّعا روایت عبداللّه بن فضل هاشمى از امام صادق (ع) است که امام به وى فرمود: براى صاحب امر غیبتى است که چاره‏اى از آن نیست. هر مبطلى در آن شک مى‏کند. به او گفتم: فدایتان شوم، (غیبت) براى چیست؟ فرمود: براى امرى که اجازۀ کشف آن را براى شما نداریم. گفتم: حکمت غیبت او چیست؟ فرمود: حکمت غیبت او همان حکمت غیبت حجت‏هاى خداوند قبل از اوست. حکمت آن کشف نمى‏شود، مگر بعد از ظهور او. همان طور که حکمت سوراخ کردن کشتى و کشتن پسر و برپایى دیوار توسط حضرت خضر براى حضرت موسى (ع) کشف نشد، مگر هنگام جدایى آنها.[۸۷]

 

روشن است که این عوامل در اختیار انسان ها نیست تا بتوانند تغییر دهند.

 

اما برخی دیگر از عوامل غیبت قابل تغییر است. چنان که در برخى از توقیعات شریفه به این مسئله اشاره شده است که بى‏وفایى مردم و گناهان آنان زمینه ‏ساز غیبت حضرت حجت شده است.

 

“اگر خداوند به شیعیان ما توفیق همدلى در وفاى به عهدى که بر ایشان است عنایت مى‏فرمود مبارکى دیدار ما براى ایشان به تأخیر نمى‏افتاد و در سعادت مشاهده ما با معرفتى شایسته و درست شتاب مى‏شد. چیزى ما را از ایشان محبوس نکرده است، مگر اعمال ناخوشایند و ناپسندى است که از آنها به ما مى‏رسد”.[۸۸]

 

مضمون این توقیع آن است که بى‏وفایى شیعیان نسبت به عهد و پیمان با آن حضرت موجب طولانى‏تر شدن غیبت و حرمان از وصال شده است. پس همدلى شیعیان در وفاى به عهد [آن حضرت] مى‏تواند عاملى براى تعجیل در ظهور باشد.[۸۹]

 

علاوه بر این مطالب باید توجه داشت که مردم در عصر غیبت، افزون بر تکالیف عمومى، در خصوص مسئلۀ غیبت وظایفى بر دوش دارند که با انجام آنها ضمن وصول به اجر و ثواب، گام‏هایى نیز در زمینۀ ظهور برخواهند داشت که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

 

 

 

الف- صبر:

 

در روایتى امام رضا (ع) مى‏فرماید: چه قدر نیکو است صبر و انتظار فرج. آیا نشنیدى این سخن خداوند را که: “فارتقبوا اِنّى معکم رقیب”. و این سخن او که: فانتظروا اِنّى معکم من المنتظرین. منتظر باشید من هم با شما در انتظارم. همانا فرج پس از ناامیدى مى‏آید و کسانى که قبل از شما بودند صبورتر از شما بودند. [۹۰]

 

تعبیر “علیکم بالصبر” صراحت دارد، در این که وظیفۀ شیعیان در عصر غیبت، صبر بر فراق است. البته روشن که صبر به معنای استقامت داشتن در اعتقاد و عمل و طی نمودن خط و مکتب آن حضرت است.

 

 

 

ب- انتظار:

 

هر چند از روایت بالا وظیفه انتظار نیز به خوبى معلوم مى‏شود، ولى دربارۀ انتظار باید گفت: پیامبر و ائمۀ اطهار با تأکید بسیار بر این امر پاى فشرده‏اند. در روایتى از پیامبر (ص) مى‏خوانیم که فرمود: برترین اعمال امت من انتظار فرج است.[۹۱]

 

على) ع) در پاسخ کسى که از وى پرسید: کدام عمل نزد خداوند محبوب‏تر است؟ فرمود: انتظار فرج.[۹۲]

 

امام صادق (ع) مى‏فرماید: نزدیک‏ترین حالت بنده به خداوند و راضى‏ترین چیز نزد او این است که هرگاه حجت خدا از آنها پنهان شود و برایشان ظاهر نشود و از آنها پوشیده شود و مکانش را ندانند در این هنگام صبح و شام منتظر فرج او باشند[۹۳].

 

روشن و بدیهی است که انتظار بر دو قسم است: انتظار تکوینى و انتظار تشریعى.

 

در انتظار تکوینى، منتظر بودن بیش‏تر به شکل منفى و همراه با سستى صورت مى‏گیرد، اما انتظار تشریعى، پویا و همراه با علم و عمل است. مؤید این سخن، کلام امام سجّاد) ع) است که مى‏فرماید: منتظران ظهور او برترین اهل هر زمانند؛ زیرا خداوند متعال به آنها عقل و فهم و شناختى عطا فرموده است که غیبت در نزد آنان به منزلۀ مشاهده گردیده است. آنان را در آن زمان به منزلۀ مجاهدان با شمشیر در کنار رسول خدا (ص) قرار داده است. آنان حقیقتا خالصند و شیعیان راستین و دعوت کنندگان به دین خدا در پنهان و آشکارند.[۹۴]

 

منتظر واقعى در بعد علمى، آن چنان معرفتى دارد که غیبت براى او همانند مشاهده است؛ یعنى در شناخت امام زمان خود، شک و تردید ندارد و در بعد عملى آشکارا و نهان به دعوت و تبلیغ مشغول است.

 

اگر منتظر منفى دست بر دست مى‏گذارد و به بهانه این که کارى از ما ساخته نیست و کارى براى زمینه سازى ظهور نمى‏کند، منتظر مثبت شب و روز بر علم و معرفت و عمل خود مى‏افزاید، خود را آمادۀ ظهور مى‏نماید، و تلاش دارد تا خود را از سنخ منتظر کند.

 

چکیدۀ سخن آن که در انتظار مثبت ایمان به غیب، گرایش به عدالت، تنفر از ظلم، اعتراف به حق و دعوت به خیر و صلاح نهفته است.

 

 

 

ج- دعا:

 

در برخى روایات عمده‏ترین وظیفۀ عصر غیبت را دعا دانسته‏اند. از جمله در توقیع اسحاق بن یعقوب که به وسیلۀ محمد بن عثمان دریافت شده است، فرمود: برای تعجیل در فرج زیاد دعا کنید… .[۹۵]

 

 

 

د- انقطاع:

 

در روایتى از امام صادق (ع) مى‏خوانیم که فرمود: “همانا این امر (ظهور مهدى) نمى‏آید شما را مگر پس از ناامیدى”.[۹۶]

 

در روایت دیگرى امام رضا (ع) مى‏فرماید: “همانا فرج پس از ناامیدى مى‏آید و کسانى که پیش از شما بودند صابرتر از شما بودند”[۹۷].

 

این بدان معناست که تا انسان چشم امید به قدرت‏هاى غیرالاهى داشته باشد، عطش عدالت مهدوى در او وجود ندارد و آن گونه که بایسته و شایسته است، مهدى‏جو و مهدى‏خواه نخواهد بود.

 

شاید به همین جهت یکی از نشانه‌های آغاز انقلاب امام زمان، فراگیری ظلم ‌و ‌جور در جهان بیان شده است. این مطلب را از دو راه می‌توان ثابت کرد:

 

۱٫ پبامبر گرامی فراگیری ظلم و جور را، نشانۀ آغاز انقلاب دانسته و در حدیثی که محدثان اسلامی نقل کرده‌اند، فرموده است: زمین را پر از قسط و عدل می‌کند، چنان که از ظلم و جور پرگردد.[۹۸]

 

۲٫ فشار و اختناق هرگاه از حدّ بگذرد، مایۀ انفجار می‌گردد. انفجارهای اجتماعی، مانند انفجار‌های مکانیکی است که در درجۀ معینی از فشار، انفجار رخ می‌دهد. در حقیقت گسترش فساد به وسیلۀ ضحاکان زمان، انقلاب را نزدیک تر می‌کند، در نتیجه بذر‌های انقلاب را آبیاری می‌نماید، تا لحظه‌ای که بحران به اوج خود برسد و انقلاب صورت پذیرد. البته باید توجه داشت که صرف گسترش فساد کافی نیست، بلکه رشد آگاهی هم در این زمینه لازم است.

 

مقصود از بالا رفتن سطح آگاهی، این است که انسان‌ها، به موقعیت و ارج وجود خود پی‌ببرند و تحمل ظلم و فساد را زندگی ننگین و مرگباری تلقی کنند که شایستۀ مقام انسان نیست. آن گاه با ارزیابی شرایط و امکانات خود و ستم قدرت‌های طاغوتی، بذر انقلاب را در سرزمین مستعد و آماده بپاشند و از راه های گوناگون، در آبیاری آن بکوشند. ناگفته پیداست، تا زمانی که در توده‌ها چنین آگاهی پدید نیاید و انسان ها بر ارزش خود واقف نگردند و امکانات خود و طرف را درست نسنجند، انقلاب کوری رخ می‌دهد که نمی‌تواند، مصالح مردم را تضمین کند.

 

به عبارت روشن‌تر، برای تحقق یک انقلاب، تنها گسترش فساد و یا وجود یک رهبر لایق کافی نیست، بلکه علاوه بر این، آمادگی روحی و فکری لازم است که مردم در موقع مناسب بهای انقلاب را که همان ایثارگری و شهادت در راه هدف است، بپردازند. در غیر این صورت، سستی، تنبلی و اکتفا به وضع موجود، در روح جامعه لانه می‌گزیند، و اندیشۀ انقلاب به ذهن آنان راه پیدا نمی‌کند و با تمسک به منطق “موسی به دین خود، عیسی به دین خود”، و یا “هر کس باید گلیم خود را از آب بیرون ببرد”، “من چه کار به کار دیگران دارم” و امثال این جملات، وضع موجود را که توأم با یک نوع راحت‌طلبی است، بر قیام و انقلاب و تحمّل زندان و شکنجه و قتل و اعدام ترجیح می‌دهد.[۹۹]

 

علاوه این که برای تحقق قیام حضرت مهدی (عج)، یک ارتش مهیا و نیروی ضربتی کارآمد لازم است که پشت سر امام (عج) ایستاده و گوش به فرمان وی باشد. از این جهت باید در جهنم سوزان ظلم و جور و فساد و تبعیض، افراد فداکاری پرورش یابند، تا پیام‌آور بهار عدالت باشند. این گروه باید به نیروی ایمان و تقوا مجهز گردند، و جانباز و فداکار باشند.

 

به طور خلاصه، گسترش فساد و ظلم، اگر منجر به “انظلام”؛ -یعنی پذیرش ظلم و ستم- بشود، هیچ‌گاه زمینۀ قیام علیه آن نخواهد شد. بلکه تنها در صورتی مفید است که مقدمه مبارزه در جهت تحقق عدالت و نیکی باشد. بدیهی است که این مقدمه نیز هیچ گاه عملی نخواهد شد، مگر زمانی که مردم، بدی ظلم را بدانند و در برابر آن، مظاهر صلاح و تقوای فردی و اجتماعی را نیز بشناسند و تنها راه این شناخت، دعوت مردم به سمت صلاح و تقواست.

 

احادیث فراوانی داریم که گروهی در زمان های مختلف با حرکت های اصلاح گرانه در جوامع بشری، زمینه ساز ظهور حجت خواهند بود. این احادیث در برخی از کتاب ها گرد آمده است.[۱۰۰]

 

در این جا به یکی از این احادیث اشاره می کنیم: صاحب کشف الغمه از پیامبر (ص) نقل می کنند که فرمود: “مردمی از مشرق خروج می کنند و برای حضرت مهدی زمینه سازی می کنند”.[۱۰۱]

 

 

 

هـ- تقوا و دوری از گناه:

 

در احادیثی که پیامبر (ص) و ائمۀ ‌اطهار (ع)، وظایف منتظران را معین کرده‌اند، همه جا سخن از تقوا، ورع، عفاف، صلاح، سداد، دوری از گناه و قرب به خداست. به عنوان نمونه، امام صادق (ع) فرمود: “هر کس خشنود می‌شود که از اصحاب قائم (ع) باشد، پس باید منتظر باشد و به ورع و اخلاق نیکو عمل کند، در حالی که منتظر است. اگر چنین شخصی، پیش از ظهور حضرتش بمیرد، اجر او مانند کسی است که زمان ظهور آن حضرت را درک کرده است. پس (در جهت نیکی‌ها) بکوشید و منتظر باشید. (این انتظار) گوارا باد بر شما ای گروه رحمت شده”.[۱۰۲]

 

علمای گذشتۀ ما، دربارۀ وظایف و تکالیف منتظران در زمان غیبت، کتاب هایی مستقل نوشته یا فصولی از کتاب های خود را اختصاص داده‌اند، مانند کتاب “نجم الثاقب” تألیف مرحوم حاج میرزا حسین نوری (متوفی ۱۳۲۷)، دو کتاب “مکیال المکارم” و “وظیفه مردم در زمان غیبت امام زمان (ع)” تالیف مرحوم میرزا محمد تقی موسوی اصفهانی (متوفی ۱۳۴۸). در این کتاب ها و مشابه آنها تنها بر اساس روایات ائمه (ع) به عوامل ظهور و وظایف منتظران اشاره شده است، البته از نظر عقلایى نیز مى‏توان گفت: تشکیل حکومت جهانى با آن عظمت و شکوه، به صورت دفعى هر چند محال نیست، اما دلیل عقلى یا نقلى معتبر بر چنین وقوعى نداریم. هر چند ممکن است خود ظهور به دلیل عدم توقیت (بیان نشدن وقت)، به طور “دفعی” و ناگهانى صورت گیرد، اما قطعا نمى‏توان گفت بدون هیچ زمینه‏اى انجام مى‏شود.

 

شهید مطهرى مى‏نویسد: بعضى از علماى شیعه که به برخى از دولت‏هاى شیعى معاصر خود حسن ظن داشته‏اند، احتمال داده‏اند که دولت حقّى که تا قیام مهدى موعود ادامه خواهد یافت، همان سلسله مورد نظر باشد.[۱۰۳]

 

این سخن بیانگر آن است که علماى شیعه به حکومت زمینه‏ساز عقیده داشته‏اند و این یک امر طبیعى است؛ چرا که وقتى انسان منتظر مهمان عزیزى باشد، سعى مى‏کند فضا و مکان و استقبال کنندگان را در حد امکان، با مقام فرد منتظر کاملاً همانند کند. چگونه ممکن است فرد منتظر، در انتظار کسى باشد که به دلیل اجراى عدالت، پیاده کردن احکام الاهى و جلوگیرى از فحشا، محکوم دادگاه او و طعمۀ شمشیر وى باشد؟

 

آیت اللّه مکارم شیرازى، دربارۀ آمادگى‏هاى لازم براى حکومت جهانى مى‏نویسد: براى این که دنیا چنان حکومتى را پذیرا باشد، چند نوع آمادگى لازم است:

 

۱٫ آمادگى فکرى و فرهنگى؛ یعنى سطح افکار مردم جهان آن چنان بالا رود که بدانند؛ مثلاً مسئلۀ “نژاد” یا “مناطق مختلف جغرافیایى” مسئلۀ قابل توجهى در زندگى بشر نیست و تفاوت رنگ‏ها و زبان‏ها و سرزمین‏ها نمى‏تواند بشر را از هم جدا سازد.

 

۲٫ آمادگى اجتماعى؛ مردم جهان باید از ظلم و ستم و حکومت های موجود خسته شوند، تلخى این زندگى مادى و یک بعدى را احساس کنند و حتى از این که ادامۀ این راه یک بعدى ممکن است در آینده مشکلات کنونى را حل کند، مأیوس گردند.

 

۳٫ آمادگى‏هاى تکنولوژى و ارتباطى؛ بر خلاف آنچه بعضى مى‏پندارند که رسیدن به مرحلۀ تکامل اجتماعى و رسیدن به جهانى آکنده از صلح و عدالت، تنها با نابودى تکنولوژى جدید امکان‏پذیر است، وجود این صنایع پیشرفته نه تنها مزاحم یک حکومت عادلانه جهانى نخواهد بود، بلکه شاید بدون آن وصول به چنین هدفى محال باشد. سپس مى‏افزاید معجزه، استثنایى است منطقى در نظام جارى طبیعت، براى اثبات حقانیت یک آیین آسمانى، نه براى ادارۀ همیشگى نظام جامعه.[۱۰۴]

 

۴٫ آمادگى‏هاى فردى؛ حکومت جهانى قبل از هر چیز نیازمند عناصر آماده و با ارزش انسانى است تا بتواند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعى را به دوش بکشد.

 

این در درجۀ اوّل نیاز به بالا بردن سطح اندیشه، آگاهى، آمادگى روحى و فکرى براى پیاده کردن آن برنامۀ عظیم را دارد. منتظر واقعى براى چنان برنامه مهمى نمى‏تواند نقش تماشاچى داشته باشد.[۱۰۵]

 

شرایط ظهور امام زمان(عج)

 

از آنجا که نهضت امام زمان(عج) یک انقلاب جهانی و همه جانبه است، برنامه بسیار عمیق و دشواری دارد (توجه شود که قرار نیست حضرت بر مبنای اعجاز حکومت کند) می خواهد تمام اختلافات نژادی و کشوری و زبانی و دینی را برطرف سازد و سرتاسر گیتی را با یک حکومت نیرومند اداره کند. یک چنین انقلاب عمیقی باید از درون دل های جهانیان سرچشمه بگیرد. بنابراین تا نوع بشر به حد کمال و رشد نرسد و برای پذیرفتن حکومت حق آماده نگردد مهدی موعود (ع) ظاهر نخواهد شد.[۱۰۶]

 

هشام بن سالم از حضرت صادق (ع) روایت کرده که فرمود: تا همه اصناف مردم به حکومت نرسند صاحب الامر قیام نمی کند برای اینکه وقتی حکومتش را تشکیل داد کسی نگوید: اگر ما هم به حکومت می رسیدیم با عدالت رفتار می کردیم.[۱۰۷]

 

براى این که دنیا چنان حکومتى را پذیرا باشد، چند نوع آمادگى لازم است:

 

الف). آمادگى فکرى و فرهنگى: یعنى سطح افکار مردم جهان آن چنان بالا رود که بدانند مثلاً مسأله «نژاد» یا «مناطق مختلف جغرافیایى» مسأله قابل توجهى در زندگى بشر نیست و تقاوت رنگ‏ها و زبان‏ها و سرزمین‏ها نمى‏تواند بشر را از هم جدا سازد.

 

ب). آمادگى اجتماعى: مردم جهان باید از ظلم و ستم و نظامات موجود خسته شوند، تلخى این زندگى مادى و یک بعدى را احساس کنند و حتى از این که ادامه این راه یک بعدى ممکن است در آینده مشکلات کنونى را حل کند، مأیوس گردند.

 

ج). آمادگى‏هاى تکنولوژى و ارتباطى: بر خلاف آن چه بعضى مى‏پندارند که رسیدن به مرحله تکامل اجتماعى و رسیدن به جهانى آکنده از صلح و عدالت، تنها با نابودى تکنولوژى جدید امکان‏پذیر است، وجود این صنایع پیشرفته نه تنها مزاحم یک حکومت عادلانه جهانى نخواهد بود، بلکه شاید بدون آن، وصول به چنین هدفى محال باشد؛ چون معجزه، استثنایى است منطقى در نظام جارى طبیعت، براى اثبات حقانیت یک آیین آسمانى؛ نه براى اداره همیشگى نظام جامعه.[۱۰۸]

 

د). آمادگى‏هاى فردى: حکومت جهانى قبل از هر چیز نیازمند عناصر آماده و با ارزش انسانى است تا بتواند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعى را به دوش بکشد.

 

پس براى پیاده کردن آن برنامه عظیم در درجه اول نیاز به بالا بردن سطح اندیشه و آگاهى و آمادگى روحى و فکرى است. منتظر واقعى براى چنان برنامه مهمى نمى‏تواند نقش تماشاچى را داشته باشد.[۱۰۹]

 

همچنین حضرت نیاز به ۳۱۳ نفر اصحاب خاص دارد که دارای شرایط ویژه ای هستند. در روایتی امام جواد (ع) به عبدالعظیم حسنی فرمود: «… هنگامی که برای او این تعداد ۳۱۳ نفر از اهل اخلاص جمع شد، خداوند امر او را ظاهر خواهد کرد».[۱۱۰]

 

قیام های قبل از ظهور امام زمان (عج) در روایات

 

بعضی از افراد ادعا کرده اند که مطابق آنچه در بعضی از روایات وارد شده است که هر قیامی قبل از قیام حضرت مهدی (ع) از نظر اسلام و شیعه مردود است.

 

از جمله گفته اند در روایتی (درمقدمۀ صحیفۀ سجادیه از امام صادق (ع)) آمده  است که در آن، هر خروجی را قبل از ظهور، مایۀ بلا و اندوه ائمه و شیعیان می داند.

 

در پاسخ باید بگوئیم : اگر این روایت را از لحاظ سند، غیر قابل خدشه بوده و صدور آن را از امام ششم (ع) مسلم بدانیم، نکاتی در متن همان حدیث خواهیم یافت که با دقت در آن، نمی توانیم هر حرکت انقلابی قبل از ظهور حضرت مهدی (عج) را زیر سؤال ببریم! در این راستا، به دو نکتۀ زیر توجه نمایید:

 

۱٫ در این حدیث آمده است که امام صادق (ع)، بعد از شنیدن ماجرای قیام و شهادت یحیی بن زید، به شدت ناراحت شده و گریست! اگر ایشان، کاملا این حرکت را مردود و خودسرانه دانسته و آن را در خلاف جهت منافع شیعیان ارزیابی می نمودند، دلیل این همه ناراحتی و گریه برای شکست ایشان چه بوده است؟! البته ممکن است، پاسخی ارائه شود، مبنی بر این که ناراحتی ایشان، از بابت حس ترحمی نسبت به یحیی بود که از پسر عموهای ایشان به شمار آمده و به هیچ وجه، تأیید کننده حرکت انقلابی ایشان نبوده است، اما با فرض پذیرش چنین پاسخی، چه جوابی برای نکته بعدی خواهیم داشت؟

 

۲٫ در این حدیث، به نقل از امام صادق (ع) بیان شده که “هیچ شخصی از ما اهل بیت؛ قبل از ظهور حضرت مهدی برای مقابله با ظلم و ستمی و یا برای احقاق حقی قیام ننموده و قیام نخواهد نمود، مگر این که دچار بلا و گرفتاری خواهد شد و قیام او، ما و شیعیانمان را بیشتر به زحمت خواهد انداخت”.[۱۱۱]

 

اگر در متن عربی روایت دقت نمایید، علاوه بر عبارت “لا یخرج”، عبارت “ما خرج” را نیز خواهید یافت که با استناد به آن و با توجه به این که هیچ نشانی از استثنای قیام معصومان نیز در آن وجود ندارد، می توان تمام قیام های قبل از امام صادق (ع) را زیر سؤال برده و آنان را مردود شمرد!

 

در حالی که  امام ششم (ع) در مورد جنگ های دوران حضرت امیر (ع) و قیام خونین و شهادت طلبانۀ امام حسین (ع) نیز نظر مثبتی نداشته و آنها را نیز در جهت خلاف منافع شیعیان تلقی می نمودند؟!

 

با این که روایت فوق، اطلاق داشته و طبیعتا دایرۀ شمول آن، فعالیت های اصلاح جویانۀ این دو امام بزرگوار را نیز در بر خواهد گرفت، اما صد در صد مطمئنیم که امام صادق (ع) چنین عقیده ای نداشته اند.

 

بر همین اساس، روایت صحیفه را نمی توانیم معیار دقیقی برای ارزیابی تمام انقلابات و عملکردهای اصلاح طلبانه قرار دهیم، بلکه ممکن است این روایت، در شرایط تقیه صادر شده باشد و یا این که در صدد بیان این نکته باشد که چنین حرکاتی به نتیجۀ نهایی نخواهند رسید و حکومت آرمانی، تنها بعد از ظهور حضرت مهدی (عج) ایجاد خواهد شد و قیام های قبل از آن؛ حتی اگر لازم و واجب نیز باشند؛ با دشواری هایی روبرو شده و به مشکلات ظاهری و دنیوی شیعیان خواهند افزود که البته نمی تواند توجیه گر سکوت کامل و دست نزدن به هیچ حرکت اصلاحی باشد.

 

باید توجه داشت که روایاتی از این دست در زمانی صادر شده اند که به دلیل خلافت سلسلۀ ستمکار اموی، هر گونه حرکتی بر ضد آنان، مورد استقبال عمومی قرار می گرفت، حتی حرکت هایی که سردمداران آنها نیز نیتی الاهی و خیرخواهانه نداشتند! به عنوان نمونه، باقیماندۀ خوارج نیز؛ با این که خود مسیری اشتباه را می پیمودند، بر علیه حاکمان اموی نیز دست به شورش بر می داشتند!

 

پیشوایان شیعه، برای روشنگری پیروان خود، با اشاره به این که هر تحولی، لزوما به معنای اصلاح نیست، آنان را از همراه شدن با چنین حرکاتی باز می داشتند و این بدان معنا نبود که تمام حرکات انقلابی و لو در سطح محدود را به صورت قاطع محکوم نمایند.

 

در روایت دیگری امام صادق (ع) می فرمایند: “اگر به حرکتی انقلابی برخورد نمودید، خودتان سزاوارترید که انتخاب مناسبی داشته باشید! اما باید دقت کنید که هدف نهایی این حرکتتان چیست و تنها به این بسنده ننمایید که قیام زید بن علی را مورد استنادتان قرار دهید؛ زیرا زید انسان دانشمند و راست گویی بوده و برای اهداف شخصی خود قیام ننمود! او تنها شما را به پیروی از امامان اهل بیت (ع) فراخوانده و اگر هم پیروز می شد، یقینا به این پیمان خویش عمل می نمود…”!

 

در ادامه، ایشان قیام مسلحانه را در آن شرایط، به صلاح ندانسته و مطالبی را در ارتباط با قیام نهایی حضرت مهدی (عج) ارائه می فرمایند.[۱۱۲]

 

آنچه از تمام این روایات می توان به دست آورد، این است که تقدیر خداوند بر این قرار گرفته است که اصلاح کامل و بنیادین جامعۀ جهانی، تنها توسط امام زمان (عج) انجام پذیرد و ادعای آن توسط دیگران، تنها شعاری بوده که جامۀ عمل به خود نخواهد پوشاند، اما چنین تقدیری، مانع آن نیست که افراد با ایمان به وظیفۀ خود عمل نموده و در حد توان و امکان در راستای اصلاح جامعۀ خود بکوشند؛ زیرا در غیر این صورت، حتی قیام امام حسین (ع) نیز زیر سؤال حواهد رفت؛ چون قبل از ظهور منجی، انجام شده است! مطمئنا این حرکات اصلاحی محدود نیز تنها هنگامی مورد تأیید خواهد بود که توسط افرادی با ایمان قوی و در راستای اهداف الاهی انجام پذیرد.

 

امام خمینی (ره) در این رابطه فرمودند: “بله، البته آن پر کردن دنیا را از عدالت، آن را ما نمى‏توانیم پر بکنیم. اگر مى‏توانستیم، مى‏کردیم، اما چون نمى‏توانیم بکنیم ایشان باید بیایند. الآن عالم پر از ظلم است. شما یک نقطه هستید در عالم. عالم پر از ظلم است. ما بتوانیم جلوى ظلم را بگیریم، باید بگیریم؛ تکلیفمان است”.‏[۱۱۳]

 

گسترش ظلم و ظهور امام زمان(عج)

 

در بعضی از روایات در باره قیام و ظهور امام زمان آمده است: “یملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا”؛[۱۱۴] زمین را پر از عدل و داد می کند همان طور که پر از ظلم و ستم شده است. آن چه از این روایت فهمیده می شود آن است که ظهور حضرت و فراگیر شدن عدالت، زمانی است که ظلم و جور در جهان شیوع پیدا کرده است؛ یعنی ممکن است بعد از این که سال های زیادی از شیوع ظلم در جهان گذشت حضرت ظهور کنند. به عبارت دیگر، این روایات بیان می کند که گسترش و توسعۀ عدالت و ریشه کن شدن ظلم و ستم فقط به وسیلۀ امام زمان (عج) انجام می گیرد و در صدد بیان علایم ظهور نیست و نمی خواهد بیان کند که هر گاه جهان پر از ظلم شد حضرت ظهور خواهد کرد.

 

باید توجه داشت که فراگیر شدن ظلم یک امر نسبی است؛ یعنی می توان گفت از زمان حضور بشر در زمین ظلم همراه همیشگی انسان ها بوده و همواره عده ای ظالم و عده ای مظلوم بودند. پس نمی توان ادعا کرد؛ تنها در این دوره ظلم فراگیر شده است و قبل و بعد از آن به این شدت نبوده و نیست.

 

همچنین فراگیر شدن ظلم اگر به عنوان علائم باشد به معنای علت تامه برای ظهور نیست، بلکه به نحو اقتضاست و علائم و علت های دیگری نیز در این امر دخالت دارند و باید همۀ علائم و علل تحقق یابند تا امام زمان (عج) ظهور کنند.[۱۱۵]

 

بنابراین، به صرف وجود ظلم های بسیار در عالم نباید توقع قطعی داشت که حضرت به زودی ظهور خواهد کرد، هرچند با توجه به مطالبی که در روایات آمده است وظیفه داریم دائما چشم انتظار حضرت بوده و با فراهم کردن مقدمات ظهور، نزدیک تر شدن صبح ظهور را دعا کنیم.

 

امام زمان (عج) و تألیف کتاب و هدایت مردم

 

هم اکنون ما در دوره “غیبت کبری” به سر می بریم که دوران “نیابت عامه” است. به این معنا که در این دوره راهنمایی شیعیان به عهدۀ فقیهان و علمای بزرگ شیعه است، که دارای شرایط تعیین شده برای راهنمایی هستند و وظیفه و تکلیف مردم نیز اطاعت و پیروی از راهنمایی های آنان است. در پاسخ به این سؤال که آیا برای امام زمان (عج) مقدور نیست که از طریق نوشتن و فرستادن کتاب و نوشته مردم را هدایت کنند؟ باید گفت:

 

۱- غیبت آن حضرت به فرمان الاهی و بر اساس مصلحت هایی است که در این امر وجود دارد؛ از جمله فلسفۀ غیبت، عدم آمادگی بشر بوده است، اگر بشر آمادگی برای پذیرش خود امام را نداشته باشد آیا آمادگی برای پذیرش کتاب امام را خواهد داشت، مشکل بشر، نبودن کتاب از ناحیۀ آن امام نیست، اگر بشریت آمادگی لازم را دارا بود همین مقدار از دستورات قرآن و اهل بیت، که فعلا در دست ماست، کافی بود.[۱۱۶]

 

۲- با توجه به مصلحتی که برای غیبت امام زمان (عج) وجود دارد و ویژگی های زمان غیبت و عدم دسترسی همگان به امام زمان (عج) و …، اگر بنا بود کتابی در چنین شرایطی از طرف حضرت در این زمان نوشته شود مدعیان داشتن چنین کتابی زیاد می شدند و مطالب خود را به آن حضرت نسبت می دادند و تشخیص حق از باطل بسیار مشکل می شد. همان گونه که امروزه مدعیان دروغین ارتباط و ملاقات با آن حضرت کم نیستند و باعث انحراف و سوء استفاده های بسیاری شده اند.

 

۳- غیبت امام زمان (عج) فقط از نظر ظاهری است و از نظر معنوی رابطه آن حضرت با مردم قطع نشده است. در حدیثی از پیامبر (ص) دربارۀ دورۀ غیبت امام زمان (عج) آمده است: “ایشان مانند خورشید پنهان شده در پس ابر است که دیده نمی شود، اما مردم از وجود او بهره مند می شوند[۱۱۷].” بنا براین آن حضرت همیشه ناظر اوضاع بوده و هر جا نیازی باشد از را ه هایی که خود صلاح می دانند به هدایت امور می پردازند. چنان که از آغاز زمان غیبت کبری تا کنون جریان کارها به همین شکل بوده و هیچ گاه آن حضرت مردم را به حال خود رها نکرده اند. و بدیهی است که پرداختن به هدایت انسان ها، منحصر در نوشتن کتاب نیست.

 

رضایت امام زمان (عج) از مردم

 

مؤمنان و شیعیان امام زمان (عج)، برای آنکه مبادا خاطر شریف آن عزیز را مکدر نمایند و یا محروم از عنایات ویژۀ حضرتش گردند، برای قرب بیشتر و جلب توجه خاص آن حضرت در راه تعالی و تکامل باید بیشتر تلاش کنند و مواظب باشند که نکند خدای ناکرده با اعمال و کردار ناپسند خویش خاطر آن حضرت را از خویش مکدر نمایند.

 

امام زمان (عج)، امام رئوف و مهربان و دلسوز همۀ انسان ها، بلکه همۀ موجودات است؛ زیرا امامان (ع) برنامه و اهدافشان همان برنامه و اهداف پیامبر گرامی اسلام است. قرآن مجید دربارۀ پیامبر (ص) می فرماید: “لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ”؛[۱۱۸] یعنی آنچه شما را آزار می دهد بر او سخت و گران است و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.

 

با توجه به مهربانی امام زمان (عج) او انتظار سخت و مشکلی از ما ندارد. تنها چیزی که موجبات رضایت قلب مهربان آن حضرت از ما را فراهم می سازد، انجام واجبات الاهی و ترک محرمات است. بنابراین، اگر کسی به دستورات خداوند عمل نماید و وظایفی را که خداوند بر او مقرر کرده است، به درستی انجام دهد، یقیناً امام زمان (عج) از او راضی خواهد بود. در این باره از امام صادق (ع) چنین نقل شده است:

 

أن رجلا قال للصادق (ع) یا ابن رسول الله فیم المروءه فقال: “أ لا یراک حیث نهاک و لا یفقدک من حیث أمرک”.[۱۱۹]

 

شخصی از امام صادق (ع) سؤال کرد، مردانگی در چیست؟ امام (ع) فرمود: “نبیند خداوند ترا در معصیتی که از آن نهی کرده و ببیند در طاعتی که به آن امر کرده است.

 

وَ رَوَى الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (ع) أَنَّهُ قَالَ: “لِبَعْضِ وُلْدِهِ یَا بُنَیَّ إِیَّاکَ أَنْ یَرَاکَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی مَعْصِیَهٍ نَهَاکَ عَنْهَا وَ إِیَّاکَ أَنْ یَفْقِدَکَ اللَّهُ تَعَالَى عِنْدَ طَاعَهٍ أَمَرَکَ بِهَا وَ عَلَیْکَ بِالْجِدِّ وَ لَا تُخْرِجَنَّ نَفْسَکَ مِنَ التَّقْصِیرِ فِی عِبَادَهِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یُعْبَدُ حَقَّ عِبَادَتِهِ وَ إِیَّاکَ وَ الْمِزَاحَ فَإِنَّهُ یَذْهَبُ بِنُورِ إِیمَانِکَ وَ یَسْتَخِفُّ بِمُرُوءَتِکَ وَ إِیَّاکَ وَ الْکَسَلَ‏”.[۱۲۰]

 

در سفارش موسی بن جعفر (ع) به برخی از فرزندانش آمده است: “ای فرزندم بپرهیز از این که خداوند ترا در معصیتی که از آن نهی کرده ببیند و برحذر باش از این که ترا در طاعتی که به آن امر کرده نبیند…”.

 

اما کسانی که وظایف و واجبات خود؛ مانند نماز، روزه، حجاب، خمس، زکات و … را انجام نمی دهند و از محرمات و کارهای حرام پرهیزی ندارند، یقیناً امام زمان (عج) از آنان راضی نخواهد بود، هرچند در اعمال مستحبی؛ مانند رفتن به زیارت و عزاداری امام حسین (ع) و رفتن به جمکران و … شرکت فعال داشته باشند.

 

بنابراین، آنچه را که به طور خلاصه در این مقال می توان گفت: این است که رضایت امام زمان (عج) در رضایت خداست و رضایت خدا در عمل به دستورات الاهی است که همان انجام واجبات و ترک محرمات باشد؛ زیرا که امام زمان (عج) خود مکلف به احکام و دستورات شرع مقدس اسلام و حافظ ارزش های دینی است..

 

برای آگاهی بیشتر در این زمینه رجوع شود به نمایۀ: چگونه می شود محبوب خداوند واقع شد؟ سؤال ش ۲۶۱٫

 

برکات وجود ی امام زمان در دوران غیبت

 

همانگونه که وجود امام زمان و سایر امامان در زمان حضور و ظهور ایشان دارای برکات و فوائد بزرگی است .در زمان غیبت نیز وجود او منشأ برکات فروانی است از جمله:

 

۱٫ امیدبخشى؛ اعتقاد به امام زنده‏اى که هر لحظه امید به ظهور آن است، همچون زنده بودن فرمانده در میدان جنگ است که موجب دلگرمى و امید به پیروزى در سربازان است.

 

۲٫ اثر تربیتى و خودسازى؛ توجه به نظارتى که از طرف امام (عج) هر هفته نسبت به پیروانش اعمال مى‏گردد، مى‏تواند تأثیر ویژه‏اى روى افراد بگذارد؛ زیرا از برخى آیات مانند “و قل اعلموا فسیرى اللَّه عملکم و رسوله و المؤمنون” بگو عمل کنید، خداوند و فرستادۀ او و مؤمنان اعمال شما را مى‏بینند.[۱۲۱] و روایات فراوانى که در مورد ارایۀ اعمال نیکان و فاجران (و گنه کاران) در هر روز، یا هر دوشنبه، یا پنج شنبه به پیامبر گرامى اسلام (ص) و امامان معصوم (‏ع) وجود دارد، ضرورت محاسبه و مراقبه‏ى اعمال امرى کاملاً روشن و مسلم است.

 

مؤمنان منتظر، خود و اعمال خود را حاضر در محضر آن وجود شریف مى‏دانند و از خوف این که مبادا خاطر آن عزیز را مکدر نمایند و موجب ناراحتى و یا محرومیت از عنایت ویژه ایشان شوند، مواظب اعمال و رفتار خویش بوده و براى قرب بیشتر و جلب توجه خاص آن حضرت، در راه تعالى و آمادگى بیشتر تلاش مى‏نمایند.[۱۲۲]

 

۳٫ پاسدارى آیین خدا؛ امیرمؤمنان، على (ع)، در کلامى نورانى و کوتاه، لزوم وجود رهبران الاهى در هر عصر و زمان را بیان فرموده: “آرى هیچ گاه زمین از قیام کننده با حجّت و دلیل خالى نمى‏ماند. خواه ظاهر و آشکار باشد، یا مخفى و پنهان. تا دلایل و اسناد روشن الاهى ضایع نگردد، و به فراموشى نگراید”.[۱۲۳]

 

با گذشت زمان و آمیختن سلیقه‏ها و افکار شخصى به مسائل مذهبى و گرایش‏هاى مختلف به سوى برنامه‏هاى ظاهر فریب مکتب‏هاى انحرافى و دراز شدن دست مفسده جویان به سوى مفاهیم آسمانى، اصالت پاره‏اى از این قوانین از دست مى‏رود و دست خوش تغییرات زیان بخشى مى‏گردد.

 

باید آیین اصیل حفظ گردد و جلوى تحریفات و تغییرات و خرافات گرفته شود و این آیین براى نسل‏هاى آینده محفوظ بماند، آیا جز این است که باید این رشته به وسیله‏ یک پیشواى معصوم ادامه یابد، خواه آشکار و مشهور باشد، یا پنهان و ناشناس (لئلا تبطل ححج اللَّه و بیناته)؟

 

سینه امام (ع) و روح بلندش، صندوق آسیب ‏ناپذیر حفظ اسناد آیین الاهى است که همه اصالت‏هاى نخستین و ویژگى‏هاى آسمانى این تعلمیات را در خود نگاه دارى مى‏کند تا: “دلایل الاهى و نشانه‏هاى روشن پروردگار باطل نگردد و به خاموشى نگراید”.[۱۲۴]

 

۴٫ تربیت یک گروه ضربتى؛ امام زمان (عج) در زمان غیبت همچون خورشید پشت ابر است.[۱۲۵] از برکات امام زمان (عج) در زمان غیبت این است که گروهى مى‏توانند از ابرها بالا رفته مستقیماً از شعاع آفتاب استفاده نمایند و در پرتو این ارتباط، تدریجاً ساخته شوند.

 

۵٫ نفوذ روحانى؛ (تربیت تکوینى از طریق ولایت تکوینى) امام زمان (عج) شخصیتى است بى همتا که سبب مى‏گردد، دل‏هاى آماده، در هر جا که باشند، تحت تأثیر جذبه مخصوص اشعۀ نیرومند و پر دامنه شخصیتش، قرار گیرند و از این طریق آن امام معصوم مى‏تواند به تربیت نفوس بپردازد، هر چند خود نفوس، چندان آگاه نباشد.

 

امام (عج) از نظر باطن بر اعمال مردم ولایت دارد و آنچه به باطن و حقیقت موضوع هدایت (دل‏ها و اعمال مردم) مربوط است، بر امام (عج) مکشوف است. لذا اعمال نیک و بد در نزد او حاضر و راه سعادت و شقاوت تحت نظر او است. پس مقام امامت توأم با هدایت است و این هدایت، به معناى ارایۀ طریق نیست، بلکه رساندن به مقصود مراد است؛ زیرا ارایۀ طریق، نمایاندن راه و خواندن مردم به سوی خدا، کار همه پیامبران و مؤمنان است.[۱۲۶]

 

۶٫ هدف آفرینش؛ جهان آفرینش همانند باغ با طراوتى است که انسان‏ها، درختان و بوته‏هاى این باغ اند و آنها که در مسیر تکامل‏اند، درختان و شاخه‏هاى پربار و منحرفین، علف‏هاى هرز این باغ مى‏باشند. هدف از آبیارى چنین باغى آن است که درختان میوه سیراب گردند نه علف‏هاى هرز “ان الارض یرثها عبادى الصالحون”.[۱۲۷] اگر روزى فرا برسد که تمام درختان باغ خشک شوند و گروه صالحان از روى زمین برچیده گردند، دلیلى بر آبیارى این باغ و ادامۀ فیض وجود نخواهد داشت. و امام معصوم (ع) چون انسان کامل است، سمبل گروه صالحان است و هدف اصلى آفرینش و از این جهت مورد خطاب قرار مى‏گیرد که: “لولاک لما خلقت الافلاک”.[۱۲۸] و یا بیان مى‏شود که: “لو بقیت الارض بغیر الامام لساخت”.[۱۲۹] و یا “بیمنه رزق الورى و بوجوده تثبت الارض و السماء؛”[۱۳۰] یعنى از برکت وجود حجت الاهى است که مردم روزى مى‏برند و به خاطر هستى اوست که زمین و آسمان بر پاست.

 

۷٫ واسطۀ فیض بودن؛ در عرفان گفته مى‏شود که حق در مقام ظهورات ذاتى، وحدت قاهره و در ظهورات متکثره فعلى، تعینات خاصه را اظهار مى‏دارد، ولى آن وحدت، بدون کثرت و این کثرت، بدون وحدت حقیقى است، لذا نیاز به تجلى سومى بود که بتواند مقام جمع و تفصیل را ارایه کند، برزخ بین عالم ربوبیت و عبودیت و جامع حق و خلق باشد. از سویى به عالم طبیعت مربوط باشد و از سویى دیگر به عالم واحدیت؛ یعنى واسطه‏اى باشد بین این دو عالم.

 

انسان کامل که مصداق بارزش امام معصوم (ع) است، از این دو نسبت برخوردار است و به خاطر همین واسطه‏ى فیض به ما سوى (کثرات محضه)، مظهر ربوبیتِ حق شده است. و اگر گفته شده که: “بهم یرزقون اللَّه عباده و بهم ینزل القطر من السماء و بهم تخرج برکات الارض”.[۱۳۱] سخنى گزاف و مبالغه نیست. با توجه به همین مقام است که امام باقر (ع) مى‏فرماید: “نحن الاسماء الحسنى”؛[۱۳۲] یعنى ما تمام و همه‏ى اسمای حسناى الاهى مى‏باشیم.

 

از این رو برپایى نظام آفرینش و اعطاى فیض به ما سوى اللَّه و هدایت و تربیت و خودسازى انسان‏ها، و… فرع بر وجود امام زنده‏اى است که از وجود او ما سوى اللَّه فیض ببرند و عطش خود را سیراب نمایند.

 

امام زمان (عج) و موعود ادیان

 

معرفی موعود آخرین دوران زندگی بشر امری است که از دیرباز ادیان و مکاتب مختلف به آن اهتمام ورزیده اند. و مشترکات زیادی در این زمینه دارند که به آنها اشاره می کنیم:

 

۱٫ وعدۀ بشارت ظهور:

 

این مسئله جزو عقاید مسلم اسلام است اسلام، یهودیت، مسیحیت و زرتشتیان است.

 

در قرآن و روایات اسلامی (مخصوصاً در تشیع) به تفصیل در این مقوله بحث شده است.[۱۳۳]

 

خداوند سبحان، در آیۀ “وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض…”،[۱۳۴] وعدۀ ظهور را داده است. از امام محمد تقی (ع) روایت شده که فرمود: “قائم ما همان مهدی موعود است… به آن خدایی که محمد را به پیغمبری فرستاد و ما را به امامت مخصوص داشت سوگند که اگر از عمر دنیا یک روز بیش هم باقی نمانده باشد خدا آن روز را طولانی می گرداند، تا مهدی ظاهر شود و زمین را از عدل و داد پر کند، چنان که از ظلم و جور پر شده است.[۱۳۵]

 

یهودیت

 

در آیین یهود نیز بارها بشارت ظهور ماشیح (mashiah) آمده است.[۱۳۶] “در آن روز سرور بزرگ مکائیلی خواهد ایستاد و … از خوابندگان در خاک زمین (مردگان) بسیاری بیدار خواهند شد بعضی در جهت حیات ابدی و بعضی برای شرمساری و حقارت ابدی”.[۱۳۷]

 

در این کلام به بحث رجعت در زمان ظهور مهدی (عج) که در عقاید اسلامی نیز مورد تأیید است اشاره شده است.

 

مسیحیت

 

پیروان دین مسیح (کاتولیک ها، ارتودکس ها، پروتستان ها) نیز در انتظار منجی موعودند. “و چون فرزند انسان در جلال خود جمع خواهد آمد، جمیع ملائکه مقدسه بر کرسی بزرگی خود قرار خواهد گرفت…”.[۱۳۸]

 

“و من از پدر سؤال می کنم و تسلی دهنده ای دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه باشد؛ یعنی روح راستی که جهان نمی تواند او را ببیند…”.[۱۳۹]

 

زرتشت

 

پیروان این آیین منتظر سه موعودند که هر یک به فاصلۀ هزار سال از یکدیگر ظهور خواهند کرد که همگی از فرزندان زرتشت خواهند بود که سومی (استوت ارته) آخرین موعود است.

 

“فر کیانی نیرومند مزدا آفریده را می ستاییم؛ … در هنگامی که گیتی را نو سازد… در آن هنگام که مردگان اگر برخیزند و به زندگان بی مرگی روی کند…”.[۱۴۰]

 

۲. شخصیت والا و منتخب:

 

در تمام ادیان شخصیت منجی موعود در جایگاهی ممتاز واقع شده، اما اسلام در رأس این ادیان ویژگی های فوق العاده ای برای حضرت مهدی (ع) درنظر گرفته است.

 

از دیدگاه اسلام (به ویژه تشیع) منجی دوران آخر در اوج ویژگی های مثبت انسانی و برگزیدۀ ویژه خداست. عصمت، واسطۀ فیض الاهی، دریچۀ نزول مواهب و برکات خداوند، محور هستی و باعث آرامش نظام هستی از جمله شاخصه های برجسته ای است که اسلام به حضرت ولی عصر (عج) منسوب می دارد. در سایر ادیان نیز همواره از جلال و شکوه موعود به زیبایی یاد شده است که گوشه ای از آنها در خلال متون منقول در این یادداشت قابل برداشت است.

 

۳٫ حکومت جهانی

 

بیشتر ادیان بزرگ حکومت منجی را حکومتی فراگیر و جهان گستر دانسته اند، به طوری که همگی ملل، ادیان و فرهنگ ها زیر لوای یک پرچم و با خوشی و رضایت مندی اجتماع خواهند کرد.

 

اسلام

 

“او خدایی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر تمام ادیان غالب گردد، اگرچه مشرکان خوش نداشته باشند”.[۱۴۱]

 

از این آیه برداشت می شود با ظهور مهدی (عج) نور اسلام به سراسر دنیا تابیده و تمام افراد بشر یا سر تسلیم و فرمان برداری فرود می آورند، یا در زیر تیغ عدالت هلاک خواهند گشت و پرچم اسلام در همه جا برافراشته و عزت مند خواهد گشت.

 

یهود

 

در زبور داود (ع) آمده است: “ای خدا، شرع و احکام خود و ملک و احکام خود را به ملک زاده عطا فرما تا … از دریا تا دریا و از نهر تا نهر تا دورترین نقاط زمین سلطنت کند…”.[۱۴۲]

 

مسیح

 

“… همۀ قبایل نزد وی جمع خواهند آمد…”.[۱۴۳]

 

۴٫ عدل و صلح جهانی

 

برقراری عدل و صلح جهانی و برچیده شدن سلطۀ ظلم و جور مبحثی است که غالباً هر جا که از منجی صحبت به میان آمده مورد تأکید بوده است.

 

اسلام

 

مبارک ترین بشارتی که به مؤمنان داده شده وعدۀ حکومت بر زمین، غلبه بر ظلم و جور و زندگی ایده آل و آرمانی بدور از ترس و وحشت و در اوج امنیت و رضایت است؛ “خداوند وعده داده آنان را خلیفۀ زمین گرداند… و دینی که برایشان پسندیده است استوار و نیرومند گرداند و ترسشان را به ایمنی تبدیل کند… تا تو را عبادت کرده و شرک نورزد”.[۱۴۴]

 

یهود

 

“و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساکین تو را به انصاف … و ظالمان را زبون خواهد ساخت… در زمان او صالحان خواهند شکفت… و جمیع امت های زمین او را خوشحال خواهند خواند”.[۱۴۵]

 

“… کیست که عدالت او را نزد پاهای وی می خواند… و او را بر پادشاهان مسلط می گرداند…”.[۱۴۶]

 

در آیین هندو نیز آمده است: “چرخش روزگار به پادشاهی عادل در آخرالزمان می رسد که …”.[۱۴۷]

 

۵٫ صالحان و مظلومان وارثان زمین

 

این موضوع نیز در غالب ادیان مطرح شده است و امید همه به روزی است که جبهۀ به ظاهر قوی و قدرت مند ظلم در هم شکند و مظلومان و مستضعفان به قدرت برسند.

 

اسلام

 

“ما اراده کردیم که بر ضعفای زمین منت نهاده، پیشوا و وارث زمینشان گردانیم”.[۱۴۸]

 

“ما بعد از آن که در تورات نوشته بودیم در زبور نوشتیم که بندگان شایستۀ ما وارث زمین می شوند”.[۱۴۹]

 

یهود

 

زبور “… اما متوکلان به خدا وارث زمین خواهند شد… اما متواضعان وارث زمین شده از کثرت سلامتی متلذذ می شوند… صدیقان وارث شده ابداً در آن ساکن خواهند بود”.[۱۵۰]

 

زرتشت

 

“… که به سوشیانت پیروزمند و به سایر دوستانش تعلق خواهد داشت… تباهکار نابود خواهد گردید و فریفتار رانده خواهد شد”.[۱۵۱] سوشیانت همان منجی است.

 

وجوه افتراق

 

محدودیت در حجم پاسخ ما را برآن داشت تا تنها به دو نکته از اساسی ترین تفاوت ها بین مکاتب و ادیان نگاهی اجمالی داشته باشیم.

 

هویت منجی و القاب وی

 

نوع بشر در همۀ ادوار تاریخ به دنبال معبود و سرپرستی برای پناه و پرستش می گشته اما غالباً به بیراهه و انحراف رفته و به ذات احدیت شرک ورزیده است. بحث منجی موعود نیز چنان اهمیت و جایگاهی برای ایده آل های بشر دانسته که همواره منتظر پیروزی و ظفرمندی حق بوده، اما باز اغلب در مورد شناخت منجی موعود دچار اشتباه شده و در حیطۀ گنجایش ذهنی اش افرادی را نامبرده است. مثلاً اسلام ناب منجی موعود را حضرت مهدی (عج) می داند آخرین امام معصوم که هم اکنون زنده و از دیده ها پنهان است. در اسلام اسامی و القاب متعددی برای آن حضرت ذکر شده است، تا آن جا که تنها در یک کتاب به ۱۸۲اسم اشاره شده است.[۱۵۲]

 

نام غالب در آیین یهود “ماشیح” است. مسیحیان نیز منتظر ظهور حضرت مسیح اند و اغلب از القاب “شیلو، روح راستی، پسر خدا و پسر انسان” در کتب مقدس نامبرده شده است.[۱۵۳]

 

زرتشت نام آخرین سوشیانس (منجی) خود را “استوت ارته” نامیده است. در آیین هندو “کالکی” نجات بخش موعود است و … .

 

۲. جایگاه و توجه ادیان به موعود منتظر

 

متأسفانه مسئلۀ ظهور منجی اگرچه بسیار مهم و حیاتی است، اما در ادیان غیر اسلام توجه کافی بدان نشده و به اندازۀ کافی مورد بحث قرار نگرفت. پیروان این ادیان غالباً به همین اندک مباحث هم توجه نداشته و به کلی این بحث در حاشیه قرار داده اند و هیچ مسئولیتی را متوجه خود نمی دانند. در این میان اسلام ناب، هم عظمت و جایگاه رفیع منحصر به فردی برای حضرت مهدی (عج) درنظر گرفته و هم برای منتظران ظهور مسئولیت های خطیر و سنگینی را در باب انتظار فرج درنظر گرفته است. از منظر اسلام همین بس که وجود مبارک حضرت مهدی (عج) شخصیتی است معصوم (عاری از هرگونه خطا و عصیان)،[۱۵۴] واسطۀ فیض الاهی،[۱۵۵] و دریچۀ رحمت حق، همچنین باعث وجود آرامش جهان که اگر لحظه ای زمین از وجودش خالی شود، زمین تمام اهلش را در خود فرو خواهد برد.[۱۵۶]

 

جمع بندی

 

اگرچه در بیان شباهت ها بیان شد که تمام ادیان و مکاتب منتظر ظهور منجی اند، منتظر روزگاری سرشار از عدالت و مهر و دور از ظلم و جورند، اما چنانچه در تفاوت ها ذکر شد، غالباً پیروان این ادیان به بیراهه رفته و در مورد عظمت وجودی، هویت و شخصیت منجی موعود و همچنین وظایف خود در دوران غیبت و قبل از ظهور موعود دچار غفلت و گمراهی شده اند.

 

امید که با تمسک به قرآن کریم این چشمۀ زلال حقیقت و روشنایی بتوانیم هرچه بهتر در کسب معارف الاهی کوشا باشیم.

 

لطف امام زمان (عج) به غیر مسلمانان

 

در هر جا کسی یافت شود که نیاز مبرم به راهنمایی امام (ع) یا به نظر خاص او یا به حضور فیزیکی او داشته باشد، بنا به مصلحت به طریقی این امر صورت می گیرد، چرا که خداوند سبحان بشر را بیهوده خلق نکرده و این تجهیزات عقل و روان به عبث نیافریده و اگر انسان توسط راهنمایی به طور مناسب رهبری نشود گمراه می گردد و نقض غرض خواهد شد. خداوندی که همۀ حوادث و امور در قبضیۀ قدرت اوست، رهبران آسمانی را به توانایی کافی مجهز ساخت تا آنها بتوانند انسان های حیرت زده را در هر دین و آیینی که باشند در صورت احتیاج و آمادگی آنها، یاری کنند، امید دهند و به راه راست هدایت کنند.

 

آیات قرآن و روایات فراوان برای اثبات آنچه گذشت وجود دارد که مهم ترین آنها را بیان می کنیم:

 

۱٫ در بیان هدفمند بودن خلقت انسان و لزوم هدایت او در قرآن کریم می خوانیم:

 

“جن و انس را جز برای عبادت نیافریدیم”.[۱۵۷]

 

۲٫ در بیان این که بحث هدایت و وجود هادیان شامل تمامی انسان هاست و مختص به قشر خاصی نشده است، خدای سبحان فرمود: “به راستی که تو بیم دهنده ای و برای هر قومی هدایتگری است”.[۱۵۸]

 

طبق این آیه از آنجا که هدایت انسان به صورت قانون کلی مطرح شده، همۀ اقوام و ملل از جمله یهودیان و گناهکاران را نیز شامل می شود و البته هدایت متضمن نظر عنایت و محبت نیز است: “بگو بدرستی که برای خداوند حجت های رساست”.[۱۵۹]

 

طبق نص این آیه در امر هدایت، هیچ نوع اختصاصی به مکان، زمان و یا قوم خاصی مطرح نیست و مشخص می شود که خدای سبحان برای همه جا و همه کس راهنمایی رسا و کافی دارد.

 

۳٫ در بیان نظر محبت آمیز رهبران آسمانی برای همۀ اهل زمین (یهود، هندو، لائیک و …)؛ امام باقر (ع) در جواب راوی که در مورد علت نیاز به پیامبر و امام می پرسد، این گونه پاسخ می دهد: “بدون آنها زمین پایدار نخواهد ماند و مرتفع شدن عذاب از اهل زمین به برکت وجود آنهاست” آن گاه به این آیۀ کریمه استناد فرمودند: “و ما کان الله لیعذبهم و أنت فیهم”.[۱۶۰] و بعد به سخن پیامبر گرامی اشاره فرمودند: “ستارگان مایۀ آرامش اهل آسمان و اهل بیت من موجب آرامش و امنیت اهل زمین اند. به واسطۀ آنها خداوند به بندگانش روزی و به اهل معصیت مهلت می دهد و در عذابشان تعجیل نمی کند”.[۱۶۱]

 

۴٫ در بیان اثبات قدرت امام (ع) بر جهان هستی و این که هر گونه دخل و تصرف برایشان مقدور است و در صورت لزوم امام (ع) به شیوه ای صلاح بداند حضور می یابند، امام حسین (ع) فرمود: “قسم به خدا که خداوند هیچ چیز نیافرید، مگر او را به اطاعت و فرمانبرداری از ما امر کرد”.[۱۶۲]

 

امام باقر (ع) مراد از رحمت واسعه در آیۀ مبارکۀ: “و رحمتی وسعت کل شیء”،[۱۶۳] را “علم امام” دانسته اند[۱۶۴]، که به خوبی گویای حضور علمی و معنوی امام در همه جای هستی است.

 

همچنین در رابطه با تفسیر آیۀ شریفۀ: “و لله المثل الاعلی”[۱۶۵] پانزده روایت معتبر و صحیح در دست است در آنها ائمۀ معصومین (ع) مظهر علم و قدرت خداوند سبحان معرفی شده اند.[۱۶۶]

 

امام صادق (ع) نیز در جایی فرمودند: “چگونه ممکن است امام، حجت بر اهل مشرق و مغرب باشد و آنها را نبیند و بر آنها قدرت نداشته باشد”.[۱۶۷]

 

راجع به قدرت و احاطۀ شخص حضرت ولی عصر (عج)، از مجموع آنچه بیان شد نظر مهر آمیز و هدایت گرانۀ امام زمان (عج) و لزوم حضور او در هر جا که نیاز و مصلحت حکیمانه باشد، اثبات می شود. نویسندۀ منتخب الاثر (حضرت آیت الله صافی) که اخبار و آثار فراوانی را در رابطه با حضرت مهدی (عج) بررسی کرده، هشت مورد از معجزات مهم که نشانگر تصرف ایشان در هستی است و قدرت و احاطۀ آن حضرت را نشان می دهد بیان کرده و در پایان می فرماید: حکایات فراوانی در بحار الانوار و کتب دیگر ذکر شده که به طور قطع از حد تواتر می گذرد و سندهای بسیاری از آنها در نهایت صحت است.[۱۶۸]

 

همۀ اینها احاطه و نظارت کلی حضرت مهدی (عج) را بر همه (حتی کفار، یهودیان و …) اثبات می کند.

 

البته عنایات و نظر خاص هدایتی حضرت، مخصوص کسانی است که مهیای دریافت فیوضات و مساعدت ها باشند، چه در سرزمین اسلامی و چه در سرزمین کفر.

 

خلاصه این که همان گونه که پیامبر اسلام (ص) رسالتش جهانی بود، امامان (ع) به عنوان جانشین آن حضرت هم امام تمام مردم اعم از مسلمان و غیر مسلمان هستند، منتها آنها (غیر مسلمان) توفیق پیروی و بهره مندی از راهنمایی های آن بزرگواران را ندارند. اگر امام زمان (عج) به غیر مسلمان ها نظر می کند، این به معنای تأیید کارهای خلاف اخلاق و خلاف انسانی آنها نیست، چرا که آنان با داشتن چنین حجت های الاهی، با سوء اختیار خود مرتکب چنین اعمالی می شوند.

 

انحراف از اعتقاد به امام زمان (عج) و مهدویت

 

پایداری در مسیر مستقیم از تشخیص راه نجات و ورود به آن، مشکل تر و برای رسیدن به سعادت اهمیت بیشتری دارد. چه بسیار افرادی در طول تاریخ بوده اند که در مسیر هدایت قرار گرفته اند و به درجات بالایی نیز رسیدند، اما در مقابل آزمایش های سخت الاهی تاب نیاورده و خود را به ورطۀ هلاکت انداخته اند. مثال روشن این افراد عالمی (بلعم باعوراء) است که خداوند به او از علوم الاهی داده بود و حتی طبق روایات[۱۶۹] مستجاب الدعوه شده بود، اما فتنه های دنیا او را فریفت و به جایی رسید که خداوند در قرآن او را به سگی تشبیه می کند که چه به او حمله کنی و چه او را رها کنی او به عوعو ادامه می دهد.[۱۷۰]

 

این جریان در میان پیروان همه مکتب ها و ادیان کم و بیش به چشم می خورد. در میان یاران و اصحاب ائمه (ع) نیز چنین افرادی به چشم می خورند که در مقابل مشکلات و خواسته های نفسانی و وسوسه های شیطانی تاب نیاورده و از نور هدایت اهل بیت خارج و به ظلمت گمراهی وارد شدند. به خصوص زمانی که ارتباط مستقیم با امام برای همگان امکان پذیر نبود. در زمان شهادت حضرت عسکری (ع) و آغاز غیبت حضرت ولی عصر (ع) و آغاز غیبت صغرا و مخفی کاری های امام عسکری (ع) (به دلیل فشار شدید دستگاه خلافت) باعث شد که بعضی افراد گمان کنند می توانند در این فضای گل آلود و تاریک به نفع خود بهره برداری نمایند.

 

شیخ طوسی[۱۷۱] و طبرسی[۱۷۲] تعدادی از افرادی که اطاعت از دستورات امام زمان (عج) و نواب صدیقشان را رها کرده و برای خود گروهی مجزا تشکیل دادند را نام برده اند.

 

شیخ طوسی اولین آنها را شخصی به نام شریعی معرفی کرده می گوید: او در ابتدا از اصحاب امام هادی (ع) و بعد از آن از اصحاب امام عسکری (ع) بوده است و در زمان غیبت اول کسی بوده که ادعای نیابت دروغین کرد و از طرف امام زمان نیز در لعن او توقیعی رسید و در نهایت خود به کفر گویی و الحاد رسید.[۱۷۳]

 

در زمان نیابت عثمان بن سعید تنها از شریعی به عنوان مدعی دروغین یاد شده است. البته از اشخاص دیگری به عنوان مذمومین و منحرفان یاد شده؛ مثل احمد بن هلال عبرتائی که شیخ طوسی از محمد بن یعقوب نقل می کند توسط عمری نایب اول توقیعی در ذم و فجور او خارج شد.[۱۷۴]

 

دیگر مدعی دروغین “محمد بن نصیر نمیری” است که شیخ طوسی در معرفی او گفته است: نمیری از اصحاب امام عسکری (ع) بوده است و بعد از وفات ایشان مدعی بابیت شد و خود را همراه امام زمان معرفی کرد. او نیز با کفریاتی که گفت مفتضح شد. سعد بن عبد الله می گوید: نمیری ادعای ربوبیت علی بن محمد (ع) را کرده بود و این که او از طرف آن حضرت مبعوث شده است و ازدواج با محارم و ازدواج مرد با مرد را حلال می دانست.[۱۷۵]

 

شخص دیگر احمد بن هلال کرخی است که از اصحاب امام حسن عسکری (ع) بوده است. زمانی که شیعیان بر وکالت محمد بن عثمان اجماع کردند، احمد بن هلال او را به وکالت قبول نکرد و شیعیان از او دوری گزیدند و او را لعن کردند. بعد از مدتی نیز توقیعی توسط ابوالقاسم حسین بن روح در لعن او صادر شد.[۱۷۶]

 

شخص دیگری که دچار انحراف گردید “ابو طاهر محمد بن علی بن بلال” است. طبق نقل ابو غالب الزراری، ابو طاهر در جلسه ای خصوصی اعتراف کرده بوده که در خانۀ محمد بن عثمان، نائب دوم، حضرت مهدی (عج) را دیده و آن حضرت به او فرمان داده اموالی از امام که در دست دارد را به محمد بن عثمان باز گرداند. اما هم چنان از اطاعت نائب دوم حضرت و تبعیت از امام سر باز می زده تا آن جا که شیعیان او را ترک و لعن کردند.[۱۷۷]

 

شیخ طوسی عدۀ دیگری را معرفی می کند که در زمان نواب بعدی انحرف آنها اتفاق افتاده است. اسامی این افراد را مرحوم مجلسی نیز از کتاب احتجاج طبرسی روایت کرده است.[۱۷۸]

 

با دقت در تاریخ تا حدی می توان علل و انگیزۀ انحراف این افراد را به دست آورد:

 

۱٫ ضعف و سستی پایه های ایمان، با توجه به حوادث روزگار و مشکلات گوناگونی که در زندگی هر فرد اتفاق می افتد تنها افرادی قادرند تا آخر مسیر حق باقی بمانند که از درجه ایمان بالایی بر خوردار باشند، اما افراد سست ایمان، به ویژه اگر دارای مقام و موقعیتی باشند دیر یا زود دچار انحرافاتی خواهند شد.

 

۲٫ تأثیر پذیری از اندیشه های غلو و غالیان، دکتر جاسم حسین، منحرفان زمان غیبت صغرا را از غلات می داند و به این مضمون می گوید: غیبت امام زمان باعث بسط تدریجی نقش سفیران شد. در عین حال برای مدعیان جانشینی امام به بهانۀ نمایندگی حقیقی، موقعیت فعالیت فراهم گردید. این مطلب عمدتا در طول غیبت صغرا از ناحیۀ غلات صورت گرفت… .[۱۷۹] همچنین او مدعیان مقابل عثمان بن سعید را دارای روابط مشخص با منحرفان زمان امام هادی و امام عسکری (ع) می داند و بر این عقیده است که کسانی که در برابر عثمان بن سعید عمری ادعای وکالت امام زمان را داشته اند تحت تعلیم غلات زمان امام دهم و یازدهم بوده اند.[۱۸۰] این مطالب نشان دهندۀ این است که عموما رفتار مدعیان از ابتدا با تعالیم ائمه متفاوت بوده است.

 

۳٫ مال و دنیا طلبی یکی از مهم ترین اسباب انحراف انسان است. این انگیزه، افراد بسیاری را فریفته و به دروغ بستن به خدا و به اولیای او واداشته و از آن جا که اکثر مدعیان دروغین قبل از ادعای خود از اصحاب ائمه (ع) بودند و اموال بسیاری از مردم در دستشان بود، تا آنها به ائمه (ع) یا نواب خاص منتقل کنند، با ادعای نیابت امام زمان یا با انکار امام توانستند صاحب اموال بسیار شوند. به عنوان مثال شیخ طوسی نقل می کند ابو طاهر محمد بن علی بن هلال با ادعای نیابت از تحویل اموال بسیاری که به اسم امام (ع) در دست داشت خودداری کرد.[۱۸۱]

 

۴٫حسادت و بدبینی هایی که در بین اصحاب ائمه (ع) به دلایل برتری مقام و منزلت بعضی از آنان به وجود می آمد، علت دیگری برای ادعاهای دروغین است. مدعیان با این ادعاهای دروغین سعی می کردند درجه تقرب خود به ائمه (ع) را به حد نواب خاص حضرت برسانند و منکر امتیازات و برتری های دیگران شوند. انحراف آنها از این ادعاها شروع می شد و به ادعاهای بالاتری چون نبوت و الوهیت نیز می رسید.

 

این بخشی از علل و انگیزه های انحراف است که در همۀ زمان ها وجود دارد. ما نیز هر لحظه در تیررس چنین خطرات بزرگی هستیم که باید به خدا پناه ببریم.

 

برای آگاهی بیشتر رجوع شود به:

 

نمایۀ: تاریخ و خاستگاه فکری بهائیت، سوال ۱۸۲، (سایت: ۱۴۸۳).

 

نمایۀ: خاستگاه و نظریات بهائیت،سوال ۱۷۷۱(سایت: ۱۷۸۲).

 

محیی الدین و امام زمان (عج)

 

نام اصلی محیی الدین عربی، محمد بن علی بن محمد بن احمد بن عبدالله حاتم طایی معروف به محیی الدین، مکنی به ابن عربی و ملقب به شیخ اکبر (۶۳۸ – ۵۶۰ ق) است.

 

محیی الدین عربی از عرفای بزرگ اسلام و از پایه گذاران علوم عرفانی و عرفان نظری است. وی از پرکارترین نویسندگان جهان اسلام است. در بین معاریف اهل عرفان بی همتا و در گذشته تا کنون بی نظیر است. موضوع اصلی رسالات او عرفان، حالات، واردات و تجارب قلبی است، ولی در عین حال در علومی همچون حدیث، تفسیر، سیره، فقه، کیمیا، جفر، نجوم، حساب، جمل و شعر، دارای آثاری است و تاکنون بیش از ۵۰۰ اثر از وی شناسایی شده است.[۱۸۲]

 

شخصیت کثیر الابعاد ابن عربی و افکار عمیق وی، در طول قرن های متمادی، بسیاری از رجال علم و دین را به سوی خود کشانید.

 

شهید محراب آیت الله قاضی در پاورقی کتاب انیس الموحدین، می نویسد: علمای شیعه و سنی در حق وی سه قول بیان کردند: جمعی او را تکفیر کرده اند، مانند علامه تفتازانی، عده ای وی را از اکابر اولیا دانسته اند، بلکه او را از جمله عرفای کاملین و اعاظم مجتهدین به شمار آورده اند و جمعی دیگر به ولایت او قائل شده، ولی مطالعۀ کتاب های او را حرام دانسته اند.[۱۸۳]

 

آیت الله جوادی آملی می نویسد: داوری های گوناگون پیرامون ابن عربی از زمان شهرتش تا کنون، از سوی صاحبان مذاهب و نحله ها، ابراز شده است. هر کس از ظن خود با وی مهر و قهر دارد… بعضی او را در بالاترین درجه حفظ و در حد عصمت می ستایند و برخی نیز او را در حد زنادقه می شناسند.[۱۸۴]

 

علامه شهید مطهری می نویسد: محیی الدین عربی، اندلسی است و اندلس جزو سرزمین هایی است که اهالی آن نه تنها سنی بودند، بلکه نسبت به شیعه عناد داشتند و بویی از ناصبی گری در آنها بود و در میان علمای اهل تسنن، علمای ناصبی، اندلسی هستند و شاید در اندلس شیعه نداشته باشیم و اگر داشته باشیم خیلی کم است. محیی الدین، اندلسی است، ولی روی آن ذوق عرفانی که دارد معتقد است، زمین هیچ گاه نمی تواند خالی از ولی و حجت باشد، نظر شیعه را قبول کرده و اسم ائمه و حضرت زهرا (س) را ذکر می کند تا می رسد به حضرت حجت و مدعی می شود که من در سال ششصد و چند حضرت را در فلان جا ملاقات کردم.[۱۸۵]

 

علامه حسن زاده آملی می نویسد: ابن عربی در کتاب “الدر المکنون و السر المکتوم” می گوید: اسرار قرآن بعد از پیغمبر نزد امیرالمؤمنین بود و بعد یک یک ائمه را می شمارد تا می رسد به حضرت بقیه الله (عج).[۱۸۶]

 

ابن عربی درکتاب “عنقاء مغرب فی ختم الاولیاء و شمس المغرب” در توصیف خصایص و شروط و کمالات خاتم الولایه به نقل امتیازاتی می پردازد که آنها را جز در شخص حضرت حجت (عج) و امام دوازدهم شیعیان نمی توان یافت، وی در آخر همان کتاب به تعیین صریح خاتم الاولیاء پرداخته، می گوید: بدون تردید امام مهدی منسوب به خاندان نبی اکرم (ص) است.[۱۸۷]

 

ایشان در باب ۳۶۶ فتوحات مکیّه که پیرامون معرفت یاران و وزرای حضرت مهدی در آخر الزمان است، این چنین می نویسد: خداوند را خلیفه ای است زنده موجود که ظاهر می گردد و ظهورش در زمانی اتفاق می افتد که دنیا پر از جور و ستم باشد و او دنیا را پر از عدل و قسط می فرماید. اگر از عمر دنیا نماند مگر یک روز، خداوند آن را طولانی می گرداند تا آن خلیفه ولایت کند، او از عترت رسول الله (ص) و جدش حسین بن علی بن ابی طالب است.

 

یکی از آثار شیخ اکبر ابن عربی رساله ای است به نام “الوعاء المختوم علی السر المکتوم” که در شئون ختم ولایت مطلقه مهدی موعود (ع) و نحوه ظهور آن حضرت تألیف، شده است.[۱۸۸]

 

نظر این عربی دربارۀ حضرت مهدی (عج) مانند شیعه است چنان که می گوید: همانا مهدی (عج) فرزند امام حسن عسکری (ع) است و در نیمۀ شعبان سال ۲۵۵ ق متولد شده است. او باقی خواهد بود تا آن که عیسی بن مریم (ع) بدو بپیوندد.[۱۸۹]

 

وی همچنین قائل به عصمت حضرت مهدی (عج) است و علمش را از طریق تنزیل الاهی می داند.[۱۹۰]

 

گفتنی است که بسیاری از علمای بزرگ شیعه در آثار و تألیفات خویش، از محیی الدین عربی، مطالبی را به عنوان استشهاد نقل کرده اند، از آن جمله: علامه امینی در کتاب “الغدیر” تحت عنوان احادیث نبوی در فضایل امام علی (ع) در منابع اهل سنت؛ “حدیث انا المدینه العلم و علی بابها” را از کتاب “الدرالمکنون” ابن عربی نیز نقل کرده است[۱۹۱]

 

تخریب مساجد در زمان ظهور امام عصر (عج)

 

از جمله اقداماتی که به امام زمان (عج) در هنگام ظهور آن حضرت نسبت داده شده است، و برخی روایات هم به آن اشاره دارد، تخریب برخی مساجد و اماکن متبرکه است.

 

ریشه این مسئله به روایاتی باز می گردد که پیرامون دوران ظهور سخن گفته و در برخی منابع روایی شیعه نقل شده است. البته این روایات از جهت متن و سند قابل دقت و بررسی هستند.

 

از جملۀ این روایات می توان به روایت ابو بصیر از امام صادق (ع) اشاره نمود. امام صادق می فرماید: قائم مسجد الحرام و مسجد الرسول را خراب می کند تا آنها را به وضعیت اصلی خود برگرداند و خانۀ کعبه را نیز به موضع خود بر می گرداند. و آن را بر اساس خود بنا می کند.[۱۹۲]

 

روایت دیگر از ابو بصیر بدون انتساب به امام صادق (ع) نقل شده است که اشاره به تخریب مساجد چهارگانه کوفه  و… دارد.[۱۹۳]

 

در رابطه با سند این روایات باید گفت: در سند این دو روایت علی بن حمزه بطائنی قرار دارد که از سران واقفیه بوده و تضعیف شده است.

 

شیخ طوسی در کتاب الغیبه در رابطه با عدم اعتماد به روایات واقفیه پس از نقل حکایت هایی در مذمت آنان گفته است: … روایاتی که در مورد طعن بر راویان واقفی مذهب رسیده است، بیش از آن است که بتوان شمرد، و آنها در کتاب اصحاب موجود است و من بخشی از آنها را نقل می کنم.[۱۹۴]

 

البته شاید بتوان گفت ضعف یک راوی در سلسله سند یک روایت دلیلی قطعی برای رد آن نباشد و چه بسا ضعف آن با روایات دیگر جبران شود. لذا در صورت پذیرش این دو روایت باید به چند نکته اشاره کرد:

 

الف: دین و مذهب همواره انسان ها را از سطحی نگری و تجمل گرایی زاید منع کرده است. در طول تاریخ اسلام به واسطۀ تسلط حکومت های نالایق که برداشت صحیحی از تعالیم اسلام نداشتند، مظاهر فرهنگ تمدن اسلامی به اشکال مختلف مورد تغییر قرار گرفت و ظاهر تجمل گرایی به مؤسسات دینی نیز سرایت نموده است. مساجدی که در صدر اسلام محل دعوت به دین و ارشاد و هدایت بود و حتی تصمیمات حکومتی مهم؛ نظیر امر به جهاد با مشرکان در آن جا تصمیم گیری می شد. و در واقع محل عروج انسان به شمار می رفت، در آخر زمان بعضی از این مساجد اهمیت خود را از دست داده و به جای تعلیم و ارشاد دینی در آنها، به گسترش کمی و تزیین آنها پرداخته می شود، در حالی که خالی از مؤمنان است؛ به همین دلیل است که پیامبر اکرم (ص) می فرماید: زمانی بر امت من خواهد رسید …. که مساجدشان در ظاهر آباد است، در حالی که از هدایت تهی و ویران می باشد… .[۱۹۵] امام زمان بر اساس رسالتی که دارد که همانا اصلاح دین و مبارزه با انحرافات دینی است به مقابله با این پدیده بر می خیزد و به پالایش مساجد از مظاهری که مورد رضایت دین نیست می پردازد، تا بار دیگر مساجد کانون توحید و خدا پرستی و عبادت و عروج انسان گردد.

 

ب: دیگر این که امور اصلاحی امام فراگیر است و شامل تمام حوزه های دین می شود. لذا وقتی سخن از خراب کردن مسجد به میان می آید از حیز انتفاع انداختن آن نیست، بلکه از روایات دیگر به همین مضمون استفاده می شود که حضرت در کیفیت بنای مساجد به شکلی که برای مردم مزاحمت ایجاده کرده، نظر دارد و برطرف کردن این اشکال نسبت به اماکن دینی از وظایف حکومت دینی است که امام در رأس آن قرار دارد. این امر نه تنها مذموم نیست، بلکه این پیام را برای انسان ها به همراه دارد که دین حتی در مقدس ترین مقوله ها ضامن حقوق آنها می باشد.

 

ابو بصیر از امام صادق (ع) در حدیثى طولانى روایت نموده که حضرتش فرمود: هنگامى که قائم ما قیام کرد چهار مسجد را در کوفه منهدم مى‏کند، هیچ مسجد مشرفى را نمى‏گذارد جز این که کنگره و اشراف آن را خراب مى‏کند و به حال ساده و بدون اشراف مى‏گذارد. شاهراه‏ها را توسعه می دهد. هر گوشه‏اى از خانه‏ها که واقع در راه عمومى است خراب می کند، و ناودان ها که مشرف به راه مردم است برمی دارد.[۱۹۶]

 

با توجه به روایت فوق روشن می شود که رعایت حقوق مردم که امروزه از آن به عنوان حقوق شهروندی یاد می کنیم، واجب و ضروری است و نباید به آن تعرض نمود، حتی با مستمسک قرار دادن امور دینی.

 

ج. در مورد تخریب مساجد چهارگانۀ کوفه که در برخی روایات آمده و در روایت فوق به آن اشاره شد، می توان گفت مراد از آن مساجدی باشد که زمان بنی امیه در کوفه ساخته شده اند. این مساجد توسط فرماندهان لشکر یزید و به شکرانه کشته شدن امام حسین (ع) در کوفه بنا شدند که بعدها به نام مساجد ملعونه شناخته شدند.[۱۹۷]

 

نام این مساجد در گفتاری امام باقر (ع) آمده است که می فرماید: در کوفه مساجدی مبارک و مساجدی ملعون وجود دارد، اما مساجد مبارک … و اما مساجد ملعونه همانا مسجد اشعث بن قیس، مسجد جریر بن عبد الله بجلی، مسجد ثقیف و مسجد سماک است.[۱۹۸]

 

همچنین حضرت علی (ع) از نماز گزاردن در پنج مسجد در کوفه نهی می نمود؛ مسجد اشعث بن قیس کندی، مسجد جریر بن عبدالله بجلی، مسجد سماک بن مخرمه، مسجد شبث بن ربعی و مسجد تیم.[۱۹۹] چهار مسجد از این مساجد را امام باقر (ع) به مساجد ملعونه تعبیر نموده اند که ممکن است در زمان حضرت قائم وجود داشته باشند و توسط ایشان تخریب شوند.

 

د. حضرت مهدی (عج) نیز در برخورد با بدعت ها و انحرافات اعتقادی مانند پیامبر رفتار می نماید و به مانند سیره وی عمل می کند. پیامبر اکرم (ص ) در شرایطی که برخی از منافقان با بهره برداری از احساسات دینی مردم با ساختن مسجد ضرار سعی در ضربه زدن از درون به دین و ایجاد تفرقه میان مؤمنان بودند،[۲۰۰] دستور تخریب مسجد ضرار را صادر نمود. از انتقاد شدید قرآن نسبت به مسجد ضرار و از شدت عملی که پیامبر اکرم (ص) از خود نشان داد و دستور ویران نمودن مسجد به خوبى روشن است که قصد و هدف هر کارى تا چه اندازه در باره آن مؤثر است. رویارویی منافقان با دین با سوء استفاده از امور مقدس، منحصر به زمان خاصی نیست. لذا پس از دوران پیامبر اکرم (ص) و تاکنون شاهد فعالیت منافقان و فرقه های منحرف در قالب ایجاد اماکن مذهبی هستیم که به کانونی جهت تضعیف و تحریف دین تبدیل شده اند، که اساسا امام زمان نیز مانند پیامبر( ص) با این جریانات برخورد خواهد کرد و دستور تخریب پایگاه های آنان که حتی ممکن است در پوشش مسجد باشد را صادر خواهد نمود.

 

هـ . نکتۀ دیگری که می توان یادآور شد، این است که بسیارى از مساجد و مشاهد طبق هندسه اسلامى ساخته نشده است، بلکه به دلیل رقابت با کلیساهاى مسیحى ساخته شده و کلیساهاى مسیحى هم در رقابت با معابد بت پرستان ساخته شده است و چون بررسى عمیقى به میان آید، برخى مساجد و مشاهد همان نقشه ساختمان هاى بت پرستان و تجدید هیکل ها و معابد بت پرستان روم و یونان است و با وضع عبادت عمومى و ساده اسلامى مناسبتى ندارد و اگر حکومت نافذ و اسلامى واقعى بر پا شود آن را خراب مى‏کند.[۲۰۱]

 

و. همچنین در طول تاریخ مساجدی به دست حاکمان جائر و با اموالی غصبی و ناحق ساخته شده اند که این امر  از نظر شرع مردود می باشد و قاعدتا امام زمان (ع) که حکومتی بر مدار قسط و عدل برپا می نماید، از این امر غافل نبوده و به برطرف نمودن این مشکل خواهد پرداخت.

 

ز. در مورد تخریب مسجد الحرام، کعبه، و مسجد النبی نیز روایات حاکی از ویران کردن آنها و از حیز انتفاع ساقط کردن نیست، بلکه آنچه در روایات بدان تصریح شده است، خراب کردن و بنای مجدد آنها است که این امر دلایل خاص خود را دارد. برای مثال خانۀ کعبه در طول دوره های مختلف تاکنون دچار دگرگونی شده است و بنا به روایتی پیامبر اکرم (ص) قصد اصلاح آن را داشت، لکن شرایط اجتماعی مانع از این امر بود.[۲۰۲]

 

مسجد پیامبر نیز از این قاعده مستثنا نبوده و بنا به روایاتی در زمان هایی بدون رعایت اصول شرعی دچار تغییر و تحول در ساختمان آن گردیده است. براساس این روایات خلیفه دوم مسجد پیامبر (ص) را تخریب نمود و برآن افزود و در اثنای این توسعه دادن، خانۀ عباس عموی پیامبر را نیز ضمیمه آن نمود. همچنین مقام ابراهیم (ع) را از خانه خدا دور ساخت، در حالی که مقام نزدیک بیت بود.[۲۰۳]

 

در هر صورت، پس از پیامبر بدعت هایی در دین به وجود آمد که دامنۀ آن به اماکن مقدس نیز سرایت کرد. لذا حضرت امیر (ع) می فرماید: والیان پیش از من امور بزرگی را که مخالف با نظر پیامبر است انجام دادند … پس چگونه است اگر فرمان دهم تا مقام ابراهیم را به جایی برگردانند که رسول خدا قرار داد … و خانۀ جعفر بن ابی طالب را از مسجد خارج سازم.[۲۰۴]

 

بنابراین، در زمان حضور امام مهدی (ع) به واسطه بسط سلطه و قدرت حکومت و انقیاد جامعه از امام، انتظار می رود بسیاری از بدعت ها که در طول تاریخ در حوزه های مختلف دین ایجاد شده است، اصلاح شود و از آن جمله اصلاح برخی از مساجد و اماکن متبرک است که همان گونه که گفته شد دچار دگرگونی شده اند.[۲۰۵]

 

بر اساس آنچه گفته شد، روشن می شود که تخریب مساجد و یا ویران کردن برخی مساجد و بازسازی آنها در عصر مهدی منتظر (عج) امری دور از انتظار و عجیب نخواهد بود. برخی از مساجد به دلیل عدم رعایت اصول شرعی بنا شده اند و نیز برخی از آنها تغییر ماهیت داده و پایگاهی برای مبارزه با دین شده اند که بر اساس روایات یاد شده تخریب می شوند. هم چنین برخی مساجد به دلایل تغییراتی که در طول زمان در حدود آن ایجاد شده، تخریب و بر اساس اولیه خود باسازی خواهند شد.

 

نقش زن در حکومت امام زمان (عج)

 

انقلاب جهانى مهدی موعود (عج)، تحول عظیمى را در جهان ایجاد خواهد نمود و کل عالم را در زیر پرچم اسلام واقعى و تعالیم حیات بخش آن قرار خواهد داد که در پى آن، جامعۀ زنان نیز از این تحول عظیم مستثنا نبوده و به جایگاه واقعى خویش برگردانده خواهد شد.

 

در روایات در مورد جایگاه خطیر زنان در زمان ظهور آمده است:

 

امام باقر (ع) فرمود: “… مهدى (عج) قیام مى‏کند… و با او ۳۱۳ مرد که ۵۰ زن با ایشان است، جمع مى‏شوند، بدون این که وعدۀ قبلى با هم نهاده باشند، مثل ابرهاى پراکنده به هم مى‏پیوندند و برخى در پى دیگرى مى‏آیند و این است تفسیر آیۀ (۱۲۸ سوره‏ بقره) که خدا در آن مى‏فرماید: “هر جا که باشید خدا همۀ شما را جمع مى‏کند؛ زیرا خدا بر هر کارى توانا است”. اینها بین رکن و مقام با مهدى (عج) بیعت مى‏کنند و مهدى (عج) با ایشان از مکه خروج مى‏نماید”.[۲۰۶]

 

در روایت دیگری امام باقر (ع) فرمودند: “… در زمان او حکمت و علم آن چنان گسترده مى‏شود که زن در خانۀ خودش بر طبق کتاب خدا و سنت رسول اللَّه (ص) قضاوت مى‏نماید”.[۲۰۷]

 

انتخاب نام امام زمان (محمد مهدی) برای فرزندان

 

در روایتی از امام صادق (ع) چنین آمده است: “هیچ کس به جز کافر نام صاحب الامر را بر زبان نمی‌آورد”.[۲۰۸]

 

در یکی از توقیعات حضرت صاحب الزمان (عج) چنین آمده است: “ملعون است، ملعون است کسی که نام مرا در محفلی بین مردم ببرد”.[۲۰۹]

 

روایات دیگری در این زمینه در کتاب های شیعه وجود دارد به طوری که علامه مجلسی در بحارالانوار یک باب به همین موضوع اختصاص داده است.[۲۱۰]

 

حال این نکته مهم است که بدانیم نام حضرت را که در روایات بر بیان نکردن آن تأکید بسیار شده است، چیست؟ در روایتی از پیامبر (ص) آمده است که “مهدی از فرزندان من است، اسم او اسم من و کنیه اش کنیه من است”.[۲۱۱] با توجه به این روایت می‌توان فهمید که نام حضرت مهدی (عج)، محمد است و نباید ایشان را با این نام خواند.

 

با کمی دقت در مطالب بالا  فهمیده می شود که نباید حضرت مهدی (عج) را با نام محمد بخوانیم؛ نه این که نام محمد را بر زبان نیاوریم و یا این که این نام را بر کودکان خود نگذاریم، بلکه منظور این است که هر گاه خواستید حضرت مهدی (عج) را بخوانید، از نام اصلی‌شان (محمد) استفاده نکنید.

 

نام بردن از امام عصر (عج) به چند گونه امکان دارد: ۱٫یاد کردن آن در کتاب‌ها؛ ۲٫ یاد کردن آن به کنایه؛ مثلاً‌ بگوید اسم او اسم رسول خدا است؛ ۳٫ یاد کردن نام ایشان در مواقع ترس که ممکن است ضرر جانی برای امام (عج) یا آن فرد داشته باشد؛ مانند یاد کردن نام ایشان در دوران غیبت صغرا؛ ۴٫ یاد کردن نام آن حضرت در حالتی که ترسی در کار نیست و تقیه لازم نیست؛ مانند دوران ما.

 

مورد اول و دوم به اتفاق علما اشکالی ندارد؛ زیرا علمای شیعه بالاجماع با این کار مخالفت نکرده‌اند.[۲۱۲] مورد سوم نیز به اتفاق نظر علمای شیعه اشکال دارد و حرام است.[۲۱۳] اما درباره مورد چهارم اختلاف نظر وجود دارد. برخی از علمای شیعه معتقدند که این کار اشکال دارد و برخی معتقدند که اشکالی ندارد؛ برای مثال علامه مجلسی معتقد است که کلاً یاد کردن امام زمان (عج) با نام محمد اشکال دارد؛ چه در دوران غیبت صغرا و چه در دوران غیبت کبرا.[۲۱۴] در مقابل علی بن عیسی اربلی از فقهای بزرگ شیعه معتقد است که منع تلفظ به نام مهدی (عج) تنها از روی تقیه بوده است و اکنون دیگر این تقیه وجود ندارد و در نتیجه این منع هم برطرف شده است.[۲۱۵]

 

بنابراین، می‌توان این طور جمع‌بندی کرد: اولاً: چیزی که از آن در روایات منع شده است، این است که امام زمان را با نام محمد بخوانیم؛ نه این که نام محمد را به کلی به کار نبریم و حتی برای فرزندانمان نیز این اسم را انتخاب نکنیم. ثانیاً: بین علمای شیعه دربارۀ این که آیا در دوران کنونی که ترس و تقیه‌ای در کار نیست، آیا باز هم یاد کردن امام زمان (عج) با نام محمد اشکال دارد یا نه، اختلاف است و برخی از فقهای بزرگ شیعه معتقدند در این دوران اشکالی ندارد و آنچه در روایات آمده مختص دوران غیبت صغرا است که شیعیان در حالت تقیه بوده‌اند.

 

دعا برای سلامتى امام زمان (ع)

 

دعا براى سلامتى امام عصر (عج) از جمله دستورات شرعى است که حکمت‏هایى را در بردارد و این حکمت‏ها و لو این که تماماً براى ما ناشناخته باشند، از امور واقعى هستند، چنان چه اگر پزشک دارو تجویز مى‏کند بى علت و بى حکمت نیست. به هر حال ما طبق دستور عمل مى‏کنیم و مطمئنیم که دعا براى سلامتى آن وجود مبارک بدون علت نیست. اما پیرامون حکمت دعا براى سلامتى امام زمان (عج) توجه شما را به نکات زیر جلب مى‏نماییم:

 

۱٫ از عوامل سلامتى آن حضرت (عج) همین دعاها است. نه به این معنا که اگر ما دعا نکنیم حضرت سالم نمى‏ماند، چون به هر حال حتماً کسان بسیارى هستند که همواره براى آن حضرت دعا مى‏کنند، بلکه اصل دعاى افراد، به طور على البدل مؤثر است؛ مثل این که اگر عده خاصى مرتد شوند، دین از بین نمى‏رود چون به هر حال ” فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرین‏ “؛[۲۱۶] یعنى اگر به فرض نسبت به آن کفر ورزند، (آیین حق زمین نمى‏ماند)؛ زیرا کسان دیگرى را نگاهبان آن مى‏سازیم که نسبت به آن، کافر نیستند، ولى این افتخار ما است که ما از آن عدّه باشیم. و یا مثلاً بر طبق قانون عام باید در مقابل امام حسین (ع) کسى باشد که… اما این که آن کس شمر باشد به اختیار او است و اعمال او در اجراى این قانون عام تأثیر داشته است.

 

۲٫ دعا براى سلامتى، شامل سلامت از بیمارى‏ها و ناراحتى‏ها، هرچند جزئى و کوچک، هم مى‏شود و آنچه قطعى است، اصل بقاى وجود آن حضرت است نه حتى آرامش و راحتى آن وجود عزیز، پس از این جهت هم دعا مؤثر است و منافاتى با اراده ازلى خدا هم ندارد.

 

شیعه و دست بر سر گذاشتن هنگام شنیدن نام امام زمان (عج)

 

دلیل دست بر سر گذاشتن و برخاستن هنگام شنیدن نام امام زمان (عج) ، دو روایت زیر است:

 

۱٫ در روایت معروف دعبل خزاعى شاعر اهل بیت (ع)، آمده است که وقتى قصیده مشهوری را خدمت امام على بن موسى الرضا (ع) مى خواند، هنگامى که به این بیت رسید:

 

خروج امام لامحاله خارج

 

یقوم على اسم اللّه و البرکات

 

ظهور امام (عج) قطعی است که ظهورش با نام خداوند و همراه با خیر و برکات است.

 

امام رضا (ع) دست بر سر نهاد و به عنوان احترام برخاست و از خداوند متعال فرج حضرت ولى عصر (عج) را در خواست نمود.[۲۱۷]

 

۲٫ از امام صادق (ع) سؤال شد که چرا به هنگام شنیدن نام «قائم» لازم است برخیزیم؟ فرمود: براى آن حضرت غیبت طولانى است و این لقب یادآور دولت حقۀ آن حضرت و ابراز تأسف بر غربت او است. لذا آن حضرت از شدّت محبت و مرحمتى که به دوستانش دارد، به هر کسى که حضرتش را با این لقب یاد کند، نگاه محبت‏آمیز مى‏کند. از تجلیل و تعظیم آن حضرت است که هر بنده خاضعى در مقابل صاحب (عصر) خود، هنگامى که مولاى بزرگوارش به سوى او بنگرد از جاى برخیزد، پس باید برخیزد و تعجیل در امر فرج مولایش را از خداوند منان مسئلت بنماید.[۲۱۸]

 

شهادت امام زمان و دوران پس ار آن حضرت

 

قرآن می فرماید: “هر نفسی مرگ را می چشد”. [۲۱۹]طبق این آیه که بیان کننده سنت الاهی در باره همۀ مخلوقات است، امام زمان (ع) نیز پس از برقراری عدالت جهانی و ایجاد حکومت جهانی از این دنیا می روند. اما آیا به مرگ طبیعی یا به شهادت؟ از دسته‌ای روایات استفاده می‌شود که آن حضرت به مرگ طبیعی از دنیا می‌رود. روایات زیر از آن جمله‌اند:

 

۱٫ ام سلمه از پیامبر خدا (ص) چنین نقل می‌کند:

 

مهدی از خاندان من و از فرزندان فاطمه است … او در میان مردم به سنت پیامبرشان عمل می‌کند، پس هفت سال درنگ می‌کند و آن گاه از دنیا می‌رود و مسلمانان بر او نماز می‌گزارند.[۲۲۰]

 

۲٫ در روایتی که در تفسیر آیه شریفه: “ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّهَ عَلَیهِم”‏[۲۲۱]؛ پس از [چندی] دوباره شما را بر آنان چیره می‌کنیم،  از امام صادق (ع) نقل شده چنین آمده است: [منظور] خروج [امام] حسین(ع) با هفتاد تن از یارانش [در زمان رجعت است] در حالی که کلاه‌خودهای زرینی که دو رو دارد بر سر دارند و اعلام کنندگانی به مردم می رسانند: این حسین است که خارج شده است، تا آن جا که مؤمنان هیچ شک و تردید درباره او نکنند و بدانند که او دجّال و شیطان نیست، و او است حجّت قائم [به حق] در میان شما و چون معرفت به این که آن حضرت همان حسین (ع) است در دل‌های شیعیان استقرار یافت، حضرت حجّت را مرگ فرا می‌رسد و کسی که آن جناب را غسل می‌دهد و کفن و حنوط می‌کند و به خاک می‌سپارد همان حسین [بن علی](ع) خواهد بود. جز وصی و امام هیچ کس متصدّی [کار کفن و دفن] وصی نمی شود.[۲۲۲]

 

۳٫ در روایت دیگری نیز امام صادق (ع) در پاسخ به این پرسش که اولین کسی که به دنیا رجعت خواهد کرد چه کسی است می‌فرماید: [امام] حسین (ع) در پی قائم (ع) خروج می‌کند … حسین (ع) به همراه آن گروه از یارانش که با او به شهادت رسیدند، به پیش می‌آید در حالی که هفتاد پیامبر او را همراهی می‌کنند، آن گونه که به همراهی موسی بن عمران فرستاده شدند. قائم (ع) انگشتر خود را به او واگذار می‌کند. پس حسین (ع) نخستین کسی است که عهده‌دار غسل و کفن و حنوط آن حضرت می‌شود و ایشان را در قبر خود قرار می‌دهد.[۲۲۳]

 

از دسته ا‌ی دیگری از روایات استفاده می‌شود که آن حضرت به شهادت خواهند رسید:

 

۱٫ از امام حسن مجتبی (ع) روایت شده است: “به خدا سوگند، پیامبر خدا با ما پیمان بسته است که این امر [امامت] را دوازده‌ تن امام از فرزندان علی و فاطمه به دست خواهند گرفت و هیچ کدام از ما نیست، مگر این که مسموم یا کشته می‌شود”.[۲۲۴]

 

۲٫ امام صادق (ع) نیز در این باره می‌فرماید: “به خدا قسم هیچ‌ یک از ما نیست، مگر این که کشته شده و به شهادت می‌رسد.[۲۲۵]

 

۳٫ از امام رضا (ع) نیز مشابه همین تعبیر، روایت شده است.[۲۲۶]

 

با توجه به این دو دسته روایات اظهار نظر صریح و قطعی در مورد چگونگی وفات امام‌مهدی (ع) مشکل به نظر می‌رسد.

 

اما با توجه به این که رابطه بین مرگ و شهادت عموم و خصوص مطلق است، یعنی مرگ اعم از مردن طبیعی و شهادت است و شهادت نیز نوعی از مرگ است نه خارج ار آن، از این رو می توان روایات دستۀ اول را حمل بر شهادت نمود و تعارض ظاهری را رفع نمود چون روایات دستۀ اول در مقام بیان اصل مرگ هستند نه کیفیت آن.

 

پس با فرض این که آن حضرت به شهادت برسند قاتل ایشان کیست؟ در کتاب إلزام الناصب به نقل از برخی از علما عبارتی نقل شده است که قاتل آن حضرت این گونه معرفی شده است: “هنگامی که هفتاد سال [حکومت حضرت] حجّت به پایان رسید، مرگ به سراغ او می‌آید. زنی از «بنی تمیم» به نام «سعیده» که ریشی چون مردان دارد، از بالای پشت بام هاون سنگی به سوی آن حضرت که در حال گذشتن از آن مسیر است پرتاب می‌کند و او را می‌کشد. پس از درگذشت آن حضرت. [امام] حسین (ع) عهده‌دار به خاک سپاری او می‌شود. [۲۲۷]

 

شهید سید محمد، محمد صادق، صدر نقدها و اشکالات متعددی بر این سخن وارد دانسته[۲۲۸] ازجمله می‌نویسد: این متن اساساً قابلیت اثبات موضوع [شهادت حضرت] را ندارد؛ زیرا روایت نقل شده از یکی معصومان نیست، بلکه از بعضی از علما که ما نمی‌دانیم کیست، نقل شده است. حتی اگر این متن ـ چنان که از ظاهر آن برمی‌آید ـ اشاره به مضامین برخی روایات داشته باشد، تبدیل به روایت مرسلی می‌شود که نه سند آن مشخص است و نه امامی که از او روایت شده است. افزون بر این که سند روایات یاد شده معمولاً ضعیف است و مضامین آنها دور از ذهن است به گونه‌ای که نمی‌توان با آنها چیزی را ثابت کرد.[۲۲۹]

 

پس از امام زمان (ع) و برقراری حکومت واحد جهانی به وسیله ایشان رجعت اتفاق خواهد افتاد. رجعت به این معنا است که پس از ظهور امام زمان (ع) برخی از جمله برخی از ائمه زنده می شوند. در روایات ما به رجعت برخی از پیامبران؛ مانند حضرت عیسی و برخی از ائمه؛ مانند امام حسین (ع) و برخی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) ؛ مانند سلمان فارسی، مقداد، جابر بن عبد الله انصاری، مالک اشتر و مفضل تصریح شده است. اصل رجعت از عقاید شیعیان است که روایات زیادی درباره آن وارد شده است تا آن جا که برخی مانند علامه مجلسی قائل به تواتر[۲۳۰] این روایات شده اند.[۲۳۱]

 


. برگرفته از زندگی نامه امام مهدی(عج)[۱]

 

[۲] ینابیع الموده، ص ۴۴۹ و ۴۵۰

 

[۳]همان، ‌ص ۳۹۷٫

 

[۴]دادگستر جهان،‌ص ۱۰۷٫

 

[۵] . نمایه شماره ۱۳۶۹ (سایت: ۱۳۹۷)، جواب تفصیلی.

 

[۶]علامه مجلسی، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، ج‏۵۱، ص ۶ – ۱۰؛ همان، ج ۱۳، ترجمه، دوانى،‏ على، (مهدى موعود)، ص، ۱۸۲- ۱۹۸، دار الکتب الاسلامیه،‏ تهران ، سال، ۱۳۷۸ ش، چاپ بیست و هشتم؛ فتال نیشابورى‏، روضه الواعظین و بصیره المتعظین‏، ج ‏۱، ص ۲۵۲- ۲۵۵، انتشارات رضى‏، قم؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج ‏۲، ص ۴۱۷ – ۴۲۳، ناشر اسلامیه، تهران، ۱۳۹۵ ق.

 

[۷] ر.ک: مصباح یزدى، معارف قرآن، ج ۴ و ۵ (راه و راهنماشناسى)، ص ۲۱۲ – ۱۴۷ و نیز آموزش عقاید، ج ۲، ص ۲۶۰ – ۲۳۲، درس ۲۶ – ۲۴٫

 

[۸] قمى، شیخ عباس، منتهى الامال، ص ۱۰۵۰ – ۱۰۴۴ و ص ۹۴۰ و… .

 

[۹] قمى، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، زیارت ائمۀ بقیع (‏ع)، نیز سایر زیارات.

 

[۱۰] همان، زیارت والدۀ حضرت قائم (عج).

 

[۱۱] موسوی اصفهانی، سید محمدتقی، مکیال المکارم، ج ۱، ص ۳۲۰.

 

[۱۲] مجلسی، محمد باقر، بحار ج ۵۱ ص و ج ۱۲ ص ۱۹، کنایه از این که رشد زیاد و غیر معمولی داشتند.

 

[۱۳] موسوی اصفهانی، سید محمدتقی، مکیال المکارم، ص ۲۸۹.

 

[۱۴] طبرسى، امین الاسلام فضل بن حسن، اعلام الوری، ج ۱، ص ۳۲۲.

 

[۱۵] نوح، ۲۶.

 

[۱۶] موسوی اصفهانی، سید محمدتقی، مکیال المکارم، ص ۲۵۳.

 

[۱۷] برگرفته از سوره مبارکه مائده ایه ۲۷ ۲،برگرفته از روایتی از امام زین العابدین، شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۱، ص ۳۲۰ ۱۱.

 

[۱۸] برگرفته از روایتی از امام صادق (ع) شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۱، ص ۱۳۵.

 

[۱۹] موسوی اصفهانی، سید محمدتقی، مکیال المکارم، ص ۲۵۸ و ۲۵۹.

 

[۲۰] موسوی اصفهانی، سید محمدتقی، مکیال المکارم، ص ۳۶۶.

 

[۲۱] برگرفته از روایتی از امام باقر (ع) بحار الانوار ج ۵۲ ص ۳۵۱.

 

[۲۲] طبرسى، ابو منصور احمد بن على، الاحتجاج ج ۲ ص ۲۶۸.

 

[۲۳] کنایه از گریۀ زیاد است.

 

[۲۴] موسوی اصفهانی، سید محمدتقی، مکیال المکارم ج ۱ ص ۳۱۳.

 

[۲۵] نک: موعود شناسی ص ۴۳۷

 

[۲۶]اکمال الدین، ج ۲، ص ۶۵۲٫

 

[۲۷] نک: موعود شناسی، ص ۴۳۷ .

 

[۲۸] همان.

 

[۲۹]موعود شناسی، ص ۵۵۵٫

 

[۳۰]ر.ک: عدالت گستر جهان، ابراهیم امینی.

 

[۳۱] شیخ طوسى، غیبت، ص ۲۶۶، به نقل از چشم به راه مهدى، ص ۳۴۸٫

 

[۳۲] شیخ طوسى، غیبت، منشورات مکتبه بصیرتى، ص ۱۰۲ و ۱۰۳؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۳؛ اصول کافى، ج ۱، ص ۳۴۰٫

 

[۳۳] نعمانى، کتاب غیبت، ص ۱۸۲، به نقل از، چشم به راه مهدى، ص ۳۵۰٫

 

[۳۴] نعمانى، کتاب غیبت، ص ۱۶۴٫ از این روایت استفاده مى‏شود که غیبت آن حضرت غیبت عنوانى مى‏باشد.

 

[۳۵] ر.ک: چشم به راه مهدى، ص ۳۵۱ – ۳۴۷٫

 

[۳۶] مثلاً امام صادق (ع) مى‏فرماید: “صاحب الزمان (عج) در میان مردم رفت و آمد مى‏کند، در بازار قدم مى‏نهد و گاهى بر فرش منزل‏هاى دوستان مى‏نشیند، لکن او را نمى‏شناسند”، کتاب الغیبه، نعمانى، ص ۱۶۴٫

 

[۳۷] شیخ طوسى، کتاب غیبت، ص ۱۰۲٫

 

[۳۸] نعمانى، غیبت، ص ۱۷۲؛ منتخب الاثر، ص ۲۵۲، به نقل از، امامت و مهدویت، پاسخ به ده پرسش، زندگانى شخصى حضرت مهدى (عج)، ص ۵۴؛ الاخبار الدخیله، ج ۱، ص ۱۵۰؛ تاریخ الغیبه الکبرى، ص ۶۹، به نقل از ،جزیره‏ى خضرا در ترازوى نقد، ص ۲۱۸، سید جعفر مرتضى عاملى.

 

[۳۹] محمد، صدر، تاریخ الغیبه الکبرى، ج ۲، ص ۶۵، مکتبه الامام امیرالمؤمنین (ع) العامه، اصفهان.

 

[۴۰] ابن طاووس، جمال الاسبوع، ص ۵۱۰، به نقل از جزیره‏ى خضرا در ترازوى نقد، ص ۲۱۹٫

 

[۴۱] بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۷٫

 

[۴۲] براى آگاهى بیشتر ر.ک: دراسه فى علامات الظهور و الجزیره الخضرا، سید جعفر مرتضى عاملى، ص ۲۶۳ و یا ترجمه‏ى این کتاب، ص ۲۲۵ – ۲۱۷٫

 

[۴۳] بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۹٫

 

[۴۴] الذریه الى تصانیف الشیعه، ج ۵، ص ۱۰۸؛ دارالاضواء، چاپ بیروت، طبقات اعلام الشیعه، قرن هشتم، ۱۱۴۵٫

 

[۴۵] مسعودى در اثبات الوصیه، ص۲۰۱، از امام رضا (ع) روایتى نقل کرده است که اگر در روایات آمده است هیچ امامى از دنیا نمى‏رود تا فرزندش را ببیند، مربوط به قائم (ع) نمى‏شود. ر.ک: امامت و مهدویت، صافى گلپایگانى، پاسخ به ده پرسش، ص ۵۶ – ۵۳، چشم به راه مهدى، جمعى از نویسندگان مجلۀ حوزه، ص ۳۵۶ – ۳۵۱، جزیره خضرا در ترازوى نقد، ص ۲۲۱ – ۲۱۷٫

 

[۴۶] منتخب الاثر، ص ۳۷۸٫

 

[۴۷] همان، ص ۶۱۹٫

 

[۴۸] -شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۱۰۸،  چاپ دار الکتاب الاسلامیه قم سال ۱۳۹۵هـ ق.

 

[۴۹] -دوانی، علی، موعودی که جهان در انتظار اوست، ص ۱۸۷ چاپ اجلاسیه، تهران .

 

[۵۰] -صدوق، کمال الدین، و اتمام النعمه ج ۲، ص ۱۰۸،  چاپ دار الکتاب الاسلامیه قم سال ۱۳۹۵هـ ق.

 

[۵۱] -صدوق، کمال الدین و اتمام النعمه ، ج ۲ ، ص ۱۰۸٫

 

[۵۲] – کلینی، اصول کافی،  ج ۱، ص ۵۱۴، انتشارات دارالکتاب الاسلامیه.

 

[۵۳] -علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۲۰۲ و ج ۳۶ ، ص۳۰۱ چاپ بیروت موسسه الوفاء ۱۴۰۴هـ ق.

 

[۵۴]استفاده از پاسخ ۳۵۹۳ سایت.

 

[۵۵] – دوانی، علی، موعودی که جهان در انتظار اوست، ص ۲۱۵٫

 

[۵۶] – طوسی،  رجال، ج۱، ص ۴۰۱، چاپ جامعه مدرسین سال ۱۴۱۵هـ ق.

 

[۵۷] – صدوق، کمال الدین و اتمام النعمه، ج۲، ص۵۱۰٫

 

[۵۸] – علامه حلی، الرجال، ج ۱، ص ۱۴۹، پاپ دار الذخائر، قم سال ۱۴۱۱ه-ق.

 

[۵۹] شیخ صدوق، احتجاج، ج ۲، ص ۴۹۷٫

 

[۶۰] بحارالانوار، ج ۵۲، باب ۱۸، کتاب الغیبه.

 

[۶۱] منتهی الأمال، ج ۲، باب ۱۴، فصل ۵٫