close
تبلیغات در اینترنت
استادسیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی
قالب وبلاگ
درباره وبلاگ

حکیم زین العابدین عسکری لشت نشایی گیلانی
ورود کاربران

ورود به سایت

نام کاربری:
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
موضوعات وبلاگ
حکیم عسکری -
آمار سایت
افراد آنلاین : 2 نفر
بازدیدهای امروز : 214 نفر
بازدیدهای دیروز : 363 نفر
كل بازدیدها : 252446 نفر
بازدید این ماه : 1414 نفر
بازدید ماه قبل : 6422 نفر
نظرات : 52
كل مطالب : 586 عدد
تعداد اعضا : 1181 نفر
امروز : پنجشنبه 01 اسفند 1398
جستجوی مطالب

Google
hakim-askari.rozblog.com

نتيجه تصويري براي زيباترين برگ هاي گل ها
وَ فِي كِتَابِ مَعَانِي اَلْأَخْبَارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَسْوَارِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ السُِّخْرِيِّ [اَلسِّجْزِيِّ] عَنْ عَمْرِو بْنِ حَفْصٍ عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَسَدٍ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي يَعْلَى عَنْ يَحْيَى بْنِ سَعِيدٍ اَلْبَصْرِيِّ عَنِ اِبْنِ جَرِيحٍ عَنْ عَطَاءِ بْنِ عُبَيْدِ بْنِ عُمَيْرٍ اَللَّيْثِيِّ عَنْ أَبِي ذَرٍّّ «رَحِمَهُ اَللَّهُ» فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ  (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ)  قَالَ : قُلْتُ : يَا رَسُولَ اَللَّهِ كَمْ أَنْزَلَ اَللَّهُ تَعَالَى مِنْ كِتَابٍ، قَالَ : مِائَةَ كِتَابٍ وَ أَرْبَعَةَ كُتُبٍ : أَنْزَلَ اَللَّهُ تَعَالَى عَلَى شَيثٍ خَمْسِينَ صَحِيفَةً، وَ عَلَى إِدْرِيسَ ثَلاَثِينَ صَحِيفَةً، وَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ عِشْرِينَ صَحِيفَةً، وَ أَنْزَلَ اَلتَّوْرَاةَ وَ اَلْإِنْجِيلَ وَ اَلزَّبُورَ وَ اَلْفُرْقَانَ . قُلْتُ: يَا رَسُولَ اَللَّهِ : فَمَا كَانَتْ صُحُفُ إِبْرَاهِيمَ، قَالَ: كَانَتْ  أَمْثَالاً كُلَّهَا : أَيُّهَا اَلْمَلِكُ اَلْمَغْرُورُ اَلْمُبْتَلَى إِنِّي لَمْ أَبْعَثْكَ لِتَجْمَعَ اَلدُّنْيَا بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ، وَ لَكِنْ بَعَثْتُكَ لِتَرُدَّ عَنِّي دَعْوَةَ اَلْمَظْلُومِ، فَإِنِّي لاَ أَرُدُّهَا وَ إِنْ كَانَتْ مِنْ كَافِرٍ، وَ عَلَى اَلْعَاقِلِ مَا لَمْ يَكُنْ مَغْلُوباً أَنْ يَكُونَ لَهُ سَاعَاتٌ : سَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّهُ تَعَالَى ، وَ سَاعَةٌ يُحَاسِبُ فِيهَا نَفْسَهُ ، وَ سَاعَةٌ يَتَفَكَّرُ فِيهَا صُنْعَ اَللَّهِ ، وَ سَاعَةٌ يَخْلُو فِيهَا بِحَظِّ نَفْسِهِ مِنَ اَلْحَلاَلِ، فَإِنَّ هَذِهِ اَلسَّاعَةَ عَوْنٌ لِتِلْكَ اَلسَّاعَاتِ، وَ اِسْتِجْمَامٌ لِلْقُلُوبِ ، وَ تَفْرِيغٌ لَهَا . وَ عَلَى اَلْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ بَصِيراً بِزَمَانِهِ مُقْبِلاً عَلَى شَأْنِهِ حَافِظاً لِلِسَانِهِ ، فَإِنَّهُ مَنْ حَسَبَ كَلاَمَهُ مِنْ عَمَلِهِ قَلَّ كَلاَمُهُ إِلاَّ فِيمَا يَعْنِيهِ . وَ عَلَى اَلْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ طَالِباً لِثَلاَثٍ : مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ ، وَ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ ، وَ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ .
 
مرحوم شيخ صدوق (عَلَيهِ الرَّحمَةِ) در كتاب مَعانِى الأَخبار از على بن عبد اَللَّه اَسْوَارِيِّ از أَحْمَد بن مُحمَّد بن قَيْس سُِخْرِيّ [سِجْزِيّ] از عَمْرِو بْنِ حَفْص از عَبْد اَللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَسَدٍ از حُسَيْنِ بْنِ إِبْرَاهِيم بْنِ أَبِي يَعْلَى از يَحْيَى بْن سَعِيد بَصْرِيّ از اِبْنِ جَرِيح از عَطَاءِ بْنِ عُبَيْدِ بْنِ عُمَيْر لَيْثِيّ از ابو ذرّ «رَحِمَهُ اَللَّهُ» طى يك حديث طولانى كه از حضرت رسول (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) نقل كرده ، اين حديث را نقل نموده است که جناب اَبُوذرّ مى‌گويد: من عرض كردم يا رسول اَللَّه ، خداوند چند كتاب نازل كرده است‌؟ حضرت فرمود: خداوند صد نوشته و چهار كتاب كامل نازل كرده است. به شَيث فرزند آدم پنجاه صحيفه ، به اِدريس سى صحيفه ، به ابراهيم بيست صحيفه ، و  همچنین تورات (برای موسی ع) و انجيل (برای عیسی ع) و زَبُور (برای داوود ع) و فُرقان یعنی قرآن (برای حضرت خاتم انبیاء محمد«ص» ) را خداوند نازل كرده است . ابوذرّ مى‌گويد : عرض كردم در صحيفه ابراهيم چه نوشته شده بود؟ حضرت فرمود : همه آنها مَثَلها بودند. مانند اين جمله :  اى پادشاه مغرور و گرفتار، من تو را به دنيا  نفرستادم كه مال دنيا را روى هم  انباشته و جمع كنى بلكه تو را براى اين فرستادم كه از جانب من به مظلوم و ستمديده  كمك كنى . چون من مظلوم را رد نمى‌كنم ، اگر چه كافر هم باشد. و بر شخص عاقل لازم است مادامي که مغلوب و مفتون دنيا نشده است و براى اين كه مغلوب امور دنيوي نشود ، ساعاتى را براى خودش تعيين كند : 1-  ساعتى كه در آن با خداوند مناجات نمايد، 2- ساعتى كه در آن نفس خود را مُحاسبه و مراقبت نمايد  3- ساعتى براى تفكر و انديشه در باره صُنع و خلقت و آفريده هاي خداوند . 4- و ساعتي را خلوت کند و اختصاص نمايد براي بهرمندي و لذّت خويش از امور حلال  زيرا اين ساعت يعني ساعتِ بهره مندي از امور حلال ، کمکي جهت انجام کارهاي معنوي و فکري در ساعات ديگر است و براى راحتي و آسايش و آرامش دادن به دلها و فارغ ساختن آنها از دغدغه‌هاى دنيا مُؤثِّر مى‌باشد . ونيز بر شخص عاقل لازم است كه به وضع زمان خود آگاه باشد ، شأن و مَقامِ خود را بالا ببرد و زبان خويش را حفظ‍‌ كند . زيرا عمل او بر حَسَب كلامش قضاوت مى‌شود. پس بايد جز در مواقع ضرورت زياد حرف نزند. عاقل بايد طالب و جوينده سه چيز باشد و به سه چيز توجه زياد بكند يكى ، براى بهبود بخشيدن به مَعاش و زندگى خود و  ديگرى زاد و توشه برداشتن براى آخرت و سومى لذّت بردن از نعمت هاى غير حرامِ دنيا.
 
* منابع : کليّات حديث قُدسي , جلد 1  صفحه 48 عُنوان باب : اَلبابُ الثّالِثُ فِيما وَرَدَ فِي شَأنِ إِبْراهِيمَ (عَلَيهِ السَّلامُ)   - بِحارُ الأَنوار , جلد 68 , صفحه 279 - اِرشادُ القُلوبِ اِلَي الصَّوابِ از حسن ابن اَبِي الحسن دَيلَمي ، ج 1، ص 140  -   اَلكافِي : ج2 ص116 حديث 20 - بِحارُ الأَنوار، ج 11، ص 32، ح 24 - كَنزُ العُمّال : ج 16 ص 133 ح 44157 -اَلخِصال للصَّدوق ج2 ص 524 ح 13 - بِحارُ الأَنوار : ج 71 ص 279 ح 19-  مَكارِمُ الأَخلاق  ج 2 ص 383 ح 2661 - تفسير اهل بيت  (عَلَيهِمُ السَّلامُ) تأليف عليرضا برازش ج18، ص54 - اَلأَمالِي لِلطُّوسِي : ص 540 ح 1163 - مَعانِي الأَخبار از مرحوم شيخ صدوق : ص 334 ح 1 .


** آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

 

*******************************************

*** موضوعات و عناوين اخلاقي و تربيتي و اجتماعي و اعتقادي و حديثي+پايگاه انديشوران حوزه+آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي


*** عناوين و موضوعات اخلاقي،تربيتي ، اجتماعي، سياسي...+وبلاگ نسيم معرفت+آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

 

**سردار شهيد حاج قاسم سليماني در آيينه تصاوير+سردار دل ها+http://hakim-askari.rozblog.com/post/593 . +کليک کنيد .

** متن وصيتنامه سردار دل ها شهيد حاج قاسم سليماني+سايت حکيم زين العابدين عسکري گيلاني لشت نشايي +http://hakim-askari.rozblog.com/post/597 .+ کليک کنيد .

 

** مرحوم حاج عبدالله ضابط مشهدي جزء برترين مُبلِّغان در سراسر کشور بود+به ياد مرحوم حجت‌الاسلام و المسلمين حاج عبدالله ضابط مشهدي پايه گذار سيره شهداء +سايت حکيم زين العابدين عسکري گيلاني لشت نشايي+کليک کنيد

** فاطمه سلام الله عليها ، جامع الفضائل است+آيت الله سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي+سايت حکيم زين العابدين عسکري گيلاني لشت نشايي رشتي+http://hakim-askari.rozblog.com/post/598 .
 

*** حديث از منابع اهل سنت درباره حضرت فاطمه زهرا(س)+  https://www.yjc.ir/fa/news/4339203/40-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB-%D8 .

 

 

 



درباره : حکیم عسکری ,سخنان چهارده معصوم علیهم السلام ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : عاقل باید طالب و جوینده سه چیز باشد+ وَ عَلَى اَلْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ طَالِباً لِثَلاَثٍ...+حدیث پیامبر(ص)+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , استادسیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) قَالَ : قُلْتُ : یَا رَسُولَ اَللَّهِ کَمْ أَنْزَلَ اَللَّهُ تَعَالَى مِنْ کِتَابٍ، قَالَ : مِائَةَ کِتَابٍ وَ أَرْبَعَةَ کُ ,


نوشته شده در چهارشنبه 30 بهمن 1398 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 4 |

تصویر مرتبط

***نسیم معرفت***



مُعرّفی اجمالی کتابِ رجالی «جامِعُ الرُّواةِ وَ اِزاحَةُ الأِشْتِباهاتِ عَنِ الطُّرُقِ وَ الأَسْنادِ»

 

 


جامِعُ الرُّواةِ وَ اِزاحَةُ الأِشْتِباهاتِ عَنِ الطُّرُقِ وَ الأَسْنادِ  کتابی رجالی به عربی از مُحَمّد بن عَلیّ اَردبیلی غَرَوی حائِری (مُتولّد حدود 1058  و مُتوفّای 1101 ه.ق- در سالروز تولدش اختلاف است) از جمله منابع مهمّ علم رِجال است كه در دو مُجَلَّد به زبان عربى نگارش شده است. نویسنده از دانشمندان بنام عصر صَفَوِى و از شاگردان مُبَرَّز علّامه محمد باقر مجلسی صاحِب بِحارُالأَنوار بوده است .  وی كتاب جامِعُ الرُّواةِ را پس از بيست یا بیست و پنج سال تلاش در تاریخ 19 ربیع الأَوّل 1101 «ه.ق»  به پايان رسانیده است . خودِ مُؤلِّف در مقدمه كتاب تذكر مى‌دهد كه در حدود دوازده هزار از اَخبارى كه در نظر علماء و بزرگان از دانشمندان شيعه ، تا آن روز مَجهول و يا ضعيف و يا مُرسَل بوده بواسطه اين تأليفِ شريف و ارزشمند ، معلوم و صحيح شناخته شده است . مرحوم اردبیلی با این کتاب، راهی برای شناخت راویان و تمییز مُشترکات گشوده و مشکلات فراوانی را حل کرده است. او بعد از تأمل و بررسی شیوه‌های گوناگون، به این نتیجه رسید که از طریق تأمّل در راوی و مَروِی ٌعَنه می‌توان ابهام موجود در نام راویان را زدود و چه بسا به هویّتِ واقعی راویان پی برد . وی در این کتاب از بسیاری از راویانِ مجهول رفع ابهام کرده و اَسانید متعددِ به ظاهر مُرسَل را مُسنَد و روایاتِ ضعیف را از ضعف رهانیده است. این کتاب گرانسنگ و ارزشمند  به سبب جامعیت و اشتمال آن بر رجالِ کُتُبِ اََربَعَه مورد استفاده فراوان عالِمان و فُقَهای امامیّه قرار گرفته است.  مرحوم مُحَمّد بن عَلیّ اَردبیلی در مقدمه کتاب خود كوشيده است كه احوال راویان را بر اساس شناخت طبقه روايى هر یک از آنان بررسى كند، زيرا به سبب ناشناخته بودن گروهى از راویان حديث، شمارى از احاديث، غير قابل اعتماد مى‌نمودند . او برای برطرف كردن ناآگاهى‌هاى علما از احوال راویان و نيز تبيين نام‌هاى مشترك میان آنان، كُتُب اربعه حديثى شيعه و نيز «اَلفِهرِست» مرحوم شیخ طوسی و «اَلفِهرِست» شیخ مُنتَجَب‌ُالدّين رازی و همچنين دو مَشيخَه مرحوم شیخ صَدُوق و  مرحوم شیخ طوسى را مورد بررسى قرار داده است. جالب این است كه او در این اثر مهم ، به اختلاف نسخه‌هاى کتاب‌هاى حديث در ذكر نام راویان توجه داشته و آن‌ها را بررسى كرده است.


 

** آیت الله سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی

 


 

*************************************************

*** موضوعات و عناوین اخلاقی و تربیتی و اجتماعی و اعتقادی و حدیثی+پایگاه اندیشوران حوزه+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


*** عناوین و موضوعات اخلاقی،تربیتی ، اجتماعی، سیاسی...+وبلاگ نسیم معرفت+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی




درباره : حکیم عسکری ,سخنان چهارده معصوم علیهم السلام ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : مُعرّفی اجمالی کتابِ رجالی «جامِعُ الرُّواةِ وَ اِزاحَةُ الأِشْتِباهاتِ عَنِ الطُّرُقِ وَ الأَسْنادِ»+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , جامِعُ الرُّواةِ , مرحوم اردبیلی , روایت , راویان , حدیث , علم حدیث , روایات , استادسیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ,


نوشته شده در پنجشنبه 26 دي 1398 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 9 |



به نام خدا


سلسله نوشتارهای آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی در سایت(در سیاهکل)

(1)


 

 

**حجاب و عفاف و راهکارهایی در جهت اجرایی کردن آن+پایگاه خبری ، تحلیلی(درسیاهکل)

 

درسیاهکل/سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی: بیست و یکم تیر به عنوان هفته عفاف و حجاب نامگذاری شده است. روزی که یاد آور قیام خونین و غیرتمندانه مردمان دیار خورشید است. قیامی که در تاریخ ایران اسلامی از آن به عنوان قیام گوهر شاد یاد می شود .

 

مردم غیرتمند و مُتدیِّن و مُجاهد و فداکار مشهد مقدس به پیروی از علماء متعهد خود در ۲۱ تیر ۱۳۱۴ در برابر توطئه بزرگ کشف حجاب که توسط رضا شاه قُلدر و خائن و سرسپرده اجرا می شد بپا خواستند و با اجتماع عظیم خود در مسجد گوهر شاد و تقدیم هزاران شهید و مجروح در راه دفاع از حریم حجاب و عفاف ، حماسه ای جاویدان خلق نمودند و ثابت کردند که مسلمانان در هیچ عصر وزمانی نباید تسلیم خواسته های نامشروع دشمنان اسلام و قرآن باشند .

 

جریان روشنفکرِ بیمار و غرب گرایان که از نوک پا تا فرق سر تسلیم و سر سپرده غرب بودند و حکومت فاسد پَهلَوِی اول را نیز با خود همراه داشتند ،در اجراء نقشه شوم کشف حجاب که طرح ننگین آن را از استعمارگران غربی گرفته بودند ، شکست مفتضحانه متحمل شدند و به اهداف پلید و شوم خود نرسیدند .

 

پیام بزرگ قیام گوهر شاد ، حفظ و مراقبت و دفاع از ارزش ها و شعائر دینی از جمله حجاب و عفاف است.

 

براساس آیات و روایات و ادله دیگر ،حجاب اسلامی از ضرویات دین ومذهب و فقهِ تشیع محسوب می شود . حجاب یک امر فطری و منطبق با فطرت پاک انسان ها است . کشف حجاب و لخت و عریان شدن و بی حیایی برخلاف فطرت و عقل سلیمِ انسان ها می باشد .حیاء وعفاف و حجاب مُثلَّث مبارکی است که سعادت و سلامت جامعه را تضمین می کند و حافظ حریم خانواده می باشد .

 

استکبار جهانی با شبیخون فرهنگی سعی در تخریب و از بین بردن حیاء وعفاف و حجاب داشته و دارد و مسؤلان فرهنگی باید هوشیار و مراقب باشند . حجاب مقدمه عفتِ فرد و جامعه و سبب آرامش و سلامت اجتماعی است . فلسفه حقیقی حجاب در واقع احترام و حرمت به شخصیت و منزلت واقعی زن می باشد . اگر چه مسئله عفاف و حجاب بیشتر متوجه زنان و دختران است ولی بخشی از احکام حجاب بین زنان و مردان مشترک است و در حقیقت مردان نیز باید با حفظ عفت ، حدودی از حجاب را رعایت کنند .

 

یکی از راه های ارج نهادن به مقام و منزلت زنان حفظ حریم عفاف و حجاب آنها می باشد و هر کار و اقدامی ( اعم از نوشتاری و گفتاری و هنری و…) که عفت و حجاب زنان را مخدوش سازد در واقع به کرامت و منزلت و شخصیت واقعی او ضربه و زیان وارد کرده است . سَوق دادن زنان و دختران به بد حجابی و بی حجابی خیانت بزرگ به همه جامعه و خانواده ها و نسل های فعلی و آینده است .

 

حجاب اسلامی نماد مترقی اسلامی است که همیشه باید زنده و پابرجا باشدو پوشش اسلامی در قالب حجاب برتر یعنی چادر افتخاری برای بانوان مسلمان می باشد . استحکام خانواده و پاکی و امنیت جامعه در گرو عفاف و حجاب اسلامی است.

 

دشمنان اسلام و استعمارگران بخوبی دریافتند که یکی از راه های استیلاء و تسلُّط بر جوامع اسلامی ، تخریب و تحریف واستحاله و ایجاد تزلزل در اصول و ارزش های والای دینی و اسلامی است . آنها بخوبی می دانند جامعه ای که به معیارها و و ارزش ها و اصول اسلامی و انسانی و ملی خود پایبند باشند هیچگاه تسلیم خواسته های نامشروع استعمارگران و مستکبرین نخواهند شد .

 

هرجا که استعمارگران غربی به معنای عام خود ، نفوذ و تسلط پیدا کردند از راه نفوذ فرهنگ شوم استعماری و غربی بوده است .استعمار پیر انگلیس که بر بخشی از دنیا از جمله هند و مناطق اسلامی سیطره و نفوذ داشتند از همین راه ( یعنی استیلاء فرهنگی با ابزارهای متناسب آن ) وارد شدند و به مطامع پلید خود دست یافتند و سبب اختلاف و درگیری و نزاع و عقب ماندگی و انحطاط ملت ها و کشورها شدند . کشور بزرگ هند به جهت نفوذ فرهنگ استعماری در آن ، علاوه بر آسیب های فرهنگی و اقتصادی و… حتی زبان خود را نیز از دست داد و بجای آن زبان انگلیسی حاکم شد .

 

زبان انگلیسی فقط یک زبان نیست بلکه وسیله ای جهت انتقال افکارپلید و شوم غربی در کشور های تحت نفوذ می باشد . البته منظورم این نیست که آموختن زبان انگلیسی و خارجی حرام باشد بلکه مقصود آن است که متوجه باشیم که قدرت های استعماری و غربی از هر ابزاری که مناسب باشد و مقاصد شومشان را تأمین نماید استفاده خواهند کرد و مسلمین و ملت ها نباید در برابر برنامه های پلید آنها در خواب غفلت باشند .

 

به نظر بنده غفلت و غافل شدن از نقشه های رنگارنگ دشمنان اسلام و قرآن ، بزرگترین خطر و عاملِ انحطاط و سقوط برای جوامع اسلامی و مسلمین می باشد .

 

ملت های بیدار و آگاه و بصیر و موقعیت شناس هیچگاه تسلیم اجانب و دشمنان نخواهند شد . یکی از موارد و جاهایی که مسلمانان خصوصا ملت شریف ایران باید متوجه و بیدار و بصیر باشند و راه های نفوذ بیگانگان و دشمنان را مسدود نمایند ، مسئله حفظ حریم حجاب و عفاف است که متاسفانه نقشه های بسیار پیچیده و رنگارنگ و متنوعی از سوی مستکبرین و استعمارگران و غربی ها و عوامل آنها در این باره طراحی شده و می شود و اگر اقدامات و برنامه های عملی و کارساز و حساب شده از ناحیه مسؤلین و متولیان فرهنگی و نهاد های مربوطه با همفکری فرهیختگان متعهد و علماء و بزرگان دینی صورت نگیرد و یا ضعیف عمل شود امکان توسعه خطر بد حجابی و بی حجابی وجود دارد.

 

« مستر همفر»جاسوس انگلیسی(جاسوس بریتانیا) که در ممالک اسلامی و خاور میانه حضور و فعالیت داشت می گوید :در کشورهای اسلامی و به خصوص ایران تنها راه نفوذ ، حذف حجاب از جامعه است . توسعه بدحجابی و بی حجابی و ابتذال چه بسا آسیب های جبران ناپذیری به خانواده ها و جوانان و جامعه وارد می کند . فساد وفحشاء و ابتذال و هرزگی و ناامنی اجتماعی و اخلاقی و آسیب به سلامت روحی و روانی جامعه و تضعیف و تزلزل و گُسستِ بنیان خانواده و طلاق و جدایی و… بخشی از آثارشوم بد حجابی و بی حجابی می باشد و حفظ کرامت و هویت و شخصیت زن و ایجاد نسل پاک و شرافتمند و ارتقای امنیت اجتماعی و اخلاقی و روحی و روانی جامعه و جلوگیری از فساد و جُرم و ناهنجاری های اخلاقی و… در پرتو حفظ حریم حجاب و عفاف و گسترش آن تأمین می گردد.

 

عفاف و حجاب باید در همه سطوح جامعه اسلامی نهادینه گردد ولی مع الأَسف هنوز با اینکه در حدود ۳۸ سال از انقلاب اسلامی ایران می گذرد این امر ( نهادینه شدن عفاف و حجاب در حد مطلوب ) به عِلَل و عوامل مختلف که در جای خود باید بررسی گردد ، محقق نشده است و با وجود اینکه قانون عفاف و حجاب در سال ۱۳۸۴ در شورای عالی انقلاب فرهنگی مصَوَّب شد و برخی اقدامات مقطعی از ناحیه برخی از نهاد ها و تشکل ها در جهت ترویج حجاب و عفاف انجام گرفت ولی متأسفانه در باره حجاب و عفاف ، کار فرهنگی منسجم و مستمر وجود ندارد و این یکی از چالش ها و آسیب های مهم در این بخش می باشد .

 

بنده به نوبه خود به عنوان یک وظیفه شرعی و دینی و انسانی … جهت تقویت وعملی و اجرایی شدن مقوله عفاف و حجاب در جامعه اسلامی علاوه بر توجه دادن به آسیب شناسی در باره موضوع یاد شده ، راهکارهایی را نیز به شرح زیر ارائه می نمایم و امیدوارم که مورد توجه مسؤلین و نهادهای مربوطه قرار گیرد :

 

۱- اگرچه همه آحاد ملت مسلمان و شریف ایران در قبال موضوع عفاف و حجاب مسؤلیت دارند ولی لازم است که پیگیری این مسئله بسیار مهم از ناحیه یک نهاد فرهنگی تحت اشراف دولت جمهوری اسلامی ایران انجام شود و همه مردم بدانند که موضوع عفاف و حجاب به طور قانونی و شرعی متوجه فلان نهاد است و اگر کسی و یا گروهی در شهری و یا استانی بخواهد در این راستا حرکتی و اقدامی انجام دهد مورد پشتیبانی معنوی و مادی آن نهاد قرار گیرد . بنده هنوز تا این تاریخ متوجه نشدم که متولی و مسؤل مستقیم مسئله عفاف وحجاب به عهده کدام نهاد می باشد . آیا وزارت فرهنگ در این رابطه مسؤلیت بِالمُباشَره و مستقیم دارد یا …. ؟!! البته اگر وزارت امر به معروف و نهی از منکر وجود داشته باشد شایسته است که متولّی این امر خطیر باشد . موضوع تشکیل وزارتخانه امر به معروف و نهی از منکر در نیمه اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰ از سوی حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی مطرح شد. ایشان فرمودند : باید «وزارت امر به معروف و نهی از منکر» ایجاد شود تا به مسائل اخلاقی در مدارس و دانشگاه‌ها و رسانه‌ها رسیدگی شود .

 

۲- آسیب شناسی در رابطه با مقوله عفاف و حجاب یکی از اولویت های مهم در مقام اجراء و عملی کردن عفاف و حجاب در جامعه است .

 

۳- در همه استان ها و شهرستان ها با همکاری و مساعدت مسؤلین و ائمه جُمُعه و … جمع محدودی از افراد متعهد و کاردان و دانا ( حلقه ها و کار گروه های خاص ) تشکیل شود تا به طور کارشناسی شده مستمرّا پیگیر موضوع عفاف و حجاب در مناطق مختلف کشور باشند .

 

۴- فرهنگ سازی در رابطه با موضوع عفاف و حجاب با همکاری و مساعدت نهاد های فرهنگی و مسؤلین مراکز مختلف می تواند یکی از اولویت های خیلی مهم در این راستا باشد .

 

۵- نقش تشکل های مذهبی و اجتماعی و سیاسی و … در تقویت و ترویج عفاف و حجاب در جامعه بسیار حائزاهمیت است لذا باید از این تشکل ها نیز در این راستا بهره گرفت .

 

۶- نقش صدا و سیما بطور ویژه در رابطه با تقویت و ترویج عفاف و حجاب بسیار مهم است وصدا و سیما هیچگاه نباید دراین امر کوتاهی نماید . صدا وسیما در واقع یک دانشگاه عمومی و بزرگ برای تعلیم و تربیت و نشر فرهنگ اصیل اسلامی و دینی است .

 

۷- استفاده از توانمندی های هنری اشخاص و گروه ها (با اقسام گوناگون آن ) و بهره گیری از توانمندی های شعری و قلمی افراد در مقوله عفاف و حجاب می تواند گارگشا و مفید باشد .

 

۸- بهره گیری از نظرات عالمانه و دلسوزانه علماء و مراجع و روحانیت معظّم و مُبَلِّغین عزیز در مناطق مختلف ایران اسلامی می تواند در پیشبرد و تقویت حریم عفاف و حجاب بسیار تأثیر گذار باشد . هیچگاه نباید از مشورت با علماء و بزرگان دینی غفلت شود .

 

۹- نقش ایمه جُمُعه سراسر کشور در شهرستان ها و استان ها در رابطه با مقوله عفاف و حجاب بسیار حیاتی و مهم است

 

۱۰- برگزاری همایش های مهم و سازنده در رابطه با عفاف و حجاب با دعوت از کارشناسان و ائمه جمعه سراسر کشور و … لازم و ضروری است .

 

۱۱- نقش بسیار مهم حوزه علمیه قم و حوزه های علمیه سراسر کشور نباید نادیده انگاشته شود . حوزه های علمیه باید در رابطه با مقوله عفاف و حجاب مسؤلیت بیشتری داشته باشند به طوری که همه مردم این احساس مسؤلیت را در مرحله اجراء و عمل به عفاف و حجاب احساس نمایند .

 

۱۲- از نقش بسیار مهم نمایندگان مجلس شورای اسلامی در مناطق مختلف کشور نباید غفلت نمود و نمایندگان هر شهری نسبت به این وظیفه مهم دینی و ملی باید اهتمام ویژه و اقدامات محسوسی داشته باشند .

 

۱۳- از نقش زنان و گروه هایی از قبیل ( جامعه بسیج زنان و مانند آن ) در ترویج و تحکیم عفاف و حجاب نباید غفلت نمود . زنان بخش مهمی از جامعه را تشکیل می دهند و باید در این راه نقش آفرینی شایسته ای از خود نشان دهند .

 

۱۴- کنترل معقول و صحیح فضای مجازی و اینترنت و سالم سازی این فضاها می تواند کمک شایانی در ترویج عفاف و حجاب در جامعه داشته باشد

 

۱۵- نظارت درست بر سینماها و رسانه ها و مطبوعات و نشریات و استفاده از آن ها در جهت تقویت و تحکیم و ترویج عفاف و حجاب تأثیر به سزایی دارد .

 

۱۶- ایجاد کانون های آموزش برای ترویج عفاف و حجاب بسیار مؤثر است

 

۱۷- انعکاس درست و سازنده عفاف و حجاب در دروس دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی ضروری است .

 

۱۸-استفاده از نظرات اساتید دانشگاه و معلمین عزیز و کارشناسان و متخصصین مختلف ضروری است

 

۱۹- توجه و نظارت درست و مستمر نسبت به محیط های آموزشی و دانشگاهی در جهت تقویت و ترویج عفاف و حجاب در این مراکز

 

۲۰- سپاه و بسیج و نیروهای متعهد انقلابی می توانند نقش فعّال و چشمگیری در جهت ترویج وتقویت عفاف و حجاب داشته باشند و امید است که نقش این عزیزان در این راستا محسوس تر و بیشتر باشد .

 

۲۱- تقویت و پشتیبانی معنوی ومادی مراکز و نهاد های مسؤل از (گروه ها و تشکل های شناخته شده ) که در رابطه با عفاف و حجاب فعالیت دارند ( مانند رَیحانه النبی ص که متأسفانه با وجود فعالیت های مطلوب و خوبی که داشته مورد حمایت قرار نگرفت )

 

۲۲- همدلی و همفکری همه مسؤلان و نهاد های مربوطه در جهت ترویج و تقویت و احیاء عفاف و حجاب .

 

۲۳- تصویب قوانین لازم جهت تسهیل در اجراء و عملی کردن مسئله عفاف و حجاب ضرورت دارد

 

۲۴- الزام به رعایت حجاب و عفاف در همه مراکز دولتی و ادرات و نظارت درست و مستمر در این زمینه ضروری است .

 

۲۵- جلوگیری از اقدامات مخدوش کننده در رابطه با عفاف و حجاب ( ممکن است برخی از اشخاص یا گروه های مسئله دار و مُغرِض در جهت عفاف و حجاب اقدامات و کارهایی انجام دهند که در ظاهر امر حمایت از عفاف و حجاب باشد ولی واقع مطلب تخریب و تضعیف جایگاه عفاف و حجاب باشد .

 

۲۶- برگزاری راهپیمایی سراسری عفاف و حجاب در همه استان ها و شهر ها بسیار شایسته و

 

ضروری است

 

۲۷- توجه به امر اشتغال جوانان و اشتغال زایی ونیز اقدامات عملی در تسهیل امر ازدواج می تواند جوانان را به سوی عفاف و حجاب سوق دهد.

 

۲۸- برخورد قاطع و قانونی باعوامل داخلی و خارجی که حرمت حریم عفاف و حجاب را با روش های مختلف می شکنند

 

۲۹- تبلیغات مناسب در قالب های مختلف( فیلم ، عکس ، نوشتار کوتاه و پرمُحتوی ، …) در رابطه با عفاف و حجاب .

 

۳۰- احیاء مُتعَه و صیغه موقَّت با چهار چوب قانونی و شرعی می تواند نقش سازنده ای در عفاف و عفت عمومی جامعه داشته باشد .


http://www.darsiahkal.ir/72953/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D9%88-%D8%B9%D9%81%D8%A7%D9%81-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9

**************************************************

(2)

 

 

**خطر بزرگ بدحجابی و بی حجابی+پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)

 

درسیاهکل/حجت الاسلام سیداصغرسعادت میرقدیم: یکی از ضروریات دین مبین اسلام حجاب است. موضوع حجاب و رعایت حدود شرعی حجاب یکی از مسایل و موضوعات بسیار مهم است که همیشه مورد توجه و بحث بوده و خواهد بود. حجاب از موضوعات بسیار مهمی است که التزام و یا عدم التزام به آن دارای آثار خاص خود می باشد که در جامعه بروز وظهور پیدا می کند.

 

استاد شهید مرتضی مطهری به جهت اهمیت نقش حجاب در جامعه اسلامی، کتاب(مساله حجاب) را می نویسد تا مساله حجاب برای جامعه مسلمانان از نظر علمی و ادله شرعی روشن شده باشد و بانوان مسلمان با اعتقاد راسخ تری به این وظیفه و تکلیف شرعی ملتزم باشند.

 

حجاب در سال ششم هجری تشریع و واجب شد و با توجه به آیات۳۱ سوره نور و نیز آیه ۵۹ سوره احزاب و ادله دیگر می توان چنین برداشت کرد که اسلام می خواهد حرمت و منزلت و شخصیت و وقار زنان در جامعه حفظ شود و از آسیب هایی که امنیت و آرامش روحی و روانی زنان و نیز مردان را تحت مخاطره قرار می دهد جلوگیری نماید.

 

حجاب در واقع حصار و دژی در برابر آسیب ها است که رعایت آن آرامش روحی و روانی را برای زنان و مردان و خانواده ها بوجود می آورد. باتوجه به اینکه زنان از جاذبه های خاص جسمی و ظاهری برخوردار می باشند و نوع حرکات و جلوه ها و گفتارشان سبب تحریک جنس مخالف است؛ روی این جهت اسلام در این باره احکام خاصی برای زنان مقرر فرموده تا از خطرات و آسیب ها و زیان های بالفعل و بالقوه جلوگیری نماید.

 

مساله ارتباط بین محرم و نامحرم آنچنان مهم است که در قرآن کریم صریحا با عبارت (فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ سوره احزاب آیه ۳۲) بیان فرموده که خانم ها در سخن گفتن با نامحرم با ناز و کرشمه سخن نگویند تا دل های بیمار و شهوت پرست به آنان میل ننمایند.

 

از دیدگاه اسلام هر نوع فعالیت اجتماعی و شغلی برای زنان در صورتی که کرامت و منزلت و شخصیت و جایگاه آنان آسیب نبیند مجاز است و در غیر این صورت جایز نخواهد بود. عقل و شرع و فطرت پاک حکم می کند که زنان بطور خاص و نیز مردان از جهاتی دیگر حریم حجاب و عفاف را رعایت کنند. براهل دقت پوشیده نیست که بد حجابی و بی حجابی یکی از ابزارهای شیطانی است که دشمنان اسلام و استعمارگران از قدیم الایام تا کنون برای ضربه زدن به اسلام و جوامع مسلمین از آن استفاده کرده و می کنند و فاجعه اندلس و نیز قضیه کشف حجاب در زمان رضا خان میرپنج یکی از آن عبرت های تاریخی است که باید برای همه ما درس عبرت باشد.

 

بد حجابی و بی حجابی سلامت و امنیت و آرامش اجتماعی را از بین می برد و بنیان های خانواده را متزلزل می سازد و معنویت و اخلاق و ارزش های دینی و انسانی را در جامعه دچار آسیب جدی می سازد و گاهی هویت جامعه اسلامی را دگرگون و یا مضمحل می کند. بدحجابی وبی حجابی را باید یک خطر بزرگ برای جامعه اسلامی تلقی کرد و کارشناسان دلسوز در هر شهر و استان با بهره گیری از نظر علماء منطقه باید بدون فوت وقت در این زمینه چاره جویی نمایند و بفرمایش شیخ اجل سعدی شیرازی: علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد.

 

تا دیر نشده باید همه کسانی که در این عرصه مسولیت این کار به نوعی متوجه آنها است با درایت و تدبیر وارد عمل شوند. مسولین فرهنگی و سازمان تبلیغات اسلامی و ایمه جماعات و جمعه و علماء منطقه و خطباء و سپاه و بسیج و نمایندگان شهرها در مجلس شورای اسلامی و… همه و همه باید درباره خطر بدحجابی و بی حجابی احساس مسولیت نمایند. اگر درباره بدحجابی و بی حجابی چاره اندیشی نشود جامعه ما دچار مفاسد عظیمی خواهد شد که جز پشیمانی و حسرت و غم و غصه نتیجه ای برای متدینین نخواهد داشت.

 

به نظر بنده اصل هشدار و احساس خطر و تذکر دلسوزانه خطیب توانمند حضرت حجت الاسلام ناصر رفیعی بجا و شایسته و قابل تقدیر و ستایش بوده و پرداختن به مسایل حاشیه ای در واقع خارج شدن از اصل تکلیف و وظیفه و انحراف افکار عمومی است…
سیداصغرسعادت میرقدیم

 

توضیح : خطیب توانمند حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر ناصر رفیعی، در تاریخ ۱۹ خرداد ۹۵ در ایام ماه مبارک رمضان در جمع نمازگزاران حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) گفت: در ایام رحلت امام(در سال ۹۵) گیلان بودم که برخی از خیابان‌هایش با اروپا فرقی نداشت…. برخی با بی‌حجابی محض و لباس‌های نیمه عریان در خیابان حضور داشتند، چرا باید وضع استان گیلان اینگونه باشد؟… به گفته دکتر رفیعی امر به معروف زبانی در این ارتباط تعطیل شده است.

 

دکتر رفیعی در سخنرانی خود در حرم حضرت معصومه(س)گفت: دولت فرهنگ را در کشور رها کرده است و این مسئله بسیار خطرناک است و برای نظام جمهوری اسلامی چنین شرایطی خوب نیست. …..

 

وی افزود: نمی‌گویم در گیلان کم‌حجابی یا بدحجابی بود بلکه بی‌حجابی محض بود و آیا چنین وضعی شایسته نظام اسلامی است؟ باید حرمت‌ها در نظام اسلامی حفظ شود…..

 

جالب توجه اینکه این سخنان و تذکرات دلسوزانه دکتر رفیعی بازتاب هایی در گیلان داشته و متأسفانه برخی اشخاص و حتی برخی نمایندگان گیلان در مجلس شورای اسلامی جهت اظهار نگرانی از نوع تعبیرات دکتر رفیعی در باب وضعیت نامطلوب حجاب در استان گیلان، انتقادات تند و زننده و گزنده ای نثار این مبلِّغ و خطیب توانا و دلسوز نمودند و از اصل هشدار و تذکر دلسوزانه و مخلصانه ایشان در باب ترویج و رواج بدحجابی و بی حجابی غفلت کردند و به مسایل حاشیه ای پرداختند و برضد این بزرگوار جو سازی نمودند. بنده به عنوان کسی که به خدمات خالصانه فرهنگی و تبلیغی حضرت حجت الاسلام دکتر رفیعی واقف بودم و هستم جهت روشنگری و حمایت از اصل هشدار و تذکر درست ایشان در باب بد حجابی و بی حجابی متن فوق را به نگارش در آوردم امید است که همه مردم ایران و گیلان در قبال این قبیل تذکرات دلسوزانه واکنش مثبت و صحیح نشان دهند.

 

بنده معتقدم که همه ما باید به اصل پیام و هشدار و تذکر خالصانه و دلسوزانه حضرت حجت الاسلام دکتر رفیعی توجه کنیم و به اصل وظیفه و تکلیف درباب حجاب بپردازیم و پررنگ کردن امر جزیی و حاشیه ای معقول و مطلوب نیست. کوبیدن و تخریب این خطیب توانمند و مخلص سبب خشم و نارضایتی الهی است و متاسفانه برخی ها مترصد فرصتی هستند تا بی هدف عقده گشایی کنند. جای بسی تاسف و درد است که نتوانیم پیام وهشدار خالصانه یک عالم بزرگوار ومخلص را درک کنیم . البته بنده معتقدم که خطباء و شخصیت های بزرگ باید در نوع بکار بردن کلمات و تعبیرات و سخنان خود دقت نمایند تا برداشت های سوء نشود ولی بخواهیم یا نخواهیم همه ما گاهی دچار لغزش در گفتار و رفتار می شویم ولی مهم آن است که بر اشتباهات و خطاهای خود پافشاری نکنیم.

 

به فرض اگر هم در نوع تعبیرات دکتر رفیعی اشتباهی باشد ولی شناختی که ما به فضل و کمال و اخلاص ایشون داریم قابل برطرف شدن است و محترمانه می توان به او تذکر داد ……

http://www.darsiahkal.ir/71672/%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8%DB%8C/

 

**************************************************

(3)


 

 

**نکاتی درباره برخورد با مواد مخدر و معتادین ومصونیت جوانان از خطرات مواد+پایگاه خبری تحلیلی(درسیاهکل)

 


درسیاهکل/ حجت الاسلام سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی: یکی از مشکلات بزرگ کشور ما مسئله مواد مخدّر و قاچاق آن و باندهای اعتیاد و معتادان است. عموم مردم و خانواده ها پیوسته درباره این بلای خانمانسوز اظهار نگرانی می کنند و از مسؤلین و مقامات مربوطه توقع و انتظار دارند که در برخورد همه جانبه با این پدیده شوم کوتاهی نشود.

کشور ما یکی از کشورهایی است که مواجه با این مسئله پلید و شوم و ویرانگر است و به جهت همسایگی با کشورهایی هچون پاکستان و افغانستان که از جمله تولید کنندگان مواد مخدر هستند در مَعرض آسیب و خطر می باشد.

 

مواد مخدّر یکی از تهدیدهای جدّی برای امنیت و سلامت کشورها از جهات گوناگون است و کشور ما نیز از این بابت مورد تهدید می باشد. مواد مخدر با انواع و اقسام آن و تنوعّاتِ ویرانگری که پیدا کرده بخش قابل توجّهی از جوانان و خانواده ها را آلوده کرده و متاسفانه با وجود برخی فعالیت ها در مبارزه با باند های قاچاقِ موادِ مخدر، هنوز هم مشکل اعتیاد کنترل نشده است بلکه از جهاتی توسعه نیز پیدا کرده است بطوری که برخی گزارش ها حاکی از آن است که دسترسی به مواد مخدر در کمترینِ زمانِ ممکن انجام می گیرد و برخی آمارها در این رابطه واقعا هولناک و نگران کننده می باشد.

 

با توجه به اینکه مواد مخدر یک مسئله جهانی است و متاسفانه استکبار جهانی نیز به جهت خوی استکباری و نیّات و اهداف پلیدی که دارد در توسعه و گسترش آن در برخی از کشورهای هدف نقش مهمی دارد، انتظار ریشه کَنی آن در کوتاه مدت میسور نمی باشد و اگر کشورهای دنیا و سازمان های جهانی در مبارزه با این بلای جهانی جدی باشند این مشکل زودتر حل خواهد شد ولی متاسفانه به جهت سود آوری ظاهری قاچاق مواد و به سبب اهداف پلیدی که برخی کشور ها از جمله آمریکا و برخی دولتمردان اروپایی و نیز رژیم جعلی صهیونیستی و غیره دارند و همچنین به جهت کارشکنی های عملی آنها تا حال اقدامِ کارساز و جدّی و قاطعی در سطح جهانی و بین المللی در حل بحران اعتیاد صورت نگرفته است و جمهوری اسلامی ایران در میان کشورهای دنیا با دادن شهدای زیاد در مبارزه با اعتیاد و قاچاق آن یکی از کشورهای موفق در این عرصه تلقی می شود و تجارب خوبی نیز در این راه بدست آورده است.

 

مسؤلان و دست اندکاران کشور ما باید برای کنترل و مهار مواد مخدر و حل مشکل اعتیاد و عوارض ناشی از آن با همکاری همه نهاد های تأثیرگذار همّت و اقدامی بیش از گذشته از خود نشان بدهند تا امنیت و آرامش و سلامتی را برای کشور وجامعه و محیط و خانواده ها به ارمغان آورند.

 

بنده به عنوان یکی از شهروندان کشور عزیز ایران نکاتی را درباره برخورد با مواد مخدر و مُعتادین و مصونیت بخشیدن به جوانان ما نسبت به خطرات ناشی از آن ارائه می نمایم و امیدوارم که روزی فرا برسد که هیچ خانواده و جوانی در معرض این ماده کثیف و پلید و خانمان برانداز قرار نگیرد:

 

۱- والدین از فرزندان خود مراقبت آگاهانه داشته باشند و خطرات آلوده شدن به مواد را در فرصت های مناسب به بچه های خود گوشزد نمایند.

 

۲- رسانه های سمعی و بصری و نوشتاری و هنری(رادیو وتلویزیون ومطبوعات و…) به طور پیوسته و منظم در طول سال جهت روشنگری برای مردم درباره خطرات مواد مخدر و آسیب های آن، با استفاده از نظرات کارشناسان مربوطه فعال باشند.

 

۳- کتاب درسی متناسب که بیان کننده خطرات و آسیب های مواد مخدر و راه های خلاصی از آن باشد تدوین گردد تا مورد استفاده دانش آموزان در سطوح مختلف قرار گیرد.

 

۴- آموزش و پرورش در فرصت های مناسب برنامه های ویژه ای برای دانش آموزان و خانواده های آنها درباره خطرات فردی و اجتماعی مواد مخدر و راه های جلوگیری از آسیب های آن، داشته باشد.

 

۵- ایجاد کلاس های مبارزه با مواد مخدر در شهرها و روستاها.

 

۶- به مسئله اشتغال جوانان توجه شود. بیکاری بزرگترین آفت است که آفات دیگر را نیز به همراه خود دارد.

 

۷- نهادهای فرهنگی در آگهی بخشی به جامعه درباره خطرات مواد مخدر و راه های مصونیت از آن ، فعال تر باشند.

 

۸- بسیج وسپاه می توانند به شکل های مختلف نقش خوبی در مقابله با مواد مخدر داشته باشند.

 

۹- برخورد نیروی انتظامی با مواد مخدر و معتادین باید به طور منظم و پیوسته و فراگیر در طول سال باشد. برخوردهای مقطعی خیلی کارایی ندارد.

 

۱۰- اطلاعاتی که مردم در شهر و روستا درباره مکان های توزیع مواد مخدر و محل معتادین به نیروی انتظامی می دهند باید مورد توجه و اهتمام قرار گیرد. گاهی اوقات مردم اطلاعات لازم را به نیروی انتظامی منطقه می دهند ولی برخورد لازم وقاطع انجام نمی گیرد.

 

۱۱- کمپ های ترک اعتیاد با همکاری دولت و مردم زیاد شود و مراقبت لازم در این امر انجام گیرد.

 

۱۲- الگو گیری از شهرهایی که در برخورد با مواد مخدر و معتادین موفق بودند.

 

۱۳- الگوگیری از کشورهایی که در مبارزه با مواد مخدر موفق تر بودند.

 

۱۴- دستگاه ها و نهادهای مبازره با مواد مخدر فعال تر باشند و از سهل انگاری پرهیز کنند.

 

۱۵- نشاط و شادابی مطلوب و امید و امیدواری باید در جامعه و در بین جوانان فراگیر شود. جامعه ای که نسل جوان و مردم آن سرخورده و ناامید باشند و از امید و نشاط لازم برخوردار نباشند در برابر خطرات مختلف آسیب پذیرتر است.

 

۱۶- ائمه محترم جماعات و جمعه ها می توانند نقش بسزایی در رفع مشکل اعتیاد داشته باشند و این عزیزان می توانند از سنگر مساجد و نماز جمعه و نیز از طرق دیگر، نشاط مطلوب و امید و امیدواری را در جامعه بویژه در نسل جوان منتشر نمایند.

 

۱۷- تمسک به قرآن کریم و استفاده از تعالیم حیاتبخش آن و نیز بهره مندی از فرامین اهلبیت علیهم السلام و گفتار بزرگان دینی و مراجع عظام نقش بسیار مثبتی در رشد جامعه و جلوگیری از مفاسد و انحرافات و آفات دارد.

 

۱۸- هر یک روز، پاک بودن، برابر با یک موفقیت است. امید است که جامعه ما و جوانان عزیز ما همیشه پاک و موفق باشند.

http://www.darsiahkal.ir/73486/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%A7/

**************************************************

(4)

 

 

**هرکسی و قومی مسؤل عواقب اعمالِ بدخود است+پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)

 

درسیاهکل/ حجت الاسلام سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی:

 

وَ ما اَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ اَیْدیکُمْ و یَعْفوا عَنْ کثیرٍ.

 

هر مصیبت و بلائی که به شما میرسد( نوعا) بخاطر اعمال بد و زشتی است که به اختیار و اراده و قدرت خود انجام داده اید، و خداوند بسیاری از معاصی و گناهان و لغزش ها را نیز عفو می کند! و عقابی نمی نماید.
( سوره شوری، آیه۳۰)

 

انسان گاهی به عِلَل مختلف از جمله جهل و نادانی و خودخواهی و ضعف ایمان و سستی اعتقاد و عُقده داشتن و نقص شخصیتی و …. دچار معاصی و گناهان و خطاها و اشتباهات و انحرافات و بی راهه رفتن ها و آلودگی به فساد و فحشاء و منکرات و… می شود و با دست خود برای خود نِقمت و بدبختی و فلاکت و گرفتاری و… درست می کند. قرآن کریم در آیه ۳۰ از سوره شُوری می فرماید: هرمصیبت و بدبختی و گرفتاری و …که به شما می رسد (نوعا) از ناحیه اعمال زشت خودتان (که با اختیار و اراده همراه است) می باشد و کسی نمی تواند از خود سلبِ مسولییت نماید و بدبختی و بیچارگی و فلاکت و مصیبت خود را به گردن دیگران و … بیندازد و خود را مُبرّا و بی تقصیر جلوه دهد .

 

بیشتر نکبت ها و بلایا و مصایب آسمانی و زمینی که دامنگیر افراد و یا اقوام و ملت ها شده و یا می شود به جهت عصیان ها و طغیانگری ها و نافرمانی های آنها می باشد . چه بسیار اقوامی که به جهت اختلافات و سرپیچی و گستاخی نسبت به انبیاء (عَلَیهِمُ السَّلامُ ) و نافرمانی پروردگار مشمول مصیبت و بلاء و قهر و خشم و عذاب الهی شدند که سرگذشت شوم برخی ار آنها در قرآن کریم آمده است.

 

خداوند رَئوف و رحیم و مهربان، اصل را بر رحمت و عفو و بخشش بندگانش گذاشته است و در سوره اعراف آیه ۱۵۶ چنین فرموده است: وَ رَحْمَتی‏ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‏ء یعنی رحمت واسعه من همه چیز را فرا گرفته است ولی با این وجود در قبال جهالت ها و نادانی ها و گستاخی ها و نافرمانی ها و کجروی ها و انحرافات و خلافکاری های انسان ها، بلاها و مصائبی را براساس حکمت خود مقرّر فرموده است که در واقع بازخُورد و نتیجه اعمال سوء آنها می باشد. اگر خدای ناکرده در جامعه ای ظلم و بی عدالتی و جنایت و دزدی و قتل و فساد و دشمنی و اختلاف و تفرقه و سرپیچی از بزرگان و رهبران دینی باشد چنین جامعه ممکن است در معرض خشم و غضب الهی قرار گیرد.

 

مصائب و مشکلات و بلاها گاهی جنبه عقوبتی و کیفری و عذاب دارد مثل عذاب هایی که در قرآن کریم برای امثال قوم موسی و عاد و ثمود و سَبأ و … ذکر شده است و در رابطه با بلاهایی که برای قوم موسی (عَلَیهِ السَّلامُ ) و فرعونیان نازل شده در سوره اعراف آیه ۱۳۳ چنین آمده است: فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ آیاتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَکْبَرُوا وَ کانُوا قَوْماً مُجْرِمینَ . « سپس ( بلاها را پشت سر هم بر آنها نازل کردیم: ) طوفان و ملخ و آفت گیاهی و قورباغه ها و خون را- که نشانه هایی از هم جدا بودند- بر آنها فرستادیم ( ولی باز بیدار نشدند ، و ) تکبر ورزیدند ، و آنها جمعیّت گنهکاری بودند! » و گاهی جنبه آزمایش و امتحان می باشد و گاهی نیز برای ترفیع درجه است و گاهی برای تطهیر و پاک شدن از معاصی و گناهان است . شاعر ناموَر جلال الدین رومی چه زیبا گفت :
این بلای دوست تطهیر شماست
علم او بالای تدبیر شماست
و گاهی این مصائب و بلایا جنبه فردی دارد و گاهی جنبه عمومی و گروهی که در قرآن کریم به آن ها اشاره شده است . اگر دچار مصیبت و گرفتاری و مشکلی شدیم و با محاسبه دقیق معلوم شد که به جهت عصیان و گناه نبوده در این صورت این گرفتاری و مصیبت وارده یک نوع آزمایش و امتحان الهی است که اگر صبر و شکیبایی نماییم موجب پاداش و ارتقاء درجه و سبب تقرّب به پیشگاه پروردگار می باشد. در روایتی از حضرت امیرالمؤمنین وارد شده که فرمود : إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِیَاءِ دَرَجَهٌ وَ لِلْأَوْلِیَاءِ کَرَامَهٌ . مصایب و مشکلات برای ستمگران و طغیانگران تأدیب و تنبیه و عذاب و برای مؤمنین آزمایش و امتحان و برای پیامبران (عَلَیهِمُ السَّلامُ ) ترفیع درجه و برای اولیاء کرامت و منزلت می باشد . (بحار الأنوار،چاپ بیروت،ج ۷۸، ص ۱۹۸)

 

آدمی دارای عقل و اراده و تفکر و فکر است و وقتی در مَعرض فساد و گناه و معصیت و انحراف و …. قرار گرفت باید از عقل و اراده و قدرتِ فکر خود استفاده کند تا در دام آلودگی ها و انحرافات و فساد ها قرار نگیرد. پس قبل از اینکه عقل و اراده و فکر ما آسیب ببیند باید حواسمان باشد و متوجه خطرات و انحرافات و فساد ها و دام های خطرناک و خانمان برانداز باشیم و به قول سعدی شیرین سخن : علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد.

 

متاسفانه عده ای به جهت عوامل مختلف خود را گرفتار بدبختی و شقاوت ها و مصیبت ها و فساد ها می کنند و بعد می گویند دیگر کاری از ما ساخته نیست و ما همین هستیم و بس و دیگر اختیاری نداریم و نمی توانیم تغییر کنیم و برگردیم. یقینا این گفتارها و پندارها غلط و نادرست است و انسان در سایه عقل و فکر و اراده و توکل و ایمان می تواند بسیاری از غیر ممکن های تصوری و پنداری را ممکن سازد . البته اگر کسی تمام راه های نجات و سعادت و خوشبختی را برخود ببندد و تصمیم بر برگشت نگیرد هرگز نجات پیدا نمی کند و مُدام در دره سقوط و هلاکت قرار دارد .

 

طبق آیه ۳۰ از سوره شُوری (وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ )ٍ ، انسان ها مسؤل اعمال و کردار خود هستند و اگر به جهت خلافکاری و عصیان و ارتکاب فساد و خلاف دچار بلاء و بدبختی شدند بدانند که این مصیبت ها و نِقمت ها و بیچارگی ها و ذلت ها به سوء اختیار خودشان بوده است . توجه شود که مراد از(کُمْ) در (ما أَصابَکُمْ) یعنی شما گنهکاران و خلافکاران . و مراد از (أَیْدیکُمْ) یعنی به اختیار و اراده و قدرت شما و در مجموع معنای آیه چنین است : هر مصیبت و بلاء و گرفتاری و آسیبی که به شما میرسد ( نوعا) بخاطر اعمال بد و زشتی است که به اختیار و اراده و قدرت خود انجام داده اید . اگر کسی بواسطه شراب خواری و یا قماربازی و یا دزدی و قتل و زنا و فحشاء و یا مواد مخدر و… دچار فلاکت و بدبختی و بیچارگی شد مقصّر اصلی خودش است (فَبِما کَسَبَتْ اَیْدیکُمْ) و باید خودش را مسؤل عواقب شوم اعمال ننگینش بداند .

 

این عمل های چو مار و کَژدُمت

 

مار و کَژدُم گردد و گیرد دُمت

 

«جلال الدین رومی»

 

هیچکس نمی تواند ادعا کند که اختیار و اراده ای نداشته است . انسان ها با عقل و اراده و تفکر و توکل به خدای بزرگ می توانند بهترین سرنوشت را برای خود رقم بزنند و سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت را برای خود فراهم سازند . اگر کسی دچار اعتیاد به مواد مخدر با انواع و اقسامش و یا دچار مفسده دیگر شد تا زمانی که عقل و فکرش کار می کند باید با توکل برخدا تصمیم بر نجات و رهایی خود بگیرد و ناامید نشود و اگر خدای ناکرده آلودگی او طوری باشد که دیگر عقل و فکر و اراده ای ندارد و همانند آدم های مست و بی عقل باشند که ممکن است هر جنایتی را مرتکب شوند در این صورت باید خانواده و دیگران او را کنترل کنند و دست و پایش را ببندند و به مراکز درمانی تحویل دهند تا مردم و خانواده اش از خطرات او در امان باشند و بعد از علاج و درمان و برگشت عقل و اراده و فکر ، راه صلاح و فلاح و سعادت و عزت و خوشبختی را دنبال نماید .

 

در هر صورت تا زمانی که عقل و اراده و فکر آدمی زایل نشده می تواند به کمک تعقل و تفکر و تصمیم و اراده و توکل به قدرت بی پایان الهی آینده خوبی را برای خود رقم بزند و خود را از منجلاب خلافکاری ها و سرنوشت شوم بَرَهاند . البته باید توجه شود که وقتی کسی با اختیار خود ، خویش را به مرحله ای از بدبختی و بیچارگی و فلاکت رساند که عقل و اراده و تفکرش زایل گردد نمی توان گفت که او دیگر هیچ مسولیتی ندارد و بی تقصیر است و جرم و کیفر و عِقاب ندارد بلکه در دنیا و آخرت نیز مسؤل و معاقَب است. اگر کسی را کشته و یا خسارتی به کسی وارد کرده به پایش نوشته می شود و باید پاسخگو باشد و حساب پس بدهد چون چنین فردی اگرچه الآن در چنین فرضی اختیاری از خود ندارد ولی قبلا دارای عقل و علم و اراده بوده و با علم و اختیار و اراده وارد عملی شده که الآن مَسلُوبُ الأِختیار شده است و به اصطلاح ( اَلأمتِناعُ بِالأِختِیارِ لایُنافِی الأِختِیارَ ) یعنی کسی که با اختیار پیشین خود اقدام به کار و عملی کند که اختیار از او ممتنع و سلب گردد و به مرحله اضطرار و بی اختیاری برسد ، این امتناع و سلب اختیار منافاتی با اختیارش ندارد چون از پیش دارای علم اراده واختیار بوده است و چنین فردی در قبال عملش مورد سؤال و مؤاخذه قرار می گیرد و نمی تواند بگوید که من الآن اختیاری ندارم و مضطر هستم و حساب و کتابی ندارم . این قاعده ، معروف است به (قاعده اَلأِمتِناع ) که در فقه و اصول و حقوق و کلام کاربُرد دارد .

 

علماء علم اصول ( اصولیون) می گویند اگر اساس و ریشه اضطرار و ممتنع بودن و سلبِ اختیارِ شخصِ مکلف، به سوء اختیار خودش باشد، این امر موجب معذوریتش نمی‌گردد و شرعا و عقلا مسؤل است . کسی که با علم و آگاهی و اختیارِ خودش شراب خورده و مست شده و بی اختیار گشته و کسی را بکُشد چنین فردی در قبال این عمل زشت مسؤل است . البته در دنیا تا زمانی که عقلش زایل باشد در حین زوال عقل احکامی بر او مترتب نمی شود و خسارتی که در حین زوال عقل و اراده ببار آورده طبق ضوابط و مبناهای شرعی یا به عهده عاقِله ( بستگانِ ذکورِ نَسَبی با شرایطی که در فقه مُقرّر است) و یا به عهده بیت المال است و اگر روزی عقلش برگشت باید خودش عهده دار خسارت باشد چون قبل از زوال عقل با اختیار خود شراب خورده و یا روانگردان(شیشه و مانند آن) مصرف کرده و بعد دچار زوال عقل و اراده شده است. بطور کلی هر خیر و شری که به انسان می رسد از ناحیه خودش و به اختیار و اراده خودش است و هیچکس نمی تواند از خودش سلب مسؤلیت نماید.

 

(وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ . هر مصیبت و بلائی که به شما میرسد( نوعا) بخاطر اعمال بد و زشتی است که به اختیار و اراده و قدرت خود انجام داده اید . سوره شوری آیه ۳۰)ٍ

 

این جهان کوه است و فعل ما ندا

 

سوی ما آید نداها را صدا

 

« جلال الدین رومی»

 

ازمکافات عمل غافل مشو

 

گندم از گندم بروید جو ز جو

 



http://www.darsiahkal.ir/75718/%D9%87%D8%B1%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D9%82%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A4%D9%84-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%A8-%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%90-%D8%A8%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B3/


 

**************************************************

(5)

 

 

**اهمیت کتاب و کتابخوانی+پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)

 

درسیاهکل/سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی:

 

به نام خدا

 

«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ * الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ»

 

بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید.* همان کس که ‏انسان را از خون بسته‏ ای خلق کرد.* بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است. * همان کسی که به وسیله قلم تعلیم نمود. * و به انسان آنچه را نمی‏دانست یاد داد.
کتابِ خوب و سودمند بهترین همدم و رفیق است. کتاب، رفیق و مونِسی است که در همه حال مایه آرامش و نشاط و انبساط خاطر و موجب رشد و کمال و بالندگی فکری و روحی و معنوی می شود. یکی از عوامل مهمِّ آرامشِ فردی و اجتماعی، مطالعه کتاب هایی است که باعث تعالی روحی و معنوی و اعتقادی می شوند همانند قرآن کریم و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و کتب اخلاقی و تربیتی. علی (عَلَیهِِ السَّلامُ ) فرمودند: «مَن تَسَلّی بِالکُتُبِ لَم تَفُتهُ سَلوَهٌ.» یعنی کسی که با کتاب آرامش یابد، هیچ آرامشی را از دست نداده است. (غُرَرُالحِکَم و دُرَرُالکَلِم – حدیث ۸۱۲۶ ) .
کتاب ها ی سودمند و نافع همچون گلستان و بوستانِ با طروات و خوشبویی است که با گل های مُعطّرش غبارِ ملالت و غم و اندوه و نگرانی را از ما دور می کند و به جان و روح و روانِ ما حیات و طروات و شادابی و صفا و امید می بخشد. علی (عَلَیهِِ السَّلامُ ) فرمودند: «اَلکُتبُ بَساتینُ العُلَماءِ»: یعنی کتاب ها، بوستان هاى(مُعطّر و صفابخش) علماء و دانشمندان می باشد. ( غُرَرُالحِکَم و دُرَرُالکَلِم- حدیث ۹۹۱ ).

 

یکی از شخصیت های بسیار بزرگی که شیفته و شیدای کتاب و مطالعه و تحقیق بود و آثارش بیانگر جامعیت و تبحُّر او در همه علوم است جناب خواجه نصیرالدّین طوسی ملقّب به اُستادالبشر و سُلطانُ الحُکَماء می باشد. او در باره عشق و علاقه اش به مطالعه چنین سروده است:

 

لذّات‌ِ دنیوی‌ همه‌ هیچ‌ است‌ نزد من

 

در خاطر از تغیُّر آن‌ هیچ‌ ترس‌ نیست‌

 

روز تَنعُّم‌ و شب‌ِ عیش‌ و طَرَب‌ مرا

 

غیر از شب‌ِ مطالعه‌ و روز درس‌ نیست‌

 

و نیز یکی از شخصیت های برجسته و بزرگ که در مطالعه کردنِ کتاب ها گوی سبقت را از همه ربوده است مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العُظمی سید علی خامنه ای است. ایشان در رابطه با اهمیت و ارزش کتاب و کتابخوانی و مطالعه چنین فرمودند: [ … در اهمیت عنصر کتاب برای تکامل جامعه انسانی، همین بس که تمامی ادیان آسمانی و رجال بزرگ تاریخ بشری، از طریق کتاب جاودانه مانده اند و روابط فرهنگی جامعه بشری نیز از پوشش کتاب و مبادلات فرهنگی تقویت شده است… * اگر بخواهیم بدانیم که در دنیای معارف چه می گذرد، راهش این است که کتاب بخوانیم. هر کس کتاب بخواند به بخشی از معارف موجود عالم دست خواهد یافت * من چندین برابر جوان ها کتاب می خوانم ]

 

زمانی که شروع به مطالعه یک کتاب می کنیم در واقع هر سطری از سُطورِ کتاب و هر برگی از برگ های کتاب با ما سخن می گوید و پیام های خاص خود را به ما منتقل می نماید. در روایتی از علی(عَلَیهِِ السَّلامُ ) آمده است که فرمود: «نِعمَ المُحَدِّثُ الکِتابُ» ( غُرَرُالحِکَم و دُرَرُالکَلِم- حدیث ۹۹۱ ) یعنی کتاب بهترین هم صحبت و هم سخن است. و نیز امام صادق (عَلَیهِِ السَّلامُ ) به یکی از یارانش به نام مُفَضّل بن عُمر فرمودند: «اُکْتُبْ وَ بُثَّ عِلْمَکَ فِی إِخْوَانِکَ فَإِنْ مُتَّ فَأَوْرِثْ کُتُبَکَ‏ بَنِیکَ فَإِنَّهُ یَأْتِی عَلَى اَلنَّاسِ‏ زَمَانُ هَرْجٍ لاَ یَأْنَسُونَ فِیهِ إِلاَّ بِکُتُبِهِمْ‏.» یعنی بنویس و یاد داشت کن و علمت را در میان دوستانت منتشر ساز و چون مرگت رسید آنها را به پسرانت میراث ده زیرا روزگار پر آشوبی فرا می‏رسد که در آن روز مردم جز با کتاب‏های خود اُنس نمی‏گیرند (الکافی، ج ۱ کِتابُ فَضلِ العِلم، ص ۵۲ .)

 

از طریق مطالعه کتاب می توانیم راه صحیح اندیشیدن و بهتر زیستن را بیاموزیم و معلومات و مهارت های خود را در ابعاد مختلف افزایش دهیم. مطالعه کتاب های سودمند می تواند گره ها و مشکلات ذهنی و فکری ما را برطرف نماید. گاهی یک شُبهه و مشکل فکری سبب انحراف و انحطاط وسقوط و هلاکت انسان می شود که بواسطه مطالعه آثار ارزشمند نویسندگان و دانشمندان می توان از انحطاط و یا انحرافات فکری و عقیدتی نجات پیدا کرد. اُنس با کتاب در حقیقت اُنس با فرهنگ و علم و دانش و معرفت و اخلاق و ادب و …است.

 

کتاب هم خودش فرهنگ است و هم فرهنگ ساز می باشد. پیشرفت و رشد و فرهنگ و تمدن بشر در ابعاد مختلف مرهون کتاب است و هیچ فرهنگ و تمدنی نیست که متأثِّر از کتاب نباشد. دانشمندان در رشته های گوناگون با استفاده از کُتُب پیشینیان و با تحقیقات و مطالعات دقیق خود به نظریات علمی جدید رسیدند و اگر کتاب و مطالعه نبود هیچ کسی (بجز انبیاء و چهارده معصوم (عَلَیهِِمُ السَّلامُ ) ) به قُله های علمی نمی رسید و هیچ اندیشمند و عالم و دانشمندی در جهان پیدا نمی شد.

 

البته مطالعه کتاب ها بر دو قسم است:

 

۱- مطالعه کتاب های تخصصی و فنی که هرکسی به تناسب رشته خاص و مورد علاقه اش کتاب هایی را تهیه می کند و به مطالعه می پردازد.

 

۲- مطالعه کتاب های عمومی و غیر تخصصی و به اصطلاح مطالعه آزاد. مطالعه عمومی و آزاد در شکوفایی ذهن بسیار اثر گذار است. اطلاعات عمومی به انسان کمک می کند که در رشته تخصصی خویش موفق تر باشد. مثلا مطالعه کتاب های حدیثی و تربیتی و اخلاقی و اجتماعی و سیاسی و خواندن اشعارِ شُعراءِ بزرگ مثل سعدی و حافظ و مولوی و سَنایی غَزنَوی و … ، روح و روان و ذهن را شکوفا و پویا می نماید و در پرتو روح و روانِ سالم و پویا می توان مطالب سنگین و تخصصی را بهتر درک نمود.

 

کتاب باید در متن زندگی و از لوازم ضروری هر خانواده و هر فردی باشد. همانطور که به لباس و پوشاک و خوراک و مسکن و وسایل دیگر زندگی اهمیت می دهیم باید به کتاب نیز اهتمام و توجه داشته باشیم. کتاب باید در متن زندگی ما حضور پر رنگ داشته باشد. بر اساس گزارش های کارشناسان(متاسفانه) درصد مطالعه در کشور ما بسیار پایین می باشد و عوامل مختلفی در این مساله نقش دارند.

 

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت آموزش و پرورش و شورای عالی فرهنگی و سازمان ها و تشکلات فرهنگی و صدا و سیما و سازمان اوقاف و مطبوعات و نشریات و نیز مسولان مراکز آموزشی در دانشگاه ها و مدارس و… می توانند با ارایه راهکارهایی در رشد و توسعه مطالعه کتاب و کتابخوانی در جامعه بخصوص بین جوانان و دانش آموزان و دانشجویان تاثیرگذار باشند. با وجود رشد فزاینده ابزار پیشرفته جهت انتقال مطالب مثل اینترنت و فضای مجازی و … می توان به جرأت ادعا نمود که هیچکدام از آن ها نمی تواند جای کتاب کاغذی را پر نماید. مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در این رابطه چنین فرمودند:

 

[هرچه ما پیش برویم، احتیاج ما به کتاب بیشتر خواهد شد. این که کسی تصور کند با پدید آمدن وسائل ارتباط جمعی جدید و نوظهور، کتاب منزوی خواهد شد، خطاست. کتاب روز به روز در جامعه بشری اهمیت بیشتری پیدا می کند. ابزارهای نوظهور مهمترین هنرشان این است که مضمون کتابها و محتوای کتابها و خود کتابها را راحت و آسان منتقل کنند. جای کتاب را هیچ چیزی نمی گیرد.]

 

آری هیچ چیز جای کتاب را نمی گیرد، کتابی که ما می توانیم آن را لمس کنیم و ورق بزنیم و بوی خوش آن را احساس کنیم. کتابی که هرچه پیش ما کهنه تر می شود خاطره انگیز تر است. کتاب، معلم بی منّتی است که همیشه می تواند در اختیار ما و پاسخگوی خوبی برای نیازهای ما باشد. کتاب یعنی حیات و زندگی. کتاب یعنی فرهنگ. کتاب یعنی ادب و تربیت. کتاب یعنی صفا و نشاط و سلامتی. کتاب یعنی معرفت. کتاب یعنی پویایی و پیشرفت. کتاب یعنی اتصال و پیوند گذشتگان و آیندگان. کتاب یعنی مهارت زندگی. کتاب یعنی امید. کتاب یعنی چگونه زندگی کردن. کتاب یعنی چگونه اندیشه کردن. کتاب یعنی دارای هویت و شخصیت بودن. کتاب یعنی خاطره …

 


 

 

http://www.darsiahkal.ir/78300/%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/

 

**************************************************

(6)

 

 

**اهمیتِ وحدت اسلامی بین مسلمین+پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)

 

 

درسیاهکل/حجت الاسلام سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلی‏ شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ.

 

و همگی به ریسمان خدا [ قرآن و اسلام ، و هر گونه وسیله وحدت ] ، چنگ زنید ، و پراکنده نشوید! و نعمت ( بزرگِ ) خدا را بر خود ، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید ، و او میان دلهای شما ، الفت ایجاد کرد ، و به برکتِ نعمتِ او ، برادر شدید! و شما بر لبِ حفره ای از آتش بودید ، خدا شما را از آن نجات داد این چنین ، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می سازد شاید پذیرای هدایت شوید. سوره آل عمران آیه ۱۰۳ .

 

امروز هر حنجره‌ای که به وحدت دنیای اسلام دعوت کند، حنجره‌ی الهی است، ناطق مِنَ اللّه است. هر حنجره‌ای و زبانی که ملت های مسلمان را، مذاهب اسلامی را، طوایف گوناگون اسلامی را به دشمنی با یکدیگر تحریک کند و عَصبیّت ها را علیه یکدیگر تحریک کند، ناطق مِنَ الشَّیطان است.
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

 

یکی از مهم ترین و حیاتی ترین سفارشات و توصیه های اسلام و دین و قرآن و اهلبیت (عَلَیهِمُ السَّلامُ ) مساله وحدت میان مسلمانان و امت اسلامی است. وجدان و فطرت پاک و عقل و منطق و شرع حکم می کنند که جوامع و ملت های اسلامی برای نیل به اهداف اسلامی و قرآنی و پیشرفت در امور دنیوی و اخروی و مقابله با دسیسه ها و توطئه های خطرناک دشمنان اسلام همه با هم متحد باشند و از اختلافات و نزاع های مُخرِّب و ویرانگر پرهیز نمایند. ملت های مسلمان با گرایش های مذهبی مختلف خود می توانند با تکیه بر اصول مشترک روز به روز به هم نزدیک تر شده و موجبات عزت و سرافرازی و سعادت و نیکبختی را برای خود فراهم سازند.

 

دشمنان قَسَم خورده اسلام و مسلمین و مستکبرین عالم جهت ضربه زدن به اسلام و مسلمین به اختلافات دامن می زنند و متاسفانه حربه ایجاد اختلاف تاحدی اثر گذاشت و امروزه ما شاهد اختلافات ویرانگر در میان مسلمین هستیم. جنگ و درگیری و خونریزی و تخریب و غارت اموال و هَتک نوامیس مسلمین و آوارگی صدها هزار و یا میلیون ها مسلمان سوری و عراقی و یمنی با رنج های رقت بار از طرف گروه های تروریستی تکفیری وهّابی مانند داعش و عوامل استکباری مانند رژیم خبیث و پلید آل سعود ، بخشی از آثار شوم جدایی و تفرقه بین مسلمانان می باشد.

 

استعمار پیر یعنی انگلیس خبیث و حکومت های مستکبر عالم از زمان های دور تاکنون با نقشه های بسیار دقیق و پیچیده و گوناگون در صدد سیطره بر کشورهای اسلامی و سلطه گری بر مسلمانان و غارت منابع عظیم نفت و گاز و غیره بوده و هستند و برای رسیدن به مقاصد و نیات شومشان گام به گام با برنامه های حساب شده عمل کرده و می کنند و اختلاف افکنی بین شیعه و سنی یکی از اقدامات خطرناکی است که بطور جدی دنبال آن بوده و هستند و متاسفانه تاحدی موفق هم شدند و ایجاد فرقه ها و گروه هایی همچون داعش با شُعَب مختلف آن و القاعده و طالبان و بوکوحرام و تَشیُّع لندنی و غیره جهت بدنام کردن اسلام و درگیری بین مسلمین در همین راستا معنی پیدا می کند و از همه مهم تر ایجاد غُدّه سرطانی یعنی رژیم پلید و نحس صهیونیستی در قلب جهان اسلام بهترین گواه بر مطلب مذکور است. رژیم غاصب و جعلی صهیونیستی به نمایندگی از حکومت ها و دولت های فاسد و ستمگر همچون انگلیس و آمریکا و فرانسه و مانند آن ها، عامل اصلی تفرقه و درگیری و خونریزی و انحطاط در جهان اسلام و میان مسلمین است.

 

دشمنان اسلام و قرآن و اهلبیت علیهم السلام هیچگاه خواهانِ تَعالِی و رشد و عزت و پیشرفت مسلمین و امّت اسلامی نخواهند بود و برای ضربه زدن به اسلام و مسلمین از هیچ کوششی دریغ نخواهند کرد. مسلمین و برادران دینی باید با تکیه بر اصول مشترک و تعالیم قرآن و پیامبر بزرگ اسلام (ص) پیوند اُخُوّت دینی و اتحاد و وحدت میان خود را بیش از پیش مستحکم تر نمایند و ندای وحدت را با گفتار و رفتار خود در همه جا منتشر کنند.

 

یکی از راه های خلاصی از شر تفرقه ها و اختلافات شوم و ویرانگر و کوتاه کردن و یا قطع اَیادی توطئه و فساد و فتنه آن است که مسلمین و علماء و خواص از شیعه و سنی منشا و ریشه و عامل اصلی تفرقه و ونزاع و جدایی و درگیری را شناسایی و ریشه کن نمایند. امروزه وهابیت خبیث که آلت دست آمریکا و انگلیس و اسراییل است ابزاری برای اختلاف افکنی و خونریری میان مسلمین می باشد. وهابیت تکفیری که مظهر اصلی آن حکومت فاسد و جنایتکار آل سعود می باشد مصایب و مشکلات زیادی در جهان اسلام بوجود آورده است و اسراییل و آمریکا و دولت های فاسد غربی مثل انگلیس و فرانسه با پول و ثروت عظیم نفتِ عربستان توانستند گروه های مختلف تکفیری وهّابی را بوجود آورند و به جان مسلمین بیندازند.

 

امروز جهان اسلام و مسلمانان بواسطه آل سعود و هم پیمانان آن دچار مصیبت بزرگی شدند . قتل عام و فجایعی که در برخی مناطق و بلاد اسلامی مانند یمن و فلسطین و سوریه و عراق می گذرد با همدستی دولت تکفیری وهّابی سعودی و هم پیمانان آن انجام می گیرد . همه علماء اسلام و مسلمین عالم که از اختلافات و درگیری ها و جنایات آل سعود و وهابیت آگاه هستند باید بیزاری علنی خود را نسبت به وهابیت و رژیم پلید آل سعود و حامیان آن یعنی اسراییل و آمریکا و دولت های مستکبر غربی ابراز نمایند. علماء و نویسندگان و خُطباء و شعراء و خواصّ و فرهیختگانِ جهان اسلام با روش های مختلف می توانند خطرِ وهابیت و اسراییل غاصب و حامیان آن ها را برای مسلمانان تشریح کنند.

 

خوشبختانه علماء شیعه و مراجع دینی بویژه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای با هوشمندی و درایت خود مواضع درست و روشنگرانه ای جهت اتحاد مسلمین و دفع و رفع اختلافات و افشای نقشه های شوم دشمنانِ اسلام و امّت اسلامی ابراز نمودند و برخی از علماء اهل سنت نیز مواضع درستی در این راستا اظهار نمودند ولی متاسفانه بسیاری از علماء اهل سنت که تاثیرگذار در جلوگیری از حوادثِ تلخ در میان مسلمین بودند و هستند از گذشته دور تا کنون اقدام جدی در جهت مقابله با توطئه های خارجی و داخلی جهان اسلام انجام ندادند و بدتر از آن گاهی برخی از آنها همسویی با مستکبران و جنایتکاران و ستمگران داشتند.

 

امید است که روزی فرا برسد که همه علماء اسلام، خطر وهابیت سعودی و اسراییل غاصب را باور کنند و برای برخورد قاطع با این جنایتکاران و مُفسدانِ فِی الأَرض یکصدا و متحد شوند. ان شاء الله

 

اُنظُربِما اَقُولُ یا صَدیقِی

 

نِزاعُنا عَدُوُّنَا الحَقِیقِی

 

عِزَّتُنا تَکُونُ فِی الأِتِّحاد

 

فَلتَکُنِ الوَحدَهُ فِی الأِشتِداد

 

یعنی: بنگر به آنچه می گویم ای دوست من.

 

نزاعِ بینِ ما ، دشمن حقیقی ماست.

 

عزت ما در اتحاد وهمدلی بین ما می باشد.

 

پس باید وحدت در بین ما روز بروز بیشتر گردد.

 


 

 

http://www.darsiahkal.ir/79511/%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%90-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85%db%8c%d9%86/ .

 

**************************************************

(7)

 

 

**انسان موجودی نا آرام+پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)

 

درسیاهکل/حجت الاسلام سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی: انسان با روح الهی، موجودی است ملکوتی و عرشی که براساس حکمت الهی چند صباحی در عالم دنیا اسکان داده شده است.

 

مرغِ باغِ ملکوتم نِیَم از عالمِ خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

 

روح آدمی که لطیفه الهی است شاکِله اصلی انسان را تشکیل می دهد و این روح، نَفخه ای رحمانی است که در آدمی دمیده شده است. برای درکِ عظمتِ روحِ آدمی همین بس که به اضافه تشریفیه که دال بر عظمت است به خداوند نسبت داده شده است چنانکه خداوند در آیه ۲۹ از سوره حِجر چنین فرمود: …وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی… یعنی و از روح خود در او (آدم عَلَیهِ السَّلامُ» و انسان) دمیدم.
علم و دانش و معرفت و فهم و تعقُّل و خِرَدورزی و تَعالِی و رشد و کمال و سعادت و هدایت و محبت و لطف و مهربانی … و نیز جهل و نادانی و بی خِرَدی و شقاوت و قساوت و انحطاط و پستی و ضلالت و کینه و عداوت … ، در اصل به روح آدمی بر می گردد. البته گاهی به اعتباری از روحِ انسان، به عقل و نفس و قلب و مانند آن ها تعبیر می شود. از آن جهت که موجب حیات و زندگی به معنای عام خود است به آن روح گویند و از جهت اینکه قدرت و نیروی درک دارد به آن عقل می نامند و به علت اینکه تدبیر و مدیریت اعضا و جوارح و بدن را انجام می دهد به آن نفس گفته می شود و نفس هم در یک تقسیم به سه قسم است: نفس نباتی، نفس حیوانی و نفس انسانی که این مراتب سه گانه نفس درباره انسان در طول هم هستند و به تدریج حاصل می شوند. و در فارسی به نفس، روان و به روح، جان اطلاق می شود. کار عرفاء و عارفان مربوط به روح است و کار روانشناسان مربوط به رفتارهای آدمی است و رفتارهای انسان نیز نهایتاََ به روح بر می گردد و مقام عارف هیچگاه قابل قیاس با روانشناس نیست و از آن جهت که روح مرکز تحولات و حالات و عواطف و احساسات است به آن قلب می گویند و معادل قلب در فارسی همان کلمه دل می باشد.
اعضاء و جوارح انسان و مغز و ذهن و حواس ظاهری و باطنی و سلسله اعصاب و غیره در مجموع همانند مرکبی برای روح می باشد و حاکم اصلی در وجود انسان همان روح است. حیات و ادراک و فهمیدن و و شنیدن و دیدن و سایر افعال همه مربوط به روح است. مرحوم ملا صدرای شیرازی برخلاف حُکماءِ مَشّاء بر اساس نظریه اَصالهُ الوُجود در این رابطه چنین می گوید: اَلنَّفسُ فِی وَحدَتِها کُلُّ القُوی یعنی نفس و روح آدمی (هویت و حقیقتی که از آن به «من» تعبیر می شود) در عین بساطت و وحدت، عین قوای خود و جامع آن ها است و به عبارت دیگر با هر قُوّه ای، عین آن قُوّه می باشد.
وقتی دانستیم که حقیقت و هویت اصلی آدمی همان روحِ اوست که اتصال تشریفی به حضرت حقتعالی دارد در این صورت هر اندازه که آدمی در مسیر قُرب پروردگار و اطاعت از آفریدگار قدم بردارد و در پی اصلاح و تربیت خویش باشد و از معاصی و نافرمانی و نفسانیات و خواسته های شیطانی دوری گزیند از روح پاک و باصفا و نورانی و مُتعالِی و سعادتمند و آرام برخوردار می گردد و هر چقدر از طریق و راه الهی خارج گردد و رها و آزاد و بی بند و بار و هَرزه باشد و آلوده به گناهان و معاصی شود به همان اندازه دارای روح پلید و ناپاک و تاریک و ظلمانی و ناآرام و مضطرب می شود.

 

انسان باید با روح الهی خود به خدا بپیوندد تا اطمینان و آرامش یابد و آدمی تا به خدا نرسد موجودی ناآرام است اگر چه همه دنیا و تَمَتُّعات آن را در اختیار داشته باشد. کسانی که از خدا بریدند و به شیطان و یا شیاطین پیوستند اگرچه به حسب ظاهر به آرامش کاذِبِ مَقطعی می رسند ولی در واقع و در باطن خود دچار اضطراب و نگرانی و تشویش هستند و گاهی نیز مشاهده شده است که برخی افراد با برخورداری از همه لذت های مادی و نفسانی و شهوانی دست به خود کشی زدند و این حاکی از تزلزل و تَنزُّل شخصیتی و روحی است. هیچگاه انسان از راه معاصی و نافرمانیِ پروردگار به آرامش نخواهد رسید. آرامش و اطمینان در سایه یاد و ذکر خداوند است و خداوند در سوره رعد آیه ۲۸ چنین می فرماید: الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ آنها کسانی هستند که ایمان آورده اند، و دلهایشان (روحشان) به یاد خدا مطمئن ( و آرام ) است. آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها ( روح ها) آرامش می یابد.
روح و جان و دل آدمی گاهی بر اثر عواملی زنگار می گیرد و تیره و تار می شود و به قول حافظ شیرازی: دل که آیینه صافی است غُباری دارد. انبیاء و اولیاء الهی با برنامه های الهی و نورانی آمدند تا روح و قلب و دلِ انسان را که آیینه جمالِ حضرتِ حق می باشد از کُدورات و زنگارها و تیرگی ها و غبارهای ظلمانی و شیطانی، جلاء و صیقل و صفا دهند. جهل و نادانی و کبر و غرور و نخوت و سرکشی و طغیانگری و کینه و عداوت و دشمنی و نزاع و اختلاف و فساد و فحشاء و عصیان و گناه و معصیت و دوری از خدا، سبب زنگار و تاریکی و ظلمت و انحطاط و پستی و شقاوت روح می شوند.

 

هدف پیامبران و پیشوایان راستین با تعالیم نورانی و حیاتبخش الهی این است که انسان را از این آلودگی ها و ظلمات برهانَد و او را به مقام نورانی تقرُّب و قرب و عبودیت و بندگی و توحید و ذکر الهی برساند. در آیین مقدس اسلام و قرآن و تعالیم اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلامُ) به مسأله پرورش و تربیت و اصلاح و تقویت روح و جان و دل و قلب بسیار توجه شده است. همه دستورات و تعالیم دین اسلام برای تَعالِی و شکوفایی نفس و روح و قلب آدمی می باشد. برنامه هایی مانند نماز و روزه و حج و زکات و جهاد و انفاق و احسان و نیکوکاری و … برای آن است که انسان ها تربیت و اصلاح شوند.

 

جامعه که عبارت از فرد فرد و آحاد انسان ها است در صورتی به تَعالِی، رشد، سعادت، خوشبختی، صلاح، فلاح و رستگاری می رسند که افراد آن جامعه با پیروی از برنامه های مُتعالِی و سازنده، خود را اصلاح و تربیت نمایند. به مساله روح و جان و دلِ انسان باید توجه شود و باید جستجو نمود که چه عواملی موجب بالندگی و حیات و یا سبب انحطاط و مرگ روحِ و دل انسان است. متاسفانه انسان ها به سلامت جسمی خود بیش از سلامتی روحی و قلبی اهتمام دارند. چه بسا برای کوچک ترین بیماری جسمی حساس می شوند و سریعا به درمان آن می پردازند ولی درباره بیماری ها و آسیب های روح و جان و دلِ خود توجهی نمی کنند و در صدد درمان و اصلاح آن برنمی آیند.
متأسفانه بیماری های روحی و قلبی به حسب ظاهر دردی ندارند تا شخص بلافاصله در پی علاج برآید. چه بسا ممکن است شخصی سال ها دچار بیماری حسادت و مانند آن باشد ولی توجهی ندارد و در پی درمانش نیست. چنین شخصی قطعا روح و قلبش بیمار است و اگر خویش را درمان نکند دچار شقاوت و بدبختی در دنیا و آخرت خواهد شد. برخی خصلت ها و کارها مانند حسادت، کینه، سوء ظن، غیبت، پشت سر گویی، حرامخواری، چشم چرانی، هرزگی، پُر حرفی و … روح را کَدِر و تاریک و فاسد می کند و برخی امور مانند راز و نیاز با پروردگار، ذکر، مناجات، دعا، عبادت، تلاوت قرآن، حُبّ اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلامُ)، یاد مرگ، حساب آخرت و … همچون قطراتِ با طراوت و حیاتبخشِ باران، سرزمین روح و جان و دل و قلب را آباد و شکوفا و سرسبز و بارور می کند.
در پایان برخی از امور را که سبب تَعالِی، اهتزاز، صفا، نورانیت، بالندگی، حیاتِ روح، جان و دلِ انسان است به اختصار ذکر می کنم که امید است که برای طالبان و خوانندگان سودمند و نافع باشد:
۱- دعا و نیایش: در روایتی از علی (عَلَیهِ السَّلامُ) آمده که فرمود: عَلَیْکَ بِذِکْرِ اللّهِ فَإِنَّهُ نُورُ الْقَلْبِ. بر تو باد به ذکر خدا که آن نور قلب است. (غُرَرُ الحِکَم و دُرَرُالکَلِم :حدیث ۳۶۴۲٫)
۲- کنترل زبان و پرهیز از پُرگویی و هرزه گویی: امام باقر (عَلَیهِ السَّلامُ) فرمود: لا یَسلِمُ اَحَدٌ مِنَ الذُّنوبِ حَتّی یَخزُنَ لِسانَه. هیچ کس از گناهان سالم نمی ماند، مگر اینکه زبانش را کنترل نماید. (تُحَفُ العُقُول ص ۲۹۸٫)
حضرت علی (عَلَیهِ السَّلامُ) از رسول خدا (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) نقل کرد که آن حضرت فرمود: لا یَستَقیمُ إیمانُ عَبدٍ حتّى یَستَقیمَ قَلبُهُ، و لا یَستَقیمُ قَلبُهُ حتّى یَستَقیمَ لِسانُهُ. ایمان هیچ بنده اى درست نشود، تا آن که دلش درست شود و دلش درست نشود، تا آن که زبانش درست شود. ( نهج البلاغه فیض الأسلام خطبه ۱۷۵ ص ۵۷۱)
در انتهای خطبه ۱۸۷ از نهج البلاغه فَیضُ الأسلام علی (عَلَیهِ السَّلامُ) چنین می فرماید: عِبَادَ اللَّهِ الْآنَ فَاعْلَمُوا [فَاعمَلوا] وَ الْأَلْسُنُ مُطْلَقَهٌ وَ الْأَبْدَانُ صَحِیحَهٌ وَ الْأَعْضَاءُ لَدْنَهٌ وَ الْمُنْقَلَبُ فَسِیحٌ وَ الْمَجَالُ عَرِیضٌ، قَبْلَ إِرْهَاقِ الْفَوْتِ وَ حُلُولِ الْمَوْتِ، فَحَقِّقُوا عَلَیْکُمْ نُزُولَهُ وَ لَا تَنْتَظِرُوا قُدُومَهُ. اى بندگان خدا، هم اکنون که «در دنیا هستید» بدانید (عمل کنید) و از فرصت استفاده کنید، در حالی که زبانها آزاد، و بدن ها سالم و تندرست، و اعضاء و جوارح، فرمانبر و آماده اند، و راه بازگشت نیز فراهم، و فرصت زیاد است، پس فرصت را غنیمت بشمرید پیش از آن که وقت از دست برود، و مرگ فرا رسد، پس فرارسیدن مرگ را حتمى بشمارید، و در انتظار آمدنش به سر نبرید که یقینا به سراغ شما خواهد آمد.
۳- یاد مرگ و قیامت: امام صادق (عَلَیهِ السَّلامُ) فرمود: ذِکْرُ الْمَوتِ یُمِیتُ الشَّهَواتِ فِی النَّفْسِ وَیَقْطَعُ مَنابِتَ الْغَفْلَهِ وَیُقَوِّی النَّفْسَ بِمَواعِدِ اللّهِ وَیُرِقُّ الطَّبْعَ وَیَکْسِرُ اَعْلامَ الْهَوَی وَیُطْفِیءُ نارَ الْحِرْصِ وَیُحَقِّرُ الدُّنْیا. یاد مرگ خواهش های باطل را از دل زایل می کند و ریشه های غفلت را می کند و دل را به وعده های الهی قوی و مطمئن می گرداند و طبع را رقیق و نازک می سازد و عَلَمهای هوا و هوس را می شکند و آتش حرص را فرو می نشاند و دنیا را حقیر و بی مقدار می سازد. ( بِحارُ الأنوار ج۶ص۱۳۳ح۳۲ – مصباح الشریعه اَلبابُ الثّالِث وَ الثَّمانُون فِی ذِکرِ المَوتِ ص ۱۷۱ )
۴- اجتناب و پرهیز از مال حرام: علی (علیه السلام) فرمود: إِذا رَغِبتَ فِى المَکارِمِ فَاجتَنِبِ المَحارِمَ . اگر خواهان مکارم و بزرگوارى ها هستى از حرام ها دورى کن. (غُرَرُ الحِکَم، ح۴۰۶۹٫)
۵- احسان و نیکی و خدمت به مردم مخصوصا خدمت کردن به محرومین و مستضعفین
۶- تلاوت قرآن کریم: رسول خدا (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) فرمود: اِنَّ هذِهِ القُلوبَ لَتَصدَاُ کَما یَصدَاُ الحَدیدُ وَ اِنَّ جِلاءَها قِراءَهُ القُرآنِ. براستی که این قلبها (و روح ها) زنگار می گیرد، همان طور که آهن زنگ می زند و جلا و صفای قلب ها قرائتِ قرآن است. ( اِرشادُ القُلوب دَیلَمی ص ۷۸)
۷– عشق، محبت، علاقه، یاد و ذکر اهل بیت( علیهم السلام): رسول خدا (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) فرمود: حُبِّی‏ وَ حُبُ‏ أَهْلِ‏ بَیْتِی‏ نَافِعٌ‏ فِی‏ سَبْعَهِ مَوَاطِنَ فِی‏ سَبْعَهِ مَوَاطِنَ أَهْوَالُهُنَّ عَظِیمَهٌ عِنْدَ الْوَفَاهِ وَ فِی الْقَبْرِ وَ عِندَ النُشورِ وَ عِندَ الکِتابِ وَ عِندَ الحِسابِ وَ عِندَ المِیزانِ وَ عِندَ الصِّراطِ . (میزان الحکمه، ج۲، ص ۲۳۷ .)
محبت من و خاندانم در هفت جا که هول و هراس آن ها عظیم است سود می بخشد: ۱- هنگام مرگ ۲-در عالم قبر ۳-در هنگام رستاخیز ۴- هنگام گرفتن نامه اعمال ۵- وقت حسابرسی قیامت ۶- نزد میزان و سنجش اعمال ۷- هنگام عبور از پل صراط

 

۸- عبودیت و بندگی و اطاعت حضرت پروردگار: خداوند مُتعال نمازهای پنچگانه را برای انسان بالغ واجب فرمود تا در پنج وعده به طهارت روح و جان و دل خود بپردازد و از این راه، روحش را به خداوند پیوند بزند و با او همراه باشد.

 

نماز پیوند و اتصال عبد به معبود است. نماز معراج برای روح مؤمن است و مؤمن واقعی از راه نماز به اوج مقامات معنوی و الهی می رسد. متاسفانه در جوامع اسلامی آنگونه که شایسته است قدر و ارزش و منزلت نماز دانسته نمی شود. همه انبیاء و همه ادیانِ معتبر به اشکال مختلف دارای برنامه نماز و نیایش بودند و در اسلام نیز به نحو خاص در پنج وعده نماز مقرر شده است.
در روایت آمده است که رسول خدا (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) در خطاب به اَبُوذَرِ غِفاری (جُنْدَب بْن جُنادَه بْن سُفْیان الغِفاری. ابوذر از طایفه غِفار که از طوایف اصیل عرب به شمار می‌رود بوده و او را به واسطه نام فرزندش ذَرْ، مُکَنّی به ابوذر کرده اند) فرمود: یَا أَبَاذَرٍّ جَعَلَ اللَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ قُرَّهَ عَیْنِی فِی الصَّلَاهِ- و حَبَّبَ إِلَیَّ الصَّلَاهَ- کَمَا حَبَّبَ إِلَى الْجَائِعِ الطَّعَامَ و إِلَى الظَّمْآنِ الْمَاءَ- و إِنَّ الْجَائِعَ إِذَا أَکَلَ شَبِعَ و إِنَ الظَّمْآنَ إِذَا شَرِبَ رَوِیَ- و أَنَا لَا أَشْبَعُ مِنَ الصَّلَاهِ. ای ابوذر همانا خداوند، نور چشمِ مرا در نماز قرار داده و نماز را محبوب من نمود همانگونه که طعام را برای گرسنه و آب را برای تشنه محبوب نمود. گرسنه با خوردن، سیر و تشنه با نوشیدن، سیراب می‌گردد، اما من هرگز از نماز، سیر نمی‌شوم. ( بِحارُالانوار، ج۷۴، ص۷۷٫ بابُ الرابِع : ما أَوصَى بِهِ رَسُولُ اللهِ «ص» إِلَى أَبِی ذَر رَحِمَهُ اللهُ)

 

۹- تفکر: تفکر و تعقل سبب بالندگی و رشد روح و عقل می گردد و هیچ دین و آیینی به اندازه دین اسلام مردم را دعوت به تفکر و اندیشیدن نکرده است. آیات و روایات زیادی وجود دارد که انسان ها را دعوت به فکر و فهمیدن می نماید و اگر مجموعه آیات و روایاتی که در باب تفکر و عقل وارد شده جمع آوری گردد کتاب قَطوری خواهد شد.

امام حسن مجتبی (عَلَیهِ السَّلامُ) فرمود: علیکم بالتَّفَکُّرِ فإنه حَیاه قَلْبِ البَصیرِ وَ مَفاتِیحُ أَبوابِ الحِکمَهِ. بر شما باد به تفکر و اندیشیدن، به درستی که آن مایه زندگی و حیات دلِ انسانِ بصیر و کلید درهای حکمت است. (بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۱۵)
و نیز امام صادق ( علیه السلام) فرمود: کانَ أَکْثَرُ عِبادَهِ أَبِی ذَرْ أَلتَّفَکُرَ و الْأِعتِبارَ. بیشترین عبادت ابوذر، تفکر و اندیشیدن و پند گرفتن بود. (بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۳۲۳)

http://www.darsiahkal.ir/86521/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85/

 

**************************************************

(8)

 

 

**امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده+پایگاه خبری ، تحلیلی(درسیاهکل)

 

درسیاهکل/حجت الاسلام سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی: چهاردهم خرداد یاد آور ایام رحلت جانگداز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت روح الله الموسوی الخمینی است. کسی که نام و یاد او هیچگاه از خاطره ها جدا نخواهد شد.

 

پیوند آسمانی و الهی که بین امام و امت برقرار شده همیشه پابرجا و برقرار خواهد بود. او کسی است که با اخلاق و رفتار و گفتار پیامبر گونه خود دل های مردم جهان را به سوی خود جلب نمود و در عصری که ظلمت ظلم و ستم و استبداد و حق کشی و ضلالت… سایه شومش را در همه جا گسترده بود با طلوع و درخشش الهی خود و با سخنان و پیام های نورانییش سبب روشنی و حیات جوامع بشری شد.

 

او با تفکری عمیق در همه ابعاد عبادی، سیاسی، اجتماعی، تربیتی، اقتصادی، نظامی و بین المللیِ اسلام ، تفکر اسلام ناب محمدی(صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) را در سطح جهان مطرح و منتشر نمود.

 

مجموعه صحیفه نور(صحیفه امام خمینی) در واقع یک دوره اسلام شناسی اصیل و کامل می باشد که شایسته است مورد توجه اسلام شناسان و نخبگان و فرهیختگان قرارگیرد و در مجامع دانشگاهی و حوزوی مورد بحث و بررسی و دقت نظر قرار داده شود. حضرت امام خمینی با نبوغ الهی خود و با الهام ازتعالیم حیاتبخش اسلام و قرآن و پیروی از مکتب پویا و نورانی اهل بیت(علیهم السلام) تحول عظیمی در ایران و جهان بوجود آورد که هرچه زمان بگذرد عظمت ابعاد شخصیتی او روشن تر خواهد شد.

 

انقلاب اسلامی ایران و پایه گذاری نظام جمهوری اسلامی با قانون اساسی مترقی آن یک  اِعجاز عظیم در عصر حاضر توسط امام خمینی بود. او با انقلاب اسلامی و نهضت بزرگ اسلامی خود  کمر مستکبرین عالم را شکست و به دل های مستضعفین و آزادگان و حق طلبان جهان ، امید ودلگرمی بخشید. حضرت امام خمینی با آثار و اندیشه های بلند خود همیشه زنده است و تا ابد سبب رشد و شکوفاهی و حرکتِ ملت ها خواهد بود.

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در باره امام راحل چنین فرمودند:
«امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده است.»

 

 

http://www.darsiahkal.ir/86805/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87/

 

**************************************************

(9)

 

 

**آیا اینترنت و فضای مجازی از ابزارهای شیطانی است یا نه؟!+پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)

 

درسیاهکل/حجت الاسلام سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی:

 

سوال:

 

آیا اینترنت و فضای مجازی از ابزارهای شیطانی است یا نه؟!! آیا می توان با این ابزارها کار فرهنگی نمود ؟!! آیا ارزش دارد که طلاب و فضلاء در این عرصه فعالیت فرهنگی کنند؟!!!

 

در پاسخ به این پرسش نکاتی را عرض می کنم:

 

۱- انسان عاقل باید از ابزارهای موجود که می توان در جهت حلال و مشروع بکارگرفت به درستی استفاده کند. هر زمانی و عصری ابزارهای خاص خودش را دارد، زمانی اسب، اَستر، اُلاغ، داس، تبر، تیشه، نیزه و… بود ولی اکنون و در عصر ما ابزارهای پیشرفته ای وجود دارد که می توان در جهت اهداف صحیح و امور فرهنگی، علمی، سیاسی، اقتصادی و غیره از آن ها بهره گرفت.
۲- ابزارها و امکانات تبلیغی و فرهنگی در زمان های سابق به شکل خاص و محدودی بوده ولی اکنون و در عصرما امکانات و فضاهای تبلیغی گسترده شده است و شامل رادیو و تلویزیون، سینما، تئاتر، هنر، اینترنت، ماهواره و فضای مجازی و مانند آن ها می شود و مقتضیات زمان عقلا و شرعا اقتضا دارد که از این امور در جهت اَغراض و اهداف عالیه و صحیح استفاده گردد و نسبت به آن ها غفلت نشود.
۳- دشمنان اسلام با همین ابزار ها بر ضد اسلام و دین و بشریت فعالیت می کنند و ما اگر بی توجه باشیم آسیب های بیشتری به دین و مسلمانان و بشریت وارد خواهد شد.
۴- مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای بر حضور طلاب و فضلا در عرصه فضای مجازی تاکید دارند، البته این حضور باید با مدیریت و برنامه و هدف درست همراه باشد. ایشان در دیدار با مدیران و مُدرِّسان و طلاب حوزه های علمیه تهران در تاریخ ۲۵ اردیبهشت سال ۱۳۹۵ چنین فرمودند: «این میدان (فضای مجازی)، میدان واقعی جنگ است و روحانیون و طلاب باید مسلح و آماده، وارد عرصه مقابله با شبهات و تفکرات غلط و انحرافی شوند….»

 

و نیز در دیدار با علماء و روحانیون خراسان شمالی در تاریخ نوزدهم مهر ۱۳۹۱ چنین فرمودند:
«نظام اسلامی یک امکان عظیمی را در اختیار داعیان اِلَی‌اللّه و مُبلّغان اسلام قرار داده. کِی چنین چیزی در اختیار شما بود؟ امروز یک طلبه‌ی فاضل در تلویزیون می‌نشیند نیم ساعت حرف میزند، ۱۰ میلیون، بیست میلیون مستمع از روی شوق به حرف او گوش میدهند. کِی چنین چیزی برای من و شما در طول تاریخ روحانیت، از اول اسلام تا حالا، وجود داشته؟ این اجتماعات بزرگ کِی وجود داشت؟ این نمازجمعه‌ها کِی وجود داشت؟ این همه جوان مشتاق و تشنه‌ی معارف کِی وجود داشت؟ امروز این جوانهای دانشجو و غیر دانشجو را که مشاهده میکنید – حالا من دانشجوها را میگویم – همه‌شان تقریباً و تغلیباً مشتاقند از مفاهیم اسلامی و معارف اسلامی چیزهائی را بشناسند و چیزهائی را بفهمند و سر در بیاورند. من و شما باید زمینه فراهم کنیم که بتوانیم به آنها جواب دهیم. این فرصت تا امروز کِی برای روحانیت وجود داشته؟ علاوه بر این، ابزارهای تسهیل‌کننده، مثل رایانه‌ها و ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی و سایبری هم که الان در اختیار شماست. اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، میتوانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمیشناسید، برسانید؛ این فرصت فوق‌العاده‌ای است؛ نبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خدای متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد: از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما برای ترویج معارف اسلامی چه استفاده‌ای کردید؟ نظام اسلامی یک چنین خدمتی به ما معممین و روحانیون کرده. مگر میتوانیم خودمان را کنار بگیریم؟»

 

۵- از اینکه مردم به درستی از ابزاری مثل اینترنت و فضای مجازی استفاده نمی کنند نمی توان نتیجه گرفت که این ابزارها و وسیله ها، وسیله های شیطانی هستند. بلکه باید عرصه اینترنت و فضای مجازی از سوی مسولان نظارت و مدیریت شود و در باره استفاده درست و منطقی از این ابزارها روشنگری و فرهنگ سازی گردد. بخشی از آسیب هایی که از این ابزارها به جامعه و جوانان وارد می شود ناشی از عدم مدیریت صحیح از سوی مسولان و متولیان امر است.

 

مقام معظم رهبری درباره نظارت بر فضای مجازی در تاریخ شانزدهم شهریور ۱۳۹۴ در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای شورای عالی فضای مجازی، چنین فرمودند :

 

«… کسی مخالف استفاده از فضای مجازی نیست بلکه موضوع اصلی این است که در چنین عرصه‌ای که لغزش‌گاه است باید زمینه‌ی استفاده‌ی صحیح فراهم شود نه آنکه فضای مجازی به‌صورت رها و غیر قابل کنترل باشد…»

 

ایشان با گلایه از وزارت ارتباطات و شورای عالی فضای مجازی گفتند: «کسی به‌دنبال بستن فضای مجازی نیست؛ زیرا این کار عاقلانه نیست اما چرا هنگامی که کشورهای دیگر برای حفاظت از فرهنگ خود، در استفاده از فضای مجازی چارچوب‌هایی قرار می‌دهند، ما فضای مجازی را رها کرده‌ایم؟»

 

۶- چه بخواهیم و چه نخواهیم به گفته کارشناسان نمی توان فضای اینترنتی رو حذف کرد و این مطلب از لابلای سخنان مقام معظم رهبری هم استفاده می شود لذا ایشان هم تاکید برحضور حساب شده و هدفمند در عرصه اینترنت و فضای مجازی دارند و اساسا همانگونه که ما نسبت به وقایعی که در خارج و در اطراف ما اتفاق می افتد نباید بی خیال باشیم نسبت به مسایلی که در فضای مجازی می گذرد، نباید بی توجه باشیم و فضای مجازی در واقع یک فضای واقعی و حقیقی است و حضرت آیت الله جوادی آملی در درس تفسیر خود در ضمن تفسیر آیه ۱۳ از سوره حُجُرات در رابطه با فضای مجازی چنین فرمودند : «… ما فضای مجازی نداریم، آنها که توفیق تبلیغ و رفتن به روستاها و شهرها را ندارند این فضای حقیقی را دریابند، همین که اندیشه نقل و انتقال یابد و جوانی متحول شود، فضا فضای حقیقی است و تبلیغ رخ داده است.»

 

۷- به وسیله ابزارهایی مثل اینترنت و فضای مجازی می توان تعالیم حیاتبخش قرآن کریم و اهل بیت (علیهم السلام) و مطالب علمی و اخلاقی و معرفتی و … را به مردم انتقال داد.

 

۸- بنده این ابزار ها را بطور مطلق، شیطانی نمی دانم بلکه این ما هستیم که باید این ابزار ها و وسیله ها را در خدمت فرهنگ و اسلام و دین قرار دهیم. در صورتی و در شرایطی این ابزارها شیطانی تلقی می شوند که عقلا و شرعا چیزی جز زیان و ضرر و خسارت و انحطاط برای جامعه و مردم نداشته باشند ولی این مطلب را نمی توان انکار کرد که امروزه می توان با این ابزارهای پیشرفته مثل اینترنت و فضاهای مجازی و اجتماعی و غیره، پیام اسلام راستین نَبَوی و تشیعِ علوی را به جهانیان رسانید و ده ها و صد ها نوع استفاده درست و صحیح در جهت خدمت به دین و مردم از این ابزارها و امکانات نمود.

 

۹- البته افرادی که با انگیزه های مختلف علمی و سیاسی و فرهنگی، در فضای مجازی گروه ایجاد می کنند مسؤل هستند و باید برای مدیریت و نظارت بر گروه فر صت و وقت کافی بگذارند و ارزیابی کنند که گروهی را که ایجاد کردند تا چه اندازه سودمند و مفید بوده است؟ اگر ثمره ای نداشته باشد گروه را حذف کنند و وقت خود و دیگران را تلف نکنند و اگر ثمرات و برکاتی دارد با قوت و اراده بیشتری به آن استمرار ببخشند. نیت پاک و اخلاص و داشتن هدف و برنامه در اقدام به کار فرهنگی در فضای مجازی بسیار تأثیرگذار می باشد.

 

۱۰- بنده معتقدم حضور در عرصه فضای مجازی برای طلاب و فضلاء یک فریضه و یک جهاد است و غفلت نسبت به این عرصه مهم، مورد بازخواست خداوند است که چرا علماء و طلاب و فضلا نرفتند و یاد نگرفتند و مدیریت درست نکردند.

 

۱۱- اگر شیطان بخواهد کسی را فریب بدهد بدون این ابزار ها هم فریب می دهد و دچار گناه و معصیت می کند کما اینکه در اعصار گذشته شیطان با ساده ترین ابزار فریب می داد و امروز نیز به شکلی دیگر. مهم این است که انسان متوجه باشد و به خداوند پناه ببرد از هرچیزی که او را غافل و گمراه نماید . گاهی همین قرآن و دین که از بالاترین قداست برخوردار است وسیله ای برای انحراف و معصیت می شود. چه بسیار کسانی که از راه همین مقدسات گمراه و فاسد و ساقط شدند. خود قرآن و دین که مشکلی ندارد ولی در تاریخ ببینید و نیز اکنون ببییند که شیطان و شیاطین با امور مقدسی مثل قرآن و دین و…. چگونه مردم را گمراه می کنند. سعدی علیه الرحمه می گوید:

 

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ لاله روید و در شوره زار خس

 

در پایان باز به سخن گهر بار مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای توجه می دهم که در تاریخ نوزدهم مهر ۱۳۹۱ در دیدار با علماء و روحانیون خراسان شمالی فرمود : «…. علاوه بر این، ابزارهای تسهیل‌کننده، مثل رایانه‌ها و ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی و سایبری هم که الان در اختیار شماست. اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، میتوانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمیشناسید، برسانید؛ این فرصت فوق‌العاده‌ای است؛ نبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خدای متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد: از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما برای ترویج معارف اسلامی چه استفاده‌ای کردید؟ نظام اسلامی یک چنین خدمتی به ما معممین و روحانیون کرده. مگر میتوانیم خودمان را کنار بگیریم؟»

http://www.darsiahkal.ir/91586/91586/

 

**************************************************

(10)

 

 

**انقلاب اسلامی ایران حسینیُّ الحُدوث و حسینیُّ البَقاء می باشد+پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)

 

درسیاهکل/سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

قوله تعالی: «الَّذینَ أُخرِجوا مِن دِیارِهِم بِغَیرِ حَقٍّ إِلّا أَن یَقولوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَواتٌ وَمَساجِدُ یُذکَرُ فیهَا اسمُ اللَّهِ کَثیرًا وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ *الَّذینَ إِن مَکَّنّاهُم فِی الأَرضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَآتَوُا الزَّکاهَ وَأَمَروا بِالمَعروفِ وَنَهَوا عَنِ المُنکَرِ وَلِلَّهِ عاقِبَهُ الأُمورِ .
«کسانی که (توسط ستمگران و حاکمان جور) از خانه ها و شهر های خود به ناحق اخراج و رانده شدند، جرم و گناهشان جز این نبود که می گفتند پروردگار ما خدای یکتا است و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله برخی دیگر دفع نکند، دَیرها و صومعه ها و معابد یهود و نصاری و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می شود ویران می گردد و خداوند قوی و شکست ناپذیر است. همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را برپا می دارند و زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند و پایان همه کارها از آن خداوند است. (سوره حج، ایه ۴۰ و ۴۱)»

 

یکی از آرزوهای مردم مسلمان ایران و همه کسانی که در عرصه دین و اسلام و قرآن و احیاء شعائر دینی و امر به معروف و نهی از منکر، مجاهدت و ایثار و تلاش می کردند، تحقق یک نظام اسلامی برگرفته از مکتب اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلام) و تعالیم حیات بخش قرآن کریم بوده که به لطف خداوند متعال با تلاش و فداکاری و رهبری هوشمندانه و مدبّرانه حضرت امام خمینی (رَحمَهُ اللهِ عَلَیه) و مجاهدت های خالصانه آحاد و طبقات مختلف مردم، این آرزوی مُتعالی با سرنگون شدن رژیم مُنحط و پلید و فاسد پهلوی در سال ۱۳۵۷ به ثمر رسید و با تشکیل جمهوری اسلامی ایران و حمایت اکثریت قاطع مردم از آن، امیدهای بیشتری برای پیاده شده تدریجی احکام و فرامین و دستورات الهی و دینی فراهم گشت.

 

خداوند در آیه ۴۰ از سوره حج بیان می کند که باید در برابر ظالم و ستمگر و طاغوت که قصد محو ونابودی مراکز دینی و عبادی را دارند قیام کرد و اگر در برابر کسانی که با شیوه های مختلف در صدد نابودی و ویرانی نمادهای دینی و معنوی و فرهنگی و توحیدی مانند معابد و مساجد هستند، ایستادگی و مقاومت و قیام صورت نگیرد، اثری از این مراکز نخواهد ماند و خداوند وعده داده است که هر کس (و هر قوم و ملتی) از دین و آیین او دفاع کند، او را یاری خواهد نمود. (وَلَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَواتٌ وَمَساجِدُ یُذکَرُ فیهَا اسمُ اللَّهِ کَثیرًا وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ سوره حج آیه ۴۰) و نیز در آیه ۴۱ از این سوره می فرماید: از جمله برنامه های حکومت صالحان آن است که پس از قدرت یافتن آنها و شکسته شدن هَیمنه و قدرت پوشالی طاغوتیان، نماز را که نشانه پیوند با خالق و زکات را که پیوند با خلق و نیز امر به معروف و نهی از منکر را که از پایه های اساسی اصلاح یک ملت و جامعه است برقرار می کنند و با احیا این سه عنصرِ مهم و حیاتی سایر امورات اجتماعی و دینی سامان می یابد. الَّذینَ إِن مَکَّنّاهُم فِی الأَرضِ أَقامُوا الصَّلاهَ وَآتَوُا الزَّکاهَ وَأَمَروا بِالمَعروفِ وَنَهَوا عَنِ المُنکَرِ وَلِلَّهِ عاقِبَهُ الأُمورِ . سوره حج آیه ۴۱٫

 

جضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) با تأَسّی از مکتب انبیاء و اهل بیت (عَلَیهِمُ السَّلام) و بهره مندی از تعالیم نورانی قرآن کریم و اقتدا به سیره سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (عَلَیهِ السَّلامُ )، قیام و نهضت بزرگ اسلامی خود را در سال ۱۳۴۲ رقم زد که ثمره شیرین آن یعنی نظام جمهوری اسلامی، در سال ۱۳۵۷محقق شد. انقلاب اسلامی ایران حسینیّ الحدوث و حسینیِ البقاء می باشد چنانکه اسلام عزیز محمدیّ الحدوث و حسینیّ البقاء است. امام با تِز و تئوری مترقّی ولایت فقیه که پشتوانه عقلی و نقلی و عرفی دارد، تحولی عظیم در همه ابعاد فکری و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی به وجود آورد. حکومتی بر اساس ولایت مطلقه فقیه به جهانیان ارائه کرد که برای همگان تازگی داشت. حضرت امام نظریه ولایت فقیه و حکومت اسلامی را در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی در نجف اشرف مطرح نمود. امام حکومتی را به وجود آورد که در آن کسی حق زور و تحقیر و ظلم و اِحجاف به دیگران را نداشته باشد. حکومتی را بنا نهاد که در آن دولت و ملت در کنار هم در جهت اعتلاء اسلام و دین و قرآن و ترقی و پیشرفت و عزت و سرافرازی و استقلال و رفع محرومیت و حُریت و آزادی و تلاش نماید. متاسفانه در طول تاریخ ِحکومت های سلاطین و حاکمان جور، رابطه حکومت ها با مردم یک رابطه «غالب و مغلوب» و «سلطان و رعیت» بود که حضرت امام (رحمه الله علیه) این بدعت و رسم باطل و طاغوتی را در هم کوبید و فرمود: «من خدمتگذار مردم هستم» (صحیفه نور، ج۷، ص۱۲۹) و نیز فرمود: «هر چه صاحب منصب، ارشد باشد باید بیشتر خدمتگزار باشد»

 

هدف اصلی از انقلاب اسلامی، ریشه کن کردن موانع اصلی بر سر راه دین و قرآن و تعالیم مترقی مکتب اهل بیت علیهم السلام بوده است. رژیم های طاغوتی و طغیانگر و مُفسد در طول تاریخ بشریت مانع رشد و هدایت و سعادت و کمال جوامع بشری بوده و از طریق مثلث شوم زور و زر و تزویر بر مردم حکمرانی می کردند نتیجه حاکمیت و تسلط جائرانه و شیطانی و نابحق آنها، ضلالت و گمراهی و ظلم و ستم و جهل و نادانی و قتل و غارت و فساد و فحشا و جنایت و سَفّاکی و خونریزی و بی عدالتی و تبعیض و عقب ماندگی و انحطاط و ذلت و خواری و شرک و خرافه پرستی… در بین مردم بوده است. انبیاء الهی و پیشوایان هدایتگر با سلاح ایمان و علم و توکل در برابر طاغوت ها و ستمگران ایستادگی کردند و برای هدایت انسان ها و نجات آنها از زنجیر ظلم و اسارت و حقارت و جهل و نادانی و نفیِ شرک و فساد و طغیانگری و ترویج توحید و عدالت و پاکی و طهارت و… متحمّل رنج ها و سختی های فراوان و طاقت فرسا شدند و قرآن کریم بخشی از تلاش ها و مجاهدت ها و مبارزات انبیاء الهی همانند حضرت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی علیهم السلام و نیز پیامبر اسلام ص را در سوره های مختلف بیان کرده است.

 

حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) که با قیام خود سلسله خبیثه شاهنشاهی را در هم کوبید و بنیان و ریشه ۲۵۰۰ ساله آن را از بیخ و بُن برکَند. در رابطه با نظام های فاسد شاهنشاهی و حکومت های ستمگر می فرماید: «۲۵۰۰ سال ملتی زیر لگد اینها بوده. ملتی که ۲۵۰۰ سال زیر این پرچم کثیف بوده. شاهنشاهی، کثیف ترین رژیم های دنیا است» (صحیفه امام، ج۴،ص۲۵۴) و نیز فرمود: «اساسا اسلام با اساس شاهنشاهی مخالف است. هر کس سیره رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) را در وضع حکومت ملاحظه کند، می فهمد که اسلام آمده است این کاخ های ظلم شاهنشاهی را خراب کند. شاهنشاهی از کثیف ترین و ننگین ترین نمونه ارتجاع است»

 

در عصر حاضر که جمعیت انسان ها به بیش از هفت میلیارد می رسد، مستکبرین عالم با شیوه های پیچیده و مُدرن بر مردم جهان حکمرانی می کنند و شاید بتوان گفت که دوره کنونی یکی از پیچیده ترین دوران ها در طول تاریخ بشریت است. با وجود همه پیشرفت های علمی و نظامی و تکنولوژی های حیرت انگیز و در نوردیدن فضا و کرات آسمانی، اکثریت بشریت کنونی فاقد رشد معنویت و اخلاق و ارزش های انسانی و الهی است و این نیز ناشی از استیلای فرهنگ و حکومت استعماری و استکباری و حاکمیت جاهلیت مدرن بر ملت های جهان است.

 

بشریت حاضر در فقدان عدالت و در آتش ظلم و ستم و جنایت و خونریزی و هجوم ها و جنگ ها و غارت ها و تجاوز گری های بی رحمانه و ویرانگر می سوزد. اکنون همه ما شاهد زشت ترین رفتارها و فجایع و خیانت ها و جنایت ها بر ضد بشریت و ملت ها و جوامع بشری به ویژه در مناطق اسلامی توسط عوامل استکباری از قیبل تکفیری ها و سلفی ها و داعش و بوکوحرام و طالبان و القاعده و مانند آنها هستیم. همه می بینیم که چکونه بدیهی ترین حقوق انسان ها و ملت ها از سوی مستکبرین جهانی و نوکران آنها با وجود همه نهادهای بین المللی و سازمان های حقوق بشری، پایمال می شود. سازمان ملل و سازمان دفاع از حقوق بشر همه آنها در خدمت زورگویان و مستکبران و ستمگران و استکبار جهانی است. آنچه در کشور های اسلامی بخصوص در سوریه و عراق و افغانستان و یمن و لبنان و فلسطین و و بحرین و لیبی و نیجریه و سایر بلاد می گذرد، بهترین شاهد و سند زنده برای مدعای ماست. دشمنان اسلام و بشریت از هر سو نقشه های شوم خود را با روشهای نوین و پیچیده در همه جوامع به خصوص جوامع اسلامی و جهان اسلام و تشیُّع و نیز به طور خاص در ایران اسلامی و انقلابی به کار می برند و هدف اساسی استکبار جهانی و اَیادی پلیدشان ریشه کنی اسلام ناب محمدی (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آِلهِ وَ سَلَّمَ) و جلوگیری از ظهور و تحقق مکتب حیات بخش و پویای اسلام راستین است.

 

در این شرایط و با توجه به نعمت بزرگ برقراری حکومت اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران و نیز با عنایت به اینکه شبکه های ماهواره ای و اینترنتی در سطح جهان پیوسته در حال ترویج فساد و فحشا و انحراف و توطئه بر ضد اسلام و انقلاب و نظام اسلامی می باشند و حکومت ها و قدرت های استکباری و شیطانی و عوامل آنها نیز در این راه پشتیبانی مالی و معنوی و فکری می کنند، مسئولیت خطیر و برزگی متوجه روحانیت و علما و فقها و حوزه های علمیه می باشد که بی توجهی و یا تسامح و تساهل نسبت به آن ممکن است خسارت ها و زیان های جبران ناپذیری را برای اسلام و مسلمین و انقلاب اسلامی در پی داشته باشد. باید توجه داشت که مستکبرین عالم و دولت های خودفروخته، ضربات سخت و کوبنده ای از ناحیه اسلام و انقلاب و نظام اسلامی و ولایت فقیه و حوزه های علمیه و تشیع خورده اند. آنها دریافتند که اسلام راستین و برنامه ها و دستورات نورانی و حیاتبخش آن بزرگترین مانع سر راه چپاولگری و زورگویی و فساد و فتنه آنها است، لذا با تجربه هایی که اندوخته اند در صدد هستند که با شیوه های مختلف و ابزارهای جدید و شگرد های نو به نو از طریق تحریف عقائد و حقائق دینی مردم و ترویج خرافات و عرفان های کاذب و آیین ها و مسلک های جعلی مثل وهابیت و صوفی گری و بهائیت و قومیت و فرقه گرایی و ایجاد حزب ها و ایسم ها و پان ها و تشکیک و ایجاد شبهه در باورهای دینی مردم و استحاله فرهنگی و دامن زدن به اختلافات بین شیعه و سنی و … به مقابله همه جانبه با اسلام و نظام و ارزشهای اسلامی و انقلابی بپردازند. ظهور پدیده اسلام امریکایی و تشیع لندنی و گروه های افراطی تکفیری و سلفی و … برای ضربه زدن بر اسلام راستین و تشیع حقیقی و متعالی است…..

 

عقل و شرع و وجدان حکم می کند که باید از این سرمایه های بزرگ و حیاتی و ملی مراقبت و نگهبانی شود. صدا و سیما و سینما و مطبوعات و رسانه ها و نهادهای گوناگون مانند دانشگاه ها و حوزه و بسیج و… می توانند در رشد و شکوفایی و مصونیت جوانان از آسیب ها و خطرهای مختلف نقش ایفا کنند.

 

آینده انقلاب و نظام بر دوش جوانان است پس لازم و واجب است که به این قشر غظیم و تاثیر گذار توجه گردد. همین جوانان و فرهیختگان متعهد بودند که قبل از انقلاب با نهضت و قیام امام خمینی با رشادت ها و فداکاری ها و ریختن خون پاکشان همراهی کردند و موجبات به ثمر رسیدن نظام و انقلاب اسلامی را فراهم ساختند. اکنون نیز در میدان های مهم ملی و کشوری و اقتصادی و علمی و نظامی و امنیتی و ایستادگی در برابر دشمنان داخلی و خارجی، حضور و نقش جوانان وفرهیختگان بسیار مهم و تعیین کننده است.

 

روحانیت و حوزه های علمیه باید برای جوانان که بخش عمده ای از جمعیت کشور را تشکیل می دهند، برنامه های دقیق و حساب شده و تعریف شده داشته باشند. چه بخواهیم و چه نخواهیم دشمنان بین المللی و استکبار جهانی و غرب و صهیونیسم جهانی برای بچه ها و فرزندان و جوانان و نشل ما برنامه های ظریف و دقیق و حساب شده ریخته اند. برنامه های کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت برای کشور و جوانان ما طراحی کرده اند. همه ما موظف هستیم که نقشه های آنها در این زمینه را شناسایی کرده و بر عکس آنها، برنامه های مفید و سازنده برای جوانان خود درست نماییم و به اصطلاح «تُعرَفُ الاشیاءُ بِأَضدادِها». هرچیزی به ضد خود شناخته می شود. یعنی رشد و هدایت جوانان ما در این است که ما بر ضد برنامه های گمراه کننده دشمنان، اقدامات سازنده دشته باشیم. متاسفانه باید اعلام کنم که با وجود همه تلاش هایی که از اول انقلاب تا کنون انجام شده ولی نسبت به تلاش ها و اقدامات گسترده دشمنان انقلاب و اسلام، ما خیلی عقب هستیم و کوتاهی های فراوانی در این زمینه دیده می شود. اقدامات انحرافی و تخریبی بسیار گسترده است و فعالیت های مخرّب ماهواره ای و شبکه های اینترنتی و مجازی و مواد مخدر و… که جوانان و بنیان های خانواده را هدف قرار داه تنها بخشی از فعالیت های دشمنان اسلام و نظام است.

 

اگر بخواهیم مردم و جامعه ما متدین و قرآنی باشند و اگر بخواهیم جوانان و دانش آموزان و دانشجویان و پسران و دختران جامعه ما آراسته به آداب دینی و شرعی باشند و اگر بخواهیم مساجد ما احیاء و شکوفا و پُر رونق شود و اگر بخواهیم رسانه های تصویری و صوتی و مطبوعات و جراید و دانشگاه ها و مدارس و ادارات و سینماها و بانک ها و ورزشگاه ها و سیستم قضائی و قانون گذاری ما اصلاح و اسلامی شوند، و اگر بخواهیم حکومت شایسته اسلامی داشته باشیم، همه اینها در گرو نقش جدی و جامع و به موقع و شایسه حوزه های علمیه و روحانیت متعهد است.

 

حوزه ها و روحانیت باید جلوتر از زمان و عصر خود حرکت کنند. برخی از شخصیت های بزرگ مثل استاد شهید مطهری و سید جمال اسدآبادی و شهید بهشتی و… با تفکر بلند و ژرفی که داشتند، همیشه جلوتر از عصر و زمان خود می اندیشیدند و تهدیدات و خطراتی که در آینده احتمال داشت که متوجه اسلام و مسلمین شود را پیش بینی می کردند. حوزه های علمیه و روحانیت بزرگوار باید نسبت به خطرات و آفات احتمالی برنامه داشته باشند همانند یک باغبان و کشاورزی که با شیوه ها و روش های گوناگون، آسیب ها و آفات را از باغ و زراعت خود دور می کند تا محصول بهتر و مرغوب تری فراهم نماید.

 

استاد شهید مطهری در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی در صفحه ۳۱می فرماید: «حوزه های علمیه و محیط های روحانی ما مسؤول پاسداری ایمان جامعه اسلامی و دفاع از اصول و فروع دین مقدس اسلام از دیدگاه مذهب شیعه، و تعلیم و تبلیغ آنها و عهده دار پاسخگویی به نیازهای مذهبی مردم مسلمانند»…

 


 

http://www.darsiahkal.ir/96936/%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86%db%8c%d9%91-%d8%a7%d9%84%d8%ad%d8%af%d9%88%d8%ab-%d9%88-%d8%ad%d8%b3/

 

**************************************************

(11)

 

 

** 5 اصل مهم درباره دعا+پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)

 


درسیاهکل/حجت الاسلام سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی:

 

در آیه ۶۰ از سوره غافر(مومن) در رابطه با دعا و اجابت آن چنین آمده است:

 

وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرین.
پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم! کسانی که از عبادت من(که دعا هم نوعی عبادت است) تکبّر می ورزند به زودی با ذلّت وارد دوزخ می شوند!»
دراین آیه شریفه خداوند متعال می فرماید: بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را و کسانی را که از روی غرور و تکبر از عبادت(دعا کردن) سرپیچی می کنند، تهدید می نماید که در روز قیامت با ذلت وارد دوزخ می شوند.
دعا و راز و نیاز با حضرت پروردگار یکی از نیازهای واقعی و فطری بشر است. همانطوری که انسان جهت حیات و ادامه زندگی خود نیاز به آب و هوا و غذا و … دارد، حیات روحی و معنوی انسان نیز بواسطه دعا و نیایش به پیشگاه خداوند متعال تأمین می گردد. دعا در صفای باطن و رُشد و تکامل روحی و اخلاقی و تنویر و نورانیت اَفکار و دل آدمی تأثیر بسزایی دارد.

 

انسان وقتی با نیتی پاک در حالی که همراه با طهارت است جهت مناجات و راز و نیاز به درگاه حضرت دادار می ایستد حالات خاصی به او دست می دهد که با هیچ حالی قابل مقایسه نیست و نسیم های دل انگیزی از رحمت خاص الهی را به روشنی مشاهده و لمس می کند که گاهی قابل توصیف نمی باشد.

 

با کمال تأسف باید اظهار داشت که بشر امروز که به زرق و برق و مَظاهر و جلوه های فریبنده دنیا سرگرم و مشغول گشته از حلاوت و شیرینی دعا و راز ونیاز یا محروم است و یا اینکه کمتر به آن می پردازد. تنها راه آرامش و سعادت بشریت بازگشت حقیقی به درگاه الهی و ارتباط دایمی با پروردگار عالم است. روانشناسان معتقدند هنگامی که هیجانات و غم ها بر انسان هجوم می آورد در آن حال باید جهت تخلیه روحی مشکلات و گرفتاری ها را برای کسی که محرم راز است بازگو و درد دل کنیم و اگر کسی را پیدا نکردیم که که غم ها و نگرانی های خود را با او در میان بگذاریم حتما باید اسرار و راز دل خود را به خداوند عرضه بداریم. خداوند بهترین و بالاترین تکیه گاه است.
دکتر اَلِکسِس کارِل نوسنده کتاب(انسان موجود ناشناخته) در همین کتاب چنین می گوید:
نیایش همچون نَفَس کشیدن و خوردن و آشامیدن لازمه انسان است که از عمق سرشت انسان سر می زند.
و نیز می گوید: دعا قوی ترین نیرویی است که بشر می تواند بوجود آورد.
در سوره فرقان آیه ۷۷ چنین آمده است:
قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ …
بگو: «پروردگارم برای شما ارج و ارزشی قائل نیست اگر دعای شما نباشد …
تاچند غریب باشی اندر در دوست
نزدیکتر است آنکه ترا از رگ و پوست
انصاف بده چگونه کوشش نکنی
با اینکه کِشش همیشه از جانب اوست
دعا در واقع ارتباط و پیوند بین عبد و معبود و خالق و مخلوق و نیازمند به بی نیاز مطلق است. بشر با همه داشته هایش هیچگاه به مقام بی نیازی نمی رسد و اگر ما به کسی که مال واموال و دارایی زیاد دارد به عنوان غنی وبی نیاز تعبیر می کنیم به جهت مقایسه با کسانی است که از چنین امکاناتی برخورددار نیستند و گرنه ثروتمندترین آدم ها در دنیا در واقع گداترین آدم ها است زیرا هیچ چیزی از اموال و دارایی ها را که در اختیار دارد از آن او نیست و حتی وجود خود او نیز از آن او نمی باشد بلکه وجود او و همه آنچه را که در اختیار دارد از آن خدواند است و فقط چند روزی را که خداوند در این دنیا به وی مهلت داده اجازه داده شده که از مواهب و نعمت های الهی به درستی استفاده نماید و اگر سرپیچی کند دچار عقاب الهی خواهد شد.
پس این اصل مسلم را باید بپذیریم که همه ما انسان ها(حتی اگر بی نیازترین افراد به حسب ظاهر باشیم) نیازمند محض به پروردگار عالم هستیم و لحظه ای و آنی نباید تصور کنیم که نیازی به خداوند نداریم. کسی که متکبرانه و مغرورانه از دعا کردن سرپیچی می کند در واقع از اصل نیازمندی مخلوق به خالق خارج شده و خود را بی نیاز می پندارد لذا در ذیل آیه ۶۰ از سوره غافر آمده است که : …. کسانی که از عبادت (دعا کردن) تکبر و سرپیچی کنند به زودی با ذلت و خواری وارد دوزخ و جهنم خواهند شد و دچار عذاب الهی می گردند.
در باره اینکه انسان ها باید اهل دعا باشند به چند اصل می پردازم که می تواند سودمند باشد:

 

۱- اصل نیازمندی
اصل نیازمندی مخلوق به خالق که در بالا به آن اشاره نمودم ثابت می کند که ما همیشه باید دست دعا و خواهش و درخواست به درگاه الهی دراز کنیم.

 

۲- اصل اتصال و ارتباط

 

اصل دیگری که باید به آن توجه کنیم، اصل ارتباط و اتصال و پیوند بین عبد و معبود و مخلوق با خالق است. مخلوق و عبد هیچگاه نباید از خالق و معبودش جدا شود . این جدایی سبب سقوط وهلاکت بنده خواهد شد. یکی از راه های حفظ این پیوند و اتصال همان دعا کردن به پیشگاه الهی است. هرچه دعا به درگاه الهی بیشتر باشد پیوند بین عبد ومعبود بیشتر خواهد بود. و هر اندازه انسان خود را محتاج تر به پروردگار بداند دعایش بیشتر خواهد بود و اُنس بیشتری با خداوند برقرار می کند. دعا و راز و نیاز با خداوند متعال به آدمی قدرت و قُوّت و نیرو و توان و استقامت و نشاط و امید می دهد و تمام انبیاء اهل دعا بودند ودر روایت آمده است که امام رضا ع فرمود عَلَیْکُمْ بِسِلَاحِ الْأَنْبِیَاءِ فَقِیلَ وَ مَا سِلَاحُ الْأَنْبِیَاءِ؟ قَالَ: الدُّعَاء» بر شما باد به سلاح انبیاء عرض شد که سلاح انبیاء چیست ؟ فرمود: سلاح انبیاء دعا است .( کافى/ ج ۲ ص ۴۶۸٫) اگر انبیاء علیهم السلام مداومت بر دعا نداشتند در رسالت خود موفق نمی شدند و عزت و سربلندی و موفقیت انبیاء و اولیاء مرهون دعا می باشد. تمام چهارده معصوم علیهم السلام در بدترین و بهترین حالات و شرایط(در ضراء و سراء ) اهل دعا بودند و مناجات ها و دعاهای موجود از معصومین علیهم السلام بهترین گواه این مطلب است .
۳- اصل کمال جویی و کمال طلبی
اصل سوم که به نظرم مهم است اصل کمال جویی و کمال طلبی انسان است که از مهم ترین ویژگی هایی است که خدواند در نهاد انسان ها به ودیعت گذاشته است. بلا شک براساس فطرت پاک الهی که در انسان ها سرشته شده همه دنبال کمال هستند ولی بسیاری از مردم راه و مسیر کمال را یا درست طی نمی کنند ویا اینکه نمی دانند کمال در چیست؟ و یا اینکه هواهای نفسانی و اغواگری های شیطان درونی و بیرونی مانع درک حقیقت کمال و مسیر آن است و فطرت کمال جویی او را نابود کرده است.
آدمی از راه دعا می تواند به کمال برسد و کمال مطلق خداوند متعال است. دعا چه مستجاب بشود و چه نشود یک سرمایه است و سبب غنا و رشد وتعالی وکمال انسان می شود. کسی که با طهارت ظاهری و باطنی و از روی معرفت دعا نماید احساس لطافت و غنا و آرامش و اطمینان و وسعت در نفس و روح می کند. دعا و مناجات به آدمی ظرفیت و شرح صدر می دهد که به نظر بنده این نکته بسیار مهمی است که نباید از آن غفلت کرد. این اموری که ذکر کردم (غنای در نفس و آرامش و ظرفیت و شرح صدر ….) در واقع اجابت دعای ما از طرف حضرت پروردگار است. ما دعا می کنیم ودر پرتو دعا به این نتایج می رسیم و لازم نیست که نتایج دعای ما حتما امور مادی باشد. دعا کردن در واقع سبب پرواز و رهایی روح از تعلقات منحط کننده است. در اواخر کتاب بیست گفتار ازاستاد شهید مطهری مطالب بسیار زیبایی در باب دعا آمده است که شایسته است جهت استفاده مراجعه شود.
۴- اصل ادب به ساحت پرودگار
یکی از زیباترین خصلت ها، ادب است. ادب امری پسندیده و نشانه معرفت و فضیلت است و بی ادبی نشانه بی معرفتی و رذالت است . اگر کسی به ما لطفی و عنایتی نمود، ادب اقتضاء دارد که قدرشناسی و حقشناسی کنیم. پیامبر خدا ص تادیب شده و پرورش یافته خدا بود و فرمود: أدَّبَنِی رَبِّی فأحسَنَ تأدِیبی . خداوند مرا ادب نمود و نیکو تربیتم کرد .(میزان الحکمه، ج ۱، ص ۷۸٫)
پیامبر اسلام(ص) با ادب ترین بندگان در برابر خداوند بود و در همه حال ادب ساحت قدس الهی را نگه می داشت. بی ادب ترین موجود در عالم ابلیس و شیطان است که در محضر الهی گستاخی و بی ادبی نمود و برای همیشه از درگاه الهی رانده شده و مورد خشم و غضب الهی است. ما بندگان الهی نیز باید ادب ساحت پرودگار را حفظ کنیم و یکی از راه های ادب نگه داشتن به پیشگاه الهی آن است که به درگاه پروردگار دعا کنیم. اعراض و دوری از دعا به پیشگاه الهی نوعی بی ادبی است. ادب در قالب دعا سبب قرب به پیشگاه الهی است و این یعنی قرب به خداوند، خودش یکی از ثمرات ونتایج بسیار باارزش دعا می باشد. پس چه دعای ما مستجاب بشود وچه نشود شایسته است که از باب ادب، دست دعا و نیایش به سوی خداوند دراز کنیم.

 

۵- اصل معرفت وشناخت به پرودگار

 

در اصل چهارم ذکر شد که ادب اقتضاء دارد که ما به درگاه الهی دست دعا و نیاز بلند کنیم و ادب هم به نوعی ناشی از معرفت و شناخت است. در ادب نگهداشتن ، معرفت و شناخت نیز نهفته است و انسان با ادب در واقع انسان با معرفتی وبا شناختی است. هر اندازه شناخت و معرفت ما به خداوند بیشتر باشد ادب ما هم بیشتر و بهتر خواهد بود و هر اندازه ادب نگه داریم سبب فزونی در معرفت خواهد شد(دقت بفرمایید). معرفت و شناخت درست به پرودگار هم اقتضاء دارد که باید دعا به درگاه الهی داشته باشیم.

 

با پنج اصلی که بیان شد ما چاره ای جز دعا و درخواست به پیشگاه الهی نخواهیم داشت ولی باید توجه داشت که همان خدایی که ما را دعوت فرمود که او را بخوانیم تا اجابت کند ما را، شرایطی را برای دعا و دعا کننده بیان فرموده است که یکی از شرایط مهم آن این است که دعا و درخواست از عمق وجود و صمیم دل باشد و چیزی را هم که از خداوند می خواهیم امری پسندیده و مطابق با مصلحت فردی و نوعی باشد. هر اندازه روح ما و بینش ما کوچک باشد درخواست ها و دعاهای ما نیز کوچک و پایین خواهد بود و هر اندازه روح ما بلند و معرفت ما بالا باشد دعاهای ما حساب شده و بلند خواهد بود.

ما باید از دعاهای کودکانه پرهیز کنیم. اکثر دعاهای ما انسان ها، دعاهای کودکانه است. به این معنی که تفکر و اندیشه ما در مقام دعا پایین و نازل است و روی این جهت گاهی اعتراض می کنیم چرا دعای ما مستجاب نمی شود؟ البته شایسته است که همانند نیت های پاک کودکان دعا کنیم ولی کودکانه دعا نکنیم. اگر در باب دعا کمی با بینش و معرفت گام برداریم متوجه می شویم که اساسا نفس دعا کردن خود یک توفیقی از طرف پرودرگار است و بهترین دعا ها هم دعاها و ادعیه ماثوره و وارده از معصومین علیهم السلام است. یکی از چیزهایی که در مقام دعا باید توجه کنیم این است که ما در پیشگاه خداوند حکیم هستیم. توجه به مساله حکمت الهی بخشی از اشکال ها و شبهه ها را برطرف می سازد .پس دعایی کنیم که با حکمت پروردگار سازگار باشد و اگر دعایی کردیم و اصرار هم نمودیم که به اجابت برسد ولی مستجاب نشد یا با حکمت الهی سازگار نبود و یا اینکه حکمت الهی اقتضاء دارد که اجابت آن دعا به تاخیر افتد(دقت بفرمایید) اگر همه شرایط دعا جمع باشد که در کتب مربوطه ذکر شده قطعا آن دعا مستجاب خواهد شد(ان شاءالله)
در پایان باز یاد آور می شوم که نفس دعا کردن ما و اینکه خداوند بی نیاز اجازه فرمود که او را بخوانیم یک سرمایه نقد و بسیار ارزشمند است که شب و روز باید بابت آن از خداوند شکرگزار باشیم.


http://www.darsiahkal.ir/87549/%db%b5-%d8%a7%d8%b5%d9%84-%d9%85%d9%87%d9%85-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b9%d8%a7/ .

****************************************

(12)

 

 

 

**آیا بنی‌آدم اعضای یکدیگرند درست است یا بنی‌آدم اعضای یک پیکرند؟!+پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)


 


درسیاهکل/سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی:


بنی‌آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی‌غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
گلستان سعدی با تصحیح حسین اُستاد ولیّ باب اول در سیرت پادشاهان حکایت ۱۰.
سؤال: آیا بنی‌آدم اعضای یکدیگرند درست است یا بنی‌آدم اعضای یک پیکرند؟!
پاسخ: بنی‌آدم اعضای یکدیگرند
در تمام نسخه‌های گلستان سعدی مگر دو یا سه مورد عبارت (بنی‌آدم اعضای یکدیگرند) آمده است، این مِصرَع از شعر سعدی (علیه‌الرحمه) دو بخش دارد: بنی‌آدم + اعضای یکدیگرند یا اعضای یک پیکرند.
کلمه بنی‌آدم به معنای فرزندان آدم می‌باشد، این کلمه که «کُل» است بیانگر پیکره جامعه انسانی است که هزاران و میلیاردها عضو و اعضاء دارد، پس همه انسان‌ها در زیرمجموعه و عنوان «بنی‌آدم» جمع هستند و گوهر و حقیقت بنی‌آدم همان انسانیت و شرافت و نوع‌دوستی است که نقطه وحدت همه انسان‌ها و بشریت است (تو کز محنت دیگران بی‌غمی – نشاید که نامت نهند آدمی).
اعضای یکدیگرند یعنی کمک‌کار و غمخوار یکدیگرند و معنای کنایی مراد است نه اینکه مراد اعضای ظاهری انسان مراد باشد که ظاهراً مرحوم استاد سعید نفیسی دچار این اشتباه شده و گفته است اگر «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند» بخوانیم معنای مُضحکی دارد که مثلاً من سر شما باشم و شما دست من پس باید بخوانیم «بنی‌آدم اعضای یک پیکرند»! اعضای یکدیگرند یعنی یار و یاور و غمخوار هم‌اند و در عُرف هم گفته می‌شود فلانی دست شما است، فلانی پای شما است، یعنی کمک‌کار و یار و یاور شما است.
اعضاء باید یکدیگر را مُعاضَدَت و حمایت کنند و در غم‌ها و شادی‌ها شریک هم باشند همان‌گونه که اعضای یک خانواده مهربان و صمیمی، چنین هستند. همه بشریت عضو یک خانواده به نام بنی‌آدم‌اند، اعضاء یکدیگر بودن یعنی تأثیر و تأثُّرِ مُثبت نسبت به هم داشتن، به نظر بنده باوجود کلمه «بنی‌آدم» که دالّ بر پیکره جامعه انسانی است دیگر نیازی نیست که بگوییم: بنی‌آدم اعضای یک پیکرند، چون یک پیکر بودن در خود کلمه «بنی‌آدم» که به‌منزله «کُل» است وجود دارد.
با توجه به مطالب ذکرشده نظر بنده این است که: بنی‌آدم اعضای یکدیگرند، صحیح‌تر و یا مُتعیّنا همین باید صحیح باشد؛ اما اگر گفته شود: بنی‌آدم اعضای یک پیکرند، در این صورت این عبارت آن پیام و معنای «اعضای یکدیگرند» را به‌طور صریح و واضح نمی‌رساند مگر اینکه بیت بعدی یعنی چو عضوی به درد آورد روزگار … به آن ضمیمه شود که آن را توضیح دهد ولی اگر بگوییم: بنی‌آدم اعضای یکدیگرند، معنای مُعاضَدَت و تعاوُن و کمک‌کار و غمخوار هم بودن را که معنای کنایی است به‌طور صریح و روشن می‌رساند و بیت بعدی هم توضیح بیشتر دراین‌باره است. همان‌گونه که بدن آدمی دارای اعضاء مختلف بیرونی و درونی است که هریک نسبت به دیگری تأثیر و تأثُّر دارند و اگر دریکی دردی پدیدار گردد دیگر اعضاء بی‌قرار شوند، پیکره جامعه انسانی نیز باید اعضایش چنین باشند که چو عضوی بدرد آورد روزگار – دگر اعضا را نماند قرار، پس بنی‌آدم اعضاء یکدیگرند و باید در ضرّاء و سَرّاء و سرد و گرم روزگار شریک و غمخوار هم باشند.


http://www.darsiahkal.ir/100421/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B9%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C/ .

******************************************

(13)


 

 

**مَرکَب لَجاجت+پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)

 


درسیاهکل/سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی:

 

قالَ عَلِیُّ (عَلَیهِ السَّلامُ ) : «وَ إِیَّاکَ أَنْ تَجْمَحَ بِکَ مَطِیَّهُ اللَّجَاجِ»

 

بپرهیز از اینکه مَرکَبِ لَجاجت ترا به سرکشی و چموشی و طغیانگری وادارد. (نهج البلاغه فَیضُ الأِسلام -نامه سی ویکم)

 

لجاجت و بهانه جویی به معنای اصرار و پافشاری در کار جاهلانه و نادرست و باطل و غیر خردمندانه است که پشتوانه منطقی و عقلی و شرعی و عرفی ندارد و شخصِ لَجوج صرفاََ جهت اِرضای خواسته و میلِ غیر منطقی و ناپسند خود بر انجام آن کار اصرار می ورزد و سعی می کند به هر نحوی که شده خواسته نامعقول و نامشروعش را به کرسی بنشاند.

 

کسی که دچار لجاجت و لجبازی شود همه اصول منطقی و عقلی را زیر پا می گذارد و زیر بار هیچ استدال و دلیل منطقی و فطری نخواهد رفت.

 

انسانِ لَجوج پا روی وجدان و فطرت و عقل و خِرَد و فهم و درایت می گذارد و حاضر نیست که تسلیم حقایق شود. البته بچه ها به طور طبیعی در دوران کودکی گاهی لجبازی هایی دارند ولی والدین و پدر و مادر ها باید مراقب کنند که لجاجت کودکان تشدید نشود.

 

لجبازی و لجاجت به شکل های مختلف ظهور می کند: لجبازی در امور خانوادگی و زناشویی، لجبازی در امور اجتماعی، لجبازی در امور آموزشی و تربیتی، لجبازی در امور سیاسی و حکومتی و اداری، لجبازی در امور دینی.

 

چه بسیار مشاهده شده که خانوده هایی صرفاََ به جهت لجاجت هر یک از زن و یا شوهر منجرّ به طلاق گشته و پاشیده شده است. چه بسیار کسانی که براثر لجاجت و لجبازی و پافشاری بر سخنان و عقائد باطلشان به انحراف و گمراهی و اِنکار حقایقِ الهی و دینی دچار شدند و خود و دیگران و گاهی نیز جامعه ای را به شقاوت و بدبختی کشاندند و در زمان ما گروه هایی همچون داعش و مانند آن ها دچار شدید ترین نوع لجبازی در برابر منطق و استدلال و حقایق هستند و شاهدیم که با تفکر انحرافی و انجمادی و بسته خود چه فجایعی در جوامع اسلامی بوجود آوردند.

 

انبیاء الهی و معصومین (عَلَیهِمُ السَّلامُ ) در طول دورانِ رسالت و مأموریتشان مواجه با افراد لَجوج و بی منطق بودند و زحمات و رنج های فراوانی از این دسته از مردم متحمِّل شدند. سعی کنیم که روح و تفکر خود را مُتعالی نگه داریم و از هر اقدام و کاری که ناشی از لجبازی و لجاجت است پرهیز نماییم.

 

لجاجت در امور، مرض و بیماری است که اگر استقرار در نفس پیدا نکرده باشد قابل علاج و درمان است و باید کوشش کنیم تا زمینه های لجاجت را در خود ریشه کن نماییم . حضرت امیرالمومنین (عَلَیهِ السَّلامُ ) در نامه سی ویکم از نهج البلاغه فَیضُ الأِسلام چنین می فرماید: وَ إِیَّاکَ أَنْ تَجْمَحَ بِکَ مَطِیَّهُ اللَّجَاجِ یعنی بپرهیز از اینکه مَرکَبِ لَجاجت ترا به سرکشی و چموشی وادارد. (جَمَحَ الفَرَسُ: اسب سرکشی نمود. – فَرَسُُ جَمُوح به فتحِ جیم یعنی اسب سرکش- رَجُلُُ جَمُوح : به فتحِ جیم در جَموح یعنی مرد سرکش و چموش) این سخن گهربار مولا علی (عَلَیهِ السَّلامُ ) برای همه ما درس است و پیوسته باید مراقب باشیم که در امور زندگی و خانوادگی و امور دینی و … دچار لجبازی های ویرانگر نشویم.


http://www.darsiahkal.ir/94389/%d9%85%d9%8e%d8%b1%da%a9%d9%8e%d8%a8-%d9%84%d9%8e%d8%ac%d8%a7%d8%ac%d8%aa/ .

************************************************

(14)

 

 

**تأثیر شعر و ادب فارسی در فرهنگ و اخلاق مردم+پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)


درسیاهکل/سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی: نام ایران و ایران‌زمین پیوسته با شعر و ادب و فرهنگ همراه و همزاد بوده و هست و خواهد بود و در طول تاریخ و اَدوار دیرین و کُهَنِ ایران، مردم این مرزوبوم هماره با شعر و ادب همدم بودند و مرد و زن و کوچک و بزرگ و بُرنا و پیر و عالم و عامی و دانا و جاهل، جان‌ودل خود را با شعر و ادب پارسی، صفا و جلا می‌بخشیدند و شعر درواقع در متن زندگی مردم بوده است … و در اَعصار گذشته در میان عرب‌ها معمول بوده که قبائل و طوایفِ عرب در جنگ‌ها جهت ترغیب و تقویت لشکر و نیز برای تحقیر و تضعیف لشکرِ خصم، از اشعار، استفاده می‌کردند.
ایران، سرزمین خیزشِ شُعَراء نامدار و بزرگ است و از میان مِلَلِ مختلفِ جهان، کمتر ملتی را می‌توان یافت که دارای چنین خصوصیتی باشد. شاعرانی چون فردوسی، حافظ، سعدی، مولوی، عطار نیشابوری، خواجه عبدالله انصاری، شهریار تبریزی، محتشم کاشانی و… در بلندای قلّه شعر و شاعری قرار دارند که در سرودن اشعار، گوی سبقت را از دیگران ربوده‌اند.
آن‌ها با بهره‌گیری از قرآن کریم و سخنان معصومین (عَلَیهِِمُ السَّلامُ)، عالی‌ترین و لطیف‌ترین معانی و مضامین ارزشمند و آموزنده را در قالب‌های گونه‌گون شعری به جامعه بشری ارزانی داشته‌اند.
شاعران گران‌قدر ما در ارتقاء فرهنگ و اخلاق مردم نقش بسزایی داشته و دارند، آنان با سرودن شعرهای گوناگون در بخش‌ها و موضوعات مختلف به مردم، رشد فکری و فرهنگی و تربیتی و معنوی بخشیدند.
اشعارِ شُعَراءِ متعهد و ربّانی، به مردم و جامعه، امید و نشاط و طراوت و لطافت و تحرُّک و عشق می‌بخشد و درس زندگی، پند، تجربه، اندیشه، حُرِّیت، آزادگی و فرهنگ می‌آموزد و ظرفیت وجودی و روحی مردم و جامعه و افراد را در ابعاد مختلف بالا می‌برد و استعدادها را شکوفا می‌سازد.
اشعار حماسی شُعراءِ متعهد و انقلابی در نهضت عظیم انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) در برابر رژیم پلید شاهنشاهی پهلوی، بسیار سازنده و اثرگذار بوده است.
محصول فکری، تجربیاتِ زندگی، نگاه، تفکر و بینش شاعر به جامعه و جهان و آفرینش و آفریدگار در قالبِ اشعارِ شاعر ظهور کرده است.
شعر از جهت تأثیرگذاری در جامعه و در بین مردم، نقش بسیار مهمی ایفاء می‌کند تا جایی که پیامبر اکرم (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) فرمود: «اِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِکْمَهً، وَ اِنَّ مِنَ الْبَیَانِ لَسِحْراََ»؛ یعنی برخی از شعرها، حکمت است و مضمون بلند و حکیمانه دارد و بعضی از بیان‌ها در اثرگذاری در نُفوس دیگران بسان سحر است (اَلغدیر جلد ۲ ص ۹) و اقبال لاهوری پاکستانی نیز در اهمیت شعر و شاعری چنین می‌گوید:

 

شعر را گر حکمت و روشنگری است

 

شاعری هم وارث پیغمبری است

 

شعری از سعدی عَلیهِ الرّحمه در باب تربیت:

 

هر که در خُردِیَش ادب نکنند
در بزرگی فَلاح از او برخاست

 

چوب‌تر را چنان‌که خواهی پیچ
نشود خشک، جز به آتش، راست

(گلستان سعدی باب هفتم در تأثیر تریت، حکایت سوم)

 


http://www.darsiahkal.ir/102566/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%af%d8%a8-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d9%85/

************************************************

(15)


 

 

** فتنه ۸۸ و سرانِ فتنه، خطِّ قرمز است+پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)


درسیاهکل/سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی:
به نام خداوند قادر متعال

 

لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَهَ مِنْ قَبْلُ وَقَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ حَتََى جَاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَ هُمْ کَارِهُونَ

 

آنها (منافقین) پیش‌ازاین در جنگ خندق و اُحُد نیز در پى فتنه‌انگیزی بودند و کارها را بر تو دگرگون و وارونه ساختند و به هم ریختند تا آن‌که حق فرارسید و فرمان خدا آشکار گشت (و شما پیروز شدید و آنها رسوا شدند) درحالی‌که آنها از این پیروزی شما و رسوایی‌شان کراهت داشتند و ناخشنود بودند.

 

سوره توبه آیه ۴۸

 

فتنه ۸۸ و سران فتنه و شخصیت‌های فتنه‌جو و فتنه‌گر خطِّ قرمزی است که عبور از آن تَبَعات و آثار و عوارضِ خاص خود را دارد.
در دوران ائمه (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) مخصوصاً در عصر مولا امیرالمؤمنین (عَلَیهِِ السَّلامُ) نیز فتنه‌های شومِ گوناگونی وجود داشته که سرانِ نفاق و فتنه‌انگیز آن زمان با نقابِ دینی و اسلامی باعثِ دشمنی، فساد، شقاق، اختلاف و حتی خونریزی در میان مسلمین شدند.
در کلمات حکیمانه ائمّه معصومین (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) و نیز در آیات نورانی قرآن کریم درباره فتنه و اهل فتنه با بار سیاسی و اجتماعی که دارد، اخطارها و تذکرات و بیانات لازم مطرح‌شده و حجت بر همگان تمام است و همه افراد و اشخاص و خواص به‌ویژه بزرگان دینی باید خطِّ خود را از راه و مسیرِ انحرافی فتنه‌گران و اهل فتنه جدا سازند. در عصر ما نیز نهضتِ عظیم انقلاب اسلامی توسط حضرت امام خمینی (ره) از آغاز آن تا پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی و نیز تاکنون مواجه با مسئله فتنه و فتنه‌گران داخلی و خارجی بوده و هست و خواهد بود و یکی از مسائل پیچیده و بسیار مهمی که حضرت امام خمینی با تمام قامت و استقامت در برابرش ایستاد، مسئله فتنه‌های داخلی و سران و اصحابِ فتنه بوده است.
هدف اصلی فتنه‌گران داخلی با اَشکال و انواع مختلفش که مُستظهَر به طرح و نقشه و کمک‌های مالی و سیاسی و سلاحی استکبار جهانی بوده و هست درواقع مقابله با مسئله ولایت‌فقیه و تضعیف و شکستن و حریم‌شکنی این جایگاه است.
دشمنان انقلاب اسلامی به‌خوبی دریافتند و می‌دانند که ماندگاری جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی بر محورِ مستحکم ولایت‌فقیه می‌باشد و تنها راه ضربه زدن و یا نابودی نظام اسلامی و جمهوری اسلامی، شکستنِ رکن رکین و عظیمِ انقلاب و نظام یعنی ولایت‌فقیه است.
ملت مسلمان و انقلابی ایران از اول انقلاب تاکنون فتنه‌ها و حوادث و غائله‌های مختلفی را پشت سر گذاشتند و با ایمان و بصیرت و بینش صحیحِ سیاسی در مقابل همه آنها با استقامت و صلابت انقلابی و عاشورایی ایستادند و پیروز شدند. فتنه‌های آیت‌الله شریعتمداری و حزب خلق مسلمان و قطب‌زاده و بنی‌صدر و مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق و فتنه و باند مَخوف سید مهدی هاشمی و شیخ معزول و اقسام کودتاها و اقدامات نظام برانداز و غائله‌های کردستان و تبریز و آمُل و رشت و لاهیجان تنها بخشی از آن‌ها می‌باشد.

 

در فتنه سال ۸۸ که به‌مثابه جنگ احزاب بود همه شیاطینِ داخلی و خارجی جمع شده بودند تا با تقابل و تضعیف و تخریبِ جایگاهِ ولایت‌فقیه و مخدوش ساختنِ شخصیتِ عظیم الشأنِ وَلیِّ فقیه زمان حضرت آیت‌الله العُظمی امام خامنه‌ای، به انقلابِ اسلامی و نظام اسلامی و جمهوری اسلامی آسیب جدّی بزنند و یا به گمان باطلشان به نابودی بکشانند ولی با هوشیاری و بصیرتِ ملتِ شریفِ ایران و درایت و هدایت و تدبیر هوشمندانه مقام معظم رهبری، همه نقشه‌های شومشان نقش بر آب شد و دچار شکست مفتضحانه‌ای گردیدند و ملت شریف ایران و انقلابیون وفادار به نظام و رهبری پیروز و سربلند شدند.
در فتنه سال ۸۸، سران و اصحاب فتنه و شخصیت‌های فتنه‌جو با تفکر انحطاطی لیبرالی و مانند آن‌که ولایت‌فقیه و شخصِ ولیِّ فقیه یعنی امام خامنه‌ای را مانع اهداف و مطامع شوم و پستِ دُنیَوی خود می‌دیدند به بهانه تقلُّب در انتخابات ریاست جمهوری، فتنه بزرگی را رقم زدند و نام ننگین فتنه و فتنه‌گری را برای خود ثبت کردند و با شیطنتِ تمام وارد عرصه شیطانی شدند و صدمات و لَطَمات و خسارت‌های جبران‌ناپذیری به مردم و نظام و انقلاب و اسلام و رهبری وارد کردند و دشمنان انقلاب و دولت‌های مُعاند و کینه‌توز (آمریکا و انگلیس) و رقّاصه ها و اراذل‌واوباش و مفسدین و مستکبرین و منافقین و رژیم سفّاک و اشغالگر صهیونیستی را شاد کردند.
میرحسین موسوی (بنیان‌گذار جنبش سبزِ نظام برانداز) در ایران و شیخ مهدی کروبی و حامیانِ جدّی آنها در سال ۸۸ فتنه‌ای بپا کردند که از طرف حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای به‌عنوان خطِّ قرمز معرفی شد و عبور از این خطِّ قرمز به معنای انحراف از اصول و مبانی اصیل انقلاب اسلامی و ارزش‌های متعالی انقلابی است.
مقام معظم رهبری در تاریخ پنجم شهریور ۱۳۹۳ در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت یازدهم درباره مسئله فتنه چنین فرمودند: [… مسئله فتنه و فتنه‌گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است …].

 

کسانی که دَم از انقلاب و امام خمینی می‌زنند و در شعار و سخن، تظاهر و ادّعای پیروی از امام خمینی و چه‌بسا امام خامنه‌ای را دارند ولی در عمل با سران فتنه و اصحاب فتنه نشست‌وبرخاست می‌کنند درواقع دچار انحراف از خطِّ اصیل انقلاب اسلامی و انحراف از مسیر درست و راه روشن و نورانی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران می‌باشند.
در هر عصری فتنه‌های متناسب با آن ظهور و بروز می‌کنند لذا بر همه واجب و لازم است که با بصیرت افزایی و دشمن‌شناسی، راه را بر فتنه‌گران و اهل فتنه مسدود نمایند و باید بدانیم که هرگونه کمک و مساعدت بر فتنه و فتنه‌گران عواقب سختی در دنیا و آخرت دارد.
بنده به‌نوبه خود از نامه سرگشاده و ناصحانه و خیرخواهانه و مُشفقانه حضرت آیت‌الله محمد یزدی ریاست محترم جامعه مدرسین به آیت‌الله سید موسی شبیری زنجانی حمایت و تشکر و قدردانی می‌کنم و امید است که آن مرجع عزیز تذکرات دلسوزانه دلسوزان را موردتوجه و عنایت قرار داده تا خدای‌ناکرده دشمنان داخلی و خارجی و فتنه‌گران و سران و اصحاب فتنه نتوانند کوچک‌ترین بهره‌برداری از ایشان بنمایند.

وَالسَّلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ الهُدَی

 


http://www.darsiahkal.ir/104462/%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%87-%DB%B8%DB%B8-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%90-%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%8C-%D8%AE%D8%B7%D9%91%D9%90-%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D8%AA/

 


 

************************************************

(16)


 

 

**آمادگی شهادت کمتر از خود شهادت نیست+پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)


درسیاهکل/سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی: ترورهای کور اشرار و منافقین و اَیادی استکبار جهانی و شهادت و یا مجروح شدن عزیزان ما مایه ننگ و نکبت و سیه‌روزی برای دشمنان و مُعاندین و منافقین و باعث افتخار و عزت و سربلندی در دنیا و آخرت برای شهداء و جانبازان ما است.
اسلام و قرآن در کنار منطق گویا و رسای خود در برابر کفار و دشمنانِ قسم‌خورده، جهاد و مبارزه شهادت‌طلبانه دارد و باب جهاد بدون باب شهادت معنایی ندارد اگرچه در واقعه‌ای کسی هم به شهادت نرسد ولی آمادگی شهادت کمتر از خود شهادت نیست.
پیغمبر اکرم (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) و ائمّه طاهرین (عَلَیهِمُ السَّلامُ) و حضرت فاطمه (سَلامُ اللهِ عَلَیها) همه آنها به‌نوعی از انواع و به نحوی از اَنحاء به شهادت رسیدند و طبق اخبار وارده حضرت ولیعصر (عَجَّلَ اللهُ تَعالَی فَرَجَهُ الشَّریفُ) نیز بعد از دوران حکومت عدل‌گستر خویش نیز به فوز عظیم شهادت نائل می‌گردد.
شیعیان علیّ بن ابیطالب (عَلَیهِ السَّلامُ) و آل علی درس ایثار و جهاد و شهادت را از مکتب علیّ بن ابیطالب (عَلَیهِ السَّلامُ) و از کربلای خونین حسین علیّ (عَلَیهِما السَّلامُ) گرفته‌اند.
انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران محصول فداکاری‌ها و رشادت‌ها و جانبازی‌ها و شهادت‌های مجاهدانِ راستین راه قرآن و اسلام و اهل‌بیت (عَلَیهِمُ السَّلامُ) بوده است و شجره طیّبه جمهوری اسلامی با خون صدها هزار شهید و جانباز آبیاری گشت و تا زمانی که مجاهدان و انقلابیون و مبارزان و پاسداران راستین و شهادت‌طلب برای دفاع از مرزهای گوناگون این نظام مقدس با همه وجود خود آماده‌به‌خدمت و فداکاری باشند دشمنان و مُعاندین راه به‌جایی نخواهند برد و به اهداف شومشان نخواهند رسید.
ملت ما که درس جهاد و شهادت را از عاشورای حسینی گرفته است هرگز مرعوب اقداماتِ جنایت‌آمیز تروریست‌ها و پشتیبانان آنها نخواهد شد بلکه روزبه‌روز بیدارتر و مقاوم‌تر می‌گردند.
حضرت امام خمینی بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران «ره» در خطاب به تروریست‌های جنایتکار فرمودند: این نهضت باید زنده بماند و زنده ماندنش به این خونریزی‌ها (شهادت‌ها) است. بریزید خون‌ها را؛ زندگی ما دوام پیدا می‌کند. بُکشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می‌شود. ما از مرگ نمی‌ترسیم … لکن (شما) منطق ندارید، منطق شما ترور است! منطق اسلام ترور را باطل می‌داند. اسلام منطق دارد … و حضرت سیِّدُ السّاجدین زین‌العابدین (عَلَیهِ السَّلامُ) در مقابل تهدیدهای اِبن زیاد ملعون چنین فرمودند: «أَبِالْقَتْلِ تُهَدِّدُنی یَابْنَ زِیادِِ، أَما عَلِمْتَ أَنَّ الْقَتْلَ لَنا عادَهٌ وَ کَرامَتَنَا الشَّهادَهُ»: اى پسر زیاد! (ای حرام‌زاده) آیا ما را با قتل و کُشتن تهدید می‌کنی؟! مگر نمی‌دانی که کشته شدن و شهادت در راه خدا سیره و عادت دیرینه ما و مایه کرامت و افتخار ماست؟!

[لُهوف سیِّد بن طاووس ص ۲۰۲ – بِحارُ الانوار، ج ۴۵، حدیث ۱۱۸. ترجمه نَفَسُ المَهمُوم مرحوم شیخ عبّاس قمی ص ۴۵۸ – مَناقِب آل ابی‌طالب، ج ۳، ص ۳۰۵ – بِحارُ الأنوار، ج ۴۵، ص ۱۳۷ و ۱۷۴- مَعالِی السِّبطَین، ج ۲، ص ۱۷۸٫]

 


 

http://www.darsiahkal.ir/105070/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%DA%A9%D9%85%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/

 


 

************************************************

(17)


 

 

**از ماست که بر ماست(پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)


درسیاهکل/سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی: برخی از آسیب‌ها و خسارت‌ها در کشور ناشی از حوادث طبیعی است که کمی هم طبیعی است، هرچند که بشریت و جوامع بشری در طول تاریخ در مَصاف با حوادث طبیعی به راه‌حل‌های ثمر بخشی رسیده‌اند و می‌رسند و مسئولان کشور ما هم باید دراین‌باره طرح و فکر و برنامه دقیق داشته باشند … و برخی از آسیب‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و حتی مدیریتی در کشور ما ناشی از کاستی‌ها و خسارت‌هایی است که از رژیم فاسد شاهنشاهی پهلوی و مانند آن بجا مانده است که باید دراین‌باره چاره‌اندیشی شود و اقداماتی انجام گیرد … و بخشی از مشکلات و گرفتاری‌ها ناشی از فشارها و تهدیدها و اقدامات خصمانه و کینه‌توزانه دشمنان اسلام و انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است که از قبل و بعد از انقلاب وجود داشته و هنوز هم با فراز و نشیب‌هایی ادامه دارد.
یک سال و اندی و یا دو سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذشت که مستکبرین عالَم از شرق و غرب و در رأس آنها آمریکای جهان خوار و ستمگر در تاریخ ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ جنگ ویرانگری را توسط رژیم سفّاک و جنایتکار حزب بعث عراق و صدّام ملعون به کشور و ملّت و نظامِ مقدّسِ نوپای ما وارد کردند که هنوز هم آثار تخریبی آن مشاهده می‌شود، اگرچه از زاویه دیگر به فرمایش امام خمینی (ره) ما می‌پذیریم که جنگ یک نعمت بود تا در برابر تهدیدهای دیگر آبدیده‌تر و محکم‌تر و استوارتر و مقاوم‌تر باشیم .
بحمدالله به برکت اسلام و قرآن و اهل‌بیت (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) و هدایت‌ها و رهنمودهای علماء و مراجع عظام و روحانیت و خواصِّ مُتعهد حوزوی و دانشگاهی و درایت و بصیرت ملّت شریف ایران و اقدامات و آمادگی‌های نهادهای امنیتی و نظامی به خصوص سپاه و بسیج و نیز به برکت هدایت‌ها و تدبیرهای هوشمندانه و مقتدرانه حضرت امام خمینی و امام خامنه‌ای تاکنون در برابر همه اقدامات و تهدیدات و فشارهای ظالمانه دشمنان اسلام و انقلاب و معاندین داخلی و خارجی ایستادگی کردیم و نقشه‌های شومشان را نقش بر آب کردیم و خواهیم کرد .
دشمنان اسلام و انقلاب و حکومت‌های استکباری از ولایت‌فقیه و ولیّ فقیه ضربه خوردند زیرا که هر نقشه شومی که پیاده کردند توسط این رُکنِ رَکینِ نظام از هم پاشید و عقیم ماند و باید بدانیم که: ولایت‌فقیه ستون و عمود استوارِ خیمه نظام و انقلاب و دژِ نفوذناپذیر است. مسئولان و همه ملت باید قدر این هدیه الهی را بدانند.
امام خمینی ولایت‌فقیه را هدیه الهی می‌دانست و فرمودند: «ولایت‌فقیه برای مسلمین یک هدیه‌ای است که خدای تبارک و تعالی داده است.» (صحیفه امام؛ ج ۱۰، ص ۴۰۷.) و نیز جهت صیانت از کشور و نظام توصیه فرمودند: «پشتیبان ولایت‌فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد.»
و همچنین بخشی از مشکلات و خسارت‌ها و گرفتاری‌های کشور و ملّت عزیز ما ناشی از سوء مدیریت و بی‌عرضگی و سادگی و سطحی‌نگری برخی از مسئولین است که مستکبرین را جسور و گستاخ کرده و فشارها و تهدیدات و تحریم‌ها را افزایش داده است.
اگر دست‌اندرکاران امور اجرایی کشور در سطوح مختلف اعمّ از دولت و مجلس و … به رهنمودها و دستورالعمل‌ها و تذکرات و اخطارهای واقع‌بینانه ولیّ فقیه زمان و ولیّ امر مسلمین حضرت آیت‌الله العُظمی امام خامنه‌ای اهتمام و توجه و عمل می‌کردند؛ بسیاری از این فشارها و مشکلات معیشتی و ناهنجاری‌های فرهنگی و سیاسی و … مُرتفع می‌شد ولی چه کنیم که: از ماست که بر ماست.
و چه زیبا سرود آن شاعر ناموَر: از خویش بنالیم که جانِ سخن اینجاست – از ماست که‌ بر ماست * ما بحث نرانیم در آن نکته که پیداست – از ماست که‌ بر ماست …
امید است که برخی از مسئولین بیدار شوند و دغدغه‌های مردم و علماء و روحانیت متعهد و رهبر عزیز ما را درک کنند و بفهمند و بیشتر از این مایه زیان و ضرر نگردند.


http://www.darsiahkal.ir/106606/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B3%D8%AA


 

 

 

************************************************

(18)


 

 

**روزنه امید+پایگاه خبری ،تحلیلی(درسیاهکل)

 


درسیاهکل/سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجی: امید واژه‌ای آشنا و امیدبخش است و دقیقاً در برابر یأس و نومیدی است که تلخ و نازیبا و نومیدکننده است، کلمات با معانی که به همراه دارند اثرگذارند اعمّ از آثار خوب و بد، نقش کلمات در افاده معانی بسیار مهم است، کلماتی چون نومیدی، خستگی، غم، اندوه، حُزن، مصیبت، بیماری، حادثه ناگوار، تصادفاتِ دل‌خراش، پریشانی، اضطراب، استرس، فقر، بدبختی، فلاکت، گرانی، بحران، بی‌ثباتی، سیل، زلزله، اعتیاد، معتاد، بی‌عدالتی، خیانت، دشمنی، کینه، عداوت، آزار، قتل، کشتار، خونریزی، جنگ، غارت، آوارگی، ناامنی، ظلم، ستم، جنایت، آبروریزی، حق کُشی، دزدی، کَلَک و حُقّه بازی، باند و باندبازی، ریا و ریاکاری، نفاق، شیطنت، خود کُشی، فحش، دروغ، تهمت، طلاق و جدایی، نزاع و دعوا و پرخاشگری و … مخصوصاً زمانی که انسان با این کلمات زیاد مواجه شود سبب نگرانی و پریشان‌حالی و خمودگی و افسردگی و گرفتگی و انقباضِ روحی می‌گردد.
و کلماتی چون امید و امیدواری و عشق و محبت، رحمت، صلح و آشتی، صفا و صداقت، مهر و وفا، عفو و گذشت، برداری و احسان، نیکی و نوع‌دوستی، جود و کرم و بخشش، گل و بلبل و گلستان و نسیمِ خوش، آبشار و آب و چشمه و دریا و رودخانه، کوه و طبیعتِ سرسبز و باغ و چمن و سبزه، نشاط و تفریح و … باعث نشاط و ابتهاج و سرور و شکفتگی و انبساط روحی است.
در جامعه‌ای که زندگی می‌کنیم یکایک انسان‌ها در هر مقام و مرتبه‌ای که هستند و نیز مسئولان و حاکمان آن جامعه وظیفه دارند که با گفتار و رفتار و عمل و برنامه خود امید را در دل‌ها و در جامعه تقویت کنند و زنده نگه‌دارند و از هر کاری و سخنی که موجب دلسردی و نومیدی در بین مردم به ویژه جوانان می‌گردد اجتناب کنند زیرا جامعه‌ای که در آن امید نباشد و یا امیدش آسیب ببیند به انحطاط و سقوط نزدیک می‌شود.
ما با امید زنده‌ایم و با امید زندگی می‌کنیم و اسلام و قرآن کریم و اهل‌بیت (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) و خداوند متعال با آیات قرآنی، همه انسان‌ها را به امید و امیدواری دعوت می‌کنند.
بزرگ‌ترین خیانت ناامید کردن دیگران است و کسانی که مردم را نامید می‌کنند شیطان‌صفت و در ردیف شیاطین و دشمنان اسلام و خدا هستند.
انسان‌ها با امید تنفّس می‌کنند و حیات دارند و هیچ‌کسی نیست مگر اینکه در سایه امید زندگی می‌کند.
اگر معلّمی امیدش را از دست بدهد سر کلاسِ درس حاضر نمی‌شود و اگر هم حاضر شود ثمربخش نیست، اگر ورزشکاری و یا وزنه‌برداری امیدوار نباشد ناموفق خواهد بود، اگر مادری امید نداشته باشد به فرزند دلبندش شیر نمی‌دهد، اگر زن و شوهری امیدشان را از دست بدهند نظام زندگی‌شان مُختلّ و پاشیده می‌شود، اگر دانشجو و دانش‌آموزی امیدوار نباشد در تحصیلاتش دچار بحران می‌گردد و اگر کارگر و باغبان و کشاورز و دامداری امیدش آسیب ببیند کارش را رها می‌کند و همه امورش تباه می‌شود.
باید روزنه امید حفظ شود و آسیب نبیند، کسانی که متأسفانه خودکشی می‌کنند درواقع همه راه‌ها و روزنه‌های امیدشان را از دست داده‌اند لذا اقدام به خودکشی می‌کنند که از گناهان کبیره است.
دولت‌مردان و نمایندگان مجلس و مسئولان بخش‌های مختلف اجرایی کشور و حکومت و ائمه جمعه و نیز جراید و مطبوعات و رسانه‌های دیداری و شنیداری و صاحبان قلم و بیان و تریبون و فعالان عرصه‌های مختلف خبری و سیاسی، باید با برنامه‌های درست و اقدامات مدبِّرانه و عاقلانه کاری کنند که مردم در همه امور زندگی‌شان امیدوار باشند.
امید مایه حیات و شکوفایی و بالندگی جامعه است، اگر امید در بین مردم و جامعه افزایش پیدا کند شوق به معنویات و دین و خوبی‌ها گسترش می‌یابد و جلو بسیاری از مفاسد گرفته می‌شود.
بسیاری از ناهنجاری‌ها و حتی اغتشاشات ریشه در نومیدی و دلسردی و عقده‌های حل‌نشده دارد، اگر امید و دلگرمی در میان مردم به ویژه جوانان که بخش غالب جامعه هستند تقویت گردد طلاق‌ها و بیکاری‌ها و جُرم و جنایت‌ها و فحشاها و مُنکَرات و فسادها و اعتیادها و معتادها و … خیلی کم می‌شوند و یا از بین می‌روند.
مساجد و نماز جمعه‌ها و مدارس و دانشگاه‌ها و … باید با برنامه‌های متعالی امید و امیدواری را در جامعه انتشار دهند، روزنه امید باید تقویت شود و نباید آسیب ببیند.
به خدای مهربان امید بستیم و می‌بندیم، خدایی که از همه کس به ما نزدیک‌تر است. ابوسعید ابوالخیر چه زیبا سرود:

 

غمناکم و از کوی تو با غم نروم

 

جز شاد و امیدوار و خُرّم نروم

 

از درگه همچون تو کریمی هرگز

نومید کسی نرفت و من هم نروم

 


http://www.darsiahkal.ir/106844/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF/ .

 

 

 

************************************************

(19)


 

 

**چرا با آمریکا نباید رابطه داشته باشیم؟!!+پایگاه خبری ،تحلیلی(دسیاهکل)


درسیاهکل/سیداصغر سعادت میرقدیم لاهیجی: به نظر بنده به علل زیر نباید جمهوری اسلامی ایران با آمریکا رابطه داشته باشد:

 

۱- چون دولت آمریکا یک دولت مستبدّ، مستکبر، ستمگر و فاسد است.

 

۲- چون تاکنون از خوی تجاوزگری و استیلاء طلبی بر کشورها دست برنداشته و چه بسا بیشتر هم شده است.

 

۳- چون از گذشته دور تاکنون از همه دیکتاتورها و مفسدین و جنایتکاران حمایت و پشتیبانی پنهان و آشکار کرده و می کند و از این عمل زشت خود دست برنداشته است.

 

۴- چون تمام فجایعی که در کشورهایی مثل عراق، افغانستان، یمن، فلسطین، لبنان، سوریه، بحرین و… رخ داده و می دهد دست پلید آمریکا کاملا مسلّم و مسجّل است و روند جنایات رژیم جنایتکار آمریکا و حمایتش از جنایتکاران همچنان نیز ادامه دارد.

 

۵- چون از رژیم غاصب و اشغالگر صهیونیسم از گذشته دور تاکنون حمایت کرده و می کند و حیات ننگین رژیم اشغالگر قدس را حیات خود می داند و اکنون نیز همه نوع پشتیبانی مالی و نظامی و تسلیحاتی و… از این رژیم خون آشام و کودک کش به عمل می آورد.

 

۶- چون در برابر همه انقلاب ها و حرکت ها و جنبش ها و قیام های حق طلبانه و آزادیخواهانه از گذشته دور تاکنون ایستادگی کرده و با پشتیبانی از حاکمان ستمگر و مستبدّ از هیچ کوششی برای قلع و قمع اینگونه حرکت ها و قیام ها دریغ نکرده است و این شیوه ننگین هم اکنون نیز از سوی دولت مستکبر آمریکا ادامه دارد و در هر جای عالم اگر حرکت اعتراضی برضد ظلم و ستم و استکبارگری انجام بگیرد توسط هیات حاکمه آمریکا تحت فشار و یا سرکوب قرار می گیرد.

 

۷- چون دولت جنایتکار آمریکا همیشه حقوق مظلومین وستمدیدگان را پایمال کرده ومی کند و با فشار بر مجامع بین المللی حق مظلومین را از بین می برد.

 

۸- چون هیات حاکمه آمریکا تاکنون لحظه ای از خوی استکباری و تجاوزگری خود دست برنداشته و شواهد و ادلّه قوی و کاشناسی کارشناسان سیاسی نیز گواه آن است که آمریکای فعلی همان آمریکای گذشته است و هیچ عوض نشده است.

 

۹- چون هرجا اختلاف و درگیری و خونریزی و جنایت است نقش آمریکا در آنجا برجسته است. اکنون نیز آمریکایی ها(یعنی دولتمردان زورگوی آمریکا) بطور واضح و آشکار از گروه هایی همانند داعش، طالبان، بوکوحرام و… حمایت مالی، سیاسی، نظامی و… می کند.

 

۱۰- چون از تروریسم بویژه تروریسم بین المللی یعنی رژیم سفّاک اسراییل حمایت کرده و می کند.

 

۱۱- چون از بدو پیدایش نهضت پاک و الهی ملت ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) تا کنون از هیچگونه خصومت و دشمنی و کارشکنی و تهدید و ارعاب و ضربه زدن و نقشه های شوم و… کوتاهی نکرده است. پرونده جنایات آمریکا نسبت به ملت ایران و انقلاب اسلامی ایران بسیار قطور وگسترده است که خوشبختانه همه اسناد جنایات و خیانت های آمریکا نسبت به ملت ایران و انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران ثبت و ضبط است و دولت مستکبر و مستبدّ آمریکا در طول ده ها سال نه تنها خصومتش را نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران و اسلام ناب محمدی صلی الله علیه وآله و سّلم، کم نکرده بلکه بیشتر هم کرده است. مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله) چندی پیش در یک سخنرانی عمومی فرموده بودند که:
«آمریکا، همان امریکای قدیم است اما عده ای مغرض و یا ساده لوح تلاش می کنند این دشمن توطئه گر را در افکار عمومی ملت به فراموشی و غفلت بسپارند تا امریکا در فرصتی مناسب خنجر را از پشت فرو کند…» و نیز بارها براساس مستندات غیر قابل انکار فرمودند که :«….من البتّه هیچ‌وقت نسبت به مذاکره با آمریکا خوش‌بین نبودم.»

 

بنده باز هم اضافه می کنم که:

 

آمریکا بود که کودتاهای مختلف را بر ضد نظام جمهوری اسلامی ایران طراحی و عملی کرد و به لطف خداوند شکست های مفتضحانه خورد.

 

آمریکا بود که هشت سال جنگ ویرانگر را توسط دیکتاتوری مانند صدام بر کشور ما تحمیل کرد که هنوز هم آثار ویرانگر آن بر دو ملت عراق و ایران آشکار است.

 

آمریکا بود که از گذشته دور تاکنون از منافقین خاین حمایت و پشتیبانی کرده و می کند و سران این جنایتکاران را به حضور خود می طلبند و حمایت مالی وسیاسی و… از آنها می کنند.

 

آمریکا بود که از گذشته دور تاکنون تحریم های ناجوانمردانه را به ملت ایران و کشور ما رواداشت و در این چند سال اخیر نیز با تحریک کشور های دیگر(کشور های اروپایی و…) شدیدترین تحریم ها(تحریم های فلج کننده) را بر ضد ایران اِعمال کرد ولی به لطف خدا و رهبری حکیمانه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله العالی)  و صبر و شکیبایی و پایمردی ملت عزیز ایران نقشه های شومشان نقش برآب شد و به مقصد شوم و ننگینشان که براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بود نرسیدند.

 

آمریکا بود که به اتفاق سران غربی در فتنه ۸۸ به تمام عیار از عوامل و سران فتنه در براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران حمایت و پشتیبانی کرد و به لطف خدا و رهبری مدبرانه و حکیمانه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله) و هوشیاری و بصیرت ملت انقلابی و اسلامی ایران پوزه شان به خاک مالیده شد و همه آنها مفتضح و خوار شدند.

 

آمریکا بود که چشم دیدن پیشرفت های همه جانبه ایران بویژه در بخش هسته ای صلح آمیز را نداشت و بالاترین کارشکنی را در رابطه با پرونده هسته ای ایران اِعمال کرده و می کند ولی جز سرشکستگی و سرافکندگی چیزی نصیبش نشده و نخواهد شد.

 

آمریکا بود که از جنایات رژیم آل سعود در برابر مردم بی دفاع یمن حمایت کرده و می کند. و……

 

پس کشور ما و نظام جمهوری اسلامی ایران حق دارد که با آمریکای مستکبر و جنایت پیشه ارتباط و رابطه نداشته باشد. ما پیشینه خوبی از آمریکا نداریم و حال فعلی او هم بسیار زشت و وقاحت بار است و آدم عاقل هم تجربه شده را دوباره تجربه نمی کند وبه قول حافظ شیرازی: مَن جَرَّبَ المُجَرَّبَ حَلَّت بِهِ النَّدامَهُ . یعنی کسی که تجربه شده را دوباره تجربه کند حتما پشیمان خواهد شد.

 

و اما روسیه که یکی از جماهیر شوروی سابق و مهم ترین آن ها بوده اگرچه یک زمانی به عنوان اتحاد جماهیر شوروی خیانت ها و جنایاتش ثبت است ولی باید توجه داشت که حال فعلی دولت ها ملاک و معیار در روابط بین الملل والدُّوَل است و دولت فعلی روسیه مواضعش حتی براساس منافعی که ملحوظ نظرش است با آمریکا بسیار متفاوت است. اگر کسی به این تفاوت ها توجه نکند به نظر بنده هرچند اطلاعات سیاسیش زیاد باشد ولی نمی تواند یک سیاستمدار درست اندیش باشد.

 


http://www.darsiahkal.ir/64831/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85%D8%9F/

 

 

 

************************************************

(20)


 

***نسيم معرفت***

 

 

 

پایگاه خبری تحلیلی سایت (در سیاهکل) +به چه کسانی رأی بدهیم و یا رأی ندهیم

http://www.darsiahkal.ir/66434/66434/

********************************************

(21)


 

***نسيم معرفت***

 

پایگاه خبری تحلیلی سایت (درسیاهکل) یَومُ اللهِ ۱۳ آبان (روز ملی مبارزه با استکبار جهانی)

 

http://www.darsiahkal.ir/93231/%db%8c%d9%8e%d9%88%d9%85%d9%8f-%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87%d9%90-%db%b1%db%b3-%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%85%d9%84%db%8c-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7/

**********************************************

(22)


 

***نسيم معرفت***

 

 

 

پایگاه خبری تحلیلی سایت (در سیاهکل) نوروز روز جهانی پیام توحید، وحدت، صلح و آشتی

http://www.darsiahkal.ir/98807/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%8c-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa%d8%8c-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d9%88/

 

****************************************************

(23)



 

***نسيم معرفت***

 

پايگاه خبري تحليلي (در سياهکل)+ نوروز از نظر اسلام پذيرفته شده يا خير؟+

 

http://www.darsiahkal.ir/83112/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87-%db%8c%d8%a7-%d8%ae%db%8c%d8%b1%d8%9f/

 


**نوروز روز دعوت به توحيد است+نوروز+نسيم معرفت

 


**ارزش و اهميت نوروز در اسلام+نسيم معرفت

 

****************************************************

(24)


 

***نسيم معرفت***

 

 

 

پایگاه خبری تحلیلی سایت (در سیاهکل) نوروز روز جهانی پیام توحید، وحدت، صلح و آشتی

 

http://www.darsiahkal.ir/98807/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af%d8%8c-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%aa%d8%8c-%d8%b5%d9%84%d8%ad-%d9%88/

 

 

****************************************************

(25)


***نسيم معرفت***

 

پايگاه خبري تحليلي (درسياهکل) + باريک بيني هاي مُضِرّ و تفرقه افکنانه و وحدت شکن+کليک

http://www.darsiahkal.ir/80299/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B6%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%88-%D9%88%D8%AD%D8%AF/

***************************************************

(26)


***نسيم معرفت***

 

** پايگاه خبري تحليلي ( در سياهکل) +تذکراتي به دکتر محمد حسين قرباني و حسن کربلايي

 

http://www.darsiahkal.ir/77480/%D8%AA%D8%B0%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%DA%A9/

 

*ياداشت ارزشي حضرت آيت الله سعادت+ (اخبار رشت+ پايگاه اطلاع رساني استان گيلان)

 

http://www.rashtpress.ir/index.php/business/item/11648-2016-10-20-18-08-51

 

***************************************************

(27)

Image result for ‫روز قدس‬‎


 

** روز قدس، روز خشم و فریاد در برابر ستمگران و مستکبِرین+پایگاه خبری تحلیلی (درسیاهکل)

http://www.darsiahkal.ir/72339/72339/

***************************************************

(28)


 

 

اميد است که رياست محترم جمهوري جناب آقاي دکتر حسن روحاني و جناب آقاي دکتر ظريف و دست اندرکاران ديگر مسائل هسته اي به اين نکات ذکر شده از بنده به عنوان يک شهروند ايراني توجه خردمندانه داشته باشند......

http://www.darsiahkal.ir/48839/10-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AC%D9%87%D8%AA-%D8%B6%D8%B1%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AC%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7/

**************************************************

(29)


 

 

  ملت با شرافت و عاشورايي ايران اسلامي هرگز زير بار ظلم و تحقير و ذلت نخواهد رفت و به کسي هم اجازه نخواهد داد که شرافت و عزت آنها را مخدوش نمايد......

http://www.darsiahkal.ir/56960/%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B0%D9%84%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D9%81%D8%AA/

 

 

**************************************************

(30)


 

 

متاسفانه در فتنه 88 عده اي جاهل و نادان و مغرض که از طرف دشمنان انقلاب و …. هم حمايت مي شدند نشاط و شادابي و حلاوت و شيريني مردم نسبت به انتخابات سال 88 را از بين بردند....

http://www.darsiahkal.ir/67962/67962/

 

**************************************************

**************************************************

 

 

 

 

 






درباره : حکیم عسکری ,سخنان چهارده معصوم علیهم السلام ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,حکیم عسکری ,مطالب مربوط به استادسید اصغر سعادت میرقدیم ,

امتیاز : | نظر شما :

برچسب ها : سلسله نوشتارهای آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی در سایت(در سیاهکل) , سیاهکل , مطالب ازنده , مقالات , استادسیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی , گیلان ,


نوشته شده در جمعه 24 خرداد 1398 توسط سید اصغر سعادت میرقدیم لاهیجانی| بازدید : 65 |

** دانایی در احکام و مسائل شرعی یک نوع فقاهت است (آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی)

 

 Related image

***نسیم معرفت***

 

 

**  احکام خمس+سایت حکیم عسکری لشت نشایی گیلانی+پرسش و پاسخ ...

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

 

** آیه خمس+آیه 41 از سوره اَنفال

 

اسلام با برنامه ها و تعالیم و دستوراتِ کامل و جامع و جاوید خود همه جوامع انسانی را به سوی عزت و سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت دعوت می کند . اسلام که تَبلوُر آن در قرآن کریم و سخنانِ راستینِ حضرات معصومین (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) است برای همه ابعاد زندگی انسان اعمّ از امور مادی و معنوی ، دستور و برنامه و راهکار دارد و پاسخگوی همه نیازمندی های بشر از جهت حکومتی و قضایی و سیاسی و نظامی و اقتصادی و اجتماعی و تربیتی و فکری و فرهنگی و خانوادگی و ... می باشد و رکود و بُن بست در آیین اسلام معنا ندارد . قرآن کریم ، قانون زندگی و نسخه شفابخشِ همیشگی برای همه جوامع بشری است  . بعد از ظهور اسلام و آشکار شدن دین محمد (صَلَّی اللهُ  عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)  و جلوه نورانی کتاب آسمانی یعنی قرآن کریم ،  شخصیت های زور و زر و تزویر ، سدِّ راه نشر و تحقق اهداف مقدس اسلام و پیغمبر اکرم (ص) شدند و از هیچ کار و نقشه ای جهت ضربه زدن و از بین بردن اسلام و دین پیامبر اسلام (ص) دریغ و کوتاهی نکردند و در طول 23 سال از دوران سراسر نور و مبارکِ بعثتِ نَبیِّ مکرّم (ص) بیش از صد جنگ در قالب غَزَوات و سَرایا به آن حضرت تحمیل کردند و در جنگ خندق بود که پیامبر (ص) فرمود :بَرَزَ الْإِسْلَامُ كُلُّهُ عَلَی الْكُفْرِ كُلِّه  یا  بَرَزَ الاِْیمَانُ كُلُّهُ اِلَى (عَلَی) الشِّرْكِ كُلِّهِ ،  تمام کفر در برابر تمام اسلام (ص) قرار گرفت و یا اینکه همه ایمان در مقابل همه شرک قرار گرفته است و نیز فرمود :  ضَربَةُ عَلِیِِّ یَومَ الخَندَقِ اَفضَلُ مِن عِبادَةِ الثَّقَلَینِ . کفار و مشرکین و مُعاندین با حیله های گوناگون در صدد ضربه زدن و نابودی اسلام و آیین محمدی (ص) بودند ولی خداوند متعال که خَیرُ الماکِرین است همه نیرنگ ها و حیله ها و نقشه هایشان را برهم زد و از بین برد و آنها را ناکام نمود . وَ مَكَروا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيرُ الماكِرينَ «آل عمران آیه 54» . با همه عِناد و دشمنی و کارشکنی دشمنانِ اسلام ، دین اسلام به تدریج گسترش یافت و فراتر از منطقه جزیرة العرب ، سائر مناطق و بلاد را نیز در نوردید و با زحمات و تلاش های طاقت فرسای ائمه معصومین (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) و مجاهدتِ مجاهدانِ راه حق و فداکاری های سالار و سرور شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (عَلَیهِِ السَّلامُ)  و اصحاب و یاران با وفایش ، اسلام عالم گیر و ماندگار شد و پیروان آن روز به روز گسترش و افزایش پیدا کرد و بر اساس وعده های خداوند در قرآن کریم سراسر زمین تحت حکومت حَقّه اسلامی با رهبریت و حاکمیت  بَقیَّةُ اللهِ الأَعظَم حضرت مهدی موعود (عَجَّلَ اللهُ تَعالَی فَرَجَهُ الشَّریفَ) و یاران با وفایش قرار خواهد گرفت . 

اسلام با وضع احکام و تکالیف و مقررات و قوانین خود ، در پی اصلاحِ انسان و جامعه انسانی است و احکامی همانند نماز و روزه و حج و جهاد و زکات و خمس و ... نقش سازنده ای در رشد و تعالی فردی و اجتماعی انسان ها دارد و عمل به قرآن و فرامین اهل بیت (عَلَیهِِمُ السَّلامُ)ضامن خوشبختی همه جانبه برای همه جوامع بشری می باشد .  یکی از احکام اسلامی که صریحا در قرآن کریم و کلمات و سخنان نورانی ائمه معصومین (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) به آن پرداخته شده ، مسئله خمس است . اصل وجوب خمس بر اساس نظر همه علماء و فقهاء اعمّ از شیعه و سنّی ، از بدیهیّات و ضروریاتِ دینِ اسلام شمرده شده و انکار آگاهانه آن که منجر به انکار رسالت پیامبر (ص) و سائر اصولِ مُسلّم باشد ، انکار ضروریاتِ دین و موجب کفر است .  در پیرامون مسئله و موضوع خُمس بحث های گسترده ای از جهات مختلف از سوی علماء و فقهاء و مفسرین و اهل تحقیق صورت گرفته که به نظر می رسد که این نزاع ها و بحث ها بیشتر به موارد و مصادیق و منابع خمس و نحوه توزیع و تولیت آن و نیز به نوع برداشت از ادله خمس بر می گردد که برای هر دسته از فقهاء و علماء دیدگاهی بوجود آورده است . به عنوان نمونه آیه خمس را ذکر می کنیم . در آیه 41 از سوره اَنفال چنین آمده است : وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‌ وَ الْيَتامى‌ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‌ عَبْدِنا ...  و بدانيد هر چيزى را كه  از راه جهاد يا كسب يا هر طريق مشروعى‌ به عنوان غنيمت و فائده به دست آورديد كم باشد يا زياد يك پنجم آن براى خدا و خويشان پيامبر (ص) ، و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان است، اگر به خدا و آنچه بر بنده‌اش ...  نازل كرديم ، ايمان آورده‌ايد . علمای اهل سنت قائل هستند که طبق آیه 41 از سوره انفال که به آیه خمس معروف است  ، خمس فقط در غنائم جنگی واجب است و مراد از غنیمت در این آیه شریفه ، غنائم جنگ بدر می باشد ولی فقهاء امامیه و شیعه معتقدند که طبق آیه خمس (آیه 41 از اَنفال) ، با ادله و شواهد و قرائنی که در دست است ، خمس در مطلق غنائم اعمّ از غنائم جنگی و غیر آن واجب می باشد . و نیز از جمله بحث ها در محور خمس این است که آیا خمس از مالیات اسلامی و بودجه های حکومت اسلامی است که به حکومت اسلامی و حاکم اسلامی مربوط می شود و در امور عامُّ المَنفَعه و در جهت صلاح مردم مصرف و هزینه می شود ؟ اگر اینگونه باشد بر این اساس گروه های سه گانه در آخِر آیه خمس مالک خمس نخواهند بود بلکه بخشی از مصارف خمس محسوب می شوند یا اینکه خمس ، حقِّ گروه های سه گانه (یتامی و مساکین و در راه ماندگان از بنی هاشم و سادات) می باشد و آنها اَربابان و مالکان خمس می باشند ؟ و هر یک از این دو دیدگاه (مالیاتی و غیر مالیاتی بودن خمس) طرفدارانی دارد که در جای خود مورد بحث و بررسی  قرار گرفته است . بر اساس بررسی های انجام شده چنین به نظر می رسد که اولا خمس منحصر به غنائم جنگی نیست بلکه مطلق غنائم و فوائد را شامل می گردد که طبق قول مشهور فقهاء ، خمس در هفت چیز واجب است و ثانیا اینکه خمس از مالیات اسلامی و از شؤون حاکم اسلامی و متعلق به حکومت و حاکم اسلامی باشد صحیح تر است . البته بحث ها در این باره بسیار مفصل و دامنه دار است که اهل تحقیق می توانند به منابع مربوطه مراجعه نمایند .


** آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


**************************************************

 ** دانایی در احکام و مسائل شرعی یک نوع فقاهت است (آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی)


Image result for ‫خمس‬‎
دلیل وجوب خمس و مصرف آن از نظر شیعه چیست و چرا اهل سنت بدان پای بند نیستند؟

با سلام

چرا نیمی از خمس باید به سادات داده شود و آیا خمس ساخته و پرداخته شیعیان نیست؟ در حالی که در قرآن فقط یک آیه اشاره به خمس کرده و در رابطه دیگری و در اهل سنت که خیلی اعتقادات سخت تری در رابطه به روش پیامبر (ص) دارند خمس را نمی شناسند. هر چند پرداخت خمس خود عمل خوبی برای تعدیل ثروت و کم کردن فاصله طبقاتی است.

 

پاسخ اجمالی

 

1. آیاتی که مربوط به احکام فقهی است (آیات الاحکام) در قرآن کریم نسبت به کل آیات قرآن مجید بسیار کم و محدود است به طوری که در قرآن تنها به اصل وجوب واجباتی مانند طهارت، نماز ،روزه، حج و....تصریح شده و بیان تفصیلی احکام و شرایط آن به پیامبر (صَلَّی اللهُ  عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) و جانشینان او واگذار شده است. حکم واجبات مهمی مانند روزه و یا حج در تعداد بسیار اندکی از آیات قرآن آمده است به طوری که قرآن مجید متعرض اکثر قریب به اتفاق احکام آنها نشده است. خمس هم دارای چنین حالتی می باشد.

2. اهل سنت درباره ی آیه خمس (41 انفال) بحث های مفصلی کرده اند و بر طبق روایاتی که دارند پرداخت خمس توسط پیامبر(ص) و در زمان ایشان را قطعی دانسته اند. امروزه اختلاف اهل سنت بر سر اصل خمس نمی باشد بلکه آنها در بعضی از فروعات با شیعه اختلاف نظر دارند.

3. علت پرداخت خمس به سادات به این خاطر است که خداوند زکات و صدقه ی واجب را بر آنان حرام کرده است. و با توجه به این که در میان آنان فقراء و مستمندانی نیز وجود دارد به خاطر احترام به پیامبر(ص) و حفظ عزت ایشان برای فقراء بنی هاشم بودجه خاصی قرار داده شده و دریافت خمس را بر آنان جایز شمرده شده است.


پاسخ تفصیلی

خمس یکی از فرایض و واجبات دین اسلام است. قرآن مجید در بیان اهمیت آن، ایمان را با آن پیوند زده است و می فرماید: «بدانید آنچه را که سود می برید، یک پنجم آن ،برای خدا و رسولخدا(ص) و خویشاوندان او و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان است، اگر به خدا ایمان دارید و ...[1]»

قرآن مجید آیات مربوط به توحید و معاد و نبوت را مکرر و مفصل ذکر کرده است. اما تنها آیات محدودی را به بیان احکام اختصاص داده است، به طوری که مشهور است، تعداد آیات الاحکام در قرآن پانصد مورد است و اگر آیات متکرر و یا متداخل را کم کنیم از این مقدار هم کمتر می شود.[2] در حالی که احکام و مسائل فقهی مطرح در هر یک از فروع دین خیلی بیشتر از این است . به همین جهت فقهای همه مذاهب اسلامی سایر احکام و دستوراتی را که در آیات قرآن نیامده است را از روایات معتبر از پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) استفاده می کنند. پس با توجه به گستردگی فقه از یک سو و وجود روایات متعدد از ائمه معصومین (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) در همه موضوعات فقه از سوی دیگر ،اگر در قرآن مجید برای مساله ای مانند خمس تنها یک آیه وجود داشته باشد ، موضوع غریبی نیست، و سایر احکام آن را می توان از روایات معتبر ائمه معصومین (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) استفاده کرد. کما این که در مورد حکم واجباتی مانند روزه یا حج فقط سه الی چهار آیه در قرآن ذکر شده[3]، یا به واجبات نماز ،ارکان ،شرائط و...آن که بسیارهم اهمیت دارد در آیات قرآن اشاره ای نشده است و همه مذاهب اسلامی این مطالب را از روایات استفاده کرده اند. در عین حال تنها آیه مربوط به وجوب خمس که در سوره انفال آمده است بسیار گویا و از دلالت خوبی بر خوردار است.

مرحوم علامه طباطبائی ره در تفسیر این آیه می فرماید: «غُنم» و «غَنیمت»، به معنای رسیدن به در آمد از راه تجارت و یا صنعت و یا جنگ است[4] و مورد آیه اگر چه غنیمت جنگی است ولی مورد و مصداق نمی تواند مخصص معنا باشد[5]. پس معنی آیه عام است و از ظاهر آیه چنین بر می آید که حکم مورد نظر مربوط به هر چیزی است که غنیمت شمرده شود هر چند غنیمت جنگی گرفته شده از کفار نباشد مانند معادن و گنج و مرواریدهای که با غواصی از دریا بدست می آید و ... امام جواد (ع) فرمود: غنائم و فوائدی (هر گونه سود و در آمدی) که به شما می رسد پرداخت خمس آن واجب است. بعد حضرت آیه ی خمس را تلاوت فرمودند. [6]

با این که در آیه فقط از غنائم صحبت شده است امام (ع) در تفسیر آن «فوائد» را نیز اضافه فرمودند. مرحوم علامه طباطبائی می گوید: ... این که خمس مختص به غنائم جنگی نیست از اخبار متواتر (زیاد و فراوان) استفاده می شود.[7]

اما "ذی القربی" به معنای نزدیکان و خویشاوندان است و در این آیه منظور، نزدیکان رسول خدا(ص) و یا به طوری که از روایات قطعی استفاده می شود خصوص اشخاص معینی از ایشان است.[8]

در مصادر اهل سنت هم روایات زیادی وجود دارد که خمس در زمان خود رسول الله تقسیم شد و حضرت تا زنده بود این واجب را اداء می کرد، سیوطی از ابن ابی شیبه از جبیر بن مطعم نقل می کند: رسول خدا (ص) سهم ذی القربی را میان بنی هاشم و بنی عبدالمطلب تقسیم کرد، آنگاه من و عثمان بن عفان پیش او رفته و از وی خواستار سهم شدیم و گفتیم: آیا به برادران ما از بنی مطلب می دهی و به ما نمی دهی؟ با این که ما و ایشان از جهت خویشاوندی در یک رتبه هستیم؟ فرمود: آنان در جاهلیت و هم در اسلام هرگز از ما جدا نبودند[9].

در همه کتب فقهی اهل سنت بحث خمس آمده است، عده ای بعد از باب زکات و عده ای در فروعات جهاد از آن بحث کرده اند. قاضی ابن رشد( 595 هـ .) بعد از بیان مذاهب اهل سنت در خمس می گوید: البته در میان اصحاب (اهل سنت) اختلافشده است که ذی القربی چه کسانی هستند؟ عده ای گفتند فقط بنی هاشم مراد است و دیگران گفته اند هم بنی هاشم و هم بنی عبدالمطلب، وی روایت جبیر بن مطعم را دلیل بر قول اخیر می آورد.[10]

بنا براین روشن شد که خمس ساخته و پرداخته شیعیان نیست بلکه تنها فرقی که هست اصرار شیعه بر استمرار و دوام عمل به این آیه مبارکه می باشد چرا که اقرباء و خویشان رسول الله پیوسته موجود بوده و در میان آنان فقیر و مسکین نیز وجود دارد. اگر چه شافعی از ائمه اهل سنت نیز قائل است که خمس اقرباء با موت پیامبر(ص) از بین نمی رود[11].


اما فلسفه ی پرداخت خمس و تخصیص نصف آن به سادات :


پرداخت خمس ممکن است علل و حکمت زیادی داشته باشد که در این جا به بعضی از آنها اشاره می کنیم  :

1. در هر جامعه ای رهبر و امام آن جامعه برای احیاء دین خدا و پیاده کردن احکام اسلام و پیشبرد نظام و کشور هزینه هایی دارد که باید تامین شود. پیامبر اسلام(ص) و بعد از او امامان معصوم (ع) و در زمان غیبت  ، فقهاء شیعه که جانشینان ائمه (ع) می باشند نیز به عنوان رهبر جامعه اسلامی همواره دارای هزینه های مختلفی از جمله کمک به مستمندان، ساخت مسجد، تجهیز سپاه و کار های خیر دیگر بوده اند که با پرداخت خمس این هزینه ها تأمین می شود. ائمه (ع) فرموده اند: خمس کمک ما در پیاده کردن دین خدا است.[12]

2. خمس وسیله ای برای رشد و کمال انسان محسوب می شود با ادای خمس به قصد قربت و بریدن از دنیا نیز وظیفه اش را انجام داده و خود را از گناهان پاک نموده و به سوی کمال ترقی می کند.[13]

و اما در باره علت تخصیص نصف مبلغ خمس به سادات محترم باید گفت: خمس و زکات از مالیات های اسلامی هستند که به منظور رفع مشکلات مالی امت اسلامی و توزیع عادلانه ثروت و تقویت بنیه مالی حکومت اسلامی وضع شده است. «میان خمس و زکات این تفاوت مهم وجود دارد که زکات جزء اموال عمومی جامعه اسلامی محسوب می شود، لذا مصارف آن عموماً در همین قسمت می باشد،‌ ولی خمس از مالیات هایی است که مربوط به حکومت اسلامی است،‌ یعنی مخارج دستگاه حکومت اسلامی و گردانندگان این دستگاه از آن تأمین می شود. محروم بودن سادات از دست یابی به زکات در حقیقت برای دور نگه داشتن خویشاوندان پیامبر(ص) از این قسمت است تا بهانه ای به دست مخالفان نیفتد که بگویند پیامبر(ص) خویشان خود را بر اموال عمومی مسلط ساخته است،‌ ولی از سوی دیگر نیازمندان سادات نیز باید از طریقی تأمین شوند. در حقیقت خمس نه تنها یک امتیاز برای سادات نیست،‌ بلکه یک نوع کنار زدن آنها، به خاطر مصلحت عموم و به خاطر این که هیچ گونه سوء ظنی تولید نشود می باشد».[14] آیا می توان باور کرد که اسلام برای از کار افتاده ها و ایتام و محرومان غیر بنی هاشم فکری کرده باشد و از راه زکات مخارج سال آن ها را تأمین کرده باشد،‌ ولی نیازمندان بنی هاشم را بدون هیچ گونه تأمین رها سازد؟ پس قانون خمس هیچ گونه امتیاز طبقاتی برای سادات ایجاد نمی کند و از نظر جنبه های مادی هیچ گونه تفاوتی با زکات که برای سایر فقرا است ندارد، «در حقیقت دو صندوق وجود دارد: صندوق خمس و صندوق زکات هر کدام از نیازمندان تنها حق دارند از یکی از این دو صندوق استفاده کنند آن هم به اندازه مساوی، یعنی به اندازه نیازمندی یک سال».[15] فقرای غیر سادات از صندوق زکات و فقرای سادات از صندوق خمس بهره مند می شوند. نیازمندان سادات حق ندارند چیزی از زکات مصرف کنند.



[1] سوره ی انفال آیه 41. وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ...

[2] کنز العرفان، تصحیح عقیقی بخشایشی، ص 29.

[3] کنز العرفان، تصحیح عقیقی بخشایشی ، ص 179 و ص 242.

[4] ترجمه تفسیرالمیزان، ج 9، ص 118.

[5] ترجمه تفسیرالمیزان، ج 9، ص 120.

[6] وسائل الشیعه، ج 6، باب 8 (ابواب ما یحب فیه الخمس) ج، 5.

[7] ترجمه ی المیزان، ج 9، ص 137، 136

[8] ترجمه ی المیزان، ج 9، ص 118.

[9] الدر المنثور، ج 3، ص 186، به نقل المیزان، ج 9، ص 138.

[10] بدایة المجتهد، ابن رشد، کتاب الجهاد، ص 382، 383.

[11] بدایة المجتهد، ابن رشد، کتاب الجهاد، ص 382.

[12] پرسش ها و پاسخ ها، ج 10، ص 32 (احکام خمس)

[13] امام رضا (ع) می فرمایند: ان اخراجه (خمس) مفتاح رزقکم و تمحیص ذنوبکم. «پرداخت خمس کلید جلب روزی و وسیله آمرزش گناهان است» وسائل الشیعه، ج 6، ابواب الانفال، باب 3، ج 2.

[14] تفسیر نمونه، ج7 ص 184

[15] همان، ص 183.

https://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa986

******************************************************



ترجمه پرسش در سایر زبانها
*************************************

Image result for ‫خمس‬‎


 


ما هُوَ دَلیلُ وُجُوبِ الخُمسِ وَ ما هِیَ وُجُوهُ مَصارِفِه فِی الفِقهِ الشِّیعِی وَ لِماذا أَهلُ السُّنَّةِ لَم یَأخُذُوا بهذا الحکم؟

اَلسُّؤال :

لِماذا یَجِبُ إِعطاءُ نِصفِ الخُمسِ إِلَى السّادَةِ؟ وَ هَلِ الخُمسُ قَضِیَّةُُ اِبتَدَعَها الشّیعَةُ لاسِیِّما وَ أَنَّ القُرآنَ ذَکَرَ آیَةََ واحِدَةََ حَولَ الخُمسِ؟ و لماذا أهل السنة وَ هُم أَکثَرُ تَشَدُّداً إلى السنة النبویة (ص)  لا یَعرِفُونَ الخُمسَ؟ و إن کان دَفعُ الخُمسِ عَمَلِیَّةََ تَساهَمَ فی تَعدیلِ الثَّرَواتِ وَ مُکافَحَةِ الأِختِلافِ الطَّبَقاتِ .

اَلجَوابُ الإِجمالِي

1. نِسبَةُ الآیاتِ التی تعنی بالأحکام الفقهیة (آیات الأحکام) فی القرآن الکریم قیاساً لمجموع آیات القرآن المجید مَحدُودَةُُ وَ قَلیلَةُُ جِدّاً، حیث إن الآیات القرآنیة صَرَّحَت بِأَصلِ وجوبِ التکالیفِ فَحَسْبُ ، کالطهارة و الصلاة و الصیام و الحج و ... و أما تفصیل الأحکام و شروطها فَقَد خُوِّلَت [ حُوِّلَت ] إلى النَّبِیِّ (ص) و أهلِ بیته ، أحکام الواجبات المُهمّة کالصِّیام أو الحج جاءت فی عدد قلیل من الآیات القرآنیة، حیث إنّ القرآنَ المجید لَم یَتَعَرَّض لأکثر أحکامها . و کذلک الخُمس فَأِنَّ القرآنَ لا یَذکُرُ جَمیعَ أَحکامِهِ .

2. تَطَرَّقَ أَهلُ السُّنَّةِ إلى آیة الخمس (الأنفال 41) فی أبحاث مُفصَّلة، وَ حَسَبَ روایاتِهِم قَطَعُوا فی دفع الخمس من جانب النبی (ص) و فی زمانه . و اختلاف اهل السنة فِی العَصرِ الرّاهِن لیس فی اصل الخمس و إنما اختلفوا مع الشیعة فی بعض الفروع و التفاصیل.

3. اَلسَّبَبُ فِی دَفعِ الخُمسِ إِلَى السّادَةِ ؛ هُوَ أَنَّ اللهَ تعالى حَرَّمَ عَلَیهِمُ الزَّکاةَ و الصدقة الواجبة، و بما أَنَّ فیهِم فُقَراءَ وَ مَساکینَ ، و أیضا لِاحتِرام ِ النَّبِیِّ (ص) وَ اعتِزازِهِ لفقراء بَنی هاشِمِِ ، خُصِّصَت لَهُم مَوارِدُ مالِیَّةََ فَجازَ لَهُم أَن یَأخُذُوا مِنَ الخمس .


اَلجَوابُ التَّفصيلي

إِنَّ الخُمسَ  مِن واجباتِ الإسلام و فرائِضِهِ . حَیثُ إِنَّ القرآن المجید، لضرورته ، أَلَّفَ عَلاقَةََ بَینَهُ وَ بَینَ الأِیمانِ وَ قالَ تَعالى: "وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‌ وَ الْيَتامى‌ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‌ عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ.".[1]

کَرَّرَ القُرآنُ المَجیدُ الآیاتِ المَعنِیَّةَ بِالتَّوحیدِ و المعاد و النبوة وَ فَصَّلَها . بینما خَصَّصَ اللهُ تعالى آیاتِِ مَعدُودَةََ إلى الأحکام، بِحَیثُ اشتهر القول بِأَنَّ آیاتِ الأَحکامِ فی القرآن 500 آیَةََ و إذا طَرَحنا المکرراتِ أو المُتداخلات فالحاصل یکون أقل من هذا العدد .[2] فی حین عدد الأحکام و المسائل الفقهیة فی کل فرع من فروع الدین تزید عن هذا العدد. و لذلک یَستَخرِجُ فُقَهاءُ جَمیعِ المَذاهِبِ الإِسلامِیَّةِ ، اَلأحکامَ وَ المَسائِلَ التی لَم تَذکُرهَا الآیاتُ القُرآنِیَّةُ مِن روایاتِ النبی الأکرم (ص) و الأئمةِ المعصومین (عَلَیهِِمُ السَّلامُ)  ،  اَلصَّحیحَةِ .

فَإِذَن ، طالَما أَنَّ نِطاقَ الفِقهِ یَتَّسِعُ إلى مسائِلَ کَثیرَةِِ و الروایاتِ المتعددة لِائِمَّةِ الهُدى (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) تَستَوعِبُ جَمیعَ المسائل الفقهیة ، فَلا نَستبعِدُ أَنَّ اللهَ تعالى یُخَصِّصُ آیَةََ واحُدَةََ فَقَطْ لِبیانِ مسألة الخمس . ذلک أنّه یمکن استخراج الاحکام الاخرى من الروایات الصحیحة عن اهل البیت (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) . کما أن القرآنَ لم یُخَصِّص الى احکام الصوم و الحج اِلّا ثَلاثَ أو أَرَبَع آیاتِِ ،[3] و لم تَاتِی آیَةُُ فی القرآن لبیان واجبات و أرکان و شروط الصلاة و ... التی لها أهمیّة بالغة . فَاستَخرَجَت جَمیعُ المذاهب الاسلامیة الاحکام هذه من الروایات . و قیاساً لهذه الواجبات فَإِنَّ الآیة التی تدل على وجوب الخمس فی سورة الأنفال هِیَ واضِحَةُُ و لَها مَدالیلُ جَیِّدَةُُ .

یقول العلامة الطباطبائی فی تفسیر هذه الآیة "غُنم" و "الغَنیمة" تعنی الحصول على المال عن طریق التجارة أو الصناعة أو الحرب،[4] و الآیة و ان کانت تدل على غنائم الحرب وَ لکنَّ المِصداقَ وَ المَورِدَ لا یُخَصِّصُ المَعنى و المفهوم.[5]

فَأِذَن، اَلآیَةُ لَها معنى عامّ و یبدو من ظاهر الآیة أن حکم الخمس یشمل کل ما هو یعتبر من الغنائم حتى و لو لم یکن من الغنائم التی تؤخذ فی الحُرُوب مع الکفار کالمعادن و الکنوز وَ المُجَوهَراتِ التی تخرج من البحر بالغوص و ... و قال الامام الجواد (ع) : " َأَمَّا الْغَنَائِمُ وَ الْفَوَائِدُ فَهِیَ وَاجِبَةٌ عَلَیْهِمْ فِی کُلِّ عَامٍ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى "وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ  وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر" [6]

وَ بِالرَّغمِ من أن الآیة لَم تَذکُر اِلَّا الغَنائِمَ لکنَّ الامام (ع) أَضافَ الأَرباحَ فی تفسیرها . یقول المرحوم العلامة الطباطبائی : ... و نستخرج من الاخبار المتواترة (الکثیرة) أن الخمس لا یختص بغنائم الحرب.[7]

و أما "ذِی الْقُرْبى‏" فتعنی الأَرحام و الاقرباء و المقصود فی هذه الآیة، هو اقرباء رسول الله (ص) أو کما یَعرَفُ من روایات قطعیة «ذِی الْقُرْبى‏» هُم بعضِ اقرباء النبی (ص) الخاصیّن.[8]

و کذلک المصادر السُّنِّیَّة فإنها تَنطَوِی على روایات کثیرة تدل بأن الخمس قد قُسِّم َ فی عصر الرسول (ص) و طالَما النبی (ع) کان حَیّاً کان یُؤَدِّی هذا الواجب . یقول السُّیُوطی نقلاً عن ابن أبی شَیبَةِِ عن جُبَیرِ بنِ مُطعِمِِ : قَسَّمَ رَسُولُ اللهِ (ص) حِصَّةَ ذی القُربى بین بنی هاشم و بَنی عَبدِالمُطَّلِبِ، ثم ذهبنا اَنَا و عُثمانُ بنُ عَفّان الیه و طلبنا منه حصة و قلنا : هل تُعطِی لأِخواننا من بنی مُطَّلِبِِ و لا تُعطینا ؟ مع أنه نحن و ایّاهم فی رتبة واحدة من القرابة؟ فقال : "هؤلاء لم یَترُکُونا أبدا لا فی الجاهلیة و لا فی الاسلام".[9]

وَ جاءَت اَبحاثُ الخُمس فی جمیع الکتب الفقهیة السُّنِّیَّة، و ذَکَرَهَا البَعضُ بعد الزکاة و آخرون تَطَرَّقُوا لها فِی فروعاتِ کتابِ الجهاد. یقول القاضی ابن رُشد (595 هـ) بعد بیانه لأَقوال اهل السنة حَولَ الخمس : طبعاً اختلف الاصحابُ (اَهلُ السُّنَّةِ) فی تعریف «ذِی الْقُرْبى» ، فقال بعضهم إنما بَنو هاشِمِِ هُم «ذِی الْقُرْبى» و قال الآخَرُونَ إنهم بَنُو هاشِمِِ و بَنُو عَبدِ المُطَّلِبِ ، وَ ذَکَرَ اِبنُ رُشدِِ رِوایَةَ جُبَیرِ بن مُطعِمِِ دلیلاً على القول الاخیر .[10]

إِذَن اِتَّضَحَ، أن الخمس لم یکن بِدعَةَ الشّیعَةِ الّا أن الشیعة حَرَصُوا [ وَ اَصَرُّوا ] على استمرار و دوام العمل بهذه الآیة المبارکة و ذلک أن أقرباء رسول الله و أرحامه لازالُوا مُتواجِدینَ و فیهم مَن هو فقیر و مسکین . و طبعاً یعتقد الشافعی ـ احد أئمّةِ اهل السنة ـ أن احکام خمس الاقرباء لم تتوقف بارتحال النبی (ص) .[11]


و أمّا بالنسبة الى فلسفة دفع الخمس و تخصیص نصفه الى السّادَةِ فنقول :

 

رُبَما تکون للخُمس عِلَلُُ و حِکَمُُ کَثیرَةُُ الا أنه نُشیرُ فیما یَلی الى بعضها :


1. القائد و الامام فی جمیعِ المُجتَمَعاتِ من أجل إحیاء دین الله و تطبیق أحکام الإسلام و ادارة الحکومة و الدولة یحتاج إلى میزانیّة مالیّة و لابد من توفیرها . فَبِما أَنَّ النَّبِیَّ الأَکرَمَ (ص) وَ بَعدَهُ الأَئِمَّةُ المَعصُومُونَ (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) وَ فُقَهاءُ الشّیعَةِ ـ و هم خلفاء الائمة (ع) فی زمن الغیبة ـ زُعَماءُ المُجتَمَعِ الإسلامی فَاحتیاجاتُهُم متعددة، على سبیل المثال، مُساعَدَةِ الفقراء، بناءِ المساجد، إعدادِ الجیش و اَعمالِِ خیریّةِِ أُخرى، وَ تُؤَمَّنُ هذِهِ الأِحتِیاجاتُ مِن دَفعِ الخُمسِ ، قالَتِ الأَئِمَّةُ (ع) : "اِنَّ الْخُمْسَ عَوْنُنا عَلى دينِنا".[12]

2. یُعتَبَرُ الخُمسُ وَسیلَةََ لرشد الإنسان و کماله فهو بإعطاء الخمس قربةًً إلى الله و الأِنقطاع عن الدنیا یکون قَد أَدّى واجِبَهُ وَ زَکّى نَفسَهُ من الذنوب و تَرَقَّّى نَحوَ الکَمالِ .[13]

وَ اَمّا أَنّهُ لِماذا خُصِّصَ نِصفُ الخُمسِ إلى السّادَةِ الکِرامِ فلأنه : الخمس و الزکاة یُعَدّان من أقسام الضرائب الإسلامیة و التی شُرِّعَت لرفع المَشاکِلِ الاقتصادیة فی الأمة الإسلامیة و للتوزیع العادل لِلثَّرَواتِ و لتعزیز البُنیَةِ المالیة للحکومة الإسلامیة.

"هُناکَ فارِقُُ مُهِمُُّ بَینَ الخُمسِ وَ الزَّکاةِ ، و هو أن الزکاة یُعَدُّ من الأموال العامَّة للأمة الإسلامیة، و لهذا ـ عموماً ـ تُصرَفُ أَموالُ الزکاة فی هذا المجال ، فی حین أن الخمس یعدّ من الضرائب التی تُرجَعُ إلى الدولة الإسلامیة، وَ تُؤَمَّنُ مصاریف أجهزة الدولة وَ المُوَظَّفینَ فی هذه الأجهزة من تلک الضرائب.

فَأِنَّ السّادَةَ حُرِمُوا عن أموال الزکاة لِإِبعادِ أقرباء النبی (ص) عن هذا المجال کی لا تکون ذَریعةََ بید الأعداء و لا یَزعَمُونَ بِأَنَّ النَّبِیَّ (ص) قد سلّط أقرباءه على الأموال العامَّة . و لکن من جهة أخرى فَأِنَّهُ لابد من سبیل لِتَأمینِ حیاة فقراء السّادَةِ .

فَفِی الحَقیقَةِ لَیسَ الخُمسُ [ اِلّا ] عَدَمَ اِمتِیازِِ لِلسّادَةِ فَحَسْبُ و إنما هو نوع مِنَ التَّهمیشِ و الإِبعادِ  ـ من السلطة ـ لأجل المصلحة العامة و لکی لا یبقى أَیُّ مَجالِِ لسوء الظن".[14]

هل یُعقَلُ أن الإسلام قد خَطَّطَ لحیاة القاعدین عن العمل و الأَیتام و المَحرومین من غیر بنی هاشم فَأَمَّنَ قُوتَ عامِّهِم عن طریق الزکاة وَ تَرَکَ فقراءَ بنی هاشم دون ان یعیّن مصدراً لتأمین حیاتهم؟!

فَإِذَن قانُونُ الخُمسِ لا یُعطِی امتیازاً لِطَبَقَةِ السّادَةِ ، هذا مِن جانِبِِ ، وَ مِنَ الجانِب ِ المادّی لا فَرقَ بین الخُمس و الزَّکاة ـ الذی شُرِّعَ لِلفُقَراءِ من غیر السّادةـ "و َ فِی الحَقیقَةِ هُناکَ صُندُوقانِ ، صُندُوقُ الخُمسِ وَ صُندُوقِ الزَّکاةِ ، وَ یُباحُ لکل فقیر أن یَستفیدَ من أحد الصُّندُوقَینِ حَسَبَ الترتیب الشرعی و بالقدر المُساوی و هو بقدر تأمین حاجته لِسَنَةِِ واحِدَةِِ".[15] فَیَستَفیدُ الفقراء من غیر السّادة من صندوق الزکاة بینما یَستَفیدُ فقراء السّادَةِ من صندوق الخمس . وَ لایَحِقُّ لِفقراء السّادة أن یَأخُذُوا من أموال الزکاة .

 
**  اصلاحات و اضافات  توسّط  :  استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 

[1] الانفال، 41.

[2] کنز العرفان، تصحیح عقیقی بخشایشی، ص 29.

[3] المصدر، ص 179 و ص242.

 [4]ترجمة تفسیر المیزان، ج 9، ص 118 .

[5] المصدر، ص120.

[6] وسائل الشیعة، ج 6، باب 8 (ابواب ما یجب فیه الخمس)، ح 5.

[7] ترجمة تفسیر المیزان، ج 9، ص 137، 136.

[8] المصدر، ص 118.

[9] الدر المنثور، ج 3، ص186 ، نقلاً عن المیزان، ج 9، ص 138.

[10] بدایة المجتهد، ابن رشد، کتاب الجهاد، ص 382،383.

[11] المصدر، ص 382.

 [12]پرسش ها و پاسخ ها، ج 10، ص 32 (احکام الخمس)، نقلا عن وسائل الشیعة، ابواب الانفال، باب 3، ح 2.

[13] قال الامام الرضا (ع) : ان اخراجه (الخمس) مفتاح رزقکم و تمحیص ذنوبکم، وسائل الشیعة، ج 6، ابواب الانفال، باب 3، ج2.

[14] التفسیر الامثل، ج 7، ص 184 .

[15] نفس المصدر، ص183.

أسئلة ذات صلة

 

*********************************************

نگاهي دوباره به برخي احكام خمس

***نسیم معرفت***

 

نگاهي دوباره به برخي از احكام خمس + تاریخ انتشار هفدهم اسفند 1395.

 

تهران - ايرنا - برخي هنوز نمي دانند خمس به چه كساني تعلق مي گيرد و چگونه بايد آن را پرداخت كرد و حالا پس از 38 سال همايشي براي نهادينه كردن فرهنگ خمس در جامعه تشكيل شده است.

به گزارش خبرنگار ايرنا، در 38 سالي كه از پيروزي انقلاب اسلامي مي گذرد ، هزاران همايش و كنگره و برنامه به منظور تبيين مسائل مختلف فرهنگي و ديني برگزار شده است ولي در اولين روزهاي آخرين ماه از سال 95 براي نخستين بار شاهد برپايي همايشي با عنوان خمس و تعالي فرهنگ جامعه در شهر قم بوديم تا مردم و مسئولان، احياي اين فريضه را جدي تر بگيرند.
آيت الله غلامعلي نعيم آبادي كه در سه دهه گذشته به عنوان نماينده ولي فقيه در استان هرمزگان كمر همت براي خدمت به مردم آن خطه بسته، عزم خود را جزم كرده تا بنيادي را براي ترويج فرهنگ خمس راه اندازي كند، همانگونه كه در 38 سال گذشته براي احياي فرايضي همچون نماز، زكات و امر به معروف ستادهايي راه اندازي شده است.
اينك امام جمعه بندرعباس به عنوان رئيس هيات امناي بنياد احياي فرهنگ خمس پرچم اين فريضه را برافراشته و قرار است هر سال همايشي با موضوع خمس از ديدگاه هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي برپا شود.
فرصتي مهيا شد تا برخي مسائل مربوط به فريضه خمس را با اين پژوهشگر باسابقه ديني در ميان بگذاريم و ما هم براي ترويج فرهنگ اين واجب الهي گامي هرچند كوچك برداشته باشيم.
آيت الله نعيم آبادي هفته گذشته با حضور در ايرنا ضمن بازديد از بخش هاي مختلف اين رسانه، با خبرنگاران به گفت و گو نشست و علاوه بر بيان برخي از ديدگاه هاي اقتصادي به سوالات ايرنا در زمينه خمس پاسخ داد. مشروح اين مصاحبه را در ادامه مي خوانيد:

** ايرنا: اهميت و جايگاه خمس در احكام ديني چيست؟


آيت الله نعيم آبادي : برخي از واجبات و محرمات دامنه محدودي دارند اما خمس از آن دسته واجباتي است كه دامنه خيلي وسيعي دارد. يعني خمس در نماز و حج و ساير واجبات تاثيرگذار است.  به عنوان نمونه اگر كسي با مالي كه خمس آن را نپرداخته، لباسي خريداري كند و با آن لباس نماز بخواند، نمازش باطل است و بايد قضاي آن را بجا آورد و براي چنين شخصي خيلي سخت خواهد بود كه يك سال نمازهايي را كه خوانده دوباره بخواهد قضاي آن نمازها را بخواند.
همچنين اگر كسي با مالي كه خمس آن را نداده، زميني را خريداري كند، نمازش در آن محل باطل است و اين مساله در حج نيز وجود دارد. يعني اگر شخصي با مال خمس نداده، مكه برود، نماز طوافش باطل است و مناسك حجش به شدت آسيب مي بيند.
خمس در معاملات نيز اثرگذار است. يعني همانگونه كه اگر شما با پول شريكتان معامله كنيد و جنسي را بخريد، چون شريك شما راضي نيست، آن معامله باطل است ، لذا اگر با پولي كه خمس آن را نپرداخته ايد، معامله اي انجام دهيد، آن معامله با مشكل مواجه خواهد بود.
حضرت امام خميني(ره) در اين زمينه مي فرمود : اگر معامله اي با مال غيرمُخمَّس انجام شود، بايد حاكم شرع آن را تاييد كند و گرنه آن معامله باطل است.
بسياري از مردم مي گويند باتوجه به حقوق ناچيز كارمندي و كارگري خمس به آنان تعلق نمي گيرد ولي بايد گفت خمس بر مازاد مخارج زندگي تعلق مي گيرد كه اين مازاد ممكن است صد ميليارد تومان باشد و گاهي چند كيلو برنج و قند باشد. يعني هر كسي كه درآمدي دارد بايد محاسبه كند كه چقدر از اين حقوق و درآمد در آخر سال اضافه است. فرقي در اموال منقول و غيرمنقول نيست. اگر خانه، خودرو و تجهيزات زندگي مطابق شان افراد باشد، خمس به آن تعلق نمي گيرد ولي اگر مثلا يك كارمند خودرويي 500 ميليون توماني بخرد، بايد خمس آن را بپردازد. اگر خانه و امكانات متناسب با شان و جايگاه اجتماعي انسان باشد، خمسي به آن تعلق نمي گيرد و تشخيص اين مساله نيز با خود انسان است كه آن نيز بايد در چارچوب شرع باشد.

**
آيا در خمس دادن بايد قصد خاصي داشت؟


نعيم آبادي: خمس جزو مسائل عبادي است. يعني اگر كسي بدون قصد قربت 10 بار هم خمس بدهد، وظيفه او ساقط نمي شود. چون انسان فقط بايد براي رضاي خدا خمس بدهد. البته خمس فقط يك كار مالي محسوب نمي شود و يك تكامل رواني هم در آن وجود دارد و روح و روان انسان جلا پيدا مي كند.  خمس در نزديك شدن انسان به امام زمان
(عَج) اثر دارد و دعاي ولي عصر (عَج) را درپي دارد. يعني پرداخت خمس در جلب دوستی آن حضرت و نپرداختن خمس در سلب دوستي امام زمان تاثير دارد و امام هشتم درباره كساني كه خمس مي دهند فرمود كه دعاي آن حضرت شامل حال آنان مي شود.
امام رضا
(عَلَیهِِ السَّلامُ) همچنين فرمود «اِنَّ الخُمسَ عَونُُ لَنا عَلَي دينِِ» يعني پرداخت خمس يك يار و ياور براي ما در دين است. به عبارت ديگر با پول خمس مي توان دين خدا را به شكل هاي گوناگون ياري كرد.
در جهان كنوني بيش از چهار هزار و 500 اُتاق فكر عليه جهان سوم و به ويژه ايران فعاليت مي كند كه دو هزار و 500 اُتاق آن در آمريكاست و هجوم فرهنگي دشمنان امروز به گونه اي است كه عقايد ما را نشانه رفته و ما بايد در مقابل اين هجمه فرهنگي فعاليت كنيم و لذا بايد خمس را بهترين پول زندگي خود بدانيم. چون در راه دين و قرآن هزينه مي شود.

** ايرنا: برخي افراد ترجيح مي دهند خمس خود را به مراكز خيريه بدهند. آيا اين كار صحيح است؟


نعيم آبادي: برخي مي گويند چرا خمس خود را به حوزه هاي علميه و مراجع تقليد بدهيم و آن را به مراكز خيريه مي دهند ولي سؤال من اين است كه براي ياري دين بايد كجا را تقويت كرد و‌ كدام مركز بهتر از حوزه هاي علميه مي تواند به بهترين شكل اين كار را انجام دهد؟  شما درس تفسير آيت الله عبدالله جوادي آملي يا آثار مرحوم علامه سيدمحمدحسين طباطبايي صاحب تفسير الميزان را ببينيد. كدام مركز كتاب خدا را اينگونه تفسير مي كند يا كدام مركز فقه آل محمد
(عَلَیهِِمُ السَّلامُ) ، تاريخ اسلام و فلسفه اسلامي را در مقابل فلسفه غرب بررسي مي كند و اگر هرجايي اينگونه دين خدا را ترويج مي كند، وظيفه داريم آن مراكز را تقويت كنيم.  البته اگر خمس به عنوان يك وظيفه ديني مطرح نبود، باز هم وظيفه شرعي داشتيم كه در اين كارها به كمك دين بشتابيم و حوزه هاي علميه از ابتدا يك جايگاه مردمي داشته ولي چون ميزان پرداخت خمس كم است، اين وجوهات بيشتر به حوزه ها پرداخت مي شود.
** ايرنا: برخي به افراد فقير و نيازمند صدقه مي دهند يا براي عاشورا و عزاي حسيني به ديگران غذا مي دهند و در ماه مبارك رمضان سفره افطاري پهن مي كنند ولي تصورشان اين است كه چنين كارهايي آنان را از پرداخت خمس مُعاف مي كند. چه پاسخي به اين افراد بايد داد؟


نعيم آبادي: در هر كشوري مي بينيد كه هم صدقات و كمك به همنوعان و هم موقوفات وجود دارد. مثلا جايزه نُوبِل به نوعي يك موقوفه بزرگي است كه با اهداف مقدسي تاسيس شده ولي به انحراف كشيده شد و بارها ديده ايم كه اين جايزه صلح را به افراد خبيث و جنگ طلب داده اند. البته گاهي نيز اين جايزه به افرادي مانند راشِل كارسون تعلق گرفته كه نويسنده كتاب «بهار خاموش» است و بارها به زبان هاي مختلف ترجمه شده است.  كسي كه جايزه نوبل را به ارزش ميليون ها دلار به برندگان اعطا مي كند، نمي تواند به اين بهانه از پرداخت ماليات خودداري كند.
مسائل مالي در اين زمينه دو قسم است و در هر كشوري حقوقي واجب و حقوقي برخاسته از دل وجود دارد و لذا اگر بانيان نوبل صد جايزه ديگر هم درست مي كردند، بايد ماليات خود را نيز مي دادند.
عبادات در اسلام شامل واجبات و مستحبات است و مي توان مستحب را انجام نداد ولي اگر كسي به انجام مستحبات پرداخت، نمي تواند آن را ملاكي براي ترك واجبات قرار دهد و ترك امور واجب نيز پيامدهاي منفي دارد كه آثار آن متوجه انسان مي شود.  بر همين اساس در اسلام خمس و زكات به عنوان دو تكليف واجب ديني مطرح است و كسي كه به زيارت امام رضا
(عَلَیهِِ السَّلامُ) در مشهد رفته، نمي تواند خود را بي نياز از انجام مناسك حج بداند. چون زيارت مستحب است ولي انجام حج واجب است.
**
ايرنا: خمسي را كه مردم پرداخت مي كنند، در كجا هزينه مي شود؟


نعيم آبادي: خمس معمولا به يك پنجم از دارايي انسان تعلق مي گيرد كه در طول يك سال بيش از هزينه و خرج هاي معمولي است.  ممكن است اداره ماليات براي هر شهروند مالياتي تعيين كند ولي تمام شهروندان مكلف به پرداخت آن هستند و در هر صورت اداره دارايي به سراغ آنها خواهد رفت و در بدهي بانكي نيز اين گونه است و اگر بازپرداخت وام بانكي به تاخير بيافتد، بانك ها جريمه ديركرد هم مي گيرند [اگر چه جریمه دیرکرد اشکال دارد و برخی فقهاء صریحا آن را حرام می دانند] ولي پرداخت خمس اينگونه نيست.  يعني اگر كسي نتوانست خمس خود را بپردازد، مي تواند آن را به صورت اقساط و در هر زماني كه قادر بود، بپردازد و با اجازه نماينده مرجع پرداخت آن را به تاخير بياندازد و حتي اگر انسان خمس خود را پرداخت نكند، هيچ مرجعي او را بازخواست نمي كند و انسان فقط در پيشگاه الهي بايد پاسخگو باشد.
بخشي از خمسِ پرداختي مربوط به سادات و بخشي نيز مربوط به غيرسادات است كه بخش سادات به عنوان سهم امام است كه در زمان غيبت به دست مراجع تقليد و حاكم شرع است و به سادات فقير پرداخته مي شود ولي اگر در شهري تعداد سادات كم بود بقيه آن را به غيرسادات فقير مي پردازند.  [  تذکر : خُمس دارای دو سهم است : 1- سهم امام
(عَلَیهِِ السَّلامُ) 2- سهم سادات . بر اساس آیه خمس وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی‏ وَالْیَتامی‏ وَالْمَساکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ ( آیه 41 از سوره انفال) ، جهت مصارف خمس ، شش سهم مقرر شده است که سه سهم یعنی سهم خدا و رسول (ص) و ذی القربی(اهل بیت ع) به عنوان سهم امام  (عَ)  و برای امور عام المنفعه و مصالح مسلمین و ترویج دین و حوزه های علمیه مصرف می شود  و سه سهم دیگر یعنی سهم یتیمان و مساکین  و در راه ماندگان به عنوان سهم سادات می باشد که برای سادات نیازمند مصرف می گردد  و غیر سادات از زکات استفاده می کنند اگر چه در مواردی با اجازه مراجع  به غیر سادات هم می توان خمس داد ...  . استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی ]


فلسفه خمس و زكات فقط تامين زندگي فقراست و به تعبير آيت الله ناصر مكارم شيرازي سهم سادات به نوعي احترام به فرزندان پيامبر اكرم
(ص) است ولي به فقراي ديگر نيز تعلق مي گيرد.
البته مصرف خمس فقط براي سادات فقير و حوزه هاي علميه نيست و هر كاري را مي توان با خمس انجام داد و دست مراجع تقليد در اين زمينه باز است. اگر نياز حوزه در اين زمينه بيشتر باشد، به حوزه پرداخت مي شود ولي ممكن است بر اثر زلزله نياز مالي براي زلزله زدگان بوجود بيايد يا به علت سيل و ساير آسيب هاي طبيعي مراجع اجازه مصرف خمس در اين موارد بدهند.


مصارف خمس شامل رفع همه نيازهاي جامعه است.
مثلا دانشگاه و مسجد و كتابخانه بسازيم يا كتاب هاي ديني مانند نهج البلاغه و حتي كتاب هاي دانشگاهي چاپ كنيم كه تعيين چنين مواردي به دست فقيه عادل است. البته همه اين مثال ها براي زماني است كه ميزان خمس پرداخت شده تكافوي آن ها را بدهد.   آيت الله مكارم شيرازي مي گويد : [خمس يك واجب مخفي است و امروز پرداخت خمس، كمرنگ است و اگر روزي پرداخت خمس به اندازه رفع نياز جامعه باشد، بسياري از مشكلات كنوني جامعه حل خواهد شد و يا به حداقل خواهد رسيد] و بنده گاهي در بندرعباس حتي به دانشجويان يا خانواده هاي فقير كمك مي كنم.
همانطور كه گفتم مصرف خمس فقط براي طلاب نيست ولي چون ميزان پرداخت خمس كم است بيشتر به طلاب پرداخت مي شود.  مسائل مالي حوزه هاي علميه از محل خمس تامين مي شوند ولي چون ميزان آن كم است بايد گفت به اندازه بخور و نمير است. چون كمترين حقوق يك كارگر ساده يك ميليون تومان است در حالي كه كمترين شهريه يك طلبه در شهرستان 280 تومان است و استادي كه در حوزه تدريس مي كند حداكثر 480 هزار تومان مي گيرد.

** ايرنا: آيا مردم مي توانند خودشان خمس را به نيازمندان بدهند؟


نعيم آبادي: فتواي فقها در اين زمينه متفاوت است. آيت الله سيدعلي سيستاني اجازه مي دهد كه افراد سهم سادات را خودشان به نيازمندان سادات پرداخت كنند. يعني نيمي از خمس خود را به سيد فقير بدهند ولي بقيه مراجع مي گويند اين پرداخت ها بايد با اجازه و تاييد مرجع تقليد باشد كه از جمله حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب مي گويند بايد با اجازه مجتهد باشد.  البته اگر كسي به نيت سهم سادات به فقيري كمك كند يا اگر كسي براي هزينه ساخت مسجد به نيت خمس كمك كند و با اجازه مرجع تقليد باشد، كافي است.

** ايرنا: وظيفه بنياد بين المللي احياي فرهنگ خمس چيست؟


نعيم آبادي : وظيفه اين بنياد فقط تبيين فرهنگ خمس است و اگر يك ميليارد تومان به عنوان خمس به اين بنياد بدهند، قبول نمي كنيم.  تاسيس چنين بنيادي آثار و بركات فراواني خواهد داشت. يكي از مسئولان استاني نقل مي كرد كه تا قبل از تاسيس ستاد احياي زكات مردم سالانه 10 ميليون تومان مي پرداختند ولي امسال اين مبلغ به يك ميليارد تومان رسيده است و اگر موضوع خمس فرهنگسازي شود و مردم به احكام و مسائل آن آشنا شوند، بسياري از مشكلات جامعه حل خواهد شد.  همايشي كه دو هفته پيش برگزار شد، در واقع شروع كار بود و ما خواستيم جامعه از اين مسائل باخبر شود. به عبارت ديگر كار ما تازه شروع شده است و گرنه برگزاري يك همايش نمي تواند فرهنگ خمس را در جامعه نهادينه كند.


**خبرنگار: محمدرضا جعفرملك**انتشار دهنده: جواد دهقاني

https://www.irna.ir/news/82455713/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%8A-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%8A-%D8%A7%D8%AD%D9%83%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%D8%B3

**********************************************

** دانایی در احکام و مسائل شرعی یک نوع فقاهت است (آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی)


پرسش

آیا شهریه‌ای که به طلاب داده می‌شود خمس دارد؟

پاسخ اجمالی

در این‌باره نظر اکثر مراجع تقلید، آن است که اگر در آخر سال خمسی از شهریّه طلبگی مقداری زیاد بیاید یا چیزهایی که با آن خریداری شده است باقی بماند، خمس آنها واجب نیست؛ اما برخی از فقها[1] در این‌ مورد خمس را واجب دانسته و بعضی[2] نیز بنا بر احتیاط، پرداخت آن را واجب شمرده‌اند. ضمائم:
پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[3]
حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):
شهریه طلبگی خمس ندارد.
حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
اگر به عنوان تملیک باشد (مانند شهریه آیت الله سیستانی) جزو درآمد سال است و از خمس مستثنا نیست، اما اگر اباحه تصرف باشد خمس ندارد .
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
شهریه خمس ندارد.
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
اگر از سهمین مبارکین باشد خمس ندارد.
حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):
خمس ندارد.
امام خمینی (رحمة الله ‌علیه):
در زیادى شهریّه، خمس واجب نیست.[4]
حضرت آیت الله تبریزی (رحمة الله ‌علیه):
در شهریه اگر محرز شود که از سهم مبارک امام(ع) است و عین آن تا آخر سال باقى بماند، خمس ندارد، و در غیر این صورت خمس دارد.[5]
حضرت آیت الله فاضل لنکرانی (رحمة الله ‌علیه):
به زیادى شهریّه، خمس تعلق نمى‌گیرد.[6]
حضرت آیت الله بهجت (رحمة الله ‌علیه):
تخمیس، موافق احتیاط است.[7]
حضرت آیت الله هادوی تهرانی (دامت برکاته):
اگر از مخارج سال اضافه بیاید خمس به آن تعلق می‌گیرد.  لینک به سایت استفتائات
 

[1]. آیات عظام سیستانی و هادوی تهرانی.
[2]. آیت الله بهجت.
[3]. استفتا از دفاتر آیات عظام: خامنه‌ای، سیستانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، نوری همدانی (مد ظلهم العالی) توسط سایت اسلام کوئست.
[4]. امام خمینى، سید روح اللّٰه، استفتاءات، ج‌1، ص 412، دفتر انتشارات اسلامى، قم، پنجم، 1422 ه‍ ق.  
[5]. تبریزى، جواد بن على، استفتاءات جدید، ج‌1، ص 172 ، قم، اول، بی‌تا.
[6]. ر.ک: فاضل لنکرانى، محمد ، جامع المسائل، ج‌1، ص 204 ، انتشارات امیر قلم، قم، یازدهم، بی‌تا.
[7]. بهجت، محمد تقى ، استفتائات، ج‌3، ص 40، دفتر حضرت آیة الله بهجت، قم، اول، 1428 ه‍ ق.

 

پرسش های مرتبط

 

 

****************************************
خمس

* خمس طلاب

 

گفتاری از حضرت آیت الله مصباح یزدی

در زمینه بحث انفاق، تذکر نکته ای که به هم لباسی های بنده و دوستان طلبه مربوط می شود خالی از لطف و فائده نخواهد بود؛چرا که گاهی دوستان ما ازین نکته غافل میشوند. غیر از بحث تزاحم تکالیف که اشاره کردیم درس خواندن یک طلبه نباید مانع از انجام واجبات دیگر نظیر بِرّ والدین و صِلَه رَحِم توسط او شود؛ مسئله دیگری که در اینجا وجود دارد انفاق واجبی است که گاهی به گردن برخی از ما طلبه ها می آید و ما از ان غافلیم .

همه می دانند که زندگی نوع ما طلبه ها از راه وجوهات شرعی اداره می شود. پول هایی که مردم به عنوان خمس و زکات و سایر وجوه به مراجع و علما می پردازند، توسط آن بزرگواران به عنوان شهریه در اختیار طلاب قرار می گیرد تا در مصارف زندگی خود هزینه کنند. این وضعیت موجب می شود که گاهی دوستان طلبه ما تصور کنند که چون زندگی ما از راه خمس و زکاتی که مردم می پردازند تامین می شود، پس دیگر بر خود ما پرداخت خمس واجب نیست. از این رو دیده می شود برخی از طلاب براساس چنین ذهنیتی، در زندگی خود حساب سال ندارند. این دوستان توجه نمی کنند که بر فرض هم چنین مسأله ای صحیح باشد اما گاهی یک طلبه ممکن است درآمدهایی از غیر راه شهریه و وجوهات شرعی داشته باشد. ندادن خمس علاوه بر آن که از گناهان کبیره است و آثار بسیار بدی نیز بجا می گذارد ، خوردن مال حرام [است و] ، غیر از جهنم و عذاب، قساوت قلب و شقاوت می آورد. کسی که اموال مردم و مال حرام در شکمش انباشته شده باشد، دیگر میل به عبادت و رغبت به کار خیر پیدا نمی کند، توفیقاتشان سلب می گردد و دعایش مستجاب نمی شود

در واقع دو نکته در این زمینه وجود دارد که دوستان باید توجه کننند:

نکته اول این که اگر چیزی از شهریه زیاد بیاید و خرج نشود، باید به بیت المال باز گردانده شود. شهریه ای که آقایان مراجع از محل وجوهات شرعی به طلاب می پردازد معمولاًًًًًًً به عنوان مصرف به آنها داده می شود. ازاین رو اگر فرضا طلبه ای مقداری از شهریه ای را که به این عنوان به او داده می شود مصرف نکرد، مالک آن اضافه نیست و باید آنرا به بیت المال باز گرداند. این نکته بسیار مهمی است که گاهی برای برخی دوستان طلبه سوء تفاهم می شود و از آن غفلت می کنند. برای آن که این مساله واضح ترشود خوب است به مساله شبیه آن توجه کنیم:

در پرداخت خمس و زکات و وجوهات شرعی برای آن که مردم به زحمت نیفتند و لازم نباشد مستقیماً به دفتر خود علما مراجعه کنند، معمولاً مراجع عظام تقلید در شهرها و مناطق مختلف وُکلایی دارند که مردم به آنها مراجعه می کنند. اکنون فرض کنید کسی از طرف مرجعی برای أخذ وجوهات اجازه دارد و مجاز هم هست که ثلث آن را در نیاز های شخصی خود ش صرف کند. در این جا موارد متعددی پیش می آید که مبالغی از وجوهات نزد وکیلی جمع می شود و او نیازی به استفاده از آن را ندارد. حال اگر فرضاً این این وکیل از دنیا برود، این گونه نیست که این اموال به وَرَثَه او منتقل شود، بلکه این اموال به امانت نزد او بوده و اکنون که از دنیا رفته به بیت المال باز می گردد. در مورد طلبه ای هم که شهریه به عنوان مصرف به او داده می شود مسأله دقیقا همین طور است و در صورت عدم مصرف، کل آن مازاد باید به بیت المال باز گردانده شود.

نکته دوم در همین زمینه این است که یک طلبه ممکن است غیر از شهریه درآمدهای دیگری هم داشته باشد. برای مثال، کتاب یا مقاله ای نوشته و حَقُّ التَّألیفی گرفته، یا منبری رفته و در إزای آن وجهی به او داده اند. این درآمدها دیگر شهریه و از محل وجوهات شرعی نیست تا گفته شود شهریه خمس ندارد، بلکه حساب آنها جدا است و در صورت اضافه آمدن از مخارج سال حتماً باید خمس آن پرداخته شود. بنابراین کسی نمی تواند با این عذر که من خودم از راه شهریه و مصرف خمس زندگی می کنم، خود را از داشتن حساب سال معاف و معذور بدارد. این که من همیشه بدهکار هستم و هشتم گرو نه است، دلیل مُوجّهی برای نداشتن حساب سال و پرداخت نکردن خمس نیست. مسلمان باید سال خمسی داشته باشد و در موعد مقررحساب زندگی اش را رسیدگی کند و حتی اگر مبلغ ناچیزی از درآمد سالش زیاد آمده خمس آن را بپردازد. حتی اگر صد تومان یا هزار تومان هم اضافه آمده باشد، باید خمس آن را پرداخت کرد. کسی که خمس مالش را، هر چقدر هم کم و ناچیز باشد، پرداخت نکند غاصب محسوب می شود و کارش مصداق بارز «غصب» است؛ آن هم نه غصبی مثل غصب های دیگر، بلکه این کار، غصب مال امام معصوم (عَلَیهِِ السَّلامُ)  و ذریه رسول خدا (صَلَّی اللهُ  عَلَیهِ وَ آلِهِ) و سادات و بدترین غصب ها است. از این رو نداشتن سال مالی و نپرداختن خمس مساله ای بسیار خطرناک است و نمی توان با این بهانه که «من درآمدی ندارم و خودم برای گذراندن زندگی از سهم امام مصرف می کنم» از زیر بار این شانه خالی کرد. حتی کسانی که از کمک های مالی خانواده شان استفاده می کنند، اگر می دانند که آنها اهل خمس نیستند و وجوهات نمی دهند، باید پولی را که از آنها دریافت می کنند تخمیس کرده و وجوهات آن را بپردازد و سپس مصرف کنند. مؤمنان باید در خانواده خود این مساله را به دختر و پسرهایشان هم که در ابتدای سن تکلیف هستند یاد بدهند و به آنها تاکید کنند که از همان ابتدای سن تکلیف برای خودشان سال خمسی و حساب سال باشند و حتی اگر یک دو ریالی هم خمس به آنها تعلق می گیرد آن را پرداخت کنند.

ندادن خمس علاوه بر آن که از گناهان کبیره است و آثار بسیار بدی نیز بجا می گذارد. خوردن مال حرام [است و]، غیر از جهنم و عذاب، قساوت قلب و شقاوت می آورد. کسی که اموال مردم و مال حرام در شکمش انباشته شده باشد، دیگر میل به عبادت و رغبت به کار خیر پیدا نمی کند، توفیقاتشان سلب می گردد و دعایش مستجاب نمی شود. ترتب این آثار سوء نیز فقط مربوط به کسانی نیست که میلیونی و میلیاردی خمس بدهکارند و نمی دهند، بلکه افرادی مثل ما هم که چندان مال و ثروتی ندارند ممکن است به این عواقب دچار شوند. بنابراین باید توجه کنیم که برای پرداخت خمس لازم نیست حتما سرمایه دار و صاحب درآمد و ثروت میلیاردی باشیم و با همین درآمد اندک و زندگی معمولی هم می توانیم به سهم خودمان مشمول پرداخت خمس واقع شویم.

در هر صورت، خلاصه قسمت اخیر بحث این شد که: ما طلاب باید توجه داشته باشیم پرداختن به درس و بحث و ادای این تکلیفِ واجب، ما را از انجام واجبات دیگر نظیر بِرّ والدین و کمک مالی به آنها در صورت توان، صِلَه رَحِم، رعایت حقوق همسر، فرزندان، بستگان و همسایگان باز ندارد. همچنین از انفاق های مالی واجب نباید غافل باشیم و گمان نکنیم که چون خود ما شهریه می گیریم و سهم امام مصرف می کنیم، نیاز به داشتن سال مالی و حساب سال و پرداختن خمس از سایر درآمدهایمان نداریم.


انتخاب از: سید مهدی موسوی


منبع : کتابِ رستگاران ، حضرت آیت الله محمدتقی مصباح یزدی، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، 1387، ص256 ،258.

https://article.tebyan.net/112921/%D8%AE%D9%85%D8%B3-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%A8

*****************************************************

 

پرسش : اگر فردی حاضر به پرداخت خمس نباشد و بگوید هر وقت خواستم به سفر‏‎ ‎‏حج بروم خمس می دهم، آیا کفایت می کند و آیا در این صورت مال او حرام نخواهد‏‎ ‎‏بود؟ ‏

پاسخ : بسمه تعالی، مالی که مُتعلَّق خمس شده تصرف در آن پیش از پرداخت خمس حکم غصب دارد.(امام خمینی)

منبع : استفتائات امام خمینی جلد 4 ص466 .) خمینی

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 . 

 

*********************************************

 

سؤال : کسی که مقروض است و پول جمع می کند تا قرض خود را بدهد ، اگر از این پولی که جمع می کند‏‎ ‎‏سال بگذرد آیا خمس به آن تعلق می گیرد یا خیر ؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی ، پولی که جمع می کند سرسال خمس دارد ، مگر این که قرض برای مَؤونه همان سال‎ ‎باشد . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3  .
*****************************************************

سؤال : شخصی دارای دو خانه است در دو شهر ؛ گاهی زن و بچه هایش داخل آن خانه‏‎ ‎‏زندگی می کنند و گاهی داخل آن خانۀ دیگر ؛ آیا هر دو خانه هایش جزء مؤونه حساب‏ می شود یا نه ؟ به طور واضح ، نظریۀ خود را مرقوم فرمایید .‏
‏‎

پاسخ : بسمه تعالی، اگر به هر دو خانه برای زندگی نیاز دارد، از مؤونه هستند.   (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3  .

*******************************************

خمس پول فروش خانهس فروش خانه

پرسش : شخصى از درآمد كسب، خانه اى خريده و چند سال در آن زندگى مى كند، سپس آن را مى فروشد تا خانه ديگرى تهيه نمايد؛ چنانچه اين پول تا سر سال خمسى باقى بماند، خمس دارد؟

پاسخ :

امام خمینی : پول فروش آن فورا خمس دارد؛ مگر اينكه خانه را با خانه ديگر معاوضه كند.

آيات عظام بهجت و نورى همدانی : اگر بدون پول فروش، نمى تواند خانه ديگرى تهيه كند، چنانچه تا سر سال خمسى باقى بماند، خمس ندارد.

آيات عظام تبريزى، سيستانى، صافى و فاضل لنکرانی : به مقدار سود آن (تفاوت ارزش خريد و ارزش فروش) سر سال خمسى، خمس تعلق مى گيرد.[۳]

آيات عظام خامنه اى و مكارم شیرازی : خمس ندارد.[۴]

آيه اللّه وحيد خراسانی  : بنابر احتياط واجب، به مقدار سود آن (تفاوت قيمت خريد و قيمت فروش) سر سال خمسى، خمس تعلق مى گيرد.[۵]

  • [۱]امام خمینی ، استفتائات، ج ۱، س ۶۵ و ۱۷۳.
  • [۲]بهجت، توضيح المسائل، ۱۳۹۱؛ نورى، استفتائات، ج ۱، س ۲۶۳.
  • [۳]سيستانى، منهاج الصّالحين، م ۱۲۱۳؛ صافى، توضيح المسائل، ۱۷۹۰ و ۱۷۷۹؛ تبريزى، استفتائات س ۸۴۱؛ فاضل، جامع المسائل، ج ۲، س ۴۸۵.
  • [۴]خامنه اى، اجوبة، س ۹۸۶؛ مكارم، استفتائات، ج ۱، س ۳۱۴.
  • [۵]وحيد، توضيح المسائل، م ۱۷۷۸. (احكام خمس،پرسمان).

  • http://hadana.ir/%D8%AE%D9%85%D8%B3-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87/

**************************************************

سؤال : آیا اگر کسی علاوه بر منزل مسکونی خویش منزلی برای سکونت افراد تحت‏‎ ‎‏تکفل خویش ـ مثلاً مادرش ـ داشته باشد به آن خمس تعلق می گیرد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، خمس ندارد.  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3  .
****************************************************

پرسش : پولی را از ارباح مکاسب وسط سال و غیره مثلاً قرض گرفته خرج‏‎ ‎‏وسایل‏‎ ‎‏قالیبافی برای فروش می کند؛ بعد از یک سال و چند ماه قالی بافته می شود؛ طریقه ‎‏تخمیس پول قالی چگونه است؟ در ضمن پولی را که قرض گرفته، به اقساط در چند‏‎ ‎‏ماه می پردازد.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، سر هر سال باید موجودی قالی را حساب کند و زاید بر‏‎ ‎‏مقداری که راجع به آن بدهکار است و مقداری که قبلاً خمس آن داده شده‏‎ ‎‏را تخمیس نماید . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

سؤال : آیا خمس به اجناسی که قیمت آن ها بسیار پایین است نیز تعلق می گیرد؟ مثلاً اگر یک بسته آدامس و‏‎ ‎‏یا چند عدد گچ بیشتر از یک سال بلااستفاده بماند باید خمس آن ها را پرداخت؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، خمس دارد.  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3  .
*****************************************************

‏‏سؤال :  آیا لوازم آرایشی که مورد استفاده قرار می گیرد مثلاً ماتیکی که از آن استفاده می شود، اگر بعد از یک‏‎ ‎‏سال مقداری از آن در ته قوطی بماند به آن مقدار باقیمانده خمس تعلق می گیرد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، خمس دارد. (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3
**********************************************

سؤال : بسمه تعالی‏ ، شخصی منزلی برای سُکنا دارد. بعداً که بچه هایش بزرگ می شوند این منزل را در‏‎ ‎‏اختیار بچه هایش می گذارد که آن ها در آن منزل بنشینند و خودش منزل دیگری از ربح‏‎ ‎‏مکاسب برای خودش تهیه می کند. البته منزل اول را به بچه ها نمی بخشد. بچه هایش‏‎ ‎‏هم فقیر نیستند؛ اما همین طور از جهت علاقه‏‏ پدر و فرزندی یا مادر و فرزندی‏‎ ‎‏می گوید: فعلاً شما در این منزل بمانید. آیا با این وصف، منزل اول از مؤونه او خارج‏‎ ‎‏است و مُتعلَّق خمس خواهد بود یا این که هنوز به مؤونه باقی است و‏‎ ‎‏خمس ندارد؟‏‎ ‎‏آیا فرق است بین این که منزل مزبور را در اختیار بچه ها گذاشته باشد یا این که هنوز در‏‎ ‎‏اختیار آن ها نگذاشته؛ ولی می گوید: من محتاجم به این که این منزل را در اختیار‏‎ ‎‏بچه هایم بگذارم و همچنین آیا فرق است بین فقر بچه ها یا غنای آن ها یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، مسکن در اختیار فرزند قرار دادن اگر از شؤون لایق به حال‎ ‎شخص باشد به نحوی که ترک آن با فرض تمکّن عیب و وهن بر او‎ ‎محسوب شود و مسکن را پس از استغنای شخص خودش در اختیار‎ ‎فرزند گذاشته باشد، خمس ندارد و گرنه خمس دارد و در هر دو صورت،‎ ‎فقر و غنای فرزند میزان نیست.  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3

**********************************************
سؤال : حضور محترم رهبر کبیر انقلاب و مرجع تقلید شیعیان جهان، روح الله‌ الموسوی‏‎ ‎‏الخمینی حفظه الله‌ تعالی، محترماً به محضر گرامی عرضه می دارد:‏

‏‏این جانب که یک فرد کارگر می باشم و مدت بیست و یک سال است که در‏‎ ‎‏کارخانه ای کار می کنم و با حقوق هفت تومان شروع به کار کردم تا الآن که به 7339‏‎ ‎‏تومان ثابت رسیده ام. در سال 1357 وجوهاتم را داده ام و به مکه رفته ام و بعد از این‏‎ ‎‏تاریخ 200 هزار تومان خرج کردم و یک خانه در دهات ساختم برای خودم و‏‎ ‎‏می خواهم خانه ای را که در تهران دارم واگذار کنم به پسرم که به سن بلوغ رسیده است‏‎ ‎‏و پسر و دخترم دم بخت هستند. آیا خمس آن را باید بدهم یا برای پسر و دخترم‏‎ ‎‏خرج  کنم؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، خانه ای که فعلاً مورد سکونت نیست اگر از ربح تهیه شده باید‎ ‎خمس آن را بدهید.  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3
**********************************************

سؤال : در مسائل اخیر که در جراید انتشار یافته، مرقوم شده: ماشین سواری اگر مورد‏‎ ‎‏احتیاج باشد، خمس ندارد. منظور از احتیاج، تا چه اندازه است؟ ولو این که هفته ای،‏‎ ‎‏یک یا دو بار مورد استفاده قرار گیرد و مع ذلک می تواند این یک یا دو دفعه را هم از‏‎ ‎‏وسایل عمومی استفاده کند؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر در طول هفته یا ماه و سال، چند بار مورد استفاده واقع‎ ‎شود و مطابق شؤون شخص باشد، مؤونه محسوب می شود.  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3
**********************************************

سؤال : اشخاصی که ماشین شخصی دارند آیا خمس به آن تعلق می گیرد یا خیر و‏‎ ‎‏چنانچه با این وسیلۀ شخصی گاهی کار کند آیا خمس دارد یا نه؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر وسیلۀ کسب تنها نیست و در زندگی به آن نیاز دارد،‎ ‎خمس ندارد . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3
**********************************************

پرسش : در توضیح المسائل آن حضرت سؤال شده از کسی که ماشین سواری می خرد‏‎ ‎‏که به تجارتخانه یا مزرعۀ خود یا هر شغلی دارد به سر شغل خود برود و این ماشین را‏‎ ‎‏از رِبح وسط سال می خرد، آیا خمس آن را باید بدهد یا نه؟ فرموده اید که «باید خمس‏‎ ‎‏آن را بدهد»، اما افواهاً شنیده می شود که فرموده اید: «این طور ماشین ها خمس ندارد»،‏‎ ‎‏خواهشمند است بفرمایید که باید خمس بدهد یا نه؟‏

‏‏پاسخ :بسمه تعالی، وسیلۀ سواری اگر برای رسیدن به شغل مورد حاجت است‎ ‎خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3

**********************************************

پرسش : آیا کسی اتومبیل سواری شخصی داشته‏‎ ‎‏باشد، البته این اتومبیل جهت رفت و آمد از منزل به اداره و رساندن بچه ها به مدرسه‏‎ ‎‏است ـ آیا این نوع اتومبیل خمس دارد یا خیر؟ ‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر جزو احتیاجات شخصی محسوب باشد خمس ندارد . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3
**********************************************

*دستگردان چیست ؟

دستگردانبه معنای گرفتن وجوه شرعی از مالک و بازگرداندن آن به وى است. عنوان دست گردان از عناوین جدید است که در کلمات معاصران در باب زکات و خمس مطرح شده است. دست‌ گردان این است که حاکم شرع‌ (مجتهد جامع شرایط) یا وکیل او و یا فرد مستحق، وجوه شرعى، از قبیل زکات و خمس را از مالک بگیرد و آن را دوباره به وى برگرداند. ...  اگر شخص ، مقدارى زیاد از وجوه شرعى بدهکار باشد، ولى در شرایط فعلى نتواند آن را ادا کند، در صورتى که قصد توبه دارد، بنابر قول برخى ، حاکم شرع ، مى‌تواند با دست گردان کردن، ذمّه‌ی او را فارغ سازد؛ هرچند بهتر آن است که با امید به تمکن مالى او در آینده، پرداخت تمامى آن هنگام تمکّن بر وى شرط شود؛ لیکن برخى، قائل به چنین ولایت ى براى حاکم شرع نشده و آن را تنها براى فرد مستحق با وجود داعی عقلایی جایز دانسته‌اند . به تصریح برخى، کسى که خمس بدهکار است و نمى‌تواند یکباره آن را بپردازد، مى‌تواند با دست گردان کردن آن با حاکم شرع- در صورت صلاحدید- آن را از وى قرض بگیرد و سپس به تدریج بپردازد. بنابر قول برخى، دِینى که از راه دست گردان بر ذمّه‌ی شخص مى‌آید از مئونه به شمار نمى‌رود؛ از این رو، بدهکار نمى ‌تواند مبلغ بدهى را از سود سال کسر کند و سپس خمس سود باقى مانده را محاسبه نماید؛ بلکه باید ابتدا- بدون در نظر گرفتن دَین- خمس سود حاصل را محاسبه کند و آن را بپردازد و سپس از باقى مانده ی آن، بدهی خویش را بپردازد . دست‌ گردان باید با مجتهد جامع شرایط یا نماینده ی وى صورت گیرد .  فایده‌ی دست گردان این است که خمس به ذمّه‌ی شخص، منتقل مى‌شود و در نتیجه مى‌ تواند در اموالى که خمس به آنها تعلّق گرفته تصرف کند و اگر با آنها تجارت کند، سود حاصل، از آنِ او خواهد بود، در حالى که بدون دست گردان، تصرف در آن اموال ، حرام و در صورت تجارت، تنها مالک بخشى از سود خواهد شد نه همه‌ی آن .


دستگردان خمس دو گونه متصوّر است :

۱- آنکه شخص تمامى مبلغ خمس را به حاکم شرع بپردازد و سپس آن را به قرض بگیرد.
۲- آنکه مقدارى از خمس را که نزدش ‌موجود است به حاکم بپردازد و حاکم پس از قبول ، آن را به وى قرض دهد، و سپس شخص براى بار دوم همان مبلغ را به حاکم بپردازد و حاکم دوباره آن را به وى برگرداند و همین طور تا پرداخت همه‌ی مبلغ بدهکارى. در این صورت نیز تمامى مبلغ خمس، به عنوان قرض به ذمه‌ی شخص، منتقل مى‌شود و او بدهکار خمس به حاکم مى‌گردد .

http://wikifeqh.ir/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86 .
**********************************************

پرسش : اگر کسی در اواسط سال خمسی اش یک فرش بخرد ولی تا پایان سال‏‎ ‎‏خمسی اش آن را استفاده ننماید، آیا خمس آن لازم است یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر زاید بر حاجت و شؤون او است باید تخمیس شود . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3
**********************************************

پرسش : کسانی که از منافع سال ماشین سواری یا ماده گاو و گوسفند برای زندگی خود‏‎ ‎‏یا دکان مِلکی برای کسب می خرند با فرض احتیاج، یا نه بلکه برای این که در رفاه‏‎ ‎‏باشند آیا جزء مؤونه محسوب می شود مطلقاً، یا نه مطلقاً، یا تفصیل است.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، ماشین سواری اگر در زندگی شخص مورد حاجت باشد از‎ ‎مؤونه است و خمس ندارد وگرنه خمس آن باید داده شود و گاو و گوسفند و‎ ‎دکان خمس دارند و از مؤونه نیستند . (امام خمینی)

 http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3
**********************************************

پرسش : در سال 60 برای سفر حج بیت الله‌ ثبت نام کرده ام و مبلغ بیست هزار تومان در بانک گذاشته ام. نوبت‏‎ ‎‏اعزام سفر به سال 62، یعنی پس از پایان سال خمسی خودم، افتاده است؛ ضمناً متذکر می شود که در‏‎ ‎‏سال 58 که در آن موقع هم ثبت نام می شد، در واقع مستطیع بوده ام و لکن غفلتاً توجهی به استطاعت‏‎ ‎‏خود نداشته ام و خود را مستطیع نمی دانسته ام، لذا در آن سال ثبت نام نکرده ام، آیا پولی که اکنون در‏‎ ‎‏بانک برای سفر حج در سال 62 موجود است خمس دارد یا نه؟ با توجه به استطاعت واقعی در سال‏‎ ‎‏58 مستدعی است توضیحاً جواب مرقوم فرمایید.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر از درآمد بین سال به بانک داده اید، در فرض مسأله خمس ندارد . (امام خمینی)

 http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3
**********************************************

پرسش :  اگر زنی مقداری طلا که برای زینت به کار می رود، خریداری کند ولی از آن ها‏‎ ‎‏استفاده نکند آیا باید خمس آن را بپردازد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، چنانچه از درآمد کسب تهیه کرده و مورد حاجت نیست‎ ‎خمس دارد . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3
**********************************************

پرسش : سوغاتی که زائرین از مکه و کربلا برای اقارب و دوستان می گیرند چنانچه تا‏‎ ‎‏وقت رساندن به آن ها چند ماهی از سال خمسشان بگذرد آیا از مؤونه سال قبل است‏‎ ‎‏که سفر کرده یا باید تخمیس گردد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی ، باید تخمیس شود . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3
**********************************************

پرسش : پسری کارگر از درآمد کسب، لوازم زندگی برای زمان ازدواج تهیه می کند؛ آیا با‏  سالگرد شدنِ لوازم ، خمس تعلق می گیرد یا خیر چون در آینده لازم می شود خمس‏‎ ‎‏ندارد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر مورد نیاز او است که تهیه آن فعلاً از مؤونه محسوب شود،‎ ‎خمس ندارد . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3
**********************************************

پرسش : اشیایی از قبیل لباس و کتاب و کاغذ و دفترچه که مقداری از آن ها استفاده شده،‏‎ ‎‏اگر یک سال بدون استفاده بماند، آیا خمس به آن ها تعلق می گیرد؟ ‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر چیزهایی است که مورد حاجت و جزو شؤون شخص‎ ‎است، خمس ندارد وگرنه باید خمس آن داده شود .  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .
**********************************************

پرسش : شخصی تا به حال حساب سال پرداخت نکرده و مدت 10 سال است کارمند دولت می باشد که‏‎ ‎‏حقوق اول استخدام مشارٌالیه با حقوق فعلیش مغایرت دارد؛ یعنی سالانه مبلغی به حقوقش اضافه‏‎ ‎‏شده. حالیه که قصد حساب کردن مال خودش را دارد آیا موجودی فعلی خودش را بایستی تخمیس‏‎ ‎‏کند یا مخارجی را هم که در این مدت نموده ـ اعمّ از لباس و مسافرت و لوازم منزلی که موجود دارد ـ‏‎ ‎‏بایستی حساب کند و از اولین حقوق استخدامش حساب شود یا همین موجودی فعلی را محسوب‏‎ ‎‏نماید؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، موجودی فعلی را حساب کند و آنچه در زندگی صرف کرده و معلوم نیست که از‎ ‎رِبح بین سال بوده را با حاکم شرع مصالحه کند .  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .
**********************************************

پرسش : حقوق بازنشستگی در اثر اجرای مقررات به صندوق بازنشستگی ریخته می شود، لازم است کلاًّ‏‎ ‎‏محاسبه نماید و خمس آن را بدهد یا شرطی ندارد.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، تا دریافت نشده خمس آن واجب نیست . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : آیا به این گونه وسایل (گیتار، سه تار و...) خمس تعلق می گیرد؟ و قاطی کردن‏‎ ‎‏خمس این وسایل با دیگر چیزها اشکال ندارد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، باید خمس پولی که صرف در خرید آن شده، داده شود . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : شخصی که منزلی دارد به اندازه احتیاج خود ولی چون برای معاش روزانه خود‏‎ ‎‏کمبود دارد ناچار خود را در مضیقه می گذارد و بعضی از اتاق های منزل را اجاره‏  می دهد در این صورت این بعضی اتاق ها که اجاره داده خمس دارد یا خیر؟‏
‏‎

‏‏پاسخ : بسمه تعالی ، موارد مختلف است اگر به نحوی باشد که عرفاً از مؤونه خارج‎ ‎و تبدیل به سرمایه شده خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اشخاصی که در قم یا جای دیگر منزل دارند و خودشان طبق وظایف شرعیه، در‏‎ ‎‏یکی از ارگان ها در تهران اشتغال دارند و بعضی از اتاق های منزل خود در قم یا جای‏‎ ‎‏دیگر را دست مستأجر داده اند، ولی انگیزه برای حفظ منزل است و البته مختصر‏‎ ‎‏اجاره ای هم می گیرند. آیا این مقدار از منزل که دست مستأجر است با وصف مرقوم،‏‎ ‎‏خروج از مؤونه است و خمس دارد یا خیر؟ توضیح آن که این اجاره دادن موقت است‏‎ ‎‏تا وقتی که به آن وظیفه اشتغال دارند، یعنی هر وقت اشتغال آن ها تمام شد، قصد دارند‏‎ ‎‏که برگردند و تمام منزل را در اختیار و تصرّف خود درآورند.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، در فرض مسأله، خمس واجب نیست . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : پرداخت حق بیمه منزل و خانه و اثاثیه و ماشین جزء مخارج سال حساب‏‎ ‎‏می شود؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر بیمه اجباری و یا پرداخت آن به مقدار متعارف و از شؤون‎ ‎باشد از مؤونه است . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

‏‏پرسش :  آیا چهارپایانی را که برای نیاز زندگی و مصرف خویش نگهداری می کنند‏‎ ‎‏خمس دارد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر از شؤون او باشد که حیوانات مذکور را داشته باشد خمس‎ ‎ندارد، و الاّ باید خمس آن ها را بدهد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : مبلغ 000 / 380 ریال بابت ثبت نام خود و همسرم به منظور تشرّف به خانۀ خدا به حساب بانکی‏‎ ‎‏واریز نموده ام که تا سال 1365 سعادت زیارت نداریم؛ بایستی خمس آن را پرداخت نمایم یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر از سال های قبل مستطیع بوده و رفتن به سفر حج واجب نیاز دارد که پول در‎ ‎بانک بماند، خمس ندارد وگرنه خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : مبلغی جزئی به حساب فرزندانم و حساب قرض الحسنه واریز نموده ام؛‏‎ ‎‏بایستی خمس آن را پرداخت نمایم یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، مبلغ واریز شده به حساب فرزندان اگر به ملک آن ها درآمده و‎ ‎از ملک شما خارج شده، خمس ندارد و پس انداز شما خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اشخاصی که یک باغ برای این که از میوه آن استفاده کنند یا یکی دو تا گوسفند برای‏‎ ‎‏به اصطلاح کاسه دوشی در منزل خود نگهداری می کنند که از شیر آن ها استفاده کنند‏‎ ‎‏می فرمایید که اگر درمحل آن ها عیب باشد که کسی باغ نداشته باشد یا گوسفند کاسه‏‎ ‎‏دوشی نداشته باشد خمس ندارد، آیا این حکم مختص اشخاصی است که فقط یک‏‎ ‎‏باغ یا یکی دو تا گوسفند دارند، یا این که اگر کسی ده باغ یا گوسفند زیادی دارد به‏‎ ‎‏اندازه ای که برای دیگران مؤونه است از این چند باغ و یا چند گوسفند مستثنا است و‏‎ ‎‏خمس بقیه را باید بدهد.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، با فرض این که دو گوسفند یا یک باغ از مؤونه است در فرض‎ ‎مذکور نیز استثنا می شود و از بقیه خمس بدهد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : بسمه تعالی‏ ، با درود بر رهبر بت شکن امام خمینی؛ سلام و درود خدا و بندگان خدا بر تو ای‏‎ ‎‏امام !‏ این جانب زن جوانی هستم که در مهر ماه سال پیش زندگی مشترکم را با شوهرم‏‎ ‎‏آغاز کردیم. در حال حاضر خانه ای هم نداریم و از نظر لوازمات زندگی در حد‏‎ ‎‏متوسطی هستیم و در ضمن در یک اتاق در منزل پدرم زندگی می کنیم . ‏با توجه به موارد ذکر شده از امام و مرجع بزرگ شیعیان جهان تقاضا دارد که ما را‏‎ ‎‏در مورد فریضه های خمس و زکات و سهم امام راهنمایی فرمایید و بفرمایید که آیا ما‏‎ ‎‏که هنوز خانه ای نداریم و کل دارایی هایمان؛ از قبیل فرش و جواهرات و پس انداز‏‎ ‎‏نقدیمان در حدود صد و پنجاه هزار تومان است. آیا خمس و زکات به ما تعلق‏‎ ‎‏می گیرد  یا خیر؟ و اگر تعلق می گیرد، بفرمایید به پس انداز نقدیمان تعلق می گیرد یا‏‎ ‎‏به  قالی ای که تا شده و گوشۀ اتاق گذاشته شده یا به جواهرات؟ البته از جواهراتم‏‎ ‎‏استفاده می کنم . ‏ از خداوند بزرگ، موفقیت و سلامتی شما را آرزومندم .‏

‏‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، پس انداز نقدی اگر از حقوق و درآمد کسب است خمس‎ ‎دارد  و مقداری که در بین سال صرف در مایحتاج زندگی شود خمس‎ ‎ندارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : کسی چند اصله درخت می خرد و در زمینی که به ارث به او رسیده می کارد و‏‎ ‎‏این درخت ها هم تا چند سال دیگر درآمدی ندارد. اگر اکنون پول خرید درخت را‏‎ ‎‏حساب کند و خمس آن را بدهد کافی است یا این که باید نمو درخت را هم حساب‏ کند؟ البته اگر در موقع بار گرفتن از مخارج سال زیاد بیاید خمس آن را خواهد داد.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر با رِبحِ قبل از ادای خمس ، درختان را خریده ، خمس آن ها‎ ‎را باید بدهد و نموّ درختان میوه دار خمس ندارد؛ مگر بعد از فروش . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : مقداری سرمایه دادیم به یک سید که زندگی خود را با آن اداره کند؛ اما اکنون اگر بخواهیم سرمایه را‏‎ ‎‏از او بگیریم زندگی او مختل می شود. اجازه می فرمایید آنچه به او دادیم خمس حساب کنیم یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، نمی توانید خمس حساب کنید . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اگر شخصی از عواید بین سال زمین موروثی را باغ کرد به قصد این که از‏‎ ‎‏میوه اش استفاده کند، نه به قصد تجارت، آیا نموّ درختان و زیادی قیمت باغ خمس‏‎ ‎‏دارد یا نه؟ در صورتی که در توضیح المسائل مسألۀ 1771 مرقوم فرموده اید: فقط باید‏‎ ‎‏خمس میوه را بدهد.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، درختانی که از عواید تهیه شده و میوه در زاید بر مؤونۀ سال‎ ‎، خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : کسی زمین را باغ درست می کند و درخت کوچک می کارد آیا بر این درخت ها‏‎ ‎‏خمس تعلق می گیرد یا خیر؟ بنابراین که درخت ها سال به سال بزرگ می شود و‏‎ ‎‏منفعتش هم زیاد می شود در این صورت حکمش چیست خمس تعلق می گیرد یا‏‎ ‎‏خیر؟ و نیز آیا این درختهای مذکور که برای زندگی و معیشت ضروری خود صاحب‏‎ ‎‏می باشد، یعنی زاید از سرمایه نیست خمس به آن ها تعلق می گیرد یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر نهال ها مخمس باشد هر مقدار از درخت ها که پس از‎ ‎رسیدن وقت استفاده از آن صرف مؤونه شده خمس ندارد و بقیه خمس‎ ‎دارد و اگر نهال ها مخمس نبوده تمام درختها خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : درخت میوه ای را برای مصرف خویش و نیز فروش کاشته است. در صورتی که‏‎ ‎‏اصل زمین مُخَمَّس است، حکم خود درخت را از حیث خمس بیان فرمایید.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، در فرض مسأله، رشد و نموّ درخت خمس ندارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : وسایل و ابزار کشاورزی را نسبت به اصل خرید و استهلاک آن در رابطه با‏‎ ‎‏خمس چگونه ملاحظه کنند؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، از سرمایه محسوب است، ولی بعد از تخمیس اصل آن، در‎ ‎ترقی قیمت آن خمس نیست و جبران استهلاک آن، از درآمد کسب اشکال‎ ‎ندارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : مقداری زمین مزروعی از پدر حقیر ارث به این جانب رسیده و مقداری خودم به‏‎ ‎‏واسطۀ تحجیر مالک شده ام و مقدار دیگری هم خریده ام یک قسمت از اراضی‏‎ ‎‏مذکوره لیمو و پرتقال و نخل غرس نموده ام و باقی را جو و گندم زراعت می نمایم‏‎ ‎‏زکات جو و گندم را سر خرمن رو می کنم. در موضوع درخت ها آیا خمس به محصول‏‎ ‎‏آن ها تعلق دارد یا به اصل زمین و یا به بوته های اشجار و نموّ آن ها، لطفاً با عبارتی‏‎ ‎‏روشن و واضح که عوام بفهمند مرقوم دارید و تکلیف حقیر را روشن فرمایید. در‏‎ ‎‏صورتی که خمس به اصل زمین و درخت ها و نمو آن ها تعلق می گیرد کسی را تعیین‏‎ ‎‏فرمایید که درخت ها را جدا سازد یا قیمت نماید تا پنج یک ملک را تحویل به آن‏‎ ‎‏شخص نمایم. در خاتمه دوام عمر آن رهبر انقلاب را از خداوند خواستارم. ‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، آنچه به ارث رسیده خمس ندارد و زمینی که به احیای ملک‎ ‎شده یا خریداری کرده اید جهت زراعت یا احداث باغ خمس دارد و نیز‎ ‎اصل درختان و زرع باید تخمیس شود و نمائات آن ها در زاید بر مؤونه‎ ‎سال خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : محضر مقدّس زعیم عالی قدر و قائد عظیم الشأن، امام امّت، حضرت آیت الله‌‏‎ ‎‏العظمی، آقای حاج آقا روح الله‌ الموسوی الخمینی، مدّ ظله؛ تقاضا می شود مسألۀ زیر‏‎ ‎‏را پاسخ کتبی عنایت فرمایید:‏

‏‏خمس ابزار کشاورزی از قبیل: 1. تیلر کشاورزی؛ 2. تراکتور کشاورزی؛ 3. گاو‏‎ ‎‏کشاورزی؛ 4. موتورسیکلت برای کارهای کشاورزی .‏ خمس ابزارهای فوق الذکر باید داده شود یا داده نشود؟ خواهشمندیم که مسأله را‏‎ ‎‏خیلی ساده و روشن پاسخ بفرمایید. ‏

پاسخ : بسمه تعالی، مذکورات خمس دارند .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : بذر مُخَمَّس را در سال بعد می تواند استثنا کند و خمس بقیه را بدهد یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، مقدار بذر استثنا می شود و خمس به بقیه تعلق می گیرد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اصل زمین های زراعی که موات بوده و احیا کرده اند و با آن کشاورزی می کنند؛‏‎ ‎‏آیا خمس دارد یانه؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، خمس دارد .  (امام خمینی)


پرسش : باغی را (مثلاً انگور) احداث کرده تا هم از میوه آن برای مؤونه شخصی استفاده‏‎ ‎‏کند و هم مقدار اضافی را برای امرار معاش بفروشد؛ آیا اصل درخت های میوه خمس‏‎ ‎‏دارد یا نه و آیا جزء رأس المال هست یا نه؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، خمس دارد . (امام خمینی)


پرسش : باغی را خریده هم برای استفاده شخصی از میوه آن، و هم مقدار اضافی را برای‏ امرار معاش بفروشد. لطفاً مسأله خمس اصل باغ و میوه های آن را بیان فرمایید.‏


پاسخ : بسمه تعالی، اصل باغ خمس دارد و میوه در زاید بر مؤونه خمس دارد . (امام خمینی)


پرسش : زمین هایی را خریده برای کشاورزی آیا اصل زمین و ترقّی قیمت آن خمس‏‎ ‎‏دارد یا نه؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، خمس دارد . (امام خمینی)


پرسش : کسی درخت کاشته میوه دار و غیر میوه دار این ها اگر به ثمر رسید خمس دارد یا‏‎ ‎‏نه؟ 

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، خمس دارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : زیدی زمین زراعتی را از فواید بین سال خریداری نموده برای زراعت هایی که‏‎ ‎‏خودش به آن احتیاج دارد، مانند سیب زمینی و خیار و گوجه و گندم، آیا این زمین‏‎ ‎‏خمس دارد یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی ، خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : این جانبان کشاورز هستیم و با وامی که دولت به ما می دهد و‏‎ ‎‏اقساط سال به سال آن را می پردازیم، چاه عمیق حفر می کنیم و سال حساب خمس‏‎ ‎‏داریم. آیا این چاه عمیق و موتورآب آن جزو سرمایۀ زراعت است که در بین هر سال‏‎ ‎‏که از اقساط وام آن می دهیم، سر سال باید آن را حساب نموده و خمس آن را بدهیم، یا‏‎ ‎‏پس از تمام شدن اقساط، مجموع آن را حساب نموده خمس آن را بدهیم و یا اصلاً‏‎ ‎‏سرمایۀ زراعت نیست و خمس به آن تعلق نمی گیرد؟ مرقوم فرمایید و همچنین زمین‏‎ ‎‏زراعت که خریداری می کنیم و در بین سال قیمت آن را می دهیم سر سال آن زمین را‏‎ ‎‏حساب نموده و خمس آن را بدهیم یا نه؟ ‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، زمین و چاه آب و موتور حکم سرمایه دارد، هر مقدار از آن که‎ ‎قسط آن تا سر سال پرداخت شده، خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اگر کسی که سال خمسی دارد تراکتوری را با شرکت دیگری برای کسب بخرد،‏‎ ‎‏در حالی که نیمی از سهم خود را بدهکار است، باید خمس تراکتور را بدهد؟ و آیا‏‎ ‎‏نمی تواند از منفعت سالانۀ خود برای پرداخت بدهی استفاده کند؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، نسبت به مقداری که مالک شده و بدهی ندارد باید خمس‎ ‎بدهد و می تواند از منفعت سال، بدهی را بدهد؛ لکن باید خمس آن را هم‎ ‎بپردازد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اگر خمس گوساله ای را که هفت هزار ریال قیمت دارد بدهند و سال بعد که گاو‏‎ ‎‏شده است قیمت آن سی هزار ریال است آیا زیادی آن خمس دارد یا نه؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، خمس ندارد، مگر آن که کار او گاو فروشی باشد و آن رابرای  فروش بزرگ کرده باشد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : یک نفر مقداری پول دارد و خمس آن ها را داده است. این پول را تا مدتی از سال یعنی شش ماه در‏‎ ‎‏اختیار دارد و سپس آن پول را خرج می کند و در آخر سال از درآمد خود مقداری پول پس انداز می کند،‏‎ ‎‏آیا می تواند پول مخمس سال قبل را از آن کسر کرده و خمس مابقی را بدهد یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، نمی تواند کسر کند و باید خمس پس انداز را بدهد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اگر کسی خمس به او تعلق بگیرد و خمس ندهد آیا می شود به مهمانی او رفت یا احیاناً هدیه ای را از‏‎ ‎‏او پذیرفت یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر یقین نداشته باشید که در مال مورد ابتلاء شما خمس است، اشکال ندارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : شخصی گاو خود را که برای استفاده، از آن محافظت می نمود، پس از چند سال‏‎ ‎‏آن را فروخته و پول آن را برای خرج ازدواج پسر خود صرف نموده، آیا خمس آن را‏‎ ‎‏بدهکار می باشد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر قبلاً خمس آن را داده، دیگر خمس ندارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : روستانشین، گاو شیرده و چند رأس گوسفند هم دارد؛ برای مؤونۀ لبنیاتی اش‏‎ ‎‏مثلاً گاو کافی است، لیکن جهت پختن نان و گرم کردن منزل در فصل سرما به سوخت‏‎ ‎‏حاصل از گوسفندان احتیاج دارد؛ خمس گوسفندان واجب است یا خیر؟ و در‏‎ ‎‏صورت وجوب، گوسفندان قیمتشان اگر بیش از گاو باشد مختار است که هر کدام را‏ مؤونه قرار دهد، یا چون گاو شیرش بیش از چندین رأس گوسفند است و رفع نیاز را‏‎ ‎‏می کند خمس گوسفندان را بدهد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، گاو و گوسفند که برای استفاده از شیر و پشم و فَضَلات آن‎ ‎نگهداری می کند، حکم سرمایه دارد و باید تخمیس شود . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

‏‏پرسش :  آیا چهارپایانی را که برای نیاز زندگی و مصرف خویش نگهداری می کنند‏‎ ‎‏خمس دارد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر از شؤون او باشد که حیوانات مذکور را داشته باشد خمس‎ ‎ندارد، و الاّ باید خمس آن ها را بدهد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اشخاصی که یک باغ برای این که از میوه آن استفاده کنند یا یکی دو تا گوسفند برای‏‎ ‎‏به اصطلاح کاسه دوشی در منزل خود نگهداری می کنند که از شیر آن ها استفاده کنند‏‎ ‎‏می فرمایید که اگر درمحل آن ها عیب باشد که کسی باغ نداشته باشد یا گوسفند کاسه‏‎ ‎‏دوشی نداشته باشد خمس ندارد، آیا این حکم مختص اشخاصی است که فقط یک‏‎ ‎‏باغ یا یکی دو تا گوسفند دارند، یا این که اگر کسی ده باغ یا گوسفند زیادی دارد به‏‎ ‎‏اندازه ای که برای دیگران مؤونه است از این چند باغ و یا چند گوسفند مستثنا است و‏‎ ‎‏خمس بقیه را باید بدهد.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، با فرض این که دو گوسفند یا یک باغ از مؤونه است در فرض‎ ‎مذکور نیز استثنا می شود و از بقیه خمس بدهد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : شخصی به مقدار مصرف لبنیات منزل خود گاو و گوسفند دارد. آیا تخمیس‏‎ ‎‏آن ها هم مثل سرمایه اش لازم است یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، حکم سرمایه دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : شخصی روستایی که حساب سالیانه نداشته، تعدادی گوسفند دارد و برای‏‎ ‎‏اعاشۀ خود و عیالاتش احتیاج به شیر و دوغ آن ها دارد. آیا در موقع حساب دارایی‏‎ ‎‏خود باید خمس آن حیوان ها را بدهد یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، باید خمس آن ها را بدهد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش :  شخصی دو عدد میش گرفته است که شیر او را به مصرف خانواده می رساند، آیا‏‎ ‎‏خمس دارد یا نه؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اشخاصی که دامدار می باشند و دارای گوسفندانی هستند و تا به حال سال برای‏‎ ‎‏خودشان تعیین ننموده اند، حال می خواهند سال تعیین نمایند، آیا بر گوسفندان آن ها‏‎ ‎‏هم خمس تعلق می گیرد یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، گوسفندان اگر از درآمد کسب تهیه شده، خمس دارد و‎ ‎همچنین اگر از نتاج گوسفند ارثی یا نتاج گوسفند بخششی باشد، خمس‎ ‎دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اشخاصی که کشاورز می باشند و جهت کشاورزی خود ملکی خریده اند و آن‏‎ ‎‏ملک ابزار کار آن ها می باشد، آیا به آن ملک هم خمس تعلق می گیرد یا خیر؟ ‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، زمین زراعتی و ابزار کشاورزی در حکم سرمایه است و‎ ‎خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : این جانب مقلد حضرت عالی می باشم. می خواهم سرمایه ام را که قریب 120 رأس‏‎ ‎‏گوسفند است خمس و سهم امامش را بدهم . آیا به همه گوسفندها خمس و سهم امام‏‎ ‎‏تعلق می گیرد یا قابل تخفیف است؟ غیر از این سرمایۀ دیگری هم ندارم. جواب‏‎ ‎‏مرقوم فرماید .‏

پاسخ : بسمه تعالی، سرمایه خمس دارد؛ مگر در صورتی که اگر خمس آن را بدهد‎ ‎نتواند زندگانی خود را اداره کند . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : شخصی دو صد رأس گوسفند دارد و دو صد هزار تومان املاک زراعی جهت‏‎ ‎‏مخارج خود خریده تا به حال ابداً وجوهات نداده و فعلاً می خواهد اموالش را حساب‏‎ ‎‏کند اما محصول تمام این دارایی مخارج اقتصادی او را کفاف نمی کند می شود نصف‏‎ ‎‏اموالش را حساب کرد و نصف دیگرش جهت مخارجاتش حساب نکرد یا خیر باید‏‎ ‎‏تمام دارایی او را حساب کرد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، باید خمس همه را بدهد، بلی اگر واقعاً وضع او طوری باشد‎ ‎که به دادن خمس زندگی مناسب با حالش را نتواند ادامه دهد واجب نیست‎ ‎خمس بدهد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : کسی که با قرض، سرمایه ای را تهیه کرده است، پس از تحصیل سود و گذشت‏‎ ‎‏سال، از چه زمانی خمس بر او واجب است؟ و چگونه با پرداخت قرض، سرمایۀ‏‎ ‎‏مخمّسی خواهد داشت؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر از سود، قرض سرمایه را ادا می کند، باید خمس بدهد و‎ ‎چنانچه در بین سال، قرض را ادا کرده، سر سال خمس دارد و در این‎ ‎صورت سرمایۀ مخمّسی دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : در عُروةُ الوُثقی دارد که اگر استفاده برد و خواست سرمایه قرار دهد یَجِبُ الخُمسُ‏‎ ‎‏ثُمَّ الأِتِّجارُ ،  آیا مراد این است که در آخر سال خمسی اش خمس سرمایه را بدهد، یا این که به مجرد سرمایه قرار دادن آن باید خمس آن را بدهد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، باید در ابتدا پیش از به کارگیری سرمایه خمس آن را بپردازد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : در عُروةُ الوُثقی (کتابُ الخُمس، مسأله: 59): «فَإِذا لَم یَکُن لَهُ مالُُ مِن أَوَّلِ الأَمرِ‏‎ ‎‏فَاکتَسَبَ أَوِ استَفادَ مِقداراً وَ أَرادَ أَن یَجعَلَهُ رَأسَ المالِ لِلتِّجارَةِ وَ یَتَّجِرُ بِهِ ، یَجِبُ إِخراجُ‏‎ ‎‏خُمسِهِ عَلَی الأَحوَطِ ثُمَّ الأِتِّجارُ بِهِ» مراد این است که اگر شخصی در یک معامله مبلغی‏‎ ‎‏استفاده کرد (مثلاً دلالی کرد) و می خواهد آن را سرمایه قرار دهد؛ آیا باید همان وقت‏‎ ‎‏خمس آن را بدهد و بعد اِتِّجار کند یا تا آخِر سال حق دارد خمس را ندهد و بعد از‏‎ ‎‏تمام شدن سال خمس را بدهد؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، لازم نیست فوراً خمس بدهد و می تواند تا سر سال خمسی خود، ادای خمس را تأخیر بیندازد .(امام خمینی)

 

* منبع :  استفتائات امام خمینی جلد 4 ص 470 .

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .  

*********************************************

 

پرسش : اگر کسی یک ماشین کامیون دارد که با آن کار می کند و زندگی خود را اداره می کند.‏‎ ‎‏آیا باید خمس این ماشین را هم بدهد یا نه؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، ماشین کار در حکم سرمایه است و خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : یک موتور سیکلت خریده ام به قیمت 7000 تومان که اختصاص دارد برای‏‎ ‎‏آمدن به سر خدمت و برگشتن به خانه؛ چون در بیراهه قرار گرفته ایم و وسیلۀ عمومی‏‎ ‎‏کم است.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، موتور سیکلت در صورتی که برای زندگی محل احتیاج نبوده‎ ‎و برای شغلتان که رفتن به محل کار است بوده خمس آن واجب است . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : شخصی فرش نیمه بافی دارد و جای آن در منزل او با زیلو یا موکت فرش شده‏‎ ‎‏آیا خمس آن فرش نیمه کاره واجب است؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اصناف بازار در سر سال خمس خود قسمتی از سرمایه شان جنسی است که به‏‎ ‎‏نسیه آورده اند که باید بعداً بفروشند تا این بدهی سرمایه را بدهند آیا این قسمت از‏‎ ‎‏سرمایه خمس دارد یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، نسبت به مقدار بدهی خمس واجب نیست و بقیه باید حساب‎ ‎شود . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : مستأجر مبلغی به عنوان سپرده، معروف به سرقفلی به موجر پرداخت نموده؛‏‎ ‎‏اگر موجر در مدت مال الاجاره از سپرده استفاده نماید و یا ننماید، خمس به آن تعلق‏‎ ‎‏می گیرد یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، سرقفلی ملک گیرنده می شود و جزء سرمایه و درآمد است و‎ ‎خمس به آن تعلق می گیرد؛ ولی اگر پول امانت یا قرض نزد او باشد، خمس‎ ‎ندارد . (امام خمینی)


http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اگر موجر به ادارۀ دارایی جمهوری اسلامی مالیات سپرده را به اندازۀ خمس بپردازد، وظیفۀ الهی او‏‎ ‎‏در این صورت چه می باشد؟ ‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، مالیات کفایت از خمس نمی کند . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : این جانب از آن جناب تقلید می نمایم، به استحضار می رساند که دارای یک مغازۀ‏‎ ‎‏الکتریکی بوده که سرقفلی آن به مبلغ 000 / 380 تومان فروخته شده و مغازۀ دیگری از‏ مسجد جعفری گیشا سرقفلی آن را به مبلغ 000 / 850 تومان خریداری نموده ام. اینک‏‎ ‎‏با داشتن 5 فرزند از 12 ساله تا 2 ساله که یکی دختر و 4 دیگر پسر است و در خانۀ‏‎ ‎‏اجاره ای نشسته ام و ماهیانه با آب و برق مبلغ 2500 تومان کرایه می دهم؛ استدعا دارم‏‎ ‎‏در صورتی که تفاوت بین 380 تا 850 هزار تومان سرقفلی جدید (000 / 500 تومان)‏‎ ‎‏خمس به آن تعلق می گیرد مرقوم فرمایید. ‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، سرقفلی در حکم سرمایه است و خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : زیدی منزل کوچکی داشته که از ارباح مکاسبش ساخته و تخمیس نموده بوده‏‎ ‎‏چون مورد شبهه بوده سپس با داشتن آن منزل ،  منزل دیگری وسیع تر و بهتر مطابق‏‎ ‎‏شأنش ساخته؛ ولی قسمت فوقانی آن در مدت دو سال است که ساخته شده مورد نیاز‏‎ ‎‏بوده ـ پیش بینی برای ازدواج پسرها بوده که شاید یکی بعد از شش ماه دیگر مثلاً‏‎ ‎‏ازدواج کند ـ آیا دستگاه فوقانی مؤونه و مستثنا است یا باید تخمیس شود و هکذا‏‎ ‎‏جنب همین ساختمان مغازه ای است که بچه هایش کاسبی می کنند آیا مبلغی که خرج‏‎ ‎‏مغازه از نظر ساختمان نموده باید تخمیس شود یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، مغازه ها باید تخمیس شود و قسمت فوقانی اگر در موقع‎ ‎ساختن مورد حاجت نبوده باید تخمیس گردد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش :  این جانب در ایام زندگانی، سال برای خود تعیین نموده و در ضمن سال خود،‏‎ ‎‏ملکی برای تهیۀ معاش خود خریداری نموده ام، خرید املاک در حدود هشتاد و پنج‏‎ ‎‏هزار و پانصد تومان می باشد و حدود بیست و پنج هزار تومان از دولت قرض‏‎ ‎‏نموده ام، و درآمد زیادی ندارم؛ آیا در ملک نامبرده وجوه قرار می گیرد یا خیر؟ جواب‏‎ ‎‏مرقوم بفرمایید. ‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، در زاید بر مقدار قرض، خمس واجب است و چنانچه قرض‎ ‎را ادا نمایید، مقدار قرض هم خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اگر در ضمن سال خمسی ، اموالی که مورد معامله و کسب است به سرقت رفت‏‎ ‎‏یا تلف غیر عمدی شد،  در آخر سال ...  چگونه محاسبه کند؟ (در عُروه و توضیح المسائل‏‎ ‎‏اختلافی در مسأله تلف به چشم می خورد)‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر سرمایه یا مال التجاره، قسمتی در وسط سال تلف شود و یا‎ ‎آن که در معامله ای زیان پیدا شود، از بقیۀ درآمد همان رشته کسب جبران‎ ‎می شود و در آخر سال، باقیماندۀ درآمد پس از کسر تمام خسارات حساب‎ ‎می شود . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : در محلِّ کسبِ مِلکِ شخصی یا اجاره ای مخارجی می کند که بعضی مربوط به‏ کسب می شود و بعضی مربوط به کاسب، مانند تلفن و برق و آب و تهویۀ هوا، و‏‎ ‎‏بعض  مخارج اثری در کسب ندارد، مانند مخارج بنایی و کارگری یا تعمیرات و‏‎ ‎‏تزیینات مثل سنگ فرش و در و پیکر مغازه. اگر همۀ این ها خمس دارد چگونه‏‎ ‎‏قیمت گذاری کند در حالی که بعضی نایاب شده و چندین برابر قیمت پیدا کرده، مثل‏‎ ‎‏تلفن و وسایل تهویۀ آب؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، هرگونه مخارجی که مربوط به محل کسب یا مربوط به‎ ‎احتیاجات شخص به حساب کسب و محل کسب می شود خمس دارد ‎ ‎مگر این که عین آن تلف شده و صرف آن برای کسب به مورد بوده است . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : یک باب مغازه کوچک بدون اثاث (خالی) به صورت شریکی با دامادمان‏‎ ‎‏خریده ام به مبلغ 90 هزار تومان که مبلغ 45 هزار تومان آن را من داده ام، آیا به این‏‎ ‎‏مغازه خمس تعلق می گیرد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، مغازه اگر پول خرید آن از درآمد کسب بوده خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اگر فردی ابزار کار خریده و می خواهد با آن امرار معاش نماید، آیا این ابزارها‏‎ ‎‏سر سال خمس دارند یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، ابزار کار، در حکم سرمایه است و خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اشخاصی ابزاری دارند که از پول غیر مُخَمَّس خریده اند مثل اَرّه نجّار و ماله بنّا و‏‎ ‎‏امثالهما، آیا کسانی که به وسیله این ابزار کار می کنند و مزد می گیرند و به تدریج از آن‏‎ ‎‏مزد مؤونه زندگی خود را تهیه می کنند مزد آن ها خمس دارد یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، خمس ندارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : بنده از چند سال پیش به مرور زمان، مغازه ای جهت کسب ساخته ام که بعد از دو‏‎ ‎‏سال به اتمام رسیده و اکنون در آن جا مشغول کسب می باشم؛ آیا مغازۀ کسب، خمس‏‎ ‎‏دارد یا خیر؟ و اگر دارد، باید به نرخ تمام شده در چند سال پیش پرداخت کنم یا به نرخ‏‎ ‎‏روز که ارزش دارد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، به قیمت فعلی خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : این جانب زندگی را از صفر شروع کرده و با پول قرضی، مقداری لوازم کار‏‎ ‎‏خریداری کرده و بعداً از بانک تعاونی وجه را قرض نموده و با آن محل کار خود یعنی‏‎ ‎‏مغازه را خریداری کرده و هنوز تقریباً بیست هزار تومان بدهی از بابت مغازه و تقریباً‏‎ ‎‏یک صد و نود هزار تومان بدهی از جهت خرید خانه دارم و در حال حاضر با محاصرۀ‏‎ ‎‏اقتصادی و نداشتن وسایل اولیۀ کار، خرجی یومیه هم به طور دلخواه از کار‏‎ ‎‏درنمی آید؛ لذا اگر بخواهم خمس مغازه و وسایل کار را بدهم، زندگی ام فلج خواهد‏‎ ‎‏شد؛ خواهشمند است تکلیف خمس وسایل کار و مغازه این جانب را که جزو سرمایه‏‎ ‎‏است تعیین فرمایید. ‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، در فرض مرقوم، لازم نیست خمس آن را بدهید . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : آیا به تمام سرمایه خمس تعلق می گیرد یا فقط به مقدار سود به دست آمده تعلق‏‎ ‎‏می گیرد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، سرمایه هم اگر از درآمد کسب و حقوق تهیه شده خمس‎ ‎دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : شخصی مثلاً مبلغ پنجاه هزار تومان از بانک قرض نموده است به احتمال این که‏‎ ‎‏ممکن است لازم شود و قرض مبلغ مزبور را به قسط حقوقی خود می پردازد، آیا به‏‎ ‎‏این مبلغ هم خمس تعلق می گیرد یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، هر مقدار از قرض را که پرداخت، در برابر آن مقدار که جزء‎ ‎سرمایه و درآمد سالیانۀ او محسوب می شود، خمس بدهکار می شود و بقیه‎ ‎را که بدهکار است خمس ندارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش :  اشخاصی کاسب و تاجر که آخر سال اموال موجودی خود را تخمیس می کنند‏‎ ‎‏چهار خمسِ اموال از مال التّجاره که برای خودشان می ماند اعمّ از پول نقد و جنس با‏‎ ‎‏ارباح سال بعد مخلوط می شود و قهراً مقداری از آن ها مصرف مؤونه آن ها می شود در‏‎ ‎‏آخر سال بعد به مقداری که آخر سال قبل تخمیس کرده بود اگر منها کند و خمس بقیه‏‎ ‎‏را بدهد کافی است یا این که چون معلوم یا محتمل است بعضی از آن پول یا جنس ها‏‎ ‎‏که تخمیس شده بود مصرف مؤونه شده باشد باید احتیاط کنند و آن مقدار که معلوم یا‏محتمل است از آن پول و جنس ها مصرف مؤونه شده باشد منها نکند و خمس همه‏‎ ‎‏آن ها را بدهد.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، مقدار زاید بر سرمایه مُخمّس باید تخمیس شود و در بیش از‎ ‎آن مقدار خمس واجب نیست مگر نسبت به مقداری که یقین کنند از‎ ‎سرمایه در مؤونه صرف شده و از ربح بین سال باقیمانده است . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : فردی با 5000 تومان سر سالش رسیده و خمس آن هزار تومان می شود. باقی‏‎ ‎‏می ماند 4000. این 4000 تومان نیز‏‎ ‎‏خرج می شود. حال تا آخر سال 10000 سرمایه به‏دست می آوریم؛ آیا می توانیم این 4000 تومان را از آن‏‎ ‎‏وَضع (کسر) نماییم؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر پولی که خمس آن را داده در ضمن سرمایه هست، کسر‎ ‎کند و خمس باقیمانده را بدهد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اشخاصی که با پول غیر مُخَمَّس چیزی خریده اند و آن چیز از قیمت خرید‏‎ ‎‏خیلی تنزل کرده الآن که می خواهند حساب کنند و خمس بدهند اگر وکیلِ حاکم‏‎ ‎‏[حاکم شرع] معامله را امضا کند فرموده اید به قیمت فعلی باید خمس بدهد، در این گونه موارد که‏‎ ‎‏تفاوت روز خرید با روزی که می خواهند حساب کنند زیاد است و امضا موجب‏‎ ‎‏تفویت مقدار زیادی می شود برای وکیل جایز است امضا یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، موارد مختلف است و موازین باید مراعات شود .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : پولی را که تخمیس نشده، تبدیل به مصالح قالیبافی می کند؛ بعد از فروش،‏‎ ‎‏تخمیس آن چگونه است؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، هر مقدار از قالی که بافته می شود، باید علاوه بر خمس آن،‎ ‎خمسِ چهار خمس دیگر را حساب کند .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اشخاصی که سرمایۀ اول آن ها مُتعلَّق خمس بوده و خمس آن را نداده اند و چندین‏‎ ‎‏سال با همین سرمایۀ غیرمُخمَّس کسب کرده اند، و در ظرف این چند سال از منافع‏‎ ‎‏همان سرمایه، منزل و لوازم منزل، از قبیل فرش و ظرف و سایر مؤونۀ زندگی خود را‏‎ ‎‏تهیه کرده اند. آیا این گونه مؤونه ها خمس دارد یا خیر؟ و بر فرض وجوب خمس، به‏‎ ‎‏قیمت خرید باید بدهند یا به قیمت فعلی؟ و در صورت وجوب خمس به قیمت‏‎ ‎‏فعلی، به قیمت کمیته باید بدهد و یا به قیمت بازار آزاد؟ زیرا بعضی از اجناس به‏قیمتی که کمیته می دهد با قیمت آزاد خیلی تفاوت دارد.

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، در فرض مرقوم، خمس آن ها را باید به قیمت عادلۀ روز بدهد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اشخاصی که با سرمایه غیر مُخمَّس کسب کرده اند، می فرمایید که «باید هرچه از‏‎ ‎‏این سرمایه به دست آورده اند تخمیس شود، حتی آنچه از این اموال تلف شده باشد‏‎ ‎‏باید خمس آن را بدهند». بنابراین این اشخاص موقعی که می آیند برای حساب و دادن‏‎ ‎‏خمس ، آیا فقط خمس اموال را از آن ها بگیریم کافی است یا این که باید خمس آن‏‎ ‎‏چهار خمس باقیمانده را هم بدهند؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی ، پس از اخراجِ خمسِ مجموع و کسرِ مقدارِ مُخمَّسِ سرمایه از‎ ‎چهار خمس باقیمانده ، باید خمس بقیه را بدهد و مقدار تالِف را ضامن‎ ‎است .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : سرمایه که اگر بخواهند تخمیس کنند باید به شغل نازل تری بپردازند و‏‎ ‎‏فرموده اید خمس ندارد اگر این سرمایه در ظرف چندین سال جمع شد که بعد از‏‎ ‎‏چندین سال که جمع شد می خواهد سرمایه قرار دهد، در این صورت آن هم خمس‏‎ ‎‏ندارد، یا این تفصیل فقط مال سرمایه ای است که در ظرف یک سال جمع شده باشد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر پول جمع کرده و از ارباح مکاسب بوده و سال بر آن گذشته‎ ‎باید خمس بدهد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : آیا از قیمت ماشین سواری و ماشین اجاری و موتورآلات زراعتی باید خمس‏‎ ‎‏داده شود؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، ماشین اجاری و موتورآلات زراعتی خمس دارد و ماشین‎ ‎سواری در صورتی که مورد نیاز و به مقدار شؤون باشد خمس ندارد؛ ولی‎ ‎اگر آن را بفروشند پول فروش آن خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : کسی با سختی سرمایه ای را تهیه کرده است که اگر خمس آن را بدهد، با بقیۀ آن‏‎ ‎‏نمی تواند کاری که با آن می خواهد امرار معاش کند شروع نماید؛ چه وقت باید خمس‏‎ ‎‏این سرمایه را بدهد؟ ‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر با دادن خمس نمی تواند امرار معاش نماید، خمس ‎ ‎ندارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : این جانب طبق تکلیف شرع مقدس، حساب سالیانۀ خمس آل عبا را در سالی‏‎ ‎‏محاسبه کرده و مبلغی بدهکار اهل خمس شدم و در سال دوم نیز به همین منوال‏‎ ‎‏محاسبه کردم، حساب را کمتر از سال قبل یافتم و بدهکار نشدم و سپس سال سوم را‏‎ ‎‏ملاحظه کردم و در این سال، سرمایه ای کمتر از سال اول و بیشتر از سال دوم حاصل‏‎ ‎‏دیدم؛ با این حساب آیا خمس با این وجه در این سال بدهکار هستم یا خیر؟ در‏‎ ‎‏صورتی که بدهکار هستم، آیا اگر چندین سال سرمایه ای به دست نیاوردم، می باید در‏‎ ‎‏اولین فرصتی که سرمایه در اول سال به دست می آید، آن را بدون نظر به پرداختی های‏‎ ‎‏سال های قبل باید حساب نمایم و یا این که توجهی به یکی از سال های قبل که مُتعلَّق‏‎ ‎‏خمس بودم بیندازم؟ خواهشمند است نظر مبارک را مرقوم فرمایید.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، در هر سال، مقدار اضافه بر مخارج از درآمد سالانه باید‎ ‎تخمیس شود؛ بنابراین سرمایۀ هر سال باید در آخر سال منظور شود، اگر‎ ‎چیزی اضافه باشد باید خمس آن را داد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : پس از اهدای سلام؛ به استحضار حضرت عالی می رساند که عده ای از صنف زرگر‏‎ ‎‏اظهار می دارند که سرمایۀ ما، مثلاً در سال اول پنج کیلو طلا است که قیمت آن یک صد‏‎ ‎‏هزار تومان بوده، ولی سال بعد پنج کیلو به 4 کیلو کاهش یافته، اما قیمت دو برابر سال قبل است؛ حال آیا مناط در پرداخت خمس، طلا است یا قیمت آن؟ خلاصه این که به‏‎ ‎‏حساب طلا سودی نبرده، بلکه ضرر هم نموده، ولی از نظر قیمت بیش از سال قبل‏‎ ‎‏دارد.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر سرمایۀ اصلی پول بوده که تبدیل به طلا به حساب مال‎ ‎التجاره شده، میزان، قیمت طلا در آخر سال است و همچنین اگر طلا به‎ ‎عنوان قیمت آن سرمایه بوده . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : پولی که در مضاربه قرار دارد جزو مخارج سالیانه است؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، پول مضاربه مؤونه نیست، بلکه سرمایۀ کسب است .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : برای پرداختن خمسی که زرگر می پردازد وزن طلا را باید در نظر بگیرد و یا‏‎ ‎‏مبلغ را؟ مثلاً اگر سال گذشته بیست مثقال طلا داشته باشیم به قیمت بیست هزار تومان‏‎ ‎‏و خمس آن را بپردازیم، سال بعد این طلا از نظر وزن افزوده و یا کاسته و از نظر قیمت‏‎ ‎‏هر مثقال ترقی و یا تنزل کرده باشد؛ حال باید چگونه به این مسأله رسید؟ ‏

پاسخ : ‏بسمه تعالی، در فرض مذکور، میزان قیمت آن جنس است .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : این جانب شغلم زرگری می باشد. هم اکنون مدت یک سال است که کسب ما به‏‎ ‎‏کلی راکد بوده و از سرمایه مصرف شده و نسبت به سال قبل وزن طلای موجود کمتر‏‎ ‎‏شده، ولی ارزش آن بیشتر گردیده و مرتباً هم در حال نوسان می باشد و قیمت ثابتی‏‎ ‎‏ندارد. مِن بابِ مِثال، هفته قبل قیمت طلا مثقالی 120 تومان تنزل کرده است. لذا تقاضا‏‎ ‎‏دارم که‏‎‎‏روشن فرمایید از نظر وجوهات در موقع حساب سال، وزن طلا یا ارزش طلا‏‎ ‎‏را نسبت به سال قبل مبنا قرار دهیم ؟ ‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، در فرض مذکور میزان ارزش طلا است . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اشخاصی که شغل آن ها خرید و فروش مسکوکات است، آیا خمس آن را باید‏‎ ‎‏روی عدد مسکوک حساب کند یا روی قیمت؟ مثلاً حساب کند سال قبل صد عدد‏‎ ‎‏داشته، امسال نود عدد یا این که قیمت بازار چند برابر گردیده؛ اگر روی عدد باشد،‏‎ ‎‏خمس ندارد چون کسر شده و اگر روی قیمت باشد، باید خمس دهد؛ چگونه حساب‏‎ ‎‏کند؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، میزان، سرمایه است؛ اگر سرمایه، قیمت مسکوکات بوده، در‎ ‎آخر سال باید قیمت را حساب کند . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : آیا آن مقدار از منزل مسکونی که مورد احتیاج نیست ـ مثلاً نصف یا ثلث ـ و به‏‎ ‎‏اجاره داده شده، متعلق خمس می باشد یا خیر؟ و در صورت اول، اگر به اجارۀ آن‏‎ ‎‏جهت امرار معاش احتیاج داشته باشد، باز هم به او خمس تعلق می گیرد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، خمس دارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : کسی است که دو محل درآمد یا چند محل درآمد دارد؛ مثلاً حقوق دولتی می گیرد‏‎ ‎‏و ماشین هم به کرایه می دهد، یا دو مغازه دارد که هر یک دخل و خرجش و ربح و‏‎ ‎‏خسرانش جدا است و مخارجش را از یکی تأمین می کند، مگر آن که مضطر به دیگری‏‎ ‎‏شود؛ و شروع به کسب دوم در ضمن سال خمسی کسب اول است. آیا می تواند دو‏‎ ‎‏سال خمسی قرار دهد یا الزاماً یک سال باید قرار دهد که همان سال کسب اول است؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، می تواند برای هر یک، سال جداگانه قرار دهد ولی در فرض‏‎ ‎‏سؤال، زیان در یکی از سود در دیگری جبران نمی شود .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : پدر و پسری است که در زندگی نسبت به همدیگر نهایت احترام قائل می شوند‏‎ ‎‏و یک جا تا به حال زندگی نموده اما تا حدی حساب مداخل هر یک در دست خود‏‎ ‎‏می باشد و سال خمس هر دو هم به نحو اشتراک یک روز بوده، آیا در آخر سال دخل‏‎ ‎‏هر کدام را با قرض دیگری می شود کسر و انکسار کرد یا هر کدام مداخل و قروضشان‏‎ ‎‏مربوط به خودشان است.‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر شرکت نداشته اند هر کدام دخل و خرجشان عَلی  حِدَه است.
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش :  بِسمِهِ تَعالَی ‏، حضور مُبارک رهبر عالی قدر انقلاب اسلامی ، آیت الله‌ العُظمی خمینی ، مَتَّعَ الله‌ُ‏‎ ‎‏المُسلِمینَ بِطُولِ بَقائِه‏ِ .   پس از تقدیم مراتب دعاگویی به شَرَف عرض حضرت قِبله گاهی می رساند دربارۀ‏‎ ‎‏اشیایی که قبلاً مورد احتیاج شخص بوده و از حکم خمس «اَرباح» استثنا شده، ولی‏‎ ‎‏فعلاً مورد نیاز نیست در «عُروَه» مسألۀ 67 از کتابِ خمس ، احتیاط وجوبی شده است .‏‎ ‎‏در حاشیه چنین مرقوم فرموده اید :‏  «وَ الأَقوَی عَدَمُ الوُجُوبِ إِذَا استَغنَی عَنها بَعدَ عامِ الرِّبحِ وَ کَذا فِی الحُلِیِّ» و در‏‎ ‎‏«تَحرُیر الوَسیله» مسأله شانزده مطابق «عروه» احتیاط وجوبی فرموده اید .‏ نظر مبارک فعلاً در این مسأله با کدامیک موافق است؟ و همچنین کسی در اَثنای‏‎ ‎‏سالِ رِبح ، مؤونه ای را تحصیل کرده و بعد از گذشتن سال ، مؤونه را فروخته تا بعداً‏‎ ‎‏مؤونه دیگری را تهیه کند .‏  ‏آیا بعد از تبدیل مؤونه به پول، تخمیس پول لازم است یا لازم نیست، و یا بعد از‏‎ ‎‏خروج سال پول دوم تخمیس واجب است؟  «سید موسی شبیری زنجانی»‏‏

‏‏پاسخ : بِسمِهِ تَعالَی، در هر دو مورد و موارد شبیه پس از خروج مؤونه باید خمس‎ ‎ما خَرَج را بدهد ، بلی اگر بین سالِ رِبح از مؤونه خارج شد تا پس از سال‎ ‎لازم نیست . چنانچه اگر تبدیل کند مؤونه ای را به مؤونه دیگر باز خمس‎ ‎ندارد . و اکنون نظر این جانب این است و مسأله احتیاطی نیست . توفیق و‎ ‎تأیید جناب عالی را خواهانم و مُلتمس دعا هستم. وَالسَّلامُ عَلَیکُم‎ ‎وَ رَحمَةُ  الله‌ِ . (امام خمینی)

* در  عُروَة الوُثقی جلد دوم در کتاب الخُمس در مسأله 67 چنین آمده است : لَو زادَ مَا اشتَراهُ وَ ادَّخَرَهُ لِلمَؤُونَةِ مِن مِثلِ الحِنطَةِ وَ الشَّعیر و الفَحمِ و نحوها مما یُصرَفُ عَینُهُ فیها یجب اخراج خمسه عند تمام الحَولِ و اما ما کان مبناه علی بقاء عینه و الانتفاع به مثل الفرش و الأَوانی و الأَلبِسَةِ و العبد و الفَرَسِ و الکُتُبِ و نحوها فالأَقوی عدم الخمس فیها ، نعم لو فُرِضَ الأِستِغناءُ عنها فالأَحوط اِخراجُ الخمس منها و کذا فی حُلِیِّ النِّسوان اذا جازَ وَقتُ لُبسِهِنَّ لَها . (عُروَةُ الوُثقَی جلد دوم ص 208 ، مسأله 67 .)

و در تحریرُ الوسیله جلد 1  در کتاب الخمس ص 359  در مسأله 16 چنین آمده است :  لَوِ اشتَرَی لِمَؤُونَةِ سَنَتِهِ من اَرباحِهِ بَعضَ الأَشیاء کالحِنطة و الشَّعیر و الدُّهنِ و الفَحمِ و غیرِ ذلک و زاد منها مقدارُُ فی آخِرِ السَّنَةِ یَجِبُ اخراجُ خمسه قلیلا کان او کثیراََ و اما لو اشتری فرشا او ظرفا او فَرَساََ و نَحوَها مِمّا یُنتَفَعُ بها مع بقاء عینها فالظاهر عدم وجوب الخمس فیها الا اذا خَرَجَت عن موردِ الحاجة فیجب الخُمسُ فیها علی الأَحوط . (تحریر الوسیله جلد اول ، کتاب الخمس ص 359 ، مسأله 16 .) .  ترجمه :  اگر بعضی از چیزها مانند گندم و جو و روغن و ذغال و غیر اینها را از اَرباح و سودها و منافع کسبش برای مخارج سالش بخرد و در آخر سال مقداری از آن ها  زیاد بیاید ، دادن خمس آن ها واجب است  چه کم باشد و چه زیاد .  و اما  اگر فرش یا ظرف یا اسب و مانند اینها را از چیزهایی که با باقی ماندن عین آن ها مورد استفاده قرار می گیرند بخرد ،  ظاهر آن است که خمس آن ها واجب نمی باشد مگر وقتی که از محلّ حاجت و نیاز خارج شده باشد که در این صورت احتیاطا خمس آن ها واجب است .

ضمنا قابل ذکر است که در کتاب  عُروَة الوُثقی دوجلدی چاپ 1410 «ه.ق» با تعلیقات و حواشی چهار مرجع از جمله امام خمینی که در اختیار بنده است در کتاب الخُمس آن در رابطه با مسأله 67  تعلیقه و حاشیه ای از امام خمینی وجود ندارد .

استاد سید اصغرسعادت میرقدیم لاهیجی )

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اشیایی که از قبیل فرش و غیره مورد احتیاج شخص بوده و تهیه کرده ولی پس‏‎ ‎‏از چند بار مصرف دیگر احتیاجی به آن نیست آیا خمس آن را باید پرداخت کند یا نه؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر از ارباح مکاسب به حساب مؤونه تهیه شده هر موقع که از‎ ‎مؤونه بودن خارج شده خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : یک باب مغازه کوچک بدون اثاث (خالی) به صورت شریکی با دامادمان خریده ام به مبلغ 90 هزار‏‎ ‎‏تومان که مبلغ 45 هزار تومان آن را من داده ام، آیا به این مغازه خمس تعلق می گیرد؟ ‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، مغازه اگر پول خرید آن از درآمد کسب بوده خمس دارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : آیا به آنچه که اقوام و دوستان به عنوان چشم روشنی به منزل شخصی می آورند، خمس و غیره‏‎ ‎‏تعلق می گیرد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، هبه و هدیه خمس ندارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اسباب و اثاثیه ای که زن با خودش به عنوان جهیزیه از خانۀ پدرش می آورد خانۀ شوهر، آیا این ها‏‎ ‎‏هم خمس ...   دارد یا خیر؟ ...

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، جهیزیه خمس ندارد. لوازم زندگی تا از مورد حاجت بودن خارج نشده خمس‎ ‎ندارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

اَلسُّؤالُ : مَن کانَ لَهُ ثَوبُُ اِستَعمَلَهُ مُدَّةََ ، ثُمَّ تَرَکَهُ لِمُدَّةِ سَنَةِِ لِاستِغنائِهِ عَنهُ أَو لِبُعدِهِ عَنهُ مَعَ‏‎ ‎‏اِحتِیاجِهِ إِلَیهِ ، فَهَل یَجِبُ الخُمسُ فِی الصُّورَتَینِ؟‏

‏‏اَلجَوابُ : بِسمِهِ تَعالَی، لا یَجِبُ تَخمیسُهُ مَعَ الأِحتِیاجِ إِلَیهِ وَ یَجِبُ مَعَ الأِستِغناءِ عَنهُ . (اَلأِمامُ الخُمَینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : آیا به وسایل اضافی منزل ـ از قبیل فرش، پنکه، کولر، ظروف چینی و غیر  چینی‏‎ ‎‏و غیره ـ خمس تعلق می گیرد؟ و اگر می گیرد، به چه نحو؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر مورد حاجت نیست و از درآمد کسب تهیه شده خمس‎ ‎دارد و میزان، قیمت فعلی آن است . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اگر شخصی صاحب دختر باشد و از چند سال قبل از شوهر دادن دختر، مقداری وسایل منزل و طلا‏‎ ‎‏و پارچه و غیره جهت نامبرده تهیه کند، آیا به این ها هم خمس تعلق می گیرد؟ و به چه نحو باید عمل‏‎ ‎‏شود؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر احتیاج دارد و لازم است به همین ترتیب تهیه شود خمس ندارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اگر کسی چیزی را که جزء مؤونه حساب می شود خریداری کند ـ مانند خانه و‏‎ ‎‏فرش و امثال آن ـ و بعد از چند سال احتیاجش برطرف شد، و قیمت آن از موقع خرید‏‎ ‎‏زیادتر شده، آیا زیادی آن خمس دارد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر با پول غیر مخمس خریده، موقعی که احتیاج برطرف شد،‎ ‎به قیمت فعلی خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : مجله و روزنامه که پس از خواندن بایگانی می شود خمس به آن تعلق می گیرد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر از مورد حاجت بودن خارج شود و دارای ارزش باشد‎ ‎خمس دارد . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : در باب خمس راجع به چیزی که بعد از سال ربح از آن بی نیاز شده، در حاشیۀ‏‎ ‎‏عُروَه می فرمایید: «اَلأَقوَی عَدَمُ الوُجُوبِ إِذَا استَغنَی عَنها بَعدَ عامِ الرِّبحِ» ، حالا زیاد‏‎ ‎‏شنیده شده که نظر مبارک تغییر نموده و در فرض مسأله ، قائل به وجوب شده اید، آیا‏‎ ‎‏صحیح است یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، چیزی که از رِبحِ کسب به حساب مؤونه تهیه شده ، اگر بعد از‎ ‎سالِ کسب از مؤونه بودن خارج شده ، در همان موقعِ خروجِ از موردِ‎ ‎حاجت ، باید تخمیس شود . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : به حضرت مُستطاب عالی نسبت می دهند که اگر کسی خانه اش را‏‎ ‎‏فروخت که تبدیل به خانۀ دیگر نماید (بَدَل و مُبدَل مِنه در زمینۀ احتیاج و مؤونه بودن‏‎ ‎‏است) که فرموده اید : به مجرد این که خانه پول شد، از حکم مؤونه خارج شده، اول‏‎ ‎‏باید خمس آن داده شود، بعداً تبدیل شود. آیا این نسبت هم صحیح است یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، منزل مسکونی اگر از رِبح کسب تهیه شده، در صورت فروش‎ ‎آن بعد از سال کسب، وجه فروش آن باید تخمیس شود و لو آن که بخواهد‎ ‎آن وجه را در خرید مسکن مورد حاجت صرف کند، ولی اگر منزل‎ ‎مسکونی را به منزل دیگر مورد حاجت تبدیل کند، خمس ندارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : در رسالۀ عملیه حضرت آیت الّلهی آمده است: «هرگاه چیزی برای مؤونه از‏‎ ‎‏رِبح سال تهیه کنند و آن را در سال بعد بفروشند ، واجب است خمس آن را فوراً بدهند‏‎ ‎‏و اگر در فروش، ربح به دست آمده، ربح آن جزء درآمد سال فروش محسوب‏‎ ‎‏می شود»، بفرمایید اگر این مؤونه را به عنوان تعویض بفروشد، یعنی مثلاً فرش را‏   می فروشد که فرش دیگری تهیه نماید، آیا به طریق مذکور باید خمس ادا نماید یا‏‎ ‎‏چون سلب احتیاج نشده، حکم دیگری دارد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر مؤونه را به مؤونۀ دیگر تبدیل کند خمس ندارد، ولی اگر بعد‎ ‎از سال، مؤونه را بفروشد، پول فروش آن، بدون انتظار سرسال خمس دارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : آیا اشیایی که قبلاً مورد استفاده و از مؤونه بوده بعداً از استفاده خارج شده، آیا تا‏‎ ‎‏فروخته نشده مشمول خمس می گردد مجدداً یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر از ارباح مکاسب باشد خمس دارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : در سال 54 زمین مختصری را که تقریباً 95 متر می باشد از طرف یکی از مراجع‏‎ ‎‏تقلید به عنوان سهم امام به ما دادند و ما نیز چون خانه نداشتیم، مقداری از اثاثیۀ منزل‏‎ ‎‏را فروخته و مبلغی نیز قرض کردیم تا آن را به صورت خانه درآوردیم و مدتی نیز در‏‎ ‎‏آن منزل سکونت داشتیم و بعداً به مدت دو ـ سه سال اعزام به شهرستانی شدیم و در‏‎ ‎‏آن جا به تبلیغ مشغول بودیم و این خانه در عرض این مدت خالی بود؛ آیا چنین منزلی‏‎ ‎‏مُتعلَّق خمس قرار می گیرد یا نه؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، زمین آن خمس ندارد و مابقی اگر از ارباح مکاسب، بدون‎ ‎دادن خمس، در آن صرف شده با خروج از محل حاجت، خمس دارد و‎ ‎اگر محل حاجت است و لو به این که بعداً باید به آن خانه برگردید خمس‎ ‎ندارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : طبق جواب استفتایی سابقاً مرقوم فرموده اید: «اگر مؤونه را بعد از یک سال‏‎ ‎‏فروختند و بخواهند تبدیل به مؤونۀ دیگری کنند که احتیاج دارند، اگر چه بعد از‏  تخمیس از بقیه پول نتواند مؤونۀ لازم را تهیه کند، خمس ساقط نیست» و فعلاً نقل‏‎ ‎‏فرمودند که فتوا به عدم وجوب خمس داده شده؛ نظر مبارک در این موضوع تغییر‏‎ ‎‏کرده یا جهت دیگری دارد»؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر با پرداخت خمس پول فروش مؤونه نمی تواند آن مؤونۀ‎ ‎مورد حاجت را با بقیۀ پول تهیه کند، پرداخت خمس در این صورت لازم‎ ‎نیست .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : شخصی خانۀ کوچکی دارد و به خانۀ بزرگ تر نیازمند است؛ وی اول، خانۀ‏‎ ‎‏بزرگ تر را قولنامه می کند و بعداً خانۀ قبلی را می فروشد و بدهی خانه ای را که قباله‏‎ ‎‏کرده می پردازد. آیا به پول وصول شدۀ خانۀ کوچک تر خمس تعلق می گیرد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر خانۀ کوچک، از درآمد کسب و حقوق، بدون دادن خمس‎ ‎تهیه شده، پولِ فروشِ آن خمس دارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : با نهایت احترام به عرض می رساند: این جانب یک باب منزل مسکونی داشتم،‏‎ ‎‏آن  را به علت دور بودن به محل کارم به مبلغ 67000 تومان فروختم، ولی با این‏‎ ‎‏پول  در نزدیکی محل کارم نتوانستم منزلی تهیه نمایم؛ خانه ای در نزدیکی محل‏‎ ‎‏کارم  اجاره کردم و این مبلغ را در بانک مسکن گذاشتم تا پس از مدتی، مقداری وام‏‎ ‎‏بگیرم و منزلی تهیه نمایم؛ آیا به این پول پس از گذشت سال، خمس تعلق می گیرد‏‎ ‎‏یا  خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، منزل اگر از درآمد کسب تهیه شده و پول خرید آن مخمس‎ ‎نبوده، پول فروش آن خمس دارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : کسی که در عرض سال خانه مسکونی خود را می فروشد که خانه جدید‏‎ ‎‏خریداری کند وجه خانه را در جریان معامله می اندازد استفاده هم می برد در همان‏‎ ‎‏سال یا سال آینده خمس خود ربح و استفاده را باید بدهد یا وجه اصل خانه و‏‎ ‎‏استفاده  آن؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر خانه فروخته شده از درآمد کسب تهیه شده و خمس آن‎ ‎داده نشده پول خانه هم خمس دارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : شخصی خانه ای داشته، فروخته است و خانه ای کوچک تر خریده و از پول خانه‏‎ ‎‏برای رفتن حج در بانک گذارده است. بفرمایید خمس دارد یا خیر؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر خانه را از درآمد و حقوق بدون دادن خمس تهیه کرده،‎ ‎پول فروش آن خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : منزل یا مؤونه دیگری که از ارباح مکاسب تهیه شده و بعد از چند سال‏‎ ‎‏می فروشند، به قیمت روز فروش خمس دارد یا به قیمت خرید، و بر فرض قیمت‏‎ ‎‏فروش اگر از قیمت خرید تنزل کرده باشد و کمتر شده باشد اگر به قیمت روز‏‎ ‎‏فروش  خمس بدهد، کافی است یا مقداری که از قیمت خرید تنزل کرد ضامن‏‎ ‎‏است؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، میزان قیمت روز فروش است ولو کمتر از قیمت خرید باشد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : زیدی مبلغ چهار هزار تومان پس انداز نموده است؛ سپس با مبلغی قرض‏‎ ‎‏الحسنه خانه ای خریداری نموده و بعد از چند سال به مبلغ دویست و چهل و هفت‏‎ ‎‏هزار تومان فروخت و از آن مبلغ، به اضافۀ مبلغ دیگر، خانه ای خریداری نموده؛ آیا به‏‎ ‎‏مبلغ دویست و چهل و هفت هزار تومان که بنای حساب سال گذاشته، خمس تعلق‏‎ ‎‏می گیرد یا خیر؟‏

‏‏پاسخ  : بسمه تعالی، مبلغ پس انداز و پولی که بابت ادای بدهی داده اگر از درآمد‎ ‎کسب بوده ، [و] پولِ فروشِ خانه خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اگر خانۀ مسکونی که از طریق دریافت وام خریداری شده، اکنون به قصد‏   پرداخت قروض و تعویض محل زندگی ـ و نه به قصد سودجویی ـ فروخته شود تا در‏‎ ‎‏محلی دیگر خانه ای خریداری شود، آیا پول موجود که از فروش خانه در دست‏‎ ‎‏می باشد، حتی اگر سال خمسی بر آن نگذشته باشد، مشمول پرداخت خمس می شود‏‎ ‎‏یا خیر؟ اگر مشمول پرداخت خمس می شود، ممکن است با پول باقیمانده نتوان خانه‏‎ ‎‏برای سکونت خرید، در این صورت باز هم باید خمس پرداخت شود؟ یا این که‏‎ ‎‏اصولاً خانۀ مسکونی موجود را نباید فروخت که در این صورت، زندگی در محل‏‎ ‎‏فعلی مشکل است (از جهات رعایت بعضی مسائل شرعی)؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، نسبت به هر مقدار که قرض خانه از درآمد کسب و حقوق‎ ‎پرداخت شده، پول فروش خانه خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : شخصی خانه ای را در پانزده سال پیش تهیه کرده و مسلّم می داند که خمس‏‎ ‎‏بدهکار نیست و پول زمین خانه را خمسش را پرداخته است و هر وقت از خرج سال‏‎ ‎‏زیادتر داشته، خمس پرداخت نموده، ولی حالا فراموش کرده که آیا آنچه در خلال‏‎ ‎‏سال تهیه نموده خمس داده یا جزء مؤونه به حساب آورده؛ اکنون می خواهد خانه را‏‎ ‎‏ـ چون در جوار حمام است و زیاد ناراحت هستند خانواده اش ـ بفروشد و خانۀ‏‎ ‎‏دیگری تهیه کند؛ آیا به مجرد فروش باید خمس بدهد ولو این که این پول را گرفته و به‏فاصلۀ چند روز بابت بهای خانۀ جدید پرداخت می نماید؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، در فرض مرقوم، باید پول فروش خانه را احتیاطاً بپردازد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : شخصی منزل مسکونی دارد، قصد فروش آن را نموده تا منزل بزرگ تری‏‎ ‎‏خریداری نماید، قبل از فروش منزل، منزلی نسیه به عنوان قرض خریداری کرده تا‏‎ ‎‏پس از فروش منزل قبلی، وجه خرید منزل نسیه را بپردازد؛ تکلیف این شخص را در‏‎ ‎‏مورد خمس آن معین فرمایید. ‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر منزل را از درآمد کسب و حقوق، بدون دادن خمس تهیه‎ ‎کرده، پول فروش آن خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : جنسی «مثلاً فرش» برای منزل خریداری شده و حالا به علت نیاز می خواهند‏‎ ‎‏آن را بفروشند. تکلیف پولی که در این مدت به قیمت فرش اضافه شده چیست؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر پول خرید فرش از درآمد کسب، غیر مُخَمَّس بوده، تمام‎ ‎پول فروش آن خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اگر چیزی از لوازم زندگی ـ مانند فرش ـ بعد از چند سال استفاده، فروخته شود،‏‎ ‎‏آیا به مبلغ فروش ، خمس تعلق می گیرد؟ در صورت عدم تعلق خمس، اگر بیش از مبلغ‏‎ ‎‏خرید، فروخته باشد نسبت به درآمد حاصله چه حکمی دارد؟‏

‏‏پاسخ : بسمه تعالی، اگر از درآمد کسب و حقوق تهیه شده بدون دادن خمس ، پولِ‎ ‎فروشِ آن خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : 1- شخصی حیاطش [خانه اش] را فروخته سیصد هزار تومان و صد هزار تومان هم گذاشته‏‎ ‎‏روی سیصد هزار تومان، یک حیاط دیگر [خانه دیگر] خریده چهارصد هزار تومان، حالا به آن‏‎ ‎‏سیصد هزار تومان که حیاط قبل را فروخته خمس تعلق می گیرد یا نه؟‏   2-  شخصی حیاط خودش را فروخته ، بعد از یک سال یک مقدار گذاشته روی آن‏‎ ‎‏پول ، حیاط دیگر خریده ، آیا خمس تعلق می گیرد یا نه؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، 1 و 2. اگر منزل قبلی را از درآمد کار بدون دادن خمس تهیه‎ ‎کرده و در سال بعد فروخته، خمس پول را باید بدهد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : شخصی زمین خریده، در وقت ساختن حیاط [ساختن خانه]، یک عدد دکان هم ساخته از پول کارگری و توی آن‏‎ ‎‏دکان اجناس هم ریخته، به‏‎ ‎‏خود آن دکان خمس تعلق می گیرد یا نه؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، دکان به قیمت فعلی خمس دارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : شخصی ماشین خریده برای سوار شدن خود و عیالش، حالا ماشین قبلی را‏‎ ‎‏فروخته و ماشین تویوتا گرفته برای کار کردن، آیا به ماشین قبلی که پیکان بوده خمس‏‎ ‎‏تعلق می گیرد یا نه؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر در سال بعد فروخته خمس دارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3

*********************************************
پرسش : مدت بیست سال با حقوق کارگری، زمینی برای منزل تهیه کردم ـ البته با داشتن‏‎ ‎‏سال که هر سال، مازاد اضافی درآمد خود را حساب می کردم ـ در مدت این بیست‏‎ ‎‏سال هم آن زمین را به صورت ساختمانی در آوردم؛ البته باید عرض کنم چون عائلۀ‏‎ ‎‏من زیاد شد و احتیاج به منزلی بزرگ تر پیدا نمودم، آن منزل را فروختم و منزلی‏‎ ‎‏بزرگ تر تهیه نمودم و مقداری روی پول آن منزل قبلی گذاشتم و آن منزل را تهیه کردم؛‏‎ ‎‏استدعا دارم نسبت به پرداخت وجوهات، این جانب را آگاه فرمایید؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، به ترتیبی که نوشته اید منزلی را که فروخته اید باید خمس آن‎ ‎را بپردازید و چنانچه نقداً ندارید، می توانید تدریجاً و هر وقت داشتید‎ ‎بپردازید. ان شاء الله‌ موفق باشید . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : شخصی منزل مسکونی خویش را فروخته و قبل از فرا رسیدن سال خمسی با‏‎ ‎‏آن پول، خانه می سازد، آیا این پول متعلَّق خمس است یا نه؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر منزل فروخته شده از درآمد کسب، بدون دادن خمس تهیه‎ ‎شده و در سال بعد فروخته شده، باید پول آن تخمیس شود .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : شخصی منزل مسکونی خویش را فروخته . این شخص با همان پول و پول هایی دیگر، منزلی سه طبقه می سازد که یک طبقۀ آن کاملاً مطابق‏‎ ‎‏شأن او بوده و دو طبقۀ دیگر را به اجاره داده، حال خمس سه طبقه را بپردازد یا دو طبقۀ اضافی آن‏‎ ‎‏متعلَّق خمس است.‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر از پولِ مُتعلَّقِ خمس تهیه شده، باید خمس تمام داده شود . (امام خمینی)


http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اگر شخصی تنها خانه ای را که دارد و برای زندگی او و اهل او کوچک می باشد،‏‎ ‎‏بفروشد و در نظر داشته باشد پول آن را به همراه مقدار پولی که ذخیره کرده است و‏‎ ‎‏خمس آن را داده، جمعاً برای خرید یک خانۀ بزرگ تر به مصرف برساند، آیا خمس به‏‎ ‎‏پول خانۀ فروخته شده تعلق می گیرد یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر خانه را از درآمد کسب و حقوق بدون دادن خمس تهیه‎ ‎کرده، پول فروش آن خمس دارد .  (امام خمینی)


http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : خانه ای داشتم قدیمی، سال 59 فروختم به مبلغ 200 هزار تومان، وجه آن را به‏‎ ‎‏بانک گذاشتم که بانک هم مقداری وام به بنده بدهد تا این که خانه بخرم و لکن به‏‎ ‎‏قدری وضع خانه بالا و گران است که هنوز هم ما بی خانمانیم و نتوانستیم خانه بخریم ،‏  آیا واجب است بنده خمس پول خانه را بدهم؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر خانه از درآمد کسب بدون دادن خمس تهیه شده، باید‎ ‎خمس پول آن داده شود ، پس از اجازه فقیه .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : ضمن سلام؛ این جانب حیاط مسکونی [خانه مسکونی] خود را در اثر عدم تکافُؤ به نیازهای‏‎ ‎‏شخصی در مقابل 000 / 230 تومان فروخته و بلافاصله منزل دیگری در مقابل‏‎ ‎‏چهارصد هزار تومان خریده و در قبال حیاط خریده شده، مبلغ 000 / 145 تومان به‏   بانک مسکن و دوتا مؤمن بدهکارم و از مال دنیا چیز دیگری هم ندارم، آیا به مبلغ‏‎ ‎‏حیاط فروخته شده خمس تعلق می گیرد یا نه؟ خواهشمند است فتوای امام امت را در‏‎ ‎‏مورد یاد شده مرقوم فرمایید. اَجرُکُم عِندَالله‌‏ِ .

پاسخ : بسمه تعالی، اگر حیاط فروخته شده را از درآمد کسب و حقوق ، بدون دادن‎ ‎خمس، تهیه کرده اید پول فروش آن خمس دارد .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : شخصی از درآمد بین سال، خانه ای در تهران خریده و پس از چند سال‏‎ ‎‏سکونت، آن را فروخته، در منطقۀ دیگر زمینی خریده از پول آن و دو طبقه ساختمان‏‎ ‎‏ساخته؛ طبقۀ تحتانی به صورت مغازه و دو باب از پنج مغازۀ نامبرده را به مبلغ یک صد‏‎ ‎‏و ده هزار تومان به عنوان سرقفلی فروخته و دو قسمت طبقۀ فوقانی را جهت سکونت‏‎ ‎‏خود ساخته است و سه باب مغازه را هم خودش در آن ها کسب می کند؛ آیا پول‏‎ ‎‏ساختمان اول خمس دارد؟ و مغازه ها و سرمایۀ آن جزء سرمایه است و باید خمس‏‎ ‎‏بدهد یا نه؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، پول ساختمان اول خمس دارد و آنچه با آن پول، بدون دادن‎ ‎خمس، تهیه شده باید تخمیس شود .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : شخصی ...  یک قطعه زمین از درآمد بین سال خریده و پس از چند سال به دو نفر از فرزندان‏‎ ‎‏خود می بخشد که برای خود خانه بسازند و ازدواج کنند، آیا زمین نامبرده را پدر باید خمس بدهد؟ و بر‏‎ ‎‏فرض وجوب خمس، به قیمت خرید باید خمس بپردازد یا به قیمت امروز؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر زمین را برای تهیۀ منزل نخریده، به قیمت فعلی خمس دارد و پدر باید خمس‎ ‎آن را بدهد و تا خمس نداده، فرزندان نمی توانند در آن تصرف کنند؛ مگر با اجازۀ حاکم شرع‎ ‎خودشان خمس را بپردازند .  (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : شخصی ... برای امرار معاش خود ،‏‎ ‎‏ماشین وانت باری می خرد و از حمل بار و مسافر و دریافت کرایۀ آن استفاده می کند، آیا ماشین، جزء‏‎ ‎‏سرمایه است و باید خمس آن را بدهد یا نه؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، خمس دارد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اشخاصی که مؤونه خود را مثل منزل و فرش و غیرهما را از منافع بین سال خود‏‎ ‎‏تهیه کرده و بعد از یک سال یا چند سال می فروشند که مؤونه دیگری تحصیل کنند که‏‎ ‎‏لازم است ،  در جواب بعضی استفتاها مرقوم فرموده شد که به مجرد فروش باید‏‎ ‎‏تخمیس شود، بنابراین خمس قیمت فروش یا روز خروج از مؤونه را باید بدهد یا‏‎ ‎‏خمس روز خرید چون در جواب بعضی استفتاها مرقوم فرموده شده که خمس قیمت‏‎ ‎‏روز فروش واجب است و از جواب بعضی استفتاها استفاده می شود خمس روز‏‎ ‎‏خرید واجب فوری است و زاید آن جزو منافع سال فروش است که تا آخر سال‏‎ ‎‏وقت  دارد.‏

پاسخ : بسمه تعالی، خمس قیمت فروش را فوراً باید بدهد . (امام خمینی)
http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : اگر کسی در بین سال از منافع و درآمد خود منزلی بسازد یا فرشی تهیه کند و بعد‏‎ ‎‏از یک سال یا بیشتر آن منزل را بفروشد و هنوز آخر سال خمسش نرسیده ـ یا اگر سال‏‎ ‎‏نداشته قبل از گذشتن یک سال از فروش آن ـ منزل دیگری که محتاج بوده خریده باید‏‎ ‎‏تخمیس گردد یا منزلی که خریده تخمیس شود یا چون مؤونه صرف در مؤونه شده‏‎ ‎‏ودر بین سال هم بوده خمس ندارد؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، پول فروش خانه اول خمس دارد و اگر بدون تخمیس خانه‎ ‎دیگر خریده باید به حاکم شرع مراجعه کند . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : این جانب تا قبل از انقلاب محل کارم در اصفهان بوده و در اصفهان خانه ای‏‎ ‎‏برای سکونت خریداری نمودم که خمس پول آن را نداده ام؛ به علاوه زمینی نیز‏‎ ‎‏خریداری نمودم که با پول خمس داده بوده است. اکنون که پس از پیروزی انقلاب‏‎ ‎‏به  اردکان یزد منتقل شده ام، برای تهیۀ منزل مسکونی، خانه و زمین اصفهان را‏‎ ‎‏فروخته  و با پول آن دو، منزلی تهیه نموده ام و مقداری از پول آن دو (زمین و خانه)‏‎ ‎‏زیاد آمده است؛ خواهشمند است تکلیف این جانب را نسبت به مازاد پول تعیین‏‎ ‎‏نمایید.‏

پاسخ : بسمه تعالی، در فرض مرقوم، تمامِ پولِ فروشِ خانه خمس دارد .  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : آیا می توان با پول خمس و سهم امام به کمیتۀ امداد امام خمینی کمک نمود یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، عجالتاً اجازه نمی دهم .    (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : با توجه به فتوای حضرت عالی در مورد شخصی که حیاط مسکونی [منزل مسکونی] خود را در‏‎ ‎‏بین سال خمسی می فروشد تا حیاط بزرگتری تهیه نماید که ظاهراً می فرمایید: به‏‎ ‎‏محض تبدیل شدن به وجه نقد، خمس همه ‏ آن را باید بدهد و با توجه به این که ممکن‏‎ ‎‏است موقع باز کردن حساب سال ، آن حیاط ، مصالحه شده باشد و از طرفی هم معمولاً‏  همه‏ پول حیاط یا بیشتر را صرف در خریداری حیاط جدید [منزل جدید] می کند، آیا‏‎ ‎‏راهی برای‏‎ ‎‏تخفیف این طور اشخاص وجود دارد و اجازه می فرمایید مقداری به ایشان بخشیده‏‎ ‎‏شود یا خیر؟

پاسخ : بسمه تعالی، اگر خانۀ مسکونی از درآمد کسب تهیه شده، پول فروش آن‎ ‎خمس دارد و چنانچه خمس خانه را داده یا با او مصالحه شده، پول‎ ‎فروش آن خمس ندارد . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

* معنای دستگردان در خمس و ثمره  آن چیست ؟  جواب : دستگردان اين است كه حاكم شرع يا وكيل او با كسى كه خمس بدهكار است و توانايى دادن آن را به راحتى ندارد، مقدار خمس را اخذ و اعطا مى  كند و ثمره   ى آن اين است كه خمس از عين به ذمّه منتقل مى  شود و بدهكارِ خمس بعدا آن را ـ هر چند به تدريج ـ مى  دهد .  (آیت الله بهجت)

* معناى مصالحه كردن در خمس را با يك مثال روشن فرماييد كه آيا مصالحه، بخشيدن مقدارى از بدهى خمسى مكلَّف و پرداخت كننده خمس است يا چيز ديگرى است؟  جواب : معناى مصالحه بخشيدن نيست ؛ بلكه در موردى است كه مقدار خمس معلوم نيست كه حاكم شرع در اين جا با شخص ـ مثلاً ـ مصالحه به نصف مى  كند .  (آیت الله بهجت)

http://v0.bahjat.ir/index.php/ahkam/esteftahat/113-2011-09-06-09-22-38.html
*********************************************

دستگردان به معنای گرفتن وجوه شرعی از مالک و بازگرداندن آن به وى است. عنوان دست گردان از عناوین جدید است که در کلمات معاصران در باب زکات و خمس مطرح شده است.  دست‌ گردان این است که حاکم شرع‌ (مجتهد جامع شرایط) یا وکیل او و یا فرد مستحق، وجوه شرعى، از قبیل زکات و خمس را از مالک بگیرد و آن را دوباره به وى برگرداند.  شارع مقدس جهت رفع نیاز نیازمندان، براى آنان سهمى معیّن به عنوان زکات، خمس یا غیر آن در اموال اغنیاقرار داده است. از این رو، توسل به حیله براى عدم پرداخت آن و در نتیجه تضییع حق نیازمندان جایز نیست. براین اساس، حاکم شرع نمى ‌تواند مالى را به عنوان زکات یا خمس از مالک بگیرد و سپس آن را به وى ببخشد و با این حیله، ذمه‌ او را از حقّى که بر عهده‌اش آمده فارغ سازد. چنان که فقیرِ مستحق نیز حق ندارد با تبانی قبلى با مالک، آن را این چنین دست گردان کند. اگر شخص مقدارى زیاد از وجوه شرعى بدهکار باشد، ولى در شرایط فعلى نتواند آن را ادا کند، در صورتى که قصد توبه دارد، بنابر قول برخى حاکم شرع، مى‌تواند با دست گردان کردن، ذمّه‌ او را فارغ سازد؛ هرچند بهتر آن است که با امید به تمکن مالى او در آینده، پرداخت تمامى آن ، هنگام تمکّن بر وى شرط شود ؛ لیکن برخى، قائل به چنین ولایتی براى حاکم شرع نشده و آن را تنها براى فرد مستحق با وجود داعی عقلایی جایز دانسته‌اند.  به تصریح برخى، کسى که خمس بدهکار است و نمى‌تواند یکباره آن را بپردازد، مى‌تواند با دست گردان کردن آن با حاکم شرع- در صورت صلاحدید- آن را از وى قرض بگیرد و سپس به تدریج بپردازد.  بنابر قول برخى، دَینى که از راه دست گردان بر ذمّه‌ شخص مى‌آید از مئونه به شمار نمى‌رود؛ از این رو، بدهکار نمى ‌تواند مبلغ بدهى را از سودِ سال کسر کند و سپس خمسِ سود باقىمانده را محاسبه نماید؛ بلکه باید ابتدا- بدون در نظر گرفتن دَین- خمسِ سودِ حاصل را محاسبه کند و آن را بپردازد و سپس از باقىمانده  آن، بدهی خویش را بپردازد .  دستگردان باید با مجتهد جامع شرایط یا نماینده  وى صورت گیرد .
دستگردان خمس دو گونه متصوّر است
۱- آنکه شخص تمامى مبلغ خمس را به حاکم شرع بپردازد و سپس آن را به قرض بگیرد.
۲- آنکه مقدارى از خمس را که نزدش ‌موجود است به حاکم بپردازد وحاکم پس از قبول ، آن را به وى قرض دهد، و سپس شخص براى بار دوم همان مبلغ را به حاکم بپردازد و حاکم دوباره آن را به وى برگرداند و همین طور تا پرداخت همه‌ مبلغ بدهکارى. در این صورت نیز تمامى مبلغ خمس، به عنوان قرض به ذمه‌ شخص، منتقل مى‌شود و او بدهکار خمس به حاکم مى‌گردد. 
فایده‌ دستگردان این است که خمس به ذمّه‌ی شخص، منتقل مى‌شود و در نتیجه مى‌ تواند در اموالى که خمس به آنها تعلّق گرفته تصرف کند و اگر با آنها تجارت کند، سود حاصل، از آنِ او خواهد بود، در حالى که بدون دست گردان، تصرف در آن اموال ، حرام و در صورت تجارت، تنها مالک بخشى از سود خواهد شد نه همه‌ی آن .    [http://wikifeqh.ir/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86]

*********************************************

پرسش : بعضی از مؤمنین سؤال می کنند: جاهایی به میهمانی دعوت می شویم که یقین داریم حساب سال‏‎ ‎‏ندارد؛ غذا خوردن و بقیۀ تصرفات ما در منزل این طور اشخاص چه صورت دارد؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر وجود خمس در غذا و چیزهای دیگری که مورد استفاده است معلوم نباشد‎ ‎جایز است .  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : کسی که خانه مسکونی خود را می فروشد، اگر خمس آن را بدهد نمی تواند با‏‎ ‎‏بقیه آن خانه دیگری که لازم دارد تهیه کند و ناچار باید قرض کند تا بتواند خانه‏‎ ‎‏مناسب حال خود و همچنین سایر شؤون را تهیه کند. در این صورت خمس لازم‏‎ ‎‏است یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، خمس واجب است و می تواند  دستگردان  کند تا به تدریج ادا‎ ‎نماید . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3
*********************************************

پرسش : محترماً پس از ادای وظیفه دعاگویی، معروض می دارد این که فرموده اید که «اگر‏‎ ‎‏کسی خانۀ مسکونی خود را که از درآمد سال های قبل خریده است، برای تبدیل به‏‎ ‎‏احسن بفروشد، باید خمس آن را بدهد». حال اگر بخواهد خمس را بپردازد، دیگر‏‎ ‎‏نمی تواند خانه ای که در خور شأن او است تهیه کند؛ آیا در این صورت نیز باید خمس‏‎ ‎‏را بپردازد یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، در فرض مرقوم، دادن خمس لازم نیست .  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : شخصی منزلش را برای تهیۀ منزلی دیگر ـ به دلایلی ـ فروخته؛ در صورتی که‏‎ ‎‏خانۀ فروخته شده را از منافع بین سال قبل تهیه کرده باشد، آیا باید خمس آن را بدهد‏‎ ‎‏یا خیر؟ و در صورتی که خانه را از پول تخمیس شده خریده باشد و موقع فروش،‏‎ ‎‏استفاده برده باشد، با توجه به این که خانه ای دیگر ندارد و مجبور است خانه بخرد،‏‎ ‎‏باید خمس سود حاصل از فروش خانه را بپردازد یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر از درآمد سال، بدون پرداخت خمس تهیه شده، پول‎ ‎فروش آن خمس دارد و گر نه خمس ندارد . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : چنانچه کسی فرش و یا وسیلۀ نقلیه شخصی و یا غیر از آن ها را از منافع بین‏‎ ‎‏سال خریده باشد، اگر در سال های بعد برای تعویض و یا تهیۀ وسیلۀ مورد نیاز دیگر‏‎ ‎‏آن را بفروشد، آیا باید خمس آن را بدهد یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، پول فروش مذکورات در فرض سؤال، خمس دارد .  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : کارگر یا کاسب جزء، خانه را به مبلغ مثلاً بیست هزار تومان به اقساط‏‎ ‎‏می خرد؛  پس از چند سال، این خانه را در اثر ترقّی محل به مبلغ دویست هزار تومان‏‎ ‎‏در بین سال خمسی می فروشد و بلافاصله خانۀ دیگری که یک اتاق اضافه دارد و‏‎ ‎‏مورد احتیاج او است، به مبلغ سیصد هزار تومان می خرد و صدهزار تومان هم از‏‎ ‎‏بانک  و غیره قرض می نماید و به اقساط می پردازد. بفرمایید: با این گونه نقل و انتقال‏‎ ‎‏در  بین سال خمسی، در صورتی که سلب احتیاج او از خانۀ مسکونی نشده، آیا‏‎ ‎‏این گونه ترقّیات سُوقِیّه و خرید و فروش در بین سال موجب پرداخت خمس می شود‏‎ ‎‏یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر اقساط خانه را از درآمد کسب و حقوق پرداخته اید، پول‎ ‎فروش خانه خمس دارد . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : کسانی که زمینی را می خرند و خانه می سازند و می فروشند به آن ها به اصطلاح، بساز و بفروش‏‎ ‎‏می گویند، یا پاساژ و سرا می سازند و مغازه های آن را به عنوان سرقفلی می فروشند و در رأس سال‏‎ ‎‏خمسی، این خانه ها یا مغازه ها را از آن ها می خرند و مالک برای این که گران تر بفروشد نمی فروشد و‏‎ ‎‏بعد از گذشتن سال خمسی قیمت تنزل می نماید، بفرمایید: آیا این هم مثل اجناس تجارتی است و‏‎ ‎‏قیمتِ رِبحِ قبل از سال را باید خمس بدهد یا هر وقت فروخت، خمس سود را بدهد؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، با مراجعه به حاکم شرع و اجازۀ فروش مذکور، نسبت به قیمت فروش خمس‎ ‎بدهد . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : پس از ابلاغ سلام؛ چه می فرمایید دربارۀ کسی که خانۀ خود را فروخته و نصف‏‎ ‎‏خانه را قبلاً به عیال خود بابت مهریه واگذار کرده و اکنون نمی تواند با قیمت نصف‏‎ ‎‏خانه که مال خود او است، خانۀ دیگری مانند خانۀ اول تهیه نماید؛ آیا این شخص باید‏‎ ‎‏خمس سهم خود را پس از فروختن بپردازد یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر خانه را از درآمد کسب و حقوق قبل از ادای خمس تهیه‎ ‎کرده، نسبت به نصف خودش باید خمس بدهد . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش :  پس از سلام؛ لطفاً بفرمایید: اگر کسی خانه اش را بفروشد و خانه ای دیگر بخرد یا‏‎ ‎‏بسازد، به طوری که هنوز هم مقداری روی آن خانه بدهکار است، آیا پول خانۀ‏‎ ‎‏فروخته شده خمس دارد یا نه؛ اگر چه بر آن پول، سال نگذرد؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر خانۀ فروخته شده، از ارباح مکاسب و حقوق و درآمد‎ ‎بدون دادن خمس تهیه شده، پول فروش آن فوراً خمس دارد .  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اشخاصی که منزل مسکونی خود را می فروشند برای این که منزل دیگری که‏‎ ‎‏احتیاج دارند بخرند سابقاً فتوای حضرت آیت اللهی این بود که باید فوری به قیمت‏‎ ‎‏فروش خمس آن را بدهند، بعداً از حضرت آیت اللهی نقل فرمودند که اگر به دادن‏‎ ‎‏خمس نتوانند با بقیه، منزل مورد احتیاج خود را بخرند خمس ندارد، بنابراین اگر‏  می توانند فعلاً قرض کنند و منزل را بخرند و بعد از مدتی قرض خود را از درآمد شغل‏‎ ‎‏خود بدهند در این صورت هم خمس ندارد یا این که فقط عدم وجوب خمس منحصر‏‎ ‎‏است به این که اگر خمس منزل فروخته شده را بدهند برای آنها هیچ امکانی نداشته‏‎ ‎‏باشد منزل دیگری تهیه کنند و در هر صورت این حکم مختص منزل است یا این که‏‎ ‎‏کلیه مؤونه زندگی ، حکم آن ها با منزل یکی است؟ ‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر قرض کردن میسور باشد در این صورت باید خمس مؤونه‎ ‎فروخته شده را بپردازد و حکمِ فروشِ مؤونه برای تهیه همان نوع فروخته‎ ‎شده ،  حکم فروش مسکن برای تهیۀ مسکن است .  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : قبلاً اشخاصی که ماشین می خریدند هم برای کسب و هم برای سواری خانوادگی فرموده شده بود‏‎ ‎‏که آن مقدار که برای کسب است خمس دارد، بعداً از حضرت آیت اللهی نقل فرمودند که همه ماشین‏‎ ‎‏خمس ندارد، بنابراین اشخاصی که فعلاً طبق فتوای سابق با ما حساب کرده اند و دستگردان کرده اند،‏‎ ‎‏فعلاً که فتوا عوض شده آنچه سابق دستگردان شده بدهکارند یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر در استفاده شخصی به نحوی باشد که مورد حاجت صدق می کند خمس ندارد‎ ‎و در مواردی که به حساب بدهی دستگردان نمودند و بعداً معلوم شد بدهکار نیستند وجوب ادا‎ ‎ندارد .  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : اشخاصی منزل مسکونی خود را به علت کوچکی یا جهات دیگر می فروشند که‏‎ ‎‏منزل دیگری خریداری کنند؛ ممکن است پول منزل تا خرید منزل ثانی چند ماه بلکه‏‎ ‎‏تا یک سال طول بکشد، آیا در هر دو صورت باید مُخَمَّس شود یا در صورت دوم؟ و‏‎ ‎‏آیا فرقی بین عاجز (کسی که خمس را بدهد نمی تواند منزل مناسبی بخرد) و قادر‏‎ ‎‏هست یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، اگر خانه فروخته شده از درآمد کسب و حقوق تهیه شده باشد،‎ ‎پول فروش آن خمس دارد و اگر نمی تواند با دادن خمس، خانه تهیه کند‎ ‎بعداً بپردازد .  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : خانه ای را فروختیم که بعد از مدتی جست وجو نتوانستیم خانه ای تهیه نماییم و‏‎ ‎‏سال مالی سر رسید که در این مدت با این پول، هیچ معامله انجام نشده، آیا خمس یا‏‎ ‎‏سهم امام (عَلَیهِ السَّلامُ) به آن تعلق می گیرد؟ مقصود از سال مالی، حساب سال است.‏

پاسخ : بسمه تعالی، خانه اگر از درآمد کسب تهیه شده پول فروش آن خمس دارد؛‎ ‎مگر آن که با پرداخت خمس، نتواند خانۀ مناسب مورد حاجت با بقیۀ پول‎ ‎تهیه کند .  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : این جانب در حدود سال 48 خانه ای را به قیمت 000 / 27 تومان در تبریز‏‎ ‎‏خریداری نمودم که البته 000 / 15 تومان آن را به طور وام از بانک مسکن و بقیه را با‏‎ ‎‏کمک ابوی و فروش اموال تهیه و پرداخت نمودم. ‏دو سال بعد با فروش این منزل، خانه ای را در تهران به قیمت 000 / 47 تومان به‏‎ ‎ ‏مساحت 63 متر خریداری نمودم که 000 / 15 تومان از این پول را از محل وام و‏‎ ‎‏000 / 24 تومان آن را از محل فروش حیاط تبریز و بقیه را با قرض الحسنه تأمین و‏‎ ‎‏پرداخت نمودم . ‏ در سال 1356 خانۀ مذکور را به دلیل تبدیل به احسن و دارای اولاد شدن به قیمت‏‎ ‎‏000 / 315 تومان فروختم و خانه ای را به قیمت 000 / 350 تومان خریداری نمودم به‏‎ ‎‏مساحت 83 متر که دارای سه اتاق در ارتفاع بود؛ البته از اول هم خرید این خانه با‏‎ ‎‏عجله و سرعت و علی رغم میل خریداری شد و در این مدت، همسرم به علت‏مریضی، مبتلا به دیسک کمر شد و رفتن از پله، مخصوصاً در این ساختمان که پله ها‏‎ ‎‏ارتفاعش از حد معمول بیشتر بود، از طرف دکتر منع شد و ما ناچار خانه را‏‎ ‎‏علی رغم  حدود 000 / 40 تومان خرج به قیمت خریداری شده، فروختیم و پول را در‏‎ ‎‏بانک مسکن به مدت یک سال به طور سپرده گذاشتم تا به امید خدا پس از یک سال،‏‎ ‎‏با  اعتبار پول سپرده و اخذ وام، خانه ای بهتر بخرم که در این فاصله، مسألۀ مجوّز‏‎ ‎‏مسکن مطرح و متعاقب آن، خانه ها به شدت گران شد، به طوری که الآن همان خانه‏‎ ‎‏به  هشت صد هزار تومان معامله می شود و من هم تا کنون موفق به اخذ مجوّز‏‎ ‎‏نشده ام.  تازه اگر مجوز هم بگیرم، دیگر حتی صاحب همان خانۀ فروخته شده‏‎ ‎‏نخواهم  شد ... آیا با توجه به عرایض بالا ، حقوق شرعی به گردن حقیر است یا خیر؟ و اگر‏‎ ‎‏هست، چگونه باید تأدیه نمایم؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، آنچه از مبلغ مذکور که از درآمد کسب باشد خمس دارد . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : منزلی را از منافع کسب خریده ام برای سُکنا، بعد از چند سال فروختم چهارصد‏‎ ‎‏هزار تومان، خمس دارد یا خیر؟‏

پاسخ : بسمه تعالی، خمس دارد . (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : بسمه تعالی ‏ ‏ محضر امام امت، آیت الله‌ العظمی خمینی بت شکن، پس از عرض ادب و سلام‏ این جانب منزلی را با گرفتن وام قرض الحسنه و کمک دوستان خریداری کرده و‏‎ ‎‏بدهکاری ها را نیز پرداخت نموده ام، آن گاه به جهت مسائل اخلاقی بچه ها، منزل را‏‎ ‎‏فروخته به 300 هزار تومان، که مبلغ مذکور را در بانک مسکن، جهت دریافت وام و‏‎ ‎‏خریدن مسکنی مناسب تر، به ودیعت سپرده ام. ‏ استفتا این است که آیا این مبلغ، خمس دارد و چنانچه بخواهم خمس آن را یک جا‏‎ ‎‏بدهم، می توان گفت که مسألۀ خرید منزل منتفی می شود. ضمناً سپرده را حتماً باید‏‎ ‎‏یک سال تمام در بانک مسکن بگذارم. لطفاً راهنمایی فرمایید چه باید کرد؟‏  (12 / 2 / 1361‏)


پاسخ : بسمه تعالی، در فرض سؤال، بدهی اگر از درآمد کسب پرداخت شده، پول‎ ‎فروش منزل خمس دارد. می توانید با یکی از وکلای مُسلّمُ الوکالۀ‎ ‎این جانب دستگردان نمایید و به تدریج بپردازید .  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************

پرسش : شخصی برای سکونت خود، در مدت چند سال خانه ای‏‎ ‎‏ساخته و چندین سال هم در آن سکونت نموده، و بعد از فروش، با پول آن خانه ای‏‎ ‎‏دیگر برای سکونت خود ساخته است. آیا به پول خانۀ فروخته شده، خمس تعلق‏‎ ‎‏می گیرد؟ ‏

پاسخ : بسمه تعالی، خانۀ مزبور، اگر از ارباح مکاسب تهیه کرده، خمس آن را بعد‎ ‎از فروختن بدهد .  (امام خمینی)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_120783/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D9%85%D8%B3 .

*********************************************
پرسش : از آن جناب نقل شده که اگر کسی خانه یا ماشینی به